دانلود طرح های رنگ آمیزی فانتزی کودکان

تحقیق پیرامون باغ های ایرانی و سایر کشورها

دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران

نگاهی به دستاوردهای انقلاب اسلامی

صدور فرمان حضرت امام (ره) درباره ی «سلمان رشدی» مرتد به خاطر توهین به مقدسات اسلام، یکی از دست آوردهای انقلاب اسلامی ایران است که این اقدام شجاعانه باعث تحقیر شدید دنیای غرب و عزت و سربلندی برای اسلام شد.

 

بیش از سی سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی می‌گذرد. این انقلاب پدیده ای الهی و مبارک بود که در اواخر قرن بیستم ، جهان را به لرزه درآورد و نور امید را در دل مسلمانان و مستضعفان عالم روشن کرد. اکنون پس از گذشت سه دهه از عمر گرانمایه ی این شجره ی پر امید، نیکوست به بازخوانی برخی دست آوردهای آن پرداخته شود تا برخی نینگارند که به سادگی به بار نشسته و در حفظ آن کوشاتر باشند.

این انقلاب عظیم، دست آوردهای فراوانی در داخل و خارج از کشور داشته و سال ها طول می کشد تا همه ی آثار و نتایج این پدیده ی الهی آشکار و مورد تحلیل قرار گیرد. در این مقاله گوشه ای از ابعاد وسیع آن مورد بررسی قرار می گیرد.

1-دست آوردهای سیاسی انقلاب اسلامی

الف- سیاست داخلی

1-حاکمیت اسلام بر پایه ولایت فقیه : هدف اصلی و اساسی ادیان الهی ، رشد و تکامل بشر بر مبنای توحید، از طریق دعوت به مبارزه با کفر و شرک و الحاد بوده است. قدرت های استکباری جهان برای چپاول دست رنج توده های محروم، نغمه ی« جدایی دین از سیاست »را مطرح کردند و با این توطئه توانستند بر جنبه های فکری ، فرهنگی ، دینی و ملی جوامع اسلامی استیلا یافته ، منابع مادی و ذخایر زیر زمینی آن ها را به غارت ببرند و عجز و یأس را بر جوامع اسلامی حاکم گردانند. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بر چنین عقیده و نغمه ای خط بطلان کشید و نهضت اسلام را تبدیل به پدیده ای منسجم و جهانی نمود .

امام خمینی (ره) در ادامه ی قیام خود؛ تنها به مبارزه با حکومت های غاصب و ضد اسلامی اکتفا نکرد بلکه به منظور ایجاد حاکمیت الهی بر اساس موازین اسلام ( در عمل ) اصل مقدس ولایت فقیه را مطرح و زمام امور جامعه اسلامی را خود در دست گرفت و رهبری سیاسی – مذهبی را عینیت بخشید و توانست چهره ی مخدوش جهان اسلام را اصلاح کرده، تأثیر فوق العاده ای بر جهان اسلام و کشورهای جهان سوم بگذارد.

2 -سرنگونی استبداد 2500 ساله شاهنشاهی در ایران :

یکی از افتخارات موهوم پادشاهان ایران، نظام کهن شاهنشاهی در ایران بود که خاندان پهلوی نیز خود را وارث آن قلمداد می کرد. این خاندان برای از بین بردن فرهنگ اسلامی در کشور؛ سعی می کرد. با هزینه های گزاف از اموال و منابع این ملت ستم دیده، فرهنگ شاهنشاهی را جای گزین فرهنگ اسلام بنماید.

به این منظور جشن های متعددی از جمله جشن های 2500 ساله را، آن هم با بدترین شکل فساد و فحشا برگزار کرد تاریخ هجری را به تاریخ شاهنشاهی تبدیل کرد؛ و تعویض نام ها و نیز وضع قوانین غیر دینی را به منظور محو دین از جامعه اسلامی ایران به انجام رسانید. امام خمینی ( ره) پس از سقوط رژیم شاهنشاهی در اولین پیام خود به ملت شریف ایران فرمودند :

«من به این پیروزی که برای ملت ایران پیدا شده است تبریک می گویم. یک شاهنشاهی ظالم دو هزار و پانصد ساله را شما ملت ایران، با مشت و با همتی بزرگ و ایمانی راسخ سرنگون کردید و توجه به پشتیبانی هایی که از او می شد نکردید.»

3-ارتقای مشارکت سیاسی و آگاهی های مردم :

برگزاری انتخابات در جوامع انقلابی، آن هم در اولین ماه های بعد از انقلاب امری دور از انتظار است چرا که با وجود توطئه های جهانی ممکن است انتخابات آزاد، باعث روی کار آمدن ضد انقلاب یا   بهانه ای برای کوبیدن این جوامع از طرف مجامع استعماری شود. امام خمینی (ره) با آگاهی های فراوانی که به مردم می دادند و با اعتمادی که به مردم داشتند.

حاکمیت بر سرنوشت مردم را به خودشان سپردند: از جمله ی آن ها انتخابات نظام جمهوری اسلامی ، انتخابات قانون اساسی ، انتخابات خبرگان ، انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس است که در همان سال اول انقلاب برگزار شد.  این کار غیر مترقبه فقط و فقط به جهت حضور آگاهانه ی مردم در صحنه های متعدد انقلاب بوده است امام خمینی (ره) با اشاره به این دست آورد عظیم فرمودند : «نقطه ی روشنی که در این اواخر عمر برای من امیدبخش است همین آگاهی و بیداری نسل جوان و نهضت روشنفکران است که با سرعت در حال رشد است.»

4-کسب استقلال و آزادی :

علت اصلی عقب ماندگی و بدبختی مردم  مسلمان جهان، در سرسپردگی و وابستگی حکومت های آن ها به استکبار است و راه رهایی از این بدبختی، کسب استقلال است. همان طوری که درباره ی هر فرد، مسأله استقلال وعدم استقلال مطرح است. درباره ی جامعه نیز چنین مساله ای در سطحی بسیار بالاتر مطرح است با یک نگاه سطحی به نقشه ی سیاسی جهان مشاهده می شود که بعضی از کشورها فرمانده هستند و بعضی فرمانبر. در کشور ما نیز قبل از انقلاب این وضع حاکم بود.

غرب و به خصوص آمریکا با تاراج منابع اقتصادی ما به شکل های گوناگون کشورمان را به صورت مستعمره در آورده بودند به طوری که در هیچ موردی ما به خود متکی نبودیم. ولی این ملت تصمیم گرفت با همتی مردانه قید و بندهای بندگی را پاره کند و استقلال سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و فکری خودش را به دست آورد و خودش برای خودش فکر کند و تصمیم بگیرد.

ب- سیاست خارجی

1-اصل نه شرقی و نه غربی :

از اصول مسلم و خدشه ناپذیر حاکم بر سیاست خارجی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی به آن تصریح شده، اصل «نه شرقی نه غربی» است. زمانی که جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود و شاه نیز به عنوان یکی از مهره های اصلی آمریکا در خاورمیانه، سیاست های تجاوزگرانه ی غرب و به خصوص آمریکا را پیاده می کرد، بقیه ی کشورهای مسلمان وجهان سوم نیز چاره ای نمی دیدند جز این که تحت سیطره ی یکی از دو قطب حاکم  زمان قرار بگیرند. انقلاب اسلامی در چنین موقع حساسی با شعار نه شرقی نه غربی نظام سلطه در جهان را درهم شکست و در مقابل دشمنان، چون کوهی استوار ایستاد و استقلال خود را حفظ کرد. امام راحل(ره) درباره ی این سیاست می فرمایند:

«ما نه تحت حمایت آمریکا و نه تحت حمایت شوروی و نه تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم. آن چیزی که شما می خواستید، جمهوری اسلامی بود. آن چیزی را که شما می خواستید نه شرقی نه غربی بود و این حاصل است این را حفظش کنید.»

1- تحقیر آمریکا :

جنایت و ستم گری های آمریکا نسبت به مردم ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب. آن  قدر زیاد هست که امام خمینی (ره) از آمریکا به عنوان شیطان بزرگ یاد می کردند به همین جهت مبارزه با این غول استعمارگر همواره یکی از اصول عمده ی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در طول مبارزات ملت قهرمان ایران بوده است.

در طول نیم قرن گذشته، هیچ حادثه ای به اندازه ی انقلاب اسلامی نتوانسته به حیثیت بین المللی آمریکا ضربه وارد کند. سقوط رژیم شاهنشاهی که به عنوان مدافع و حافظ منافع آمریکا در منطقه عمل می کرد، اخراج ده ها هزار کارشناس و مستشار آمریکایی از ایران ، خروج از پیمان سنتو که برای حفظ منافع آمریکا تشکیل شده بود ، اشغال لانه ی جاسوسی و دستگیری دیپلمات های جاسوس و ده ها نمونه ی دیگر از جمله موارد تحقیر آمریکاست. 

نامشروع اعلام کردن اسرائیل و به رسمیت نشناختن مذاکرات صلح خاورمیانه و اعلام مبارزه تا سرنگونی این رژیم غاصب که از حمایت های همه جانبه ی غرب و به خصوص آمریکا برخوردار است، از دیگر محورهای اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی به شمار می رود تا جایی که حتی ورزشکاران ایرانی نیز حاضر به مصاف با ورزشکاران رژیم صهیونیستی در میدان های ورزشی نیستند. مقابله ی علنی و آشکار آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران نتیجه ی این ضربات پیاپی است که به حیثیت بین المللی آمریکا وارد شده است. یکی دیگر از دست آوردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ، چرخش به سوی جهان عدم تعهد و حمایت از نهضت-های آزاد ی بخش است.

2- دست آوردهای فرهنگی انفلاب اسلامی

الف- نفی مظاهر فرهنگی غرب و مقابله با تهاجم فرهنگی

استعمار نو، شگردهای خود را برای غارت اموال و منابع کشورهای جهان سوم بر پایه ی سلطه ی فرهنگی استوار ساخته است؛ بیگانه ساختن مسلمانان از فرهنگ اصیل اسلامی، از بارزترین توطئه های استعمارگران در تثبیت سلطه بر کشورهای اسلامی بوده است.

امام خمینی (ره) با درک عمیق از علل عقب ماندگی مسلمانان، آن ها را چنین مورد خطاب قرار می دهد: «چنان غرب در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده است که گمان می کنیم غیر از غرب، دیگر هیچ چیز نیست. این وابستگی فکری ، عقلی و مغزی غربی، منشأ اکثر بدبختی های ملت ها و ملت ما نیز است».

پس از انقلاب اسلامی ، احیای فرهنگ اسلامی و ارزش های آن مورد توجه قرار گرفت و علاوه بر مراکز آموزشی کشور، رسانه های گروهی  اعم از صدا و سیما ، روزنامه ها ، مجلات و حتی سینما ، تئاتر و سایر وسایل هنری و فرهنگی در جهت رشد فرهنگی جامعه ی اسلامی به کار گرفته شدند.

یکی از مظاهر بارز مقابله با تهاجم فرهنگی غرب ، تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعی در ایران بود . شرکت های چند ملیتی، با غارت منابع داخلی ما  - اعم از نیروی کار ، مواد اولیه ارزان و ...- فقر و تنگ دستی را بر سراسر کشور ما گسترده بودند . در داخل کشور نیز مرفهین بی درد و وابسته به نظام طاغوت ، سرمایه ی کشور را در دست داشتند. در این کشور حاکمیت سرمایه و سرمایه داری برقرار بود .

دست آورد انقلاب در این زمینه دگرگون ساختن ملاک های برتری اجتماعی، از بعد اقتصادی به تقوا بود. حضرت امام خمینی (ره) بارها و بارها با ذکر رنج های بی شماری که بر اقشار محروم اجتماع رفته، اصرار داشتند که بزرگ ترین افتخار در نظام اسلامی خدمت به محرومین است .

یکی دیگر از دست آوردهای فرهنگی انقلاب، مشخص شدن جایگاه واقعی زن مسلمان در خانه و اجتماع بود. براساس خودباختگی فرهنگی و رواج ارزش های غربی در عصر پهلوی ، هویت  زن مسلمان ایرانی مورد تهدید واقع شده بود به تدریج در جامعه  فرهنگ برهنگی و بی عفتی رواج می یافت و از فعالیت های اجتماعی و مفید زنان کاسته می شد .

پس از انقلاب اسلامی جایگاه زن در جامعه ی اسلامی تبیین شد و همان گونه که زنان در جریان انقلاب فعالیت داشتند پس از انقلاب نیز به جایگاه واقعی که مسئولیت در برابر مصالح اجتماعی و سیاسی جامعه و حضور فعال در صحنه های مختلف بود دست یافتند.

ب- عمومی شدن آموزش و ارتقای سطح علمی جامعه

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رغم هیاهوی زیادی که در تبلیغ رشد فرهنگی کشور و مبارزه با بی سوادی می-شد، درصد بسیار زیادی از مردم ایران، حتی در شهرها بی سواد بودند. در نظام جمهوری اسلامی به خصوص پس از پایان جنگ نهضت مدرسه سازی و افزودن فضای آموزشی به وسیله ی دولت رشد شتابنده ای یافت به طوری که هر سال بیش از صد هزار متر مربع به فضای آموزشی کشور اضافه می گردد.

نهضت سوادآموزی در باسواد کردن میلیون ها نفر از کسانی که از نعمت خواندن و نوشتن محروم بودند. موفقیت چشم-گیری داشته است. تعداد دانشجویان، قبل از انقلاب اسلامی 160 هزار نفر بود و اکنون به بالای یک میلیون نفر رسیده است که این آمار نشان از رشد فرهنگی مردم و آموزش نیروهای متخصص و مورد نیاز کشور دارد . در راستای همین رشد فرهنگی ، قدرت ابتکار و خلاقیت اقشار ملت به ثمر نشسته است به طوری که جهان هر ساله شاهد پیروزی های نخبگان ایرانی در رشته های مختلف در سطوح جهانی است .

3- دست آوردهای اقتصادی انقلاب اسلامی

الف- بازسازی اقتصاد تک محصولی

اقتصاد ایران در رژیم پهلوی، نمونه ی کامل اضمحلال اقتصاد ملی کشورهای جهان سوم در نظام سرمایه داری بین الملل بود. کشوری که در اواخر عمر رژیم پهلوی با فروش بی دریغ نفت ، تلاش داشت به معیارهای رشد و توسعه ی غربی دست یابد.

در همین راستا کشاورزی ایران که در گذشته ی نه چندان دور، نیازهای مردم را تأمین می کرد در سایه ی واردات محو شد و در پرتو حاکمیت هزار فامیل ، اقتصاد ایران به زایده ی نظام سرمایه داری جهانی تبدیل گشت. ولی انقلاب اسلامی از همان روزهای اول روح برابری و نفی استثمار را در پیکر نیمه جان اقتصاد کشور دمید و هر چند جنگ تحمیلی باعث شد که مدتی این برنامه به عقب بیفتد ولی پس از پایان جنگ طی، دو برنامه ی 5 ساله با هماهنگی مردم و دولت، سازندگی آغاز گردید.

حجم سازندگی در این مدت کوتاه به حدی سریع بوده که اعجاب جهانیان را بر انگیخته است علاوه بر بازسازی خرابی-های جنگ تحمیلی که یک نمونه ی کوچک آن از بین رفتن چندین شهر و صدها روستای کشور را شامل می شد، طرح های بزرگی اجرا شده که از جمله آن ها می توان از مجتمع فولاد مبارکه ، فولاد اهواز ، سد ساوه ، سد مارون و سد پانزده خرداد و کارخانجات متعدد سیمان ، نیروگاه های مختلف برق ، راه آهن بافق ، بندر عباس و سرخس - مشهد - جین ، پروژه های مختلف در امور کشاورزی ، صنعتی - پالایشگاهی ، نفت و گاز و پتروشیمی و - نام برد که هر کدام نیاز به توضیح فراوان دارند .

راه اندازی این طرح ها و هم چنین طرح هایی که تا پایان برنامه ی دوم توسعه به بهره برداری می رسد تا حد زیادی چهره ی مملکت ما را دگرگون می کند . به ثمر رسیدن این طرح ها باعث می گردد کشور ما  از اقتصاد تک محصولی نجات یافته ، صادرات غیر نفتی افزایش یابد و ثروت کشور در مسیر عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه قرار گیرد.

4-دست آوردهای نظامی انقلاب اسلامی

1-دفاع قهرمانانه در مقابل حملات رژیم بعث

پس از پیروزی انقلاب اسلامی استکبار جهانی و ایادی داخلی آن، برای ساقط نمودن جمهوری اسلامی توطئه های فراوانی را به اجرا در آوردند که همه ی این توطئه ها به شکست انجامید. از جمله ی این توطئه ها می توان از هجوم گسترده-ی نظامی رژیم «بعث عراق» نام برد که با دفاع قهرمانانه ی نیروهای مسلح و مردم ، نقش بر آب شد و متجاوزان با خفت و خواری بیرون رانده شدند .به رغم برتری فوق العاده ی نیروهای مسلح ما اعم از ارتش ،‌سپاه و بسیج از لحاظ فرماندهی ،‌معنویت، روحیه و.. نسبت به دشمن متجاوز ، ما توانستیم به اهداف کامل خود دست یابیم .

به هر حال در طول تاریخ کشورمان، این اولین جنگی بودکه بر ما تحمیل شد ولی در پایان آن ،متجاوز با همه ی پشتوانه ای که داشت نتوانست به ذره ای از اهدافش دست یابد ضمن این که در پایان جنگ با اعلام دبیر کل سازمان ملل مبنی بر متجاوز بودن رژیم بعث ، پیروزی ایران در سطح جهانی به ثبوت رسید . بهترین تحلیل در مورد دست آورد جنگ تحمیلی، از امام خمینی (ره) است که فرمودند : «ما انقلاب مان را در جنگ به جهان صادر نموده ایم. 

ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ایم ما در جنگ پرده از چهره جهان خواران کنار زدیم. ما در جنگ دوستان و دشمنان مان را شناخته ایم. ما در جنگ به این نتیجه رسیده ایم که باید روی پای خودمان بایستیم. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم ... تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آن چنانی بر خوردار شد و از همه مهم تر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت .»

2-تشکیل سپاه و بسیج :

یکی از افتخارات انقلاب اسلامی تشکیل سپاه و بسیج به فرمان امام خمینی (ره) بود. این دو نهاد مقدس از بدو تشکیل، درگیر جنگ های ناخواسته و تحمیلی از سوی ابرقدرت ها و مزدوران داخلی آن ها در کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان ... و در نهایت متجاوزان رژیم بعث عراق بودند و توانستند با اهدای خون پاک شان درخت انقلاب را آبیاری کنند وآن را از گزند ضد انقلاب محفوظ بدارند.در سایه ی این فداکاری ها بود که سپاه و بسیج در قلب امت مسلمان بیش از پیش جای گرفت و مظهری از اخلاص و تعهد و ایثار شد .

به طوری که امام خمینی (ره) در دیدارهای مختلف از آن ها این چنین یاد می کردند:«من از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه نظرم از شما برنمی گردد اگر سپاه نبود کشور هم نبود... ای کاش من هم یک پاسدار بودم. بسیج لشکر مخلص خداست من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا  می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخار این است که خود بسیجی ام ... بسیج میقات پا برهنگان و معراج اندیشه، پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گم نامی و بی نشانی گرفته اند.»

3-خودکفایی نظامی

در حال حاضر بیشتر جنگ افزارهایی که در ارتش و سپاه به کار گرفته می شود ساخت کارخانجات داخل است پیشرفت-های قابل ملاحظه ای که در تولید انواع موشک ها ، توپ ها ، خمپاره اندازها ، تهیه قطعات یدکی هلکوپترها و هواپیماها و سیستم های کنترل را داری. توسط ارتش، سپاه  و  وزارت دفاع صورت گرفته نمونه های روشنی از خودکفایی نظامی است .

علاوه بر تولید تجهیزات نظامی، کشورمان در حال حاضر از نظر تعمیر و نگهداری و مدرنیزه کردن سلاح های جنگی و آموزش افراد، به مرز استقلال دفاعی رسیده به طوری که می توان گفت نیروهای مسلح ایران در حال حاضر در ردیف قوی-ترین ارتش های دنیا قرار گرفته است.

5-دست آوردهای جهانی انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی ایران، علاوه بر دستاوردها و آثار ارزشمندی که برای ملت ایران داشته است دارای ره آوردهای بسیاری نیز برای همه ی محرومان و مستضعفان بوده است که به خاطر محدودیت مقاله به تعدادی از آن ها به صورت گذرا اشاره می-گردد.

1-تجدید حیات اسلام در جهان

مقام معظم رهبری، یکی از مهم ترین دست آوردهای انقلاب اسلامی را تجدید حیات اسلام در جهان خوانده و فرمودند :«علی رغم گذشت بیش از یک صد و پنجاه سال از برنامه ریزی مدرن و همه جانبه علیه اسلام، امروز در سراسر دنیا یک حرکت عظیم اسلامی به وجود آمده  است که به موجب آن اسلام در آفریقا ، آسیا و حتی در قلب اروپا حیات جدیدی را باز یافته و مسلمانان به شخصیت و هویت واقعی خود پی برده اند.»

ابعاد مختلف این تجدید حیات را در ظهور جنبش های اسلامی، از شرقی ترین نقاط آسیا تا آمریکا  می توان مشاهده کرد اگر صدها هزار نفر در کنار کاخ سفید شعار «الله اکبر» سر می دهند و مرکز شرک و ظلم جهانی را به لرزه در می آورند، به اعتراف دشمنان انقلاب اسلامی این خودباوری از تأثیرات انقلاب اسلامی ایران است .

از میان جنبش های اسلامی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفتند می توان از انتفاضه ی فلسطین، حزب الله لبنان، جبهه ی نجات اسلامی الجزایر، نهضت مسلمانان مصر، جبهه های اسلامی در سودان، کشمیر، عراق، ترکیه، آذربایجان و ... نام برد که با شعار الله اکبر علیه استکبار جهانی به پا خواسته اند .

پیام های امام خمینی (ره) به مسلمانان به خصوص در موسم حج که خواستار وحدت مسلمانان در برابر استکبار جهانی بود، باعث می شد که روح تازه ای در کالبد مسلمانان جهان دمیده شود. در یکی از این پیام ها امام  می فرماید: «هان ای مسلمانان جهان و مستضعفان تحت سلطه ی ستم گران به پاخیزید و دست اتحاد به هم دهید و از اسلام و مقدرات خود دفاع کنید و از هیاهوی قدرتمندان نهراسید که این قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبه ی مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل است».

به دنبال این پیام های وحدت بخش بود که بازگشت به تفکر دینی به خصوص دین اسلام آغاز شد. به عنوان نمونه چهل درصد از جمعیت پنج میلیونی مسلمانان آمریکا به تازگی به اسلام گرویده اند و اگر این روند ادامه یابد. تا پایان قرن حاضر، اسلام به عنوان دومین دین عمده در آمریکا اعلام خواهد شد.

گرایش شدید به دین؛ یکی از دست آوردهای انقلاب اسلامی در خارج ایران است. پس از انقلاب اسلامی صدها کتاب در مورد نقش مذهب در اجتماع و سیاست به بازارهای جهان آمده و بسیاری از دانشگاه های جهان به تحقیق درباره ی مذهب پرداخته در حالی که قبل از آن دین را افیون توده ها می دانستند .

2-پیش بینی فروپاشی شوروی سابق

پیش بینی فروپاشی شوروی سابق  را نیز باید از دست آوردهای انقلاب اسلامی شمرد. در حالی که هیچ یک از تحلیل گران سیاسی دنیا فروپاشی این قدرت بزرگ را پیش بینی نمی کردند امام خمینی (ره) با شناختی که از قدرت اسلام داشتند این پیش بینی دقیق را نمودند و در پیامی به رهبر شوروی سابق اعلام کردند که صدای شکستن استخوان های کمونیسم به گوش می رسد و از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخی سیاسی جهان بررسی کرد.

صدور فرمان حضرت امام (ره) درباره ی «سلمان رشدی» مرتد به خاطر توهین به مقدسات اسلام، یکی دیگر از دست-آوردهای انقلاب اسلامی ایران است این اقدام شجاعانه باعث تحقیر شدید دنیای غرب و عزت و سربلندی برای اسلام شد و رهبری انقلاب ثابت کردند که هر جا به مقدسات مسلمانان توهین شود با همه ی توان و علیرغم اصول جاری حاکم بر روابط بین الملل، در مقابل آن با تمام توان خواهند ایستاد . دست آوردهای دیگری مانند گرایش زنان مسلمان به حجاب ، بازگشت به خویشتن در بین مسلمانان تلاش غرب برای شناخت اسلام و تشیع و ... نیز از جمله دست آوردهای انقلاب در خارج از کشور است.

 

 

فهرست منابع :

انقلاب و ریشه ها ، حبیب الله طاهری، ص 254-259 .

صحیفه نور، ج5 ، ص75.

صحیفه نور، ج1، ص220.

پیرامون انقلاب اسلامی، شهید مطهری، ص 159-160 .

صحیفه نور، ص62-63.

جمهوری اسلامی،13/10/58.

رسالت، 13/10/71.

صحیفه نور، 21، ص94 .

صحیفه نور، ج21، ص52 .

کیهان، 22/9/1369.

صحیفه نور، ج15، ص125 .

روزنامه سلام، 28/3/1370 .

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٢٠ | ٥:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

نقش مازندران در شکل گیری انقلاب اسلامی

فهرست مطالب

مقدمه.......................................................................1                

دوران جمهوری اسلامی.....................................................   5  

 

حوادث سیاسی از پیروزی انقلاب تا کنون...................................10

دفاع مقدس..................................................................15                       

مشارکت سیاسی..............................................................17

منابع..........................................................................18

 

نقش مازندران در شکل گیری انقلاب اسلامی

مقدمه

انقلاب به معنای زیر و رو شدن یا پشت و رو شدن است و در آغاز از اصطلاحات علم اخترشناسی بود و در معنای چرخش دورانی افلاک و بازگشت ستارگان به جای اول به کار می‌رفت. فلاسفه انقلاب را این گونه بیان می‌نمایند که ذات و ماهیت یک شیی لزوماعوض شده باشد و در نگاه جامعه شناسان هر گونه جنبش اجتماعی توده‌ای که به فرایندهای عمده اصلاح یا دگرگونی اجتماعی بینجامد، انقلاب نامیده می‌شود. انقلاب‌های بزرگ به آن دسته از انقلاب‌ها گفته می‌شود که با تغییرات اساسی در حکومت و ساختار اجتماعی یک کشور یا جامعه همراه بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد. مازندران و مازندرانی ها در بیان نقش آفرینی های خود در جریان برپایی و شکل گیری انقلاب اسلامی ایران همواره دچار پدیده ناپسند "کم گویی" بوده و به همین خاطر هم بسیاری از محققان و دانشجویانی که دارای پایان نامه هایی با این موضوعات اند، مجبورند.......... از سایر شهرستانها و استانها مطالبی را نگاشته و همچنان مازندران را در پشت پرده های ناگفته ها در اختفاء و مهجوریت نگه داشته و نسل آینده را نسبت عملکرد نسل مازندرانی انقلاب بی اطلاع و پر ابهام رها سازند.

خوشبختانه اخیراً شاهد چاپ و رونمایی اولین کتاب دو جلدی مازندران در انقلاب اسلامی بروایت اسناد ساواک با محوریت شهرستان ساری توسط مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات بوده ایم که البته در همان جا هم وعده کار مشابه برای سایر شهرهای مازندران نیز داده شد که شایسته قدرشناسی و جای امیدواری است. با مطالعه همین اسناد معتبر که البته به تعبیر مؤلف آن شاید فقط بیان 10 الی 15 درصد واقعیتها باشد، می توان حجم نقش آفرینی مازندران در انقلاب اسلامی را از 15 خرداد 42 تا 22 بهمن 57 تخمین زد و برای جای خالی و یا حداقل کمرنگ مازندران در پازل شکیل انقلاب اسلامی قلباً حسرت خورد.

حقیر که خود از ابتدا تا انتها در غالب تظاهرات زمان انقلاب در شهر ساری حضور داشته ام یکی از شاهدان عینی و فعالان سیاسی مازندرانی ام که به مظلومیت مازندران در این رابطه شهادت می دهم و از این نظر از همه قلم بدستان و صاحبان تریبون و رسانه، انتظار دارم که در این رابطه آستین همت بالا زده و مازندران را آنطور که شایسته اش می باشد به نسل امروز معرفی کنند. نقش روحانیت مبارز و انقلابی و بطور مشخص در ساری، بابل، آمل، بهشهر، نور، نوشهر، چالوس، تنکابن و رامسر در جلوه چهره هایی چون آیات عظام مرحومان صدوقی، پیشنمازی، شفیعی، امامی، دارابی، شهید قاسمی، طبرسی، نظری، تائبی، شجاعی، شفاهی، عبدالاحد و ... در ساری و آیات عظام مرحومان روحانی و حسینی و نیز فاضل و ... در بابل، محمدی لائینی و... در نکا و جباری و ... در بهشهر و آیات عظام جوادی آملی و حسن زاده آملی و ... در آمل و قم و ناطق نوری و ... در نور و تهران و دهها چهره نامدار در دیگر در شهرهای غرب استان، واقعیاتی انکارناپذیرند.

چگونه می توان نقش گریبان ها و تراب نژادها و شکوهی ها و سعیدی ها و صفری ها و علیپورها و مرحومان دامادی ها و منافی ها و ... را در شکل دهی و اداره تظاهرات در ساری که کمک روحانیت بوده اند را انکار کرد؟!

شهدایی چون علامه، رهنما، ثمربخش، گلوگاهی، گلمایی، چمنی، توفیقی، عابدین پور و ... در ساری که در روزهای 29 آبان و 18 دی و دیگر روزها به شهادت رسیده اند، نشان می دهد که مازندران در این انقلاب چقدر دارای نقش پررنگ بوده است و چه حماسه هایی را بنام خود ثبت کرده است؟‍!

اگر چه تعداد  و زمان شهادت این شهدا خود بیانگر حجم حضور و نقش آفرینی مازندرانی ها در متن انقلاب اسلامی است، اما لازم می دانم اضافه کنم که مازندران گسترده ترین حضور بانوان، روستائیان، کارگران، فرهنگیان، دانشجویان، دانش آموزان، بازاریان و دیگر اقشار را در جریان انقلاب تجربه کرده است، تا جائیکه ما حتی یک روز بی تظاهرات را در شهرهای مازندران و مشخصاً در خیابانهای ساری نداشتیم و در این رابطه باید نقش بی بدیل مساجد و حسینیه ها را کاملاً استثناء نگریست که انصافاً ساماندهی و اطلاع رسانی و سرویس دهی فرهنگی این نهضت را در کنار دانشگاهها و مدارس کاملاً بعهده داشته اند.

مسجد جامع و مصطفی خان ساری، مسجد جامع و مسجد امام حسین(ع) بهشهر، مسجد کاظم بیک و گلشن بابل، مسجد صبوری قائمشهر، مسجد جامع چالوس و دیگر مساجد شهرهای مازندران زحمات زیادی را متقبل شده و نقش آفرینی های بسیاری داشته اند و کالبدشکافی فعالیتهای اماکن تاثیرگذار نشان خواهد داد که انقلاب اسلامی، نتیجه زایش معنوی اماکن مقدس بوده اند و تردیدی وجود ندارد که انقلاب اسلامی به اعتبار همین قداست خاستگاهی، از ابتدا نیز هیچ نسبتی با احزاب چپ و راست و التقاطی نداشته است.

در ساری بیشترین تجمعات و تحرکهای خیابانی در خیابان های جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، هجده دی، خیام، قارن، ملامجدالدین، مدرس، فرهنگ، شیخ طبرسی، رازی و فردوسی و اماکن پرترددی مثل بازار نرگیسیه، کوی بهرام اتر، نعلبندان، چهار راه برق، کوی قلیچ، آب انبار نو، چال مسجد، امامزاده یحیی(ع)، چهارسوق، کوچه های اطراف مسجد جامع شکل می گرفت که غالباً به زد و خورد با مأموران و تعقیب و گریز می انجامید.

مخلص کلام اینکه مازندران نیز به مناسبت چهلم آقا مصطفی مجلس بزرگداشت گرفته و علیه رژیم عقده گشایی کرده و علت عدم اشتهار این مجلس بزرگداشت که با حضور قابل توجهی از مومنان همراه بوده، عدم سرکوب خونین آن توسط ماموران بوده است و از آن تاریخ به بعد نیز تمام فرامین امام راحل را مو به مو اجرا کرده و پرونده پرافتخاری را از خود بجا گذاشته است و امید می رود که با انتشار کتابها و رویکرد جدید رسانه ای اعم از رسانه استانی و رسانه های مجازی و مکتوب این مهجوریت نیز به پایان رسیده و برجستگی مازندران در انقلاب اسلامی تجلی سراسری یابد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-

استان ولایت مدار مازندران که در دوران قبل از انقلاب در ردیف استانهای محروم کشور بوده اکنون به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی قطار سازندگی را سوار شده و خود را به شاخصهای مثبت اقتصادی با سایر نقاط کشور نزدیک می کند.

به گزارش خبرنگار مهر در آمل، استان مازندران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از استانهای محروم  کشور بوده به طوری که شهرها و روستاهای آن کمترین امکانات رفاهی و شهری را داشتند اما پیروزی انقلاب اسلامی و خدمات موثر نظام اسلامی موجب رشد و شکوفایی این استان در بخشهای مختلف شده است.

این استان اکنون در بخش کشاورزی و تولید انواع محصولات کشاورزی حائز رتبه نخست در کشور است و با دارا بودن 2.3 دهم درصد اراضی زیر کشت کشور 8.7 درصد تولیدات کشاورزی کشور را به خود اختصاص داده که این شاخص سه برابر میانگین کشوری است.

ارزش اقتصادی حدود 7.5 میلیون تنی محصولات کشاورزی تولید شده در استان بیش از 15 هزار میلیارد ریال بوده که پس از استان فارس مقام دوم کشور را به خود اختصاص داده است.

هم اکنون بیش از 45 نوع محصول کشاورزی در مازندران کشت می شود که برنج، گندم، جو، سویا، کلزا و ذرت از مهمترین این محصولات است.

میزان تولید برنج این استان یک میلیون و 350 هزار تن بوده که 42 درصد برنج کشور را به خود اختصاص می دهد و از این نظر رتبه اول را در کشور دارد.

این استان با تولید 200 هزار تن گندم، 800 هزار تن سبزی، صیفی و حبوبات کمک شایانی به اقتصاد کشور می کند.

مازندران در بخش باغبانی نیز با تولید یک میلیون و 800 هزار تن مرکبات (رتبه اول در کشور)، 95 هزار تن کیوی (رتبه اول کشور)، سه میلیون اصله نهال زیتون (رتبه اول در کشور) و 200 هزار تن انواع میوه های هسته دار جایگاه ویژه ای در اقتصاد کشور دارد.

مازندران همچنین با تولید 215 تن انواع گیاهان دارویی و 173 میلیون اصله گل و گیاهان زینتی مقام نخست را در کشور دارد و در بخش دام با تولید هفت درصد گوشت قرمز ، 11 درصد گوشت سفید، هشت درصد شیر، دو درصد تخم مرغ، 4.6  درصد عسل و 30 درصد جوجه یکروزه سهم عمده ای در کشور دارد.

در بخش آبزیان با صید 22 هزار و 308 تن انواع ماهیان استخوانی و 9 هزار و 200 تن پرورش ماهیان سردآبی، تولید و تکثیر لارو ماهیان خاویاری و تولید 36 هزار و 645 تن ماهیان گرمابی خدمات گسترده ای به تامین پروتئین کشور می کند.

در بخش صنعت اکنون سه هزار و 18 واحد صنعتی دارای پروانه بهره برداری در استان مشغول فعالیت هستند که این میزان تا سال 57 فقط 108 واحد بود. میزان سرمایه گذاری در این واحدها 19 هزار میلیارد ریال با ایجاد اشتغال برای 68 هزار و 831 نفر است.

در بخش شهرکهای صنعتی نیز در حالیکه تا سال 1357هیچ شهرک یا ناحیه صنعتی در استان مستقر نبود اما اکنون 38 شهرک و ناحیه صنعتی با هشت هزار و 500 میلیارد ریال سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال برای 24 هزار نفر در استان فعال است. تعداد معادن فعال استان نیز 166 معدن با اشتغالزایی دو هزار و 437 نفر است.

در بخش آب طول شبکه های توزیع آب شهری شش هزار و 73 کیلومتر و تعداد روستاهای برخوردار از آب آشامیدنی سالم هزار و 673 روستاست. در بخش نیروی برق نیز تعداد ایستگاه های موجود 120 ایستگاه، ظرفیت ایستگاههای انتقال10 هزار و 611 مگاولت آمپر، طول خطوط انتقال پنج هزار و 547 کیلومتر و تعداد مشترکان یک میلیون و 248 هزار و 564 نفر است. راه های اصلی ساخته شده بعد از پیروزی انقلاب دو هزار و 301 کیلومتر و راه روستایی هفت هزار و 503 کیلومتر است که به خصوص درساخت راه روستایی خدمات ارزنده ای به روستائیان این استان ارائه شده است. در بخش آموزش و پرورش نیز شاهد رشد چشمگیر کمی و کیفی در استان هستیم به طوریکه اکنون پنجهزار و 712 آموزشگاه در مقاطع مختلف با 25 هزار و 644 کلاس و 550 آموزشگاه غیر دولتی فعالیت های آموزشی استان را به عهده دارند که 514 هزار و 546 دانش آموز و 40 هزار معلم دراین بخش فعال است. در سال تحصیلی 88-87 تعداد دانشجویان استان 179 هزار و 310 نفر بود که 33 درصد آنها دردانشگاه آزاد اسلامی تحصیل می کنند. در بخش گاز 96 درصد از جمعیت شهری و 62 درصد از جمعیت روستایی از نعمت گاز شهری بهره مند هستند و 724 هزار نفر مشترک شرکت گاز استان هستند. در بخش مخابرات، اکنون یک میلیون و 883 هزار و 410 نفر دارای شماره تلفن ثابت ،313 روستا دارای ارتباط و مشترکان تلفن همراه یک میلیون و 500 هزار نفر است. در بخش بازارهای مالی علاوه بر راه اندازی بورس منطقه ای مازندران 731 شعبه بانک دولتی و خصوصی و 423 نمایندگی و باجه بانکی مشغول ارائه خدمات مالی به شهروندان است. در بخش بهداشت و درمان نیز اکنون 31 بیمارستان دولتی، خصوصی و تامین اجتماعی، سه هزار و 877 تخت بیمارستانی، 503 تخت مراقبتهای ویژه در بخشهای مختلف، 10 دستگاه سی تی اسکن، سه دستگاه ام آر آی، دو دستگاه آنژیوگرافی، دو دستگاه سنگ شکن ، 110 دستگاه دیالیز و هزار و 45 خانه بهداشت با زیرپوشش قرار دادن دو میلیون و 500 هزار نفر، خدمات گسترده به مردم استان ارائه می دهند. در بخش حمل و نقل دریایی، مازندران با دارابودن چهار بندر فعال نوشهر، امیرآباد و فریدونکنار و نکاء و برخورداری از 338 کیلومتر نوار ساحلی، نزدیکی به کشورهای آسیای میانه و تولید انواع محصولات کشاورزی و صنعتی ظرفیتهای ویژه ای برای توسعه این بخش از حمل و نقل، توسعه صادرات، ارزآوری و ایجاد اشتغال دارد. در بخش گردشگری استان مازندران با دارابودن سه هزار جاذبه گردشگری طبیعی و تاریخی سالانه پذیرای 15 میلیون گردشگر است که در صورت ساماندهی و برنامه ریزی مدون و دقیق این صنعت می تواند رشد همه جانبه استان را درپی داشته باشد. مازندران همچنین دارای 82 باب کتابخانه عمومی وابسته به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان با حدود یک میلیون جلد کتاب و 12 سینمای فعال است. در این استان چهار هزار و 44 مسجد، دو هزار و 690 تکیه و حسینیه، دو باب اماکن مذهبی اقلیت ها و276بنای تاریخی ثبت شده وجود دارد. استان مازندران از شمال به دریاچه خزر، از جنوب به استانهای تهران و سمنان ، از غرب به استان گیلان و از شرق به استان گلستان محدود است. آب و هوای مازندران معتدل و مرطوب و نزدیکی به رشته کوههای البرز و دریای خزر علت اصلی این تعادل آب و هوایی است. مازندران با 23 هزار و 756 کیلومترمربع وسعت و دو میلیون و 922 هزار و 432 نفر جمعیت 1/46 درصد از مساحت و 4/13 درصد از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده است. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری این استان دارای 17 شهرستان، 45 بخش ، 52 شهر و 115 دهستان است و 53 درصد از جمعیت استان در شهرها و 47 درصد در روستاها ساکن هستند.

دوران جمهوری اسلامی

استان مازندران به لحاظ همجوارى با مرز آبى با شوروى سابق و حوادث تاریخى و ترکیب جمعیتى آن، در دوران رژیم پهلوى به شدت مورد مراقبت دستگاه و سازمان امنیت قرار گرفته بود و مردم آن از نظر افکار و عقیده شدیدا زیر فشار بودند. مبارزات ملت مسلمان ایران با داشتن ریشه‏هاى تاریخى، سرانجام در خرداد ماه 1342 با قیام همه جانبه مردم به رهبرى آیت الله العظمى امام خمینى به ماهیت اصلى خود دست یافت.

سال 1356 ه .ش سال شکوفایى انقلاب و استمرار حرکت مردم گردیده و چهره اجتماعى شهرهاى ایران را دگرگون ساخت. بالطبع شهرهاى استان مازندران نیز از این قاعده مستثنى نماند. در این سال اعلامیه‏هاى حضرت امام(ره) در سرتاسر ایران توزیع مى‏شد. پخش شب نامه‏ها رایج شده بود. به دنبال واقعه 19 دى ماه در شهر قم و به خاک و خون کشیده شدن جمعى از طلاب و دانشجویان در تاریخ 5/11/56 تعداد زیادى پلى کپى در سطح شهر سارى توزیع شد که در آن نسبت به شهداى 15 خرداد ماه 1342 و 19 دى ماه 1356 تجلیل به عمل آمده بود. در این زمان از سوى فرهنگیان و روحانیت مبارز بهشهر مجالس گرامیداشت آیت الله شهید مصطفى خمینى در سطح شهر بهشهر برگزار مى‏گردید. به تدریج حرکتهاى فرهنگى زیبایى در جهت تقویت فرهنگ دینى انقلاب در مردم گسترش یافت و عروسى جوانان انقلابى به سطح مساجد بهمراه سخنرانى‏هاى انقلابى کشیده شد. ماه رمضان سال 1357 که از نیمه مردادماه شروع شده بود مناسبترین فرصت براى روحانیون آگاه مازندران محسوب مى‏گردید که در اکثر شهرهاى استان، مساجد بزرگ را به کانونهاى روشنگرى جوانان پر شور و مذهبى تبدیل کرده بودند. نوارهاى سخنرانى امام خمینى در نجف و همچنین اعلامیه‏هاى معظم له به طور وسیع پخش گردیده و کتابهاى نویسندگان انقلابى دست به دست مى‏گشت. با فرا رسیدن ماه محرم سال انقلاب (از اواسط آذرماه) همه مساجد و حسینیه‏هاى شهرها و روستاهاى مازندران، محل تمرکز عزاداران ضد رژیم گردیده و ضمن سوگوارى براى حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‏السلام، واقعه عاشورا را سر مشق انقلاب اسلامى قرار داده و محرم را ماه غلبه خون بر شمشیر ساختند. در مراسم عزادارى محرم که در تاریخ 29/9/1356 برگزار شده بود، اعلامیه‏هایى بر ضد رژیم پهلوى در بابل پخش گردید و عده‏اى توسط مأموران دستگیر شدند. روز بعد در شهر سارى اعلامیه‏هایى در ترغیب مردم به درس گرفتن از واقعه عاشورا بر جهت مبارزه با رژیم منتشر مى‏شود. همچنین در این روز در شهر بابل و آمل شیشه سینماها که در آن روز مظهر فساد بودند، شکسته مى‏شوند. در این میان روحانیان و وعاظ زیادى در استان در جهت تقویت روند انقلاب و معرفى امام خمینى رحمه‏الله زحمت کشیده‏اند. از آن جمله حاج سید نظام‏الدین یغمایى موسى بود که در طول سالهاى 56ـ57 در شهرهاى استان به سخنرانى‏هاى انقلابى مى‏پرداخته و منزلش محل رفت و آمد طلاب و انقلابیون بوده است. مرحوم حاج شیخ مصطفى صدوقى نیز از جمله علمایى بود که در شکل‏گیرى انقلاب اسلامى در مازندران سهم زیادى داشت. او از طرف حضرت امام خمینى(ره) سرپرستى جامعه علماى مازندران را عهده‏دار شد. از دیگر علماى مبارز این استان در دوره شکل‏گیرى انقلاب اسلامى مى‏توان از حاج سید رضا سعادت و آیت الله شیخ محمد کوهستانى و حاج شیخ محمد شاهرودى نام برد. در دى ماه 1357 انقلاب رنگ و بوى تازه‏اى به خود گرفته بود و روز به روز موج تظاهرات و اعتصاب مردم بیشتر مى‏شد و از سویى دستگیرى آنها از سوى رژیم و آتش گشودن به روى مردم نیز افزایش مى‏یافت. در این زمان، رژیم تلاشهاى زیادى براى دستگیرى انقلابیون و رهبران حرکت انجام مى‏دهد؛ و شهربانى بابل طى نامه‏اى به تاریخ 10/10/1356 به مقامات عالى مى‏نویسد که در یک شب توانسته‏اند 8 نفر از اخلال‏گران را دستگیر کنند و راهى زندان نمایند. در روز سیزده دى ماه تظاهرات شهر سارى، جوان 21 ساله‏اى به نام محمد تقى چمنى بر اثر ضربات باتون مأموران امنیتى به شهادت رسید. مردم طى مراسم باشکوهى پیکر پاک وى را تشییع و دفن نموده و پس از آن، تظاهرات وسیع دیگرى برگزار شد. دو روز بعد تظاهرات عظیمى بر شرکت هزاران نفر به راه افتاد که بر اثر تیراندازى مأموران عده‏اى مجروح شدند. در اعتراض به خون‏ریزى‏هاى بى‏رحمانه، هجدهم دى ماه عزاى عمومى اعلام و تظاهرات وسیعى در سارى انجام گرفت. این راهپیمایى با دخالت مأموران به خشونت کشیده شد. در منطقه دروازه گرگان، بر اثر تیراندازى مأموران رژیم، بیش از دوازده نفر شهید و عده‏اى مجروح شدند. عسگرى، توفیقى، نجار و عابدین‏پور از شهیدان آن واقعه غمناک بودند. به دنبال این تصمیمات بازاریان و افراد مذهبى دست به حمایت مالى از مبارزان مى‏زنند تا مبادا خللى در روند انقلاب به وجود آید. قیام 19 دى مردم قم، انقلاب را در سرتاسر کشور شعله‏ور کرد و تمامى مردم ایران رسما وارد مبارزه با رژیم شد. در مازندران نیز تمامى اقشار اعم از دانشجو، بازارى، کارگر بر تظاهرات و مخالفتهاى خود علیه رژیم افزودند. 21/10/1356 جمعى از دانشجویان دانشسراى فنى بابل دست به تظاهرات و ترک کلاسها مى‏زنند و چهار روز بعد، دانش‏آموزان از سبزه‏میدان بابل تظاهرات کردند و شعار مرگ بر خائنین و مرگ بر دشمن خمینى سر دادند. در دنباله همین حرکت ساعت 30/16 دقیقه همان روز دبیرستان‏هاى دیگر و گروهى از طلاب دست به تظاهرات مى‏زنند. رئیس سازمان اطلاعات و امنیت مازندران طى نامه‏اى از کنترل حرکتها اظهار عجز مى‏کند و تقاضاى تقویت نیروهاى امنیتى را مى‏کند. بر در و دیوار شهرها شعارهاى انقلابى نگاشته مى‏شود و مأموران رژیم با تلاش فراوان سعى در پاک کردن شعارها دارند. در روز چهارم بهمن در شهر سارى اعلامیه‏هاى زیادى پخش شد. در 5/11/56 تعداد زیادى پلى کپى در سطح شهر سارى توزیع شد که در آن نسبت به شهداى 15 خرداد 1342 و 19 دى ماه 56 تجلیل به عمل آمده بود. 6/11/1356 مردم بهشهر شعارهاى پارچه‏اى مربوط به بزرگداشت سالروز انقلاب شاه و ملت را آتش مى‏زنند. مردم شهر گلوگاه اقدام به نوشتن شعارهاى انقلابى بر دیوارهاى شهر مى‏کنند. در 21 این ماه دانشجویان دانشسراى عالى فنى بابل از رفتن به کلاس خوددارى کرده و خواهان آزادى زندانیان شدند و متعاقب آن عده‏اى از دانش جویان که از سوى ساواک شناسایى شده بودند از دانشسراى عالى اخراج شدند. در 25 بهمن ماه دانش‏آموزان بابل به خیابانها ریخته و با شعارهاى خود حمایت خود را از خمینى اعلام کردند. جمعى از مردم انقلابى آمل به همراه دانش‏آموزان دبیرستانهاى پهلوى و طبرى (نامهاى زمان گذشته است) علیه رژیم دست به تظاهرات زدند. در این روز مأمورین رژیم 4 نفر را در رابطه با تظاهرات دستگیر کردند. مردم در گرامى‏داشت شهداى انقلاب در مجالس شرکت مى‏کردند و رژیم از این مجالس به شدت هراس داشت. حرکت توفنده و انقلابى مردم مازندران علیه رژیم همچنان ادامه داشت و هر روز گسترده‏تر مى‏شد. با فرا رسیدن سال 1357 شور انقلابى مردم بیشتر مى‏شود. امام خمینى(ره) عید نوروز این سال را تحریم کرده بود. در استان مازندران نیز مردم عید نوروز را تحریم کرده و جشن نداشتند. در مساجد استان اعلامیه‏هایى مبنى بر تحریم عید نوروز نصب شده بود. روز پنجم فروردین 1357 عده‏اى در بابل دست به تظاهرات زده و پس از تخریب مغازه‏هاى مشروب فروشى شیشه‏هاى بانکهاى صادرات، بازرگانى و تهران را شکستند و سرانجام با دخالت مأمورین دولت متوارى شدند. روز نهم فروردین ماه 57 در شهر بابل فروشگاه کفش بلا به آتش کشیده شد که بنا به گفته شاهدان این اقدام از سوى پلیس بوده که انقلابیون را بدنام کند. در دهم فروردین 1357، مردم بابل حزب رستاخیز، سینماها و اماکن فساد را مورد حمله قرار مى‏دهند. همچنین در این روز در سارى و مسجد جامع بابل مراسمى بیاد شهداى شهر تبریز برپا شد و عده زیادى در این مراسم شرکت داشتند. در روز 13 فروردین 1357 چهار نفر از دانش‏آموزان آمل که در حال توزیع اعلامیه بودند توسط مأمورین شهربانى تعقیب و دو تن از آنها زخمى و روانه بیمارستان شده و یک نفر بازداشت و نفر چهارم متوارى شد. روز 26 فروردین 57 دانشجویان مدرسه عالى کشاورزى سارى در محوطه دانشکده تجمع نمودند و شعار یا حسین و الله اکبر سر دادند. در مرداد 1357 تعداد 24 نفر از دانشجویان سارى به جرم اخلال در نظم در مازندران، دستگیر و محاکمه شدند و پس از چند روز حبس، آزاد شدند. در 19 مرداد 1357 دانش‏آموزان و بازاریان آمل به رهبرى روحانیون دست به تظاهرات زدند. در 20 مرداد 57 کارگران کارخانه چیت سازى بهشهر دست به اعتصاب زدند. در نیمه خرداد این سال به مناسبت گرامیداشت شهداى 15 خرداد 1342 تظاهرات چشمگیرى در سراسر استان به ویژه دانشگاهها برقرار شد. چهارم شهریور 57 شهر سارى شاهد تظاهرات خشم‏آمیز مردم بود. ماه مهر سال 57 نیز استان مازندران سراسر قیام بود. در 11 مهر 57 در شهر آمل تظاهرات گسترده‏اى صورت گرفت. در دوازدهم این ماه کارمندان اداره پست و کارمندان اداره دادگسترى آمل دست به اعتصاب زدند. تا روز 15/7/57 تمامى ادارات و سازمانها تعطیل شدند و کارکنان آنها به اعتصابیون پیوستند. در 25/7/57 کارکنان سازمان تعاون روستاى، ادارات پست دادگسترى، کارکنان برق منطقه‏اى مازندران، کارکنان دخانیات مازندران، کارکنان راه آهن ناحیه شمال، امور آبیارى مازندران، دارایى، رانندگان، کلیه واحدهاى سازمان منطقه‏اى بهدارى و بهزیستى و... دست به اعتصاب زدند. همچنین در این روز در رامسر، آمل و بابل تظاهرات گسترده‏اى از سوى مردم در پاسخ به دعوت روحانیون براى اعتصاب صورت گرفت که در آمل و بابل به درگیرى با نیروهاى دولتى انجامید و 2 نفر شهید و 40 نفر مجروح شدند. در این روز دانش‏آموزان بابل به خیابانها ریحته و در مقابل اداره آموزش و پرورش تجمع نمودند که منجر به درگیرى با پلیس شد. در این روز شیشه‏هاى 24 شعبه بانک را شکستند و اسناد و املاک بانکها را در خیابان‏ها به آتش کشیدند. در آمل نیز تظاهر کنندگان بانکهاى ملى، صادرات، پارس، تعاونى توزیع، تهران، عمران و فرهنگیان را ویران و اسناد و مدارک بانک صادرات و عمران را در وسط خیابان آتش زدند. تظاهر کنندگان با مأمورین دولت درگیر شدند. در 16 مهر ماه در سارى، بهشهر و آمل تظاهرات گسترده‏اى صورت گرفت. در این روز در آمل یک هتل و چند بانک به آتش کشیده شد و 2 تن در این روز شهید و حدود 30 تن مجروح شدند. روز 17 مهرماه نیز در اکثر شهرهاى استان راهپیمایى بود، در این روز سینما آرش آمل در آتش سوخت و بانکهاى زیادى حمله شد. روز 18 مهر نیز به مناسبت چهلمین روز شهداى میدان ژاله تهران، در بابل و آمل تظاهرات گسترده‏اى صورت گرفت. تظاهرات در روز 24 مهر ماه نیز در سراسر ایران صورت گرفت. در سارى و آمل نیز این تظاهرات به شکل گسترده‏اى انجام شد و به درگیرى با مامورین انتظامى انجامید. در هجدهم آبان 57 تظاهرات بابل خونین مى‏شود و چند کشته و زخمى بر زمین مى‏افتند. سوم آذر همین سال فرهنگیان بابل در اداره آموزش و پرورش متحصن مى‏شوند. سه روز بعد تظاهرات فریدون‏کنار به خاک و خون کشیده مى‏شود و عده‏اى از مردم مجروح و کشته مى‏شوند و در همین روز تظاهرات مردم بابل نیز چند کشته برجاى مى‏گذارد. در روزهاى اولیه بهمن، مردم خود را براى استقبال از امام خمینى رحمه‏الله آماده مى‏کردند و گروههاى زیادى از مازندران به سمت تهران براى استقبال حرکت کردند. در هشتم بهمن مردم شاهى نام شهر خود را طى تظاهراتى قائمشهر گذاشتند. دوازدهم بهمن روز بازگشت امام خمینى رحمه‏الله به وطن، استان مازندران یکپارچه در جشن و سرور فرو رفت و مردم طى تظاهرات‏هاى متعدد، بیعت خود را اعلام کردند. شانزدهم بهمن در تمام شهرستان‏ها، راهپیمایى و تظاهرات به طرفدارى آیت الله خمینى رحمه‏الله و علیه رژیم و دولت بختیار انجام گرفت. مردم در این راهپیمایى‏ها، دولت مهندس بازرگان را تأیید کردند. از این تاریخ به بعد تا 22 بهمن یعنى روز پیروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى رحمه‏الله، مردم شب و روز در خیابانها بودند و با شور و هیجان تمام بختیار را محکوم مى‏کردند. شهربانى‏ها، کلانترى‏ها و سایر ادارات دولتى یکى بعد از دیگرى به تصرف مردم در مى‏آمد و مردم مازندران زمام امور را خود به دست مى‏گرفتند. در 22 بهمن 1357، انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى رحمه‏الله به پیروزى رسید و سرزمین شاداب و سرسبز مازندران به وجد آمد و گلهاى شادى کوى و برزن این استان را غرق در زیبایى کردند.

حوادث سیاسى از پیروزى انقلاب تاکنون

1ـ نقش مردم و نهادهاى انقلابى در مبارزه با ضد انقلاب

انقلاب اسلامى چراغ پرفروغى بود که راه ملت ایران را روشن کرد و این ملت بزرگ را به سمت منبع نورانى و پرفیض حکومت الهى اسلامى رهنمون ساخت. هدایت‏گر این حرکت مقدس و عظیم امام خمینى رحمه‏الله بود که به حق عالى‏ترین نوع رهبرى و هدایت را تجسّم بخشیدند. مردم قهرمان خطه مازندران در طول دوران انقلاب آنچنان که گذشت، تلاشى فداکارانه انجام دادند و تا پاى جان از رهبر عزیز خود حمایت کردند. بعد از پیروزى انقلاب اسلامى عالى‏ترین جلوه‏هاى حضور در صحنه را این مردم به نمایش گذاشتند و در تمام همه‏پرسى‏هاى مربوط به نظام اسلامى حضورى یکپارچه داشتند. با فرار بنى صدر و اعلام جنگ مسلحانه توسط منافقین، مرحله ترور جهت ارعاب امت حزب الله استان توسط سازمان منافقین اعلام مى‏گردد و نیروهاى حمایت و طرفداران این سازمان، به صورت وسیع اقدام به ترور در سطح شهرهاى استان مى‏نمایند، سطح ارعاب و ترور به حدى بالا مى‏رود که در طول هفته سه ترور موفق و مابقى را ترورهاى کور تشکیل مى‏داد ولیکن ضریب موفقیت آن بالا و باعث رعب گردیده بود، ترور شهید مرتضى یل، ترور شهید جان نثار، ترور شهید قدیر و... که تمامى این فعالیت‏ها که مى‏رفت تا پایه‏هاى انقلاب را در منطقه به خطر اندازد با هوشیارى به موقع امت حزب الله و کشف خانه‏هاى تیمى و دستگیرى منافقین پایان یافت.

2ـ نقش احزاب و گروهکهاى سیاسى (ناسیونالیزم، چپگرا و اسلامى)

با پیروزى انقلاب اسلامى و واژگونى نظام پیشین که با تحولى در ساختار سیاسى کشور همراه بود، با توجه به زمینه‏هاى تاریخى دراز مدت گروههاى چپ در استان مازندران و همجوارى با شوروى برخى از احزاب و تشکیلات سیاسى قبلى احیا شدند و تعدادى از احزاب و گروهکهاى سیاسى جدید پا به میدان گذاردند و منطقه شمال کشور را عرصه تاخت و تاز خود ساختند. سازمانها و گروهکهاى مسلحى که در جنگل‏هاى منطقه به فعالیت مى‏پرداختند عبارت بود از:

الف) گروهک رنجبران

این گروه با دیدگاه ایدئولوژى مائوئیستى و معتقد به جنگ مسلحانه با نظام مقدس جمهورى اسلامى بود با تعداد اندکى طرفدار و مقدارى تجهیزات نظامى در جنگل‏هاى منطقه شرق استان حضورى فعال داشت.

ب) سازمان اتحادیه کمونیست‏هاى ایران

اعضاى این گروه که داراى ایدئولوژى مائوئیستى و تحصیل کرده آمریکا بودند معتقد به مشى مسلحانه هم در استراتژى و هم در تاکتیک با جمهورى اسلامى بوده و با تعدادى از طرفداران مسلح خود در جنگل‏هاى غرب استان در محدوده جاده هراز و منگل دره حضور داشت.

ج) گروه اشرف دهقان

این گروه داراى ایدئولوژى مارکسیستى و از نظر جناح بندى سیاسى معتقد به سازمان چریکهاى فدایى خلق و جناح چپ (بیژن جزنى) و چه گوارا بوده و معتقد به مشى مسلحانه هم در استراتژى و هم در تاکتیک با جمهورى اسلامى بود. این گروه با طرفداران خود با رهبرى فردى به نام دکتر حرمتى پور (شوهر اشرف دهقانى) که از بازماندگان سیاهکل بود با عنوان ارتش رهایى بخش خلقهاى ایران، به صورت بسیار متحرک و خشن همیشه در منطقه و محدوده خود در حال تحرک و تردد بودند و استراتژى تحرک مطلق را در منطقه عمل مى‏کردند.

د) سازمان منافقین

این گروه با ایدئولوژى التقاطى خود و پشتیبانى مالى و تبلیغى از خارج از کشور، به صورت مسلحانه در محدوده جنگل‏هاى سواد کوه، قائمهشر و سارى حضور داشت. شرایط سیاسى و نظامى و امنیتى ستادهاى انقلاب در سالهاى اول انقلاب در منطقه مناسب نبود و به علت نبودن نیروى نظامى ویژه و مناسب در برخورد با این بحران و شروع جنگ تحمیلى و حضور جوانان پرشور منطقه در جبهه‏ها باعث گستردگى عملیات این گروهها در منطقه گردید. این گروهها علاوه بر اثر روانى در سطح کشور از لحاظ امنیت راه‏هاى شمال به تهدید منطقه‏اى و سلب امنیت ساکنان شهرها و روستاهاى حاشیه جنگل پرداخته و قضیه جنگل‏هاى مازندران سوژه تبلیغاتى گروهک‏هاى ضد انقلاب در خارج از کشور براى گرفتن امتیاز از استکبار جهانى شده بود. با گسترش توطئه‏ها با تأکید حضرت امام طى حکمى توسط فرماندهى کل سپاه گروه مشترک جنگهاى نامنظم در صحنه، با استعداد یک لشگر با نام مقدس حضرت ابوالفضل علیه‏السلام در ستاد منطقه 3 سابق سپاه مستقر در چالوس تشکیل گردید. طى چند عملیات توسط قرارگاه حضرت ابوالفضل علیه‏السلام از تاریخ 22/8/60 تا 1/11/60 علیه گروهکهاى مسلح و قطع راه‏هاى تدارکاتى و محاصره آنان باعث شد دشمن در محاصره نسبت به جنایتى جدید اقدام کرده و به شهر آمل حمله نماید. در این قسمت به شرح واقعه آمل که سمبل مبارزه مردم این استان بر علیه ضد انقلاب مى‏باشد، مى‏پردازیم: در نیمه شب ششم بهمن سال 1360 اعضاى گروهک مزدور موسوم به «سربداران» با الهام از عقاید الحادى کمونیستى و با برداشت و تحلیل سطحى و خیالى از اعتقادات مردم مسلمان آمل، این شهرستان را مکانى امن و مناسب براى شروع قیام به اصطلاح خلقى و مردمى خود برگزیدند. این گروهک وابسته به اتحادیه کمونیستهاى ایران با استفاده از تاریکى شب و در حالى که مردم در خواب و استراحت بسر مى‏بردند با کلیه وسایل و تجهیزات جنگ شهرى، شهر مقاوم آمل را مورد حمله قرار دادند و راه‏هاى ورودى را مسدود ساختند و ناجوانمردانه به مقر نیروهاى نظامى و بسیج حمله‏ور شدند. مهاجمین مزدور در سکوت شب از غیبت فرزندان دلیر مردم که براى دفاع و حراست از میهن اسلامى در جبهه‏هاى جنگ سرگرم نبرد با مزدوران رژیم بعثى عراق بودند استفاده کرده و از همان اوایل آغاز حمله، مراکز حساس و بیمارستانها را با کمک عناصر ستون پنجم به اشغال خود درآوردند و به تاخت و تاز در سطح شهر پرداختند. مردم مسلمان آمل با شنیدن صداى تیراندازى و مطلع شدن از حمله مهاجمین به شهر، خود را مهیا نمودند و با سنگربندى در خیابانها و منازل و با سلاحهاى گرم و سرد و حتى با چوب دستى و آنچه در توان داشتند به مقابله با مهاجمین پرداختند و با حضور گسترده‏شان، شهرستان آمل را صحنه درگیرى با ایادى استکبار نمودند و با حمایت از رزمندگان و محافظان شهر به مقابله با مهاجمین پرداختند. مهاجمین با مشاهده حضور گسترده مردم در سطح شهر اقدام به عقب‏نشینى و فرار از صحنه درگیرى نمودند. در این درگیرى دشمن پس از دادن تلفات زیاد متوارى شد و در کنار جاده هراز در داخل باغ موضع گرفت ولى نیروهاى مردمى، امان از مهاجمین سلب نموده و مقاومت گروهک ضدانقلاب در همان ساعت اولین روز هفتم بهمن شکسته شد. درگیرى آمل کمتر از 24 ساعت ادامه داشت و طى آن بیش از نیمى از اعضاى گروهک مارکسیستى به هلاکت رسیده و 11 تن توسط نیروهاى مردمى شهر دستگیر و به سزاى اعمالشان رسیدند. در این زد و خورد 40 تن از شهروندان نیز به شهادت رسیدند و بدین ترتیب واقعه خونین ششم بهمن سال 1360 آمل و مقاومت دلیرانه مردم در مقابل حمله ایادى استکبار، آمل را به شهر «هزار سنگر» مشهور ساخت و به عنوان یک روز پرحادثه تاریخى در میهن اسلامى‏مان مى‏درخشد و مردم آمل با رشادت خود برگ زرین دیگرى بر صفحات تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامیمان افزودند. مردم حزب‏الله آمل به یاد حماسه‏هاى دلیرانه سال 60، همه ساله روز ششم بهمن را گرامى داشته و با برپایى جشن و سرور، این روز تاریخ را پاس مى‏دارند.

نماز جمعه

با پیروزى انقلاب اسلامى و استقرار نهادهاى انقلابى در مازندران، مردم استان مازندران خصوصا شهرستان بابل بمنظور اقامه نماز جمعه در این شهرستان طومارى تهیه و از امام امت درخواست امام جمعه نمودند. طى حکمى از سوى امام خمینى، آیت‏الله روحانى به سمت امام جمعه بابل منصوب گردید. آیت‏الله روحانى که از آبان 1358 به عنوان نماینده امام خمینى در مازندران و امام جمعه بابل منصوب گردیده بود پس از ارتحال بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، از سوى رهبر معظم انقلاب‏اسلامى حضرت آیت الله خامنه‏اى نیز در همین سمت ابقاءگردید. آیت الله حاج شیخ نورالله طبرسى که از علماى مشهور خطه سارى بود از اوایل انقلاب از سوى دفتر امام خمینى به امامت جمعه منصوب شد. وى قبل از انقلاب به همراه دیگر علماى انقلابى شهر، در سر و سامان دادن مبارزات اسلامى مردم و راهپیماییها نقش بسزایى داشت. با ارتحال ایشان در 22/7/1378 به حکم مقام معظم رهبرى، امام جمعه سارى حجة الاسلام و المسلمین شیخ نورالله طبرسى به سمت نماینده ولى فقیه در استان تعیین گردید و پسر آیت الله روحانى(ره) به نام حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسن روحانى به عنوان امام جمعه بابل تعیین گردید و از برکت انقلاب اسلامى در حال حاضر تمامى شهرهاى استان، حتى شهرهاى کوچک نیز داراى امام جمعه بوده و سنگرهاى نماز جمعه در هر جمعه شاهد حضور باشکوه مردم همیشه در صحنه استان مى‏باشد.

آمل: حجت الاسلام سید یوسف ابراهیمیان،

بابل: حجت الاسلام مجتبى روحانى،

بابلسر: حجت الاسلام على اکبر طلابیان،

بهشهر: حجت الاسلام سید صابر جبارى،

پل سفید: حجت الاسلام خضرالله زاهدیان،

تنکابن: حجت الاسلام حبیب الله غفورى بارجینى،

جویبار: حجت الاسلام قربانعلى مهدوى،

چالوس: حجت الاسلام عباس فرازى،

رامسر: حجت الاسلام رحمان باقر زاده،

زیرآب مازندران: حجت الاسلام اسدالله احمدیان،

سارى: حجت الاسلام نورالله طبرسى،

سلمان شهر: حجت الاسلام سید احمد نقیب پور بافقى،

عباس آباد: حجت الاسلام حسین بنى اسدى،

فریدونکنار: حجت الاسلام زین العابدین باکویى،

قائمهشر: حجت الاسلام على معلمى،

کلاردشت: حجت الاسلام سید یحیى میرتبار،

کیاکلا: حجت الاسلام محمد باقر یوسفى،

محمودآباد: حجت الاسلام على اکبر ناصرى،

نکا: حجت الاسلام محمد باقر محمدى لائینى،

نور: حجت الاسلام مفید فیاضى،

نوشهر: حجت الاسلام محمود مشایخ.

 

دفاع مقدس

با آغاز جنگ تحمیلى در سال 1359 مردم مازندران از پیشتازان در جهاد و مبارزه علیه دشمن بعثى بوده‏اند. مازندران علاوه بر نیروهاى بسیارى که در ارتش و سایر نیروها و همچنین تیپ و لشکرهاى سایر استانها داشت، یک لشکر ویژه بنام لشکر 25 کربلا بوجود آورد که تمام دوران جنگ از حماسه‏سازان جبهه‏هاى نبرد بود. علاوه بر آن تیپ مهندسى‏رزمى مستقل‏جوادالائمه(ع) نقش بسیار مهمى را در دفاع مقدس ایفا نمود. در جریان جنگ تحمیلى مردم رشید این منطقه کاروانهاى زیادى را تدارک دیدند و روانه میدانهاى نبرد نمودند. دلاوران و کفر ستیزان این منطقه علاوه بر حضور در لشگر 25 کربلا و تیپ جواد الائمه در تیپ 30 گرگان، تیپ 75 ظفر، تیپ مالک اشتر و قرارگاه رمضان قدرت و شجاعت خود را به منصه ظهور رسانیدند. مردم رشید این استان که فرصت رفتن به جبهه جنگ را نیافتند در امور پشتیبانى و تدارکات مادى خود را در قالب کاروانهاى پشتیبانى از رزمندگان ادامه دادند و پس از خاتمه جنگ که دوره بازسازى شروع گردید، منطقه سوسنگرد در برنامه بازسازى این استان قرار گرفت و حضور فیزیکى (نیروى انسانى) و مادى این استان در مناطق جنگى و بازسازى آن بسیار مشهود بود. از ابتدا تا پایان جنگ استان مازندران متجاوز از 10699 نفر شهید، 1333 نفر مفقودالاثر، 45532 نفر جانباز و 3526 نفر اسیر (که این اسرا در پایان جنگ آزاد گردیدند) از بهترین و فداکارترین جوانان رزمنده پاسدار و بسیجى و قواى مسلح نظامى و انتظامى خود، دین خود را به انقلاب اسلامى اداء نموده است. تعداد 286 تن از شهدا استان روحانى مى‏باشند. از بهترین شهداى این استان سردارانى همچون سردار قاسمى طوسى، سردار ابوعمار مى‏باشد.

اسامى تعدادى از شهداى استان

ردیفنام شهیدتاریخ تولدمحل شهادتتاریخ شهادتمحل اعزام

1احمد على زاده1346بانه20/12/66بابل

2محسن کیائیه1343بوکان29/2/62بابل

3یوسف پور تقى1346مریوان30/7/62بابل

4سید احمد کریمیان1342قلاویزان10/4/65بابلسر

5شعبانعلى احمد نیا1341شوش2/1/61بابلسر

6ولى الله دیلمى1351پاسگاه زید21/4/67بابلسر

7عبدالرضا آهنى1344فاو5/1/65بهشهر

8محمداسماعیل اجاقى1348مجنون17/2/66بهشهر

9خلیل بیات1338مجنون29/7/65بهشهر

10ایرج سیدى1342پاسگاه زید23/11/64تنکابن

11مصطفى ملا1362مریوان2/7/41تنکابن

12فتح الله ملاوى1344قلاویزان26/7/65سارى

13عبدالرضا ماهور1345ـ21/6/66سارى

14غلامرضا عنایتى1344شیاکو23/9/60سارى

15ولى الله صدرایى1336سوسنگرد28/7/59سارى

16مهدى طالبى1348پاسگاه زید2/11/65سارى

17فردوس اصغرى1341فاو15/12/64سوادکوه

18عبدالحمید هدایتى1338پاسگاه زید7/11/65سوادکوه

19على جان قاسمى1325فاو22/11/64قائمشهر

20سیدمحمود ساداتى1340سرپل ذهاب8/9/59قائمشهر

21على اکبر حسن پور1340دزفول7/1/61قائمشهر

22سید مهدى کاظمى1339هورالعظیم25/3/64محمودآباد

23سید محمد حسینى1348ـ19/4/68محمودآباد

24حسین منفرد1348قلاویزان14/4/65محمودآباد

25عباس آشکاران1333پاسگاه زید19/1/66نکا

26شکر الله فردوسى1343سردشت ـ مهاباد5/9/63نکا

27کریم بدوى1345مریوان2/8/62نکا

28احمد کیومرثى1343بستان8/9/60نور

29قربان على طرفان1315پاسگاه زید20/1/66نور

30ابوالقاسم رستگار1343ام الرصاص10/2/61نور

ماخذ: بنیاد شهید انقلاب اسلامى.

مشارکت سیاسى

مردم استان مازندران همچون سایر مردم ایران اسلامى همواره در صحنه‏هاى انقلاب حضور داشته‏اند و به نحو بارزى نقش خود را در این انقلاب و اداره آن ایفا نموده‏اند. مردم این استان با حضور در راهپیمایى‏هاى مختلف و شرکت در انتخابات گوناگون و 8 سال حضور در صحنه‏هاى نبرد علیه متجاوزین حمایت خود را از انقلاب و امام و رهبرى به نمایش گذاشته‏اند. یکى از بهترین جلوه‏هاى مشارکت سیاسى مردم، شرکت در انتخابات مى‏باشد. انتخابات مجلس شوراى اسلامى که عصاره ملت مى‏باشد مى‏تواند نمونه خوبى از مشارکت سیاسى مردم هر استان باشد. در اولین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى 4/69 درصد واجدین شرایط در پاى صندوق‏هاى راى حاضر شدند. در دوره دوم میزان مشارکت مردم کاهش یافت و به 7/57 درصد رسید. در این دوره میزان آراء نسبت به دوره قبل حدود 5/2 درصد افزایش یافت. در سومین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى میزان مشارکت مردم به نحو چشمگیرى افزایش پیدا کرد و به 7/79 درصد رسید. در این دوره میزان آراء نسبت به دوره قبل حدود 8/68 درصد افزایش یافت. در چهارمین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى 8/79 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت نمودند. میزان آراء در این دوره نسبت به دوره قبل 1/21 درصد افزایش یافت. در پنجمین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى 1/78 درصد واجدین شرایط راى خود را به صندوق ریختند و نسبت به دوره قبل 7/1 درصد از میزان مشارکت مردمى کاسته شد. میزان آراء در این دوره نسبت به دوره قبل حدود 9/19 درصد افزایش یافت. در ششمین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى میزان مشارکت مردمى به شکل محسوسى کاهش یافت و در این دوره تنها 4/63 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت نمودند. در این دوره مردم استان کمترین میزان حضور را در طول دوره‏هاى شش گانه مجلس شوراى اسلامى داشته‏اند. میزان آراء نیز در این دوره نسبت به دوره قبل در حدود 3/5 درصد کاهش یافت.

منابع

برگرفته از «


اطلس فرهنگی ایران > تاریخی و سیاسی > دوران جمهوری اسلامی

منابع

جستجو در ویکی‌گفتاورد   مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به انقلاب در ویکی‌گفتاورد موجود است.

    سامانه بین‌المللی انقلاب ایران

    تبیان

    دانشنامه رشد

    روزنامه ایران

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٢٠ | ٥:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

آشنایی با شهرها و اماکن دیدنی استان مازندران

که مازندران شهر ما یاد باد   همیشه بربومش آباد باد

 

نام مازندران

برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه ، ایندیرا و ان پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را هم شاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است

نام قدیمی و اصلی مازندران تبرستان است که در واقع تپورستان بوده و علت نامگذاری آن وجود قوم ؛البی که درآن وجود دارد به نام قوم تپور می‌باشد که از شهر بابل تا شهر گرگان امتداد دارد و مرکز آنها ساری (در منابع یونانی زاداکرتا) بود. از اقوام دیگر مازندران قوم آمارد است که از آمل تا تنکابن وقوم کادوس از تنکابن تا رامسر هستند. برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن می‌دانند . ماز در زبان مازندرانی به زنبورعسل گفته می‌شود و کسانی که این ریشه یابی را پذیرفته‌اند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» می‌دانند . عده‌ای نیز به این دلیل که سابقا این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز به معنای گوزن بوده و از طرفی دران را نیز به معنای درندگان می‌باشد اینطور استنباط کرده‌اند که دران به معنای درنده کنایه از ببر مازندران است وچون این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین را به این نام خواندند مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده‌است. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این استان، کافی است که گفته شود هیچ یک از مناطق ایران به اندازه این خطّه، شاهد رویدادهای تاریخی نبوده‌است.

به همین سبب است که نویسندگان و مورخان ایرانی و خارجی، فراز و نشیب‌های تاریخی این سرزمین را در کتاب‌هایی به رشته تحریر در آورده‌اند. از آثار نویسندگان روسی درباره مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تالیف رابینو، و از آثار نویسندگان مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف میر ظهیرالدین مرعشی، و از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ تبرستان به کوشش اردشیر برزگر و مازندران از قدیم‌ترین ایام تا به امروز، نوشته دکتر محمد مشکور را می‌توان نام برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این خطّه متداول شد اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، بجای هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شده‌است عده‌ای هم تاریخ استعمال کلمه مازندران را از قرن چهارم هجری قمری به بعد می‌دانند.

شهرستان‌ها

  • شهرستان آمل که ۱۲٫۱۱٪ از جمعیت استان را داراست.

(شامل آمل، لاریجان، شاهاندشت، آب اسک، نیاک)

  • شهرستان بابل، سابقا بارفروش که ۲٫۱۶٪ از جمعیت استان را داراست.

(شامل: بابل، بندپی غربی، بند پی شرقی، امیرکلا،گتاب،بابلکنار،لاله آباد)

  • شهرستان بابلسر که ۰٫۶٪ از جمعیت استان را داراست.

(شامل: بابلسر،رودبست،بهنمیر، )

  • شهرستان بهشهر، نام پیشین اشرفی که ۲٫۶٪ از جمعیت استان را داراست.

(شامل: بهشهر، رستمکلا ، زاغمرز ،گرجی محله، میانکاله)

  • شهرستان جویبار که ۶٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.

(شامل: جویبار، لاریم، کردکلا) - تکیه کردکلا در زمان حاج نجف خان کرد احداث گردید

  • شهرستان چالوس، نام پیشین شالوس که ۲٫۴٪ از جمعیت استان را داراست.

(شامل: چالوس، مرزن آباد، کلاردشت، نمک آبرود)

  • شهرستان رامسر، نام پیشین سخت سر که ۴٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.

(شامل: رامسر، جواهر ده)

  • شهرستان ساری، مرکز استان که ۷٫۱۶٪ از جمعیت استان را داراست.

)شامل: ساری، دودانگه (پریم)، چهاردانگه (کیاسر)، فرح آباد، گلما، لاک دشت(

  • شهرستان سواد کوه که ۴٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.

(شامل: پل سفید، زیرآب، شیرگاه، آلاشت، ورسک)

  • شهرستان تنکابن، نام پیشین شهسوار که ۵٫۶٪ جمعیت استان را داراست.

(شامل: شهسوار، نشتارود، دوهزار، سه هزار)

  • شهرستان فریدونکنار شامل:فریدونکنار.دهفری.خزرشهر.دریاکنار
  • شهرستان قائمشهر، نام پیشین شاهی، علی آباد که ۱۰٪ از جمعیت استان را داراست.

)شامل: قائمشهر، کردی خیل، ارطه، تِلار)

  • شهرستان گلوگاه.

(شامل: شهر گلوگاه و دو بخش مرکزی و کلباد)

  • شهرستان محمودآباد که ۹٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.

)شامل: محمودآباد، سرخرود(

  • شهرستان نکا که ۷٫۳٪ از جمعیت استان را داراست.

(شامل: نکا، هزارجریب)

  • شهرستان نوشهر که ۹٫۳٪ از جمعیت استان را داراست.
  • شهرستان نور که ۵٫۳٪ از جمعیت استان را داراست.

) شامل: نور، رویان، چَمِستان، لاویج(

ابنیه تاریخی

بندپی بابل

در جنوب بابل وتقریبا ۲۰ کیلومتری شهر بابل منطقهٔ بند پی وجود دارد بندپی که در واقع محلی بین کوه جنگل و دشت است در ایران قبل از اسلام بنا به روایات محلی در حملهٔ اعراب یک سنگر قدرتمند برای وطن دوستان بوده است و در واقع قبل از اسلام دارای شهر و قلعه بودهاست.

 

منطقه شورچال گلوگاه

این منطقه از ابنیه مسکونی قرون اول و دوم اسلامی بوده و آثار باستانی فراوانی در دل تپه‌های آن جای گرفته‌اند که متأسفانه بخش قابل توجهی، توسط حفاران غیرمجاز، از دل خاک خارج شده و از موزه‌های خارجی، سر در آورده‌است که نیازمند استقرار یگان حفاظت میراث فرهنگی است.زمینهای آن متعلق به ساکنان کوپچی محله گلوگاه بوده و در فاصله کمی از ساحل دریا قرار گرفته‌است و مکانی سرسبز و بسیار دیدنی است که نیازمند سرمایه گذاری و توجه بیشتر است.

 

امامزاده عباس

در حاشیه شمالی ورودی شرقی شهر ساری واقع شده و از نظر شیوه معماری، گنبد هرمی شکل و صندوق چوبی نفیس، یکی از بناهای معروف استان مازندران است. تاریخ ساخت آن ۸۹۷ هجری قمری است و سه امامزاده بنامهای عباس ؤ محمد و حسن در آن مدفون می‌باشند.این بنا در منطقه‌ای به نام ازادگله واقع شده است.

 

قلعه لاجیم در سوادکوه

در جنوب شرقی زیراب در شرق جاده سواد کوه به قائمشهر در منطقه‌ای جنگلی و در کنار روستای لاجیم قرار دارد. این اثر معماری ارزشمند متعلق به قرن پنجم هجری است. آندره گدار باستان‌شناس فرانسوی که در سال ۱۹۳۳ میلادی به بازدید برج لاجیم آمده می‌نویسد: در داخل این حصار چند تل است که نشان می‌دهد این قلعه در واقع شهر مستحکمی است این محل که در قلب جنگل انبوه و دور هنگامه شهرها واقع شده‌است. مسلماً قرارگاه مهم یکی از سرکشان یا پناهگاه استوار یکی از پادشاهان مخلوع بوده‌است که به امید بازگشت وقت مساعد در آنجا بدور از آسیب خصم در امان می‌داشته‌است. شخصیت مدفون در برج (کیا ابوالخوارس شهریار) از خاندان باوندیان بوده که در فاصله سقوط سلسله باوندیان اول و به قدرت رسیدن مجدد خاندان آل باوند پس از اشغال ناحیه آمل به دست قابوس وشمگیر به منطقه کوهستانی لاجیم پناه برده‌است.

 

چشمه عمارت بهشهر

این بنا متعلق به دوره صفویه‌است که در دو طبقه احداث گردیده و در حال حاضر طبقه همکف و جزری از طبقه دوم باقی مانده‌است در وسط عمارتِ همکف مظهر چشمه قرار دارد که آب آن از چهار سمت توسط جویهایی از داخل بنا به خارج آن سرازیر و وارد حوضها و جویهای اطراف آن گردیده و به‌وسیله نهرهای اصلی به خارج از باغ هدایت می‌شده‌است .

 

برج آرامگاهی امامزاده طاهر مطهر کجور

این بنای آرامگاهی واقع در روستای هزار خال بخش کجور در شهرستان نوشهر قرار دارد، بنایی است چهار ضلعی با کتیبه‌های آجری و تزئینات که در سال(۸۲۹) ه ق به دست ملک کیومرث بن بیستون استندار ساخته شده‌است.

 

قلعه ملک بهمن لاریجان

این قلعه از قلعه‌های عظیم البرز است که در جاده هراز بخش لاریجان شهرستان آمل و مشرف به قریه شاهان دشت در ۷۵ کیلومتری جنوب آمل قرار دارد این قلعه متعلق به حکام پادوسبان است که در سال (۴۵ الی ۱۰۰۵) ه ق به رویان نور و کجور و رستمدار حکومت داشته‌اند بنای قلعه بر روی صخره‌ای حدود ۲۲۰ متر بالاتر ازسطح اراضی شاهاندشت از لاشه سنگهای بزرگ و کوچک و ملات گچ ساخته شده که بصورت طبقه طبقه و شامل اتاقها و قسمت‌های مختلف ساختمانی است.

آرامگاه سه سید میر حیدر آملی

این مکان مدفن ابولقاسم پسر ابولحسن الرویانی است که در سده ششم ه ق وفات یافته‌است، در طی قرون هشتم و نهم هجری قمری سه تن از سادات و عرفا در این محل مدفون گردیدند که یکی از آنها علامه میر حیدر آملی است که از متفکران و مشاهیر شیعه بوده‌است بانی این مکان سید عزالدین بن سید بهاالدین آملی است.

 

برج رسکت

برج زیبای رسکت در روستایی به همین نام، از دوران اسپهبدان مازندران که بر روی آن کتیبه‌ای به دو خط پهلوی و کوفی وجود دارد.

 

برج باوند

برج بسیار زیبای باوند از دوران آل باوند از اسپهبدان مازندران در روستای سرخ آباد سوادکوه قرار دارد. این برج شبیه مهره رخ در شطرنج است.

 

نقش شاه

تنها تصویر ناصرالدین شاه قاجار و درباریان او که بر دل سنگ حکاکی شده است در جاده هراز و در کنار تونل وانا و جاده باستانی زمان ساسانی قرار دارد.

 

برجهای آهودشت

این دو برج در روستای آهودشت چمستان نور قرار دارند. برج بزرگ مزار شاه بالوی زاهد آملی، استاد شیخ خلیفه مازندرانی، استاد شیخ حسن جوری است.

سایت موزه گوهر تپه

سایت موزه گوهر تپه در نزدیکی بهشهر قرار دارد. کهنترین ابزار ساخته شده از آهن در جهان در این مکان یافت شده است.

 

لفورک

شهر باستانی لفورک در سواد کوه قرار دارد. در این شهر اسکلتهایی از انسان های دراز سر پیدا شده است.

 

 استان مازندران با 24091 کیلومترمربع مساحت و 2603008 نفر جمعیت و از شمال به دریای خزر از مغرب به استان گیلان و از جنوب به استانهای سمنان و تهران و از شرق به استان گلستان محدود است.

تعداد 15 شهرستان 360 شهر و 38 بخش و 104 دهستان در استان مازندران وجود دارد که 43% از شهرها در طول نوار ساحلی دریای خزر واقع شده اند. مازندران تنها استانی است که با سه محور هراز ، کندوان و سوادکوه با مرکز کشور مرتبط بوده وسه فرودگاه ساری ،نوشهر ورامسر ارتباط هوایی آن را با سایر نقاط برقرار ساخته وراه آهن سراسری نیز ازان عبور می کند علاوه بر آن جاده ساحلی از رامسر تا بابلسر به طول 220 کیلومتر وبا فاصله 10 الی 300 منر از کنار دریا می گذرد  . استان مازندران با توجه به موقعیت طبیعی وجغرافیایی در بخش طبیعت گردی جزء استانهای برتر کشور محسوب میگردد نزدیک به 12 میلیون نفر گردشگر داخلی وبیش از 20هزار توریست خارجی هرساله به منظور گذراندن اوغات فراغت از این استان دیدن می کنند وجود دریای مازندران باساحل زیبا ومتاسب به همراه پارکهای جنگلی ،غارها ،آبشارها ،رودخانه ها ،آبهای سرد وگرم معدنی ،چشمه ها ،تالابها ،دریاچه ها وجاذبه های طبیعی دیگر ودارابودن یادمانهای تاریخی ودارابودن نظیر مقبره میر بزرگ آمل ،برج لاجیم سوادکوه ،برج رسکت سوادکوه ،مجموعه فرح آباد ساری ،عباس آباد بهشهر ،قلعه پولاد بلده نور،کندلوس نوشهر و.....این استان را مجموعه متنوع برای استفاده گردشگران مختلف با انگیزه های گوناگون بدل نموده است .
 

 

شهرستان آمل

 

موقعیت جغرافیایی

آمل یکی از شهرستانهای مرکزی استان مازندران است که از شمال به محمود آباد،از شرق به شهرستان بابل،از مغرب به شهرستان نور و از جنوب به استان تهران محدود می شود.

 

جمعیت -

 برابر آمار سال1375،جمعیت شهرستان آمل 298هزار نفر بوده،که حدود54درصد جمعیت در شهرها زندگی می کرده اند.پراکندگی جمعیت این شهرستان،در درجه اول،ناشی از میزان حاصلخیزی خاک می باشد

تقسیمات سیاسی

طبق آخرین تقسیمات کشوری،این شهرستان از دو بخش(مرکزی و لاریجان) و8 دهستان تشکیل شده است.از نقاط شهری آن،شهر آمل و رینه را می توان نام برد.

 

سابقه تاریخی و جاذبه های جهان گردی

 به موجب پژوهشهای خاور شناسان،طایفه یا قوم آمارد که پیش از تاپوریها به سرزمین پورستانی(طبرستان) مهاجرت کرده بودند.در منطقه آمل که مستعد وآباد تر از سایر نقاط طبرستان بود سکونت اختیار کردند.

آمل مخفف همان آمارد یا آماردان بوده که بر اثر کثرت استعمال به تدریج تغییر شکل داده و به صورت آمل در آمده است.حمدالله مستوفی بنای شهر آمل را به طهمورث،پادشاه پیشدادی،نسبت می دهد.از مهمترین بناهای تاریخی و نقاط دیدنی این شهرستان می توان مشهد میر بزرگ(مقبره میر قوام الدین مرعشی)،مقبره میر حیدر آملی،امامزاده ابراهیم،امامزاده عبد الله،بقعه شمس آل رسول،پل دوازده پله،قله شاهان دشت،پارک جنگلی آمل(میرزا کوچک خان) و آبهای معدنی لاریجان(آمولو)،اسک و استراباکو را نام برد


بناهای تاریخی شهرستان آمل:

آبشار شاهان دشت

در 65 کیلومتری شهر آمل در جاده هراز و مسیر منتهی به شهر تهران در ارتفاعات مشرف به روستای زیبا و ییلاقی شاهان دشت در جانب جنبی جاده و رود خانه هراز از این آبشار پراب دائمی و عظیم با شکوهی وصف ناپذیر خودنمائی می کند. آبشار شاهان دشت با ارتفاع تقریبی 50 متری یکی از بزرگترین آبشارهای استان مازندران به شمار می رود.
قابل ذکر است که جاده فرعی منشعب از جاده هراز تا آبشار مذکور تقریباً 10 دقیقه فاصله دارد و بعد از خاتمه جاده از روستای شاهان  دشت 15 دقیقه پیاده روی دارد.

 

 

امامزاده عبدالله (ع)

 

 نوع اثر : سیاحتی ، زیارتی
 دوره تاریخی ساخت و بوجود آمدن یا ... :   ساختمان اصلی امامزاده در سال 1343 شمسی به وسیله سازمان اوقاف تخریب گردید و بنای نوساز و با عظمت کنونی به جای آن ساخته شد

وضعیت امکانات و تسهیلات تفریحی . گردشگری . حمل و نقل . اسکان و ... :  زائر سراها و پنج در اتاق برای مدیران ومسئولان، سالن بزرگ غذاخوری ، بانک اعتبارات تعاونی ، دکانهای متعدد وبناهای دیگر برای آسایش  وراحتی زائران ساخته شده است

توضیح مختصری در خصوص معرفی مکان : مسیر بقعه را که پیش می‌گیری نخستین چیزی که به چشم می‌خورد درختهای سر به فلک کشیده هستند که منظم و یک دست در کنار یکدیگر ایستاده و شما را به سوی بقعه هدایت می‌کنند.

زیبایی طبیعت در این منطقه از آمل چنان شگفت آور است که نمی‌فهمی چه زمانی به بقعه رسیدی. حال و هوای درون مقبره نیز وصف ناپذیر است. باید به چشم دید و با دل احساس کرد . توصیف این حال و هوای معنوی تقرببا غیر ممکن است. در صحن بنای امامزاده ضریحی است از طلا و نقره به طول 463 سانتی متر و غرض 375 سانتی متر و ارتفاع 275 سانتی متر که به وسیله هنرمندان ماهر اصفهانی ساخته شده است. از آثار قدیمی آستانه امامزاده عبدالله حوض شفا و مرقد بی بی فاطمه و سقاخانه آن است که به وسیله سازمان اوقاف تجدید بنا شده است.

آب و هوا :  آب و هوایی معتدل کوهستانی بسیار لطیف دارد.

آدرس : مازندران – آمل – جاده هراز -  12 کیلومتری جنوب غربی آمل، در روستای اسکو محله‌ قرار دارد.

فاصله تا مرکز استان :  فاصله 90 کیلومتر.

نوع راه ارتباطی : زمینی – زیباترین و قشنگترین جاده ها و راهها که انسان را مجذوب خود میکند.

میانگین تعداد بازدید کنندگان از این مکان در سال : سالانه بعلت زیارت آستانه امامزاده و طبیعت زیبای این منطقه  و تفرجگاه و اسکانهای بیشمار در این مکان مسافران زیادی از شهر و دیار دور و نزدیک به این منطقه سفر میکنند.

دیگر امکانات تفریحی و رفاهی جهت گردشگری : دور تا دور بقعه را مغازه‌های فروش سوغاتی که شبیه تمامی بازارهای مراکز زیارتی هستند فراگرفته‌ و دارای درمانگاه . آب شرب . رستوران و مغازهای بسیار ی برای رفاه حال زائران و مسافران میباشد و علاوه بر زائر سراها و پنج در اتاق برای مدیران ومسئولان، سالن بزرگ غذاخوری ، بانک اعتبارات تعاونی ، دکانهای متعدد وبناهای دیگر برای آسایش  وراحتی زائران ساخته شده است .

این زیارتگاه مهم در 12 کیلومتری جنوب غربی آمل در دامنه های سرسبز البرز شمالی قرار دارد. مسیر دسترسی به آن نیز از خروجی شهر در بلوار تهران آغاز و پس از طی مسافت 4 کیلومتر در ابتدای جاده هراز به دو راهی امامزاده عبدا... (ع) می رسد که در جانب غرب جاده و رود هراز بطرف امامزده عبدا... ادامه می یابد.
ساختمان اصلی امامزاده عبدا... با معماری بسیار زیبا در سال 1343 با عظمتی خاص بنا گردید در داخل حرم و بر روی مقبره ضریحی از طلا و نقره به طول 463 و عرض 375 و ارتفاع 275 سانتی متری قرار دارد که بوسیله هنرمندان اصفهانی ساخته شده است.
شکل شاه
در 65 کیلومتری جنوب شهر آمل در جانب غربی رود و جاده هراز و تونل بایجان در کنار محور ارتباطی تهران به آمل در زمان ناصرالدین شاه و به دستور وی نقش برجسته سنگی زیبایی بر سینه کوه و مشرف به رود هراز کنده شده که د رمازندران بی نظیر بوده است در این حجاری ناصرالدین شاه به همراه چندتن از امرای کشوری و لشکری نشان داده شده است.

قلعه شاهان دشت

به ملک قلا معروف است و در 65 کیلومتری شهر آمل در جاده هراز و مسیر منتهی به ترهان و در ارتفاعات مشرف به روستای شاهان دشت بر روی یک کوه هرمی شکل در کنار روستای ییلاقی شاهان دشت و دره رود و جاده هراز قرار گرفته و کاملاً برای مسافران مسیر هراز و محور ارتباطی تهران به آمل قابل مشاهده است.ظاهراً این قلعه متعلق به ملک بهمن آخرین سلطان سلسله استندار لاریجان بوده است.

گنبد ناصرالحق و شمس طبرسی
این دو بنای تاریخی در مجاورت یکدیگر در حاشیه شمالی شهر آمل در منطقه چاکسر و در جانب غربی بلوار شهید بهشتی آمل قرار دارند. ساختمان آجری آنها متعلق به قرن نهم هجری قمری بوده و بنای ناصرالحق آرامگاه وی می باشدکه در سال 304 هجری قمری در این مکان به خاک سپرده شد و گنبد دیگر متعلق به شمس طبرسی از فقها و علمای آمل می باشد.

بقعه میرحیدر آملی
بنای اصلی آن متعلق به قرن 6 هجری قمری بوده ک در دوران مختلف بازسازی شده ولی شکل اولیه را حفظ نموده، این ساختمان آجری با برج 8 ضعلی و گنبد هرمی با ارتفاع 12 متر در نزدیکی گنبدهای ناصرالحق و شمس طبرسی در منطقه چاکسر آمل و در مجاورت بلوار شهید بهشتی قرار دارد.

امامزاده عباس(ع) روستای سوته کل "آمل"

 

آتشکــده
علیرغم شهرت این بنا به آتشکده، شکل ظاهری آن چندان با کاربرد آن تناسب ندارد. احتمالاً مکان اصلی آن آتشکده بوده که بعد از اسلام آوردن مردم آمل شکل آن تغییر یافته است.
این بنای عظیم آجری با پلان مربع شکل و در کنار بلوار شهید بهشتی شهر آمل در منطقه چاکسر قرار دارد.

بقعه تاریخی میر بزرگ
یکی ازمهمترین بناهای تاریخی مازندران است که در عهد سلطنت شاه عباس صفوی در سال 1020 هجری قمری بر روی مدفن میرقوام الدین مرعشی بنیانگذار سلسله مرعشیان مازندران در اواخر قرن هشتم هجری قمری ساخته شده و در مرکز بافت قدیم شهر آمل در سبزه میدان و مجاورت مصلای بزرگ قرار دارد. این ساختمان از لحاظ ویژگی های معماری گنبد سردرب ها ، کاشی کاری و کیبه ها کم نظیر است. پلان آن چهارضلعی، مساحت آن 781 مترمربع و مصالح عمده آن آجر است.

علاوه بر میربزرگ اماکن فراوانی در شهر آمل وجود دارد که دفاتر خدماتی مسافرتی می توانند برای بازدید در شهر همه آنها را در برنا مه خود بگنجانند.

امامزاده ابراهیــم

 این بنا با پلان مربع شکل و بدنه آجری و گنبد هرمی شکل در قرن نهم هجری در شهر آمل ساخته شد و در ابتدای بلوار طالب آملی قرار دارد.
بر روی درب صندوق چوبین روی مرقد کتیبه های زیبایی به خط رقاع حک شده که طبق مفاد آنها، 

  

شهرستان بابل

 

موقعیت جغرافیایی

 بابل یکی از شهرستانهای مرکزی استان مازندران است که از شمال به شهرستان بابلسر،از مشرق به شهرستانهای قائم شهر و سوادکوه،از مغرب به شهرستان آمل،و از جنوب به کوهپایه ها و دامنه های شمالی رشته کوههای البرز محدود می شود.

جمعیت طبق سر شماری سال 1375،جمعیت شهرستان بابل،حدود421هزار نفر بوده است.بیش از 43درصد جمعیت آن شهر نشین و بقیه روستا نشین هستند.تراکم جمعیت در قسمت جلگه ای بیشتر از مناطق کوهپایه ای است.

تقسیمات سیاسی

شهرستان بابل،شامل پنج بخش مرکزی،بند پی شرقی،بند پی غربی،بابل کنار و لاله آباد،11 دهستان و 2 شهر(بابل و امیر کلا)می باشد

سابقه تاریخی

نام این شهر در قدیم مامطیر بوده و در قرن هشتم به بار فروش ده معروف شد.از زمان صفویه این شهر را بارفروش می نامیدند.در سال 1311 به بابل تغییر نام داد،زیرا رود بابل در غرب آن جریان دارد.شهر بابل با توجه به موقعیت جغرافیایی،نزدیکی به دریا،و شرایط طبیعی مناسب،در سالهای اخیر به سرعت توسعه یافته است

اماکن مذهبی،آثار باستانی و جاذبه های جهانگردی

شهرستان بابل دارای امامزاده های متعددی است.آرامگاه قاسم بن موسی کاظم و برادرش حمزه(آستانه)،مقبره سلطان محمد طاهر و پل محمد حسن خان بر روی رود بابل،از آثار تاریخی مهم این شهرستان به شمار می آید.شهرستان بابل با توجه به موقعیت ارتباطی،آب وهوای معتدل و مناظر طبیعی بسیار زیبا،کوهپایه های پوشیده از جنگلهای انبوه و رودخانه بابل،از مناطق مهم جذب جهانگرد در استان است

 

امامزاده قاســـم
بنای امامزاده قاسم متعلق به قرن هشتم هجری قمری است و درمحله پایین بازار آمل در مجاورت بلوار شهید بهشتی قرار دارد. از لحاظ شکل و پلان دارای ویژگی هایی است که آن را منحصر به فرد نموده. بطوریکه نظیر آن در مازندران دیده نمی شود. بنای 8 ضلعی با گنبدی کوتاه بر روی یک صفحه قرار دارد. که با ملاط بر روی آجر تزئیناتی روی آن صورت گرفته است.

 

 

 ردی- جواد بیژنی

اگر تا حالا گذارتان به شهر بابل نیفتاده، اردیبهشت را از دست ندهید که برای رفتن به این شهر هیچ ماهی بهتر از اردیبهشت نیست.

هرکس در دومین ماه بهار به بابل رفته باشد، می‌داند که چرا به آنجا می‌گویند شهر بهارنارنج. خیابان‌های بابل این روزها مست عطر بهار نارنج است. نام باستانی بابل «مه میترا» یعنی جایگاه میترای بزرگ بود. در دوران اسلامی آن را به نام «مامطیر» می‌شناختند. در دوره حکومت صفوی تجارت شهر به قدری  پر رونق بود که  اسمش را  «بارفروش» گذاشتند. نام بابل تا قبل از سال 1314 شمسی «بارفروش» بود و نام فعلی‌اش را از رودخانه بابل گرفته است. این رودخانه از غرب بابل عبور می‌کند و همان رودخانه‌ای است که پل معروف شهر بابلسر را روی آن ساخته‌اند.

 

جشن پرهیاهوی رنگ و بو

بازارهای هفتگی یکی از ارکان شهرهای شمالی ایران است. حضور زن‌های روستایی به عنوان فروشنده در این بازارها قابل توجه است. قدم زدن در یک بازار هفتگی و استشمام عطر سبزیجات، میوه‌ها و ترشی‌ تازه، تجربه‌ای خیال‌انگیز خواهد بود.

 

این ساختمان که حالا موزه بابل است، در سال 1307شمسی بلدیه یا به اصطلاح امروز شهرداری بوده. ساختمان را یک مهندس آلمانی در زمان رضا‌خان ساخته و در طراحی‌اش معماری نئوکلاسیک اروپا و ایران باستان را تلفیق کرده است. حالا ساختمان 3طبقه مرمت  و به موزه تبدیل شده که بخش‌های باستان‌شناسی و مردم‌شناسی آن دیدنی است.

 


بقعه امامزاده قاسم- فرزند امام موسی کاظم(ع)- مربوط به قرن نهم هجری است. اگر سری به این امامزاده که در محله آستانه بابل است زدید، تماشای در ورودی و صندوق چوبی نفیسی که از شاهکارهای هنری هستند را از دست ندهید. ساخت و ساز غیراصولی در اطراف این بقعه از زیبایی‌های آن کاسته. نیمایوشیج در سال 1307 شمسی در سفرنامه‌اش به این معضل اشاره‌ می‌کند که « بارفروش(بابل) به عقیده من عروس شهرهاست ولی عیبی که دارد [این است که] آن را بد زیور می‌بندند!». سال‌هاست که همه شهرهای قدیمی و زیبای ایران همین مشکل را دارند. از قدیم گفته‌اند آمد ابرویش را درست کند، چشمش را کور کرد.

 
به بافت قدیمی بابل که بروید، می‌بینید هر محله در مرکز خود مسجد یا تکیه‌ای دارد که میدانگاهی را ایجاد کرده و راه‌های ارتباطی محله به آن می‌رسند. تکیه قدیمی محله حصیرفروشان که از دوره قاجار به جا مانده، شاهد خوبی برای این حرف است. تصور شادی‌ها و ماتم‌‌هایی که این میدانگاهی به خود دیده است، آدم را در خیال فرو می‌برد.

 


راسته اصلی بازار شهر کم‌کم دارد رنگ و بوی مدرن به خود می‌گیرد ولی هنوز جابه‌جا با شغل‌های سنتی مواجه می‌شوید که انگار دارند در برابر زندگی ماشینی مقاومت می‌کنند. یکی از جارو فروش‌های بازار امیرکلا همان‌طور که به جاروبندی مشغول است می‌گوید: «دیگر جوان‌ها سراغ این کار نمی‌آیند. می‌گویند هم سخت است و هم کم درآمد».

 

 مسجد آدینه
بابل هم مثل همه شهرهای مهم مسجد جامع دارد. در قدیم وقتی جمعیت یک شهر به حدود 10هزار نفر می‌رسید، برایش یک مسجد مرکزی و بزرگ می‌ساختند که اسمش مسجد جامع یا مسجد جمعه (مسجد آدینه) بود. مسجد جامع بابل از بناهای عهد صفوی است.

در زمان فتحعلیشاه قاجار زلزله آن را خراب کرد و در سال 1225 قمری بود که فتحعلیشاه دستور داد مسجد را بازسازی کنند و میرزا محمد شفیع صدراعظم این کار را پیگیری کرد. مقبره سعیدالعلمای بارفروشی- از مشاهیر فقه شیعه در قرن13 هجری قمری- در مجاورت این مسجد قرار دارد. سعیدالعلما آن‌قدر عالم بزرگی بود که وقتی خواستند شیخ انصاری را مرجع شیعیان جهان کنند چون سعیدالعلما را از خودش برتر می‌دانست، نامه‌ای به او نوشت و از او اجازه گرفت.


در بابل شاید حیاط هیچ خانه‌ای خالی از درختان مرکبات نباشد. در این شهر دوطرف هر خیابانی را درخت‌های نارنج پوشانده است. گیرم که قید باغ‌های اطراف شهر را که پر از درخت است بزنید، همان درخت‌‌هایی که در خانه‌ها و خیابان‌هاست، برای عطرآگین کردن هوای بابل کافی است.

آن روبه‌رو در افق، دریاست که فقط 15کیلومتر با شهر فاصله دارد و این به یک رویا می‌ماند. بیخود نیست که نیما یوشیج گفته است: «بارفروش شهر نیست؛ دیوان شعری است با یک مخرج شاعرانه؛ شاعر در صور آن داخل می‌شود و از اعماق ویژگی‌های آن بیرون می‌آید. بارها میل داشتم یک شهر شاعرانه را پیدا کنم. این است مطابق دلخواه من!

 

بد نیست بدانید 
در دوران زندیه بابل، مرکز ولایت مازندران بوده و آغا محمدخان قاجار وقتی دید مردم بارفروش از خاندان زند حمایت می‌کنند، ساری را مرکز مازندران اعلام کرد. همین حالا هم بعد از ساری که مرکز استان مازندران است، بابل مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر استان است. 

در قدمت بابل همین بس که عمر بعضی آثار کشف شده در تپه‌های جنوب شهر را تا 1000 سال پیش از میلاد باز می‌گردد. این تپه‌ها که به «دینه کوتی» معروفند، فقط 20کیلومتر از بابل امروزی فاصله دارند.   بیشتر بناهای قدیمی بابل به‌خاطر کم توجهی وضعیت مناسبی ندارند. با این حال بافت قدیمی و تکیه و امامزاده محله حصیرفروشان که از دوران قاجار به‌جا مانده، با هزینه شخصی و نظارت یکی از اهالی نیکوکار محل ، مرمت شده و نظر علاقه‌مندان را به خود جلب می‌کند. 

 از زمان رضاخان تاسیس بنا‌هایی که متاثر از معماری اروپا بود، محله‌های قدیمی شهر را تغییر داد و ارتباط این محله‌ها را با فضاهای جدید شهری قطع کرد. از میان این بناها می‌شود به کاخ شاهپور، ساختمان شهرداری قدیم، شهربانی سابق، دبیرستان قدیمی شاهپور و پستخانه اشاره کرد. متأسفانه و در کمال ناباوری، ساختمان قدیمی اداره پست در سال‌های اخیر تخریب شد. از مکان‌های مذهبی و زیارتی بابل یکی «مسجد محدثین» است.

این مسجد در سال 1136 قمری ساخته شد و مقبره 2عالم بزرگ شیعه به‌نام‌های ملانصیرا و شیخ‌کبیر در آن است.  طرفداران طبیعت بکر و دست‌نخورده مطمئن باشند که جنگل‌های جنوبی و مناطق کوهستانی بابل- نظیر شیخ‌موسی و فیل‌بند- آنها را سر ذوق می‌آورد. سوغات بابل، مرکبات، مربا، عرق بهارنارنج، کاهوی سرپیچ، کلوچه، سبد و جاروست. 

بابل آدم‌های معروف زیاد دارد؛ امامعلی حبیبی اولین مدال طلای المپیک را برای ایران به دست آورد. در موسیقی، زنده یاد مازیار و بیژن بیژنی اهل بابل هستند. احمد نصراللهی و مهدی علیزاده از نقاشان معاصر و اسرافیل شیرچی و مهدی فلاح از استادان  برجسته خوشنویسی هم بابلی هستند.

 

بناهای تاریخی شهرستان بابـــل

کاخ سلطنتی:
بنای آن مربوط به اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی است و در داخل باغ وسیع و زیبایی در حاشیه جنوبی و داخل شهر بابل قرار دارد. ساختمانهای دو طبقه با اطاقها و سالن های متعدد و مزین به گچ بریهای بسیار زیباست. مصالح عمده آن را سنگ تشکیل می دهد و نمای خارجی آن با سنگ به شکل چشمگیری تزئین شده است.


برج کاخ سلطنتی:
در ضلع غربی محوطه کاخ قرار دارد و از دو طبقه تشکیل شده که طبقه دوم آن کوچکتر از طبقه اول و هر طبقه آن دارای 8 ضلع و 8 پنجره می باشد.

پل محمد حسن خان:
در اوایل حکمرانی کریم خان زند در سال 146 هجری قمری بوسیله محمدحسن خان پور آقا محمدخان قاجار بر روی رود بابل ساخته شد و در ورودی جنوب غربی شهر و ابتدای جاده قدیم آمل قرار دارد. پل محمدحسن خان دارای 7 طاق (چشمه) و 2 طاق فرعی است.
طول آن 140 متر و عرض آن 6 متر بوده و از  بناهای مشهور تاریخی مازندران به شمار می رود. این پل محل تردد ماشینها است و در زیر و اطراف پل محوطه پارک ایجاد شده است.

تکیه مقری کلا:
روستا ی مقری کلا در 25 کیلومتری جنوب غربی بابل و درمجاورت جاده آسفالت بابل به بندپی غربی قرار دارد. بنای مستطیل شکل آن با آجر و ملاط ساروج ساخته شده و شامل یک تالار بزرگ در طبقه اول وحجره و اتاقهای متعددی در طبقه دوم است. به استناد کتیبه های تکیه در زمان ناصرالدین شاه قاجار ساخته شده و از نظر نقاشی، کنده کاری، گچبری و ظریف کاریهای روی چوب از اثار تاریخی مازندران محسوب میگردد.

بنای درویش فخرالدین:
در ابتدای ورود به شهر بابل از شهر آمل در کنار جاده جدید آمل به بابل واقع شده است این بنای آجری با قاعده دایره ای ، گنبد هرمی شکل تزئینات کاشی اندک در هر ضلع بیرونی در قرن نهم هجری قمری ساخته شده، و دو لنگه درب ورودی این بنا و صندوق چوبین روی مرکز این بنا از آثار هنری ارزشمند وبسیار نفیس تاریخی به شمار می رود.

کیجا تکیه
بنای سقانفار کیجاتکیه درداخل شهر بابل ودرمجاورت کمربندی شهر واقع شده ودرعصر سلطنت شاهان قجاریه بنا گردیده ا ست ساختمان اصلی دوطبقه می باشد که ستونها وپوشش چوبین سقف بنا دارای نقاشیهای بسیارزیبایی هستند که از لحاظ تنوع وترکیب رنگها وموضوعات نقشها بسیار دیدنی است.

بقعه شیخ موسی و امامزاده عبدا... :
این دو زیارتگاه در روستای ییلاقی شیخ موسی در حدود 80 کیلومتری جنوب شهر بابل در منتهی الیه بخش بند پی شرقی قرار دارند. مسیر و جاده آن از داخل شهر بابل کنار می شود که به جاده حبیبی معروف است و پس از طی مسافت 30 کیلومتر به آبادی گلوگاه مرکز بخش بندپی شرقی می رسد و در ادامه جاده با عبور از پل ساجدرود به طرف دهستان فیروزجا ادامه می یابد، و پس از عبور از روستای فیروزجا در ارتفاعات البرز به شیخ موسی می رسد. کتیبه ها و نقش و نگارهای موجود روی در بها و ضریح های زیارتگاه در نوع خود بی نظیر و دیدنی است.

گنجینه بابل
 این بنا در زمان رضاشاه در اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی برای اداره شهرداری ساخته شد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوسیله سازمان میراث فرهنگی به موزه تبدیل گردیده است. این ساختمان دارای دو طبقه است که هر طبقه ا زچند سالن و اتاقهای متعدد تشکیل شده که در حال حاضر اشیاء و آثار تاریخی متعدد مربوط به دوران مختلف تاریخی برای گردشگران و محققان به نمایش گذاراده است.

شهرستان بابلسر

 

پل فلزی - بابلسر

نام قدیمی بابلسر ((مشهدسر)) است که بنا به اعتقاد قدما انتخاب این نام بدان جهت است که سر امامزاده ابراهیم (علیه السلام) ، برادر حضرت امام رضا (علیه السلام) در آنجا مدفون شده است . به واسطه آثار قدیمی موجود می توان به قدمت تاریخی شهر پی برد ، بنای امامزاده ابراهیم (علیه السلام) با چارچوب منقوش می باشد که قدیمی ترین آنها مربوط به 841 هجری قمری است . در سال 1311 با شروع تحول در شئون مختلف کشور ، مشهدسر نیز به بابلسر تغییر نام یافت و به سرعت رو به آبادانی نهاد و خیابان بندی، ساختمان سازی جدید و مدرن و ایجاد پل معلق فلزی و سد بندی دو طرف رودخانه بابلرود که از وسط شهر میگذرد، آسفالت خیابانها، ساختمان شهرداری و شهربانی، اداره پست و تلگراف و ساختمان هتل بزرگ (دانشگاه مازندران فعلی) و ... انجام گرفت

همچنین عده ای بر این عقیده اند که قدیمیترین نام، مشهد سبز بوده است. یعنی مشهدی که سبز است. واژه مشهد بخاطر سر امام رضا (ع) و شهر مشهد کنونی و واژه سبز به علت سر سبزی خرمی و زیبایی منطقه بوده و به مرور زمان به مشهدسر تغییر نام یافت .
امکانات این شهر تا اتمام دوره قاجاریه توسعه چندانی نداشت، بطوریکه یک خیابان اصلی، دو باب حمام، یک مدرسه بنام احمدیه (دبستان نرجس فعلی) و تاسیسات اولیه شیلات و گمرک و چند باب مغازه بیش نبود.

موقعیت جغرافیایی

شهرستان بابلسر در حاشیه بزرگترین دریاچه جهان و سواحل زیبا قرار دارد که یکی از مهمترین مناطق توریستی و مهمانپذیر کشور می باشد. این شهرستان به علت قرار گرفتن در مسیر شاهراه شرق به غرب استان مازندران، با وجود پلاژهای متعدد در نوار ساحلی و اماکن اختصاصی مختلف از جمله اقامتگاههای سازمانی مانند متل بانک کشاورزی، رفاه، مسکن، ملی، ویلاهای دریاکنار، خزرشهر، دریاسر و همچنین رودخانه بابلرود از مرکز شهر بر جلوه و زیبایی آن افزود و این شهر را در یک موقعیت ممتاز توریستی قرار داده است شهرستان بابلسر در مدار معتدل گرم قرار گرفته و روش ضریب اعتدال این شهرستان بسیار معتدل است که دارای بادهای محلی به نامهای دشت وا ، گله وا ، خزری ، بادسام ، کوسری وا، دشت واستریک ، گله واستریک ، جعفر قاسمی و یا استرآبادی وا ، صورت وز و آفتاب شو می باشد . این شهرستان دارای چهار بخش مرکزی(به مرکزیت شهربابسر) ، فریدونکنار(به مرکزیت شهر فریدونکنار) ، بهنمیر(به مرکزیت شهربهنمیر) و رودبست (به مرکزیت شهرکله بست) می باشد . شهرستان بابلسر در قسمت مرکزی استان مازندران و در ساحل جنوبی دریای مازندران قرار دارد.این شهرستان،از شمال به دریای مازندران،از جنوب به شهرستان بابل،از شرق به شهرستان قائمشهر و جویبار،و از مغرب به شهرستان محمودآباد محدود می گردد

جمعیت

طبق سرشماری سال 1375،شهرستان بابلسر،حدود155 هزار نفر جمعیت داشته است.حدود40 درصد مردم در شهرها زندگی می کنند.تراکم جمعیت در شهرهای بابلسر،فریدون کنار و روستاهای اطراف فریدون کنار بیشتر از سایر مناطق شهرستان می باشد

 

تقسیمات سیاسی

این شهرستان،قبلاً بخشی از شهرستان بابل بود،ولی در سال 1369 به شهرستان تبدیل گردید.بابلسر به چهار بخش(مرکزی،فریدونکنار،بخش رود بست و بهنمیر) و هشت دهستان تقسیم می شود

آثار تاریخی و جاذبه های جهانگردی

از آثار تاریخی مهم شهرستان بابلسر،بقعه امامزاده ابراهیم(برادر حضرت امام رضا(ع))است به علت وجود همین آرامگاه در گذشته بابلسر به نام مشهدسر شهرت یافته بود.از جاذبه های شهرستان بابلسر،وجود ساحل زیبای دریای مازندران و رود بابل و امکانات دانشگاهی و پزشکی را می توان نام برد.هر ساله مسافران زیادی از دیگر استانهای ایران برای استراحت واستفاده از آب دریای مازندران به این شهرستان می آیند                     


بقعه تاریخی امامزاده ابـــراهیم
این بنا در قرن نهم هجری در مرکز شهر بابلسر ساخته شد و یکی از زیارتگاههای مهم مازندران به شمار می رود و بین اهالی به امامزاده ابوجواب نیز معروف است.
مصالح عمده آن آجر، ملاط ، ساروج و کاشی بوده و گنبد هرمی شکل آن عظمتی خاص دارد.
این بنا از نظر دارا بودن آثار ارزشمند و هنری مانند درهای نفیس، صندوق چوبین و کتیبه های متعدد شهرت دارد. روی درهای آن سه تاریخ سالهای 858، 857، 841 هجری قمری حک شده است.

 

این شهرستان از جمله مناطق استان مازندران است که فاقد مناطق مرتفع کوهپایه و کوهستانی است و تمام وسعت آن به صورت اراضی جلگه ای و دشتی نمایان است . رودخانه های سجاد رود ، بابلرود و کلارود که در شهرستان بابل جاری است در نزدیکی پل محمدحسن خان بابل به هم پیوسته و همراه با رود تلار در شهرستان بابلسر به دریای خزر میریزد .

 

شهرستان بهشهر


عمارت و باغ شاه
بنای زیبا و باغ مصفا و دلفریبی است که در مرکز شهرستان بهشهر واقع گردید و جوی آب وسط باغ به طرز زیبایی در شب دامنه کوه بصورت پلکان، آبشارهای متعددی را به نمایش می گذارد. عمارت اولیه مربوط به دوران شاه عباسی می باشد که در سال 1020 هجری قمری بنا گردید و بعدها به مرور زمان تخریب شد و در اوایل دوران پهلوی بنای دیگری شبیه عمارت اولیه ساخته شد که به دیوانخانه معروف بود و در حال حاضر بعنوان پارک شهر مورد استفاده قرار می گیرد. بازدید برای عموم آزاد است و احتیاج به مجوز نیست.
غارهای باستانی کمربند و هوتو
در روستای تروجن در یک کیلومتری غرب بهشهر در مدخل ورودی شهر قرار دارد و آثار بدست آمده در آنها شامل تیغه هائی از سنگ، قطعاتی از استخوان سگ دریائی، آهو  و اسکلت 3 انسان است که احتمالاً در 75000 الی 50000 سال قبل می زیستند و از اماکن باستانی مشهور کشور جهان به شمار می رود البته رفتن به درون باغ با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی استان مقدور است.


کاخ چشمه عمارت
از بناهای مشهور عصر صفویه است که در فرم معماری آن شرایط اقلیمی مکانی وبهره گیری ا امکانات طبیعی محل لحاظ شده و همزمان با ایجاد شهر اشراف البلاد در سال 1021 هجری قمری به دستور شاه عباس در داخل شهر ساخته شده است. و بر روی یک سکوی سنگی چهارضلعی قرار دارد و شامل حجره ها و اتاقهای متعددی می باشد.


مجموعه پارک جنگلی عباس آباد
از جمله زیباترین چشم انداز فرهنگی و طبیعی کشور می باشد که در 9 کیلومتری جنوب شرقی بهشهر واقع شده است. و جاده آسفالته آن در منتهی الیه شرقی بهشهر در ابتدای جاده گرگان از مسیر اصلی به طرف جنوب جدا می شود.
دریا چه پارک به وسعت 10 هکتار همراه با عمارت میان آن از جمله شاهکارهای دوران صفوی است. این عمارت از سنگ و آجر است و موقع آبگیری دریاچه به زیر آب می رود و فقط سقف آن نمایان است و حدود 18 متر از این عمارت در زیرآب است.
دو برج نگهبانی آجری و بناهای دیگری در فضای پارک برجای مانده که همگی مربوط به عصر شاه عباس می‌باشد و بازدید برای عموم آزاد است.

 

موقعیت جغرافیایی

شهرستان بهشهر از شمال به دریای مازندران(خلیج گرگان)،از غرب به شهرستان ساری،از جنوب به شهرستان نکا و استان سمنان،واز مشرق به شهرستانهای کرد کوی وبنرگز در استان گلستان محدود است

جمعیت

طبق سرشماری سال 1375 جمعیت این شهرستان حدود 177هزار نفر بوده است که حدود 56 درصد در شهرها و بقیه در روستاها زندگی می کنند.پراکندگی جمعیت در شهرستان بهشهر،به نسبت حاصلخیزی خاک و وجود مراکز صنعتی است،به طوری که در ارتفاعات جنوبی و سواحل شمالی به علت پیشروی آبهای شور،جمعیت کمتری سکونت دارند

 

 

تقسیمات سیاسی

طبق آخرین تقسیمات سیاسی،این شهرستان به سه بخش مرکزی، گلوگاه و یانه سر، و هفت دهستان تقسیم شده است.بهشهر از شهرهای پر جمعیت این شهرستان است

 

آثار به دست آمده از غارهای(هوتو،کمربند و کلت) حاکی از آن است که سابقه سکونت در بهشهر به دوره میان سنگی می رسد.به علت وجود شرایط مساعد در دامنه کوههای جهان مورای(البرز شرقی)،بهشهر امروزی به عنوان یکی از روستاهای پیش از تاریخ شکل گرفته است و در طول تاریخ،نامهای مختلفی نظیر تمیشه،نامیه،خرگوران،پنجهزاره و آسیا بستر داشته است.در زمان شاه عباس،اشرف البلاد(اشرف شهرها)،و در دوره رضاخان بهشهر نام گرفت.این شهر بنا به دلایلی مورد توجه شاه عباس صفوی قرار می گیرد و بدین جهت دگرگونیهای عمده ای در بافت و سیمای شهر پدید می آید.از جمله عمارتهای دلگشا،خیابانهای عریض،حمام های مختلف،حوضچه های زیبا و آب انبار ها ایجاد می شود و لوله کشی انجام می گیرد.این ابنیه اکنون از عوامل اصلی جذب جهانگردان به این شهر هستند.از آثار باستانی این شهرستان،می توان کاخ صفی آباد،باغ و عمارت چهلستون(کاخ شهرداری فعلی و قصر سلطنتی شاه عباس)،سر چشمه عمارت(در حال ویرانی) استخر یا دریاچه عباس آباد و غارهای متعدد را نام برد

                      

 شهرستان تنکابن

 

غاردانیال
این غارزیبا درارتفاعات مشرف به سلمانشهر در30 کیلومتری شرق تنکابن درمسیر ارتباطی کناره چالوس به تنکابن قراردارد این شهردرساحل زیبای خزرواقع شده ومسیر دسترسی به غار دانیال ازوسط شهر وازخیابان میانی شهرومحورارتباتی درمحل میدان مرکزی شهر ووارد خیابان دری گوشه میشود.این خیابان درادامه شهر خارج وبطرف جنوب ودامنه البزادامه پیدامیکتد ودرخاتمه به چاری میرسد واز وسط رود چاری گذشته وپایان می یابد.  که فاصله تنکابن تاآخر روستای چاری 4 کیلومتری بوده واز محل باپای به 1 ساعت زمان لازم ا ست تا باعبور از   ارتفاعات بلاع وئیبا وجنگلی به دهانه غاررسید . داخل غار  بسیار سرد بوده وآب گوارا وسردی هم درداخل جاری است مواد آهگی چکیده ازشقف غار منظره زیبایی دارد پهنای غار از 2 الی 5 متر متغیر است وطول آن نامعلوم است وبه گفته بومیان به 6000 متر می رسد .
شباهت زیادی بین این غار وغار علیصدر وجوددارد این محل برای اجرای تور برای هر گروه سنی جالب ودلپذیر است
 

 

موقعیت جغرافیایی

این شهرستان،از شمال به دریای مازندران،از جنوب به رشته کوه البرز مرکزی (استان قزوین)،از شرق به شهرستان چالوس و از غرب به شهرستان رامسر محدود می شود.

 

جمعیت

بی گمان پیش از ورود و استقرار آریاییها در این سرزمین،اقوام بومی در مناطق مختلف تنکابن می زیسته اند.استخوانهایی که در مناطق کوهستانی پیدا شده،حاکی از آن است که اقوامی از آماردها(آمردها)در این دیار سکونت داشه اند.ساکنان کنونی تنکابن را می توان از نوع مختلط دانست.جمعیت این شهرستان در سر شماری سال 1375 به174هزار نفر رسیده است.

تقسیمات سیاسی

شهرستان تنکابن طبق آخرین تقسیمات کشوری از دو بخش و شش شهر وهفت دهستان تشکیل شده است.این شهرستان گاهی بخشی از گیلان وگاه بخشی از مازندران به شمار می رفته است.تا اینکه در زمان قاجاریه به مازندران پیوست و تا امروز یکی از شهرستان های مازندران به شمار می آید.

در مورد نام تنکابن سیاح معروف فرانسوی، ژاک دومورگان،اعتقاد دارد که تنکا نام دژی بوده است که در حمله تیموریان از بین رفته است و تنکابن یعنی دژ یا قلعه پایین تنکاست که مرکزآن خرم آباد بود ولی بعداً تمام تشکیلات اداری، سیاسی و اقتصادی به تنکابن فعلی منتقل شد.

آثار باستانی

با توجه به اینکه شهرستان تنکابن پیشینه تاریخی دیرینه ای دارد،آثار باستانی و تاریخی بسیاری در آن وجود دارد،از جمله،قبرهای زرتشتیان در نقاطی مانند دو هراز و سه هراز،اماکن متبرکه منطقه امامزاده سّید قوام الدین در کبود کُلایه خرم آباد،بقعه سّید علی کیا در پایین بلده(قلعه گردن)،امامزاده قاسم که نسبتش به علی بن ابیطالب(ع) می رسد در محل جزما در دو هزار.

جاذبه های جهانگردی

این شهرستان با داشتن موقعیت جغرافیایی بسیار خوب و واقع شدن در کنار دریای مازندران و برخورداری از هوای خوب و ملایم،سبب جذب مسافر و جهانگرد از سراسر ایران و جهان به این محل می شود.خاصه در تعطیلات عید نوروز و تابستان ،بسیاری از خانواده های ایرانی روانه این شهرستان می شوند که به طور مستقیم وغیر مستقیم در اقتصاد تنکابن اثر مثبت دارد.

  

شهرستان چالوس

کاخ اجابیت
این بنا درروستای اجابیت شهرکلاردشت قراردارد. مسیر دسترسی به آن از چالوس آغاز ودرمسیر کندوان ومحور ارتباطی چالوس به تهران تا مسافت 35 کیلومتر ادامه یافته وسپس در مرکز شهر مرزن آباد بطرف غرب از جاده اصلی خارج شده وسپس از طی نمودن مسافت 35 کیلومتر ادامه یافته و سپس در مرکز شهر مرزن آباد بطرف غرب از جاده اصلی خارج شده و پس از طی نمودن مسافت 23 کیلومتر به شهر کلاردشت می رسد. اجابیت و کاخ آن در دامنه بلندیهای جنوب مشرف بر شهر کلاردشت قرار دارد. این بنا در 70 سال قبل و اوایل دوران پهلوی ساخته و دارای تزئینات گچ بری ، سنگ و نقوش بسیار زیباست. معماری ان ملهم از معماری اروپایی بوده و داخل ان نیز دارای اشیاء و لوسترهای زیبا و نفیس می باشد. حیاط زیبای ان پوشیده از درختان نراد است.

کاخ چایخوران
این کاخ در ورودی جنوبی شهر چالوس از مسیر کندوان و در فاصله 6 کیلومتری شهر چالوس در مجاورت جاده و محور ارتباطی چالوس به تهران قرار دارد.
این بنا در اوایل دوران پهلوی و حدود 70 سال قبل ساخته شده، نمای داخلی و خارجی آن  دارای تزئینات گچ بری و کاشیکاری بسیار زیباست. برخلاف سایر کاخها این کاخ بسیار ساده و بی پیرایه است و مصالح عمده آن را سنگ و آجر تشکیل می دهند.
این کاخ همانطورکه نامش مشخص می گردد به منظور استراحت موقت و کوتاه مدت بکار می رفته است.

موقعیت جغرافیایی

این شهرستان از شمال به دریای مازندران، از جنوب به رشته کوههای البرز، از شرق به شهرستان نوشهر و از غرب به شهرستان تنکابن محدود می شود مساحت آن 1800 کیلومتر مربع است

جمعیت

برابر آمار سال 1375 جمعیت شهرستان چالوس 111000نفر بوده است که 54 درصد شهرنشین و46 درصد روستا نشین بوده اند رشد سالانه جمعیت این شهرستان 7/1 درصد است

تقسیمات سیاسی

شهرستان چالوس از دو بخش مرکزی و کلاردشت تشکیل شده است

 

تاریخ شهرستان

در کتابهای جغرافیایی و تاریخی دوره اسلامی واژه ی شالوس مکرر آمده است به طوری که یاقوت حموی در کتاب خود می نویسد:شالوس شهری است در جَبَل در سر حد تبرستان. درباره وجه تسمیه این شهرستان می گویند چون بخش جلگه ای نسبت به ارتفاعات پست تر دیده می شود بدین سبب آن را «چاله است» یا «چاله اس» می نامیدند که به مرور زمان به چالِش و چالوس تغییر نام یافت

چالوس به دلیل اعتدال هوا و مناظر زیبای طبیعی، جنگل، دریا و رودخانه از اهمیت جهانگردی خاصی بر خوردار است.مراکز تفریحی این شهرستان عبارتند از:پارک جنگلی فین همراه با مجتمع ایرانگردی و جهانگردی، تله کابین نمک آبرود، دره رود بارک، عَلَم کوه، دریاچه ولشت یا سما

 

شهرستان نور

یوش وزادگاه نیما یوشیج  

یوش درفاصله 5 کیلومتری غرب بلده ومسیر منتهی به جاده کندوان که علاوه بر جذا بیتهای طبیعی بدلیل وجود زادگاه زیبای نیما یوشیخ شاعر معروف ونوپرداز معاصر که مقبره وی نیز همواره مورد استقبال ادب دوستان جهان است قرار دارد خانه نیما که آرامگاه وی نیز میباشد ازبنا های اواخر دوره صفویه است که با ویژگیهای سنتی منطقه کوهستانی نور ساخته شده وبا پلان مربع شکل دارای یک حیاط مرکزی واتاقهای متعدد دراطراف حیاط ا ست .عناصر تزیینی آن شامل آجرکاری، گچبری، رنگ کاری ، خراطی، ارسی های زیبا و آینه کاری از زمره آثار مهم کشور می باشد.


بقعه آقاشاه بالوزاهد   
این بقعه در 3 کیلومتری شرق چمستان واقع شده است. شهر چمستان در 15 کیلومتری شرق نور قرار دارد و مسیر آسفالته آن از داخل شهر نور آغاز و پس از عبور از مسیری زیبا به چمستان رسیده و بعد از آن با مسافت 15 کیلومتر به شهر چمستان ختم می‌گردد. بقعه مذکور در جانب شمالی و مجاور با جاده قرار دارد.
آقا شاه بالوزاهد از عرفای اواخر قرن 7 و اوایل قرن 8 هجری قمری است و مرشد شیخ حسن جوری عامل اصلی نهضت سربداران خراسان در عهد حکومت مغولان است.
بنای آجری با گنبدی مخروطی و تزئینات کاشیکاری بر روی مرقد آقا شیخ بالوزاهد ساخته شده که از آثار مهم تاریخی مازندران به شمار می رود.

فیل سنگی
در مرکز روستای لاویج قطعه سنگ بزرگی وجود دارد که بر اثر عوامل و فرسایش طبیعی بشکل یک فیل نشسته بر زمین خودنمائی می کند که مسافران این روستای خوش آب و هوا از این منظره طبیعی و منحصر بفرد نیز دیدن می کنند. البته بعد از گر آب گرم لاویج با حداقل ده دقیقه پیاده روی می توانید از فیل سنگی هم دیدن نمائید.


قلعه پولاد بلده
بر روی ارتفاعات شمالی مشرف بر شهر بلده یک قلعه عظیم به چشم یم خرود که ا زمعروفترین و بزرگترین قلعه های بر جای مانده در شمال ایران است . این قلعه تا اوایل دوره صفویه دایر و سکون بوده و مرکز یکی از مقتدرترین قدرتهای محلی آن روز ایران بوده است.
ریاست و کوتوالی آن با ملک کیومرث پادوسبان و فرزندان او بوده است. دسترسی به آن نیز چندان مشکل نیست و تنها با صعود از یک ارتفاع در کنار شهر بلده این کار ممکن می شود.


بقعه سلطان احمد بلده
در داخل شهر بلده در دامنه کوه واقع شده و دومین بنای مرتفع شهرستان نور است. گنبد آن مخروطی و مصالح آن از آجر و روکش گچ می باشد در حد فاصل گنبد و بدنه نیز نور گیرهائی تعبیه شده و ملاق نماهای اطراف آن راتزئین کرده اند. گنبد از داخل با مرکب سیاه زینت یافته و گچ بریهای زیبایی نیز در آن دیده می شود . و در دو قسمت نقش شیری را کشیده اند که ماری به دور کمر آن حلقه زده است. کتیبه ای به خطر کوفی و جود دارد که دو بار نام حضرت محمد(ص) و نام حضرت علی (ع) را نقش کرده اند.
کتیبه چوبی روی صندوق نام شیخ احمد نوری و تاریخ 1102 هجری قمری را دارد.

 

 

 

موقعیت جغرافیایی

شهرستان نور از شمال به دریای مازندران،از جنوب (از طریق کندوان و قله دماوند)به استان تهران،از شرق به شهرستان آمل و از غرب به شهرستان نوشهر محدود است.

 

جمعیت

 طبق سر شماری سال1375،جمعیت شهرستان نور، حدود 95هزار نفر بوده است.

 

تقسیمات سیاسی

شهرستان نور دارای سه بخش(مرکزی،چمستان،بلده) و نه دهستان می باشد.نقاط شهری آن،شامل شهرهای نور و رویان است.

 

سابقه تاریخی و جاذبه جهانگردی

 نور قبل از صفویه به رستم دار معروف بوده و یکی از قدیمی ترین شهرهای مازندران غربی است.تا چند سال قبل آن را سولاره می نامیدند.در مورد وجه تسمیه این شهر،نظرات گوناگونی وجود دارد.می گویند این اسم از صافی و روشنایی رود نور که نور آفتاب را منعکس می نماید،گرفته شده است.

 

آثار تاریخی

از آثار تاریخی و باستانی این شهرستان،می توان روستای ناتل،دلیران سرا و قلعه های تاریخی متعدد،از جمله قلعه نور در بلده را نام برد.کاخ تمیشان،سواحل دریا و پارک جنگلی نور،از مناظر دلپذیر و آب و هوای معتدل و ملایم از جاذبه های این شهرستان به شمار می روند.

 


شهرستان قائمشهر

امامزاده صالح
مسیر دسترسی به بنای تاریخی امامزده صالح و مناظر طبیعی اطراف آن از خیابان ساری در داخل شهر قائمشهر آغاز و به طرف جنوب شرقی امتداد یافته و پس از عبور از روستای معروف کوتنا در 17 کیلومتری قائمشهر در دامنه های زیبای البرز و بر روی یک تپه بلند به محل مذکور می رسد، تمام مسیر به غیر از دو کیلومتر پایانی آسفالت می باشد، بنای آجری و مستطیل شکل با ضریح چوبی ساده و دو لنگه در با کنده کاری و کتیبه در یک فضای مشجر زیبا و بر قله یک تپه مرتفع واقع شده و همواره برای علاقمندان به طبیعت، آرمش و زیارت مورد استفاده قرار می گیرد.

تکیه کردکلا
روستای کردکلا در 38 کیلومتری شمال شرقی قائمشهر قرار دارد و مسیر دسترسی به آن از 5 کیلومتری جنوب قائمشهر از جاده سوادکوه جدا شده و پس از عبور از جنگلهای زیبا به کردکلا می‌رسد.
بنای قدیمی تکیه دارای طرحی مستطیل شکل به ابعاد 23*8  متر است که سقف آن سفال پوش بوده جرئیات معماری آن مشتمل بریک ایوان ستوندار باچهار ستون چوبی است که درطرفین آن اتاقهایی دردوطبقه به صورت قرنیه وجوددارد بنای تکیه کردکلا علاوه برویژگیهای معماری دارای تزیینات ونقاشیهای زیبای دوره قاجاریه است .
این ا ثردرسال 1380 هجری قمری ودراوایل سلطنت ناصریدین شاه قاجار ساخته شده ا ست .

موقعیت جغرافیایی

شهرستان قائم شهردر جلگه ساحلی دریای مازندران و در دامنه شمالی رشته کوههای البرز شرقی قرار دارد و از مشرق به شهرستان ساری، از مغرب به شهرستان بابل، از جنوب به شهرستان سواد کوه و دامنه شمالی رشته کوههای البرز،از شمال به جویبار محدود می شود

 

جمعیت

جمعیت شهرستان قائم شهر در سر شماری سال 1375حدود 328 هزار نفر بوده است.جمعیت شهری بیش از 48در صد می باشد.از لحاظ پراکندگی جمعیت،هر چه از جنوب به سمت شمال پیش می رویم،با توجه به هموار بودن زمین، حاصلخیزی خاک و سایر عوامل طبیعی مناسب، به تراکم جمعیت افزوده می شود

 

تقسیمات سیاسی

طبق آخرین تقسیمات کشوری،شهرستان قائم شهر دارای دو بخش مرکزی و کیاکلا و شش دهستان و دو شهر (قائم شهر و کیاکلا)است

 

سابقه تاریخی

شهرستان قائم شهر در گذشته محل زندگی اقوامی به نام تپوری بوده که ساکنان اصلی مازندران را تشکیل می دادند.شهر قائم شهر حدود 60 سال قبل روستایی به نام علی آباد بود که از توابع ساری به شمار می رفت و جمعیت آن چند صد نفر بود و روزهای چهار شنبه در آن بازار هفتگی برگزار می شد از سال 1308 به تدریج کارخانه های صنعتی در این شهر احداث شد. و این عوامل و نیز احداث راه آهن سراسری موجبات توسعه آن را فراهم آورد.در سال 1314 علی آباد به شاهی تغییر نام یافت.در سال 1357 در جریان انقلاب اسلامی قائم شهر نامیده شد

 

آثار باستانی و جاذبه های جهانگردی

از آثار تاریخی و اماکن مذهبی شهر قتئم شهر، می توان چندین امامزاده از جمله امامزاده محمد در جاده کیاکلا، آرامگاه شیخ طبرسی  در دهستان بالا تجن و تپه های باستانی به ویژه تپه باستانی گرد کوه در جمنان را نام برد که همراه با پوشش جنگلی جنوب رودخانه ها و سواحل دریا،جاذبه های چشمگیری ایجاد کرده اند

 

شهرستان سوادکوه

سه خط طلا
بعد از عبور از آبادی ورسک در ادامه مسیر بطرف تهران جاده سوادکوه از تونل ورسک عبور کرده و تقریباً در فاصله 2 الی 3 کیلومتر بعد از تونل در جانب شرق جاده و در ارتفاعات مشرف بر میسیر پلها، تونلها و راه آهن بشکل زیبا و با شکوه در 3 ارتفاع مختلف و بموازات هم مشاهده می شود و در واقع برای کم کردن شیب و افزایش ضریب قدارت لکوموتیوها راه آهن را به وسیله احداث پل ها و تونلهای متعدد بصورت مارپیچ دور کوه پیچانده اند.

 

پل ورسک


آبادی ورسک در کیلومت95 قائمشهر به تهران در محور سواد کوه قراردارد .پل ورسک که ازشاهکارهای معماری جهان به شمار می رود ودرجانب شرقی ارتفاعات مشرف به آبادی وزسک ساخته شده وراه اهن سراسری تهران شمال را بهم متصل می کند این پل دردهه اول قرن چهار دهم هجری شمسی ساخته شد ودر زمان جنگ جهانی درسال 1964 میلادی به پل پیروزی معروف شد مسیر دسترسی به آن با صعود از ارتفاعات شرق ورسک ودر صورت کسب مجوز از مقامات ذیصلاح مقدور است البته از جاده سوادکوه وآبادی ورسک وفواصل دورتر این پل باشکوه خاص قابل مشاهده می باشد این پل علاوه بر اهمیت ویژه درصنعت حمل ونقل از جاذبه های سیاحتی کشورمحسوب می شود.لازم به ذکر است درساختمان آن بیشتر از فلز استفاده شده ا ست 

   

موقعیت جغرافیایی

شهرستان سواد کوه منطقه ای کوهستانی است که از شمال به شهرستان قائم شهر،از مغرب به شهرستان بابل،از مشرق به دودانگه ساری و از جنوب از طریق خط الرأس کوههای البرز، به استان تهران و سمنان محدود است

 

جمعیت

بر اساس سر شماری سال 1375، جمعیت شهرستان سواد کوه،69هزار نفر بوده است.44 در صد جمعیت آن روستانشین  و بقیه شهر نشین هستند.از نظر پراکندگی جمعیت،هر چه از سمت جنوب به شمال پیش می رویم،به تراکم جمعیت افزوده می شود

 

تقسیمات سیاسی

شهرستان سواد کوه برابر آخرین تقسیمات کشوری،شامل دو بخش مرکزی و شیرگاه، شش دهستان  و چهار شهر (پل سفید، زیرآب،شیرگاه آلاشت) می باشد.این شهرستان تا سال 1359یکی از بخشهای شهرستان قائم شهر به شمار می رفت، ولی با توجه به موقعیت ارتباطی، و استخراج معادن، به صورت شهرستان مستقل در آمده است

 

اماکن مذهبی،آثار تاریخی،جاذبه های جهانگردی

از اماکن مذهبی شهرستان سواد کوه،به بقعه امامزاده عبد الحق می توان اشاره کرد که در زیرآب قرار دارد.همچنین آرامگاه امامزاده زکریا،امامزاده یحیی،و امامزاده صالح در این شهرستان قرار دارند.از آثار تاریخی مهم شهرستان سواد کوه،برج لاجیم است. پل ورسک، تونل گدوک، سه خط راه آهن ورسک معروف به سه خط طلا، و غارهای مختلف پل شاپور نزدیک شیرگاه،از دیدنیها و آثار تاریخی شهرستان سواد کوه می باشد.به طور کلی، شهرستان سواد کوه با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی، کوهستانها، مناظر زیبای طبیعی، اعتدال آب و هوا در تابستان، پوشش گیاهی انبوه ،رود خانه ها و چشمه سارهای متعدد، یکی از مناطق دیدنی استان مازندران به شمار می رود و می تواند جهانگردان زیادی را جذب نماید

 

 

 

موزه تماشاگه راز خزر
این موزه در محل کاخ سلطنتی رامسر و در مجاورت غرب هتل بزرگ قرار دارد.که علاوه بر اشیایی که برنمایش گذارده شده ساختمان کاخ نیز دیدنی است این بنا در اوایل دوران پهلوی درمیان باغی بزرگ باشیوه معماری اروپایی ساخته شده ا ست سنگهای مرمرسفیدرنگ درتزیینات خارج بنا وستونها ومجسمه حیوانات بکاررفته به این کاخ جلوه ای ویژه بخشیده ا ست که دفاتر خدمات مسافرتی ومجریان تورهای مختلف می توانند با هماهنگی قبلی با مسئو لین آن از این مکان زیبا دیدن نمایند .

موقعیت جغرا فیایی

رامسر در منتهی الیه غرب استان مازندران قرار دارد واز شمال با دریای مازندران،از جنوب با ارتفاعات البرز میانی(استان قزوین)،از غرب با شهرستان رودسر(گیلان)،و از شرق با شهرستان تنکابن همسایه است.ارتفاع شهر رامسر از سطح دریای آزاد20-متر است.

 

جمعیت

تعداد جمعیت شهرستان رامسر در سال 1375حدود64هزار نفر بوده است.

 

 

تقسیمات سیاسی

شهرستان رامسر طبق آخرین تقسیمات کشوری از یک بخش مرکزی و4دهستان و دو شهر تشکیل شده است.

 

سابقه تاریخی

آنچه مشخص است این منطقه بیش از ده قرن آباد بوده است و خاندانهای بزرگی در آن زیسته اند که بیشتر آنها از سادات بزرگ می باشند قدیمیترین اسمی که در این مورد در تاریخ رویان و مازندران ذکر شده است همان سخت سر میی باشد.در جواهر ده رامسر،مسجد آدینه با بیش از 700سال قدمت ساخته شده است و بقعه متبرکه آقا سید ابوالحسن در این شهرستان قرار دارد.

 

جاذبه جهانگردی

رامسر با داشتن مناظر طبیعی بسیار زیبا،از جمله مجاورت با دریا،کوه های پوشیده از جنگلهای انبوه،آب وهوای معتدل،آب های معدنی،باغهای مرکبات و فرودگاه،نقش مهمی در جذب جهانگرد دارد و از این طریق در آمد سرشاری عاید مردم و ساکنان این منطقه میشود

 

 

شهرستان ساری

 

موقعیت جغرافیایی

شهرستان ساری از شمال و شمل شرقی به دریای مازندران و شهرستان بهشهر،از جنوب و جنوب شرقی به رشته کوههای البرز و استان سمنان،از مشرق به شهرستان بهشهر و نکا و از مغرب به شهرستانهای قائم شهر،سواد کوه و جویبار محدود است

 

جمعیت

بر اساس سرشماری سال 1375،شهرستان ساری حدود424هزار نفر بوده که تقریباً47 درصد آن شهر نشین و بقیه روستا نشین بوده اند

 

تقسیمات سیاسی

برابر آخرین تقسیمات سیاسی کشور،شهرستان ساری از چهار بخش،شامل(مرکزی،چهار دانگه،میانرود و دودانگه) و چهار دهستان تشکیل شده است.شهر ساری مرکز استان مازندران،از نظر اداری و بازرگانی نقش مهمی در سطح استان دارد

شهر ساری را در قرن اول هجری سپهبد فرخان حاکم تبرستان،به نام پسر خود سارویه،بنا کرد و پس از آن یزدبن مهلب سردار اموی این شهر را ویران کرد.منصور،خلیفه عباسی،شهر ساری را فتح کرد و مسجدی در آن بنا نمود.از آن پس،ساری مرکز سادات زندیه و مرعشی گردید.در سال 260 هجری قمری،یعقوب لیس صفاری این شهر را تصرف کرد.سپس شهر به دست اسماعیل سامانی افتاد و زمانی هم آل زیار و آل بویه به ساری دست یافتند در 424 هجری قمری محمود غزنوی وارد ساری شد.سپس مرعشیان بر ساری مسلط شدند ودر سال795تیمور لنگ مردم مازندران و از جمله مردم ساری را قتل عام نمود و بعد ها در زمان صفویه،بناهایی در شهر ساری ساخته شد.مهمترین آثار تاریخی و اماکن مذهبی این شهرستان،مقبره ملا المجد الدین،امامزاده یحیی،امامزاده عباس،مسجد جامع و بناهای خزر آباد(مربوط به دوره صفویه) و قلعه مازیار در چهار دانگه است

جاذبه های شهرستان ساری،بیشتر به خاطر مرکز استان بودن،سواحل دریای مازندران،دشت ناز ساری و جنگلهای سرسبز است

 

 

 شهرستان نوشهر

 

موقعیت جغرافیایی

این شهرستان از شمال به دریای مازندران.از جنوب وجنوب غربی به رسته کوههای البرزغربی و مذکزی (قزوین)،از شرق به شهرستان نور واز غرب به شهرستان چالوس محدود می شود.ارتفاع شهر نوشهر20-متر از سطح دریای آزاد است.

 

جمعیت

برابر آمار سال 1375جمعیت شهرستان نوشهر215هزار نفر بوده است.

 

تقسیمات سیاسی

این شهرستان از دو بخش(مرکزی و کجور)وپنج دهستان تشکیل شده است.نقاط شهری آن نوشهر است.

 

سابقه تاریخی وجاذبه جهانگردی

نوشهر در گذشته دهکده ای به نام(خاچک)بود که به علت واقع شدن در کنار دریا و رفت وآمد کشتیهای تجاری،مورد توجه حبیب الله خان خلعتبری،پدر محمد ولی خان تنکابنی قرار گرفت و به نام حبیب آباد معروف شد.در سال 1305 به نام دهنو خوانده شد از آن پس،با احداث ساختمان های تازه و خیابانهای جدید توسعه شهر آغاز شد.سر انجام در سال 1311(شمسی)یک شرکت هلندی تاسیسات متعدد بندری در این محل احداث کرد در سال 1318عملیات بندر سازی به پایان رسید و نام محل از دهنو به نوشهرتبدیل شد.در سال 1327،نوشهر به صورت شهرستان درآمد. امامزاده یحیی و بقعه سّید محمد بنامام جعفر صادق(ع)از اماکن متبرکه شهرستان می باشد.

نوشهر با برخورداری از شرایط خاص جغرافیایی و داشتن سواحل مناسب،هر ساله شمار زیادی از مسافران داخلی و خارجی را جلب می نماید.وجود بندر نیز بر اهمیت این شهر افزوده است

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٢٠ | ٤:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

مقاله درباره آداب و رسوم و فرهنگ کرد

مردم کُرد، قوم ایرانی  هستند که در بخش‌هایی از خاورمیانه و آسیای مرکزی و در ایران به ویژه در شمال شرق و غرب ایران زندگی می‌کنند کردها در سراسر ایران در استان‌های ایلام، آذربایجان غربی، بلوچستان، کردستان، کرمانشاه، همدان ، خراسان شمالی، خراسان رضوی، گیلان، مازندران و استان‌های قم، قزوین، کرمان، و استان فارس زندگی می‌کنند. بخش کردنشین جداشده از ایران (در جنگ چالدران)، کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه هم اکنون جزئی از خاک سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه می‏باشند، این سه کشور پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی عثمانی با توافق انگلستان، درسال ۱۹۲۳ تاسیس شدند. در جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان، جمهوری ازبکستان و جمهوری تاجیکستان، نیز کردها زندگی می‌کنند جمعیت کردها در سال ۲۰۰۹، ۲۸٬۵ تا ۲۹٬۸۶۳٬۰۰۰ میلیون تن برآورد شده است که ۶٫۵ تا ۷ میلیون تن از آنها در ایران زندگی می‌کنند .

زبان کردی اخص بسیار متنوع(بادینی، کرمانجی، سورانی ، زازا،کلهری و...) بوده و لهجه های متعدد دارد مانند: حرکی، مکری، سلیمانیه‌ای، اردلانی، کرمانشاهی، بایزیدی، عبدویی، زندی زبان کردی با دسته شمالی لهجه‌های ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبانهای مهم دسته غربی بشمار میرود وصاحب شعرها و تصنیف ها، قصه ها و سنت های ادبی است بیشتر کردها مسلمان هستند و سایر آنان نیز یزیدی، یارسان (اهل حق)، مسیحی و یهودی هستند. کردها جشن نوروز و جشنهای مولودی را گرامی می‌دارند. نامدارترین افراد کرد، ابوحنیفه دینوری، شیخعلی خان زنگنه، شهرام ناظری و صلاح الدین ایوبی هستند.

 از شاعران نامدار کرد ابوالقاسم لاهوتی، معینی کرمانشاهی، مستوره اردلان و مولوی کرد را می‌توان نام برد. امیرنظام گروسی دانشمند و سیاست‌مدار دوره ناصرالدین شاه قاجار نیز کرد بوده‌است.وهمچنین سردار عزیزخان مکری وزیر جنگ ناصرالدین شاه قاجار بوده است. درودگری، قالی و جاجیم و گلیم بافی (به ویژه قالی بیجار) از صنایع دستی عمده کردها است.

 

یشینهٔ واژه کرد

 

ریشه واژه کرد به درستی مشخص نیست رینولدز بر این باور است نام کرد از واژه کوردو که برای نخستین بار در یک سنگ‌نبشته سومری مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد با عنوان "زمین کار-دا" آمده است در ارتباط است.کوردواز نظر ریشه شناسی مربوط به اصطلاح آشوری اورارتو که همان آرارت میاشد است  به باور آستریان ، منطقی‌ترین توضیح این است که این واژه با کیرتی‌ها (یک قبیله باستانی) در ارتباط باشد واژه کرد به صورت (کورت) در متون پارسی میانه دیده میشود و از پارسی میانه به زبان عربی به صورت "کرد" انتقال یافته است

پس از حمله اعراب به ایران، ایرانیان دست به شورش‌های متعدد و مقاومت زدند. مثلا محمد بن جریر طبری مینویسد: در همین روز خبر رسید که «موصل» بشوریده و کردان در آن‌جا پراکنده‌اند. مُسَیب‌بن زُهیر، حاکم کوفه، که دوست یحیی‌بن خالد برمکی بود، به منصور خلیفه عباسی پیشنهاد کرد که کار خواباندن شورش کردان را به خالد برمکی واگذارد که «او برای خواباندن آن شورش تواناست». منصور این پیشنهاد را پذیرفت و خالد را به حکومت موصل برگماشت… غالب مورخان و جغرافیانویسان قدیم مانند اصطخری و ابن بلخی و مسعودی مورخ نامدار پس از اسلام، واژهٔ کرد را در دوران تاریخی پس از حمله اعراب به ایران به معنای کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار به کار برده اند

شرف‌الدین بدلیسی حدود کردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرف نامه خود ذکر می‌کند و در شرفنامه سرزمین کردستان و حکام کرد را برمی‌شمارد احمد کسروی، در شیخ صفی و تبارش، تاریخ تبار و زبان مردم آذربایجان می‌نویسد: پیش از صفوی هیچ شاعر ترک گویی در آذربایجان پیدا نشد و همگی مردم هر که ماد و آریایی تبار بودند به زبان پهلوی آذری گفتگو می‌کردند که همانند فارسی و لری و کردی بود در دوران اسلامی واژه کرد به معنای رمه گردانان و کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار بکار رفته است و طوایف دیگر ایرانی را نیز "کرد" نامیده اند از دوران سلجوقیان، مناطق وسیع کوهستانی غرب فلات ایران کردستان نام میگیرد.

اما معنای اجتماعی واژه کرد هنوز ادامه دارد و شرف خان بدلیسی کردها را بر اساس شیوه زندگی و اجتماعی نزدیک، به چهار نوع بر اساس زبان تعریف میکند: کلهر، گوران و کرمانج اما او مردمان رعیت که چنین شیوه زندگی را نداشتند یا جزو قبیله ای نبودند را کرد حساب نمیکند. مینورسکی نیز در رابطه با این عبارت شرفخان بدلیسی بر این نظر است که تنها کرمانجی و شاید کلهری را امروز بتوان جزو زبانهای کردی دانست، اما لری و گورانی از زبان کردی جدا هستندآنچه که روشن است، تحول واژه کرد از یک معنی اجتماعی و شیوه زندگی گروه های مختلف ایرانی تبار به معنی قومی امروز آن بسیار طول کشید.

 

 

 
   

 

تاریخ کردها

 

به طور کلی از بدو تاریخ کوه‌های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده‌است که با امپراتوری‌های جلگه‌ها یعنی امپراتوری‌های بابل و آشور در جنگ بوده‌اند و گاه آنها را شکست می‌داده‌اند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی‌ها و لولوبیان و گوتیان و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان خود را در منطقه رواج کامل دادند.

زبانهای کردی(سورانی/کرمانجی) با سایر زبانهای ایرانی مانند فارسی و بختیاری و تالشی و گیلکی و بلوچی از یک ریشه واحد هستند گرنوت وینفوهر بیشتر کردی را نزدیک به زبان پهلوی اشکانی میداند در دوره‌های تاریخ، منطقه کردستان بخشی از امپراتوری‌های ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت. در زمان ساسانیان منطقه امروزی عراق را ناحیه آسورستان یا دل ایرانشهر می‌نامیدند. بیشتر بخش شرقی منطقه امروزی کردستان عراق در زمان ساسانیان در استان شادپیروز قرار داشت. پروفسور ان لمبتون در تاریخ ایلات ایران از قول ابن بلخی می‌نویسد: کردان زبدگان لشکر ساسانی بودند تمام سرزمین کردستان یکی از ایالات ایران بوده‌است. در جنگ چالدران (۱۵۱۴ میلادی) بر اثر شکست ایران در برابر امپراتوری عثمانی بخش بزرگی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب امپراتوری عثمانی گردید.

امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جداشده سرزمین کردستان از ایران، فرمان‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجاً تقسیم و یا مستقل گردیدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد استفاده از نام‌های مادی که مستقیما به پادشاهان و سرداران ماد یا اعلام فرهنگی آنها مرتبط است در نام‌های کردی به وفور کاربرد دارد. از نام‌های کردی مورد استفاده در بین مردم که با تاریخ ماد مرتبط است می‌توان به: آباکو آترین آتوی آرباکو آرتیکا و... همه این نام‌های از مدخل ۱ تا ۴۰ یکی از کتب مربوط به نامهای کردی و بخش حرف آ برداشت شده که خود ناشی از وسعت این نام‌ها است.

 

جمعیت و سرزمین کردستان

به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی هستند. بنا بر برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقریبی در سال ۲۰۰۹، ۲۸٬۵ تا ۳۰ میلیون  تن در منطقه‌ای به وسعت ۱۹۰۰۰۰ کیلو متر مربع است. ناحیه زیست کردزبانها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس منتهی می‌شود.

از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌یابد. در طرف جنوب هم کرمانشاه، و بخش‌هایی از ایلام و از طرف دیگر به کرکوک و موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین، ویران‌شهر و اورفه امتداد یافته، آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه می‌رسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان‌داغ و هارال‌داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد می‌یابد.

البته در تمام مناطق ذکر شده بسیاری اقوام غیر کردزبان نیز زندگی می‌کنند کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌شود. چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای رمه‌ها و دام‌های ایل‌های کرد ایران از اهمیت به سزایی برخوردارند.

مناطق کردستان اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصلخیزی نیز است تمام سرزمین کردستان از زمان امپراتوری ماد تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از سرزمین کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی گردید. امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، فرمان‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجاً تقسیم و یا مستقل گردیدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد.

زبان

محدوده مناطقی که در آن‌ها زبان کردی به عنوان زبان مادری سخن گفته می شود.

کردی

هنگامی که از زبان کردی سخن به میان می‌آید، مقصود زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند. زبان شناسان و شرق شناسان غربی گفته‌اند که: این زبان از زبانهای هندواروپایی و خانواده‌های هند و ایرانی و در زمرهٔ زبانهای ایرانی است و با زبان فارسی قرابت نزدیکی دارد.

کردی از ریشه زبان‌های ایران قبل از حمله اعراب به ایران است. این گویش از عربی و ترکی تأثیر چندان نپذیرفته و کمابیش اصیل مانده‌است. زبان کردی دارای ادبی بسیار پهناور است. قدیم‌ترین نوشته به زبان پهلوی اشکانی قباله‌ای است که از اورامان در کردستان به دست آمده.

کردی که اکثر کردها در (ایران، ترکیه، عراق و سوریه) با آن صحبت می‌کنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار می‌رود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس (۱۹۱۸ م.) تاکنون در مدارس تدریس می‌شود.

زبان کردی شامل گویشهای متعددی است یکی کورمانجی شرقی یا مکری در بوکان ،سلیمانیه و سنه؛ و یکی کورمانجی غربی در دیار بکر و رضائیه و ایروان و ارزروم و شمال سوریه و شمال خراسان. گروه اصلی دیگر یا گروه کردی جنوبی در منطقه کرمانشاه زندگی می کنند.

کرمانجی گویش کردهای شمال خراسان، ناحیه مرزی ایران و ترکیه، روستاهای تکاب وشاهیندژ، شرق ترکیه و شمال عراق است. سورانی در بخش میانی مناطق کردنشین ایران و همچنین در نیمه جنوبی کردستان عراق صحبت می‌شود. شهرهای اصلی سورانی‌زبان عبارتند از: بوکان، مهاباد، سنندج، سلیمانیه، اربیل و کرکوک که بدان تکلم دارند. کردی جنوبی دارای لهجه‌های کردی کرمانشاهی، کلیایی، سنجابی، کلهری و فیلی است که در استان کرمانشاه و بخش هایی از استان ایلام و مناطق هم مرز با این دو استان در کشور عراق یعنی استان دیاله و بخشهایی از کرکوک و موسل بدان تکلم دارند.

به نظر دانشمندان زبان شناس و شرق شناس قبایل ماد و پارس همزبان بوده و هر دو به یک گویش سخن می‌گفته‌اند. تئودور نولدکه خاورشناس آلمانی، معتقد است که زبان مادی بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان داشته، اکنون با کاوش در مناطق غرب ایران از مادها آثاری در تپه هگمتانه در دست است. پروفسور ن. مکنزی نوشته است که در نظر اول می‎توان انتظار داشت که منظور از زبان مادی زبان کردی است. معتبرترین زبانشناس زبان کُردی ولادیمیر مینورسکی نیز همین نظر را تایید می‌کند:

«اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳)

مادها در سال ۶۱۲ پیش از میلاد مسیح امپراتوری بزرگ ماد را بنیان نهادند و بدین ترتیب زبان مادی به زبان رسمی بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در کردستان، سیزده قرن سپری شده‌است. در این مدت طولانی سرزمین ماد بزرگ و کوچک و سرزمین‌های دیگری که به سرزمین ماد ملحق شده اند؛ از حیث نظامی و سیاسی بسیار دست به دست شده‌اند. و قدرت سیاسی به دست افراد مختلفی - که زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده‌است - افتاده‌است. هر حکومتی هم که برسر کار آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمی تحمیل کرده‌است. در اوضاع واحوال آن روزگاران، که تمامی بنیادهای اجتماعی کم رنگ شده و رو به افول نهاده بوده‌است، این جابه جایی درقدرت نمی‌تواند از تأثیر نهادن بر این بنیادها برکنار بوده باشد. تاریخ، برخی رویدادها را ثبت کرده‌است که طی آن، سلطهٔ سیاسی بر یک سرزمین، تغییرات نژادی بنیادی و ایستایی زبان را در آن سرزمین باعث شده‌است. امروز ردپای تأثیر جابه جایی در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوری ماد به وضوح می‌توآن دید. به عکس در بخشی از غرب سرزمین ماد، بنیادها همچنان دست نخورده مانده‌است. بلکه تسلط مادها وضعیت نژادی و زبانی برخی از سرزمین‌هایی را که بعداً به قلمرو مادها ملحق شد، تغییر داده و به مسیر توسعهٔ مادی کشانده‌است و به موازات بخش غربی قلمرو خود، آنها را توسعه داده‌است. بیشتر تاریخ شناسان پر آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند.

زبان پارتی (پهلوانیک)، که به نظر زبان شناسان همراه با زبان مادی در زمرهٔ زبانهای شمال غربی، خانوادهٔ زبانهای ایرانی جای می‌گیرند؛ بیش از دیگر زبانها بر زبان کردی تأثیر نهاده‌است و امروزه رد پای این تأثیرات در گویش آیینی زبان کردی، دیده می‌شود.

هم‌زمان با سقوط و فروپاشی امپراتوری ساسانی و حمله اعراب به ایران در ایران، وقفهٔ تازه‌ای برای زبان کردی آغاز شد. زبان مادی در آن زمان به نسبت زبان رایج دوران اقتدار امپراتوری ماد، دستخوش تغییرات ۱۳۰۰ ساله شده بود. به همان نسبت که زبان پارسی باستان پیشرفت کرده و به زبان دری / پارسیک تبدیل شده و آمادگی و ظرفیت آنرا یافته‌است که زبان پارسی کنونی از آن جدا شود؛ زبان مادی هم پیشرفت کرده و دستخوش چنان تحولات و دگرگونی‌هایی شده؛ که استخراج زبان کردی از آن ممکن شده باشد.

دین و مذهب

در استان کردستان و بخش‌هایی از استان آذربایجان غربی اهل‌سنت هستند. در استان‌ کرمانشاهبخشی شیعه و بخشی اهل‌سنت هستنددر ایلام صددرصد مردم شیعه هستند . بعد از تهاجم تازیان(اعراب) به ایران کردها هم مانند دیگر اقوام ایرانی در برابر متجاوزان ایستادگی کردند و در برابر آیین جدید ایستادگی کردند و اسلام رو با اختیار و آزادی نپذیرفتند. در بین کردها نزدیک به ۵۰ هزار خانوار و شاید بیشتر یزیدی هستند. علاوه بر این، جمعیت قابل ملاحظه‌ای از کردها که به یارسان و اهل حق معروفند در میان کردها هستند که مرکز سکونت آنها منطقه دالاهو و کرمانشاه و بصورت پراکنده در کردستان است. سایر کردها نیز مسیحی یا یهودی هستند.

آداب و رسوم

بوکه باران، از آداب و رسوم باران خواهی در کردستان است که در ایام خشکسالی یا سال هایی که میزان بارندگی آن کم است برگزار می شود. بوک به معنی عروسک است. دختران نوجوان روستا با استفاده از دو تکه چوب عروسکی ساخته و لباسی از پارچه های رنگی بر تن آن عروسک می پوشانند و برای آن سربندی درست می کنند. سپس آن عروسک را در دست می گیرند و در حالی که شعر می خوانند در کوچه ها می گردند. هنگام عبور « بوکه باران » از کوچه ها اهالی بر آن عروسک آب می پاشند به نیت این که باران و گندم در آن سال فراوان باشد. اهالی هدایایی مانند تخم مرغ، پول و یا گردو به دختران می دهند. دختران پس از گذراندن بوک ( عروسک ) از همه کوچه ها آن را به قبرستان و یا زیارتگاه موجود در روستا می برند، سپس آن را می سوزانند و یا به آب می اندازند و هدایای جمع آوری شده را بین خود تقسیم می کنند. اهالی روستای هشمیز از دهستان ژاورود شرقی، بخش مرکزی شهر سنندج در منطقه ای سرد و خشک در 36 کیلومتری جنوب غرب سنندج به این عروسک « بووکه چووینه »( bokâ cuwina) گویند و آن عروسک چوبی را در گهواره ای گذاشته و می چرخانند. این دختران هنگام چرخاندن عروسک در کوچه ها اشعاری را آواز وار و آهنگین و به صورت دسته جمعی می خوانند.

 

بخش‌های کردنشین ایران

سنندج، مرکز استان کردستان ایران، نواحی کُردنشین ایران شامل: قسمت غربی استان آذربایجان غربی از ناحیه ماکو شروع می‌شود و با در بر گرفتن نیمهٔ غربی استان و شهرهای جنوب دریاچه ارومیه، شامل دیگر استان‌های غرب ایران یعنی استان کردستان، کرمانشاه و ایلام می‌شود. در استان آذربایجان غربی قسمت غربی شهرستانهای، ارومیه، ماکو، خوی، سلماس و در قسمت جنوبی استان آذربایجان غربی، شهرستانهای اشنویه، نقده، مهاباد، بوکان، پیرانشهر، سردشت، تکاب و شاهین دژ کردنشین هستند. بخش‌هایی از خراسان: در قسمت‌های از استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که مردم در آن مناطق به کرمانجی صحبت می‌کنند که از این میان می‌توان به مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره نمود. مردم کرد این مناطق بنا به روایت تاریخ از ایل افشار هستند که در زمان شاه اسماعیل از منطقه ارومیه به این نواحی برای محافظت از قلمرو شاه اسماعیل کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه اسماعیل آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند.

 

فرهنگ کردستان

  

کردستان به مرکزیت شهر سنندج ،استانی سرسبز و خرم در غرب ایران و در مجاورت بخش شرقی کشور عراق (مناطق کردنشین) قرار دارد. این استان که در دامنه ها و دشت های پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته، از شمال به استان های آذربایجان غربی و زنجان ، از شرق به همدان و زنجان ، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است.  شهرستان های این استان شامل بانه ، بیجار ، دیواندره،  سقز ، سنندج ، قروه ، کامیاران ، مریوان و سروآباد است. استان کردستان اکنون با مجموعه شهرها و روستاهایی که در اقصی نقاط آن پراکنده شده و استقرار یافته اند به یکی از نواحی در حال توسعه غرب کشور تبدیل شده و از پتانسیل های توریستی و تفرجگاهی بسیاری برخوردار می باشد.  کردستان منطقه ای کاملا کوهستانی و از مریوان تا دره قزل اوزن و کوه های زنجان جنوبی گسترده شده است.  ناهمواری های این استان مشتمل بر دو بخش غربی و شرقی است، این دو قسمت از نظر شکل پستی و بلندی و جنس زمین متفاوت هستند . قسمت وسیعی از سنندج ، مریوان و سرزمین های اطراف آنها تا جنوب کردستان ، بخش کوهستانی غربی را تشکیل می دهد.  در این ناحیه ، یکنواختی و سستی جنس زمین ، اشکال مشابهی را به وجود آورده که از ویژگی های آن کوه های گنبدی شکل با شیب یکنواخت و ملایم همراه با دره های باز است.  این یکنواختی را طبقات آهکی سخت و سنگ های درونی که بین لایه های سست ظاهر می شوند ، در هم ریخته و آن را به صورت صخره های عریان در آورده است.  نوع مشخص این ناهمواری ها، ناحیه کوهستانی چهل چشمه در بین مریوان و سقز است که دنباله پستی بلندی های این ناحیه را در جنوب و شرق ، تشکیل داده اند و دامنه غربی آن تا داخل کشور عراق کشیده شده است در این ناحیه شعبه های رود قزل اوزن در شرق و شمال شرقی و رود سیروان در جنوب ، چهره زمین را به طور کامل تغییر داده  است . بخش کوهستانی مشرق ، قسمت های شرقی سنندج را در بر می گیرد و در حد فاصل ناحیه غربی و شرقی ، یک رشته از ارتفاعات آتشفشانی شمالی جنوبی را به وجود می آورد.  در شرق این رشته کوه ، شهرستان های قروه و بیجار قرار گرفته  اند که شکل زمین در آنها با پستی و بلندی های ناحیه غربی به کلی متفاوت است. از ویژگیهای این ناحیه ، وجود یک حصار کوهستانی متشکل از سنگ های دگرگونی و رسوبی است که دشت های مرتفع هموار و تپه ماهوری را احاطه کرده است در این ناحیه به استثنای کوه های بیجار ، دشت های نسبتا وسیعی نیز وجود دارد . این دشت ها به وسیله شعبه های رود قزل اوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور در آمده اند مرتفع ترین دشت این ناحیه " اوباتو " خوانده می شود و در شمال سنندج واقع شده ، بلندترین کوه های این ناحیه ، " شاهنشین " در شمال بیجار ، " شیدا " در مرکز و " پنجه علی " بین قروه و سقز است.

 حیات وحش و شکارگاه ها

 

 

تنوع اقلیمی و آب و هوایی ، شرایط خاص توپوگرافی ، وجود منابع آبی متعدد و پوشش گیاهی مناسب ، به ویژه پوشش جنگلی در قلمرو استان کردستان زمینه مساعدی را برای زیست انواع پستانداران پرندگان بومی و مهاجر و همچنین انواع آبزیان فراهم کرده است.کردستان دارای پنج شکارگاه درجه یک ، شکارگاه درجه دو ، شکارگاه درجه سه و سه شکارگاه درجه چهار و شکارگاه منطقه حفاظت شده بیجار است.  منطقه حفاظت شده بیجار ، تنها ذخیره گاه طبیعی استان کردستان است . این منطقه در شمال شرقی استان قرار دارد و از شمال به روستای حسن چاروق و حسن آباد یاسوگند و رودخانه قم چقا و از غرب به جاده آسفالته در دامنه های غربی کوه سلیم و از طرف جنوب به جاده کمر زرد و امتداد رودخانه قزل اوزن و از طرف مشرق به جاده قدیمی زنجان محدود می شود.  منطقه حفاظت شده بیجار به دلیل قرار گرفتن در میان سلسله ارتفاعات و تحت تاثیر جریان های رطوبتی ،از ریزش های جوی نسبتا کافی برخوردار بوده و به همین دلیل تعداد زیادی چشمه دایمی و فصلی در این منطقه دیده می شود و از لحاظ حیات وحش غنی و گونه های مختلفی از پستانداران پرندگان و خزندگان در آن وجود دارد.

گونه های اصلی پستانداران بزرگ در این منطقه قوچ و میش ارمنی است که زیستگاه آنها تپه ماهورها و نقاط کم ارتفاع است . تعداد کمی آهو نیز در این منطقه زندگی می کنند . علاوه بر این جانورانی مانند خرس قهوه ای ، گراز ، گرگ، گربه پالاس ، خرگوش در این منطقه وجود دارد.  در اطراف و داخل منطقه گونه های بسیاری از پرندگان بومی و مهاجر مشاهده می شود که از جمله این پرندگاه می توان از دلیجه ، کبک ، انواع چکاوک و حواصیل خاکستری نام برد.  رودخانه های قمچقا و قزل اوزن که در این منطقه قرار دارند زیستگاه برخی از ماهیان نظیر سس ماهی ، سیاه ماهی ، عروس ماهی و هم چنین محل زندگی سمور آبی یا شنگ است.  شکار پرندگان بیشتر در شهرهای سنندج، بیجار و مریوان و صید انواع ماهی ها در شهرهای مریوان و قروه حائز اهمیت است . در شهرستان مریوان ، دریاچه زریوار به عنوان یک اکوسیستم ، زیستگاه مناسبی را برای انواع پرندگان مانند کشیم کوچک ، کاکایی ، سرسیاه، حواصیل خاکستری ، اگرت و آنقوت و به ویژه مرگوس پدید آورده است.  دریاچه مریوان به عنوان یکی از اصلی ترین زیستگاه شنگ (سمور آبی) در ایران است . سمور آبی دارای بدنی دراز و نسبتا باریک و دم بلندی است.

میراث تاریخی و فرهنگی

 

امروزه از دیدگاه های توسعه ،  میراث فرهنگی و تاریخی فقط به عنوان میراث ملی قلمداد نمی شوند ، بلکه دارای ارزش های اقتصادی قابل توجهی بوده که موجب افزایش درآمد ملی و منطقه ای می شوند.

استان کردستان از حیث برخورداری از قابلیت های تاریخی ، فرهنگی جایگاه ممتازی دارد ، غار کرفتو ، قلعه زیویه ، محوطه های باستانی تاریخی جنوب استان ، موسیقی و رقص و آداب و رسوم رایج در استان و آثار تاریخی و مذهبی و آئین های دراویش قادریه و نقشبندیه در پهنه استان از جمله قابلیت های با ارزش تاریخی و فرهنگی منطقه محسوب می شوند.

  آداب و رسوم و جاذبه های فرهنگی

 

کردستان ، از نظر فرهنگ و تمدن دارای سابقه ای بسیار درخشان است که نظیر آن در سایر نقاط کشور به ندرت دیده می شود . نشانه های فرهنگی زبان ، هنر (شعر و موسیقی) و آداب و رسوم به جای مانده ، دلالت بر دیرینگی و قدمت فرهنگی منطقه دارند.

 زبان کردی

زبان کردی شاخه ای از زبان های قدیم ایران باستان است و ساکنان کردستان نظر به سختی مکان و بر کنار بودن از سیل تهاجمات خارجی ، زبان قدیم خود را حفظ کرده اند.  امروزه زبان کردی به لهجه های مختلفی تقسیم می شود . گویش های کرمانجی شمالی و کرمانجی جنوبی (سورانی) کردی و اورامی در منطقه کردستان در بین ساکنان استان رواج دارد.  اهالی مریوان با گویش کردی کرمانجی جنوبی (سورانی) و مناطق جنوبی مریوان با لهجه اورامامی (گورانی) صحبت می کنند ، لهجه اورامی تا چند دهه پیش ، زبان نوشتاری و ادبی کردی بوده است. امروزه دین مردمان منطقه اسلام است و اکثرا اهل تسنن و پیرو مذهب شافعی هستند ، دو طریقت نقشبندیه و قادریه در این منطقه پیروان زیادی دارند و مراکز اصلی آنها سروآباد و خاورمیرآباد " بایره " ، بوده است. قبل از اسلام چنانکه آثار و شواهد نشان می دهد ، ساکنان منطقه آئین های مختلفی داشته اند که مهرپرستی ، میتراییسم و زرتشتی مهم ترین این آئینها بوده  است و اکنون رگه ها و ریشه های این آئین ها را در آئین ها و موسیقی منطقه می توان دید.

 

لباس و پوشش مردمان کرد

 

کردها طی قرون متمادی با لباس محلی خود پیوند عاطفی ، عقیدتی و سنتی شدیدی برقرار کرده اند و علاقه زیادی به حفظ و نگهداری لباس سنتی خود که نشانگر هویت فرهنگی آنهاست دارند حتی در ابتدای حکومت پهلوی ، هنگام زمامداری رضاخان که مقرر شد تمام مردم ایران لباس واحدی بپوشند ، کردان در مقابل این دستور مقاومت نشان داده ، لباس خود را تغییر ندادند البته در شهرهای بزرگ استان مانند سنندج ، برخی از جوانان ، لباس محلی را فقط در مراسم و جشن های خاص می پوشند و علاقه ای به استفاده از آن بطور معمول ندارند به همین دلیل در سنندج کمتر کسی دیده می شود که با لباس محلی در خیابان طاهر شود ، اما در سایر شهرها مانند سقز بانه و مریوان غالبا تمامی زنان و مردان با لباس محلی در شهر دیده می شوند لباس و پوشاک کردان از تنوع و غنای فوق العاده ای برخوردار است که در زینت ها و رنگ های لباس به چشم می خورد ، لباس کردی هرگز یک رنگ و تیره گون نیست بلکه همیشه با ترکیب رنگ های مختلف ، چشم ها را به طرز مطبوعی خیره می کند و انسان به این باور می رسد که طبیعت و محیط پیرامون ، مرغزارهای سرسبز ، گل های رنگارنگ ، سپیدی برف ها ، آسمان صاف و آبی ، سیلاب های خروشان در این تنوع رنگ تاثیر مهمی داشته اند.  لباس زن ها نیز از پیراهن بلندی تا روی پنجه پا که گاهی با پولک های الوان تزئین شده و روی آن یک نیمه تنه به اسم " سوخمه " از پارچه زری یا مخمل پوشیده و بالای سوخمه گاهی لباسی به اسم " کوا " که از پشت تا پایین پنجه پا کشیده شده و روی آن را گاهی نیمه تنه به نام "سلته" می پوشند ، تشکیل می شود.  پوشیدن هر یک از این لباس ها بستگی به سلیقه زنان دارد ، شلوار آنها گشاد و از جنس حریر است ، پارچه ای توری به عنوان روسری و پارچه دیگر به اسم " شتونیه " یا "شال"  به طول سه متر که روی ناحیه کمر بسته می شود ، جزو لباس زنان کرد است.  زنان و دختران منطقه اورامانات گیسوان خود را به شکل رشته های باریک می بافند و بر گیسوان بافته خود کلاه سکه دوزی شده می گذارند.

لباس مردان کرد ساکن فلات ایران تنگ و چسب بدن ، با چین های باز ، شلوار چسبان و پوتین ساقه بلند است . در کوه های کردستان جنوبی ، مردان لباس گشاد تری می پوشند که با نیاز بالا رفتن (صعود) سازگارتر است.  شلوار آن گشاد و کت کوتاه و از جنس نمد سفید است. یک دستار سفید و آبی با تصویر " چشم پرنده " نیز به دور سر می پیچند و از کمربند رنگارنگ نیز استفاده می کنند . همچنین لباس مردانه کردی تابع مقتضیات محیط و شیوه زندگی است و در عین حال گاهی در آن تنوع های بسیار جالبی هم دیده می شود.  لباس مردان عموما تیره رنگ است که از کت بدون یقه ، شلوار ، دهانه تنگ دستاری بر سر و شالی بر کمر تشکیل شده است.  پیراهن های بدون یقه و سفید می پوشند که در انتهای آستین ، زباله مثلثی شکلی قرار دارد که در حالت عادی به دور مچ یا بازو پیچیده می شود و آن را " لفکه سوزنی" می نامند. در صورتی که پیراهن بدون لفکه باشد ، اغلب هنگام کار ، مچ ها را با پارچه نوار مانندی می بندند ، اغلب مردان از دستار و شال تیره رنگ مخصوصی به نام "رشتی" استفاده می کنند ، زینت مردان بیشتر ساعت جیبی با زنجیر آویزان در جلو سینه و گاهی ساعت مچی است. با توجه به زمستان های سرد منطقه ، اغلب از پالتو استفاده می شود، اما قشرهای غیرمرفه نمد ضخیمی به نام " پستک " می پوشند و چوپانان برای جلوگیری از سرما و حفاظت از سرما و باران ، قبای نمدی دراز و بدون آستین دارند که دو زبانه کوچک به عنوان آستین های کاذب در امتداد شانه های آن قرار دارد .

 مسجد دارالاحسان

این مسجد در ضلع شمالی خیابان امام خمینی سنندج قرار دارد و بر اساس کتیبه های موجود ، مسجد توسط امان الله خان اردلان والی کردستان ساخته شد.  این بنا شامل دو ایوان شرقی و جنوبی ، است.

سنندج (مسجد جامع) 

این مسجد را می توان مسجد مدرسه دانست ، زیرا بخشی از آن به حجره های طلاب علوم دینی اختصاص دارد و بخش جنوبی آن صحن اصلی مسجد است این بنا دارای تزئینات کاشی کاری هفت رنگ مینایی فوق العاده پرکار ، ظریف ، از اره های مرمرین ، آجرکاری لعاب دار و معقلی ، حوض سنگی و فواره های زیبا و همچنین ستون هایی با تزئینات طنابی است از عمده تزئینات بنا ، نگارش آیات قرآنی در قسمت های گوناگون مسجد است و ثلث قرآن مجید در این بنا نگارش شده است.  این مسجد در گذشته یکی از مهم ترین دارالعلم های دینی بوده و بسیاری از علما در این دارالعلم به کسب علوم مختلف پرداخته اند . مسجد دارالاحسان ، یکی از ارزشمندترین مساجد استان کردستان از نظر معماری و تزیینات معماری است.

 

 عمارت آصف (موزه خانه کرد)

 

احداث بنای اصلی عمارت آصف که شامل تالار تشریفات است به دوران صفویه باز می گردد و در دوره های بعدی به ویژه در دوران قاجاریه و پهلوی به تدریج بخش هایی به آن افزوده شده است .سردر ورودی بنا با نمای آجری که به شکل نیم هشتی است براساس سبک باروک ایرانی ساخته شده است . تالار تشریفات آن ایوان ستوندار با اروسی پرکار آن ، از بخش های بسیار زیبای بنا محسوب می شود . عمارت دارای یک رشته قنات است که اکنون آب آبنمای مقابل تالار از آن تامین می شود .بنا شامل تزئینات معماری همانند گچبری ، آینه کاری و کار چوب است . در ضلع جنوب غربی عمارت حمام مخصوص با سبک و اسلوب معماری حمام های ایرانی ساخته شده که دارای نقش های آهکبری می باشد .

در قسمت جنوبی و در ابتدای ورود به عمارت و مسیر دالان منتهی به حیاط مرکزی ، دری به سمت راست باز می شود که در گذشته حیاط مستخدمین بوده و با توجه به اینکه بخش های مختلف این قسمت به کلی تخریب شده و هیچ آثار و شواهدی از گذشته به جای نمانده ، با مسقف نمودن بخش عمده ای از این فضا به وسیله گنبدهای آجری و احیا» نمودن حوض اصلی و ساخت رواق در اطراف آن ، بخشی از این قسمت به نگارخانه و بخش دیگر آن تبدیل به چایخانه سنتی می شود. با توجه به اتمام عملیات مرمتی در این بنا و با توجه به ارزش تاریخی ، بنا به موزه مردم شناسی غرب کشور (خانه کرد) تبدیل شده که در آن مجموعه ای از شیوه های کار و زندگی مناطق کردنشین به معرض نمایش گذاشته شده است.

 

 عمارت خسروآباد سنندج

این عمارت توسط امان الله خان اردلان حکمران مقتدر کردستان برای پسرش خسروخان بنا شد و علاوه بر دو بخش ساختمان اصلی (قصر سلطنتی با ورودی ستوندار در بخش غربی و ساختمان شرقی با غلام گردش ها و ایوان ستوندار مشرف بر صحن عمارت و فضای بیرونی بنا) دارای فضاهای دیگری همچون حمام ، اطاق قاپچیان و خدمتکاران و ... می باشد. تزئینات معماری شامل گچبری ، آجرکاری اروسی های زیبا (پنجره های رنگی) و حوض صلیبی شکل داخل حیاط ساخته شده از سنگ است ، عمارت خسروآباد مقر حکومت امان الله خان اردلان بوده است.

 

جشن نوروز در کردستان(ترکیه،ایران،سوریه،عراق)

 

تیره های کردنژاد که در کشورهای ترکیه، عراق، ایران و سوریه زندگی می کنند، جشن نوروز را با شکوه تمام برگزار می کنند. کردها از نظر زبان و مذهب به گروههای مختلفی تقسیم می شوند ولی همه آنها نوروز را جشن می گیرند و به آن "نَوْرُز " می گویند .آنان از دیدگاه نژادی، ایرانی هستند و ایران که واژه ای اوستایی است در معنی خواستگاه آریایی ها می باشد .

آتش افکنی و نوروز دو رکن اساسی جشنهای ملی کردها محسوب می شود  . نوروز بزرگترین جشن کردهاست و آنها نوروز را جشن کهن کُرد می دانند  نوروز و بهار برای ایرانیان و به خصوص تیره های کرد مفهوم آزادی و رهایی از بند اسارت و بندگی ظلم و جور ستمکاران ، زایشی نو و ازسرگیری کار و تلاش دوباره برای زندگی دارد در باور ایرانیان بهار یادآور قیام " کاوه " ، آهنگر جوانی است که از ظلم و ستم ضحاک، به عنوان نماد تباهی و پلیدی ، به تنگ آمده و ملتی را با به بندکشیدن اسوه ظلم، به روشنایی رهنمون شد  مردم کردستان با روشن کردن آتش که نمادی از سوزاندن بندهای اسارت و کهنگی است ، جشن نوروز را به پیشواز می روند آتش نوروزی بر اساس باورهای کهن باید در بلندترین نقطه محل زندگی یعنی بام خانه روشن شود که  امروزه کمتر اما هنوز هم در برخی از مناطق کردنشین این چنین است کردهای ایرانی در پیوند با باورهای دیرین و باور سایر اقوام ایرانی دو بار، در چهارشنبه آخر سال و آخرین شب سال آتش روشن می‌کنند، تاضمن پایبندی به آیینهای باستانی، پیوندی بافرهنگ سایر اقوام ایرانی هم داشته باشند افروختن آتش در چهارشنبه آخر سال در فرهنگ و ادبیات ایران از گذشته های بسیار دور وجود داشته است.

ولی به این شیوه که چهارشنبه سوری نامیده می شود در متون پیش از اسلام موجود نمی باشد (زیرا در گذشته روزها را به شکل شنبه، یکشنبه و ... نمی گفتند بلکه هر روز نامی داشت مانند فروردین، دی ، هرمزد و ...). کردها نیز در این مراسم با روشن کردن آتش مقدس به رقص و پایکوبی محلی می پردازند و شب خود را به یاد ماندنی می کنند . در روستاهای کردنشین نیز مردم در شب نوروز آتش روشن می کنند و به جشن و پایکوبی می پردازند کردهای مروین مثل همه کردهای دیگر، نوروز را با شکوه تمام جشن می گیرند. مراسم آنها در خانه، روی کوهها، یا روی بام خانه ها و یا در برزن ها انجام می گیرد. آنها گاهی نیز از روی آتش می پرند. برای کردها روز نوروز نه تنها روز ثروت و برکت، بلکه نماد صلح و آشتی و اتحاد است.

 

نوروز در کردستان ترکیه

یکی از کردهای شهر مروین ترکیه در باره این مراسم در شهر زادگاهش می گوید:

مردم مروین صبح نوروز پوشاک نو و یا مرتبی می پوشند و به دیدار همدیگر می روند. بعد همه در میدان بزرگی جمع می شوند و رقص و شادمانی می کنند. در این رقص ها – مانند آنچه در کارناوال های اروپایی معمول است - بعضی هم از نقاب استفاده می کنند ( به ندرت). مردم کرد زبان دیگری در ترکیه زندگی می کنند که کردهای زازا خوانده می شوند. این مردم بیشتر در آناتولی شرقی ساکنند و زبانشان کردی زازاکی است. تقویم کردهای زازا تقویم قدیمی خاصی است که به تقویم امروز میلادی شبیه است. کرد های زازا می گویند که احتمال دارد نام تیره ی  آنها (زازا) از  ساسان یا ساسانیان ریشه گرفته باشد.

نوروز و ایزدی ها


مردم کرد زبان دیگری که نوروز را چون زازا ها به شکلی خاص برگزار می کنند، کردهای ایزدی هستند. آمار دقیقی از جمعیت ایزدی ها که بیشتر آنها با لهجه کرمانچی صحبت می کنند در دست نیست. گفته می شود حدود 500 هزار ایزدی در عراق زندگی می کنند. همچنین عده ای از آنها در کشورهای سوریه، ترکیه، ارمنستان و گرجستان و حتی ایران پراکنده اند.

ایزدی ها به فرشته ای به نام ملک طاووس باور دارند که به زندگی و حیات آنها در روی زمین نظارت می کند و گاهی نیز از آسمان به زمین می آید. در باره منشا ایزدی ها نظرات مختلف وجود دارد.  بعضی می گویند که اصل آنها از یزد بوده و نامشان با ایزد زرتشتی ارتباط دارد و بدین ترتیب ریشه زرتشتی دارند. بعضی دیگر ایزدی را یکی از قدیمی ترین ادیان بابل و سومر می خوانند. گاهی نیز به نادرست شیطان پرست خوانده شده اند که به هیچ وجه درست و قابل قبول نیست. برخی نیز آنها را برجای ماندگان مهرپرستی، آیین کهن کردها، می دانند که با توجه به مراسم و عقایدشان، این مورد درستتر و قابل اعتمادتر است.

استقبال از نوروز با رقص محلی ( هَل پَرکه) در کردستان ایران

دکتر خلیل جندی رشو، استاد دانشگاه گوتینگن آلمان که خود نیز از شیخ های ایزدی است،‌ درباره جشن سال نو ایزدی ها می گوید: "جشن چهارشنبه سور در واقع جشن اول سال ایزدی هاست که در بین ملتهای دیگر مثل ایرانیان نوروز خوانده می شود ولی ایزیدی ها این جشن را سر ساله چهارشنبه سور یا چهارشنبه سرخ می نامند. این جشن در شب اولین چهارشنبه ماه آوریل که ایزدی ها به آن ” نیسان“ می گویند، برپا می شود. ایزدی ها باور دارند که در این روز فرشته ای که او را ملک طاووس می نامند، از آسمان به زمین می آید و با خود خیر و برکت می آورد. به همین جهت این را گاهی جشن ملک طاووس می نامند."

جشن چهارشنبه سور که چند هفته بعد از نوروز انجام می شود با آئین ها و سنت های مختلفی همراه است که بعضی از آنها از سنن نوروزی دیگر کشورها متفاوت است

یکی از تفاوت ها این است که در این ماه ازدواج برای ایزیدی ها ممنوع است چون که می گویند ماه نیسان که آن را "بوک هیوانه" می نامند عروس همه ماهها یا عروس سال است و مقدس است. در این ماه کسی اجازه ندارد زمین را بکند به این دلیل که در این ماه همه نباتات، درختها و گلها از زمین آشکار می شوند...

سنت دیگر این جشن این است که تخم مرغ رنگ می کنند. چرا که شکل تخم مرغ شبیه زمین است و رنگ کردن آن به این معنی است که می خواهند دنیا به این رنگها باشد و باعث سبزی دشت و صحرا بشود....( شاید بپرسید که چگونه در آیین کهنی چون ایزدی، گردبودن زمین مورد درک بوده؟ در پاسخ باید گفت که بر ما آشکارا نیست اما قدیمی ترین نوشته که به گردبودن زمین اشاره دارد، در اوستا کتاب مقدس زردشتیان است که به گرد بودن زمین به صراحت اشاره شده است. تحقیق آن را بر عهده ی خودتان می گذارم!)

رسم جالب دیگر ایزدی ها این است که صبح زود سال نو به دشتها می روند و دست و روی خود را با قطرات شبنم مسح می دهند و باور دارند که اگر کسی مریض باشد با این کار بیماری اش شفا می یابد آرد نیز در جشن سر سال ایزدی ها نقش مهمی دارد. آنها در شب جشن به دشت می روند و با آردی که با خود برده اند خمیر درست می کنند. بعد دسته گلی در وسط این خمیر فرو کرده و آن را بالای در خانه هاشان آویزان می کنند. انگار بهار به خانه شان آمده است. غیر از این زنان نانی به نام سَوُک می پزند که مانند خیرات به گورستان می برند. ایزدی ها نیز مانند کردهای زازا آئینی دارند که به آن طواف و گاهی نیز جمی می گویند اولین طواف در یک ده ایزدی به نام "باشِک وبَخرانه" در روز جمعه پس از چارشنبه سور شروع می شود و پس از آن تقریبا در همه دهات ایزدی آغاز می شود. هر طواف یک فرشته دارد که تنها خاص ایزدی هاست. این طواف ها تا آخر ماه ششم میلادی که ایزدی ها به آن "هزیران" می گویند ادامه پیدا می کند و این نشان نوروز در بین ایزدی هاست.

ایزدی ها در هر فصل سال جشنی دارند اما ویژگی جشن سر ساله که در اولین چهارشنبه ماه نیسان یعنی آوریل برگزار می شود، این است که مردم پس از سیزده روز دوباره جشن می گیرند که با سیزده بدر ایران قابل مقایسه است اهمیت نوروز برای کردها صرف نظر از این که به چه زبانی صحبت می کنند و به چه مذهبی اعتقاد دارند، مانند باقی ایرانیان  بسیار زیاد است زیرا نه تنها تفاوت نژآدی – زبانی و فرهنگی میان کردها و باقی ایرانیان وجود ندارد بلکه کردها از ریشه های درخت تنومند تمدن و فرهنگ ایران زمین هستند و به عبارتی یکی از پایه های اساسی در شکل گیری این کشور سترگ محسوب می شود . به همین جهت خود را موظف در پاسداری از این کهن ترین جشن گیتی میدانند . به طوریکه کردها ایرانی ساکن ترکیه برای اجرای این جشن ملی با دولت ترکیه که آنها را تا چند سال پیش از برگزاری نوروز منع می کرد دست به مبارزه نیز زدند و در نهایت حکومت نژاد پرست ترکیه را از پای درآوردند و آنها را مجبور کردند که نوروز ایرانی را به عنوان جشنی ملی و روزی تعطیل ثبت و شادمانی کنند .

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱٥ | ٤:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

عملیات آزادسازی خرمشهر

خرمشهر چگونه آزاد شد؟

مدتی پس از اشغال خرمشهر، رکود محسوسی بر جبهه ها حاکم گردید. تا اینکه در تاریخ 1359/10/15 اولین عملیات با نام "نصر" برای آزادسازی این شهر انجام شد که مرحله اول آن موفقیت های بسیاری داشت، لیکن چون برای حفظ دست آوردها و ادامه عملیات تدابیر سنجیده ای منظور نشده بود، مراحل بعدی آن اجرا نشد و نیروهای عمل کننده به مواضع قبلی خود بازگشتند در تاریخ 1359/10/20 نیز عملیات دیگری با نام "توکل" در شمال آبادان انجام شد تا با عقب راندن نیروهای دشمن از شرق کارون و تعقیب آنها در غرب این رودخانه تا نوار مرزی، هم آبادان از حصر درآید، هم خرمشهر آزاد شود. در این عملیات نیز اگر چه نیروهای خودی در یکی از محورها موفق شدند، اما الحاق نشدن یگان ها با یکدیگر و نیز پیش بینی نکردن تدابیر پدافندی، سبب عقب نشینی نیروها گردید. سرانجام پس از تغییر و تحول در فرماندهی کل قوای مسلح - که موجب تحول در مدیریت جنگ شد - سلسله طرح هایی برای آزادسازی مناطق اشغالی در دستور کار فرماندهان نظامی قرار گرفت که 3 طرح آن برای شکست حصرآبادان، آزادسازی بستان، آزادسازی منطقه غرب شوش و دزفول در قالب 3 عملیات ثامن الائمه (ع)، طریق القدس و فتح المبین با موفقیت اجرا شد منطقه عمومی غرب کارون - از جمله خرمشهر - آخرین منطقه مهمی بود که همچنان در اشغال عراق بود. بنابراین، از یک سو فرماندهان نظامی ایران برای اجرای عملیات در این منطقه اشتراک نظر داشتند، از سوی دیگر عراق نیز که طراحی عملیات برای آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین حتمی می دانست، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و تاثیر آن در روحیه ارتش خود و خلل ناپذیر نشان دادن اراده فرماندهی نظامی و نیز جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود.

خرمشهر

آغاز عملیات بیت المقدس

در حالی که قوای عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، عملیات بیت المقدس در ساعت 00:55 بامداد 1361/2/10 با قرائت رمز مبارک یا علی ابن ابیطالب (ع) برای آزادسازی خرمشهر آغاز شد. نیروهای رزمنده - که از ساعت ها قبل در انتظار فرمان حمله بودند - در تمام محورهای عملیات به دشمن حمله ور شدند. در محور قرارگاه قدس، هوشیاری دشمن و وجود استحکامات متعدد، موجب شد نیروها تنها قسمتی از منطقه جنوب رودخانه کرخه کور را به عنوان سرپل تصرف کنند. در محور قرارگاه فتح، یگان ها پس از عبور از کارون خود را به جاده اهواز - خرمشهر رساندند و به ایجاد استحکامات و جلوگیری از نقل و انتقال و تحرک دشمن در این جاده پرداختند. نیروهای قرارگاه نصر نیز اگر چه پیشروی کردند، اما نتوانستند با نیروهای قرارگاه فتح الحاق کنند. دشمن با درک محورهای عملیات قوای ایران و اهداف آنان، پس از سازمان دهی نیروهایش، پاتک کرد. اولین پاتک سنگین دشمن در محور قرارگاه قدس و از جنوب رودخانه کرخه کور شروع شد که پس از ساعت ها درگیری، این پاتک خنثی گردید. در محور قرارگاه فتح نیز در حالی که نیروها در حاشیه جاده مستقر بودند، دشمن از عدم الحاق بین دو قرارگاه فتح و نصر استفاده کرد و با رخنه در شکاف میان قرارگاه ها، فشار شدیدی بر نیروهای ایران وارد آورد دشمن نیروهایش را در غرب جاده اهواز - خرمشهر و در نزدیکی مرز و حوالی شلمچه سازمان داده و می کوشید نیروهای ایران را از پشت جاده عقب براند. این جاده تنها موضعی بود که رزمندگان می توانستند با استقرار در پشت آن، با پاتک های دشمن مقابله کنند پاتک دشمن برای تصرف جاده شروع شد؛ نبردی سخت درگرفت. رزمندگان اسلام به نبرد با تانک ها پرداختند. در این درگیری اگر چه تانک های عراقی توانستند قسمتی از جاده را تصرف کنند و روی آن مستقر شوند، لیکن با مقاومت رزمندگان این استقرار دوام نیاورد و دشمن با شکست این پاتک ناچار به عقب گریخت در پایان روز اول، وضعیت کلی عملیات به این ترتیب بود که قرارگاههای نصر و فتح، سرپلی به مساحت 800 کیلومتر مربع را تصرف کرده بودند. قرارگاه قدس نیز به غیر از دو محور، در بقیه محورها نتوانسته بود از رودخانه کرخه کور عبور کند ترمیم رخنه ای که به طول 10 کیلومتر روی جاده اهواز - خرمشهر وجود داشت و می توانست به الحاق کامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح بینجامد و همچنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور کار شب دوم عملیات قرار گرفت که با انحام آن، در برخی محورها رخنه های موجود ترمیم شد، لیکن تا 48 ساعت بعد همچنان برخی از رخنه ها باقی بود تا اینکه سرانجام پس از 5 روز، خط سرپل از کیلومتر 68 تا کیلومتر 103 تثبیت و کلیه رخنه ها ترمیم شد.
مرحله دوم عملیات ( استقرار در شمال خرمشهر)

در این مرحله از عملیات مقرر گردید که قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز - خرمشهر به سمت نوار مرزی پیشروی کنند و قرارگاه قدس نیز به صورت محدود برای تصرف نقطه ای به عنوان سرپل در جنوب رودخانه کرخه کور و درگیر کردن لشکرهای 5 و 6 عراق در آن منطقه اقدام کند، سپس آن نقطه را گسترش دهد. عملیات در ساعت 22:30 روز 16/02/1361 آغاز شد نیروهای قرارگاه فتح، در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندکی تاخیر و تحمل فشارهای شدید دشمن، به مرز رسیدند و با قرارگاه فتح الحاق کردند اگر چه دشمن با اجرای پاتکی شدید و سنگین توانست 6 کیلومتر از مواضع از دست داده را باز پس گیرد، لیکن با مشاهده مسیر پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشکرهای 5 و 6 را به عقب کشاند تا ضمن جلوگیری از محاصره و انهدام آنها، خطوط پدافندی بصره و خرمشهر را هر چه بیش تر تقویت کند. در پی این عقب نشینی - که از ساعات اولیه روز 18/02/1361 آغاز شد نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای دشمن، تعدادی از آنها را که از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآورند و در نتیجه، جاده اهواز - خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه ای که قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف کرده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند.
مرحله سوم عملیات (در آستانه ورود به خرمشهر)

با پیدایش اوضاع جدید و آگاهی از آشفتگی دشمن، تصمیم گرفته شد با وجود خستگی مفرط رزمندگان - که بر اثر چند مرحله پیشروی توام با نبردهای شدید شبانه روزی با دشمن ایجاد شده بود - در اجرای مرحله سوم عملیات تعجیل شود. در این مرحله از عملیات مقرر شد قرارگاه فتح در عمق 6 کیلومتری نوار مرزی نیروهای دشمن را منهدم کند؛ قرارگاه نصر نیز ضمن پاک سازی منطقه حد فاصل جاده خرمشهر - اهواز تا نهر عرایض از وجود دشمن، در منطقه شلمچه پیشروی کند؛ قرارگاه قدس هم ماموریت یافت در منطقه کوشک، طلاییه، دشمن را تا پشت مرز عقب براند. عملیات در ساعت 22 روز 1361/2/19 آغاز شد و هر چند تلفات و خسارات سنگین بر دشمن وارد آمد، لیکن هوشیاری و تمرکز نیروهای عراقی در خطوط پدافندی موجب شد رزمندگان اسلام نتوانند به اهداف تعیین شده در این مرحله از عملیات دست یابند.
مرحله چهارم عملیات (آزادسازی خرمشهر)

پس از مرحله سوم عملیات بی درنگ فرصت لازم در اختیار یگان ها قرار گرفت تا به بازسازی و تجدید سازمان نیروهای خود بپردازد. در این میان قرارگاه فجر نیز با سه تیپ پیاده وارد منطقه شد. سپس در جلسات متعددی عملیات مرحله چهارم به این شکل طراحی شد که قرارگاه نصر با حرکت در امتداد مرز به سمت جنوب، ضمن بستن جاده شلمچه، خود را در محور نهر خین به اروند رود برساند؛ قرارگاه فجر در جناح میانی و در امتداد نهر عرایض به سمت اروند رود پیشروی کند؛ قرارگاه فتح نیز در امتداد جاده اهواز - خرمشهر و برای آزادسازی خرمشهر وارد عمل شود عملیات در این مرحله از ساعت 22:30 روز 1361/3/1 آغاز شد. قرارگاه نصر در امتداد مرز پیشروی کرد و موفق شد جاده شلمچه را مسدود کند. قرارگاه فجر نیز توانست ضمن تامین پل نو، نیروهایش را به اروند رود برساند. اما قرارگاه فتح به دلیل حساسیت و هوشیاری دشمن نتوانست به اهداف مورد نظر دست یابد و با روشن شدن آسمان، در منطقه پلیس راه جاده خرمشهر - اهواز متوقف شد. به این ترتیب، محاصره خرمشهر کامل شد، اما نیروهای دشمن همچنان در داخل شهر مقاومت می کردند. دشمن برای خارج کردن نیروهایش از محاصره در محدوده پل نو و نهر عرایض از سمت غرب (شلمچه) و شرق (خرمشهر)چندین بار پاتک کرد؛ لیکن با مقاومت یگان های ایرانی مستقر در منطقه مزبور، این پاتک ها به شکست انجامید. سپس دشمن نیروهای خود را از شمال شرقی خرمشهر به درون شهر آورد تا توان خود را برای حفظ اشغال خرمشهر تقویت کند صبح روز 1361/3/3 حلقه محاصره خرمشهر تنگ تر شد و انبوه نیروهای دشمن که 2 روز محاصره در هوایی گرم طاقت شان را به سر آورده بود. مقاومت را بی تاثیر دانستند و با خروج از مواضع خود در تمام شهر، در چند ستون طولانی و کنار هم به سوی پلیس راه آمدند و در حالی که تکبیر می گفتند و شعار الموت لصدام و دخیل الخمینی سر می دادند، خود را تسلیم کردند به این ترتیب، خرمشهر که پس از 34 روز مقاومت در برابر دشمن در تاریخ 04/08/1359 اشغال شده بود. بعد از 575 روز و طی 25 روز عملیات در ساعت 11 صبح روز آزاد شد. همچنین، در این عملیات - که به آزادسازی 5038 کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده انجامید - هویزه، پادگان حمید و جاده اهواز - خرمشهر نیز آزاد شد و در اختیار رزمندگان جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۳ | ٤:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

اماکن توریستی استان مازندران

توریست و گردشگری در مازندران

 

کشور ایران با توجه به وجود تنوع فراوان زیست محیطی و اماکن تاریخی- باستانی در مقایسه با دیگر کشورهای جهان، برای رسیدن به شرایط استفاده ی بهینه از مواهب موجود و جــذب گردشگری و بهره برداری اقتصادی، فاصله ی زیادی دارد.

استان مازندران به خاطر شرایط ویژه ی منطقه ای و برخورداری از مواهب طبیعی و تاریخی دارای پتانسیل بالقوه ای ست که باید به فعالیت مطلوبتری برسد.

 حضور دریاچه ای عظیم و نادر در جهان که به خاطر وسعتش دریا نامیده می شود و کوههای سربه فلک کشیده ای که از عظمت کوه دماوند بهره جسته و چون بال سیمرغی سبزفام، دشت مازندران را در آغوش کشیده است و آثار تاریخی فراوانی که هر یک می تواند هزاران گردشگر را به خود بخواند، از پتانسیل های بـرجسته ای ست که قدم به قدم در این سرزمین یافت می شود. استانی که در بسیاری از فصـول، اختلاف دمای مناطق آن نزدیک به پنجاه درجه سانیگراد می رسد و می توان چهار فصل سال را در گردشی یک روزه حس کرد. جنگل های انبوه و آبشارانی بی بدیل در یکسو و دریایی آوازه خوان، سمفونی حیاتی را اجرا می کنند که هر مسافر را در عطر بهارنارنج خود سرمست می کند و طراوت زندگی را در بارش نرم خود منتشر می نماید.

 مناطق جلب گردشگر در استان مازندران کم نیست و تنها نام بردن از آن فرصتی جانانه می خواهد تا اسامی رودها، غارها، تپه های باستانی و جنگل ها، حیوانات خاص منطقه و گونه های مختلف گیاهان دارویی منطقه را بازگو کنیم.

 این همه تنها نشانه هایی از موجودیت و هویت سرزمین ماست که می تواند هر گردشگری را به خود دعوت نماید و در کنار مواهب طبیعی، دست افزارهای بشری خود را یادگار خانه های مردمانی در هر گوشه ی جهان نماید.

 

مازندران

 

   فارغ از اماکن دور از دسترس و ویژه ای که مسافران و گردشگران حرفه ای را به شوق دیدار از جاذبه های مختلف و خاص در منطقه، به سوی خود می خواند، استان مازندران مسیر عبور گاه اجباری مسافران و گردشگرانی ست که به شوق زیارت امام هشتم و گاه جهت استفاده از دریا، میهمان سرزمین ما می شوند و در سایه سار درختی و کنار چشمه ساری، با طبیعت پیوندی یگانه برقرار می نمایند.

   نقش تبلیغات و معرفی جاذبه های موجود و ایجاد شرایط اقامتی در جلب و جذب گردشگر، بر هیچ کس پوشیده نیست و باید علاوه بر تلاشهای قابل تقدیر انجام شده، در جهت ایجاد تسهیلات ضروری اقدامی جدی نمود.

   در همین راستا مواردی از موانع موجود در گردشگری استان مازندران را با کلیاتی قابل تجزیه و فارغ از بررسی موشکافانه برمی شماریم:

 - راه به عنوان اولین و بدیهی ترین مسیر رسیدن به مقصد، متاسفانه از استانداردهای لازم برخوردار نبوده و عرض کم جاده، رانش زمین در بخش کوهستانی، نبود علائم راهنمایی در برخی از مسیرها عاملی جهت ایجاد تصادف و وحشت خواهد بود و گردشگر هرگز نخواهد توانست با تکیه بر احتمالات به مناطق ناآشنا سفر نماید. رشد گردشگری در جهان همراه با توسعه ی شبکه حمل و نقل بوده و بدون آن رشد نخواهد کرد.

 - نبود مراکز مستمر اطلاع رسانی و آگاهی بخشی از امکانات موجود در اماکن تاریخی- طبیعی، گردشگر را از حضور در این اماکن منصرف خواهد نمود.

 - فاصله ی زیاد شهرها و دریا با توجه به کمبود شدید ساحل و مسدود بودن برخی از سواحل دریا. براساس گزارش سازمان حفاظت محیط زیست از ‌١٧ نقطه‌ی دریا نمونه برداری کرده است که متاسفانه هیچ یک از این نقاط قابل شنا کردن نبوده است. تخلیه ی پساب های صنعتی به رودخانه ها و آلودگی محیط زیست علاوه بر مرگ و میر ماهیان موجب گریز گردشگر از منطقه نیز خواهد شد.

 - گردشگران در مناطق معروف و مطرح منطقه به علت نبود اطلاع رسانی از پیشینه و تاریخ مکان حضور خـود بی بـهره بوده و تنها بازدید کننده ای عادی محسوب می شوند. بدیهی ست که معرفی امـاکن خاص می تواند، پیشینه و عظمت آن را در جلب و جذب گردشگر دوچندان نماید و با توضیح تخصصی و مدون می توان از گزارشات غیرکارشناسانه و گاه متناقض جلوگیری کرد.

 - نبود مدیریت های مداوم در برخی از مناطق تاریخی- طبیعی و عدم نظارت مستقیم موجب آسیب رسانی جدی به آثار تاریخی و امکانات موجود خواهد شد.

- عدم برنامه ریزی و کمبود امکانات اولیه، برخوردهای سلیقه ای، کمبود متخصصین واجد شرایط و یکسویه نگری در مدیریت اماکن تاریخی- طبیعی منطقه نه تنها موجب جلب گردشگر نخواهد شد بلکه علاوه بر نبود امکانات در قیاس با اماکن همجوار جدید التاسیس، موجب گریز گردشگر و تقویت تجمع در نقطه ی دیگر می گردد و سرمایه های معنوی و مادی را از دست خواهد داد.

 - فراوانی کشفیات باستان شناسی و اسناد تاریخی و هنرهای دستی و سنتی مهمترین بهانه برای داشتن نمایشگاهی دائمی و موزه ای منطقه ای محسوب می شود. مازندران توان آن را دارد تا تنها با تکیه بر آثار کهن خود، بی نیاز از دیگر مناطق، موزه ای سرشار از دست افزارهای بشری سرزمین خود را داشته باشد. نبود موزه، خلایی فرهنگی و تاریخی در شناخت سرزمین ماست.

 - با سرانجام یافتن کیفی مسائل مبتلابه گردشگری می توان به دغدغه ی بزرگ جامعه ی ما ، مشکل بیکاری، رسیدگی کرد. مطابق استانداردهای جهانی، ورود هر 6 گردشگر خارجی، یک شغل ایجاد می کند و در کنار هر شغل مستقیم، 1/2 درصد شغل غیرمستقیم نیز ایجاد می شود. پیش بینی می شود که تا سال 2010 میلادی، گردشگری موجب اشتغال 43 درصد از جمعیت جهان شود و امیدواریم ما هم سهمی در این فرایند پردغدغه داشته باشیم.

 - استان مازندران می تواند با معرفی متخصصانه ی اماکن تاریخی-طبیعی و ایجاد بستر مناسب برای حضور گردشگر، با استانهای اصفهان و فارس به رقابت برخیزد و یک گردشگر حرفه ای باید بداند بخشی از هویت علویان وصفویان در مازندران خانه دارد.

 - حضور بخشی از آثار طبیعی، تاریخی و دینی در شهرها، ضرورت برنامه ریزی شهری را ایجاب می کند. گردشگر مشتاق می خواهد در این دیدار با محیطی پاک، غیرآلوده و جذاب مواجه شود. با آنکه در بروشورهای چاپ شده جهت جلب گردشگر با اسامی اماکن فروانی روبرو هستیم، متاسفانه شهرداری ها شرایط حضـور را آسان ننموده و متاسفانه گردشگر حتی داخلی با زباله ها، حیوانات جونده، خیابان های پر چاله، پیاده روهای خاک آلوده و نامتجانس و بازارهایی غیربهداشتی و غیرجذاب، نمی تواند خود را به اقامتی در حداقل زمان راضی نماید.

 - حمایت از بخش خصوصی و ایجاد تسهیلات و نگرش استعداد بومی در ایجاد بافت های سنتی و عرضه ی صنایع بومی در ساخت و ساز بخش دیگری از نیاز منطقه محسوب می شود و استفاده از پتانسیل موجود و حمایت از تشکل های مختلف غیردولتی می تواند بخش عظیمی از نیروی جوان و کارآمد را به میدان اشتغال وارد نماید.

امید داریم تا با سرانجام یافتن نیاز منطقه و تحقق آن از مرحله ی تئوری به عمل، شهری سالم و شایسته، منطقه ای پرطراوت و استانی مهمان پذیر داشته باشیم تا ایران کهنسال ما بتواند جهان را بر سفره ی اندیشه، فرهنگ، تاریخ و تمدن خود بنشاند و آن را از سرچشمه های زلال خود بنوشاند.

 

مازندران

 

   کشورهای اروپایی ابعاد گسترده این صنعت را از نظر تولید اشتغال و ایجاد درآمد درک کرده اند و از چند دهه پیش به شدت به توسعه این صنعت پرداخته اند . تبلیغات تلویزیونی گردشگری موضوعی است که تمام کشورهای توسعه یافته این صنعت از آن بهره برده و می برند ، تبلیغاتی گسترده که علاوه بر پخش آگهی و تیزر ، دامنه آن به فیلم های سینمایی ، فیلم های مستند ،سریالهای تلویزیونی و فراتر از آن کانالهای مخصوص تلویزیونی کشیده شده است . تهیه کنندگان و کارگردانان این برنامه ها ضمن شناسایی مکانهای گوناگون اعم از طبیعی ، تفریحی ، فرهنگی ، اقتصادی و ... اطلاعات کامل و جامع ای از قیمت ها ، کالاها و محصولات هنری و .. به مخاطبان خود ارائه داده و تشویق به بازدید از این محل ها و حضور در جشوارهای خرید می نمایند ، چرا که یکی از انگیزه های قوی توریست ارضاء انگیزه خرید است .

   کشورهای فرانسه با بیش از 80 میلیون نفر توریست خارجی ، اسپانیا 60 میلیون نفر، آمریکا 55 میلیون نفر ، چین 52 میلیون نفر، ایتالیا46 میلیون نفر و باگذشت تجربه چند با نگاه ی تازه ، بدنبال بازارهای جدید توریست و توریسم نوین هستند، آنها به خوبی می دانند که هر توریست به منزله ورود حداقل 1000 دلار به چرخه اقتصاد و اشتغال است برای مثال کشور ترکیه با حفظ میراث فرهنگی و محیط زیست و با اتکا بر روزنه های تاریخی و مکان های توریستی صنعت و اقتصاد خود را به پیش میبرد . یکی از این جلوه ها آیین بزرگداشت 10 روزه مولانا و شب عروس در شهر قونیه است که شاهد حضور 5 هزار نفر در هر برنامه سماع می باشد . واقعیت این است که بسیاری از کشورها مثل ترک ها برای توریست های ایرانی سرمایه گذاری کرده اند و به جای سرگرمی با آمار خیالی و اخبار غیر واقعی برای اذهان عمومی به واقع کار کرده اند در ترکیه با یک مقبره بیش از 200 هزار نفر میتوانند بشکل مستقیم ارتزاق کنند در حالی که آمار کل گردشگران خارجی و یا آمار شاغلین مستقیم این صنعت در کشور به این رقم نمی رسد و ما هنوز بدنبال توسعه هتل داری و گسترش شبکه ها و موسسات توریستی هستیم. البته تبلیغات سوء برعلیه ایران و شناسایی ایران به عنوان کشوری نا امن یکی از دلایل کاهش فاحش آمار توریست خارجی به ایران است.

   بهترین و موثرترین شیوه برای جلب توریست که به منزله تبلیغات حضوری و فروش محصولات و صنایع داخلی است برگزاری نمایشگاههای بزرگ در کشورهای توریست پذیر آنهم در مقاطع زمانی تراکم توریستی با بکارگیری جلوهای تاثیرگذار هنرهای نور و تصاویر معماری و طراحی برگرفته از آثار هنری ، تاریخی و جلوه های زیبای با مجریان آشنا به زبان بین الملل و بومی در قالب مردمان هر منطقه باپوشش لباسهای محلی و... است.

 

مازندران

 

شهرستان آمل:

 شهرستان آمل در مرکز استان مازندران قرار گرفته است. این شهرستان دارای چهار شهر آمل، گزنگ، دابو دشت و رینه است. واژه آمل که گونه پهلوی آن آمویی است بی گمان از قبیله باستان مردها یا ماردها گرفته شده است مورخان باستانی باختری نام این قبیله را مردی یا آمردی آورده اند. آمل در زمان اشکانیان نیز معمور و آبادان بوده که آن را همو می نامیدند این شهر از دوره ساسانی تا دوره مغول پایتخت مازندران بود و سکه هایی نیز با ضرب آمل در زمان ساسانیان کشف شده است.

صنایع دستی: مرواربافی، معرق چوب و سفال، نمدمالی، سوزن دوزی

معرفی جاذبه های گردشگری آمل


جاذبه های گردشگری:

 قله دماوند: به فاصله 75 کیلومتر از مرکز شهر (آب،‌ سرویس بهداشتی) ، خاکی

 دره و دریاچه سدلار: به فاصله 100 کیلومتر از مرکز شهر (آب)، آسفالت

 آبگرم لاریجان: به فاصله 72 کیلومتر از مرکز شهر (آب، برق، تلفن،‌محل اقامت)، آسفالت

 آبگرم شاهاندشت: به فاصله 65 کیلومتر از مرکز شهر (آب و برق)، آسفالت

 آب اسک: به فاصله 85 کیلومتر از مرکزشهر (آب، برق و تلفن)، آسفالت

بلیران: به فاصله 15 کیلومتر از مرکز شهر، (سرویس بهداشتی)، آسفالت

پارک میرزا کوچک خان: به فاصله 20 کیلومتر از مرکز شهر (سرویس بهداشتی)، آسفالت

 پارک دهکده طلائی: مرکز شهر (سرویس بهداشتی)، آسفالت

 بقعه میربزرگ: آمل، سبزه میدان، جنب مصلی (ثبت: 59)

 بقعه ناصرالخق: آمل، محله پایین بازار، چاکسر (ثبت: 60)

 بقعه میرحیدر: آمل، محله پایین بازار، چاکسر

 پل معلق: آمل، داخل شهر، جنب پل دروازه پله (ثبت: 1524)

 پل 12 چشمه: آمل، داخل شهر، جنب پلی فلزی (ثبت: 1247)

 امام زاده ابراهیم: آمل، خیابان طالب آملی، دریای 10

 بقعه شمس الدین رسول: آمل، محله پایین بازار، چاکسر (ثبت: 1057)

 قلعه ملک بهمن: لاریجان، روستای شاهاندشت، دوره ساسانی (ثبت: 2778)

 امام زاده عبدالله: جاده هراز، محور آمل به امامزاده عبدالله

 پارک های جنگلی (مناطق نمونه گردشگری):

 هلوم سر: شهرداری به فاصله 5 کیلومتر از مرکز شهر(سرویس بهداشتی، نمازخانه)

 میرزا کوچک خان: منابع طبیعی، به فاصله 20 کیلومتر از مرکز شهر، (سرویس بهداشتی و نمازخانه)

 موزه ها:

 موزه شهدا: مرکز شهر (2150446)(کدتلفن شهرستان 0121)

 موزه تاریخ آمل: مرکز شهر (3271913)

 

 

 معرفی مراکز اقامتی در آمل

واحدهای اقامتی:

 هتل لوتوس: (2 ستاره)، عبدالرضا نجفی، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

 متل تهرانی: (یک ستاره)، عباس نهضت، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

 هتل آپارتمان پاسارگاد: (2 ستاره)، بهروز شکیبایی، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

 هتل آپارتمان نگین: (یک ستاره)، محمد خسروی، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

 هتل آپارتمان دماوند: (2ستاره)، ابوالقاسم خسروی، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

 مهمانپذیر فرهنگ: (یک ستاره)، حشمت عمرانی، آمل، خیابان 17 شهریور، جنب اداره بنیاد شهید

 مهمانپذیر سرچشمه: (یک ستاره)، محمد محمدی، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

معرفی مراکز بین راهی و رستوران ها در آمل


واحدهای پذیرایی بین راهی:

قهوه خانه نماشون: (درجه 2)، عباس کریمی، آمل‌، جاده هراز، پلیس راه

 چلوکبابی گلستان: (درجه یک)، حسن حسینی کرمی، آمل، کمربندی، جاده هراز

 قهوه خانه چمن: (درجه 2)، موسی بابایی، آمل، کمربندی، پلیس راه

 ساندویچی بهار: (درجه )، حسین خرمانی، آمل، اول کمربندی

 چلوکبابی دهکده: (درجه 2)، قدیر ابراهیمی، آمل،‌ هراز، قبل از پلیس راه

 قهوه خانه دلپذیر: (درجه 2)، عزت الله غلامی، آمل، ابتدای جاده هراز، پلیس راه

 قهوه خانه مستعان: (درجه 3)، عین الله اسکو، آمل، بعد از پلیس راه سابق، جنب ناسیونال

 قهوه خانه ممتاز: (درجه 2)، نورالله حبیبی، آمل، جاده هراز، دو راهی مرزکلا

 چلوکبابی مروارید ساحل: (یک ممتاز)، حافظ ارجمندی، آمل، کیلومتر 2جاده هراز، بالاتر از پلیس راه

 قهوه خانه منظره: (درجه 2)، علی حسین زاده، آمل، روبروی سد انحرافی هلوم سر

 چلوکبابی نهالستان: (دو ممتاز)، حسین رضایی، آمل، جاده هراز، دو راهی امام زاده عبدالله

شهرستان بابلسر:

 شهرستان بابلسر در قسمت مرکزی استان مازندران و در ساحل جنوبی دریای مازندران قرار گرفته است. این شهرستان سه شهر بابلسر، بهنمیر و کله بست دارد. بابلسر در گذشته مشهدسر خوانده می شد و محمدحسن خان اعتماد السلطنه معتقد است این مکان را از آن جهت مشهدسر می نامند که سرامامزاده ابراهیم بن موسی الکاظم (ع) ملقب به ابوجواب در این مکان مدفون است. این شهر در سال 1311 ه.ش به بابلسر تغییر نام یافت.

صنایع دستی: مروار بافی، کاشی هفت رنگ و . . .

 

 

 

معرفی جاذبه های گردشگری بابلسر


جاذبه های گردشگری:

 امام زاده ابراهیم (ع): میدان بیت المقدس، خیابان پاسداران، (ثبت: 343)

 سقانفار تکیه علی آباد: ابتدای جاده بابلسر به بابل، روستای علی آباد (ثبت: 17801)

 ساختمان سابق شهربانی: میدان بیت المقدس (ثبت: 1530)

 پارک شورای شهر: بلوار ساحلی

 پارک جنگلی میرود: خیابان نیروی هوایی، منطقه میرود

 حاشیه رودخانه بابلسر: مرکز شهر

حاشیه رودخانه میرود بابلسر: مرکز شهر

سواحل ماسه ای: مرکز شهر

 پل معلق رودخانه بابل رود: شهر بابلسر (ثبت: 20674)

 پارک و اسکله قایقرانی: شهر بابلسر

هتل قدیم بابلسر: شهر بابلسر

 موزه ها:

موزه علوم طبیعی بابلسر: بابلسر، خیابان پاسداران

معرفی مراکز اقامتی در بابلسر

 


  واحدهای اقامتی:

 هتل شوکا: (یک ستاره T)، میرعلی منافی، بابلسر، خیابان پاسداران، میدان معلم

هتل میچکا: (یک ستاره T)، خسرو گلشن ایران پور، بابلسر، بلوار ساحلی، ابتدای بلوار

 هتل کاسپین: (یک ستاره C)، حسین جان بختیاری: بابلسر، روبروی شهرک دریاکنار

 مجتمع خزرشهر شمالی: (2 ستاره A)، حسین قاسمی، بابلسر، خزرشهر شمالی

معرفی مراکز بین راهی و رستوران ها در بابلسر


 واحدهای پذیرایی بین راهی:

 باغ رز: (یک ممتاز)، سیدمحمد یوسفی پور، بابلسر، کیلومتر 7 بابل، میربازار

 محمدپور: علی اصغر محمدپور، بابلسر، جاده بابل بابلسر

 کشتی: (درجه 2)، سیاوش کشوردوست، بابلسر، بستر رودخانه بابلسر

 بوف: (درجه یک)، محمدرضا دانائی، بابلسر، نرسیده به دریاکنار

 پالم: علی اصغر ابوالفضلی، بابلسر، روبروی پلیس راه

 موج فکن: (درجه 2)، سید احمد حسینی، بابلسر، شهر دریاکنار

 سیب سرخ: عیسی تقی نسب، بابلسر، خزرشهر شمالی

 شیلات: جمشیدی، بابلسر، پارکینگ A

 

 

 

مازندران در یک نگاه:

استان مازندران بین 35 درجه و 47 دقیقه تا 36 درجه و 35 دقیقه عرض شمالی  و 50 درجه و 34 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است . این استان در قسمت شمال مرکزی کشور واقع و از شمال به دریای مازندران ، از جنوب به استانهای تهران و سمنان ، از غرب و جنوب باختری به گیلان و قزوین و از شرق به استان گلستان محدود است . استان مازندران با مساحت 23756  کیلومتر مربع وسعت ، 46/1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است .بر اساس آخرین آمار جمعیت آن به  914/938/2 نفر (براساس سرشماری سال 1385)،  می رسد .  

  استان مازندران با توجه به تنوع زیست محیطی ومطالعات محققان باستان شناسی از یکصد هزار سال پیش مورد توجه انسان های اولیه قرار گرفت. زندگی در غارها و استقرار اولیه در روستاها از دوران جدیدتر زندگی نیاکان، در این پهنه جغرافیایی است. این استان در هزاره سوم قبل از میلاد (5 هزار سال پیش) وارد دوران شهرنشینی شد. حیات اجتماعی همچنان در این دیار با تمام ظرفیت های غنی فرهنگی ادامه دارد. جاذبه های فرهنگی چون غارهای باستانی، قلعه ها، کاخ ها، عمارت ها، مساجد، تکایا به همراه جاذبه های طبیعی همچون غارها، تالاب ها، چشمه های آب معدنی، آبشارهای زیبا، جنگل، کوه و دریا با این دیار دیرپا، پیوندی جاودانه دارد سلسله کوه های البرز از یکسو و دریای خزر از سوی دیگر، زیباترین مناظر طبیعی را به وجود آورده است. آب و هوای مازندران معتدل بوده، قسمت جنوبی آن کوهستانی و قسمت شمالی آن جلگه ای ساحلی است. رودخانه های مهم آن، نکا، تجن،‌ تلار، بابلرود، هراز، دو هزار، سه هزار و صفارود است. دریای خزر چون گنجینه ای با ارزش، زیستگاه آبزیان فراوانی از جمله ماهی های خاویاری است که خاویار آن مشهور به مروارید سیاه، شهرت جهانی دارد و از صادرات مهم این استان به شمار می آید. از دیگر مواهب طبیعی این استان پایانه های گل و گیاه، کشتزارهای وسیع برنج، غلات و باغ های مرکبات است. استان مازندران با 19 شهرستان و 52 شهر تنها استانی است که از طریق چهار محور هراز، کندوان، فیروزکوه و کیاسر با سایر نقاط کشور مرتبط بوده و سه فرودگاه ساری، نوشهر و رامسر، ارتباط هوایی آن را برقرار ساخته است. راه آهن سراسری نیز از آن عبور می کند. حدود 43 درصد از شهرهای استان مازندران از رامسر تا بابلسر به طول 220 کیلومتر در نوار ساحلی دریای خزر واقع شده اند. همچنین این راه آبی ارتباط استان با کشورهای آسیای مرکزی را نیز میسر ساخته است.

 

 

  وجه تسمیه:

 عده ای از مورخان و نویسندگان ریشه واژه مازندران را از کلمه ماز به معنی دژ می دانند. در تاریخ آمده که مردم به فرمان مازیاربن قارن، سردار معروف تبرستان برای جلوگیری از نفوذ اعراب در نقاط حساس این منطقه به احداث دژ پرداختند و مازندران را به صورت (ماز + اندر آن) به معنی دژ در آن می شناختند. به گزارش ابن اسفندیار،‌ مازندران در اصل موزاندرون یعنی ولایت درون کوه موز بوده است. حجازی کناری می نویسد: بعید نیست که مازندران محل سکونت آریایی های مهاجر، نام خود را از خدای خود ایندر گرفته باشد، در این صورت مازندران از دو جزء ماز و ایندر تشکیل می شود. ماز به صورت های مز، مها، مهی، مزی به معنی بزرگ و ایندر نیز به صورت (اندر = indra) نام خدای آنان بود. مجموع دو جزء خدای بزرگ و در تلفظ مازاندران یا مازندران سرزمین خدایان یا سرزمین خدا را افاده می کند. 

 نگاهی گذرا به فرهنگ عامه مازندران:

 زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی

  از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل بر افروزی

 (حافظ)

 زبان مردم مازندران :

 مازندرانی نام یکی از زبان‌های ایرانی است و همچنین به فردی که گویشور آن زبان باشد مازندرانی می‌گویند. زبان مازندرانی یکی از زبانهای شمال‌غربی ایرانی است. البته تا سده‌ی 5 ه.ق والیان طبرستان به‌ خط پهلوی (پارسی میانه) می‌نوشتند و سکه می‌زدند. زبان پارسی میانه از شاخه زبان‌های ایرانی جنوب غربی است و با مازندرانی تفاوت دارد. دو کتیبه که به خط پهلوی در رسٍکت واقع در دودانگه ساری  و گنبد لاجیم سوادکوه به‌دست آمده مؤید این نظر است که گویش طبری یا مازندرانی دارای ادبیات قابل توجهی بوده است. میدانیم که کتاب "مرزبان نامه" به گویش طبری نوشته شده بود و از آن زبان به پارسی دری برگردان شده است. ابن اسفندیار دیوان شعری را به زبان طبری با نام "نیکی نامه" بازگو می‌کند و آن را به اسپهبد مرزبان بن رستم بن شروین نویسنده "مرزبان نامه" نسبت میدهد. در "قابوس نامه"  نیز دو بیت به گویش طبری از نویسنده ثبت است. ابن اسفندیار از برخی شاعران این سرزمین که به گویش طبری شعر میگفته‌اند یاد کرده و نمونه‌ای از سروده‌های ایشان را آورده است. در "تاریخ رویان" اولیاءالله آملی نیز ابیاتی از شاعران مازندرانی به گویش طبری ضبط شده است. به تازگی چند نسخه خطی از برگردان ادبیات تازیان به گویش طبری و نسخه‌هایی از برگردان و برداشت تازی نامه به این گویش یافت شده که از روی آنها می‌توان دریافت که گویش طبری در قرنهای نخستین پس از اسلام تازیان دارای ادبیات گسترده‌ای بوده است. مجموعه‌ای از دو بیتی‌های طبری که به "امیری" سرشناس و به شاعری موسوم به "امیر پازواری" منسوب است، در مازندران وجود داشته که "برنهارد درن" شرق شناس روسی نسخه آنها را به دست آورده و زیر عنوان "کنزالاسرار" در سن پطرز بورگ با برگردان ترجمه پارسی چاپ کرده است. مقدسی می نویسد که زبان طبرستان به زبان ولایت قومس و جرجان نزدیک است، جز آنکه در آن شتابزدگی هست.

 جشن نوروز:

 نوروز بزرگ ترین و کهن ترین جشن ما ایرانیان است و چه شایسته گفته است انجوی شیرازی که تاریخ نبود که نوروز بود. علاوه بر این شواهدی در دسترس است که در زمان ساسانیان مردم این جشن را با شکوه و جلال تمام برگزار می کردند. این امر خود دلیل و گواه دیرینگی نوروز است. مردم مازندران همانند همه ایرانیانی که در سراسر میهن و خارج از این مرز و بوم زندگی می کنند، از اوایل اسفند به استقبال بهار می روند. در آستانه تحول طبیعت به تکاپو می افتند، غبار از خانه و کاشانه می زدایند و با مراسم خاص خود به استقبال عید نوروز می روند. اولین کار آنها با شستن فرش، پرده، ملحفه و پتو شروع می شود. در روزگاران گذشته، زنان شستنی ها را به کنار رودخانه می بردند و در آنجا همه چیز را پاک و پاکیزه کرده و به خانه بر می گرداندند. بعد رختخواب ها را در برابر نور آفتاب و در هوای آزاد می گذاشتند تا بوی نم زمستان از بین برود. در شب سال نو مشعل های روشن را بر سردر خانه ها نصب می کردند. در روز عید مادر خانه غذای عید (سبزی پلو با مرغ یا گوشت یا ماهی) می پزد.

نوروز خوانی :

  نوروزخوانان معمولاً پانزده روز قبل ازفرا رسیدن عید نوروز به داخل روستاها میآیند و با خواندن اشعار در مدحامامان، ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو رابه آنان مژده می دهند. نوروزخوانان 3 نفر هستند که یک نفر اشعار را میخواند، یک نفر ساز می زند، نفردیگر که به آن کوله کش(بارکش) می‌گویند بهدر خانه‌های مردم می‌رود و میخواند؛

 

 

 

 باد بهارون بیمو

  نوروز سلطون بیمو

   مژده هدین به دوستان

  گل به گلستون بیمو

 بهار بیمو بهار بیمو خوش بیمو

علی با ذولفقار بیمو، خوش بیمو

 نوروزتان نوروز دیگر

  شِما رِ سال نو توشِه مِبارک

  صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.

 شلیک گلوله هنگام تحویل سال:

 درست در لحظه تحویل سال از گوشه و کنار برخی از شهرها و روستاهای مازندران صدای شلیک گلوله بر می خیزد. مردم با شنیدن این صدا می دانند که وارد سال جدید شده اند. پیشینیان معتقد بودند سال نو در چنگال سال کهنه گرفتار شده و سال کهنه با مقاومت خود نمی گذارد سال نو تحویل شود. بنابر همین اعتقاد با تفنگ هایشان به کمک سال نو رفته و آن را از بند سال کهنه نجات می دهند.

   مارمه (مادرمه):

  اولین روز هر ماه تبری مارمه محسوب می شود. صاحب خانه در این روز از یک نفر خوش قدم می خواهد اولین کسی باشد که وارد خانه او می شود تا آمدن او دوست ندارد کسی وارد خانه شده و مارمه او را بشکند. در قدیم مادر بزرگ ها آنقدر به این سنت پایبند بودند که برای آگاهی مهمانان از مارمه، چوبی را به طور اریب برچهار چوب در خانه می گذاشتند. بعد از شکستن مارمه توسط مارمه لینگ یا خش په خیالشان آسوده می شد و هر کسی از دوستان یا اقوام می توانست بین افراد خانه، همسایه یا اقوام انتخاب می کند.

 

  مرغنه جنگی (جنگ تخم مرغ):

 یکی از تفریحات و سرگرمی های عیدنوروز تخم مرغ جنگی است که کودکان، نوجوانان و حتی بعضی از پیرمردهای خوش ذوق را به خود مشغول می کند. بازی به این ترتیب است که یک نفر مرغ پخته و رنگ شده را در مشت خود می گیرد، به طوری که فقط سر آن مشخص باشد. بعد نفر دوم با سر تخم خود ضرب های محکم به آن می زند. تخم مرغ هر کس که شکست بازنده محسوب می شود و باید تخم مرغ خود را به برنده بدهد. بعضی ها در این کار بسیار ماهرند و عصر روز گردش دسته جمعی، با سبدی پر از تخم مرغ رنگ شده به خانه خود می روند.

   سیزده بدر و انتخاب همسر آینده:

 در روز سیزدهم فروردین اهالی هر شهر و روستا اعم از پیر و جوان و کودک با برداشتن ناهار، شیرینی، آجیل و سبزه هفت سین، پیاده یا با هر وسیله ای که در دسترس باشد، راهی بیرون شهر می شوند. در میان جنگل ها و دامنه کوه ها روح و جان خود را به دست طبیعت می سپارند تا آخرین روز از جشن نوروز را همنشین بنفشه و بچابچا و گل های زرد وحشی باشند. از جمله تفریحات این روز بستن تاب است. در قدیم تاب را با ممینه (شاخه تاک جنگلی) یا باربند (نوعی طناب بافته شده از پشم) می بستند. معمولا دسته جمعی به سیزده بدر می روند، قدیم ترها وقتی جوانی تاب می خورد، یک نفر ترکه ای به دستش می گرفت و به پای او می زد و به او می گفت: نوم نومزه، یعنی نام نامزدت را بگو. منظور سوال کننده این بود که جوان نام دختری را ترجیحا  از بین افراد فامیل بگوید. آنقدر با ترکه به پای جوان می زدند که مقاومت ممکن نبود و طرف مجبور به اعلام نام همسر آینده خود می شد. بسیاری از نامزدی ها و ازدواج ها از همان تاب خوردن روز سیزده بدر سرچشمه می گرفت. امروزه این رسم از رونق افتاده و آرزومندان فقط به گره زدن سبزه ها برای رسیدن به آرزوهایشان بسنده می کنند.

  وا وارون (آفتاب خواهی):

هرگاه باران به شدت ببارد، در نواحی کوهستانی مازندران سیل به راه می افتد و این سیل خسارت سنگینی به مزارع، راه ها و حتی خانه های مردم وارد می کند. در طول تاریخ ایرانیان برای مصون ماندن از بلایای آسمانی دعاهای مخصوصی می خواندند و مراسم خاصی برگزار می کردند. یکی از این مراسم وا وارون است. در نقاطی که فرهنگ مردم دستخوش تطور و دگرگونی نشده، هنوز هم وا وارون اجرا می شود. وا وارون به این ترتیب انجام می شود که نوجوانان و بچه ها در زیربارش سیل آسای باران صف کشیده، پشت پیراهن همدیگر را با دست نگه می دارند. نفر جلویی جارویی را وارونه به دست می گیرد به طوری که دسته جارو در دستش و سر آن تا حدود گردن او باشد، شعر زیر را می خوانند و وارد حیاط خانه ها می شوند:

وارون وا، وارون وا

  هر کی اماره دونه ندا                 هر کس به ما برنج نداد

  وشون خنه ره واله بدا                خانه اش را باد خراب کرد

  صاحب خانه یک کاسه برنج در کیسه آنها می ریزد، و در آخر چند نفر از بزرگترها برنج ها را جمع می کنند. با رویش اولین اشعه آفتاب به سرکوه می روند و از چوپانان شیر می گیرند و در تکیه محل شیربرنج پخته، بین اهالی تقسیم می کنند. البته مضمون شعر در جاهای مختلف متفاوت است. این مراسم در لفور با اندکی اختلاف اجرا می شود به این ترتیب که دختر کوچکی جارو به دست گرفته، در زیر باران گل حیاط را به طور سمبلیک جارو می کشد و اشعاری خاص می خواند. در بعضی نقاط مازندران این مراسم به شیلان کشی معروف است.

 آش آخرین چهارشنبه سال:

 در کنار مراسم چهارشنبه آخر سال، زنان مازندرانی تدارک آش ترشی را می بینند که در نوع خود بی نظیر است و جنبه تبرک و شفابخشی دارد. در این آش از چهل گیاه استفاده می شود،‌ از شکوفه های آلوچه تا بچابچا (گل پامچال وحشی)، گل بنفشه و سبزی های گوناگون. یک پای ثابت این آش حتما گزنه است. احتمالا ترش بودن آش اظهار دلسردی از سال کهنه است. از قدیم این آش را در روز سوم مرده ها طبخ می کردند و به همه مهمان ها علاوه بر طعام، آش ترش هم می دادند که نشانه تنفر از غم و ناراحتی بود. در هر صورت مردم این منطقه آش ترش آخرین چهارشنبه سال را به نیت مردگان خود خیرات می کنند. اگر کسی به خاطر مشغله زیاد موفق به پختن این آش نشود حتما سهمی از آش همسایه یا اقوام خود می برد.

 

 

 

مراسم ورف چال (چاه برف):

 یکی از مراسم قابل توجه در ارتباط با آب در روستای اسک واقع در جاده هراز مراسم ورف چال است. این مراسم در یکی از روزهای جمعه، در فاصله اول تا پانزده اردیبهشت ماه که آخرین برف های زمستانی در حال ذوب شدن است انجام می شود. تاریخ اجرای این مراسم قبلا از طرف بزرگان محل به اطلاع عموم می رسد. در این روز کلیه مردان محل برای انجام مراسم ورف چال واقع در دامنه کوه دماوند پس از صرف صبحانه با همراه داشتن غذای ظهر و بساط میوه و چای از روستا خارج می شوند. در این روز هیچ مردی حق ماندن در روستا را ندارد و امور روستا در دست زنان محل است که با اجتماع در مساجد و نقاط دیگر به اجرای برنامه های آئینی سرگرم هستند. در صورتی که مردی به تذکرات و اخطار آنها توجه نکند و داخل روستا شود به شدت با چوب به وسیله زنان محل تنبیه می شود. مردان روستا پس از رسیدن به محل ورف چال که از دوران گذشته چاهی در آنجا برای جمع آوری برف به وسیله شخصی به نام سیدحسن ولی حفر شده و مقبره او نیز در روستای نیاک محل زیارت اهالی منطقه است، اقدام به جدا کردن قطعات برف از کوه می کنند و هر کس به توانایی خود مقداری از قطعات آخرین برف زمستانی را به داخل چاه می ریزد. پس از پرشدن چاه از برف با پوشانیدن در چاه، مردان به صرف ناهار و چای و میوه در اطراف چاه می پردازند و نماز بجا می آورند. سپس همگی به روستا باز می گردند. این مراسم ریشه در مبارزه با کم آبی برای مسافران و دام ها در فصل تابستان دارد.

  تیرماه سیزده:

 تیرماه، ماه چهارم از ماه های تابستانی تبری است. شب سیزدهم این ماه به لال شو معروف است،‌ تبرک و تقدس خاصی نزد مردم مازندران دارد. این شب دارای قدمت و پیشینه محکمی است. در مورد تاریخچه این مراسم باید گفت: این شب یادگاری است از دلاوری های پیک تقدیر جغرافیای عظمت این سرزمین، آرش که روح پاکش را در چله کمانی به وسعت نام ایران رها کرد. شیش نمادی از تیرکمان آرش است که پس از او مردی پاک نهاد با نام لال به تبرک به خانه های مردم می برد. در قدیم مرد میانسال و خوش نامی که متصف به صفات پسندیده و وارث رسالت پدرانش در این امر بود، عصر روز دوازدهم تیرماه به حمام رفته، غسل سکوت می کرد. این سکوت به نشانه خویشتنداری و مقاومت در برابر هواها و امیال شیطانی بود. بهترین لباس خود را می پوشید، موهایش را مرتب و صورتش را اصلاح می کرد، همانند شب عید نوروز کلاه نمدی بر سر می گذاشت و از همان موقع روزه سکوت می گرفت و تا پایان سکوتش که صبح روز بعد بود با کسی سخن نمی گفت. بعد از نماز و صرف شام در همان ساعات اولیه شب به اتفاق حداقل دو تن از هم طرازان خود به عنوان شیش دار (ترکه دار) و کیسه دار در آبادی به راه می افتاد. جلوی هر خانه که می رسیدند همراهان او با صدایی بلند اشعاری خاص می خواندند و در واقع خبر از رسیدن لال می دادند. صاحب خانه بیرون می آمد و با خوش رویی لال را به داخل دعوت می کرد. شیش دارو کیسه دار اغلب بیرون از خانه می ماندند. لال یک ترکه بر می داشت و داخل خانه شده، بزرگ و کوچک را با ترکه متبرک خود می نواخت. مردم آنقدر به این ترکه اعتقاد داشتند که از لال خواهش می کردند با این ترکه به درختان بی حاصل و کم حاصل ضربه ای بزند تا سال دیگر پربار شوند. بعد ترکه را به عنوان تبرک همان جا می انداخت.

هنگامی که لال به همراه گروه خود درکوچه‌ها شروع بهحرکت می‌کند این اشعار را می خواند؛

لال بیمو، لال بیمو

  پارسال و پیرار بیمو

 چل بزن دیگه بزن

لال انه لالک انه

 پیسه گنده خوانه

 سالو ماه ارزون نوه

  لال مار رسوا نو

 لال انه لالک انه

  پاربورده امسال اِنه

 فارسی :لال آمده، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخنخ ریسیرا حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال کوچک می‌آید، کسی کهشیرینی پیسکنده می خواهد می‌آید، سال و ماه ارزان نمی‌شود، لال بزرگ رسوانمی‌شود،لال می‌آید، لال کوچک می‌آید، پارسال رفته امسال می‌آید.

 

 

 

 نوروزماه بیس شش (عیدماه):

نورزماه (نوروز ماه) آخرین ماه از سال باستانی تبری است. نورز ماه به معنی ماه نوروز نیست بلکه ماهی است که نوروز باستانی و سرسال نو در پی آن خواهد آمد. نورز ماه را مردم دیلمان اسفندار مذماه می نامند. آنان ماه فروردین (فردینه ماه) را نوروز ماه می نامند. روز بیست و ششم نوروز را مردم مازندران، عیدماه بیس شش (28 تیرماه شمسی) می نامند. بسیاری از مردم مازندران این روز را روز پیروزی فریدون بر ضحاک می دانند یا روزی که فریدون شانزده ساله برای شسکت ضحاک، به طرف مقر حکومت او(واقع در کوهی روبروی امامزاده هاشم کنونی که در جاده هراز است) حرکت کرد. مردم مازندران از دیرباز و به یاد جوانان و کشته شدگان دوران حکومت ضحاک بر سردر خانه ها و در گوشه و کنار حیاط خانه و برستون های ایوانشان مشعل (سوچو) 5 روشن می کردند و با رفتن بر سر مزار عزیزانشان و با روشن کردن شمع یاد و خاطره آنان را زنده می کردند.

 باران خواهی:

از آنجا که اساس معشیت و کشاورزی برپایه آب است بنابراین کم یا زیاد بودن باران و آب مشکلاتی را ایجاد می کند. اگر باران کم ببارد و دچار کمبود آب شوند، مراسم خاصی را بجا می آورند تا خداوند دعای آنها را مستجاب کرده و باران بفرستد. مراسمی که برای تمنای باران دارند به این شرح است: اهالی روستا همگی به امام زاده، مسجد یا میدان بزرگ روستا و یا خارج از روستا می روند، دعا می کنند و ملا یا سید گوشه ای از جلد قرآن را خیس می کند یا منبر را به این نیت که باران بیاید، با گلاب می شوید. علاوه بر این مرسوم است که همه مردم شیر و برنج جمع می کنند و با آن شیربرنج درست کرده، می خورند و مقداری ازآن را با این باور که باران ببارد، روی پشت بام می ریزند.

 

 چله شو یلدا:

 شب اول زمستان را گت چله می نامند. در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می شوند و با خوردن هندوانه، انار و سایر میوه ها، ماست و آجیل، سرمای فصل زمستان را از خود دور می کنند. اعتقاد براین است که با خوردن ماست یا هنداونه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود، از هفت خانه چیزی می گیرند، اگر کسی آنها را ندید و نشناخت، حتما به آنچه نیت کرده اند، خواهند رسید.

 آداب ماه رمضان :

 ماه رمضان به ماه مبارک رمضان  نام برده می‌شود، چون ماه تهذیب نفس و اخلاقاست و همه سعی دارند که با ادای فرایض دینی و برپایی نماز جماعت از ثواباین ماه بیشتر بهره مند شوند. در این ماه صله رحم را به جای آورده و بهفقرا و محرومان و آشنایان افطاری می دهند.در شب‌های قدر و احیا که شب نزولقرآن است، در روضه خوانی شهادت حضرت علی(ع) شرکت کرده، به سوگواری میپردازند. زنان و مردان شب‌های قدر

 ماه محرم:

 کلیه تکایا، مساجد و خانه‌ها از چند روز پیش ازماه محرم سیاه پوشمی‌شوند و از روز اول ماه محرم مراسم عزاداری آغازمی‌شود مردم در دسته وهیئت‌های زنجیرزنی و سینه زنی به مساجد و تکایا میروند و کسانی که نذردارند، نذورات خود را اعم از آش، خرما، شربت، و غذابین مردم پخش می‌کنند.

  در روستای نوا از شهرستان آمل، مراسم نخلگردانی، معمول است. از روزاول تا هفتم مردم به عزاداری می پردازند و سعیدارند تا در این روز کلیه نذورات خود را ادا کنند.

  در روز هفتم هم همردم به کنار نخلی می روند و به آن سلام می‌کنند. اعتقاد بر این است که نخل تابوت حضرت  امام حسین (ع) است. در روز هشتم نخل رابیرون می آورند و در محله‌هامی گردانند. مردم نیز همراه نخل می روند به این مراسم اصطلاحاً نخل گردانی می‌گویند. کسانی که نذر شیر دارند در روزهشتم، نهم، دهم، همراه نخلگردانی شیر بین مردم پخش می‌کنند نخل‌ها را به در هر خانه که می برند صاحبخانه نذر خود را با شربت، خرما، شیر و دودکردن اسپند به جا می آورد، اگرنذر قربانی داشته باشند، قربانی می‌کنند.در روز نهم و دهم محرم همین مراسم صورت می‌گیرد در شب دهم عاشورا، که شام غربیان است نخل را دور محل می گردانند و همه مردم پا برهنه و شمع به دست همراه نخل به امامزاده میروند و تا صبح به سینه زنی و عزاداری میپردازند. تا چند سال پیش مراسم تعزیه خوانی نیز در محرم برگزار می شد. امروزه در روستاها کم و بیش تعزیه خوانده می‌شود.

   مشاهیر مازندران

  محمدبن جریربن رستم السروی(ساروی) از شاگردان علی بن موسی الرضا ، محمدبنجریربن یزید طبری الاملی ،شیخ ابوالعباس قصاب آملی عارف ، قاضی هجیم آملیعالم و شاعر ، اسپهبدمرزبان بن رستم بن شهریار بن شروین پریم صاحب کتابمرزبان نامه به گویشطبری ، استاد علی پیروزه شاعر بارگاه عضدالدوله دیلمی، دیواره وز ) مسته مرد ( شاعر طبری ، بهاءالدین  محمدبن حسن بن اسفندیار  کاتب صاحب کتاب  تاریخطبرستان، سید ظهیرالدین بن سید نصرالدین مرعشی مولف کتاب تاریخ طبرستان ورویان و مازندران ، محمدبن علی بن شهرآشوب ساروی از علمای شیعه ،ابوالحسنعلی بن سهل بن زبان طبری طبیب معتصم و متوکل خلفای عباسی کهمحمدبن زکریایرازی نزد او طب آموخت. محمدبن حسن آملی مشهور به اولیا اللهصاحب کتابتاریخ رویان ، امیرپازواری با مجموعه اشعار طبری و کتابکنزالاسرار ، طالبآملی ملک الشعرای دربار جهانگیرامپراتور هندوستان ،میرزا محمد تقی نواییشاعر ، میرزا علی قلی  چلاوی آملیمتخلص به اقبال شاعر ، حکیمملاعلی نوری مازندرانی فیلسوف وشاعر ، سیدنعمت الله لاریجانی متخلص بهفکرت شاعر ، میرزا مهدی ساروی متخلص به داوریشاعر ، میرزا جعفر ارطه ایمتخلص به غیبی ، مولانا اسمعیل مازندرانیخواجوی صاحب شرح دعا الصباح ، شیخمحمدسعید العلماء فقیه عالم ، حاج میرزاحسین بن محمد تقی نوری مولف کتابالبدر المشعشع ، سلامت المرصاد ، طوفانمازندرانی)شاعر،عارف و فقیه)ازفرزندان وی شیخ عبدالله حایری و از نوادگان وی دکتر زین العابدین رهنما،سید محمد علی معروف به داعی السلام اهل لاریجان ادیب و شاعر که وندیدادرا از اوستا به فارسی ترجمه کرد ، ابراهیم خواجه نوری اهل نور صاحب کتابهایتجدید عظمت ایران ، دکتر پرویز ناتل خان لری اهل نور ادیب و شاعر ومترجم ،شیخ زین العابدین ولویی چهاردانگه ای ساروی از علما و فقها ، ابراهیمسعیدالعلماء لاریجانی اهل آمل عالم و فقیه ، عباس شایان صاحب کتابهای تاریخو جغرافیای مازندران و رجال مازندران ، محمدتقی صاحب اهل قائمشهر ادیب وشاعر ، جواد فاضل اهل آمل عالم و فاضل دارای بیش از هفتاد جلد ترجمه وتالیف از جمله خطبه های پیغمبر ( ص) ، زین العابدین فروزش ادیب، مرحوم شیخفضل الله نوری مجتهد و مشروطه مشروعه خواه ، شیخ عبدالله مازندرانی مجتهدمشروطه خواه ، دکترمنوچهر ستوده محقق نویسنده و مترجم ، دکترمحمدصادق کیاادیب و دانشمند ، ابوالفضل لسانی نویسنده ، حشمت شاعر ، محمدیوسف متخلص بهحکیم پسر محمدحسین نوری شاعر ، خرم کجوری شاعر ، مهدی داوری ساروی شاعر ،محمدرضا رضایی شاعر ، سیدمحمد طاهری شهاب دانشمند و شاعر ، اسماعیلمهجوریصاحب کتاب تاریخ مازندران، فتح الله صفاری نویسنده کتاب شکوفه هاییاز ادبمازندران ، فخرالدین سورتی چی شاعر و محقق ، غلامرضا کبیری شاعر،علی باباعسکری نویسنده کتاب اشرف البلاد;نیما یوشیج،

 سوغات استان مازندران:

 سوغات مازندران گلیم بافى، جاجیم بافى، ظروف سفالى، ظروف و مجسمه هاى چوبى ونمدبافى از مهمترین صنایع دستى استان مازندران محسوب هستند که عمدتا درنواحى کوهستانى استان تولید و در سراسر منطقه عرضه میشوند. در این میان محصولات چوبى و نمدبافى از شهرت بیشترى برخوردارند.

برنج، مرکبات، مرباها و ترشیجات،زیتون و زیتون پرورده  از مهمترین مواد غذایى هستند که بعنوان سوغاتى مازندران محسوب میشوند.

 ضرب المثل های محلى مازندرانی:

اَگِه داروَک بَخوندِه گِنِه وارِش اِنِه: اگر قورباغه سبز روی درخت بخواند می‌گویند باران می‌آید.

 پنج شنبه نون و خِرما دَر کامبی تا اَمِه مِردِه جِه بَرِسِه: پنجشنبه نان و خرما بیرون می‌‌دهیم تا ثوابش به مرده ما برسد.

 چایی دِلِه دار دَرِه مِهمون قد بِلِند اِنِه: روی چایی ساقه اش قرار گرفته مهمان قد بلند می‌آید.

خوی بد بدی صدقه دَر هاکِن تا بدی اون خو بر طرف بَوشِه: خواب بد دیدی صدقه بده تا بدی آن خواب بر طرف شود.

 سگ سر او نَشِند تِه دَست گِند موک زَندِه: روی سگ آب نریز دستت زگیل می‌‌زند.

 شو بی وقت نونه جارو بَزوئن فرشته ملائکه رِه شِه سِرِه جا بیرون کاندی: شب بی موقع نباید جارو بزنی چون فرشته و ملائکه را از خانه خود بیرون می‌‌کنی.

 گرم تندیر سَره دَپوشی تِه وِسِه حادثه پیش اِنِه: سر تنور گرم را بپوشانی برای تو حادثه پیش می‌آید.

نِمِک رِه نِشِند بِنِه بِه خاطر این که حضرت زهرا چشم  اُو هَستِه: نمک را زمین نریز به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا است.

 وِشنا رِه خورِش نَوِنِه خوره بالش نَوِنِه: آدم گرسنه اهمیتی به خورشت غذا نمی‌دهد ادم خواب الود اهمیتی به بالشت نمیدهد.

 عاروس رقص بلد نیه گِنِه بِنِه تپه چاله دارنِه: عروس رقص بلد نیست میگوید زمین تپه چاله دارد یا ( هموارنیست)

 دست که نِمِک نِدارنِه بِل ساتور بِن: دست که نمک ندارد باید آنرا زیر ساتور گذاشت.

 اُو که سَرِ جا بُگذِرِه چِه یِک وَجه چِه صد وَجه: آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.

 شاه که سیره خوانِه چِکِنِه زیر دَستون وِشنائی بَمیرن:شاه که سیر باشه میخواهد چکند که زیردستها گرسنه اند.

 شاه شاخ دار بِخاستِه لیسِک هم راه دَکِتِه: شاه خواستار حیوان شاخ دار شد حلزون هم به عنوان شاخ دار به راه افتاد.

  آدِم دِل خِش بُوئِه خِنِه کِلی پِشت بُوئِه: دل آدم خوش باشد خانه آدم پشت لانه مرغ دانی باشد(اگر آدم دل خوشی داشته باشد زندگی در جاهای کوچک و فقیرانه نیز قابل تحمل است)

 آدِم بی مارو خاخِر تونِّه دَوِّه بی همسایه نَتوندِه: انسان بدون خواهر و مادر می تواند زندگی کند اما بدون داشتن همسایه خوب زندگی مشکل است.

 آسِمون وِنِه لا هَسِّه زمین وِنِه زیر اَنداز: آسمون برایش لحاف است و زمین برایش زیر انداز.

  آدِم عَجول یا چاه کَفِنِه یا چِلّو: انسانی که در کارهایش رفتار عجولانه داشته باشد به مقصد نمی رسد.

 اسب هَدیئِه خَر بَئیتِه خِشالی پَر بَئیتِه: اسب خودش را داد و به جایش خری گرفت و از خوشحالی هم به هوا می پرید(کسیکه چیز با ارزشی را بدهد و در ازایش چیز بی ارزشی را بگیرد و خوشحال همباشد!).

 اَنِّه مَر بَخِردِه تا اَفی بَیِِّه: آنقدر مار خورد تا افعی شد(شخصی که به واسطه انجام کار خلاف زیاد به صورت یک خلاف کار حرفه ای در آمده باشد)

آخر ماسّه بَشِنّیه: آخر ماست را ریخت(سر آخر نتوانست کارش را تمام کند)

اَتّا دَرزِن شِه خِدّ بَزِن اَتّا گالوج اتّی رِه: یک سوزن به خود بزن یک جوال دوز به دیگران.

 اسب پیغوم پِ جو نَخِرنِه: با پیام فرستادن برای اسب اسب جو نمی خورد.

 اَتّا پیلکا ماس چَنِّه راغون دارنِه: یک کاسه ماست چقدر روغن دارد.

 آش که جا دَکردِ بوئِه همه وَر اَنگوس زَنِّنِه: آش آماده اگر در ظرفی ریخته شود ازهمه طرف به آن انگشت می زنند(اگر دختری خود را بزک کند همه چشمها را به دنبال خود دارد)

اِمسالِه میچکا خوانِه پارسالِه میچکا رِه جیک جیک باد هَدِه: بچه گنجشک امساله می خواهد به گنجشک بزرگتر از خودش آواز خواندن یاد بدهد.

 او به امام ندنه تش به یزید: آب به امام نمدهد ونیز آتش به یزید هم نمیدهد.

 اَتّا شِفتِه اَتّا محلِّ وَسِّه: یک دیوانه برای( بهم ریختن) یک محل کافی است.

 آش لوه سر مِزِّه دارنِه زن نومِزِّه سَر: خوردن آش سر دیگ مزه دارد و زن هم در دوران نامزدی جذابیت بیشتری دارد.

  بَپتِه خَربِزه شال نَصیب بونِه: خربزه رسیده نصیب شغال می شود(چیزخوبی نصیب کسی شده که لیاقتش را نداشته است)

 بینج پِ وَرمِز او خِرنِه: کنار برنج، علف هم آب میخورد(کسی که با چسبانیدن خود به بزرگی برای خودش شهرتی به هم بزندوبه این طریق امرار معاش کند)

بِنِه بَخِردِه آدِم دارِّ وِجِنِه: آدم زمین خورده درخت را از ریشه میکند.

 بامشی رِه گِتِنِه تِه زور دِوائِه وِنِه سَر خاک دَشِنِّیه: به گربه گفتند که ادرار تو دارو است گربه روی ادرار خود را با خاکپوشانید(اگر از آدم بد ذات چیز را بخواهی هرچند در توان او باشد از تو دریغمی کند)

 باجا باجا رِه بَد دارنِه زن پِر هر دِتا رِه: با جناق از با جناق بدش می آید و پدر زن از هردو.

بِرمِه کِنِّه نون نَدِنِه: گریه میکند ولی نان نمیدهد(کسی که برای افرا د فقیر دلسوزی میکند ولی حاضر به کمک به آنها نیست)

 بِرار کِه فَقیره هَفت پِشت غیر: برادرش اگر فقیر باشد می گوید نسبتی با من ندارد.

 بوردِه اَبروی بِنِّه رَج هَکِنِه بَزوئِه چِشِّه کور هَکِردِه: رفت زیر ابرو را درست کند زد چشمش را هم کور کرد(کسی که میخواهد نقصی را بر طرف کند اما بیشتر خرابی به بار آورد).

 پیش دَکِتی پِشتِ سَر رِه هَم هارِش: جلو که افتادی به پشت سرت نیز نگاهی بنداز(اگر به مال و مقامی رسیدی به افراد زیر دست خود نیز گوشه چشمی داشته باش)

  پلا احمدِشه فاتح ممدِ: پلوی احمد را می خوری وبرای محمد فاتحه می خوانی!(از کسی که به تو نیکی کرد تشکر نمیکنی ولی از دیگری تشکر می کنی)

 پر کنگِ شلوار خشتک نِدارنِه وچه باد کنّه: شلوار پدرش کهنه و پاره است بچه اش تکبر می کند!(فرزندی که پدرش فقیر باشد ولی با این حال افاده داشته باشد)

 پسته بی مغز دِهون واز هَکِنِه رسوا بونِه: هنگامی که پسته دهان بسته بدون مغز را باز کنی رسوا می شود(کسی که نسنجیده سخنی بگوید و خود را رسوا نماید)

 پشیل کد خدا بَئیِه: پشیل (نوعی خزنده کوچک که مثل کرم زمین را سوراخ میکند ) کدخدا شد(فرد بی تجربه و بی لیاقتی به پست مهمی رسید).

 پز عالی جیف خالی: افاده زیاد با جیب خالی(کسی که آه در بساط نداشته باشد ولی اهل تکبر و افاده باشد)

پتک پِتک زنّه راه شونه: با ناز و کرشمه راه می رود.

  تِه تَش مِرِه گَرم نَکِردِ تِه دی مِرِه کور هَکِردِه: آتش تو ما گرم نکرد که هیچ ! دودش چشم ما را کور کرد(کسی که بخواهد کمکی بکند اما ضرر زیادی برساند)

 تِه بَوّی گل دسته همه گِنِنِه هَسِّه: تو که بگویی گل دسته همه می گویند درست است(خانم هایی که از شوهرانشان میخواهند احترام آنها را داشته باشند تا دیگران هم از شوهرانشان تبعیت کنند).

تیم جار خِس همه شو پادشاه رِه خو ویندِنِه: کسی که کنار خزانه برنج میخوابد خواب پادشاه شدن خود را می بیند(فردی که با داشتن مال اندکی آرزوهای بزرگی را در سر بپروراند).

 تا تِه دار دارنِه ولک تِه سِلام دارنِه عَلِک: تا هنگامی که درخت تو میوه دارد به سلام تو جواب می دهند(تا موقعی که صاحب ثروت هستی به تو احترام می گزارند)

 تو که راغون نِداشتی وینگوم چِه کاشتی: تو که روغن نداشتی چرا بادمجان (که روغن زیادی برای سرخ شدن میخواهد) کاشتی؟

 تَش سَرِ تَش بِشتِه: روی آتیش آتیش گذاشت(هنگامی که دو خبر بد را پشت سر هم به یک نفر بدهند)

 تِرشِ اِنار شیره نَئؤنِه: انار ترش شیرین نمی شود(کسی که به زور و حیله بخواهد خودش را در دل مردم جای دهد)

 بازیهای بومی و محلی مازندران :

 آغوزکا یا گردو بازی

 بازیکنان گردو ها را دو به دو روی یکدیگر چیده و هر یک به نوبت با گردوییبه نام کل یا تیره ( گردوی بزرگ تر ) به گردوها می زنند. اگر نفر اول بهگردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب می شود و بقیه بازیکنانباید به تیره او بزنند هر کسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود در غیر اینصورت نفر اول همه گردوها را جمع می کند.

چلیک مارکا

بازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تکه چوب یا چلیک و و چوب بزرگ یا مارکا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب کوچک را روی گودالی قرارمیدهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب کوچک کی زنند و آن را به طرف بالا پرت میکنند . چوب هر یک از بازیکنان که مسافت بیشتری را طی کند، آن گروهبرندهمی شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.

 

 

 

رزین کا:

 رزین وسیله چوبی به شکل Y است که تکه نوار لاستیکی به دو سر انتهای چوببسته می شود. بازیکن با گذاشتن سنگ لای لاستیک و کشیدن آن به طرف عقب سنگرا پرتاب می کند و گنجشک شکار می کند. 

 رُسِن بازی

 از بازی های نمایشی سنتی مازندران به ویژه در غرب استان، ریسمان بازی است. این بازی غالباً در مراسم عروسی برگزار می شد. ریسمان بازان دو نفر هستند یک نفر به عنوان بند باز بالای طناب راه می رود و دیگری به نام شیطانک درپایین می ایستد. بند باز بالای طناب با گذاشتن مجمع روی سر یا سوار شدنرویدوچرخه روی طناب راه می رود و شیطانک نیز در پایین با درآوردن شکلک وحرکات خنده آور تماشاچیان را سرگرم می کند بعد از پایان نمایش شیطانک دربین تماشاچیان می چرخد و پول و شیرینی جمع می کند از صاحب خانه نیز پول وشیرینی می گیرند. 

 لوچو:

 کشتی لوچو از کشتی های محلی استان مازندران است و درگذشته در مراسم عروسی اجرامی شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان ،انجام می شود. در ایام دیگرمانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزارمی شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می شود.
برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می شونددراین کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست ،سرچنگک وضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می شود. کشتی گیری که دراین دوهفته تمامس حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه مبدهد.

برای اینکه در گذشته رسم بر این بود که جایزه فرد پیروز را بر نوک چوبی قرار می‌دادند این مسابقه به لوچوی عنینوک چوب معروف گشت.

 

 

 گاوجنگی

 از دیگر سرگرمی های دیرپا، مراسم گاو جنگی در روستای شیر کلا شهرستان نوراست که به زبان محلی تشک جنگی نامیده می شود. این مسابقه هر سال و یک هفته بعد از اتمام کشتی لوچو در اوایل مرداد ماه به مدت 10 روز برگزار می شود. قبل از انجام مسابقه از اهالی محل مبلغی پول بابت هزینه های ضروری جمع آوری می شود. چند روز پیش از مسابقه از طریق نامه تاریخ برگزاری مسابقه به اطلاع اهالی روستاها وشهرها و حتی استان های همجوار رسانده می شود. هزینه نگه داری مهمانان در روستا و کرایه از پول جمع آوری شده پرداخت می شود.

  انواع تورهای گردشگری به مازندران  :  

 الف – تور  با هدف  ورزشی :

 بعضی از انسانها به گردشگری از زاویه ورزشی می نگرند ، و هدف آنها از مسافرت به دیگر نقاط سرگرمی و تفرج و ورزش است .   تورهای ورزشی ، عبارت از :

 1- صعود به قله دماوند در شهرستان آمل

2- صعود به قله علم کوه و تخت سلیمان در شهرستان چالوس

 3- صعود به قله سیالان در تنکابن

 4-رفتن به کوهستان سماموس و لپاسر در رامسر

  ب- تور  با هدف  فرهنگی :

 همواره در بین گردشگران افرادی هستند که هدف آنان از سیر و سفر شناخت فرهنگها و آداب و رسوم می باشد . تورهای فرهنگی ، عبارت است :

 1- شرکت در مراسم ورف چال در شهرستان آمل

 2- شرکت در مراسم تیرماه سیزده شو در سوادکوه

3- شر کت در مراسم جشن خرمن

  ج- تور  با هدف  زیارت اماکن مقدس و مذهبی :

   هر ساله میلیونها نفر از گردشگران جهت زیارت اماکن مقدسه راهی ممالک دیگر می شوند . این قبیل گردشگران علاقمند به دیدار از مکانهای مذهبی می باشند .تورهای زیارتی ، عبارت از :

 1- زیارت امام زاده عبدالله آمل

2-امامزاده سید صالح قائم شهر

3-امامزاده سلطان طاهر بابل

 4-امامزاده عبدالحق سوادکوه

 5-امامزاده عباس و پهنه کلای ساری

  د- تور  با هدف  شناخت اماکن تاریخی :

 اماکن تاریخی و آثار باستانی ، موزه ها و .... از اماکنی هستند که هر ساله تعداد کثیری از گردشگران را به سوی خود جلب می کند .تورهای اماکن تاریخی ،عبارت است :

 1-بازدید از شهر تاریخی آمل ، بقعه میر حیدر آملی ، پل دوازده چشمه ، بازار قدیم آمل ، بقعه میر بزرگ ، آرامگاه ناصر الحق و بقعه شمس الرسول

 2-بازدید از شهر تاریخی بهشهر : کاخ چشمه عمارت ، مجموعه تاریخی عباس آباد ، سایت تاریخی گوهر تپه ، غارهای باستانی هوتو و کمربند

 3- بازدید از اماکن تاریخی ساری ، خانه کلبادی ، خانه رمدانی ، آب انبار نو ، مسجد فرح آباد

 4-شهرستان بابل : پل محمد حسن خان ، کاخ سلطنتی ، برج کاخ سلطنتی ، محله قدیمی پنج شنبه بازار ، موزه مردم شناسی ( گنجینه بابل ) ، حمام قدیمی میرزا یوسف

 5- شهرستان چالوس : کاخ چایخوران ، گاخ اجابیت ، دژ باستانی قلعه گردن

  6- قلعه مارکوه تنکابن

 7-برج لاجیم سواد کوه ، قلعه کنگ لو ، پل شاهپور ، پل ورسک ، شهرستان سوادکوه

 

  ه- تورهای تفریحی مازندران :

  استان مازندران هر ساله بیشترین گردشگر را به خاطر طبیعت زیبا و اکوتوریسم به خود اختصاص می دهد .تورهای تفریحی ،عبارت است :

  1- آبشار شاهان دشت آمل

 آبشار آب پری رویان

 3-پارک جنگلی نور

 4-پارک جنگلی سی سنگان نوشهر

 5-پارک جنگلی کشپل نور

  6-تالاب میانکاله نکا

 7-سد سلیمان تنگه ساری

  ح- تورهای درمانی مازندران  :

  افراد زیادی به قصد تفریح و درمان هر ساله میهمان آبهای گرم معدنی برای درمان انواع بیماری های پوستی ، دردهای استخوانی ، مفاصل و روماتیسم می باشند . تورهای درمانی شامل :

 1-آب گرم لاریجان

  2-آب گرم رامسر

 3-آبگرم معدنی فلک ده رامسر

 4-آبگرم لاویج نور

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۳ | ٤:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

مقاله درباره سنت نوروز و هفت سین

تاریخچه نوروز و فلسفه هفت سین

 

در آثار پیشینیان آمده است که این جشن را نخست جمشید برپا کرد. گویند در این روز جمشید بـه جنگ دیوان رفت و آنان را فرمانبردار خویش ساخت. جمشید در این روز بر تختی نشست کـه دیوان آن را می بردند و با آن به یک روز راه از دماوند به بابـل رسید. مردم در تعجب شدند و آن روز را جشن گرفتند. پس از جمشید شاه سال به سال براهمیت و فراگیری نوروز افزوده شد.

در زمان هخامنشیان و ساسانیان، نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه (نه فقط زرتشتیان) اجرا می شده است.

علت مهم دیگری که جهت گسترش نوروز و درآمدن این عید در حیطه‌ی شعایر اسلامی یاد می‌شود، تقارن نوروز است با جانشینی علی‌بن ابیطالب توسط پیغامبر اسلام محمدبن عبدلله (ص) در عید غدیرخم، در سال دهم هجری برابر با بیست و نهم حوت (اسفند) است. همچنین در چنین روزی علی‌بن ابیطالب عاقبت بعد از بیست و پنج سال گوشه‌گیری اجباری به خلافت رسید. به این ترتیب نوروز همچنان پس از اسلام اهمیت خود را حفظ کرد و احادیث و روایات بسیاری در این باب و در بهارالانوار گردآوری شده است.

طبیعت پس از گذران ِدوره ای سرد و بی محصول، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می شود. (در اسلام و همچنین عارفان ِاسلامی موضوع خلق مدام، منطبق با این عقاید ایران باستان است) انسان نیز باید بعنوان یکی از مخلوقین ِالهی سعی کند همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد.

ماه فروردین را ماهِ فَروَهَرها یا فَروَشی ها می نامند و آن عید اموات است. در این ماه بدلیل رستاخیز (نو شدن ِموقت دنیا) پرده ی میان زندگان و مردگان به کناری رفته و ارواح ِنیک ِدر گذشتگان به ملاقات ِزندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی، نیز از همین اعتقاد نشأت می گیرد. ارواح ِنیک بصورت افرادی که رویشان پوشیده است به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نیز به آنان به رسم یادبود و برکت هدیه ای می دهند. و نیز تمیز کردن خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحویل سال برای رضایت خاطر و هدایتِ فروهر هاست.

در روز ابتدای فروردین، که بنام ِپاک و برکت دهنده ی اهورامزدا (خدای پاک) مزین شده است، خورشید وارد برج حَمَل شده و جهان از نو آفریده می شود.

ایرانیان کهن برای استقبال از سبزی ِبهاران، 25 روز مانده به فروردین بر 12 ستون ِخشتی یا سنگی سبزه می کاشتند. (12 ستون ، اشاره به اعتقاد کهن ِقرار گرفتن ِجهان بر روی 12 ستون)

ششمین روز فروردین که بنا به نظرات بسیاری محققان و موبدان زرتشتی، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است، به نوروز بزرگ معروف است. (آورده اند که در بامداد ِآن روز به کوه ِبوشنج شخص ِخاموشی که دسته ای از گیاهان خوشبو در دست دارد ساعتی نمایان است، سپس پنهان می شود و تا سال ِدیگر در همین هنگام دیگر نمایان نمی گردد.

هفت سین

 

 

فلسفه هفت سین

ایرانیان کهن و مردم بابل عدد "هفت" را مقدس می شمردند، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است، ستارگان هفتگانه ((زهره، مشتری، عطارد، زحل، مریخ، زمین و خورشید)) و ایام هفته نیز هفت روز است و گرامی میداشتندش.

پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و چوب های خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه میدارند و خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِسین شروع شده باشد میگذارند (هفت سین) مانند:

سبزه: نمودار ِگلهای زیبا و زینتی، سرسبزی و خرمی

سرکه: نماد شادی (میوه درخت تاک در ایران، میوه شادی خوانده میشد)

سمنو: از جوانه ی گندم، نمود رویش و برکت

سیب: میوه ای بهشتی و نماد زایش

سیر : نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)

سماق: نماد مزه زندگی

سنجد: بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِعشق و دلباختگی است.

سکه: موجب برکت و سرشاری کیسه

کتاب مقدس که در گذشته اوستا و اکنون قرآن است و بودنش بر سر سفره باعث رونق میباشد.

آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِنور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین میباشد که نماد ِنطفه و باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِایران، جهان، تخم مرغی شکل است، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمین است. ماهی ِزنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست. و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ِایران عزیزمان پراکنده است و در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین، هند و پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود

هفت از نظر مذاهب: به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد .

عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.
هفت در آئین مسیح : هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.

هفت در اسلام: آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .

هفت در تصوف : هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحید ، 6) حیرت ، 7)فنا ، مولوی می گوید:


هفت شهر عشق را عطار گشت                    ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم


هفت در تاریخ : همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.

معابد هفت طبقه: در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۳ | ٤:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

صنایع دستی اصفهان

آشنایی با صنایع دستی استان اصفهان

 

استان اصفهان یکی از بزرگترین مراکز تولید انواع مختلف صنایع دستی ایران محسوب می شود. این استان از قدیم الایام مهد هنرهای زیبا و صنایع ظریفه بوده است. تزئینات آجری، کاشی کاری، گچ بری و انواع خط در آثار تاریخی اصفهان، از حدود قرنها پیش تا دوره معاصر، بر اطراف و جوانب مناره ها و داخل و خارج مساجد، قصرها و هنرهای زری دوزی و قلم کاری، ترمه و نقره کاری و تذهیب و تحریر انواع کتاب، قرآن و قطعات نگارگری و نقاشی جملگی به مرکزیت هنری اصفهان گواهی می دهند.

سیم کشی، زرکشی، زربافی، گلابتون دوزی، پولک دوزی، زنجیره بافی، قالی بافی و نساجی از صنایع دستی رایج اصفهان است. این صنایع در عهد شاهان صفوی رونق فراوان داشت. در دوران قاجاریه، بازار صنایع دستی در اصفهان از رونق افتاد. ولی بعد از انقلاب مشروطه باز توسعه یافت. به طور کلی طرح و نقش عموم مصنوعات دستی اصفهان اعم از فرش و قلمکار و ظروف قلم زنی و کاشی، دوختنی های روی پارچه تحت تاثیر طرحهای تزئینی دوران صفویه قراردارد و طراحان اصفهان، به نسبت قدرت درک و مهارت خود از آثار قدیمی اقتباس می کنند و با خلاقیت خود، آنها را زیباتر می سازند. در حال حاضر اهم صنایع دستی استان عبارتنداز:

 

صنایع دستی اصفهان

 

 

قالی بافی:

اصفهان در زمان صفویه یکی از مراکز عمده قالیبافی بود. در این شهر تعداد زیادی کارگاه وجود داشت که در آن قالیهای زر بفت بافته می شد. اصفهان در فتنه افغان آسیب فراوان دید و تعداد بسیاری از هنرمندان و صنعتگران خود را از دست داد ولی پس از چندی توانست رونق اولیه خود را به دست آورد. در زمان قاجاریه قالی بافی اصفهان دوباره احیاء شد. در جنگ جهانی اول اصفهان یکی از مراکز عمده تهیه قالیچه بود و پس از آن نیز بحرانهای زیاد اقتصادی تاثیر در کار قالی بافی نگذاشت چون قالیچه های آن بسیار ارزان تهیه می شد.

تعداد رنگهای انتخاب شده در قالیهای اصفهان بسیار محدود است. گره قالیهای اصفهان فارسی بوده و جفتی آن نیز کم نیست. رنگهای طبیعی بسیار کم مصرف می شود و بیشتر در قالیهای خوب از رنگهای شیمیایی دندانه ای استفاده می شود.

در روستاهای اطراف اصفهان نیز کم و بیش دارهای قالی وجود دارد. روی این دارها قالی و قالیچه ها طرح شاه عباسی و سایر طرحهای اصفهان بافته می شود. رنگهای بکاررفته در آنها عموماً نباتی بوده و بیشتر از روناس، قارا، اسپرک، گنده یا گندل، پوست گردو، پوست انار و چند گیاه دیگر استفاده به عمل می آید.

از توابع اصفهان که در هنر قالی بافی مشهور هستند از قالیچه های بختیاری و قالی های جوشقان بایستی نام برد. قالیچه های بختیاری را البته بیشتر در روستاهای شهرکرد و چهار محال می بافند. قالی و قالیچه های جوشقان از زمان صفویه مشهور عالم بوده است و سابقه قالی بافی جوشقان به پیش از زمان صفویان می رسد. ولی در روزگار شاه عباس این صنعت در آنجا توسعه بسیار یافت. در آن زمان کارگاههای متعدد شاهی در آنجا مشغول کار بوده اند. جوشقان در آن زمان از توابع کاشان بوده است. در موزه های اروپا و امریکا تعداد زیادی قالی وجود دارد که منصوب به این روستای کوچک بوده است. قالیهای جوشقان ریز بافت و دوپوده است.

نقش قالی جوشقان شکسته است و شاید از دویست و پنجاه سال پیش تابحال همچنین ثابت مانده است. رنگهای آن از بهترین رنگهای طبیعی انتخاب می شود و همچنین رنگها کاملاً زنده و شاداب است. نوع پشم قالی جوشقان بسیار خوب و خامه آن دستریس است و گره جفتی چندی است که در جوشقان رخنه کرده است.

 درمیمه واقع در سه فرسنگی جوشقان بر سر جاده اصفهان به تهران نیز قالیهایی با همان نقش شکسته جوشقانی اما ریز بافت و بهتر از کار خود جوشقان بافته می شود.

نایین در شمال یزد و کناره دشت کویر قرار دارد و پیش از این به بافتن عباهای بسیار لطیف شهرت داشت اما پس از آنکه در کشور ما مردم به لباس اروپایی درآمدند عبا منسوخ گشت. بافندگان نایین مانند شال بافان کرمان و مخمل و زیبا بافان کاشان به قالی بافی روی می آوردند. صنعت قالی بافی در نایین در آستانه جنگ دوم جهانی آغاز شد و چون بافندگان آنجا همواره با پشم نازکتر سروکار داشتند به بافتن قالیچه های بسیار ریز بافت پرداختند و از آنجا که میزان تولید کم و جنس بسیار خوب بود، بازار خوبی برای کالای خود یافتند. که در زمان جنگ باز بر رونق آن افزوده شد. بدین ترتیب قالی نایین که شاید بهترین قالی امروز ایران باشد پدید آمد. پشم نایین نازکتر و نرمتر از دیگر پشمهای ایران است. رنگها چندان دلاویز نیست و تنوع ندارد. شاید90 درصد قالیهای اصفهان دارای متنی است به رنگ کرم بایک ترنج سرمدادی یا آجری و حاشیه آجری تند، رنگهای فرعی نیز در مایه های تند و شماره آنها محدود است و شاید در سراسر صنعت قالی بافی اصفهان بیش از 15 رنگ بکار برده نشود. مسئول این امر البته رنگرزان اصفهان هستند. ولی همچنین خود صاحب کار که توجهی به مایه های رنگی که تحویل می گیرد ندارد نیز مقصر است.

قالی کاشان:

قالیهای تاریخی و گرانبهای کاشان مظهر زیبایی ذوق و هنر ایرانیان در جهان است. قالی ایران که عامل بزرگ شناسایی کشور کهنسال ما به جهانیان گشته و اکنون در زندگانی همه اقوام بشر از هر نژاد و ملت خودنمایی می کند، گذشته از تامین نیازمندیهای زندگی و تشکیل اندوخته پربهای هر خانه و خانواده ای، ارزنده ترین نماینده اندیشه های لطیف انسانی و زیباترین پدیده های دلپذیر بشمار می رود. اما قالی کاشان که شهرت آن دنیا را فرا گرفته و شامل گرانبها ترین آثار هنری و قطعه های ممتازی در نوع خود می باشد از نظر تاریخی دو عصر متفاوت و مختلفی را پیموده و یک تعطیل طولانی و فاصله زمانی قریب به دو قرن این دو مرحله را از یکدیگر جدا ساخته است.

هر چند اظهار نظر قطعی درباره همه قالی های بافت کاشان که اکنون در موزه ها و مجموعه های دنیا موجود است کار سهل و آسانی نیست اما از بررسیهای فنی کارشناسان و تحقیق و تطبیق کلی و قراین دیگر خصوصیاتی از قالی کاشان به دست آمده که برای شناختن و تشخیص آنها بسیار مؤثر است. از جمله تزئینات مربوط به نقش و تزئینات و ریزه کاریها و نقش و نگار مشترکی که با ظروف سفالی و کاشی سازی کاشان در آنها موجود است.همچنین بافت ریز و مخمل نما و ظرافت خاص آن نسبت به قالی های دیگری که باگره فارسی بافته شده است. پروفسور پوپ مختصات دیگری را هم برای نقشه قالیها ی کاشان شمرده است مانند: ترنجهای کنگره دار و برگهای ظریف، شاخه ها و برگهای دندانه دار و ... .

 

 

قلمکارسازی استان اصفهان:

قلمکارسازی یکی از صنایع دستی پر سابقه ای است که قرنها در اوج شهرت بود و از دوره مغولها در ایران مرسوم شده است. در دوره مذکور به منظور جلب نظر خوانین مغول ایرانیان نیز دست به ابتکاراتی زدند که از جمله ابداع نقاشی روی پارچه یا پارچه های قلمکار بود، سپس این صنعت در زمان صفویه گسترش بیشتری پیدا کرد. به هر صورت عمر پرشکوه این صنعت در زمان صفویه بود و در اواسط عصر قاجاریه بتدریج از رونق آن کاسته شد. در زمان سلطنت شاه عباس کبیر این صنعت رونق بسزایی یافت و بیشتر لباسهای مردانه و زنانه از پارچه های قلمکار تهیه می شد و این پارچه ها در این زمان شهرت فراوان داشته و مورد توجه درباریان بود و از اینرو بیشتر لباس آنان از " قلمکارزر" یا " اکلیلی" تهیه می شد. در آن زمان محلهای مخصوصی برای تهیه لباس درباریان در بازار قیصریه اصفهان وجود داشت وپارچه های قواره ای قلمکارراکه دراصطلاح آن روز "دلگه" نامیده می شدرا از آن محلها به دست می آوردند.

}در زمان سلطنت رضا شاه با امتیازات خاصی که برای صنعتگران و ارباب حرف به ویژه صنعتگران قلمکار فراهم شد بار دیگر این صنعت رونق گذشته خود را به دست آورد و عده ای از استادکاران بزرگ قدیمی مثل شیخ حریری مشهدی عبدالخالق، حاج محمدرضا و حاج محمد تقی اخوان چیت ساز، برادران بیرجندی و شیخ بهایی و چند تن دیگر شرکت تولید قلمکار را تشکیل دادند.

اگر علاقه و پشتکار عده ای از استادکاران این فن نبود، اکنون اثری از این صنعت ظریف باقی نمی ماند ولی تلاش پیگیر صنعتگران این رشته و استقبالی که از آن شد موجب شد تا بار دیگر حجم تقاضا برای اینگونه پارچه های نقش دار افزایش یابد و چون مقدار تولید و عرضه این محصول محدود بود صنعتگران را به چاره اندیشی و پیدا کردن راه حل جهت عرضه بیشتر باهمان کیفیت هنری واداشت. در این مورد تنها راه چاره را ایجاد نقوش مورد نظر را روی قالب و انتقال قالبهای مذکور روی پارچه دانستند.

معروفترین استاد قالب تراش در این رشته مرحوم استاد رحیم بیدادی بود که سالها پیش در گذشت. از استادان دیگر قالب تراش می توان از استاد اسماعیل قالب تراش و استاد مهدی اولیایی نام برد.

 

 

خاتم سازی اصفهان:

خاتم هنر آراستن سطح اشیاء با مثلثهای کوچکی است که طرحهای گوناگون آن همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است. این شکلهای هندسی را با قرار دادن مثلثهایی کوچک در کنار هم نقشبندی می کنند. می توان گفت، کار خاتم نقشهای هندسی تشکیل شده از مثلثهای سه پهلو (متساوی الاضلاع) است که از عاج، استخوان، چوب و مفتول برنج ساخته شده و معمولاً به ضخامت 2 میلی متر در سطح خارجی یا سطح داخلی و خارجی اشیاء چوبی چسبانده می شود، آثاری که از قدیم مانده نظیر درهای کاخها، رحلهای قرآن و صندوقهای مقابر خاتمکاری نشان می دهد که این هنر در زمان قدیم و به ویژه عهد صفویه رواج کامل داشته یکی ازمراکز اصلی آن هم اصفهان بوده است. اما همین معلوم می کند تا چند سالی این هنر در اصفهان رو به زوال گذاشته و تنها شیراز مرکز این صنعت شده است.

در ابتدا کار خاتم با استفاده از مثلثهای بسیار بزرگ که پهلوی هم قرار می دادند تهیه می شد ولی به تدریج با پیشرفت ذوق و تبحر هنرمندان ابعاد مثلثها ریزتر و کوچکتر شد. بهر حال هنر خاتم سازی از زمان پیدایش تا کنون تحولاتی را داشته است. صنعتگران خاتم ساز برای تهیه خاتم از مواد اولیه متنوعی استفاده می کنند که در کمتر صنعت دستی دیگری این چنین تنوعی به چشم می آید. این مواد عبارتند از: چوب فوفل، چوب گردو، چوب نارنج، چوب عناب، استخوان شتر، مفتول برنجی، لایه برنجی، سریشم گرم، سریشم سرد، فرمالین، فیبر و روغن جلا و تخته سه لایی. غیر از آن برای تکمیل ساخت از چفت و لولا و غیره نیز استفاده می کنند. از خاتم در تهیه محصولات مختلفی استفاده می شود که از آن جمله است: قاب عکس، جعبه سیگار، عصا، پیپ، جعبه لوازم آرایش، جا کلیدی، جاقلمی و جلد آلبوم.

در اصفهان علاوه بر اشیاء خاتم که به شیوه شیرازی می سازند قسمتی از مصنوعات خاتم را با نقره و مینا سازی توأم کرده اند که در شیراز وجود ندارد. مثلاً جعبه های خاتمی که رویه آن را نقاشی مینیاتور می کنند و روی آنرا روغن می زنند.

 

 

ساخت و قلمزنی فرآورده های مسی و برنجی:

یکی از پر رونق ترین رشته های صنایع دستی اصفهان ساخت و قلمزنی محصولات نقره ای مسی و برنجی است.

مواد اولیه مورد مصرف سازندگان فرآورده های مس و برنج و نقره شامل نقره، مس، برنج و آلیاژ مس و برنج است. مقداری از مواد اولیه مذکور از کشورهای دیگر نظیر یوگسلاوی بقیه آن در ایران از شرکتهای برق منطقه ای و شرکت ملی نفت ایران و غیره تهیه می شود.

ابزار کار صنعتگران این رشته از دو دسته تشکیل می شود. یک دسته از ابزار در مرحله ساخت محصولات مورد استفاده قرار می گیرد مانند دستگاه خم کاری، موتور فرچه، کوره برقی، سندان، چکش و دسته دیگر که در مرحله قلمزنی مورد احتیاج است و عبارت از دستگاه قیر آب کنی، پرگار، تعدادی قلم آهنی، چکش و غیره است. برخی از کارگاه های این رشته صرفاً بکار ساخت محصولات نقره مسی و برنجی مشغول هستند و در مقابل کارگاههایی نیز وجود دارد که فقط کارقلمزنی برروی این فلزات را انجام می دهند و دسته سوم کارگاههایی می باشند که به هر دو کار ساخت و قلمزنی تواماً می پردازند.

 

 

منبت کاری:

واژه منبت به معنای کنده کاری خاص و همراه با خلل و فرج روی چوب است که سابقه ای دیرینه دارد، شاید بتوان آغاز تاریخ منبت کاری را از زمانی دانست که انسان نخستین بار، با ابزاری برنده چوبی را تراشیده است. در حال حاضر هم هنر منبت کاری همچنان رواج دارد و در گوشه و کنار ایران هنرمندان بسیاری بدان مشغولند اما متأسفانه رفته رفته استفاده از نقوش اصیل که شامل طرحهای اسلیمی و ختایی یا گل و بوته است رو به فراموشی می رود و طرحهای خارجی جای آنها را می گیرد. در نوعی از این هنر بجای آنکه زمینه چوب را کنده کاری کنند ونقش مورد نظر را برجسته سازند چوبهای مختلف را با رنگهای گوناگون طبیعی آن بریده پهلوی هم قرارمی دهند. این کار شباهت زیادی به هنر موزائیک دارد. در این گونه جدید از چوبهای شمشاد برای رنگ زرد و عناب برای رنگ قرمز استفاده می کنند. زمینه کار بیشتر از چوب گردو و یا ریشه درختان جنگلی است که خود دارای نقوش زیبایی هستند. مهمترین ماده ای که روی آن منبت کاری می کنند چوب است. این چوب باید محکم و بدون گره باشد. برای این منظور از چوبهای آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، و عناب و گردو، استفاده می کنند. البته آبنوس و بقم چون هم محکمتر و هم چربتر هستند دوام بیشتری دارند اما در ایران بخاطر فراوانی چوب گردو اکثراً از این چوب استفاده می شود.

منبت کاری چوب در شهرهای گلپایگان و اصفهان رونق و رواج درخور و شایان توجه ای دارد.

 

 

نمد مالی:

نمد مالی در استان اصفهان رونق فراوان دارد و یکی از مراکز مهم تولید انواع نمد شهر«شهرضا» است.

 

 

گیوه بافی و گیوه دوزی:

متأسفانه گیوه دوزی در شهرهای مختلف استان اصفهان در حال از بین رفتن است. گیوه دوزان این شهر علاوه بر تولیدگیوه به تعمیر کفش نیز می پردازند. نحوه تولید گیوه که شامل تهیه رویه، تهیه تخت گیوه و نهایتاً دوخت رویه و تخت است، همانند سایر مناطق کشور است.

 

 

عبا بافی در نایین:

نایین در مشرق شهر اصفهان قرار دارد و تنها صنعت دستی آن عبا بافی که در ناحیه ای نزدیک شهرنایین به نام محمدیه وجود دارد. حدود 25 درصد عباهای تولید شده در محل به فروش می رسد و بقیه به شهر های مشهد و قم و گاهی کشورهای عربی ارسال می شود.

 

 

 

سفال و سرامیک سازی در شهرضا:

در شهر اصفهان و نیز در شهرهای نطنز و شهرضا در استان اصفهان سفال و سرامیک سازی رواج دارد. شهرضا از مراکز عمده سفال سازی ایران است و محصولات آن دارای خریداران بسیار است.

نقشهایی که در سرامیک شهرضا به چشم می خورد اغلب نقش گل و بوته و ماهی است و برای رنگ کردن لعاب نیز از اکسیدهای فلزات آهن، مس و منگنز و کبالت استفاده می شود. درشهر نطنز نیز یک کارگاه سرامیک سازی با استفاده از خاک استون ور محصولات جالبی را تولید می کند. در شهر اصفهان هم کارگاههای متعدد سفال و سرامیک سازی وجود دارد.

 

 

پوست و پوستین دوزی:

صنعت پوست دوزی در اصفهان از صنایع دستی پررونق این شهر در گذشته بوده است ولی اکنون آن رونق دیرین را ندارد. فرآورده های پوستی اصفهان به لحاظ ظرافت و لطافت الیاف و رنگ سفید یکدست آن خواستاران زیادی دارد. بررسی ها نشان می دهد که تعداد خریداران فرآورده های پوستی روز به روز در حال کاهش است، از طرفی کاهش تعداد کارگاههای پوست دوزی نیز حاکی از نقصان تقاضا برای محصولات مذکور است.

 

 

ملیله سازی در اصفهان:

یکی از رشته های صنایع دستی اصفهان که از ارزش هنری زیادی برخوردار است و تولید محصولات آن نیاز به ظرافت و دقت فوق العاده دارد ملیله سازی است و فرآورده های تولیدی صنعتگران این رشته نمایانگر ذوق سرشار آنان است.

باید به این نکته توجه کرد که در تولید برخی از فرآورده ها چون گل سینه و گوشواره تنها ملیله سازان دخالت ندارند بلکه از مینا سازان و زرگران هم استفاده می کنند و در مقابل انجام عمل به آنان کارمزد می دهند.

 

 

سکمه دوزی و قلاب دوزی:

یکی دیگر از رشته های صنایع دستی موجود در شهر اصفهان سکمه دوزی و قلابدوزی است.

مواد اولیه مورد استفاده سکمه دوزان و قلابدوزان عبارت است از:

کتان ایرانی و خارجی و نخ پنبه ای (که از تهران تهیه می شود و به صورت کلاف یا عمامه ای است)، کتان خارجی را که بیشتر هم مورد استفاده دارد و عرض آن 140 سانتیمتر است. رومیزی گرد، زیربشقابی و دستمالهای مخصوص از انواع محصولات سکمه دوزان یا قلابدوزان است.

 

 

نگارگری در اصفهان:

نگارگری در ایران از سابقه ای طولانی برخوردار است. در زمان شاه عباس دوم که اصفهان پایتخت و مرکز هنر ایران شد، نگارگری هم در این شهر تکامل یافت.

معمولاً برای نگارگری از چوب، عاج، فیبر و استخوان استفاده می شود و هر کارگاه رأساً اقدام به تولید می کند ومعمولاً برای دور قاب عکس و جعبه از خاتم و مینا استفاده می شود. ضمن آن که باید گفت عده ای از هنرمندان اصفهانی نیز در زمینه طراحی فرش، تذهیب و تشعیر هم فعالیت دارند.

 


  نقره سازی:

نقره سازی از جمله صنایع دستی رایج در شهر اصفهان است کارگاههایی که در آنها کار نقره سازی انجام می شود کارهای دیگر از جمله قلمزنی روی نقره محصولات مسی و برنجی انجام می دهند.

انواع فرآوده های تولیدی نقره سازان عبارتست از: سرویس چایخوری، گلدان، شمعدان وسرویسهای چند پارچه.

 

 

  مینا کاری اصفهان:

مشکل بتوان گفت از چه زمانی هنر مینا کاری در ایران رواج گرفته است. زیرا از روزگاران پیش از عهد صفویه نمونه هایی از میناکاری در دست نیست وحتی از دوران صفوی هم نمونه های قابل ملاحظه ای برجای نمانده است. لکن در دوران قاجاریه مینا کاری به مقدار کم وجود داشته است و اشیایی مانند سرقلیان وکوزه قلیان وکوزه و بادگیر قلیان را میناکاری می کرده اند.

رواج صنعت مینا کاری در اصفهان از دوران پهلوی و حدود سال 1310 ه.ش. است و مخصوصاً این که این هنر- صنعت به وسیله یکی از استادان هنرمند و بنام اصفهان یعنی استاد شکرا... صنیع زاده بسط و توسعه یافت و شاگردانی در این مکتب تربیت شدند که هر یک کانون دیگری در هنر مینا بوجود آوردند.

بیشتر اشیایی که مینا سازان فعلی به بازار عرضه می کنندعبارتست از گوشواره، گلوبند، انگشتر، جعبه های بزرگ و کوچک آرایش زنانه، قوطی سیگار، جعبه های خاتم کاری و مینا کاری، بشقاب مینا، گلدان مینابه اندازه های مختلف، تابلوهای بزرگ و کوچک میناکاری که با هنرهای دیگر مانند طلا کاری و خاتم کاری و مینیاتور ترکیب می شود. روی اشیاء طلایی و نقره ای هم می توان مینا کاری کرد ولی اساساً مینا کاری روی مس انجام می شود.

 

 

کاشی سازی:

کاشی سازی یکی از اصلی ترین صنایع دستی اصفهان است. در این فرآورده ها ویژگی طرحها و نقشهای قدیمی به خوبی حفظ شده است و حتی امروز هم خواستاران بسیاری دارد. از دیگر هنر هایی که با استفاده از کاشی در این استان انجام می گیرد کاشی معرق می باشدکه عبارت از بریدن و خرد کردن کاشی و در کنار هم قرار دادن آنهاست. از آنجاکه نقشهایی که روی کاشی ها پیاده می شود تا حدی پیچیده است کاشی سازها نمی توانند آنها را به صورت ذهنی ترسیم کنند، از این رو صنعتگران طرحهای مورد نظر را به طراحان سفارش می دهند. پس از اینکه طرح مورد نظر تهیه شد صنعتگران آنرا روی کاشی پیاده می کنند. برای این منظور طرح مورد نظر را روی کاشی ساده که قبلاً آماده شده قرار می دهند و سپس روی خطوط طرح، سوزن فرو می کنند و به این ترتیب خطوط نقشه در جای سوزن باقی می ماند که باریختن گرد زغال روی منفذهای ایجاد شده، شکل و طرح مورد نظر برروی کاشی انتقال داده می شود. پس از آن خطوط را بر حسب ذوق و سلیقه رنگ آمیزی کرده و جهت پخت به داخل کوره می گذارند. از این به بعد محصول آماده عرضه به بازار خواهد بود.

 

 

طلا کوبی روی فولاد:

طلاکوبی یکی از شیوه های تزیین اشیاء و آثار فولادی است که در شهر اصفهان رواج دارد. از فولاد علاوه بر افزارهای معمولی اقدام به ساخت علم نیز می کنند که می دانیم آن را پیشاپیش صف عزاداران بویژه در مراسم سوگواری سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع)، حرکت می دهند. علم علاوه بر تیغه های فولادی معمولاً دارای پیکره هایی از برخی از پرندگان حیوانات دیگر و نیز گلدان، قوطی و شمعدان است که تمامی آنها به میله ای که قاب بر آن تکیه دارد متصل است و برروی تیغه های علم بویژه تیغه وسط که از سایر تیغه ها بلندتر است اسماء مبارکه طلاکوبی می شود.

در حال حاضر طلاکوبی برروی مجسمه های پرندگان و حیوانات نظیر طاووس، کبوتر، آهو، شیر و... (که در واقع به تقلید از پیکره هایی که به انواع علم های سوگواری متصل است، ساخته و پرداخته می شود.) نیز صورت می گیرد.

 

قفل سازی:

چیزی که موجب شگفتی هر بیگانه ای که از ایران دیدن می کند می شود همانا نزدیکی و پهلوی هم بودن اشیای بسیار کهن و کالاهای نو و وارداتی است. در مورد قفل و کلید هم همین طور است. قفل کردن خزانه ها و انبارهای گندم و پرستشگاهها در هزاره دوم ق.م. در مصر و بین النهرین متداول بوده است. قفلی که قفل ساز ایرانی می سازد نشانه نبوغ فنی او در جهات مختلف است. پاره ای از این قفل ها همانند قفل های مصری و یونانی است، برخی دیگر همانند قفل های رومی ها است برخی به قفلهای چینی و هندی می ماند و تعدادی هم مانند قفلهایی است که در اروپا از قرون وسطی تا انقلاب صنعتی به کار برده می شد.

 


لاکی روغنی:

محصولات لاکی روغنی مختلف هستند از آن جمله قلمدان سازی است. قلمدان و قلمدان سازی با هنر و فرهنگ ایران رابطه و پیوند دیرینه دارد. چرا که گرانمایه ترین میراث های نقاشی و نگارگری تذهیب و منبت کاری هنرمندان قدیمی ما بر جعبه های قلمدان نقش بسته است. از طرفی قلمدان در گذشته ای نه چندان دور مهمترین وسیله کتابت و بهترین عامل برانگیختن و ترغیب مردم طبقات گوناگون به فراگیری آموزش و خطاطی و خوشنویسی بود. قلمدان سازی از عهد صفویه رونق و اعتبار افزونی گرفت. قلمدانهای این دوره از جمله اصیل ترین آثار هنری باستان به شمار می رود.

از قلمدان سازان معروف که قلمدان مقوایی می ساختند. که در دوره قاجار شهرت داشتندمی توان به میرزا ابوالقاسم طباطبائی، مشهدی حسن تهرانی، عبدالحسین مقوا ساز اصفهانی و کریم مقوا ساز اشاره کرد.

از محصولات دیگر لاکی روغنی می توان به جلد سازی و قاب آئینه اشاره کرد.

به لاکی روغنی هایی که از جنس کاغذ تهیه می شود پاپیه ماشه هم می گویند، پاپیه ماشه که اساساً واژه ای فرانسوی است و در فرهنگهای لغت به معنی کاغذ فشرده آمده، معمولاً به اشیایی مقوایی که سطح آنها به وسیله نگارگری تزیین و با لاک مخصوص پوشش یافته است اطلاق می شود. سابقه این نوع هنر که در گذشته «نقاشی روغن» یا «لاکی» نامیده می شد، چندان روشن نیست، لیکن از آثار موجود در موزه ها چنین استنباط می شود که تا بعد از دوره سلجوقیان کلیه کتابهای خطی دارای جلد چرمی ساده یا ضربی و فاقد هر نوع تزئینات اسلیمی بوده است.

در دوره ایلخانی نیز که شهر هرات مرکز عده تحقیقات و تألیفات بوده و جلد کتاب بسیار معتبر از نوع سوخت و جلد کتاب عادی معمولاً چرمی سادهیا ضربی و فاقد هر نوع تزئینات اسلیمی بوده است.
در دوره ایلخانی که شهر هرات مرکز عمده تحقیقات و تألیفات بوده و جلد کتاب بسیار معتبر از نوع سوخت و جلد کتاب عادی معمولاً چرمی ساده یا ضرب بوده وبرای تزئین کتب علاوه برنقوش اسلیمی ازخطوط ختایی استفاده می شده و ظاهراً تا آن زمان پاپیه ماشه در ایران رواجی نداشته ولی اسناد معتبری در دست است که نشان می دهد این هنر از دوره صفویه به ایران راه یافته و به موازات سایر انواع صنایع دستی شکل گرفته و متکامل شده است.

 

 

سوزندوزی اصفهان:

این «هنر- صنعت» تولیدش در انحصار زنان و دختران خانه دار است.

در حال حاضر از این هنر علاوه بر کلاه برای تهیه زیر لیوانی، کمربند، کفش، جلیقه استفاده به عمل می آید. طرحهای سوزندوزان عموماً ذهنی و ملهم از برداشتها و بینشهای مشخص هنرمندان از محیط طبیعت است و بیشتر شامل گل بوته های تمثیلی می شود.

 

 

صحافی:

عبارتست است از عمل اتصال همه برگهای کتاب و قراردادن آنها در پوشش و محافظ به نام جلد که می تواند با دست یا با ماشین باشد. البته این کار در قدیم بیشتر توسط دست هنرمندان با ذوق انجام می گرفت و هر هنرمند با ذوق و استعداد آثاری هنری خلق می کرد که نمونه های آنها هم اکنون درموزه ها موجود است.

قدیمیترین نسخه های جلد شده، از روایتهای انجیل بود که مربوط به شش قرن بعد از میلاد است که در مصر نوشته و کاغذ آن از جنس پاپیروس است. که روی آن را از چرم می پوشاندندو برای بستن آن از چرم استفاده می کردند.

جلدها را از نظر نوع ساخت آن به انواع مختلف میتوان تقسیم کرد که هر کدام از روشها به مرور زمان در اثر پیشرفت هنر جلد سازی بوجود آمده است.

 

 

ضریح سازی:

در اصطلاح فارسی ضریح را صندوقی بر قبر و حفاظی گرداگرد قبر معنا کرده اند. که بعضاً با عناوینی چون صندوق حایل حفاظ محجر نیز همراه است. در فرهنگ فارسی امروز چنین آمده است: ضریح صندوقی مشبکی است که برروی مزار اولیا و قدسیان نصب می کنند.

نکاتی که در ساخت ضریح باید رعایت شود: عامل تقدس، عدم کاربرد صورت در نقوش، کتیبه های قرآنی و طلا، آوردن سوره های یاسین، الرحمن (آیه تطهیر، آیه نور، عددهای بکاررفته و سمبل آنها، ذکر نام بانی و تاریخ ساخت آن، علامتی به عنوان شاخص ضریح و صاحب آن، دیگر مدفونین در ضریح)

ضریح از نظر فرم، محفظه ای است مکعب مستطیل با عرض و طول و ارتفاع متغیر که اغلب پلان آن مستطیل است و در نگاه اول چون اتاقکی فضای داخل مقبره را از اطراف جدا نموده است.

 

اجزاء متشکله ضریح به ترتیب:

بدنه و اسکلت، پیکره های سنگی، ستونها، پایه ستون، گوی ماسوره ها، لچکی ها، ترنجها، کتیبه های نقره، حواشی برجسته کاری، کتیبه های طلامشبکهای طلایی، زهوارها، میخهای تزیینی، گلدانها، نقاشی های داخل ضریح، پارچه روی سقف مزار.

هنرهای تشکیل دهنده مجموعه هنری ضریح:

طراحی و نقاشی سنتی، درودگری، مرصعکاری و ترصیع، زرگری، سازندگی، بافت، ترمه بافی و رودوزی، قلمزنی و سبکهای مختلف آن، مینا سازی، حجاری، خطاطی.

استادان ضریح ساز شهر اصفهان عبارتند از: استاد حسین پرورش، استاد اصغر مباشرپور، استاد مهدی ذوفن، استاد حاج محمد تقی ذوفن و استاد کمیلیان، استاد محمد علی فرشید، استاد علی والیان، استاد سطوت، استاد علی حاج زرگر باشی، استاد دیناری.

 

فیروزه کوبی:

فیروز کوبی یکی از معدود رشته های صنایع دستی است که سابقه تاریخی چندانی نداشته و در حال حاضر هم تولید محدودی دارد و همین امر باعث آن گردیده تا فیروزه کوبی آنگونه که باید شناخته نشده باشد هر چند که زیبایی و گیرایی یک محصول خوب صنایع دستی را با خوددارد.

قدمت فیروزه کوبی به حدود 70سال قبل می رسد و در آن زمان صنعتگری بنام«یوسف حکیمان» معروف به محمد رضا در مشهد کار فیروزه کوبی بر روی زینت آلاتی نظیر دستبند، گل سینه، گوشواره... را شروع کرد. و حدود 20 سال بعد این صنعت توسط صنعتگر دیگری بنام«حاج داداش» از مشهد به اصفهان برده شد. در حال حاضر صنعت دستی فیروزه کوبی فقط در اصفهان رایج و صنعتگران شاغل در این رشته نیز همچون تولید آن محدود است.

در اصفهان فیروزه کوبی صرفنظر از جواهرات در ظروفی مانند بشقاب، لیوان، کاسه و گلاب پاش و... نیز مورد استفاده قرارمی گیرد. یکی از کارهای جنبی صنعت فیروزه کوبی تهیه«زیرساخت» است که در کارگاه زرگری و به طور جداگانه صورت می گیرد.

یک فرآورده فیروزه کوب اعم از زیور آلات و یا ظروف عبارت از شیئی است مسی، برنجی، نقره ای و یا برنزی که ذرات و قطعات ریز سنگ فیروزه بر قسمتهایی از سطوح آن به فرم موزاییک در کنار هم نشانده شده و به این ترتیب جلوه ای خاص به آن بخشیده می شود. ساخت و پرداخت چنین فرآورده ای شامل دو مرحله کلی است:

 

الف) زرگری

ب)فیروزه کوبی

 

صنعتگر تولید کننده فیروزه کوب در مراحل مختلف کار از ابراز کار و وسایلی نیز بهره می گیرد که عمدتاً شامل قالب، چکش، دریل، چراغ گاز، چراغ بنزینی، گاز انبر، انبردست، پنس، منقاش، لوله های مختلف فلزی، سوهان و سنگ سمباده است.

نکته حایز اهمیت در فیروزه کوبی در درجه نخست نصب صحیح فیروزه برروی فلز است به گونه ای که دارای قدرت کافی بوده و هنگام پرداخت قطعات فیروزه از آن جدا نشود و دیگر اینکه هر چه ظرف فیروزه کوبی شده پرکارتر باشد و قطعات سنگ منظم تر در کنار یکدیگر نصب شده باشد و فاصله زیادی در بین قطعات فیروزه دیده نشود کار دارای ارزش هنری بیشتری است.

 

منبع:  www.rugart.org

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۳ | ۳:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

تاریخچه ایران باستان

ایران پیش تاریخ

 

ما قبل تاریخ یا پیش از تاریخ به زمانی اطلاق می‌شود که انسان هنوز موفق به اختراع خط (نوشتار) نگردیده بود. از حدود ۳۶۰۰ سال ق. م. انسان موفق به اختراع خط گردید. اختراع خط و قدیمی‌ترین نوشته‌ها مربوط به سومر (۳۶۰۰ پ. م.) و نواحی جنوبی میان‌رودان و تمدن عیلام در خوزستان است. ایلامیان نخستین مخترعان خط در ایران هستند.

 

دوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: 1- پارینه‌سنگی (عصر حجر قدیم). 2- فرا پارینه سنگی. 3- نوسنگی (عصر حجر جدید). در ایران تپه‌های باستانی بسیاری از دوره نوسنگی باقی مانده است از جمله تل باکون ٍ جری ٍ موشکی و... در فارس ٍ تپه شوش ٍ چغا بنوت ٍ چغا میش و... در خوزستان، گنج دره، سراب و آسیاب در کرمانشاه و در دیگر نقاط ایران.

 

دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگی قدیم، میانی، جدید و یک دوره کوتاه بنام فرا پارینه سنگی تقسیم می شود. فرهنگهای مرتبط با پارینه سنگی قدیم ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنک تبر دستی آشولی هستند. کهنترین شواهد این دوره که مربوط به فرهنگ الدوان است در اطراف رود خانه کشف رود در شرق مشهد یافت شده است. این شواهد شامل تعدادی ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه و ساطور ابزار هستند. طبق نظر کاشفین این مجموعه حداقل 000/800 هزار سال قدمت دارد. از فرهنگ آشولی نیز مدارک بیشتری در شمال غرب و غرب کشور بدست آمده است. برخی از مکانهای مهم شامل گنج پر در رستم آباد گیلان، شیوه تو در نزدیکی مهاباد، پل باریک در هلیلان لرستان هستند. از دوران پارینه سنگی میانی که فرهنگ ابزار سازی آن موستری گفته می شود، شواهد بیشتری در غارها و پناهگاهها یافت شده است که اغلب مربوط به زاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود 200 تا 150 هزار سال پیش شروع شده و تا حدود 40 هزار سال پیش ادامه داشته است. انسانهای نئاندرتال در این دوره در ایران می زیستند که بقایای اسکلت آنها در غار بیستون یافت شده است. مکانهای مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، قبه و دو اشکفت در شمال کرمانشاه، قمری و گر ارجنه در اطراف خرم آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و کفتار خون در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و میرک در نزدیکی سمنان است. دوران پارینه سنگی جدید ایران از حدود 40 هزار سال پیش آغاز و تا حدود 18 هزار سال پیش ادامه یافته که مقارن با مهاجرت انسان هوشمند جدیدی به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم آباد، مرو دشت و کاشان یافت شده است. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می شود.

 

ساکنین ایران را قبل از رسیدن ایرانیان می توان زیر عنوان کلی کاسپین که دریای خزر بنام آنهاست جمع نمود، کاسپینها کشاورزی میکردند. این مردم نخستین کشاورزان جهان بوده اند و کشاورزی از سرزمین آنها به خاکهای رسوبی رودخانه های سند و سیحون و جیحون و دجله و فرات رسیده است. در دوران نوسنگی در برخی نواحی آسیای غربی (خاورمیانه)، انسان از مرحله جمع‌آوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخی جانوران، انتقال یافت.

[] روستانشینی

 

قدیمیتری آثار سکونت روستا نشینان اولیه در غرب زاگرس و شمال خوزستان یافت شده است.برخی از این روستا های اولیه گنج دره، سراب و آسیاب در نزدیکی کرمانشاه، علی کش در دهلران، گوران در هلیلان و چغا بنوت در شمال خوزستان است. قدیمیترین مدارک اهلی شدن بز در مکان گنج دره کشف شده که حدود 10 هزار سال قدمت دارد.

 

بین هفت تا هشت هزار سال پیش مراکز روستانشین در چند نقطه از ایران، در منطقه تمدن جیرفت در تمدن تپه سیلک نزدیک کاشان و در اطراف مرودشت و در فاصله کمی از شوش، قدیمیترین شهر موجود دنیا، وجود داشته است. شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه است، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به 7000 سال پیش از میلاد هستند.

 

در طول تاریخ، مهاجرت‌های انسانی و جابجایی انسانها همواره به دلیل دستیابی به شرایط بهتر برای زندگی بوده است، در دوران باستان این شرایط بهتر عبارت از آب فراوان‌تر و خاک حاصلخیزتر برای کشاورزی بوده است. به عنوان نمونه‌ای از اینگونه مهاجرت‌ها می‌توان از دو کوچ بزرگ نام برد: نخست، کوچ هندیان آریایی از پیرامون کوهستان‌های هندوکش به سرزمین‌های پنجاب و پیرامون رود سند و دیگری، کوچ ایلامیان و سومریان، به سرزمین‌های باتلاقی تازه خشک شده خوزستان در ایران و میانرودان انجام شده است. از اینگونه مهاجرت‌ها تمدنهای بزرگ یا گروههائی از تمدنهای بزرگ برخاستند. ویل دورانت، این آثار تمدن را کهن‌ترین آثار تمدن بشر دانسته است.

 

کهن‌ترین نشانه‌های تمدن انسانی، مربوطه به 5000 سال ق. م. است که در ایران تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن عیلام در خوزستان، تمدن جیرفت در کرمان، تمدن تپه‌حصارِ در دامغان، تمدن تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان نهاوند، تمدن کاسی‌ها (در لرستان امروز)، پیدا شده است. از روی یک قسمت از آثار تمدن تپه سیلک، که گمان میرود مربوط به هزاره چهارم پ.م. باشد، پیدا شده است که اهالی آنجا به بافندگی و کارکردن با فلزات و استعمال مهر و چرخ گوزه گری پی برده بودند.

 

ایران نخستین سرزمینی است که در آن مردم به استخراج و استعمال فلزات پی برده اند. تعدادی از نخستین کوره‌های ذوب مس در تل ابلیس کرمان مربوط به هزاره پنجم ق.م. بدست آمد و اشیاء مسی شامل سنجاق و درفش، مهر و دستبند و حلقه انگشتر از آنها کشف گردید. قدیمی‌ترین فلزی که مورد استفاده انسان قرار گرفته مس بوده است. این فلز در 4500 ق. م. در آسیای غربی مورد استفاده بوده است.

 

 

از اواسط دوران فلز، بجز مس، فلزات دیگری چون قلع، طلا، نقره در چرخه فن‌آوری مردمان آن عصر پدیدار شدند و شاید به این دلیل است که این دوره را دوره فلز نام نهاده‌اند نه دوره مس. برنزهای مشهور به لرستان اهمیت ایران را بعنوان یک مرکز فلزکاری بطور روشن نشان میدهد. رویدادی مهم در هزاره سوم پ.م. که تأثیرگذار در زندگی ساکنان فلات ایران و خصوصاً دشت خوزستان است عبارت است از کشف فلز آلیاژی مفرغ. از مراکز مهم فرهنگهای عصر مفرغ ایران غرب ایران و حوزه زاگرس مرکزی (لرستان پیشکوه و پشتکوه) بوده است. مفرغ ساخته شده در کوهپایه‌های زاگرس به سومر و عیلام صادر میشده است.

[] شهرنشینی

 

شهرنشینی، شهر به مفهوم اخصّ آن از اواخر هزاره چهارم پ.م. و خصوصاً هزاره سوم پ.م. در ایران موجودیت یافت. شهر شوش یکی از قدیمیترین (4000 سال پ. م.) سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه است. شهرهای مهم ایران در هزاره سوم پ.م. عبارتند از: تپه حسنلو و هفتوان تپه در آذربایجان ـ تمدن تپه سیلک (در کاشان) ـ تپه‌حصارِ در دامغان ـ تپه گیان نهاوند، ـ گودین، کنگاور ـ شاه‌تپه و تورنگ تپه گرگان ـ تپه قبرستان بویین زهرای قزوین ـ شوش، خوزستان ـ تمدن جیرفت، تپه یحیی و شهداد، کرمان ـ ملیان، فارس ـ شهر سوخته در زابل.

 

پایان عصر مفرغ و کشف آهن (شروع دوره آهن) مقارن است با رویدادهای مهم تاریخی و فرهنگی که در هزاره دوم پ.م. زمینه‌ساز تشکیل سلسله‌ها و ظهور نخستین حکومتهای مستقل در هزاره‌های دوم و اول پ.م. همچون: ماننا، اورارتو و ماد و سرانجام امپراتوری وسیع هخامنشی شدند عبارتند از مهاجرت آریایی‌ها به فلات ایران، روی کار آمدن دولتهای مستقل به جای دولت شهرهای پیشین، و تجمع اقوام و قبایل مختلف (مقیم و مهاجر) خصوصا در مناطق غربی و شمال غربی ایران که هر کدام قلمرو خاص خود را داشتند. این اقوام در شمال غربی ایران با اورارتو و آشور همسایه شدند.

[] به قدرت رسیدن حکومت عیلام

 

ایلامیان یا عیلامی‌ها مجموعه اقوامی بودند که از هزاره سوم پ. م. تا هزاره نخست پ. م. ، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی پشتهٔ ایران فرمانروایی داشتند. بر حسب تقسیمات جغرافیای سیاسی امروز، ایلام باستان سرزمین‌های خوزستان، فارس، ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، کرمان، لرستان و کردستان را شامل می‌شد.

 

آثار تمدنی ایلامیان، مکشوفه در شوش نمایانگر تمدن شهری قابل توجهی است. تمدن ایلامیان از راه بلوچستان با تمدن پیرامون رود سند هند و از راه شوش با تمدن سومر مربوط می‌شده است. اختراع خط و قدیمی‌ترین نوشته‌ها مربوط به سومر (3600 ق. م.) و نواحی جنوبی میانرودان و تمدن عیلام در خوزستان است. ایلامیان نخستین مخترعان خط در ایران هستند.

 

به قدرت رسیدن حکومت ایلامیان و قدرت یافتن سلسله عیلامی پادشاهی اوان در شمال دشت خوزستان مهم ترین رویداد سیاسی ایران در هزاره سوم پ. م. است. تا پیش از ورود مادها و پارسها حدود یک هزار سال تاریخ سرزمین ایران منحصر به تاریخ عیلام است.

 

سرزمین اصلی عیلام در شمال دشت خوزستان بوده. فرهنگ و تمدن عیلامی از شرق رودخانه دجله تا شهر سوخته زابل و از ارتفاعات زاگرس مرکزی تا بوشهر اثر گذار بوده است. عیلامیان نه سامی نژادند و نه آریایی آنان ساکنان اولیه دشت خوزستان هستند.

[] ورود آریائیان

 

آریائیان حدود دوهزار سال پ. م. به شکل قبیله های کوچک در دورترین نقطه شرقی فلات ایران و در مغرب فلات پامیر می زیستند. اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام هندی و ایرانی (آنان که به زبان‌های هند و ایرانی سخن می‌گفتند) خود را آریایی می‌نامیدند. نمونهٔ این اشاره‌ها را می‌توان در اوستا، سنگ‌نبشته‌های هخامنشی و متن‌های کهن هندو (مانند ریگ‌ودا) دید.

 

بعدها، باافزایش تعداد اعضا، این قبایل ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند. دلیل اصلی مهاجرت آنها مشخص نیست، اما به نظر می‌رسد دشوار شدن شرایط آب و هوایی و کمبود چراگاه ها، از دلایل آن باشد. مهاجرت آریائیان به فلات ایران یک مهاجرت تدریجی بوده و در دوره های مختلفی صورت گرفته است که در پایان دوران نوسنگی (7000 سال پ.م.) آغاز شد و تا 4000 پ.م. ادامه داشته است. آریاییان ساکن سرزمین هایی هستند که از دورترین مرزهای شرقی هندوستان تا اروپا امتداد دارد. به همین جهت به آنان نژاد هندو-اروپایی گفته می شود.

 

نخستین آریایی‌هایی که به ایران آمدند شامل کاسی‌ها (کانتوها ـ کاشی‌ها)، لولوبیان و گوتیان بودند.کا‌سی‌ها تمدنی را پایه گذاری کردند که امروزه ما آن را بنام تمدن تپه سیلک می‌شناسیم. لولوبیان و گوتیان نیز در زاگرس مرکزی اقامت گزیدند که بعدها با آمدن مادها بخشی از آنها شدند. سه گروه بزرگ آریایی به ایران آمدند و هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارس‌ها در قسمت جنوبی و پارت‌ها در حدود خراسان امروزی. نخستین دسته از آریاییان که در نواحی غرب ایران موفق به تشکیل حکومت شد، قوم ماد بود. پارس ها، قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران ساکن شدند و سپس به تدریج به سوی جنوب کوچ کردند. پارس ها شاهنشاهی هخامنشیان را بر پا کردند. پارت‌ها، دیگر قوم آریایی، ابتدا در نواحی شرقی حدود ماورالنهر می زیستند. آنان موفق به تشکیل شاهنشاهی اشکانی شدند.

 

تورانی ها و سکاها نیز از اقوام آریایی بودند که از سوی شمال به سرزمین ایران وارد شدند. این اقوام تمدنی پایین تر از دیگر اقوام آریایی داشتند. دسته ای از سکاها که از راه قفقاز به داخل ایران راه یافتند، ابتدادردامنه کوههای زاگرس جای گرفتند. اما بعدها به سکستان رفتند و آن سرزمین را به کانون تمدنی بزرگ، (شهر سوخته زابل) بدل ساختند. بیشتر افسانه های شاهنامه، درمیان قوم سکا و سرزمین ایشان که سکستان و بعدها سیستان خوانده شد اتفاق افتاده است.

 

واژه آریا که معنای آزاده، شریف و بزرگوار می‌دهد به قومی از نژاد هندواروپایی گفته می‌شدکه نیاکان مردمان سرزمینهای ایران، بخشی از آسیای میانه و هندوستان و بخشهایی از اروپا‌هستند. (البته گسترهٔ تاریخی این دو سرزمین که در برگیرندهٔ بخش‌هایی از شبه قارهٔ هند، آسیای میانه، خاور میانه و آسیای کوچک امروزین است).

 

درباره خاستگاه آریائیان که در نوشته‌های کهن اوستا از آن به نام ایرانویج نام برده شده است چند دیدگاه طرح شده است:

 

یکی از این دیدگاه‌ها می‌گوید که آریائیان در حدود هشت‌هزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچه آرال می‌زیستند که با مهاجرتی که به طرف جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و بخشی نیز به طرف کوههای قفقاز حرکت کرده‌اند که قوم‌های ماد و پارس از کوهها گذشتند و در اطراف دریاچه ارومیه سکنی گزیداند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت کردند. دیگر دیدگاه‌ها آناتولی؛آذرآبادگان؛قفقاز و... را خاستگاه نخست این قوم می‌داند. تازه‌ترین دیدگاه در این باره را رضا مرادی غیاث آبادی و جهانشاه درخشانی[1] طرح کرده اند. درخشانی خاستگاه این قوم را بستر کنونی خلیج فارس می‌داند که در دوران یخبندان بی آب بوده و پس از بالا آمدن آبهای دریای آزاد آریاییان به تدریج به فلات ایران و پهنه‌های میان‌رودان تا فلسطین کوچ کرده‌اند و تمدن‌های آغازین آن دیارها را بنیاد گذارده اند. بر پایه همین دیدگاه پهنه‌های شمالی نمی‌توانسته‌اند خاستگاه آریائیان بوده باشند زیرا هوای سرد دوران یخبندان امکان زیست در آن مناطق را نمی‌داده‌است.

[] منابع

 

  * تاریخ ماقبل ماد - دکتر خنجی

 

  * مرتضی راوندی: تاریخ اجتماعی ایران. ( جلد ۱ ) 1354

 

  * تاریخ ماد. ایگور میخائیلویچ دیاکونوف. ترجمه کریم کشاورز، تهران: نشر امیرکبیر.

 

  * تاریخ ایران باستان. دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم 1380

 

  * کمرون، جرج. ایران در سپیده دم تاریخ. ترجمه حسن انوشه. تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1379

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۳ | ۳:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

مقاله پیرامون انقلاب ایران و کشورهای بزرگ دنیا

انقلاب  اسلامی

انقلاب به معنای زیر و رو شدن یا پشت و رو شدن است و در آغاز از اصطلاحات علم اخترشناسی بود و در معنای چرخش دورانی افلاک و بازگشت ستارگان به جای اول به کار می‌رفت. فلاسفه انقلاب را این گونه بیان می‌نمایند که ذات و ماهیت یک شیی لزوماعوض شده باشد و در نگاه جامعه شناسان هر گونه جنبش اجتماعی توده‌ای که به فرایندهای عمده اصلاح یا دگرگونی اجتماعی بینجامد، انقلاب نامیده می‌شود. انقلاب‌های بزرگ به آن دسته از انقلاب‌ها گفته می‌شود که با تغییرات اساسی در حکومت و ساختار اجتماعی یک کشور یا جامعه همراه بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد.

تاریخچه

 

یک انقلابی مصری در جریان انقلاب مصر

پدیده انقلاب چنان که نوشته‌های متفاوت باقی‌مانده از دوران باستان نشان می‌دهد قدمت بسیار دارد. براساس یک پژوهش علمی، در فاصله ۶۰۰ ق. م تا ۱۴۶ ق. م، ۸۴ انقلاب در یونان باستان به وقوع پیوست و در فاصله ۵۰۹ ق. م تا ۴۷۶ م. رم باستان شاهد ۱۷۰ انقلاب و اغتشاش عمده ثبت شده بود.[۱]

انواع انقلاب

این واژه در معنای خود دارای ابهام بسیار بوده و از این رو می‌توان آن را یک «تغییر کیفی» دانست که بسته به مورد، یک یا چند صفت از صفات زیر نیز با آن همراه می‌شود.

انقلاب بسته به زمینهٔ رخداد

  • تغییر کیفی که در حوزهٔ سیاسی رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ سیاسی»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ اجتماعی رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ اجتماعی»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ فرهنگ رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ فرهنگی»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ اقتصاد رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ اقتصادی»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ هنر رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ هنری»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ علم رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ علمی»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ ارتباطات رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ ارتباطات»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ اطلاعات رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ اطلاعات»
  • تغییر کیفی که در حوزهٔ فناوری رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «در حوزهٔ فناوری»

انواع انقلاب از منظر سرعت رخداد

  • تغییر کیفی که به طور ناگهانی رخ می‌دهد: اضافه نمودن صفت «ناگهانی»
  • تغییر کیفی که به طور تدریجی صورت می‌گیرد:اضافه نمودن صفت «تدریجی»

انواع انقلاب از منظر رابطه با خشونت

  • تغییر کیفی که برای دستیابی به آن از خشونت استفاده شده است: اضافه نمودن صفت «خشونت‌آمیز»
  • تغییر کیفی که برای دستیابی به آن از خشونت استفاده نشده است: اضافه نمودن صفت «خشونت‌پرهیز»

انواع انقلاب از منظر میزان فراگیری

  • تغییر کیفی که در همهٔ حوزه‌ها صورت می‌گیرد. اضافه نمودن صفت «همه‎جانبه»
  • تغییر کیفی که در یک حوزه صورت می‌گیرد. اضافه نمودن صفت «جزئی»

با ترکیب موارد بالا با یکدیگر، می‌توان توضیحی مناسب و تحلیلی از رخداد مذکور بدست داد[۱]. مثلاً می‌توان گفت:

  • ایران یک "تغییر کیفی، ناگهانی، خشونت‌پرهیز و جزئی (تنها در حوزهٔ سیاسی)" را در سال ۱۳۵۷ به چشم خود دید.
  • ایران یک "تغییر کیفی، تدریجی، خشونت‌پرهیز و جزئی (تنها در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی)" را در سال ۱۳۵۷ به چشم خود دید.
  • ایران یک "تغییر کیفی، تدریجی، خشونت‌آمیز و همه‌جانبه" را در دو قرن اخیر به چشم خود دیده است.

انقلاب های سده بیستم

تقریباً همه انقلابهای قرن بیستم در جوامع در حال توسعه رخ داده‌اند، نه در کشورهای صنعتی. دو رویداد انقلابی که عمیق‌ترین نتایج را برای کل جهان داشته‌اند، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب ۱۹۴۹ چین بودند. هر دو انقلاب در جوامع عمدتاً روستایی و دهقانی رخ دادند، اگرچه شوروی از آن هنگام تاکنون به سطح بالایی از صنعتی شدن دست یافته است. بسیاری از کشورهای جهان سوم نیز انقلاب را در این قرن تجربه کرده‌اند برای مثال مکزیک، ترکیه، مصر، ویتنام، کوبا و نیکاراگوئه. ایران در سال ۱۳۵۷ شمسی (۱۹۷۸ میلادی) انقلاب عظیم مردمی را پشت سر گذاشت. جامعه شناسان و متفکران غربی بنا به چند دلیل از پرداختن به انقلاب ایران و نظریه پردازی در مورد آن پرهیز کردند: اول اینکه ماهیت جامعه‌شناسی بطور اخص آن در غرب یک ماهیت سرمایه داری و در خدمت دولتهای استعمارگر غربی می‌باشد و انقلاب ایران در نقطه مقابل این تفکر می‌باشد. ثانیاً: انقلاب ایران تمام نظریه پردازی‌های جامعه‌شناسی که در مورد ماهیت انقلاب در سراسر جهان بوده است را برهم زده است. زیرا انقلاب اسلامی ایران منطبق با هیچ کدام از نظریه‌های جامعه‌شناسی انقلاب نیست. برای همین بطور مثال گیدنز که یک جامعه‌شناس انگلیسی و مشاور تونی بلر نخست وزیر اسبق انگلیس می‌باشد در کتاب مبانی جامعه‌شناسی خود در بیان انقلابهایی که در قرن بیستم رخ داده است نامی از انقلاب مردمی ۱۹۷۸ ایران نبرده است.

نظریه‌های انقلاب

از آنجا که انقلابها در تاریخ جهان طی دو قرن گذشته بسیار مهم بوده‌اند، شگفت انگیز نیست که نظریه‌های گوناگونی به منظور کوشش برای تبیین آنها بوجود آمده است. برخی از این نظریه‌ها در اوایل عمر علوم اجتماعی تنظیم گردیدند؛ مهمترین رویکرد در این زمینه نظریه کارل مارکس است. مارکس مدتها پیش از هر یک از انقلابهایی که به نام اندیشه‌های او رخ داده زندگی می‌کرد، اما بر آن بود که نظریاتش تنها به عنوان تحلیلی از شرایط دگرگونی انقلابی در نظر گرفته نشود، بلکه به عنوان وسیله‌ای برای پیشبرد این گونه دگرگونیها مورد استفاده قرار گیرد. اندیشه‌های مارکس، صرف نظر از اعتبار حقیقی آنها، تأثیر عملی فوق العاده زیادی بر دگرگونیهای اجتماعی قرن بیستم داشته‌اند. نظریه‌های مهم دیگر بسیار دیرتر به وجود آمدند و اندیشمندان کوشش کرده‌اند هم انقلابهای اولیه (مانند انقلابهای آمریکا یا فرانسه) و هم انقلابهای بعدی را تبیین کنند. برخی دامنه تحلیل را حتی گسترده تر ساخته و کوشیده‌اند فعالیت انقلابی را در ارتباط با شکلهای دیگر شورش یا اعتراض تبیین کنند.

مارکس بر «چاره‌ناپذیری» یا ضرورت انقلاب سخت تکیه می‌کرد. وی بر آن بود که انقلاب ناشی از تکامل نیروهای تولیدگر جامعه است و از ناسازگاری آن نیروها با روابط و نظام سیاسی و اجتماعی کنونی، پدید می‌آید. هنگامی که این نظام و روابط جلوی رشد تولید را بگیرند، بحران سخت می‌شود و دورهٔ انقلاب‌های اجتماعی آغاز می‌شود. طبقات زبردست نمی‌خواند پایگاه خود را از دست بدهند و طبقات زیردست نمی‌خواند در وضع کنونی بمانند و این برخورد به انقلاب‌های خونین می‌انجامد. مارکس انقلاب را عامل ناگزیر پیشرفت و «لوکوموتیو تاریخ» می‌داند.[۲]

عوامل مؤثر برانقلاب

نارضایتی عمیق از وضع جاری

نارضایتی عنصر به وجود آورندهٔ تغییر است ولی هر نازضایتی نمی‌تواند به انقلاب تبدیل گردد، بلکه این نارضایتی باید به حد ناامیدی از اصلاح در پیکرهٔ سیاسی موجود در آمده باشد تا کم‌کم به عنصر خشم منجر شود. یکی دیگر از شاخصه‌های این نارضایتی، ظهور در طبقه‌ها و قشرها و نخبه گان است.

پیدایش و جایگزین ایدئولوژی‌های نو

ایدئولوژی به معنی اشتراکات فرهنگی و عقیدتی است که به نحوی نمادین بیان می‌گردد، ایدئولوژی به معنای خاصش نوعی انقلاب گفتاری محسوب می‌شود که اهداف جدیدی را پیش روی افراد ناراضی از وضع موجود قرار می‌دهد تا در حول آنها به ارائهٔ نظریات و ایده‌های جدید اقدام شود. برینتون گفته که هیچ انقلابی بدون ظهور ایدئولوژی جدید شکل نمی‌گیرد. این ایدئولوژی اهداف دور از دسترسی را که کمبود حکومت موجود است و حکومت نمی‌تواند آنها را تحقق بخشد، نشانه می‌رود تا هم رضایتی عقلایی از ارضاء آنها در آینده برای جذب عامیون استفاده کند و هم با آرمانهایش به ساختارهای نخبه گان ساخت بدهد و آنها را در یک جهت هماهنگ کند.

ایدئولوژی هر انقلاب در چگونگی روندها و چهاچوب‌ها در حال و آیندهٔ پیروزی و یا شکست آن انقلاب نقش بسیار اساسی دارد به عبارتی چگونگی پیروزی، حکومت جایگزین، نقش‌های رهبری و دیگر عوامل که با پیروزی یک انقلاب به دنبال آن می‌آیند از ایدئولوژی آن انقلاب بر می‌خیزند و هر چه این ایدئولوژی به آرمان‌های آن جامعه نزدیکتر باشد پیروزی نزدیکتر و موفق تر است

گسترش روحیهٔ آنارشیستی

گسترش روحیهٔ انقلابی آغاز دوران آنارشیستی یک انقلاب است. در این زمان جامعه دیگر به آن قدرت رسیده است که برای رسیدن به خواسته‌هایش در پی عمل کردن به آنها باشد. شورش‌ها، انتقادهای مستقیم و خالی از کنایه، تظاهرات‌های غیر آرام و... همه و همه از نشانه‌های رسیدن جامعه به این سطح از نارضایتی است. در مرحلهٔ دوم، یعنی بروز ایدئولوژی، هنوز مردم عامی نوعی پشیمانی، برای مقابله با تغییرات در آینده و حفظ وضع موجود را با خود همراه دارند ولی در مرحلهٔ گسترش روحیه انقلابی دیگر این محافظه کاری به تدریج از بین می‌رود و به نوعی تنفر تبدیل می‌شود. هر چه این تنفر ریشه دارتر و بزرگتر باشد چهرهٔ انقلاب‌ها خونین تر و پر اضطراب تر نیز می‌شوند، زیرا در آنها علاوه بر نابود شدن نهادهای حکومت پیشین، کارکنان و عوامل حکومت پیشین هم مورد خشم مردم قرار خواهند گرفت. به طور کلی به وجود آمدن این دوره شاخصهٔ بروز انقلاب است، هیچ کدام از مراحل قبل این حس را بر کل جامعه القاء نمی‌کنند که می‌توانند به انقلاب منجر شوند ولی ورود به دورهٔ آنارشیستی، بازگشت به عقب را ناممکن می‌کند و از طرفی وجود جهل در سران حکومت که تنها به ادامهٔ سرکوب ادامه می‌دهند، این روحیه را هر روز بیشتر از پیش می‌کند و تا آن حد پیش می‌رود که به انقلاب منجر گردد.

وجود رهبر

وجود رهبر، تشابه بی حد و اندازه‌ای با ایدئولوژی دارد. در جریان یک انقلاب همیشه یک ایدئولوژی حاکم نمی‌شود، بلکه انواع ایدئولوژی‌ها در کنار یکدیگر فعال اند ولی ایدئولوژی عام تر و نزدیکتر به اکثریت (منظور کسانی است که در روند انقلاب نقش فعالتر و ایدئولوژی بارزتر و پذیرفتنی تری دارند) از درون خود رهبری را برای بسیح این نیروها در نظر می‌گیرد و نقش هم آوایی برای انقلاب شروع می‌گردد. این رهبر علاوه برداشتن ویژگی‌ها سیاسی و اجتماعی و قشری باید شجاعت ایستادن در مقابل حکومت را هم داشته باشد. همچنین تعادل و تعامل با دیگر گروه‌ها و دسته‌ها نیز در روند پیروزی نقش بسیار مهمی دارد. آیت‌الله خمینی زمانی که در پاریس اقامت داشت در مورد تعامل با این گروه‌ها که حتی ایدئولوژی‌های مخالف داشتند کوشید ولی وقتی نیروی غالب بر انقلاب شکل گرفت و انقلاب به پیروزی رسید، همکاری پایان یافت. فیدل کاسترو در کوبا رهبری انقلاب کوبا را بر عهده داشت، این انقلاب‌ها که با رهبری یک نفر به عنوان شاخصهٔ بروز آنها به موفقیت می‌رسند را انقلاب‌های تک نفری می‌نامند ولی در غالب انقلاب‌ها این گونه نیست که یک نفر بتواند بسیج نیروها و نارضایتی‌ها را مهیا کند. گاهی مانند انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، الجزایر، انقلاب فرانسه، انقلاب ۱۹۷۹ نیکاراگوئه و انقلاب ۱۹۴۵ چین رهبری به یک گروه و یا دسته بر می‌گردد که بیشترین پیروان را دارند و ایدئولوژی مقبول تر را در اختیار دارند، ولی در کل این دسته‌ها نیز شخصت‌های مشهوری را دارند که حرف آخر رامی زنند مثلاً" لنین و بلشویسم در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، احمد آل در الجزایر، برینتون و روبسیر در انقلاب فرانسه، مائو در انقلاب ۱۹۴۵ چین.

آزادی انسان

تمامی دلایلی که برای به وجود آمدن انقلاب گفته می‌شود ممکن است صحیح باشد، ولی فقط یک دلیل اصلی موجود است که مادر وریشه تمام عوامل است واینکه ذاتاً انسان موجودی ازاد است چه ازلحاظ عقیدتی ویاسیاسی ویا اجتماعی. در تمامی جوامع، قوانین هرچند هم مثبت باشند، باذات انسان در تضادهستند، هرچند که، این تضاد درونی اندک باشد. باذکر این مثال که در تمامی انقلابها اکثر مردم بدون اطلاع کافی پیرو توده وجمعیت می‌شوند واگر انقلاب پیروزشود تا زمانی که هنوز سیستم جدید اعمال قدرت نکرده باشد مردم در شور و خوشحالی زیادی به سر می‌برند که ناشی از حس آزادی است و به محض تثبیت قدرت، خفقان ایجادمیشودکه ان هم ناشی از حس سلب ازادی است. مثال واضح اینکه تخلفات رانندگی زمانی که پلیس راهنمایی ورانندگی اعمال قدرت ویا باشدت بیشتری رانندگان راکنترل کند به مراتب بیشتراززمانی است که رانندگان فقط با یکسری علایم هشدار دهنده به راننگی می‌پردازند. همکاری در جامعه و تمامی دنیا امری بسیار مثبت است که به پیشرفت اهداف در تمامی زمینه‌ها کمک می‌کند وباعث اتحاد می‌شود تا زمانیکه سوءاستفاده، تبعیض، طمع، غرور، اعمال قدرت وعقیده و... راه خود را باز نکرده باشد

نتایج انقلاب

وقایع بعد از انقلاب تا اندازه‌ای تحت تأثیر همان رویدادهایی است که منجر به انقلاب شده‌اند. گاهی بعد از یک دوره مبارزه انقلابی کشور فقیر شده و به شدت دچار نفاق و از هم گسیختگی می‌گردد. بقایای رژیم شکست خورده یا گروههای دیگری که برای قدرت مبارزه می‌کنند، ممکن است نیروهای خود را دوباره گردآوری کرده و مجدداً دست به تهاجم بزنند. اگر دولتهای مجاور با حکومت جدید دشمن باشند، احتمال موفقیت حکومت جدید در بازسازی اجتماعی کمتر می‌شود مگر آنکه آنها از حکومت جدید طرفداری کرده و آماده حمایت جدی از آن باشند.

انقلاب‌های کلاسیک

در ایران


جنبش مشروطه ایران


جُنبِشِ مَشروطهٔ ایران مجموعه کوشش‌ها و رویدادهائی است که در دوره مظفرالدین شاه قاجار و سپس در دوره محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطه رخ داد و منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب اولین قانون اساسی ایران شد.


انقلاب ۱۳۵۷ ایران


انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی در ایران، (مشهور به انقلاب اسلامی) که با مشارکت اکثریت مردم، احزاب، روشنفکران و دانشجویان ایران انجام پذیرفت، نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، به رهبری آیت‌الله روح‌الله خمینی، یک روحانی شیعه، در ایران را فراهم کرد. تفکرات و شخصیتهای اسلامی، در این انقلاب حضور برجسته‌ای داشتند و خمینی آن را انقلاب اسلامی خواند. این انقلاب، با نام انقلاب بهمن ۵۷ نیز شناخته می‌شود.




انقلاب فرانسه

انقلاب فرانسه (۱۷۹۹-۱۷۸۹) دوره‌ای از دگرگونی‌های اجتماعی سیاسی در تاریخ سیاسی فرانسه و اروپا بود. این انقلاب، یکی از چند انقلاب مادر در طول تاریخ جهان است که پس از فراز و نشیب‌های بسیار، منجر به تغییر نظام سلطنتی به جمهوری در فرانسه و ایجاد پیامدهای عمیقی در کل اروپا شد.


اکتبر ۱۹۱۷ روسیه

 انقلاب ۱۹۱۷ روسیه

 

 

ولادیمیر لنین رهبر بلشویک‌ها

انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، جنبشی سیاسی در روسیه بود که در سال ۱۹۱۷ با سرنگونی دولت موقت که بعد از حکومت تزارها به روی کار آمده بود به اوج خود رسید و به برپایی اتحاد شوروی (که تا سال ۱۹۹۱ برقرار بود) انجامید. این انقلاب در دو مرحله صورت گرفت.


۱۹۴۵ چین


انقلاب آمریکا

انقلاب آمریکا (به انگلیسی: American Revolution) مجموعه رویدادها و اندیشه‌ها و تغییراتی است که منجر به جدائی سیزده ایالت آمریکای شمالی از بریتانیا و تأسیس ایالات متحدهٔ آمریکا گردید. اولین درگیری‌ها از شهر بوستون شروع شد که به دنبال شدت عمل پادشاهی انگلستان به سرعت گسترش یافت. در ۱۷۶۵ در نیویورک کنگره‌ای متشکل از ۹ کوچ نشین تشکیل شد که سران این کوچ نشین‌ها در این کنگره برای اقدام علیه انگلیس هم پیمان شدند و در مه ۱۷۷۵ رهبران کوچ نشین از مردم درخواست کردند که برای مبارزه با اشغالگران آماده شوند.

 

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱٢ | ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

تاثیر پرداخت یارانه بر اقتصاد ایران

 تحلیلی بر طرح هدفمند کردن یارانه ها  

                       

طرح «هدفمند کردن یارانه ها» را می توان محور اصلی برنامه ها و سیاست های اقتصادی دولت دهم نامید؛ زیرا بر اساس اظهارات مسوولان اقتصادی دولت، اغلب برنامه و سیاست های اقتصادی دولت دهم از جمله بودجه سال ۱۳۸۹ و برنامه پنجم توسعه اقتصادی با این طرح پیوند خورده است. در یک تعریف کلی، برنامه عبارت است از نقشه راه جهت حرکت از شرایط موجود که در آن یک مساله (مشکل) وجود دارد به شرایط دلخواه و مطلوب در آینده که آن مساله (مشکل)حل شده است. هر برنامه از تعدادی طرح های سازگار با هم که هرکدام شامل تعدادی پروژه هماهنگ شده که در یک فرآیند جهت دار به سمت هدف با در نظر گرفتن موانع و با یک زمان بندی مشخص تشکیل می شود. در یک نگاه کلی، شروط موفقیت هر برنامه شامل شناخت دقیق و ارائه تصویری کامل از وضعیت موجود، ارائه تعریف درست از مساله، برآورد واقع بینانه و دقیق از امکانات موجود، ارائه تصویری شفاف و قابل دستیابی از وضعیت مطلوب (هدف) در آینده، انتخاب طرح هایی در محدوده امکانات و قابل اجرا با پروژه های ارزشیابی شده به روش های علمی است و در آخر، بررسی و محاسبه هزینه فرصت برنامه است که رای نهایی برای انتخاب یا رد یک برنامه را صادر می کند.

انتخاب اهداف چندگانه و گاها ناسازگار و بلند پروازانه، عدم توجه به محدودیت ها (موانع غیرقابل حذف) و تنگناها (موانع قابل رفع در طی زمان)، عدم مقبولیت برنامه نزد بازیگران و مشمولین برنامه، همگی شرط وتو دارند و می توانند برنامه را به رویا تبدیل کنند. با توجه به مطالب ذکر شده ، یک برنامه اقتصادی عبارت است از برنامه ای که ناظر بر وضعیت موجود اقتصادی کشور باشد و به کارگیری طرح ها و اجرای پروژه های آن، اقتصاد ملی را از وضعیت موجود (که در آن یک مساله وجود دارد) به وضعیت مطلوب در آینده (که در آن مساله حل شده است) هدایت کند. حداقل شروط موفقیت یک برنامه اقتصادی نیز همان شرایط کلی برنامه و برنامه ریزی است.

 

وضعیت موجود اقتصاد ایران

 

اقتصاد ایران طی چهار دهه اخیر، گرفتار مسائل و مشکلات متعدد ریشه دار رشد یابنده ای شده است که آثار و نتایج آن به صورت نرخ رشد پایین اقتصادی، تولیدسرانه پایین ، توزیع نابرابر درآمد، تراز تجاری منفی بدون نفت، نرخ دورقمی بیکاری، نرخ رشد تورم دورقمی و... . در سال های اخیر ظاهر شده است. در اغلب مطالعات آسیب شناسی اقتصاد ایران اجماع بر این نظر وجود دارد که مسبب اصلی مجموعه مشکلات اقتصاد ایران اغلب نه از نیت دولت ها بلکه از جایگاه و نقش آنها در اقتصاد ملی و نتیجه برنامه ها و عملکرد شان در دهه ها و سال های گذشته است. از جمله مهم ترین این دلایل می توان به مالکیت و مدیریت دولت بر قسمت عمده سرمایه ها و تولید ملی در اقتصاد ایران (بیش از ۸۰ درصد) و نتایج اجرای برنامه های کوتاه و میان مدت اقتصادی و مداخله فزاینده دولت تقریبا در کل اقتصاد ملی نام برد. بنا به نقش و جایگاه تعریف شده دولت های توسعه گرا در اقتصاد و نقش و جایگاه ویژه دولت در اقتصاد ایران، هرگونه برنامه و راهکار جهت برون رفت از شرایط موجود و حرکت به وضعیت مطلوب در کوتاه یا میان مدت، در انحصار دولت است. علاوه بر برنامه های کوتاه (بودجه سالانه) و میان مدت (برنامه های توسعه)، یکی از مهم ترین برنامه های اقتصادی سال های اخیر ایران، تهیه و اعلام سیاست های اصل۴۴ قانون اساسی بوده است که برای حل قسمتی از مسائل مهم موجود اقتصاد ایران (حجم بالای مالکیت و مدیریت دولت در اقتصاد) جهت رسیدن به شرایط مطلوب در آینده (محدود کردن مالکیت و تصدی گری دولت در اقتصاد) طراحی و رهبر انقلاب به سران سه قوه ابلاغ و عملیاتی شده است.

پس از سیاست های اصل۴۴، برنامه «اصلاح ساختار اقتصاد ایران» از مهم ترین برنامه های اقتصادی ایران است که توسط دولت نهم اعلام شد. مهم ترین و عاجل ترین طرح این برنامه بلند پروازانه که ابتدا در سخنرانی ۲۲ بهمن ماه سال۱۳۸۶ رییس دولت نهم، دکتر محمود احمدی نژاد با عنوان «جراحی بزرگ در اقتصاد ایران» اعلام شد، طرح «هدفمند کردن یارنه ها» است که دولت دهم، آن را در دستور کار خود قرار داده است. در ادامه این نوشتار باتوجه به تعریف محدود از برنامه و شروط موفقیت آن، به بررسی اجمالی مشکلات و موانع مهم ترین طرح برنامه اقتصادی دولت دهم با عنوان «اصلاح ساختار اقتصاد ایران» یعنی طرح «هدفمند کردن یارانه ها» می پردازیم.

یارانه (subsidy) یکی از مقوله های اجتماعی بحث برانگیز درحوزه اقتصاد است که در سال های اخیر در ایران روند رو به بحرانی شدن به خصوص در حوزه اقتصاد را در پیش گرفته است. بر پایه اظهارات مقامات رسمی دولت در مصاحبه ها و ارائه ارقام هزینه های دولت در سال های اخیر، ابعاد پولی و سهم یارانه ها در اقتصاد ایران و بودجه دولت به طرز نگران کننده ای در حال بزرگ شدن است؛

به طوری که در سال گذشته (۱۳۸۷) نزدیک به ۲۵ درصد تولید ناخالص ملی را بلعیده و در بودجه دولت، حاشیه در حال غالب شدن بر متن است. در سال های اخیر یکی از مشکلات اساسی دولت در این حوزه به دلیل شرایط تورمی کشور، تامین اعتبارات مورد نیاز یارانه ها و کسری آن و نوسان در پرداخت و توزیع کالاهای یارانه ای بوده است. مشکلی که دولت را در سه جبهه چالش برانگیز شامل

▪ جبهه اول: جدال جهت تعیین محل تامین اعتبارات مورد نیاز یارانه ها و گرفتن مجوز جهت تامین کسری اعتبارات آن؛

▪ جبهه دوم: دفاع از خود در برابر اعتراضات مصرف کنندگان ناراضی از نوسان و تاخیر در توزیع کالاها و خدمات یارانه ای

▪ جبهه سوم: اخلال در ارتباط و تعادل عرضه و تقاضای کالا و خدمات یارانه ای بین بخشی و در نتیجه، عدم تعادل اقتصاد ملی، درگیرکرده است. این جدال، تلاش و فشار فرسایشی ادامه دار و در حال گسترش، علاوه بر آنکه توان مسوولان اجرایی کشور را در انجام سایر امور اقتصادی محوله (امور تخصیصی، تعدیلی، تثبیتی، تصحیحی) تحلیل برده و نه تنها نتایج مورد نظر دولت را تامین نکرده است، بلکه نارضایتی نسبی مشمولین و غیرمشمولین یارانه ها را نیز به دنبال داشته است؛ اما مشکل اساسی یارانه ها در ابعاد بسیار گسترده تر، وقتی خود را نشان می دهد که آثار و نتایج کارکردی آنها در حوزه اقتصاد ملی در میان و بلند مدت ظاهر شود.

بر اساس تئوری های علم اقتصاد، پرداخت گسترده یارانه ها، مزیت اصلی نظام اقتصاد بازار بر سایر نظام های اقتصادی؛ یعنی مکانیزم تخصیص بهینه، کارآ و موثر عوامل تولید در حوزه تولید و همچنین سازوکار چیدمان کالاها در سبد مصرف خانوار؛ یعنی مکانیسم عرضه و تقاضا (مکانیسم قیمت) را دچار اخلال می کند. نتیجه علمی و منطق اقتصادی این اخلال، در میان و بلند مدت، ناکارآمدی و تحلیل رفتن توان اقتصادی کشور و گسترش فقر عمومی است که نیاز به یارانه های بیشتر را دامن می زند. بر این دو مهم، باید کاهش انگیزه فعالیت های اقتصادی، بی عدالتی درآمدی (اخلال در توزیع درآمد)، ایجاد زمینه رانت ، فساد مالی رشدیابنده نهفته در مکانیزم توزیع گسترده و حجیم یارانه ها را هم اضافه کرد. شرایط موجود اقتصاد ایران و مقایسه آن با کشورهای هم سطح توسعه با ایران در چهار دهه گذشته مثل ترکیه، کره جنوبی، برزیل و... گواه این ادعاست. همچنین برای اقتصاد ایران باید مسائل دیگر ازجمله رشد مداوم حجم یارانه ها به دلیل شرایط تورمی و مکانیسم پرداخت یارانه ها، رشد شتابان جمعیت کشور، نقش یارانه ها در تامین منابع تولید، افزایش مصرف سرانه کشور در چهار دهه گذشته و نوسانی بودن درآمدهای نفتی؛ یعنی منبع اصلی تامین اعتبارات یارانه ها را اضافه کرد. مجموعه این مشکلات هراس هر دولت مسوولیت پذیر و پاسخگو را برانگیخته و اقدامی عاجل جهت ایجاد اصلاحات اساسی در این حوزه را طلب می کند.

مجموعه این مشکلات رشدیابنده سبب انجام اقدامات دولت های برسرکارآمده پس از پایان جنگ تحمیلی و عادی شدن شرایط عمومی کشور، جهت تهیه راهکاری برای پایان دادن و رهایی از مقوله بحران زای یارانه ها بوده است؛ طرح ها و پروژه های دولت های سازندگی، اصلاحات و عدالت محور در مورد حذف ، کاهش، منطقی کردن و در آخر «هدفمند کردن یارانه ها»، فعالیت ها و تلاش های ادامه دار و بحث برانگیز در همین حوزه بوده است. اما دولت نهم به مقوله یارانه ها نگاهی دوگانه داشته است. ابتدا در شروع کارش و با هماهنگی و همکاری مجلس شورای اسلامی به گسترش شمول و افزایش حجم یارانه ها با هدف کنترل سطح عمومی قیمت ها (تورم) و همچنین با کنارگذاشتن طرح های دولت های قبلی و برنامه چهارم توسعه در جهت رقیق کردن تدریجی یارانه ها، به عمق و گسترش این بحران در حوزه اقتصاد ملی دامن زد. پس از تاثیر عملکرد و ظهور نتایج ناخوشایند توزیع گسترده یارانه ها (که در سطور قبل به تعدادی از آنها اشاره شد)، دولت نهم اگرچه دیر (از اواخر سال ۱۳۸۶)، تصمیم به اقدامی انقلابی زیر عنوان جراحی بزرگ و انجام اصلاحات در ساختار اقتصاد ملی از جمله در حوزه یارانه ها گرفت.

اولین طرح برنامه دولت جهت اصلاحات ساختار اقتصاد ایران با عنوان طرح «هدفمند کردن یارانه ها» معرفی شد. با توجه به روشی که برای اجرای این طرح انتخاب شده است، می توان آن را طرح «نقدی کردن یارانه ها » نامید که معنی و مفهوم آن، پرداخت ریالی معادل یارانه ها به مصرف کننده هدف و آزادسازی قیمت کالا و خدمات مشمول یارانه ها و رهایی دولت از مطالبات دائما رشد یابنده مردم در تامین و توزیع به موقع کالاهای یارانه ای است. پرداخت یارانه ها از جمله زیر مجموعه سیاست های انبساطی مالی (افزایش مخارج) دولت ها است. روش پرداخت یارانه ها اصولا متناسب با تعریف و اهداف هر دولت از یارانه ها، طراحی یا انتخاب می شود که هدف دولت عدالت محور نهم و دهم، قطع پرداخت یارانه ها به کالاهای اساسی مورد مصرف کل جمعیت ساکن کشور و پرداخت یارانه ها به شکل پول نقد به دهک های درآمدی آسیب پذیر از تغییر روش (مکانیسم) پرداخت یارانه ها است. از مجموعه هزاران ساعت مطالعات و کار کارشناسی، تئوریسین و تیم مطالعاتی، نتایج مطالعات انجام شده مورد ادعای مقامات دولت در حوزه یارانه ها و تنظیم طرح هدفمند کردن یارانه ها و آثار و نتایج آن، مطالب چندانی منتشر نشده است.

تنها دولت پس از مدت ها انتظار صاحبنظران، مردم، مدیران و فعالان اقتصاد کشور، برنامه ای را در قالب یک طرح به مجلس ارائه کرد که چاشنی آن تبلیغات گسترده و تعجیل در اجرا و ربط دادن اغلب امور جاری و برنامه های اقتصادی کشور به آن است.

طرح «هدفمند کردن یارانه ها» به دلیل نقش و جایگاه یارانه ها در اقتصاد ملی و زندگی آحاد مردم، حساسیت همگانی را برانگیخته است. ابتدایی ترین و مهم ترین سوال هر شهروند ایرانی این است که آیا طرح جدید، قابلیت اجرا دارد و چه آثار و نتایجی بر اقتصاد ملی برجا خواهد گذاشت.

آیا اجرای طرح می تواند آثار و نتایج مثبت مورد ادعای مدافعان آن را بر اقتصاد ملی و سطح رفاه مردم نسبت به شرایط موجود در پی داشته باشد یا احتمال دارد اوضاع را از آنچه هست بدتر کند؟ در یک جواب کلی بنا به مجموعه شرایط موجود و آثار و نتایج طولانی مدت یارانه ها در اقتصاد ایران با اطمینان می توان گفت، هر اقدامی جهت رقیق کردن یارانه ها صورت گیرد از دست روی دست گذاشتن بهتر است زیرا ادامه روند و روش فعلی توزیع گسترده یارانه ها با توجه به وضعیت اقتصاد کشور و مجموعه منابع درآمدهای دولت، امکانپذیر نیست و توزیع یارانه ها با مکانیسم فعلی به نقطه غیرقابل دفاع و ادامه دادن رسیده است. البته نباید فراموش کرد که به دلیل کهنگی و گستردگی آثار یارانه ها بر اقتصاد ایران و زندگی روزانه مردم، حتی طرح ها و پروژه های کارشناسی شده که نمره قبولی در ارزشیابی های اقتصادی اجتماعی گرفته باشند، نیاز به تست پایلوت دارند. اجرای طرح هایی به گستردگی و عمق یارانه ها در اقتصاد ایران ، قبل از ارزشیابی عملی و گذر از مرحله آزمایشی صرفا به دلیل مقبولیت نظری آن، می تواند به نتایج ناخوشایند و به خارج شدن اوضاع اقتصادی کشور از کنترل بینجامد و به کلام دیگر مشکلی که طی بیش از ۴۰ سال انباشته شده است، یکساله نمی توان اصلاح کرد. در ادامه مطلب به ذکر گروهی از ایرادها و مشکلات این طرح و آثار و نتایج احتمالی مترتب بر آن پرداخته شده است.

 

● ایرادهای شکلی و تئوریک طرح

 

بن بست تئوریک و نظری طرح: هرگاه تعریف اشتباهی از یک مساله و مشکل و شرایط زمانی و مکانی آن صورت گیرد، قطعا راه های انتخاب شده برای حل مساله و رفع مشکل نیز اشتباه خواهد بود و هر اقدامی در جهت حل مساله، بر وخامت اوضاع می افزاید. مشکل یارانه ها در ایران و نگاه دولت دهم نیز تا حدودی گرفتار چنین وضعیتی است. از مجموعه سخنرانی ها، مصاحبه ها و نوشته های کارگزاران و مدیران اقتصادی دولت در حوزه یارانه ها این نتیجه استنباط می شود که پیشنهاد دهندگان طرح نقدی کردن یارانه ها، مبنا و اساس طرح را بر درست بودن اصل پرداخت گسترده و حجیم یارانه قرار داده اند و برای رفع مشکلات توزیع آن، به دنبال مکانیزم کارآمدتری هستند.

اما سوال اساسی این است که آیا تعریف درستی از اصل مساله یارانه ها با درک صحیحی از شرایط حال اقتصاد کشور و جهان صورت گرفته است و ادامه پرداخت یارانه ها قابل توجیه است؟ اگر چنین هست، مبنای تئوریک و نظری آن کدام است؟ پرداخت گسترده یارانه ها بر اساس چه مبنا و معیاری نمره قبولی گرفته است؟ دولت بر چه پایه و اساسی می تواند مالکیت گروهی از مردم کشور را بر دارایی هایشان سلب (گرفتن مالیات) و آن دارایی را به گروه دیگری از مردم (یارانه) منتقل کند؟ آیا دولت اجازه دارد با اعمال تبعیض به نفع طبقات پایین درآمدی، یارانه ها را (نقدی یا غیرنقدی) از محل درآمدهای غیر مالیاتی دولت (مثل فروش منابع طبیعی که متعلق به همه آحاد ملت است) پرداخت کند؟ آیا دولت اجازه دارد با بکارگیری راهکار کسربودجه و تامین آن با استقراض از بانک مرکزی که در واقع برداشت از حساب حقوق بگیران و دارندگان دارایی های پولی است، اقدام به پرداخت یارانه ها به گروه های پایین درآمدی کند؟ مبنای نظری و تئوریک و حتی شرعی این پرداخت ها کدام است؟ آیا دولت نتایج نهایی دریافت مالیات ها جهت تامین هزینه یارانه ها بر اقتصاد ملی و در نتیجه بر زندگی آحاد مردم را برآورد کرده است؟ کمک به کم درآمدها باید موقت، هدفمند، قابل برگشت به خزانه باشد یا دائمی و بلا عوض؟ انتخاب جواب به هریک از سوالات فوق باید بر اساس یک نظریه و تئوری پذیرفته شده اقتصادی اجتماعی و پیش بینی صحیح آثار و نتایج آن صورت گیرد. زیرا انتخاب هر جواب برای هریک از این سوالات، سیاست های اقتصادی کاملا متفاوت را طلب و نتایج کاملا متفاوت اقتصادی برای آحاد مردم و اقتصاد ملی درپی دارد.

۲) درآمدهای انتظاری: پس از جدی شدن طرح «هدفمند کردن یارانه ها»، چالش برانگیزترین موضوع آن، نحوه نگهداری و مدریت هزینه کردن درآمدهای حاصل از نقدی کردن یارانه ها بوده است. مجلس بازکردن حسابی در خزانه و هزینه کردن درآمدها در چارچوب بودجه را راهکار قانونی اجرای طرح می داند و دولت نهادن درآمدها در یک صندوق و هزینه کردن آن با سلیقه خودش را راهکارکارآمد طرح عنوان می کند. اصرار هریک از طرفین بر نظرش، هیاهوی زیادی در سطح دو قوه مقننه و مجریه و رسانه های عمومی و جامعه در پی داشته است. با یک نگاه واقع بینانه به شرایط موجود می توان گفت، درآمدهای انتظاری از اجرای طرح، بیشتر توهم یک درآمد حجیم است و اختلاف پیرامون آن هم، هیاهو برای هیچ؛ زیرا دولت به خوبی با مشکلات و موانع تهیه اعتبارات لازم برای یارانه ها کاملا آشنا و هنوز درگیر آن و برای رهایی از همین مشکلات و تنگناهای تامین اعتبارات است که طرح نقدی کردن یارانه ها را روی میز گذاشته است.

از طرف دیگر مجلس نیز از وضعیت درآمدی و کسری هنگفت بودجه دولت ها طی دو دهه اخیر که قسمت عمده آن از بابت پرداخت پیدا و پنهان یارانه ها بوده است، کاملا با خبر است و همچنین می داند که سهم بزرگی از حذف یارانه به خصوص در بخش انرژی (حدود ۲۵درصد) از جیب دولت برداشته می شود و باید هزینه سازمان مجری طرح را نیز از محل درآمد طرح پرداخت کرد. تحت این شرایط پس از حذف یارانه ها و درصورت رعایت انضباط مالی از طرف دولت، تنها زمینه امکان تعادل بودجه سالانه کشور فراهم می شود و پولی تجمیع نمی شود که احتیاج به باز کردن حساب نزد خزانه یا ساختن صندوق زیر نظر دولت لازم باشد؛ مگر آنکه دولت و مجلس توافق بر ادامه رویه سابقه دار کسر بودجه پولی؛ یعنی استقراض از بانک مرکزی کنند که نتیجه آن گسترش پایه پولی و افزایش حجم نقدینگی است.

لازم به ذکر است که هزینه کسر بودجه پولی دولت، تورم قیمت کالاهای مصرفی است که فشار و هزینه آن عمدتا به طبقات پایین درآمدی به خصوص حقوق بگیران و دارندگان دارایی های نقدی تحمیل می شود که مورد هدفمند کردن یارانه ها هستند. تحت این شرایط اگر دولت اصرار بر حذف یارانه های کالا و خدمات اساسی کرده و معادل آن را به صورت نقدی به چندین دهک درآمدی پرداخت کند، گشایشی در عدم تعادل بودجه دولت و رفاه مردم ایجاد نشده است و در بهترین حالت همچنان در بر همان پاشنه چرخیده و تنها از یک شرایط عدم تعادل اقتصادی به شرایط عدم تعادل دیگر حرکت کرده و در حل مشکل یارانه ها در اقتصاد ایران اقدام قابل ملاحظه ای انجام نگرفته است.

۳) دفاع نامناسب از طرح: تامین اعتبارات لازم برای پرداخت یارانه ها با روش فعلی، مشکل اصلی دولت در حوزه درآمدهای بودجه است. کسری بودجه دولت در سال های گذشته و جاری، گواه بر وجود این مشکل بزرگ است که اغلب اعضای دو قوه مجریه و مقننه را مجاب بر انجام اصلاحاتی در این حوزه کرده است. این اصلاحات اجبارا باید با هدف گذاری کاهش حجم و سطح توزیع یارانه تنظیم شود تا مشکل کسر بودجه مزمن دولت التیام یافته و همچنین با افزایش تحرک اقتصاد ملی و دستیابی به نرخ رشد اقتصادی بالاتر، نیاز به توزیع یارانه ها، کاهش پیدا کند. اعضای دولت در دفاع و تبلیغ از طرح «هدفمند کردن یارانه ها» مکرارا اعلام کرده اند که قصد کاهش یارانه ها را ندارند بلکه هدف بهبود شاخص عدالت درآمدی و خشکاندن ریشه تورم را دنبال می کنند؛ اما معنی و مفهوم ارائه شده از واژه عدالت توسط دولت در جهت ایجاد برابری درآمدها بین افراد جامعه، از مقبولیت لازم برخوردار نیست، زیرا تلاش، کوشش و توانایی افراد جامعه با یکدیگر جهت کسب درآمد، برابر نیست و برابر کردن دستوری، برونزا و ابزاری درآمدها با مفهوم عدالت سازگاری ندارد که دولت قصد دارد با پرداخت تبعیض آمیز یارانه آن را ایجاد کند.

این اقدام دولت می تواند به گسترش ناکارآمدی در اقتصاد ملی بیانجامد. همچنین این گفته تکراری مدیران ارشد اقتصادی دولت دهم که هدفمند کردن یارانه ها، ریشه تورم را می خشکاند، بر اساس تئوری های علم اقتصاد قابل دفاع نیست و تعجب و سوال بزرگی را برای صاحب نظران اقتصادی ایجاد کرده است؛ زیرا بر اساس تئوری ها و مطالعات اقتصادی، تفاوت قابل ملاحظه و معنی داری بین نتایج توزیع یارانه ها با روش نقدی (طرح دولت) و غیرنقدی (روش موجود) بر تورم وجود ندارد؛ به خصوص اگر از محل کسری بودجه و پولی کردن آن باشد خود عامل تشدید تورم است.

 

● موانع اجرای طرح

 

۱  ( غیبت تئوریسین اقتصادی: یکی از محدودیت های اقتصاد ایران، عدم شکل گیری مکاتب اقتصادی در کشور و غیبت تئوریسین های اقتصادی در مراکز تصمیم سازی، تصمیم گیری و سیاست گذاری های اقتصاد ملی است. وجود تئوریسین های اقتصادی جهت نظریه پردازی و مدل سازی، شرط لازم برای هر گونه اصلاحات ساختاری و سیاست گذاری اقتصادی است. بدون نظریه پردازی صاحب نظران در این حوزه، هر حرکتی در جهت اصلاحات و سیاست گذاری، قدم زدن در فضای تاریک و جاده ناهموار است. هر سیاستی در صورتی اقتصاد ملی را به سمت هدف انتخاب شده، هدایت می کند که بر اساس تحلیل درست اطلاعات و آمارهای متغیرهای اقتصاد کلان، توسط یک تئوریسن اقتصادی طراحی یا از بین تحقیقات سایر صاحبنظران انتخاب شده باشد. گواه صحت این نظر، تجربه های دیگر کشورهای مشابه در اصلاح ساختاری اقتصادی است که در صورتی با موفقیت همراه شده که یک تئوریسن اقتصادی که اقتصاد آن کشور را به خوبی می شناخته، در رأس آن قرار داشته یا رییس دولت یک صاحب نظر اقتصادی بوده است.

برای نمونه می توان از کمال درویش در ترکیه، جاستین لین ایفو در چین، محبوب الحق و شوکت عزیز در پاکستان، فرناندو کاردوزو در برزیل و مون ماهان سینگ در هندوستان نام برد. شرایط منحنی امکانات مدیریت اقتصاد ایران در حوزه اندیشه و نظریه پردازی بسیار غم انگیز است. کم تحملی و فقدان فرهنگ مدارا نزد مدیران ارشد دولت، منحنی امکانات اقتصاد ایران را برای بهره گرفتن از نظرات و اندیشه های محققین و تئوریسین های توانمند کشور، بسیار محدود کرده است.

گواه این ادعا، اساتید صاحب نام ایرانی در دانشکده های اقتصاد و مدیریت دانشگاه های طراز اول جهان و صاحب نظران و نظریه پردازان با تجربه حاضر در داخل کشور است که مورد مشورت قرار نمی گیرند، توصیه های آنها جدی گرفته نمی شود، هشدارها و نصایحشان با تندی و پرخاشگری پاسخ داده می شود. علاوه بر این، محرومیت خود خواسته ایران از امکانات و تحقیقات نهادهای علمی اقتصادی بین المللی را باید به مجموعه ذکر شده در این حوزه اضافه کرد. همه کشورهای مشابه ایران از نتایج تحقیقات و نظرات کارشناسان سازمان ها و نهادهای تخصصی بین اللملی از جمله بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بهره می گیرند، اما نگاه همراه با ظن و تردید تصمیم گیران کشور به این مراکز و سازمان ها، تصمیم سازان و مدیران دولتی اقتصاد ایران را جهت استفاده از محققین، صاحبنظران و نتایج تحقیقات این مراکز، مردد کرده است و تنها حق عضویت این سازمان ها از بودجه عمومی پرداخت می شود. مجموعه شرایط موجود درحوزه اندیشه علم اقتصاد که مواردی از آن ذکر شد، یک فضای غیرعلمی و آزمایش و خطا را در محیط گزینش سیاست های اقتصادی حاکم کرده است، به طوری که سیاست هایی که مزیت آنها بیشتر چاشنی دلسوزی در انتخاب و تعجیل در اجرا و کمتر تئوری های علم اقتصاد است، برگزیده شده و در دستور کار برای اجرا قرار می گیرند که به تبع، نتایج مورد انتظار را به دنبال ندارند.

گواه این مدعا کم اثر بودن طرح «بنگاه های زود بازده»، «افزایش سقف وام های مسکن»، کم اثر بودن هزینه کردن سالانه بیش از ۵۰ میلیارد دلار هدیه منابع طبیعی خدادادی (نفت) در سال های گذشته است که می توانست رشد اقتصاد ایران را به نرخ۱۰ درصد در سال برساند. در حال حاضر در مجموعه مدیران اقتصادی دولت دهم، خلاء یک تیم اقتصادی که یک تئوریسین اقتصاد کلان و با تجربه در برنامه ریزی اقتصادی در راس آن باشد، کاملا مشهود است. انجام اصلاحات ساختاری در اقتصاد ملی از جمله ایجاد تغییر و تحول در مقوله ای مانند یارانه ها که به دلیل حجم، گستردگی و عمق آن تقریبا همه مصرف کنندگان و بخش وسیعی از تولیدکنندگان در کشور را دچار تغییرات گسترده در تخصیص منابع می کند، یک تئوریسین اقتصاد کلان که بتواند نقشه راه انجام این پروژه را طراحی و آثار و نتایج اجرای آن و دگرگونی ها و تغییر و تحولات پس از آن را به خوبی پیش بینی کرده و نسخه لازم برای کاهش مشکلات قابل پیش بینی از اجرای آن را تهیه کند، وجود ندارد و تقریبا همه سازمان ها، ارگان ها و مسوولان درگیر و مرتبط با این طرح در تاریکی قدم بر می دارند. به همین دلیل، لایحه هدفمند کردن یارانه های دولت اگر چه مهم، ولی نه تنها از نظر اقتصادی حتی از نظر حقوقی نیز به خوبی کارشناسی شده نبود و به همین دلیل در مرحله تصویب در مجلس دچار تغییرات زیاد و پس از آن در تایید شورای نگهبان با مشکل روبه رو شد.

همچنین در بررسی لایحه یارانه ها در مجلس و رفع چالش مجلس و دولت بر سر تبصره ها، نحوه و راهکار اجرای لایحه نیز غیبت اقتصاددانان و یک تئوریسن اقتصاد کلان با چانه زنی رفع و رجوع شد. تحت این شرایط نتایج هرگونه جرح و تعدیل در طرح، در وضعیت عدم اطمینان قرار دارد و امکان موفقیت طرح کاهش یافته و اجرای آن می تواند نتایج ناخوشایندی بر اقتصاد کشور و نحوه زندگی و رفاه مردم بر جا بگذارد. در چنین موارد بسیار مهم و حساس مثل مقوله یارانه ها و با توجه به تیم اقتصادی دولت ها که اغلب دچار ضعف است، بهتر آن است که سیاست های اقتصادی دولت ابتدا در مراکز علمی، پژوهشکده های اقتصادی و دانشکده های اقتصاد کشور به بررسی گذاشته شود و از بین پژوهش های آنها، چند مورد قابل قبول برای دولت انتخاب و با پشتوانه یک تئوری معتبر اقتصادی به مجلس ارائه شود تا مجلس بدون دخل و تصرف در آنها، گزینه ای را که مقبولیت عمومی بیشتری دارد، انتخاب کند. فرآیندی که در اغلب کشورهای توسعه یافته یک رویه است.

۲  ( نیاز به اختیارات فرا قانونی دولت: بر اساس مفاد متن طرح، محل نگهداری و نحوه هزینه کردن درآمدهای حاصل از نقدی کردن یارانه ها، صندوقی زیر نظر دولت پیش بینی شده است تا دولت بنا به صلاحدید خود محل هزینه کردن آنرا تعیین کند و امکان عکس العمل سریع به نوسانات و رفع موانع غیرقابل پیش بینی طرح را داشته باشد. دولت برای اعمال نظر خود و پذیرش آن از طرف مجلس، کلیت طرح را هزینه آن قرار داده است. پذیرش این خواست دولت از طرف مجلس، دادن اختیارات فرا قانونی به دولت است که در یک فرآیند عادی تبدیل لایحه دولت به قانون امکانپذیر نیست و باید به دنبال کشف راه های دور زدن قانون رفت. بر اساس دلایل پیدایش و فرآیند تکامل بودجه نویسی در ایران و جهان، بودجه ابزاری برای کنترل دولت ها در کسب درآمد (گرفتن مالیات) و هزینه کردن آن است و هر درآمدی که از محل مالیات ها، فروش منابع طبیعی، مواد خام و... باشد، باید به خزانه واریز شود و محل هزینه کردن آن از سوی مجلس تعیین، توسط دولت اجرا و از طرف دیوان محاسبات کنترل شود. داشتن قدرت سیاسی و منابع مالی بدون کنترل باعث ایجاد زمینه فساد در سیستم اداره کشور می شود. به همین دلیل اگر اعتبارات حجیم تجمیع شده از محل نقدی شدن یارانه ها (از هر محلی که تامین شود) بدون تفصیل در اختیار دولت قرار گیرد، زمینه سازگسترش فساد مالی می شود و مجلس نباید با قبول نظر دولت، زمینه بروز فساد در سیستم اداری کشور را فراهم کند.

۳  ( خلاء سازمان مجری طرح: طرح هدفمند کردن یارانه ها (پرداخت نقدی یارانه ها)، یک طرح بزرگ ملی است که اجرای آن نیاز به یک سازمان توانمند مدیریتی، اجرایی و کنترلی دارد. ابعاد طرح چه از نظر گسترش در سطح (ایجاد پوشش ۷۰ میلیون نفری)، چه از نظر نفوذ در عمق (شناسایی وضعیت درآمدی و ثروت حدود ۱۷ میلیون خانوار) و از بعد حجم گردش مالی سالانه طرح (حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان)، همگی نشان از بزرگی طرح و نیاز به یک سازمان بزرگ، کارآمد و فعال با پرسنل دارای تخصص های مختلف دارد. این سازمان باید پس از جمع آوری اطلاعات بسیار متنوع و حجیم که دارایی ها و درآمد همه افراد و خانوارها را پوشش می دهد، همواره اطلاعات و داده ها با حجم ذکر شده را به روز کرده و پاسخگوی بیش از۷۰ میلیون ارباب رجوع باشد، زیرا وضعیت اشتغال، درآمد، هزینه ها و دارایی افراد دائما در حال تغییر است. دولت برای رفع این خلاء که امتیاز وتوی طرح را دارد، باید جهت ایجاد سازمان مجری طرح، اقدامی عاجل انجام دهد. ایجاد سازمانی با مشخصات ذکر شده و سیستم پایش آن، علاوه بر بزرگ تر کردن حجم دولت، نیاز به زمان دارد و هزینه بزرگی را نیز بر بودجه دولت تحمیل می کند که قطعا باید از محل تجمیع درآمد نقدی شدن یارانه ها تامین شود.

۴  ( امکان مخالفت عمومی با ادامه طرح: بر اساس تئوری های علم اقتصاد (انتظارات عقلایی) آن دسته از سیاست اقتصادی دولت که با مقبولیت عمومی همراه نشود، از طرف مردم خنثی شده و با شکست روبه رو می شود. با ضریب احتمال بالا، اجرای طرح دولت (نقدی کردن یارانه ها) به نتایج مورد ادعا و دلخواه دولت که به طور پرحجم آنها را تبلیغ می کند یعنی بهبود شاخص عدالت درآمدی و کاهش نرخ تورم، نمی انجامد. اگر شرایط قابل انتظار که ناسازگار با تبلیغات دولت است، رخ دهد، مقبولیت طرح نزد مردم از بین می رود و مخالف عمومی با آن به کنارگذاشتن طرح می انجامد. این اتفاقات در ایران مسبوق به سابقه است و اقتصاد ملی در سال های گذشته نمونه هایی از متوقف شدن طرح های اصلاح ساختاری را تجربه کرده است. این اتفاق علاوه بر هزینه هایی که بر اقتصاد ملی وارد می کند، سال ها هرگونه اقدام جهت اصلاحات لازم در حوزه یارانه ها را عقب می اندازد.

 

مشکلات قابل پیش بینی از اجرای طرح

 

سابقه یارانه ها در اقتصاد ایران و سطح توزیع، عمق و حجم آن در سیستم تولید، توزیع و زندگی روزانه مردم آنقدر عمیق است که هرگونه تغییر در آن می تواند به بروز مشکلات متعدد و حتی غیرقابل انتظار بینجامد. از جمله مشکلات قابل پیش بینی طرح دولت (نقدی شدن یارانه ها) می توان به افزایش قیمت و کاهش تولید کالا و خدمات به خصوص در گروه های انرژی بر مانند کالاهای فلزی و خدمات حمل ونقل، کاهش قدرت رقابت بنگاه های دور از بازارهای مصرف، ورشکستگی بنگاه های با بهره وری پایین در مصرف انرژی، تغییر ساختار بنگاه ها در جهت کاهش مصرف انرژی، افزایش بیکاری در گروه کارگران صنایع انرژی بر، تغییر ترکیب سبد مصرف خانوار با کاهش مصرف کالاها و خدمات انرژی بر و.... نام برد. مقالات متعدد در مورد مجموعه مشکلات طرح دولت که گروهی از آنها نامبرده شد، منتشر شده است. در ادامه به چهار مورد از مشکلات طرح دولت که کمتر مورد توجه واقع شده اند ، اشاره مختصری می شود:

 

۱  ( زمینه گسترش فساد اقتصادی: همانطور که ذکر آن رفت، مطابق برآوردهای مسوولان دولتی حجم یارانه ها در شرایط فعلی حدود یکصد هزار میلیارد تومان برآورد می شود. اگر مجریان طرح بتوانند این حجم از درآمد را تجمیع کنند، توزیع این حجم از پول در بین حدود ۵۰ میلیون نفر (هفت دهک درآمدی) که قرار است زیر چتر یارانه های نقدی قرار گیرند، زمینه ایجاد و گسترش فساد اقتصادی فراهم می شود. از دیگر سو به دلیل تبصره های متعدد در متن طرح و راهکارهای اجرای آن به صورت مرحله ای، زمینه برای چانه زنی مدیران شرکت های دولتی تولید کننده کالاهای یارانه ای فراهم می شود و به دلیل شرایط انحصاری بودن اغلب این بنگاه ها و تنگنای تولید و نیاز جامعه به تولیدات آنها، زمینه دور زدن طرح برای این بنگاه ها فراهم و موفقیت طرح با ابهام روبه رو خواهد شد.

تحمیل ناکارآمدی بنگاهای دولتی به مردم: در یکی از بندهای طرح آمده است که کالاها و خدمات بنگاه های (شرکت های) دولتی از جمله نیروگاهای تولید برق با قیمت تمام شده به مردم فروخته شود. این راهکار هزینه ناکارآمدی بنگاهای دولتی را که در حال حاضر از انحصار طبیعی برخوردارند به مردم تحمیل می کند. در طرح باید پیش بینی شود که همه کالاهای شرکت های دولتی باید در شرایط رقابتی تولید شوند یا در قیمت گذاری آنها از روش قیمت سایه ای استفاده شود.

تحمیل هزینه سایش کفش ها به اقتصاد ملی: اگر دولت بر اصرار خود مبنی بر توزیع کل یارانه ها به صورت نقدی برای هفت دهک درآمدی باقی بماند، این حجم از درآمد انتظاری، انگیزه لازم برای بیش از پنجاه میلیون نفر را ایجاد می کند تا با مراجعه مکرر به مراکز ذی ربط، زیر چتر یارانه های نقدی قرار گرفته و به گروه های برخوردارتر از یارانه ها ارتقا یابند. این تلاش گسترده و ادامه دار مردم برای ورود به زیرمجموعه برخوردارتر طرح و تلاش محققان و مسوولان طرح به محل زندگی متقاضیان جهت شناسایی مشمولین و غیرمشمولین طرح، هزینه بسیار زیاد سایش کفش ها را برای کل جامعه و اقتصاد ملی در پی دارد.

 

● جمع بندی و نتیجه گیری

 

پرداخت یارانه های گسترده طی بیش از چهار دهه با هدف پایین نگه داشتن سطح عمومی قیمت ها و در نهایت افزایش رفاه مصرف کننده، بامالکیت گسترده و تصدی گری دولت بر اقتصاد ملی، مانع ایجاد تحرک و پویایی لازم در اقتصاد ایران شده است به طوری که تولید خالص سرانه در کشور طی بیش از سه دهه رشد قابل ملاحظه ای نداشته است و نه آنکه قابل مقایسه با کشورهای توسعه یافته نیست، بلکه حدود نصف میانگین جهانی است. لازم به ذکر است که به دلیل کهنگی پرداخت یارانه و لحاظ شدن آن در سبد مصرفی خانوار در حدود چهار دهه، حذف یکباره آن می تواند مشکلات زیادی را برای مدیریت سبد خانوار ایجاد کند که با تزریق پول به درآمد خانوار قابل رفع نیست. بر این اساس طرح دولت (نقدی کردن یارانه ها) از یک طرف سبب کاهش رفاه مصرف کننده در کوتاه مدت شده و از طرف دیگر تاثیری بر کاهش کسربودجه دولت که یکی از بزرگ ترین مشکلات اقتصاد ایران است، ندارد. طرح هدفمند کردن یارانه ها باید با هدف گذاری کاهش حجم و سطح توزیع یارانه طی چند سال تنظیم شود تا از یک طرف مشکل کسر بودجه مزمن دولت التیام یافته و از طرف دیگر با افزایش تحرک اقتصاد ملی و دستیابی به نرخ رشد اقتصادی بالاتر و کاهش بیکاری، نیاز به توزیع یارانه ها کاهش پیدا کند. اگر دولت دهم با اصلاح طرح خود موفق شود تا پایان مدت مسوولیتش، حجم کل یارانه ها را به نصف کاهش دهد، دست به کاری زده است که در دولت های قبلی به رغم شناخت مشکل، اراده لازم وکافی برای انجام آن ایجاد نشد و دولت دهم با انجام آن، اثری ماندگار از خود در اقتصاد ایران بر جا گذاشته است.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۱ | ٤:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

اوضاع ایران در زمان صفویان

وضعیت اقتصادی - فرهنگی و سیاسی و علمی دوران صفوی

ایران در دوران صفویه

 

دوران صفویه یکی از تاثیر گذارترین دوره ایران بعد از اسلام است ، هنر این دوران اصفهان را به نصف جهان تبدیل کرد . شارحان زیادی درباره این دوران نوشته اند در این مقاله به ساختار اجتماعی ،سیاسی ، اقتصادی و فرهنگ هنر این دوران می پردازیم...

 

 

دوره صفویان

 

  اوضاع سیاسی:

 

در اوایل قرن دهم هجری، برابر قرن شانزدهم میلادی، ساسلۀ صفوی به حکومت رسید و شاید بتوان گفت پس از نهصد سال سلسله ای قدرتمند سرنوشت کشور را به دست گرفت. در این دوره شهرهای مختلف مانند تبریز، قزوین و اصفهان به عنوان پایتخت انتخاب می‌شود. شهراصفهان از لحاظ شکل گیری و بافت شهری، نوع بناها و تزئینات معماری مبین رشد و توسعه فضاهای شهری، شکوفایی اندیشه و خلاقیت و توخه به هنر و حرفه‌های متعدد در این دوره است.

 

هنگام بر تخت نشستن شاه عباس کشور بسیار ضعیف و آشوب زده بود. عثمانیها در غرب و شمال غربی و ازبکان از شرق مشغول تاخت و تاز بودند. در داخل نیز ضعف شاهان قبلی و دسته بندی نیروهای قزلباش و تقابل آنها با عناصر ایرانی دولت، وضعیت وخیمی به بار آورده بود.شاه عباس پس از سرکوب شورشهای داخلی به سروسامان دادن به اوضاع خارجی پرداخت. برای مقابله با ارتش عثمانی از دولت انگلیس کمکهای مالی و نظامی دریافت کرد و تسلط خود بر بنادر و جزایر خلیج فارس را گسترش داد که این خود مناسبات جدیدی میان ایران و دول شرق و غرب در زمینه ی تجارت و بازرگانی ایجاد کرد.در داخل هم برای جلوگیری از قدرت گرفتن بی اندازه ی قزلباش ها نیروی سوی مرکب از چرکس ها، گرجی ها و ارامنه ایجاد کرد که در سپاه شاه تعلیم می دیدند.این افراد اغلب از اسیرانی بودند که در زمان شاه طهماسب از قفقاز به ایران آمده بودند و ارتشی دایمی با نام شاهسون تشکیل دادند.

 

 

 ساختار اجتماعی:

 

ساختار اجتماعی دوران صفوی به شکل هرمی بود که شاه در راس آن و مردم عادی که شامل دهقانان، صنعتگران، دکانداران و تجار کوچک بودند در قاعده هرم قرار می گرفتند.مابین این دوطبقه اشراف لشکری و کشوری و گروهی از مقامات روحانی در سطوح مختلف بودند. اقشار مردم دارای اصناف و انجمن های اجتماعی و مذهبی بودند به طوریکه در هر شهر با اهمیتی، کسبه، بازرگانان، کارگران و سایر گروها نماینده ای برای خود داشتند.ویژگی ای جامعه ای صفوی تلاش برای ایجاد پیوند میان جامع ی ایرانی و ترکمن قزلباش و اتحاد میان علما و بازاریان بود. مقامات روحانی اداره ی املاک بسیاری را بر عهده داشتند که یا از طریق وقف و یا بخششهای افراد برای امور مذهبی، تحت اختیارشان بود.

 

 اقتصاد:

 

پایه های اقتصاد داخلی را گله داری و کشاورزی تشکیل می داد. ترکمنان گله دار و ایرانیان دهقان و کشاورز بودند. بدین طریق دو گانگی ای که میان رده های بالای حکومت وجود داشت در بین مردم نیز به چشم می خورد.از دیگر منابع اقتصاد داخلی کارگاه های سلطنتی بودند که بالغ بر پانصد هنرمند و صنعتگر را در رشته های مختلف گرد هم آورده بودند.در این زمان به دلیل احداث راهای بین شهری و کاروانسراها و بازارهای گوناگون درشهرها تجارت داخلی رونق فراوانی پیدا کرده بود و کسبه ی بازرگان از رفاه نسبی برخوردار شده بودند.اما بزرگترین منبع درآمدی این دوره را باید تجارت ابریشم دانست که در انحصار بازرگانان ارمنی قرار داشت. با تسهیل داد و ستد بین المللی و ثبات ایجاد شده در بنادر جنوب کشور، تجارت با کشورهای شرق و غرب شدت گرفت و ایران با صادرات ابریشم، قالی،ظروف چینی و... توانست اقتصاد خود را شکوفا سازد.

 

 فرهنگ و هنر:

 

با رسمی شدن مذهب شیعه دولت صفوی تمایز آشکاری با دولت عثمانی پیدا کرد.به دلیل نیازی که در جامع ایجاد شده بود هنرهای کاربردی در این زمان رونق بیشتری پیدا کردند از آن جمله می توان به کاشیکاری که مهمترین رکن تزئینی در بناهای صفوی را داشت اشاره کرد.سفالینه های دوره ی صفوی به دوگروه عمده قابل تقسیم بودند:آنهایی که دارای اسلوب تزئینی ایرانی بودند و آنهایی که به تقلید از ظروف چینی دوره مینگ ساخته می شدند که دارای نقوش آبی بر زمینه ی سفید بودند.در دوره ی صفوی صنعت قالی به بخش مهمی از اقتصاد کشور تبدیل شد.نخستین کارگاه های قالی در اصفهان و کاشان در دوره سلطنت شاه عباس ایجاد شد و با حمایت او بود که قالیبافی از سطح صنعتی صرفا روستایی در حد هنرهای ظریفه، ارزش صادراتی پیدا کرد.نقوش قالی در این دوره اغلب تحت تاثیر مینیاتور و تذهیب بودند.شاه عباس با علاقه ی بسیارش به تجارت باعث رونق نساجی نیز شد و کارگاه های متعدد در شهرهای ایران برپا کرد. در دوره او نیز همانند اوایل حکومت صفوی از موضوعات رزمی و بزمی مانند شاهنامه و یا از طرحهای هنرمندانی چون رضا عباسی در نقش پارچه استفاده می کردند و به علت توجه به انسان و طبیعت شکلهای انسانی و گیاهی و حیوانی در نقش این پارچه ها به وفور یافت می شود.      

قرار داشتن ایران در مسیر جاده ابریشم و ارتباط تجاری ایران با چین از مهمترین عوامل آشنایی ایران با ظروف چینی بود. آغاز ارتباط ایران با چین به دوره ی اشکانی بر می گردد، جادۀ ابریشم که از چانگ ان، پایتخت غربی چین آغاز می‌شد هنگام گذر از فلات پامیر به دو شاخه تقسیم می‌گردید که شاخۀ غربی آن از هگاتم پلیس در حوالی دامغان امروزی می‌گذشت و به تیسفون می‌رسید.

 

صفوی، صفویه یا صفویان دودمانی ایرانی و شیعه بودند که در سال‌های ۸۸۰ تا ۱۱۰۱ هجری خورشیدی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ قمری و ۱۷۲۲-۱۵۰۱ میلادی) بر ایران فرمانروایی کردند. بنیانگذار دودمان پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در سال ۸۸۰ خورشیدی در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۰۱ خورشیدی از افغان‌ها شکست خورد.

 

دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به شمار می‌آید، چرا که پس از نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان، یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. پس از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل بویه و سربداران ساخته شد، ولی هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود جای دهند و یکپارچگی میان مردم ایران پدید آوردند.

 

صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران جای دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه)بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرد و از ثبات و یکپارچگی برخوردار شد و در زمینهٔ جهانی نام‌آور شد. در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به دلیل دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریان‌های بازرگانی (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن) جنگ‌های بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در غرب و با ازبکها در شرق کشور رخ داد که علت این جنگ‌ها جریان‌های زمینی و دینی بود.

 

ایران در دوره صفوی در زمینه مسائل نظامی، فقه شیعه، و هنر (معماری، خوشنویسی، و نقاشی) پیشرفت شایانی نمود. از سرداران جنگی نامدار این دوره می‌توان قرچقای خان، الله‌وردی خان، و امامقلی خان را نام برد که هر سه از سرداران شاه عباس یکم بودند. از فقیهان و دانشمندان نامی در این دوره میرداماد، فیض کاشانی، شیخ بهایی، ملاصدرا، و علامه مجلسی نام‌ور هستند. هنرمندان نامدار این دوره نیز رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، و آقامیرک هستند. ولی از دیدگاه ادبی، در دوره صفویه شاعر یا نویسنده بزرگی از ایران برنخاست و تنها در زمینه ادبیات شیعی و مرثیه‌سرایی آثاری درخور توجه پدید آمد.

 

صفویان همواره بزرگترین سد در برابر ترکان عثمانی بودند و اندیشه‌ی بازپس‌گیری مرزهای هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان را داشتند. صفویان در جنگ‌های خود با عثمانی‌ها همواره با نام ایران می‌جنگیدند. ترکان عثمانی تا پیش از بیرون رانده شدنشان به دست شاه عباس بزرگ، آذربایجان و قفقاز را به اشغال درآورده و از مردمان این سامان کشتار فراوانی کردند. صفویان فرهنگ، هنر، موسیقی، معماری ایرانی و ادبیات پارسی را گسترش می‌دادند و سرانجام شاه عباس پایتخت خود را به اصفهان جابجا کرد.  

 

از جنبه‌های ویژهٔ خاندان صفویه در دوران پس از اسلام ایران، رسیدن اصل و نسب و تبار آنها به صوفیان می‌باشد. این جنبهٔ تمایز پادشاهی صفویه سبب مقایسه آنها با پادشاهی پیش از اسلام ساسانی می‌شود، دودمانی که پایه‌گذاران آن از ردهٔ موبدان زرتشتی بودند و دین زرتشتی را به عنوان دین رسمی کشور اعلام کردند. همچنین این نکته باید گفته شود که نیاکان صوفی خاندان صفویه اصالتاً شیعه نبودند بلکه آنها پیرو گروه شافعی اهل سنت بودند. تغییر آیین گروه صوفیان خاندان صفوی به گروهی نظامی - سیاسی شیعه‌گرا در زمان نوهٔ شیخ صفی‌الدین اردبیلی، یعنی خواجه علی آغاز شد. شاهان دودمان صفویه در زمان به شاهی رسیدنشان به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گفتند (به جز شاه اسماعیل یکم که از بدو تولد دوزبانه بود و به هر دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی سخن می‌گفت و شعر می‌سرود.) اما نیاکان آنها در اصل ترکیبی از نژادهای کرد٬ آذری٬ گرجیو یونانیبودند. همچنین این شاهان ادعای سیادت نیز می‌کردندو اینکه از تبار پیامبر اسلام هستند ولی با این وجود بسیاری از پژوهش‌گران در مورد درست بودن این گفته شک دارند.امروزه در میان پژوهش‌گران و تاریخ‌دانان این هم‌رایی وجود دارد که خاندان صفویه در اصل از کردستان ایران برآمده‌اند. و سپس به آذربایجان کوچ کرده و در پایان در بین سده‌های ۵ تا ۱۱ میلادی در اردبیل جای گرفته‌اند.احسان یارشاطر در مورد زبان مادری صفویان می‌نویسند : "خاندان صفوی در اصل ایرانی زبان بودند- چنانچه از دوبیتی‌های شیخ صفی‌الدین، نیای بزرگ آنها برمی‌آید - ترکیزه شدند و زبان ترکی را به عنوان زبان مادری خود پذیرفتند"

 

اصالت کردی  

 

 

بر اساس گفتهٔ راجر سیوری یکی از پژوهشگران جریان‌های دورهٔ صفویه:

 

براساس نوشتارهای موجود در زمان اکنون، شکی در این نیست که خاندان صفویه به طور قطع دارای ریشهٔ ایرانی است نه ریشهٔ ترکی که گاهی بدان خوانده می‌شود. این احتمال وجود دارد که اصلیت این خاندان از کردستان ایران آمده باشد که بعدها به آذربایجان کوچ کرده‌اند. جایی که آنها زبان ترکی آذربایجانی را از ترک‌زبانان آنجا فراگرفته و سرانجام در سدهٔ یازدهم میلادی در شهر اردبیل جای گزیده‌اند.

 

 

 

همچنین بر اساس سخنان ولادیمیر مینورسکی، خاورشناس روسی :

 

از ۹۷۰ تا ۱۵۱۰ میلادی، آذربایجان به پناهگاه اصلی و مرکزی برای یکپارچگی صفویان تبدیل گشت، کسانی که از بومیان اردبیل بودند و اصالتاً به یکی از گویش‌های محلی زبان‌های ایرانی سخن می‌گفتند.

گزیده‌ای از نسک صفوه الصفا که نشان دهندهٔ کردتبار بودن نیاکان شیخ صفی الدین است.

کهن‌ترین اثر نوشته دربارهٔ تبارنامه خاندان صفوی و نیز تنها نوشته‌ای در این باره که به پیش از سال ۱۵۰۱ میلادی باز می‌گردد کتابی با نام صفوه الصفا می‌باشدو توسط ابن بزاز اردبیلی نوشته شده‌است، که خود ایشان از مریدان شیخ صدرالدین اردبیلی پسر شیخ صفی‌الدین اردبیلی بوده‌است. بر اساس نوشتهٔ ابن بزاز '«شیخ صفی‌الدین از نوادگان یک نجیب‌زاده کرد به نام فیروزشاه زرین‌کلاه می‌باشد». نیاکان پدری خاندان صفوی بر اساس کهن‌ترین ویرایش خطی کتاب صفوه الصفا به شرح زیر است:

 

شیخ صفی‌الدین ابوالفتح اسحق بن شیخ امین‌الدین جبراییل بن قطب‌الدین بن صالح بن محمدالحافظ بن عوض بن فیروزشاه زرین‌کلاه.

 

شاهان صفوی برای هر چه بیشتر مشروعیت بخشیدن به پادشاهی‌شان در جهان شیعه، خودشان را از تبار محمد پیامبر اسلام برمی‌شمردندو برای همین نوشته‌های ابن بزاز را دست‌کاری کرده و نشانه‌های اصالت کردی در خاندان صفوی را تاریک و گنگ ساختند.

 

به نظر می‌رسد امروزه میان پژوهش‌گران و تاریخ‌دانان دودمان صفویه این هم‌رایی وجود دارد که اصالت خاندان صفوی به کردستان باز می‌گردد که در سدهٔ یازدهم میلادی به آذربایجان کوچ کرده و در اردبیل جای گزیده‌اند. از این رو امروزه بیشتر پژوهش‌گران بر اساس اصالت شیخ صفی‌الدین اردبیلی، خاندان صفوی را از تبار کردها می‌دانند و به همین روی، صفویان اصالتاً یک خاندان ایرانی‌زبان به شمار می‌رود. از سویی دیگر شیخ صفی‌الدین خود یک سنی شافعی بود، آیینی که امروزه بیشتر مردم کرد از آن پیروی می‌کنند.

 

اصالت آذری

 

بر اساس دیدگاه پروفسور ریچارد فرای، یکی از ایران‌شناسان برجستهٔ دانشگاه هاروارد در دانشنامهٔ ایرانیکا:

ترک‌زبانان آذربایجان در اصل از نوادگان مردمان ایرانی‌زبان گذشته بوده‌اند، که هنوز هم گونه‌های چندی از این زبان‌ها در بخش یافت می‌شوند. کوچ گستردهٔ ترکان آغوز در سده‌های ۱۱ و ۱۲ میلادی نه تنها آذربایجان بلکه آناتولی را هم ترک‌زبان کرده‌است. این ترک‌زبانان آذربایجان بوده‌اند که پادشاهی صفویه را درست کرده‌اند. همچنین چندی دیگر از پژوهش‌گران نیز بر آذری بودن صفویان پای فشرده‌اند.

 

 

زمینه و پایه‌گذاری

 

شیعیان در ایران همیشه در اقلیت و فشار بودند تا اینکه پس از یورش مغولان و فروپاشی پادشاهی کهن و پرنفوذ عباسی که حکم خلیفه مسلمانان را داشت، جانی تازه گرفتند. پس از یورش مغول، چند فرمان‌روایی شیعه‌مذهب مانند سربداران و قره‌قویونلوها در ایران بر سر کار آمدند و نفوذ شیعه در ایران بیشتر شد. از سوی دیگر بیشتر اهل سنت ایران بر آیین شافعی و دوست‌دار اهل بیت بودند.

شیخ صفی‌الدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان، هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بودکه در سرزمین مغان ساکن بود. زبان مادری شیخ صفی‌الدین تاتی بودو شعرهای تاتی او امروزه در دست است. زبان تاتی یکی از زبان‌های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده‌است.

دودمان پادشاهی صفویه به وسیله شاه اسماعیل یکم با تکیه بر پیروان طریقت تصوف علوی درست شد. این پیروان که بیشتر از ایل‌های آناتولی بودند و بعدها به قزلباش‌ها نام‌ور شدند بر سر باورهای خود سال‌ها به هواداری از آق‌قویونلوها و قراقویونلوها درگیر جنگ‌های پیاپی با دولت عثمانی بودند. اسماعیل جوان، نوه شیخ جنید، پسر شیخ صفی‌الدین و نوه اوزون‌حسن آق قویونلو زیر آموزش بزرگان قزلباش پرورش یافت و رهبر دینی آنان به شمار می‌آمد.

ساخت و نیرو گرفتن دودمان صفوی نتیجه حدود ۲۰۰ سال تبلیغات فرهنگی صوفیان صفوی بود. اگر به این نکته دقت شود که شاه اسماعیل در زمان تاجگذاری در تبریز تنها ۱۴ سال داشت، ارزش این گذشتهٔ فرهنگی بیشتر نمایان می‌گردد. پس از یورش مغول و فروپاشی خلافت عباسی در بغداد محور اصلی نمایش یک آیین و گرایش رسمی از اسلام از میان رفت و آیین شیعه جان تازه‌ای گرفت. به این ترتیب از بین رفتن دستگاه خلافت رسمی در کنار عواملی چون نابسامانی ناشی از حمله مغولان و گرایش به درونگ‌رایی مردم و آسان‌گیری دینی مغولان موجب رونق فراوان گروه‌های گوناگون از جمله شاخه‌های گوناگون تصوف شد.

پیروان شیخ صفی‌الدین نیز به راستی نمایندهٔ گروه ویژه‌ای از تصوف بر پایهٔ آیین شیعه دوازده امامی بودند (هر چند در مورد اینکه شخص شیخ صفی‌الدین، شیعه بوده‌است، تردیدهایی وجود دارد). باور قزلباشان به این گروه از تصوف تا پیش از پادشاهی شاه عباس یکم مهم‌ترین عامل نیرومندی صفویه بود. قزلباشان تا پیش از جنگ چالدران گونه‌ای نیروی خداگونه برای شاه اسماعیل یکم قایل بودند که با شکست در جنگ این باور آن‌ها رو به سستی نهاد.

 

 

ارزیابی تاریخی

دودمان صفویه توانست از ایران دوباره «ملت-دولت» مستقل، خودمحور، نیرومند و مورد احترام بسازد که مرزهای آن در زمان پادشاهی شاه عباس یکم برابر مرزهای ساسانیان بود. پادشاهی صفوی پیشروی دولت ایران به چم نوین آن بود و در دورهٔ آنان شکل یک فرمان‌روایی متمرکز ملی و شیعی پایه‌گذاری شد که تا امروز پابرجاست. شاهان صفوی برای نگهداری استقلال ایران که پس از جنگ‌های بسیار به دست آمده بود، کوشش خود را صرف انباشتن خزانهٔ خصوصی کردند تا بتوانند هزینه‌های نظامی را تأمین کنند. برای همین داشته‌های آنان در بخش‌های گوناگون ایران گسترش یافت و فرمان‌روایی خان‌خانی و عشیره‌ای و دودمان‌های محلی از بین رفت و فرمانروایی مرکزی با نیروی روزافزون جای آن را گرفت. چنانکه تاریخ ایران نشان داده که فرمان‌روایی متمرکز باعث نیرومندی و یکپارچگی کشور می‌شود و دولت نامتمرکز و فدرالی ناتوانی و آشفتگی ایران را در پی دارد.

رسیدن ایرانیان به مرزهای طبیعی خود، و در بعضی زمان‌ها به ویژه در دورهٔ پادشاهی شاه عباس و نادر به مرزهای دوران ساسانیان، به ایران شکوه و جلال پیشین را باز داد. برای اروپا که به گونه‌ای سخت در معرض خطر دولت عثمانی بود، بسیار گران‌بها و ارزشمند شمرده می‌شد، به گونه‌ای که دوراندیشان مردم در آن دیار، دولت صفوی را مایه نگهداری خویش و نعمتی برای خود می‌پنداشتند و به همین دلیل با پیام‌های دلگرم‌کنندهٔ خود، پادشاهان ایران را به ادامه نبرد و ستیز با عثمانی تحریض می‌کردند. پس از عقب‌نشینی سلطان سلیمان قانونی از آذربایجان و تحمل تلفات سنگین سپاه عثمانی از سرما و برف و نبود آذوقه، فرستادهٔ ونیز در دربار عثمانی به پادشاه خود نوشت: «تا آنجا که عقل سلیم گواهی می‌دهد این امر جز خواست خدای بزرگ چیز دیگری نیست زیرا می‌خواهد که جهان مسیحیت را از ورطه نابودی پایانی رهایی بخشد (گفته‌ای از ترویزیانو سفیر دولت ونیزیا در دربار سلطان عثمانی) « و سفیر دیگری از دولت‌های فرنگ که در استانبول به سر می‌برد، همین مضمون را بدین گونه بیان کرد که: «میان ما و ورطه هلاک تنها ایران فاصله‌است، اگر ایران مانع نبود عثمانیان به سهولت بر ما دست می‌یافتند

برخی می‌پندارند ساختن دولت صفوی زیانی بزرگ برای جهان اسلام بود، بدین گونه که با رسمی کردن تشیع، و ناتوان ساختن تسنن، یکپارچگی دینی سرزمین‌های اسلامی را که تا آن دوران به جای مانده بود، از میان برد و آن سرزمین پهناور و یگانه جغرافیایی را از میان برید و به خطر انداخت. لازم به گفتن است، پیش از این در سده‌های چهارم تا ششم هجری، دولت اسماعیلی فاطمیان در مصر فرمان‌روایی در برابر خلافت عباسی درست کرده بود و تا زمانی که هر دو دولت نیرومند بودند، هیچ سختی در مبارزه با صلیبیان نداشتند. بنابراین به طور قطع این نخستین بار نبود، که یک فرمان‌روایی رسمی شیعی درست می‌شد. دوم، نیروی دولت عثمانی و گسترش پیاپی آن بدون پشتوانه فرهنگی و اجتماعی لازم انجام می‌شد. به گونه‌ای که علی‌رغم چند سده چیرگی بر یونان، بالکان و چند کشور دیگر اروپایی تنها چندی از مردم آن بخش‌ها مسلمان شدند و هر چند این گفته درست است که عثمانی بر اثر مناقشه‌های فراوان با صفویان همواره از مرزهای شرقی خود بیمناک بود و ناگزیر بخش بزرگی از نیروی نظامی خویش را در آن بخش صرف می‌کرد و از پیشرفت و تمرکز نیرو در جبهه‌های اروپا باز می‌ماند، اما شکست‌های بزرگ عثمانی در اروپا پس از محاصره وین در سال ۱۰۶۲ خ. ۱۶۸۳ میلادی و هم‌زمان با ناتوانی و نابودی دولت صفوی رخ می‌دهد. عامل اصلی شکست عثمانیان، نه پیدایش دو فرمانروایی شیعه و سنی، بلکه برتری ابزارهای نظامی اروپاییان در سدهٔ هجدهم و ناتوانی ساختارها و بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی عثمانی نسبت به کشورهای اروپاست.

یگانگی آیین و فرمان‌روایی متمرکز

از دید تاریخ ایران کنونی، دولت صفوی دارای دو ارزش اساسی و حیاتی است: نخست، ساخت ملتی یگانه با مسئولیتی یگانه در برابر مهاجمان و دشمنان، و نیز در برابر گردنک‌شان و شورشیان بر فرمان‌روایی مرکزی؛ دوم، ساخت ملتی دارای آیینی ویژه که بدان شناخته شده و برای نگاهبانی از همان آیین، دشواری‌های بزرگ را در برابر یورش‌های دو دولت نیرومند خاوری و باختری تحمل نموده‌است. در این مورد، آیین رسمی شیعه دوازده امامی، همان کاری را انجام داد که اکنون جهان‌بینی‌های سیاسی در ساخت فرمان‌روایی‌ها می‌کنند.

به هر روی با ساخت دولت صفوی، گذشته دیربازی از گسیختگی پیوندهای ملی ایرانیان به دست فراموشی سپرده شد و بار دیگر به گفتهٔ براون، از ملت ایران «ملتی قائم بالذات، متحد، توانا و واجب الاحترام ساخت و ثغور آن را در ایام سلطنت شاه عباس یکم به حدود امپراتوری ساسانیان رسانید».

رشته راستین و اساسی این پیوند ملی، آیین تشیع بود، و گرنه با وضعی که در آن روزگار پیش آمده بود، هیچ چیز دیگری نمی‌توانست چنین تأثیری در بازگرداندن آن پیوند و همبستگی داشته باشد، چنانکه اهل سنت ایران که در دورهٔ شاه اسماعیل یکم و شاه تهماسب یکم زیر فشارهای سختی بودند، به جای ماندن دولت عثمانی و پیوستن ایران را به خاک آن دولت آرزو می‌کردند. دسته‌هایی از کردان سنی مذهب که گرایشی به فرمانبری از یک پادشاه شیعی مذهب نداشتند، بی‌هیچگونه مقاومتی و مخالفتی در قلمرو عثمانی به جای ماندند؛ و دست به دست گشتن برخی از سرزمین‌های کردنشین میان دو دولت عثمانی و صفوی تأثیری در مذهب آن‌ها نداشت.

البته از سوی دیگر بر ملیت ایرانی نیز پای‌فشاری می‌شد. همه مردم جای‌گرفته در ایران خود را هم‌وندی (عضوی) از این کشور و ایرانی می‌دانستند و مردم ترک و تاجیک (نامی که در آن زمان به ایرانیان غیر ترک داده شده بود)، دوستدار پادشاهی صفویان بودند و حتی امروزه نیز مردم ایران با دوست‌داری از این خاندان یاد می‌کنند. شاه اسماعیل یکم با پای‌فشاری بر اهمیت ملی‌گرایی، پست‌های دولتی را میان مردم گوناگون بخش کرده بود و با ترویج شاهنامه‌خوانی، دوستی به ملیت ایرانی را میان ایرانیان گسترش داده بود. چنانکه که در بیشتر ایل‌های آن زمان، شعرهای حماسی شاهنامه خوانده می‌شد و مردم ایل‌های ترک قزلباش نیز شعرهای شاهنامه را از بر داشتند. حتی شاه اسماعیل نام فرزندان خود را از نام‌های ایرانی و شاهنامه برگزیده بود، مانند: تهماسب، سام، القاس، فرنگیس و….

باید دانست که چنین اندیشه‌ای به هیچ روی در دوران اسلامی کاری تازه و نو نبود، چه پس از جای‌گیری قطعی فرهنگ اسلامی در میان ایرانیان و سستی پذیرفتن سیاست ملی و نژادی که در سده‌های سوم و چهارم و نیمی از سدهٔ پنجم هجری روی گرفت، پادشاهی هر مسلمان اهل سنت از هر نژاد خواه ایرانی یا اَنیرانی، بی هیچ گونه مخالفت بنیادی پذیرفته می‌شد، مگر از جانب نیروجویان رقیب، و راز پیروزی بردگان و ایل‌های گوناگون تُرک‌نژاد در فرمان‌روایی چند صد ساله بر ایران نیز همین بود.

ساختار حکومتی

سازمان حکومتی صفویان در آغاز آمیختاری از ساختار رده‌بندی صوفیان و ساختار سنتی پادشاهی در ایران بود. به این روی که در بالای هرم نیرو شاه جای داشت که هم آدم نخست فرمان‌روایی و هم مرشد کامل بود و پس از او وکیل یا وکیل نفس نفیس همایون بود. وکیل دارای نقش وزیر اعظم (رییس دیوان‌سالاری) بود و هم میانجی بین مرشد کامل و صوفیان. در ساختار نظامی ایل‌های قزلباش نیز رده‌بندی ایلی صوفیانه وجود داشت. اما دیوان‌سالاری فرمان‌روایی بر اساس ساختارهای کهن ایرانی کار می‌کرد چرا که قزلباشان از آغاز در کارهای دیوانی نقش چندانی نداشتند. نقش شاه به عنوان مرشد پس از جنگ چالدران سست شد و این کار در زمان شاه تهماسب یکم و شاه محمد خدابنده و شاه عباس ادامه یافت، به آرامی نقش باورهای صوفیان در ساختار فرمان‌روایی کاهش یافت به گونه‌ای که ردهٔ وکالت به کلی از میان رفت و بسیاری از اختیارهای مقام‌های صوفی به مقام‌های دیوانی داده شد. کارهای عامدانه و هوشمندانه شاه تهماسب یکم و شاه عباس یکم در کاهش باورهای صوفیانه، برای کنترل کردن خودسری‌های سران قزلباش در این روند نقش بسیاری داشت. در زمان شاه عباس یکم بینندهٔ ساخت سازمان فرمان‌روایی تازه‌ای هستیم که بر اساس الگوی دیوان‌سالاری کهن ایرانی درست شد و تا پایان پادشاهی قاجارها تقریباً پایدار ماند. در این ساختار فرمانروایی، شاه در نوک هرم نیرو جای دارد. فرمان‌های او قانون شمرده می‌شود و کسی حق مخالفت با او را ندارد. وزیر اعظم بالاترین مقام اجرایی پس از شاه است و ریاست سازمان دیوانی را بر دوش دارد. وی میانجی دولتیان و شاه است. گزارش‌هایی که از دیوان‌ها و سازمان‌ها برای شاه فرستاده می‌شوند، نخست توسط وی خوانده می‌شود و در صورت خواست وی به آگاهی شاه می‌رسد. در مورد شاهان صفوی پس از شاه عباس یکم باید یادآور شد که از کارهای مهم وزیر اعظم جلوگیری از رسیدن خبرها و گزارش‌های ناراحت‌کننده به شاه بود! خانهٔ وزیر اعظم به طور معمول نزدیک کاخ شاه بود تا در صورت نیاز به گرفتن دیدگاه شاه در رای‌گیری به تندی بتواند به شاه برسد.

زبان رسمی صفویان

زبان رسمی دولت صفوی، زبان فارسی بود. شاه عباس یکم در زمان خود زبان فارسی را در سراسر ایران به عنوان زبان میانجی تثبیت کرد. صفویان، زبان فارسی را برای اداره بهتر ایران به عنوان زبان نخست کشور ایران برگزیدند و کارهای پادشاهان صفوی همچنین باعث تثبیت و تقویت بیشتر زبان فارسی در خاور اسلامی شد. همچنین تمام نسک‌های تاریخی در دورهٔ صفوی به زبان فارسی نگاشته شده‌است. زبان نخست گفتاری همگان مردم در دوران صفوی نیر زبان مادری‌شان بود. با وجود رسمی بودن زبان فارسی، درباریان صفویه همچون دیگر مردم ایران در دربار از زبان محلی خود (ترکی آذربایجانی) بهره می‌بردند. همچنین شاه عباس خود شعرهای زیبایی به ترکی سروده‌است. ژان شاردن جهانگرد فرانسوی هم که زمان یازده سال (۷۰-۱۶۶۴ و ۷۷-۱۶۷۱) در ایران بوده، می‌نویسد: ترکی زبان دربار و لشکریان است، زنان و مردان منحصراً به ترکی سخن می‌گویند، به ویژه خانواده‌های اشرافی. شوند این کار آن است که خاندان صفوی از سزرمین‌های ترک‌زبان و جاهایی که زبان مادری‌شان ترکی است، برخاسته‌اند. همزمان با دوره صفویه زبان فارسی در اوج گستردگی خود قرار داشت. فارسی زبان رسمی گورکانیان هند (همسایه خاوری ایران) بود و شاعران فارسی‌گوی بزرگی از آن برخاستند. در باختر ایران (آسیای صغیر) که زیر فرمان امپراطوری سنی‌مذهب عثمانی و رقیب راستین صفویان جای داشت نیز مورد بهره بود. بیشتر سخن‌وران ترک بدان آشنا بوده و غزل و شعرهای کوتاه فارسی می‌سرودند.

ساختار سپاهی و لشکری

نیروهای سپاه ایران در آغاز به پادشاهی رسیدن شاه اسماعیل یکم تا زمان پادشاهی شاه عباس یکم، درست‌شده از ایل‌های قزلباش بود. قزلباشان به گونهٔ سواره می‌جنگیدند و سواران آنها را قورچی می‌نامیدند. قورچی‌ها مسلح به شمشیرهای هلالی شکل (مناسب برای نبرد سواره)، کمان و تفنگ بودند. از زمان شاه عباس یکم به بعد نیروهای پیاده مسلح به تفنگ از مردم تاجیک )غیر قزلباش) و نیز سپاه غلامان خاصه (درست‌شده از گرجی‌ها، چرکس‌ها و ارمنی‌ها) ساخته شد. توپخانه نیز معمولاً در دوره‌گیری (محاصره) شهرها از زمان شاه تهماسب یکم به کار گرفته می‌شد اما به شوند (دلیل) گونهٔ تاکتیک‌های جنگی ایرانیان که بر اساس تحرک زیاد در میدان جنگ بود، در جنگ‌های مستقیم نقش زیادی نداشت. بالاترین مقام نظامی از زمان شاه عباس یکم به بعد سپهسالار ایران بود. این سمت در ابتدا دایمی بود ولی از زمان شاه صفی در زمان جنگ تعیین می‌شد. مقام‌های اصلی سپاه ایران در زمان شاه سلیمان (گفته از سفرنامه کمپفر) به شرح زیرند.

 )البته همان‌گونه که امروزه نیز رایج است گاه تعداد سربازان زیر فرماندهی این صاحب‌منصبان کمتر یا بیشتر از میزان نامی آن بود) مزد سربازان به صورت حواله پرداخت می‌شد. این حواله‌ها برای والیان بخش‌های گوناگون کشور صادر می‌شد و سربازان معمولاً به دلیل عدم امکان سفر به آن بخش‌ها آنها را به دلالان می‌فروختند. تامین خوراک در هنگام جنگ‌ها به دوش خود سربازان بود، به همین شوند (دلیل) در هنگام جنگ‌ها پیشه‌وران در پی سپاه روان می‌شدند و کالاهای مورد نیاز را به آنها می‌فروختند.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۱ | ٤:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

تحقیق درباره ورشکستگی

 ورشکستگی چیست؟

 

مقدمه

ورشکستگی تقریباً مقوله‌ای باستانی است و به همین میزان هم شایع ؛ ورشکستگی ممکن است در یک مغازه خرده فروشی کوچک که قادر به ایفای تعهد اجاره‌اش نیست و بدین دلیل بسته می‌شود و یا در یک شرکت تولیدی بزرگ به‌دلیل نداشتن نقدینگی مطلوب و زیانهای مستمر سالا‌نه رخ دهد.

حسابداران باید علل پدید آورنده ورشکستگی را بخوبی درک کنند زیرا آنها هستند که می‌توانند قبل از وقوع ورشکستگی، مدیریت را از آن آگاه سازند و راه‌حلهای پیشگیری کننده ارائه نمایند

.(Newton, 1998)

 

تعریف ورشکستگی‌

در ادبیات مالی واژه‌های غیرمتمایزی برای ورشکستگی وجود دارد. برخی از این واژه‌ها عبارتند از:

وضع نامطلوب مالی1، شکست2، عدم موفقیت واحدتجاری، وخامت ، ورشکستگی3، عدم قدرت پرداخت دیون4 و غیره.

در فرهنگ و بستر« شکست» چنین تعریف شده است: "توصیف یا حقیقتِ نداشتن یا عدم کفایت وجوه در کوتاهمدت".

البته همه واحدهای تجاری برای دستیابی به موفقیت،برنامه‌ریزی می‌کنند و عملیات خود را به سمت برنامه‌های خود راهبری می‌نمایند اما برخی از آنها برای دستیابی به این هدف دست به عملیات ریسک‌آور و خطرناکی می‌زنند که به ورشکستگی منتهی می‌گردد. این جنبه غیرمنتظره بودن ورشکستگی است که آن را خطرناک‌تر می‌سازد. به هر حال همه واحدهای تجاری که تداوم فعالیت ندارند ورشکسته تلقی نمی‌شوند، زیرا برخی از آنها با وجودعدم تداوم فعالیت به اهداف خود دست یافته‌اند.

دان و براداستریت (Dun ِ Bradstreet)  اصطلا‌ح شرکتهای ورشکسته5 را این‌طور تعریف می‌کنند: "واحدهای تجاری که عملیات خود را به علت واگذاری یا ورشکستگی یا توقف انجام عملیا ت جاری با زیان توسط بستانکاران، متوقف نمایند" .(Newton,1998)

 

دلا‌یل ورشکستگی‌

تعیین دلیل یا دلا‌یل دقیق ورشکستگی و مشکلا‌ت مالی در هر مورد خاص کار آسانی نیست. در اغلب موارد دلا‌یل متعددی با هم منجر به پدیده ورشکستگی می‌شوند. اما طبق تحقیقات‌ دان و براد استریت دلا‌یل اصلی ورشکستگی مشکلا‌ت مالی و اقتصادی است.

در برخی موارد دلا‌یل ورشکستگی با آزمون صورتهای مالی و ثبتها مشخص می‌شود. حسابدارانی که در تجزیه و تحلیل وضع مالی شرکتهای رو به زوال تجربه دارند می‌توانند به راحتی دلا‌یل ورشکستگی را شناسایی و تعیین کنند. اما گاهی، بعضی مسائل از گردش مناسب در یک واحدتجاری در یک دوره نسبتاً کوتاهمدت حمایت می‌کند و ورشکستگی را از چشم حسابداران پنهان می‌سازد.

نیوتن (1998)  دلا‌یل ورشکستگی رابطورکلی  به دو دسته دلا‌یل درون‌سازمانی و برون‌سازمانی تقسیم کرده است. از نظر او دلا‌یل برون‌سازمانی عبارتند از:

 

1- ویژگیهای سیستم اقتصادی: مدیریت شرکت باید تغییراتی را که در ساختار اقتصادی رخ می‌دهد بپذیرد.  وی نمی‌تواند تغییری در آنها ایجاد  کند بلکه باید تعدیلا‌ت لا‌زم را در عملیات شرکت در جهت این سیستم پیاده سازد. شرکتهای بزرگ دارای سازمان هستند اما شرکتهای کوچکتر بیشتر در معرض خطر ورشکستگی قرار دارند، چون شرکتهای بزرگ بهتر می‌توانند در شرایط نبود ثبات بازار مقاومت نمایند.

2- رقابت: یکی از دلا‌یل ورشکستگی رقابت است، اما مدیریت کارا  نقطه مقابل این دلیل است.

3- تغییرات در تجارت و بهبودها و انتقالا‌ت در تقاضای عمومی: اگر شرکتها از بکارگیری روشهای مدرن و شناخت وسیع و بموقع خواسته‌های مصرف کننده جدید ناتوان باشند شکست می‌خورند.

4- نوسانات تجاری: مطالعات نشان داده است که نا سازگاری بین تولید و مصرف، عدم استخدام، کاهش در میزان فروش، سقوط قیمتها و... باعث افزایش تعداد شرکتهای ورشکسته شده است. به هرحال نبود آرامش موقت عامل زیربنایی ورشکستگی شناخته نشده است.

5-  تامین مالی: پروفسور ناماکی (Namaki)   با استفاده از داده‌های بانک جهانی برای دوره 1980- 1990 عنوان کرد که مشکلا‌ت مرتبط با تامین مالی بیشتر از شرایط اقتصادی ، باعث ورشکستگی شرکتهای کوچک می‌شود.

6- تصادفات: برخی عوامل بسیار فراتر از کنترل شرکت هستند مانند رویدادهای طبیعی. برخی از آنها به نام اعمال خداوند6 معروفند. این گروه در همه جوامع صرف‌نظر از سیستم خاص اقتصادی آنها دیده می‌شود.

نیوتن (1998) عوامل درون‌سازمانی ورشکستگی واحدهای تجاری را  عواملی می‌داند که می‌توان با برخی اقدامات واحدتجاری از آنها جلوگیری کرد. اغلب این عوامل ناشی از  تصمیمگیری غلط است و مسئولیت آنها را باید مستقیماً متوجه خود واحدتجاری دانست. ازنظر او این عوامل عبارتند از:

 

1- ایجاد و توسعه بیش از اندازه اعتبار: اگر شرکت، اعطای اعتبار به مشتریان را بیش از اندازه توسعه بخشد در دریافت دیون از بدهکاران دچار مشکل می‌گردد. توزیع کننده‌ها در صورت فروش کالا‌ به مصرف کننده قادر به پرداخت بدهیهایشان هستند، پس اعتبارات اعطا شده از تولیدکننده به توزیع کننده و نهایتاً به مصرف کننده توسعه داده می‌شود. در این حالت یک زنجیره اعتبار ایجاد می‌شود و اگر یک حلقه در این زنجیره  ورشکست شود خطر سقوط همه زنجیره وجود دارد. راه‌حل مناسب افزایش بررسیهای اعتباری و محدودکردن حتی‌الا‌مکان فروشهای نسیه است. گرچه ممکن است برخی شرکتها فکر کنند که از دست دادن حجم فروشهای نسیه، زیان بیشتری از سوخت شدن برخی مطالباتشان برای آنها به همراه دارد، اما تصمیم غلط درباره اعطای اعتبار ممکن است باعث ایجاد ریسک در فعالیت مالی خود شرکت گردد و این زیانهای اعتباری غیرمعمول ممکن است ساختار مالی شرکت را برای ادامه فعالیت تضعیف نماید.

2- مدیریت ناکارا: فقدان آموزش، تجربه، توانایی و ابتکار مدیریت، واحد تجاری را در باقی ماندن در عرصه رقابت و تکنولوژی دچار مشکل می‌سازد. بیشترین تعداد ورشکستگیها به این دلیل بوده‌اند. عدم همکاری و ارتباط موثر مدیریت با افراد حرفه‌ای هم در این طبقه قرار می‌گیرد.

اداره پژوهش تجاری دانشگاه7 پیترزبرگ مطالعه‌ای روی ده کارخانه تولیدی ناموفق طی سالهای 1954 و 1956 انجام داد. شرکتهای ورشکسته با ده شرکت موفق مخالف یکدیگر بودند و اختلا‌فات آنها به شرح ذیل بود:

شرکتهای ناموفق سوابق ضعیف و رویه‌های نگهداری سوابق ضعیف داشتند، شرکتهای موفق منابع زمانی و مالی بیشتری برای توسعه محصول صرف می‌کردند، شرکتهای ناموفق فراتر از عمق تکنولوژی در دسترس خود رفته‌ بودند، مدیران آنها از تحلیل بازار و فروش غفلت می‌ورزیدند.

نتیجه نهایی این تحقیق نشان داد که ورشکستگیهای مورد بررسی بخاطر کوچک بودن این شرکتها نبود بلکه بخاطر مدیریت بد (سوءمدیریت) بود. برخی از این مدیریتهای ناکارا بخاطر تحمیل زیاد وظایف بیش از زمان در دسترس،  به یک مدیر بود. آنها مسئولیتهای مختلفی داشتندکه فرصت رسیدگی به همه آنها را نداشتند. شاید ورشکستگی یک فرصت مناسب برای رهایی مدیر بود که می‌شد از آن اجتناب ورزید.

جامعه متخصصان ورشکستگی8 (انگلیس)، هزار و هفتصد شرکت را که طی سال 1992 ورشکست شده بودند بررسی کرد و دریافت که مدیریت شرکت بزرگترین دلیل سقوط شرکتها بوده است. بعد از آن به ترتیب بازار، فقدان سرمایه‌گذاری اضافی لا‌زم و تامین‌مالی بلندمدت عوامل ورشکستگی شناخته شدند Newton,1998)).

نیوتن (1998) عنوان کرد که مدیریت ناکارا نمی‌تواند از عواملی چون فروشهای ناکافی (که منجربه ناکافی بودن سود برای باقی ماندن شرکت در عرصه تجارت می‌گردد)، قیمتگذاری نامناسب (که موجب پذیرش زیان روی یک قلم یا سود بسیار اندک می‌شود)، استفاده نادرست از دریافتنیها و پرداختنیها (عدم موفقیت در گرفتن تخفیفات عمده و عدم پرداخت بدهکارانی که دارای وضع وخیم هستند)، هزینه‌های سربار و عملیاتی بیش از اندازه و مخارج بهره بدهیهای درازمدت بیش از اندازه (که همه هزینه‌های ثابت هستند که در مقابل درامد قراردارند و باعث بالا‌رفتن نقطه سربه‌سر می‌شوند)، سرمایه‌گذاریهای بیش از اندازه در داراییهای ثابت و موجودیها (که باعث محدودیت وجوه و در دسترس نبودن آن برای ایفای سایر تعهدات می‌گردد)، سرمایه در گردش ناکافی و نقدینگی ضعیف (به‌خاطر بدهی جاری بیش از حد  در نتیجه تحصیل داراییهای ثابت با استفاده از اعتبار کوتاه مدت)، ساختار سرمایه غیرموزون (نسبت نامطلوب بدهی به سرمایه)، پوشش بیمه‌ای نامناسب (درمقابل زیانهای ناشی از آتش‌سوزی، سرقت و...)، روشها و ثبتهای نامناسب حسابداری (که باعث  دسترسی نداشتن مدیریت به اطلا‌عات مورد نیاز برای شناسایی مشکل و پیشگیری از آن می‌گردد)، رشد بیش از اندازه (رشد سریع باعث نیاز به وجه نقد بالا‌ می‌گردد که ممکن است شرکت در کوتاه مدت قادر به ایفای آن نباشد و برای دستیابی به آن متحمل هزینه بهره گردد) و محدودیت ریسک (شرکتهایی که مصرف کنندگان متنوعی ندارند در صورت سوخت شدن یک فروش نسیه یا ورشکستگی یک مصرف کننده به سرعت ورشکست می‌شوند) جلوگیری کند و هر یک از آنها ممکن است منجربه سقوط شرکت گردد.

3- سرمایه ناکافی: در صورتی که سرمایه کافی نباشد، شرکت ممکن است قادر به پرداخت هزینه‌های عملیاتی و تعهدات اعتباری در سررسید نگردد. با این حال دلیل اصلی مشکل، معمولا‌ً سرمایه ناکافی نیست و ناتوانی در مدیریت اثربخش سرمایه، مسئله اصلی است.

4- خیانت و تقلب: تعداد اندکی از ورشکستگیها با برنامه‌ریزی، ساختگی و بر اثر تقلب می‌باشد.

جدول 1 فهرست دلا‌یل ورشکستگی را نشان می‌دهد.

 

جدول شماره 1- دلایل ورشکستگی

 

 

 

دلایل

ورشکستگی

دلایل درون سازمانی

ایجاد و توسعه

بیش از اندازه اعتبار

مدیریت ناکارا

سرمایه ناکافی

خیانت و تقلب

 

دلایل برون سازمانی

ویژگیهای سیستم اقتصادی/نوسانات تجاری

رقابت

تغییرات در تجارت و بهبودها و انتقالات در تقاضای عمومی

تامین مالی

تصادفات

جونا آیابئی (Jonah Aiyabei)  نیز شاخصهای نشاندهنده ورشکستگی (وضع وخیم مالی) شرکت را به صورت  زیر تقسیم کرده است:

  •   کاهش سودنقدی: اگر در طی زمان سودنقدی شرکت رو به کاهش مستمر باشد این امر را می‌توان نشانه‌ای برای ورشکستگی تلقی کرد.
  • ·           بستن کارخانه‌ها یا شعبه های شرکت.
  •   زیانها: زیانهای عملیاتی منجربه نا توانی از پرداخت سودهای نقدی یا افزایش سرمایه‌گذاری می‌شود. این امر شرکت را به سوی ورشکستگی سوق می‌دهد.
  • ·           زیاد بودن فصول کم کاری و توقف عملیات.
  •   استعفای مدیران ارشد: مدیران ارشد یک سازمان در جایگاهی هستند که می‌توانند عملکرد بعدی سازمان را ببینند. بنابراین آنها می‌توانند زودتر استعفا دهند و به شرکتهایی که پتانسیل بهتری برای مقاومت در برابر ناملا‌یمات اقتصادی دارند بروند. این استعفا می‌تواند یک نشانه عملکرد ضعیف باشد.
  •   افت قیمت سهام: قیمتهای سهام نشاندهنده ارزشی هستند که بازار برای شرکت قائل است. بی‌ثباتی و کاهش قیمت سهام ممکن است منجربه ترک شرکت از سوی سهامداران با فروش سهام گردد و اعتبار دهندگان نیز عملکرد شرکت را با قیمت سهام آن ارزیابی می‌کنند (2000 .( Aiyabei,

مراحل ورشکستگی‌

نیوتن (1998) مراحل نامطلوب شدن وضع مالی شرکت را به دوره نهفتگی، کسری وجه نقد، نبود قدرت پرداخت دیون مالی یا تجاری، نبود قدرت پرداخت دیون کامل و در نهایت ورشکستگی تقسیم کرد (شکل 2). گرچه اغلب ورشکستگیها از این مراحل پیروی می‌کنند، اما برخی شرکتها ممکن است بدون طی همه مراحل به ورشکستگی کامل برسند.

وضعیت واحد تجاری به‌طور ناگهانی و غیرمنتظره منجربه ورشکستگی نمی‌شود. در مرحله نهفتگی ممکن است یک یا چند وضعیت نامطلوب به‌طور پنهانی برای واحد تجاری وجود داشته باشد بدون اینکه فوراً قابل شناسایی باشد. مثلا‌ً تغییر در تقاضای تولید، استمرار افزایش در هزینه‌های سربار، منسوخ شدن روشهای تولید و... از این عوامل هستند. اغلب در دوره نهفتگی است که زیان اقتصادی رخ می‌دهد، بازده داراییها سقوط می‌کند. بهترین وضع برای شرکت این است که مشکل در همین مرحله کشف شود. مسئله دوم اینکه راه‌حلهای آسانتری که در این مرحله موثر است در مراحل بعد پاسخگو نخواهد بود.  و نکته سوم، اعتماد عمومی دستخوش تزلزل نخواهد شد اگر مشکل در همین مرحله کشف و رفع گردد. برطرف ساختن مشکل‌در مراحل بعدی  باعث کاهش اعتماد عمومی به شرکت می‌شود و در نتیجه دسترسی به وجوه دشوارتر می‌گردد و شاید شرکت ناچار به رد پروژه‌های سوداور شود.

مرحله کسری نقد وقتی شروع می‌شود که برای اولین بار یک واحد تجاری برای ایفای تعهدات جاری یا نیاز فوری، دسترسی به وجه نقد نداشته باشد گرچه چند برابر نیازش ممکن است داراییهای فیزیکی داشته و سابقه سوداوری کافی نیز داشته باشد. مسئله اینجاست که داراییها به قدر کافی قابل نقد شدن نیستند و سرمایه حبس شده است.

در مرحله نبود قدرت پرداخت دیون مالی یا تجاری، شرکت هنوز قادر به تحصیل وجه کافی از کانالهای مصرف هست. مدیریت ابزارهای مناسب دارد؛ مثلا‌ً استفاده از افراد حرفه‌ای مالی یا تجاری، کمیته اعتباردهنده و تجدید ساختار  در تکنیکهای تامین مالی. از طریق این روشها هنوز هم می‌توان مشکل را در این مرحله شناسایی و برطرف کرد.

در مرحله نبود قدرت پرداخت دیون کامل است که دیگر شرکت روبه نابودی رفته است. کل بدهیها از ارزش داراییهای شرکت فزونی دارد و شرکت دیگر نمی‌تواند از ورشکستگی کامل خود اجتناب کند Newton,1998)).

بررسی قانون ورشکستگی در برخی کشورها

تحقیق در مورد علل ورشکستگی در بسیاری از کشورهای سراسر جهان انجام شده است. نتایج به‌دست آمده متفاوت است، از آن جمله لا‌پورتا(La Portal) ، لوپز ( (Lopez، دی-سیلا‌نز(De-Silanse) ، اشلیفر(Shleifer)  و ویشنی(1999)  (Vishny)  اختلا‌فات بین کشورها در نوع قوانین، مقررات و اجرای آن در مورد روشهای ورشکستگی را بررسی کردند. نتیجه یافته‌های آنها این بود که کشورهای دارای سیستم قضایی قویتر و حفاظت از سرمایه‌گذار، بازارهای اعتبار را تشویق می‌کنند. کلا‌سنس(Classens) ، جانکو(Djanko)  و کلا‌پر(2002) (Klapper)  دریافتند که در یک نمونه از کشورهای آسیای شرقی، بستانکاران بیشتر در معرض تحمل هزینه‌های ورشکستگی هستندclaessens,et al.,2000)).

کلا‌پر (2001) طی پژوهشی برای بانک جهانی، روی کشورهای مختلف در دنیا و قوانین ورشکستگی آنها مطالعه کرده است.  کشورهای مورد مطالعه وی همگی قوانین ورشکستگی داشتند که نقدینگی و تجدید ساختار شرکتهای ورشکسته را مجاز می‌کرد. او در مورد اینکه چرا نتیجه استفاده از قوانین یکسان در کشورهای مختلف تغییر می‌کند، مطالعه کرد. وی انتظار داشت که این مسئله به تفاوتهای موجود در سیستمهای قضایی مربوط باشد. ضمناً تاثیر توسعه بازارهای سرمایه، مقیاس بخش بانکداری و درجه ثبات و رشد اقتصادی کلا‌ن براستفاده از قانون ورشکستگی  نیز مورد انتظار بود.

کلا‌پر (2001)  37 کشور و داده‌های قانونی، مالی و سایر مشخصه‌های آنها را که بر ورشکستگی قانونی شرکتها تاثیر می‌گذارد، بررسی کرد. او دریافت که اگر کارایی سیستم قضایی بالا‌ باشد، حقوق بستانکاران در کشور، قوی، سیستم مالی بازارگرا و روابط بانکی ضعیفتر باشد، ورشکستگیهای قانونی شرکتها بیشتر خواهدبود.

مطالعات بانک جهانی نشان می‌دهد که کشورهایی که مبنای قانون عرضی (انگلیس مدار) دارند، بیشترین حفاظت از سرمایه‌گذار را فراهم می‌سازند در حالی‌که آنهایی که مبداء قانون مدنی دارند (فرانسه، آلمان و اسکاندیناوی) حداقل حفاظت از حقوق سرمایه‌گذار را ارائه می‌دهند. به علا‌وه یافته‌ها نشان داد که ارتباط مهمی بین مبداءهای قانونی و اداره شرکت (موضوعاتی مثل پرداخت سود و مالکیت شرکت) در سراسر دنیا وجود داردClaessens, et al.,2000) )

 

بررسی قانون ورشکستگی ایران‌

در این بخش به بررسی مفاد قانون تجارت مصوب سال 1311 و اصطلا‌حات بعدی آن پرداخته می‌شود و در این زمینه لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت که اخیراً به مجلس شورای اسلا‌می جهت تصویب ارائه شده و مراحل نهایی تصویب را می‌گذراند مورد بررسی و مقایسه با قانون فعلی قرار می‌گیرد. با توجه به اینکه قانون یادشده هنوز مصوب نشده است رئوس موارد ذکر می‌شود.

طبق ماده 141 لا‌یحه اصلا‌حیه قسمتی از قانون تجارت مصوب سال 1347 وظایف شرکت در صورت ورشکستگی به شرح زیر بیان شده است:

اگر براثر زیانهای وارده حداقل نصف سرمایه شرکت از میان برود، هیئت مدیره مکلف است بلا‌فاصله مجمع عمومی فوق‌العاده صاحبان سهام را دعوت نماید تا موضوع انحلا‌ل یا بقا ی شرکت مورد شور و رای واقع شود. هرگاه مجمع مزبور رای به انحلا‌ل شرکت ندهد باید در همان جلسه و با رعایت مقررات ماده 6 این قانون، سرمایه شرکت را به مبلغ سرمایه موجود کاهش دهد. در صورتی که هیئت مدیره برخلا‌ف این ماده به دعوت مجمع عمومی فوق‌العاده مبادرت نکند و یا مجمعی که دعوت می‌شود نتواند مطابق مقررات قانونی منعقد گردد هر ذینفع می‌تواند انحلا‌ل شرکت را از دادگاه صلا‌حیتدار درخواست کند.

گرچه در این ماده قانونی امر ورشکستگی به صراحت مشخص نشده است اما در ماده 143 همین قانون که در ادامه خواهد آمد ورشکستگی تصریح گردیده است.

همان‌طور که می‌بینیم طبق قانون تجارت، شرکت ورشکسته شرکتی است که دارای زیان انباشته حداقل به میزان نصف کل سرمایه شرکت باشد. در این صورت می‌باید مجمع عمومی فوق‌العاده تشکیل و در مورد انحلا‌ل یا ادامه فعالیت شرکت تصمیمگیری شود. بنابراین قانون ، حمایت اندکی از ذینفعان و بخصوص اعتباردهندگان می‌کند و شرکت را در مورد بقا یا انحلا‌ل مخیر می‌داند، در حالی‌که ممکن است کل سرمایه آنها براثر این تصمیمگیری از دست برود. از طرف دیگر حتی تعریف ورشکستگی شرکت هم مبتنی بر منافع سهامداران بوده و معیار را زیان انباشته و سرمایه اسمی می‌داند. قدرت پرداخت دیون شرکت به عنوان معیاری که برای تعیین وضع مالی شرکت و تداوم فعالیت آن نقش کلیدی را داراست، در قانون درنظر گرفته نشده است (منصور، 1379).

با این حال، ماده 143 تا حدودی بر منافع اعتباردهندگان (یا صاحبان دین) تکیه کرده است. در این ماده از قانون تصریح می‌گردد:

در صورتی که شرکت ورشکسته شود یا هنگام انحلا‌ل معلوم شود که دارایی شرکت برای تادیه دیون آن کافی نیست دادگاه صلا‌حیتدار می‌تواند به تقاضای هر ذینفع ،هر یک از مدیران و یا مدیرعاملی را که ورشکستگی شرکت یا کافی نبودن دارایی شرکت به نحوی از انحا ، معلول تخلفات او بوده منفرداً یا متضامناٌ به تادیه آن قسمت از دیونی که پرداخت آن از دارایی شرکت ممکن نیست، محکوم کند (منصور، 1379).

طبق این ماده، شکایت از مسئولا‌ن ورشکستگی شرکت منوط به‌عدم قدرت پرداخت دیون است  و به‌طور ضمنی این معیار درنظر گرفته شده است.

علا‌وه بر این در ماده 412 قانون فعلی نیز اشاره مختصری به تادیه دیون شده است. در زیر قسمتی از ماده فوق آمده است:

ورشکستگی تاجر یا شرکت تجارتی در نتیجه توقف از تادیه وجوهی که برعهده اوست حاصل می‌شود (منصور، 1379).

در پیش‌نویس لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت که در جریان تصویب است، طبق ماده 835 تشخیص سازمانی به نام سازمان بازسازی، ملا‌ک ادامه فعالیت طبق ضوابط بازسازی قرار گرفته است. در حالی‌که در قانون فعلی ناتوانی از پرداخت دیون ملا‌ک ورشکستگی شناخته شده است.

ماده 835 به شرح زیراست:

تاجری که توانایی پرداخت دیون خود را ندارد ولی، به تشخیص سازمان بازسازی قادر به ادامه فعالیت تجارتی است مشمول بازسازی قرار می‌گیرد.

مشمولا‌ن این ماده مکلفند ظرف مدت سی روز از تاریخ شروع توقف در پرداخت دیون، درخواست رسیدگی به سازمان بازسازی تسلیم نمایند(ماده 836).

یکی از تسهیلا‌ت قانون جدید برای اشخاص حقیقی و حقوقی در شرف ورشکستگی، ایجاد یک مرحله میانی به نام بازسازی به منظور تامین حقوق طلبکاران ضمن نظارت در ادامه فعالیت اجرایی و مالی شرکت یا تاجر جهت مساعدت و جلوگیری از ورشکستگی قطعی است، که نکته حائز اهمیتی است که در قانون جدید مورد توجه قرار گرفته و آثار مثبت اقتصادی خواهد داشت.

به هرحال اعلا‌ن یا درخواست ورشکستگی به عهده خود شرکت یا بستانکاران است. ماده 415 قانون تجارت فعلی نیز به همین مسئله اشاره دارد:

ورشکستگی تاجر به حکم محکمه بدایت در موارد زیر اعلا‌م می‌شود:

الف- برحسب اظهار خود تاجر،

ب- به موجب تقاضای یک یا چند نفر از طلبکارها،

ج- برحسب تقاضای مدعی‌العموم بدایت (منصور، 1379).

در لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت (ماده 837) نیز به درخواست گروهها و اشخاص مندرج در قانون فعلی، هیئت تشخیص درخصوص ناتوانی تاجر از پرداخت دیون، توقف و تاریخ آن و همچنین شمول بازسازی یا ورشکستگی تصمیمگیری می‌کند. علا‌وه بر این که  تبصره 1 ماده مذکور در مورد بند«ب» ، مواردی شامل مطالبات کارگری، تامین‌اجتماعی، استیجاری و مالیاتی ناشی از فعالیت تجارتی نیز می‌شود که در قانون فعلی این مورد مسکوت بوده است.‌همچنین در تبصره 2 ماده مذکور معیارهای احراز ناتوانی تاجر در پرداخت دیون، توقف و تاریخ آن و... منوط به تصویب آیین‌نامه اجرایی این قانون از طرف هیئت وزیران بوده است. تدوین آیین‌نامه اجرایی در این مورد در جهت شفاف‌سازی و مشخص شدن معیارهای ورشکستگی که قبلا‌ً قانون به صورت کلی به آن اشاره کرده بود، موثر است.

تبصره 2 ماده 837:

معیارهای احراز ناتوانی تاجر در پرداخت دیون، توقف و تاریخ آن و همچنین شمول بازسازی یا ورشکستگی، مطابق آیین‌نامه‌ای است که ظرف مدت سه ماه از تاریخ تصویب این قانون، به پیشنهاد مشترک وزارت بازرگانی، وزارت امور اقتصاد و دارایی، وزارت دادگستری و به تصویب هیئت وزیران می‌رسد.

تا این مرحله هنوز تاجر در مرحله بازسازی که قبل از ورشکستگی است قرار دارد. در ماده 845،  طرح بازسازی9 که از طرف هیئت تشخیص ارائه می‌گردد متضمن موارد 13گانه است که از آن جمله می‌توان به نحوه ادامه فعالیت، اسامی طلبکاران و نحوه پرداخت دیون، فهرست تعهدات و چگونگی ایفا یآنها، تعیین تکلیف در مورد کارکنان، اصلا‌حات لا‌زم در اساسنامه و صورتهای مالی حسابرسی شده برای شرکتها اشاره کرد، که به نظر می‌رسد منافع اعتباردهندگان کاملا‌ً در آن ملحوظ شده باشد.

طبق ماده 843  لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت، در پاراگراف دوم در صورت عدم ارائه درخواست بازسازی ظرف مهلت مقرر، هیئت با صدور سند عدم امکان بازسازی، پرونده امر را برای رسیدگی به ورشکستگی تاجر به دادگاه تجارتی می‌فرستد.بنابراین در این مرحله است که شرکت در صورت عدم امکان بازسازی وارد مرحله ورشکستگی می‌شود. به هرحال طبق ماده 848 دوره بازسازی نباید از سه سال تجاوز کند.در تبصره ماده 845 نیز نحوه ارجاع شرکت برای ورود به مرحله ورشکستگی قطعی، ارائه شده است.تبصره 2 ماده 845:

هیئت تشخیص مکلف است بر اجرای مصوبات خود، از جمله طرح بازسازی، نظارت کند و در صورتی که در دوره بازسازی تشخیص دهد، طرح توفیقی ندارد، می‌تواند پرونده را به دادگاه تجارتی برای اخذ تصمیم راجع به ورشکستگی بفرستد. از تاریخ قطعیت صدور حکم ورشکستگی ماموریت سازمان بازسازی در مورد آن تاجر پایان یافته تلقی می‌شود.

طبق ماده 849 لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت تاجر می‌تواند با اخذ نظر کمیته طلبکاران تقاضای تجدیدنظر کند، بنابراین به نظر می‌رسد در لا‌یحه اصلا‌حی تلا‌ش بیشتری برای تداوم فعالیت تاجر و حفظ منافع طلبکاران به عمل آمده است.

در قانون فعلی توجهی به حقوق سرمایه‌گذاران که یکی از شرکای اصلی ورشکستگی هستند نشده است. ماده 418 به این مسئله اشاره دارد. در این ماده آمده است:

تاجر ورشکسته از تاریخ صدور حکم از مداخله در تمام اموال خود، حتی آنچه  ممکن است در مدت ورشکستگی عاید او گردد ممنوع است. در کلیه اختیارات و حقوق مالی ورشکسته که استفاده از آن موثر در تادیه دیون او باشد مدیر تصفیه قائم مقام ورشکسته بوده و حق دارد به جای او از اختیارات و حقوق مزبور استفاده کند (منصور، 1379).

در سایر ماده‌ها نیز از شخص ورشکسته با عنوان تاجر یاد شده است که این امر نشاندهنده توجه اندک قانونگذار به شخص حقوقی است. تنها در ماده 414 به شرکتهای تضامنی، مختلط یا نسبی نیز اشاره شده است. به هرحال شرکتهای سهامی به عنوان مهمترین واحدهای تجاری اکثر اقتصادهای پویا در قانون مدنظر قرار نگرفته‌اند و به نظر می‌رسد که این مواد نیاز به بازنگری اساسی دارد.

مفاد ماده 421، در حمایت از حقوق بستانکاران تجار ورشکسته است، گرچه چندان عنایتی به شرکت یا سازمان به عنوان شخص حقوقی نشده است. در این ماده قانونی آمده است:

همین که حکم ورشکستگی صادر شد قروض موجل با رعایت تخفیفات مقتضیه نسبت به مدت، به قروض حال مبدل می‌شود (منصور، 1379).

اما  به دلیل تبدیل دیون موجل به حال به نوعی می‌توان گفت بخشی از بستانکاران نسبت به بقیه در اولویت قرار گرفته‌اند، چون بعضی از بستانکاران که وصول طلب آنها موکول به آینده است یعنی در تاریخ ورشکستگی دارای طلب مدت‌دار هستند، با حکم ورشکستگی طلبشان تبدیل به حال می‌شود. این در حالی است که سایر بستانکاران که طلبشان می‌بایست در تاریخ ورشکستگی یا قبل از آن پرداخت می‌شد، اکنون با گروه اول در وصول طلب برابرند. بنابراین با وجود اینکه ظاهراً قانون از بستانکاران حمایت کرده است، باز حقوق گروهی از آنها نسبت به سایرین نادیده گرفته شده است.

در لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت در ماده 850، مادامی که شرکت در دوره بازسازی به سر می‌برد دیون موجل، تبدیل به حال نمی‌شود. بنابراین تقریباً اشکالی که بر قانون فعلی وارد است مرتفع شده است.

ماده 850 به شرح زیر است:

رای هیئت تشخیص بر اجرای بازسازی موجب حال شدن دیون موجل نمی‌شود و خسارت تاخیر تادیه را نیز قطع نمی‌کند.

تبصره: خسارت تاخیر تادیه برمبنای شاخص قیمت خرده فروشی است که هر سال توسط بانک مرکزی جمهوری اسلا‌می ایران اعلا‌م و تعیین می‌شود. به هرحال خسارت تاخیر تادیه نباید کمتر از 6 درصد در سال باشد.

چنان که می‌بینیم در تبصره ماده مذکور نقیصه ماده 421 قانون فعلی تا حدود زیادی مرتفع شده و به احقاق حقوق طلبکاران بیشتر پرداخته شده است. از آنجا که حال شدن طلب هر گروه از طلبکاران موکول به درنظر گرفتن شاخص خرده فروشی است بنابراین مسئله تورم نیز در قانون جدید مورد ملا‌حظه قرار گرفته است.

در ماده 423 قانون فعلی نیز که موضوع آن باطل بودن معاملا‌تی است که در تاریخ توقف به نحوی از انحاء حقوق بستانکاران را ضایع کرده و یا موجب رجحان حقوق برخی از بستانکاران به سایرین گردد، قانونگذار با بلا‌اثر و باطل شناختن این معاملا‌ت به صاحبان دیون توجه کرده است10 .

در این رابطه مفاد ماده 424، 425 و 426 نیز در تاکید بر حقوق طلبکاران است حتی قبل از توقف یا ورشکستگی که شامل معاملا‌تی است که ثابت گردد به نحوی از انحا قبل از توقف حقوق بستانکاران ضایع شده است11.

به هرحال پس از رسیدن به ورشکستگی و مشمول شدن واحد تجاری، طبق قانون تجارت قسمت مهمی از منافع سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان از بین رفته است و مقطعی که قانون برای رای به انحلا‌ل واحد تجاری معین کرده است در واقع انتهای کار شرکت است. به این دلیل اعتباردهندگان نمی‌توانند به انتظار حمایتهای قانونی باشند.

از طرف دیگر سازمان بورس اوراق بهادار تهران نیز برای شناسایی شرکتهای ورشکسته از همان ماده 141 قانون تجارت بهره می‌گیرد. با این تفاوت که براساس آیین‌نامه‌های اجرایی و انضباطی بورس  اوراق بهادار تهران پاره‌ای محدودیتهای ویژه بر شرکتهایی که مشمول ماده 141 شناخته می‌شوند، وضع می‌گردد که آنها را ملزم به رفع مشکل مربوط می‌کند. موارد ذکر شده بدین شرح است:

در صورتی که شرکت، مشمول ماده 141 و ورشکسته شناخته شود از این تاریخ به مدت شش ماه به شرکت فرصت داده می‌شود تا مشکل زیان انباشته را مرتفع کرده و مطابق قانون رفتار نماید. پس از گذشت این مدت در صورتی که همچنان شرکت ورشکسته تشخیص داده شود و زیان مربوط  را کاهش نداده باشد، نماد شرکت متوقف می‌گردد و برای ورود مجدد نماد به بورس، شرکت می‌بایست تمامی مراحل قانونی را مجدداً طی کند.

در صورتی که پس از مدت معین باز هم شرکت اقدامی در این خصوص نکرده باشد، این بار شرکت به حالت تعلیق درآمده و در نهایت از تابلو حذف می‌شود. بنابراین برای پذیرش و ورود مجدد به بورس اوراق بهادار تهران می‌بایست شرکت تمام مراحل را از ابتدا طی کند.

با بررسی این آیین‌نامه متوجه می‌شویم که سازمان بورس اوراق بهادار به عنوان متولی و نهاد نظارت بر بازار سرمایه هیچ روش اجرایی پیشگیرانه و کنترلی برای جلوگیری از ورشکستگی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ندارد و پس از ورشکستگی رسمی و قانونی شرکتها، پاره‌ای تدابیر و راه‌حلها را اتخاذ نموده است، در حالی که در این زمان دیگر حمایتی از سرمایه‌گذاران به عنوان شرکای اصلی بازارهای سرمایه به عمل نمی‌آید. این در شرایطی است‌که از سازمان بورس اوراق بهادار انتظار می‌رود قبل از وقوع رویداد ورشکستگی کنترلهایی بر وضع مالی شرکتها داشته باشدو قبل از وقوع آن سرمایه گذاران را از بالا رفتن ریسک ورشکستگی آگاه سازد.

 

نتیجه‌گیری‌

همان‌طور که ملا‌حظه شد ورشکستگی تجاری ممکن است دلا‌یل متعددی داشته باشد. در کشورهای توسعه یافته این مقوله از طریق سیستمهای قانونی مورد توجه و نظارت قرار می‌گیرد اما در کشورهایی که ثبات تجاری و اقتصادی کمتر است، احتمال ورشکستگی  بیشتر می‌شود، خصوصاً اگر قانون نیز حمایت اندکی از ذینفعان ورشکستگی انجام دهد.

بنابراین لا‌زم است روشی برگزیده شود که وضعیت مالی شرکت را ارزیابی کند، ولی از آنجا که هیچ یک از روشهای ارزیابی عملکرد در دنیا مدل کاملی ارائه نمی‌دهد و همواره در کنار یک مدل پیش‌بینی، نیاز به قضاوت حرفه‌ای تصمیمگیرنده نیز می‌باشد، اتکا به یک مدل پیش‌بینی ورشکستگی همیشه  منتهی به تصمیم صحیح از طرف گروههای ذینفع نمی‌شود.

ضمناً گروههای ذینفع متعددی وجود دارند که نیازمند تصمیمگیری بهینه اند و لا‌زم است این گروهها را محدود کرد تا بهتر بتوان در ارائه مدل پیش‌بینی بر یکی از آنها تمرکزکرد.

با این حال لا‌یحه اصلا‌ح قانون تجارت در حفظ منافع ورشکسته و طلبکاران اهتمام کرده است اما به نظر می‌رسد لا‌زم باشد در مورد این‌گونه قوانین،  هر چند سال یکبار بازنگری و بررسیهای جامعی انجام گیرد.

به هرحال به نظر می‌رسد که کار علمی و قانونی اندکی در مورد ورشکستگی در کشور ما انجام شده است و با توجه به شکوفایی هرچه بیشتر اقتصاد و تجارت در ایران، آینده راه فراخی برای وقوع ورشکستگیهای تجاری فراهم می‌سازد. این در حالی است که هنوز تعریف شفاف و کاملی از ورشکستگی در کشور ما وجود ندارد.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۱ | ٤:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

مقاله راجع به حسابرسی

حسابرسی عملیاتی و نقش آن در توسعه اقتصاد کشور

مقدمه
مدیریـت را دانـش به کار گیـری مؤثـر و کارآمـد منابـع بـرای دستیابی بـه اهداف سازمان تعریف می کنند و این منابع معمولاً شامل سرمایه، نیروی کار و منابعی است که در اختیار سازمان قرار دارد. یک مدیر باید عملیات سازمان را در جهت رسیدن به حداکثر منافع برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل کند. در دنیای امروز مدیران مسئول و پیشتاز همواره تلاش می کنند از نظارت دقیق و ارزیابی عینی بر وظایف خود اطمینان لازم را به دست آورند تا در برابر موضوعهای پیش روی خود نیرومند و مسلط باقی بمانند و کارهای خود را درست و به موقع انجام دهند. بنابراین، آنان هیچگاه نباید در بهره گیری از خدمات کارشناسان و متخصصان خارج از سازمان خود برای تعیین مشکلات و ارائه راه حل آن تردید داشته باشد تا با استفاده از این خدمات به مؤفقیتهای روزافزون تری دست یابند.

در سالهای اخیر کانون توجه و دامنه بسیاری از حسابرسیها در بخش عمومی و خصوصی دستخوش دگرگونیهایی شده است و از آنجا که صورتهای مالی به تنهایی پاسخگوی نیازهای اطلاعاتی مدیریت نیست، مدیران در بخش خصوصی و دولتی به دنبال کسب اطلاعات بیشتر به منظور ارزیابی و قضاوت در مورد کیفیت عملیات و پیشرفتهای عملیاتی هستند. در نتیجه ایجاد چنین زمینه هایی نیاز به ضرورت وجود فنون حسابرسی عملکرد برای ارزیابی اثربخشی، کارایی و صرفه اقتصادی عملیات به نحو چشمگیری افزایش یافته است.

بررسی علل درخواست روزافزون برای دریــافت خدمات حسابرسی عملکرد نشان می دهــد که دو موضوع زیر بستر مناسبی برای انجام این حسابرسی فراهم کرده است:

- هدایت مدیران برای توجه بیشتر به رعایت صرفه اقتصادی، کارایی و اثربخشی در واحدهای اقتصادی؛
- ارتقای تجربیات حسابرسان مستقل در زمینه تشخیص و یافتن واقعیتهای موجود در حسابرسی مالی و مشاوره مدیریت و ارائه رهنمودهای لازم به مدیران.

سیستم اقتصادی یک کشور به میزان قابل توجهی به تصمیم گیریهای مدیریت در واحدهای اقتصادی بستگی دارد. بدیهی است این تصمیم گیریها نقش تعیین کننده ای در میزان درآمد های اقتصادی و ثمر بخش بودن فعالیتهای تعیین شده و استفاده بهینه از امکانات تولیدی و خدماتی مؤسسات انتفاعی و غیرانتفاعی کشور دارند. لذا اصولاً صاحبان سهام و یا نمایندگان آنها همواره می خواهند بدانند که آیا مدیران اجرایی در تصمیم گیریهای خود صحیح عمل کرده اند یا خیر؟ و آیا توانسته اند از امکانات موجود حداکثر استفاده را کنند یا خیر؟ آیا در موسسات افزایش کارایی و رعایت صرفه اقتصادی انجام شده است؟

امروز در محیط اقتصادی که دارای نظامهای متعدد و ابعاد گوناگون است، مدیریت سازمانی تأکید فزاینده ای بر ارزیابی صرفه اقتصادی، کارآیی و اثر بخشی عملیات سازمانی دارد. حسابرسی عملکرد به عنوان ابزاری برای این ارزیابی به کار می رود.

در محیطهای رقابتی ضروری است تا مدیران با استفاده از فرایند ارزیابی عملکرد به هدایت صحیح امور در مسیر پیشرفت کار و در جهت اهداف و استراتژی های مورد نظر سازمان به شیوه ای آگاهانه بپردازند. با توجه به تغییرات و تحولات سریع و افزایش توان و قابلیتهای رقابتی شرکتها وسازمانها در جهان امروز میزان مطلوبیت عملکرد تک تک اجزای کاری سازمان و مجموع آن می تواند به عنوان معیار سنجش مؤفقیت یک سازمان برای مدیران بسیار حائز اهمیت باشد و با استفاده از آنها می توانند به سنجش ارزیابی وضعیت موجود طرحهای استراتژیک سازمان و بررسی عملکرد اجزای کاری آن پرداخته و برای ارتقا و بهبود اثربخشی و کارآیی آنها اقدام کنند. گسترش رقابت موجب شده تا مدیریت ارشد در بسیاری از سازمانهای نوین در به دست آوردن موقعیت مناسب در بازار و حفظ آن تمرکز یابد. مدیران دریافته اند بسیاری از سیستم های سازمانی کـه انتظار می رود برای پیشبـرد عملیات مفید واقع شود در جهت عکس اهداف سازمان حرکت می کند و موجب عقب ماندگی می شود.

حسابرسـی عملکـرد یک ابـزار مفیـد برای اصلاح این سیستم ها و هدایت سازمان به سوی اهداف آن است. در کشور ما مدیریت بخش اعظم منابع اقتصادی بر عهده دولت است و کیفیت مدیریت آن در سرنوشت ملت آثار اساسی دارد. مدیران بخش دولتی باید در برابر مردم و نمایندگان آنان پاسخگو باشند و ابزار این پاسخگویی را بر اساس اطلاعات معتبر فراهم کنند. ماهیت بخش دولتی ایجاب می کند که در این بخش، حسابرسی عملکرد علاوه بر رسیدگی به صورتهای مالی و اظهار نظر در چارچوب اصول و ضوابط حسابرسی مالی الزامی شود. از این رو لازم است حسابرسان ضمن استفاده از خدمات متخصصان در زمینه های مختلف به ارزیابی کیفیت تصمیم گیریهای مدیریت بپردازند و نتیجه‌گیریها و پیشنهادات اصلاحی خود را جهت بهبود هر چه بیشتر مدیریت ارائه کنند.

با توجه به اهمیت بهبود در ارتقا مدیریت در سازمانها به خصوص در بخش دولتی ضرورت دارد که مدیران نسبت به استقرار سیستم های جامع کنترل مدیریت اهتمام ورزند و آن را از لحاظ ارزیابی مستمر کارایی، صرفه اقتصادی و اثربخشی مورد بازنگری قرار دهند. در این راستا حسابرسان مدیریت مشابه حسابرسان مالی می توانند در جهت بهبود و تقویت این سیستم ها نقش مهم و ارزنده ای را ایفاء کنند. در نتیجه حسابخواهی مطلوب بخش دولتی هنگامی ایجاد می‌شود که با برنامه ریزی و عملـکرد ارگانها بر اساس بیان آشکار اهداف و نتایج مورد انتظار مورد رسیدگی قرار گیرد، بنابراین حسابرسی عملکرد بیان واضحی از رعایت صرفه اقتصـادی، کارآیـی و اثربخشی در عملـکرد تمامی سازمانهای بزرگ و کوچک است.




حسابرسی عملکرد:

اصطلاح حسابرسی عملکرد (PERFORMANCE AUDITING) یا حسابرسی عملیاتی معمولاً به منظور ایجاد تفاوت بین حسابرسی صورتهای مالی جهت اظهار نظر حرفه ای بر روی آن و حسابرسی که جوانب انتخاب شده یک سازمان را خارج از محدوده حسابها رسیدگی می کند به کار می رود .
هدف از این حسابرسی ابتدا تعیین فرصتهایی جهت کارایی و صرفه اقتصادی بیشتر و بهبود اثربخشی در عملیات بوده که این اهداف به موارد مرتبط با اهداف سازمان نیز ارتقا یافت . تفاوت عمده حسابرسیها در اهداف آنها است. حسابرسی صورتهای مالی درگیر مواردی است که منتهی به اظهار نظر درباره صورتهای مالی می گردد و آنچه که حسابرسی عملیاتی نامیده می شود با هدف کارایی ، صرفه اقتصادی ، اثربخشی بیشتر و رسیدن به نتایج سودآور اجرا می شود .


تفاوت عمده ای در رویکردهای موجود در حسابرسی صورتهای مالی و حسابرسی مدیریت یا عملیاتی وجود ندارد چهار مرحله زیر در هر نوع حسابرسی اجرا می شود :

1-  بررسی اولیه فعالیتها جهت به دست آوردن پیشینه لازم و ضروری؛

2-  ارزیابی مسئولیتهای مرتبط با فعالیتها در جهت اطمینان و از اختیارات مجاز و محدودیتهای عملی مرتبط؛
3-  مطالعه و آشنایی با خط مشی های برقرار شده توسط مدیریت از طریق رسیدگی اثربخشی روشهای عملیاتی و اداری و مشخص ساختن مناطق مشکل آفرین و ضعیف؛

4- گزارش نتایج حسابرسی و پیگیری جهت اعمال یافته ها و پیشنهادات.
حسابرسی عملکرد بر نحوه به کارگیری منابع سازمان متمرکز است و به سیستم های اطلاعاتی و درون سازمانی و دستورالعمل ها می پردازد و بیشتر به صورت مشاور مدیریت عمل می کند.
به عبارت بهتر، حسابرسی عملکرد عبارت است از فرایند سیستماتیک ارزیابی صرفه اقتصادی، کارایی و اثربخشی عملیات تحت کنترل مدیریت و گزارش نتایج همراه با توجیه هایی برای بهبود عملیات به افراد ذیصلاح و ذینفع.


مفاهیم اساسی

حسابرسی عملکرد دارای سه مؤلفه کارایی، اثربخشی و صرفه اقتصادی است که از اهمیت زیادی برخوردار است. امروزه ارزیابی کارایی، اثربخشی و صرفه اقتصادی باید بخشی از فرایند عادی مدیریت هر واحد تجاری در بخش عمومی و خصوصی باشد و مدیران بررسی عملکرد را به عنوان یکی از مسئولیتهای خود برای کنترل فعالیتها تلقی کنند و ارزیابی مستقل عملکرد مدیران از طریق واحد حسابرسی داخلی یا حسابرسان مستقل صورت گیرد.


همان طور که در شکل شماره یک مشاهده می گردد، صرفه اقتصادی نسبت داده های برنامه ریزی شده و داده‌های واقعی با مقیاس، کارایی نسبت داده های واقعی به ستانده های واقعی و اثربخشی نسبت ستانده های واقعی به ستانده های برنامه ریزی شده است.


دیوان محاسبات انگلستان این سه مؤلفه را به صورت زیر تعریف می کند :


صرفه اقتصادی: حداقل کردن بهای تمام شده منابع مورد نیاز یا مصرفی با توجه به کیفیت مورد نظر (مصرف با توجیه اقتصادی)؛


کارایی :حداکثر ستانده با میزان نهاده ثابت یا ستانده ثابت با حداقل نهاده ممکن(مصرف خوب) ؛

اثربخشی: مقایسه نتایج مورد نظر و نتایج واقعی پروژه ها، برنامه ها یا سایر فعالیتها (مصرف هوشمندانه).



استانداردها

استانداردهای حسابرسی عملکرد شامل سه بخش استانداردهای عمومی، استانداردهای اجرای عملیات، استانداردهای گزارشگری است.

الف ) استانداردهای عمومی: استانداردهای عمومی سوای استانداردهای اجرای عملیات و گزارشگری به طور مشترک برای حسابرسی صورتهای مالی و حسابرسی عملکرد وضع گردیده است.

این استانداردها عبارتند از:


شرایط کارکنـان مؤسسه حسابرسـی، استقـلال مؤسسه حسابرسـی و حسابرسـان، مراقبتهای تخصصی و حرفه ای و برقراری کنترل کیفیت.

این استانداردها در کلیه مؤسسات حسابرسی، اعم از دولتی و غیر دولتی که حسابرسی برنامه ها، فعالیتها و وظایف دستگاههای دولتی، سازمانهای غیر انتفاعی و .... را به عهده دارند، کاربرد دارد.

ب) استانداردهای اجرای عملیات:


1- برنامه ریزی: عملیات حسابرسی باید به حد کافی برنامه ریزی شود. برنامه حسابرسی باید در کلیه مراحل حسابرسی اجرا گردد. اهداف حسابرسی، حوزه عمل حسابرسی و متدولوژی حسابرسی هیچ کدام جدا از هم نیستند. لذا حسابرسان ناگزیرند این سه عنصر را همزمان برنامه ریزی و طراحی کنند.

2- سرپرستی: کارکنان به طور صحیحی سرپرستی شوند. به منظور تعیین اینکه آیا اهداف حسابرسی در جریان اجرا است، سرپرستی مستقیم حسابرسان و سایر اشخاصی که ( مشاوران، کارشناسان و امثالهم) به امر حسابرسی می‌پردازند، الزامی است. اصول سرپرستی ایجاب می کند برای کارکنان آموزش لازم ترتیب داده شود.


3-  رعایت قوانین و مقررات: هرگاه رعایت قوانین و مقررات برای تأمین اهداف حسابرسی ضرورت داشته باشد حسابرسان باید در مورد رعایت قوانین و مقررات به نحوی برنامه ریزی کنند تا اطمینان معقولی از کشف موارد خلاف فراهم شود. در کلیه مراحل اجرای حسابرسی، حسابرسان باید نسبت به حالات و رویکردهایی که می تواند دال بر اعمال خلاف قانون یا تخطی از قوانین و مقررات باشد، هوشیار باشند.


4- کنترل های مدیریتی:حسابرسان باید درکی از کنترل های مدیریتی که به موضوع حسابرسی مربوط می شود، به‌دست آورند. هنگامی که کنترل های مدیریت در اهداف حسابرسی مهم هستند، حسابرسان باید مدارک کافی به منظور پشتیبانی از قضاوتهایشان در مورد کنترل ها، کسب کنند.


5- مدارک: دستیابی به مدارک مربوط، قابل اطمینان وکافی مبنای معقـولی در جهت یافتـه ها و نتیجه گیریهای حسابرسان را فراهم می کند. کار حسابرسان باید در فرم کاربرگها ثبت و نگهداری شود. کاربرگها باید حاوی اطلاعات کافی باشند تا یک حسابرس مجرب بتواند بدون برقراری ارتباط با حسابرس قبلی، از مدارکـی که قضـاوتها و نتیجه گیریهای در خور اهمیت حسابرسان را به اثبات می رساند، پشتیبانی کند.

ج) استانداردهای گزارشگری:


1- گزارش مکتوب: گزارش حسابرسی باید به طور کتبی تهیه و نتایج هر رسیدگی به آن منتقل شود.

گزارش حسابرسی به منظور تأمین مقاصد زیر به صورت کتبی تهیه می شود:


- انتقال نتایج حسابرسی به مسئولان در کلیه سطوح؛

- نتایج حسابرسی کمتر در مظان سوء تفاهم قرار می گیرد؛

- نتایج حسابرسی در معرض بازرسی همگانی قرار می گیرد؛

- تسهیل پیگیری.

2-  ارائه به موقع گزارش: گزارش حسابرسی باید به طریق مقتضی منتشر شود تا اطلاعات لازم برای استفاده به موقع در اختیار مقامات اداری و اشخاص ثالث ذینفع قرار گیرد.
گزارش ولو اینکه با نهایت دقت تهیه شده باشد، ولی به موقع در اختیار تصمیم گیرندگان قرار نگیرد، از ارزش لازم برخوردار نخواهد بود. بنابراین، حسابرسان باید برای انتشار به موقع گزارش حسابرسی، برنامه ریزی لازم را معمول دارند.


3- محتوای گزارش: در گزارش حسابرسی باید اهداف، حوزه عمل و متدولوژی حسابرسی بیان شود؛

4- ارائه گزارش: گزارش باید کامل، دقیق، قابل اثبات، قانع کننده و تا آنجا که موضوع اجازه می دهد شفاف و مختصر باشد؛


5- توزیع گزارش: گزارش کتبی حسابرسی باید توسط مؤسسه حسابرسی به مقامات مسئول سازمان تحت رسیدگـی, مراجع ذیصـلاح سازمانهایی کـه خواستار انجام حسابرسی بوده اند، یا ترتیب اجرای آن را داده اند از جمله سازمانهایی که وجوهی به سازمان تحت رسیدگی پرداخت کرده اند، تسلیم شود، مگر آنکه منع قانونی و یا ملاحظات دیگری وجود داشته باشد.

 

اصول حسابرسی عملکرد


حسابرسی عملکرد شامل اصول زیر است:


1- حسابرسی عملکرد باید به عنوان جریانی کاملاً مستقل و بی طرفانه تلقی گردد؛

2- حسابرسی عملکرد ابزاری است در اختیار مدیریت برای شناخت مشکلات و رفع تنگناها و نگاهی عیب‌جویانه و انتقادی ندارد.

هدف حسابرسی عملکرد انتقاد از عملیات جاری نیست بلکه هدف، بررسی عملیات از طریق همکاری با مدیریت و کارکنان، و تدوین برنامه ای برای پیشرفت عملیات است. مؤثرترین راه دستیابی به این امر، همکاری با کارکنان صاحبکار در حوزه هایی است که آنان شناخت لازم را از نقاط ضعف را دارند و در عین حال مایل به همکاری نیز هستند. مفهوم حسابرسی عملکرد باید به عنوان یک برنامه داخلی بازنگری در جهت اقتصادی و کارا کردن عملیات سازمان در نظر گرفته شود تا نتایج فزاینده ای را در پی داشته باشد؛
3- ارزشیابی عملکرد در ارتباط با مجموعه امکانات و عوامل محدود کننده فعالیتها مورد نظر قرار می دهد؛

4-در حسابرسی عملکرد باید با مسایل مسئولانه و متعهدانه برخورد کرد؛

5- در انجام حسابرسی عملکرد طرز فکر مدیریت دخالت داده می شود؛

6-حسابرسی عملکرد توسط افراد متخصص و آگاه به وضعیت مورد رسیدگی انجام می شود.

پیشرفت و مؤفقیت در دستیابی به مزایای حسابرسی عملکرد تا حد زیادی به مهارتهای حسابرسان و طرز فکر مدیریت نسبت به آنان بستگی دارد. حسابرسانی که مأمور انجام چنین مسئولیتی می شوند باید توانائیهای لازم را در زمینه حسابرسی مالی، مدیریت و محیطهای عملیاتی داشته باشند. ویژگیهای یک حسابرس خوب در این زمینه عبارت است از:

کنجکاوی؛ توانایی تجزیه و تحلیل ؛ توانایی متقاعد سازی؛ قضاوت خوب حرفه ای؛ آگاهی متعارف؛ بیطرفی؛ مهارت برقراری ارتباط؛ استقلال؛ اعتماد به نفس.

علاوه بر ویژگیهای بیان شده، توانایی مشخص کردن نارسائیهای عملیاتی، توانایی مشخص کردن نواحی بحرانی و مشکل آفرین، خلاقیت در تکمیل مجموعه ای از تکنیک ها و مهارت انتقال نتایج حاصل از حسابرسی از دیگر خصوصیات حسابرسی عملکرد است.


ارتباط با مفهوم کنترل های مدیریت

نظر به اینکه تصمیم گیریهای مدیریت ، انجام فعالیتها و نتایج به دست آمده از آن در هر سازمان از درون سیستم‌های اطلاعاتی آن می گذرد و سیستم برنامه ریزی و کنترل مدیریت جزئی از سیستم های اطاعاتی موجود است. لذا مطالعه و آزمون کنترل های مدیریت در انجام حسابرسی عملکرد از ضروریات است . اصطلاح کنترل مدیریت ، کل سیستم واحد مورد رسیدگی را در برمی گیرد بنابر این، کنترل های مدیریت فعالیتهای داخلی و خارجی مدیریت را شامل می شود . سیستم مزبور شامل برنامه ریزی، سیاستگذاری و تدوین روشها و همچنین اقدامات واقعی انجام شده برای اداره امور واحد رسیدگی است که برای بهبود اجرای مؤثر مسئولیتهای محوله بر اساس روشها و نتایج مورد انتظار طراحی می شود . کنترل های مدیریت نه تنها شامل کنترل های داخلی بلکه در برگیرنده کنترل های خارجی منجمله قوانین جاری کشور ، محدودیتهایی که توسط سازمانهای مسئول کشور برای واحد در نظر گرفته شده است، شرایط بـازار، امکـانات استـقراض، دریافت یـارانه، محدودیـتهای توزیع و قیمت‌گذاری محصول، پیشرفتهای فناوری ومحدودیتهای وضع شده توسط شرکتهای اصلی برای شرکتهای فرعی خود نظیر کنترل توزیع سود و کنترل قیمت فروش و توزیع محصولات است.


سه وجه تمایز اصلی بین کنترل های مدیریت و کنترل های داخلی به شرح زیر است:

1-تأکید فزاینده بر نیاز به بیان هدفهای سازمان و برقراری ارتباط نزدیک آن با کنترل های مدیریت؛

2- تأکید فزاینده بر کنترل های خارجی در مقایسه با کنترل های داخلی؛

3- گسترش کنترل به منظور در بر گرفتن کلیه فعالیتهای مدیریت نظیر تولید ، حمل و نقل، تحقیق به جای تنها تأکید بر فعالیتهای حسابداری.

دسترسی به اهداف کارایی و صرفه اقتصادی و اثربخشی به کنترل های مدیریت خوب بستگی دارد که مسئولیت مزبور بر عهده مدیریت واحد مورد رسیدگی است.

کنترل های مدیریت شامل روشها و خط مشی هایی جهت حصول موارد ذیل است:

-برنامه ریزی ، سازماندهی و رهبری و کنترل عملیات؛

-تائید اینکه منابع طبق قوانین و مقررات مورد استفاده قرار می گیرد؛

-محافظت از منابع در مقابل سوء استفاه و هدر رفتن؛

-اندازه گیری ، تنظیم و گزارشگری عملکرد واحد اقتصادی؛

-اطمینان از دستیابی به اهداف؛

- اطمینان از اینکه به داده های قابل اعتماد و معتبر دسترسی داشته ، نگهداری شده و در گزارشهای سالانه و سایر مدارک به درستی افشا می شود


در مرور اولیه کنترل های مدیریت ، حسابرس باید عوامل ذیل رادر نظر بگیرد :

1-آیا خط مشی های سازمان به طور کامل با اختیارات و امتیازات اساسی سازمان مطابق است؟

2-آیا سیستم روشها و کنترل های مدیریتی برای انجام این خط مشی ها همان طور که مد نظر مدیریت عالی جهت کارایی و صرفه اقتصادی بوده ، طراحی شده است؟

3-آیا سیستم کنترل مدیریت کنترل کافی بر روی منابع سازمان ، درآمد و هزینه ها فراهم می کند؟


تعدادی از عواملی که حسابرس باید جهت ارزیابی سیستم کنترل مدیریت و تعیین نواحی مشکل آفرین در نظر بگیرد به قرار زیر است

1- استفاده مدیریت از استانداردها یا اهداف برای قضاوت در مورد اجرا ، بهره وری ، کارایی یا استفاده از کالاها و خدمات؛

2-فقدان دستورالعملهای مکتوب که سبب عدم فهم درست ، درخواستهای متناقض ، انحرافات غیر قابل قبول و اجرای غیر یکنواخت می گردد؛

3- عدم مؤفقیت در قبول مسئولیتها؛

4-دو باره کاریها؛

5- استفاده نامناسب از وجه نقد؛

6- الگوی سازمانی غیر معقول و بیهوده؛

7- استفاده بیهوده ، ناکارا از کارکنان و منابع فیزیکی؛

8- کارهای ناتمام.


شناسایی نواحی مشکل آفرین


تکنیک های زیادی وجود دارد که حسابرس بتواند با آگاهی بیشتر نواحی مشکل آفرین را مشخص کند که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می کنیم :


1-  بررسی فعالیت ها: اینکه اطلاعات از چه طریق به دست می آید و یک فعالیت چگونه انجام شود و نحوه کنترل آن چگونه است می تواند موارد غیر قابل کنترل یا مستعد آن را مشخص کند .

در یک عملیات خرید، سه مرحله زیر می تواند نقاط کلیدی باشد

الف) تعیین میزان و کیفیت مواد خریداری شده؛

ب) روشهای دستیابی به بهترین قیمت؛

ج) روشهای تعیین درست کمیت و کیفیت.


اگر در ارتباط با خریدهای عمده ، حسابرس به این نتیجه برسد که این مراحل نیاز به بازنگری دارد او باید قضاوت خود را بر روی آن عملیات متمرکز کند

2- مرور گزارشهای مدیریتی: مرور گزارشهای داخلی که خود مدیریت به طور منظم برای به دست آوردن اطلاعات از آنها استفاده می کند، نیز می تواند اطلاعات با ارزشی درباره نواحی مشکل آفرین و ضعیف وشرایط و انجام کارها در اختیار حسابرسان قرار دهد.

3-  مرور گزارش بازرسان و حسابرسان داخلی: حسابرس در اینگونه موارد باید به دلایل وقایعی که نکات ضعیف در سیستم مدیریتی را برایش آشکار می کند و به مدیریت عالی جهت رفع آن ارجاع نشده است، توجه کند.

4- بازرسی فیزیکی: بازرسیهای فیزیکی فعالیتهای سازمانی می تواند یک روش مفید برای مشخص کردن عدم کارایی یا مشکلاتی باشد که مورد توجه حسابرس است، که می توان به انباشت مازاد تجهیزات و مواد ، ابزار کم مصرف ، کارمندان بی انگیزه ، عودت محصولات از سوی مصرف کنندگان یا مشتریان ، دور ریختن مواد مفید و شبیه این موارد اشاره کرد .

5- بررسی و پیگیری رویدادها: یکی از راههای مفید جهت به دست آمدن بینش عملی درباره روشها می تواند تعقیب تعدادی از رویدادهای سازمان به طور کامل و از ابتدا تا انتها باشد

6-  مصاحبه با کارکنان: حسابرس می تواند اطلاعات با ارزشی از طریق مصاحبه با کارکنان به دست آورد و میزان مؤفقیت در دستیابی به اطلاعات مفید در این زمینه به شهرت حسابرس و سؤالات مطرح شده توسط او بستگی دارد .

 

مقایسه با حسابرسی صورتهای مالی

علاوه بر اختلافات اشاره شده در بخشهای قبلی، حسابرسی عملکرد برخلاف حسابرسی صورت های مالی دارای اهداف و رویکردهای کلی تری است. حسابرسی عملکرد حرفه ای مستلزم انواع مهارتهاست و دارای یک ارتباط اثربخش با تمام سطوح سازمانی و ارزیابی تمام جوانب یک سازمان است. بخشهای مالی و حسابداری، تولید، مهندسی و کنترل موجودی، خدمات مشتریان، اعتبارات، خرید، پرسنلی و اداری، پردازش اطلاعـات و بازاریـابی و فروش از قسـمتهایی هستند که می توانند مشمول حسابرسی عملکرد قرار گیرند.
حسابرسی عملکرد حدود بیشتری از مسئولیتهای مدیریت را شامل می شود و هدف آن تعیین فرصتهایی برای کارایی و صرفه اقتصادی بیشتر و بهبود اثربخشی در اجرای روشها و عملیات است.
حسابرسی عملکرد به عنوان یک شکل مدرن حسابرسی در مقایسه با حسابرسی صورتهای مالی و حسابرسی رعایت، است.

تفاوت اصلی بین حسابرسی عملکرد و حسابرسی سنتی در نقش حسابرس است که در حسابرسی عملکرد نقش حسابرس بیشتر ارزیابی فعالیتها است.

از تفاوتهای حسابرسی مالی و حسابرسی عملکرد می توان به نحوه مدیریت آن نیز اشاره کرد که حسابرسی مالی طی یک چرخه سالانه تکراری انجام می شود در صورتی که حسابرسی عملکرد به صورت پروژه مجزا انجام می‌شود.

یکی دیگر از تفاوتهای موجود بین این دو نوع حسابرسی در سطح استاندارد بودن آنهاست که در آن طرح ریزی حسابرسی عملکرد در قالب یک شکل استاندارد ثابت بسیار مشکل است.
حسابرسی عملکرد همواره دارای رهنمودهای لازم برای نقاط ضعف مربوط به عملکرد مدیران است و به مدیران واحد اقتصادی کمک می کند تا برای غلبه بر مشکلات و مسائل خود توصیه های لازم را به دست آورند و به این ترتیب زمینه برای بهبود و بهسازی اجرای یک طرح، برنامه یا عملکرد سازمان و ارتقای کیفیت اجرای کارها هرچه بیشتر و بهتر فراهم شود.

حسابرسی عملکرد بر خلاف حسابرسی صورتهای مالی، کمی بوده و عامل تجزیه و تحلیل در آن جایگاه خاصی دارد و نیز ضمن کمک به تخصیص بهینه منابع واحد اقتصادی، محدودیت فزونی منافع بر مخارج را بیشتر مدنظر قرار می دهد .

 

 

نقش حسابرسی در توسعه اقتصادی کشور

با چنین تعابیری نقش و جایگاه حسابرسی در کشور از ویژگی و برجستگی خاص برخوردار است. وزارت امور اقتصادی و دارایی نیز در مقام راهبرد سیاست‌های اقتصادی و مالی کشور به منظور اعمال مدیریت اقتصادی و نظارت بر تخصیص بهینه منابع نیازمند اعتبار آمار و ارقام ارایه شده توسط بنگاه‌های اقتصادی از یک سو و حساب کشی و حساب‌دهی مدیران از سوی دیگر است. حوادثی نظیر سقوط شرکت «آنرون» و پیامد آن برای بزرگترین موسسه حسابرسی جهان (آرتور آندرسن) و فساد مالی اخیر در شرکت پارمالات که پای حسابرسان آن نیز به میان کشیده شده نشان می‌دهد که نقش نوین حسابرسان و حسابداران رسمی نسبت به نقش سنتی آنان به شدت افزایش یافته و مسوولیت اجتماعی حسابداران رسمی در جوامع رفاه اجتماعی همچنان مورد تاکید است.

ساختار جدید مالکیت و مدیریت شرکت‌ها، دامنه مسوولیت و وظایف حسابداری را گسترش داد و ارایه گزارش‌های مالی جدیدتر و مناسب‌تر بر اساس نیاز استفاده‌کنندگان را ضروری کرد. سرمایه‌گذاران، بانک‌ها و موسسات اعتباری برای اعطای وام و اعتبار دولت‌ها برای مقاصد سیاسی، اخذ مالیات و...، نیازمند گزارش‌های جدید و معتبر بودند. افزایش موارد استفاده و شمار استفاده‌کنندگان از اطلاعات گزارش‌های مالی و رونق بازار سرمایه و پول، هدف حسابداری و حسابرسی را از رفع نیازهای تعداد معدودی صاحب سرمایه به پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی جامعه ارتقا داد. در این راستا، پژوهشگران با توجه به نقش بااهمیت اجتماعی حسابداری و حسابرسی و به مدد تئوری‌های دستوری و اثباتی و در راه تلاش برای تدوین تئوری‌هایی برای شرح و پیش‌بینی پدیده‌های حسابداری و حسابرسی، تئوری‌های متعددی را مطرح کردند که «تئوری حقوق مالکانه» یکی از بااهمیت‌ترین آنها است. بر اساس این تئوری، شرکت به عنوان مجموعه‌ای از قراردادها اعم از منعقد شده و یا نانوشته، رسمی و غیررسمی، بین اشخاص ذی‌نفع و حلقه ارتباطی بین آنها است و همواره فرض می‌شود که اشخاص به دنبال منافع شخصی خود هستند و بین آنها تضاد منافع وجود دارد. اطلاعات و ارقام گزارش‌های مالی در فرآیند انعقاد قراردادها بین شرکت و اشخاص مورد استفاده قرار می‌گیرد. استفاده از نسبت‌هایی مانند نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، در هنگام انعقاد قرارداد استقراض، انتقال ثروت از اعتباردهندگان به سهامداران توسط مدیران را محدود می‌کند. به‌کارگیری سود حسابداری در طرح‌های پاداش مدیران با هدف کاهش تضاد منافع سهامداران و مدیران و نیز جلوگیری از فرار مدیران از انجام درست مسوولیت‌های آنان است. از سوی دیگر، استفاده از اطلاعات و ارقام حسابداری در فرآیند سیاسی مثل تعیین مالیات، قیمت‌گذاری محصولات، تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، بحران‌ها و... نمونه‌هایی از استفاده از اطلاعات و ارقام حسابداری در فرآیند انعقاد قراردادهای حقوق و مزایای مدیران، استقراض و فرآیند سیاسی است. بنابراین، ثروت اشخاص طرف قرارداد تحت تأثیر روش‌های حسابداری قرار می‌گیرد که توسط مدیران انتخاب و به کمک آنها رویدادهای مالی شناسایی، پردازش و گزارش می‌شوند. به‌کارگیری اطلاعات و ارقام حسابداری در فرآیند سیاسی، مستلزم نظارت بر نحوه انتخاب روش‌های حسابداری و روش‌های شناسایی، پردازش و گزارش آنها به منظور کنترل و جلوگیری از تخلف از مفاد قراردادها و اعتبار‌دادن به اطلاعات و معاملات بین سازمان‌های تجاری و شرکت‌های بزرگ، شکل گرفته و سیستم‌های اطلاعاتی پیشرفته و شبکه‌های ارتباطی اطلاعاتی و تجارت الکترونیک موجودیت یافته‌اند. بنابراین، بهمین علت سازوکارهای فعلی پاسخگوی کارکردها و روابط تجاری موجود نیست. به نظر می‌رسد با توجه به تحولات و تغییرات ایجاد شده در ساختار و مناسبات و ارتباطات تجاری و تغییر شکل و محتوای حقوقی آن لازم است قوانین و مقررات مرتبط با مسایل مالی – محاسباتی کشور به طور بنیادی مورد اصلاح قرار گیرد. در این ارتباط به ویژه قانون تجارت، قانون محاسبات عمومی نیازمند اصلاحات و تجدید نظر جدی است. شکی نیست که در اصلاح و تدوین قانون تجارت که بتواند پاسخگوی نیازهای فعلی و روابط تجاری حاکم باشد، کسب آرای صاحب‌نظران دانشگاهی و حرفه‌ای، مجامع حرفه‌ای، حقوقی و حسابداری و گروه‌های ذی‌نفع در این خصوص به ویژه جامعه حسابداران رسمی ایران ضروری به‌نظر می‌رسد.
در اکثر کشورهای پیشرو در حسابداری و حسابرسی، کمک به تشخیص مالیات بخش عمده‌‌ای از فعالیت‌های حسابرسان مستقل را به خود اختصاص داده است، به نحوی که در آن کشورها، حرفه حسابرسی مستقل را ابزار کارآمدی برای تشخیص مالیات می‌دانند. کمک به تشخیص مالیات موجب رعایت عدالت مالیاتی و وصول مالیات حقه می‌شود و در این صورت، نهایتاً دولت و جامعه از نتیجه خدمات حسابرسی مستقل و عدم استفاده کارآمد از آن، وزارت امور اقتصادی و دارایی خود را از ابزار کارآمدی محروم کرده بود. برای حل این معضل، در سال 1372 قانون «استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی‌صلاح به عنوان حسابدار رسمی» به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. به موجب این قانون، دولت می‌تواند حسب مورد و نیاز از خدمات حسابداران رسمی در مواردی چون، حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌های سهامی عام و خاص، شرکت‌های غیرسهامی و شرکت‌های موضوع بندهای الف و ب ماده 7 اساسنامه قانونی سازمان حسابرسی و همچنین «حسابرسی مالیاتی اشخاص حقیقی و حقوقی»کند. در سال 1374 آیین‌نامه «تعیین صلاحیت حسابداران رسمی و چگونگی انتخاب آنان» به تصویب هیات وزیران رسید و نهایتاً اساسنامه جامعه حسابداران رسمی ایران تهیه و در کمیسیون ویژه‌ای در هیات دولت تصویب گردید. در پی این تحولات در سال 1380 اعضای شورای‌عالی جامعه، هیات مدیره و دبیرکل جامعه انتخاب و با اعلام اولین فهرست اسامی حسابداران در سی‌ام دیماه 1380 روح تازه‌ای بر کالبد جامعه حرفه‌‌ای حسابداری و حسابرسی کشورمان دمیده شده که انتظار می‌رود با تداوم سیاست‌های حمایت از فعالیت جامعه حسابداران رسمی، استفاده صحیح و کارآمد از خدمات حسابرسان مستقل در تمام موارد مذکور و بویژه در مقوله حسابرسی مالیاتی اشخاص حقیقی و حقوقی، کادر فنی مالیاتی و سایر کارکنان درگیر در امر مالیات، برای پیگیری سایر اهداف مالیاتی، آزاد شده و همچنین جامعه را در موقعیتی قرار دهد که بتواند از خدمات گسترده یک حرفه مستقل، خودکفا و خودکنترل، علمی و کارآمد بهره گیرد.

از طرف دیگر در راستای اهداف برنامه سوم و چهارم توسعه اقتصادی بازنگری سیاست دولت در مورد قیمت‌گذاری کالا و خدمات و خارج کردن آن از حالت اقتصاد دستوری و تکلیفی و تعیین قیمت بر اساس عرضه و تقاضا و تعادل بازار امری بسیار ضروری است. در این راستا، نقش و مسوولیت و وظیفه حسابداران رسمی بسیار مهم است.


نکته دیگر اینکه از زمان تصویب قانون بورس اوراق بهادار در اردیبهشت‌ماه 1345 تاکنون بیش از سی‌و‌پنج سال می‌گذرد اما تغییراتی جدی در قوانین مربوط به آن صورت نگرفته است. در این دوران تحولات و تغییرات فراوانی در مناسبات اقتصادی و اجتماعی واقع شده است. برای پاسخگویی به نیازهای جدید بازار سرمایه در دهه گذشته، مقررات متعدد (و در برخی از موارد مناسب) توسط شورای بورس تصویب شده، لکن به علت عدم حمایت قانونی مقررات مذکور به مرحله اجرا نرسیده است. بنابراین به نظر می‌رسد قوانین و مقررات بورس به‌ویژه در مورد پذیرش و نظارت بر شرکت‌ها، نیازمند اصلاح و تجدیدنظر با توجه به شرایط موجود و الزام قانونی اجرای آن است که اهمیت جایگاه حسابداران رسمی در بازار سرمایه از جمله این اهداف است.

در مورد استفاده از گزارش حسابرسان مستقل توسط بانک‌ها و به منظور اعطای وام و اعتبار، به نظر می‌رسد پس از طی روند تدریجی گسترش مالکیت عامه و واگذاری سهام دولت، نهادها و بانک‌ها به مردم، به تدریج نحوه اعطای وام و اعتبار تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. با این همه، بازنگری و تصویب قوانین و مقررات استفاده از گزارش حسابرسان مستقل در تصمیم‌گیری برای اعطای وام و اعتبار، می‌تواند موجب گسترش استفاده خدمات حسابرسان مستقل در این زمینه شود.

لایحه پولشویی و نقش حسابداران رسمی در مبارزه با پولشویی و همچنین جایگاه حسابداران در مدار مبارزه با فساد مالی به عنوان وظایف نوین حسابداران که مستلزم گزارشگری خاص هستند نیازمند بازنگری در نقش و مسوولیت حسابداران رسمی است.

موضوع بین‌المللی شدن بورس و سرمایه‌گذاریهای خارجی و شفاف‌سازی اطلاعات مالی و حسابرسی این سرمایه‌گذاری‌ها از اولویت خاصی برخوردار است که توجه بدان هم از نظر وزارت امور اقتصادی و دارایی و هم از طرف مراجع حرفه‌ای حسابداری نظیر جامعه حسابداران رسمی ایران و سازمان حسابرسی و انجمن حسابداران خبره ایران قابل تاکید است که این مهم نیز بدون استفاده از ابزارهای جدید و فناوری در حوزه حسابرسی امکان‌پذیر نیست، زیرا تغییرات شگرف تکنولوژی و IT و گسترش تجارت الکترونیکی کاربرد ابزارهای سنتی را بسیار محدود کرده است. طبیعی است که با روی‌آوری به فناوری و IT لزوم بازنگری در استانداردهای حسابداری و حسابرسی منطبق با این حوزه نیز ضرورت خواهد یافت زیرا حوزة تجارت الکترونیک فارغ از پیشرفت شگرف آن، دارای دوز و کلک‌های خاصی است که تیزهوشی و توانمندی ویژه‌ای را از حسابرسان می‌طلبد.

علاقه‌مندم به عنوان نماینده وزارت امور اقتصادی و دارایی تأکید کنم سیاست وزارتخانه کماکان حمایت جدی از جامعه حسابداران رسمی و اعتلاء و توسعه حرفه حسابداری در راستای شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی نظام مالی و اطلاعاتی کشور و همچنین کاهش مسوولیت دولت در بخش تصدی‌گری است اما دستیابی به این مهم علاوه بر زمان نیازمند افکار نوین، ابزارهای جدید و ایفای مسوولیت‌های اجتماعی چه از جانب دولتمردان و چه از جانب هواداران خصوصی‌سازی در قالب مشارکت اجتماعی است.

 

 

شفافیت بودجه ای و نقش حسابداری دولتی

در گزارشگری مالی بخش دولتی، بودجه نقشی اساسی دارد و گزارش عملکرد بودجه با هدف پاسخگویی دولتها تهیه می­شود. شفافیت برای این گزارش یک ویژگی کیفی است. یعنی اطلاعات به‌گونه­ای ارائه شود که بتوان با مشاهده آن به عملکرد واقعی دولت پی‌برد و فعالیتهای مختلف دولت را ارزیابی کرد. میزان پاسخگویی از دیرباز تحت تاثیر فشار برای پاسخ‌خواهی بوده است. هر اندازه ملت، مجلس، مطبوعات و مجامع حرفه­ای پاسخ دهی بهتری را خواهان باشند، دولت نیز در ارائه مطلوبتر اطلاعات و در نتیجه شفاف­سازی فعالیتهایش کوشاتر خواهد بود. امروزه جهانی­سازی و تاثیری که کشورها از وضعیت مالی برون مرزی خود می­گیرند مجامع بین‌المللی را نیز به گروه پاسخ­خواهان اضافه کرده است.

 

  سازمانهای بین‌المللی با اعمال سیاستهای تنبیهی و تشویقی (به‌خصوص در اعطای وامها) می­کوشند دولتها را موظف به ارائه اطلاعات درست و دقیق از فعالیتهای مالی‌شان سازند. در این زمینه بیشترین تاکید روی  پیروی از الگوهای هماهنگ بین­المللی گزارشگری مالی دولت وجود دارد. پیاده­کردن این الگوها نیز به نوبه خود وابستگی کامل به وضعیت حسابداری دولتی هر کشور به عنوان سیستم اطلاعات حسابداری دولت دارد. مشکلا‌تی که در ایران برای شفافیت بودجه‌ای مطرح می­شود همان مشکلاتی است که سالها سیستم حسابداری دولتی با آن دست به گریبان بوده است، یعنی کمبود نیروهای متخصص مالی، نبود انگیزه ملی برای پاسخ­خواهی و متقابلا‌ً فرهنگ پاسخگویی مسئولان، قوانین ناکارامد و نداشتن استانداردهای حسابداری دولتی. در این مقاله کوشش شده است سیستمهای هماهنگ بین­المللی معرفی و فواید و کاربردهای آنها تشریح شود. مقدمهدر زمانهای دور بودجه منحصر به دخل و خرج دربار می‌شد. به عبارت دیگر درامدهای یک کشور، درامد پادشاه و هزینه­های آن هزینه‌ پادشاه محسوب می­شد و خودکامگان نیز هیچ لزومی برای پاسخدهی در مورد دخل و خرج کشور نمی­دیدند. اولین نشانه­های پاسخ‌خواهی با شورش اشراف انگلستان علیه پادشاه و صدور منشور کبیر (مگنا کارتا) ظاهر شد. مطابق این منشور پادشاه نمی­توانست بدون مشورت با اشراف، مالیاتی وضع کند و در مورد چگونگی هزینه شدن مالیاتها نیز ملزم به پاسخگویی می‌شد.پاسخگویی یا حسابدهی به معنی پاسخگو بودن یک کارمند، نماینده یا هرکس دیگر در باره وظیفه­ای که به وی واگذار شده یا کاری که انجام داده است می­باشد. ایفای این مسئولیت با استناد به مدرک یا مدارکی است که شناسایی فرد انجام­دهنده کار را امکانپذیر می­کند. میزان مسئولیت براساس وجه نقد، آحاد اموال یا هر معیار از پیش تعیین شده دیگری اندازه‌گیری می‌شود. برای دولت مدرک یادشده در بالا، سند بودجه است. وظیفه واگذار شده، اجرای بودجه مصوب مجلس است و پاسخدهی در مورد آن با ارائه گزارش عملکرد سالانه بودجه محقق می­شود.سابقه پاسخ­خواهی و متقابلا‌ً بودجه در ایران به زمان مشروطیت برمی­گردد. اولین بودجه تاریخ ایران در زمان وزارت صنیع‌الدوله (1289خورشیدی) در دوره دوم قانونگذاری تهیه و تقدیم مجلس شد. البته سرنوشت اولین بودجه‌نویس ایران این بود که پیش از تقدیم بودجه به مجلس ترور شود (شاید به جرم پاسخ‌خواهی).منظور از شفافیت بودجه کیفیت اطلا‌عات بودجه­ای و قابلیت آن در پاسخگویی بهتر به مردم است. براساس یکی از تعریفها، شفافیت بودجه­ای یعنی:«اطلا‌عات ارائه شده در رابطه با گزارشهای مالی و عملیاتی بودجه به مجلس و مردم، باید کیفیت اجرا و عملکرد دولت را آشکار نماید». شفافیت بودجه­ای پاسخگویی را تقویت می­کند و ریسک سیاسی متناظر با اصرار بر سیاستهای خلا‌ف منافع ملی را افزایش می­دهد و بدین ترتیب بر میزان اعتبار بودجه می­افزاید. همچنین حمایت عمومی از سیاستهای کلا‌ن اقتصادی را باعث می­شود. در نقطه مقابل، مدیریت غیرشفاف بودجه ممکن است به بی­ثباتی ناکارایی یا تشدید نابرابری منجر شود. در دهکده جهانی، بحران بودجه در یک کشور ممکن است به صورت بالقوه به کشورهای دیگر سرایت کند، به همین دلیل موضوع یادشده اهمیت بین­المللی یافته است به­طوری که کمیته موقت هیئت رئیسه صندوق بین‌المللی پول (IMF) در پنجمین نشست خود در 16 آوریل 1998 ضوابط لا‌زم­الاجرا برای شفافیت بودجه­ای را تصویب و اعلا‌م کرد.  ارتباط حسابداری، بودجه و پاسخگوییحلقه ارتباطی حسابداری و بودجه، حسابداری دولتی است. حسابداران، استانداردهای حسابداری دولتی را برای ارائه خدمات به بودجه و امور مالی دولت تدوین کرده­اند. درحال حاضر بودجه در مراحل مختلف تنظیم، تصویب، اجرا و نظارت وابستگی کامل به اطلا‌عات سیستم حسابداری دولتی دارد، به‌گونه­ای که می­توان حسابداری دولتی را حسابداری بودجه­ای نامید. استاندارد کنترل بودجه­ای در حسابداری دولتی، حسابداران را موظف می­کند سیستم اطلا‌عات مالی دولت را به‌گونه­ای مستقر کنند که اعمال نظارت بر درامدها و هزینه­های دولت (بودجه) فراهم شود.چارچوب نظری حسابداری را می­توان براساس تصمیمگیری یا پاسخگویی تشریح کرد. در چارچوب مبتنی بر تصمیمگیری هدف حسابداری فراهم کردن اطلا‌عات مفید جهت تصمیمهای اقتصادی است یعنی استفاده­کنندگان از اطلاعات، شامل سرمایه­گذاران، اعتباردهندگان و دیگران، با استفاده از صورتهای مالی بتوانند تصمیمهای صحیح در جهت  بیشینه ساختن منافع خود بگیرند.درچارچوب نظری مبتنی بر پاسخگویی، هدف حسابداری ایجاد سیستم مناسب جریان اطلا‌عات بین حسابده و حسابخواه است، به صورتی که منافع طرفین تامین شود. امروزه در زمینه حسابداری دولتی و غیرانتفاعی، چارچوب پاسخگویی است که چیرگی کامل دارد و می­توان گفت:"حسابداری دولتی ابزار پاسخگویی دولت به ملت است." و اگر در استانداردهای حسابداری دولتی دقت کنیم این مسئله آشکارا مشخص است. اهمیت نقش مسئولیت پاسخگویی عمومی در بیانیه مفهومی شماره 1(GC1) هیئت استانداردهای حسابداری دولتی امریکا (GASB) از بندهای تفصیلی بیانیه مذکور به شرح زیر استخراج می­شود: "مسئولیت پاسخگویی سنگبنای کلیه گزارشهای مالی دولت است و مفهوم پاسخگویی در کلیه مفاد این بیانیه مورد استفاده قرار گرفته است. مسئولیت پاسخگویی، دولت را ملزم می­کند در مورد اعمالی که انجام می­دهد به شهروندان توضیح دهد و براین عقیده استوار است که شهروندان حق دارند بدانند و حق دارند [بخواهند که] حقایق به صورت علنی و به طریق مطمئن به دست آنها و نمایندگان قانونی آنها برسد. گزارشگری مالی نقش عمدهای در ادای وظیفه پاسخگویی در یک جامعه آزاد ایفا می­کند."  شرایط لا‌زم برای تحقق حداقل استاندارد شفافیت بودجه­ایسازمانهای بین­المللی مانند صندوق بین‌المللی پول، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، بانک جهانی، برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) و بانکهای توسعه منطقه­ای بر شفافیت مالی تاکید دارند. این سازمانها کنجکاوند که  بدانند کمکهای اقتصادی و فنی آنها حتماً در جای صحیح به کار رود و به وسیله افراد صلا‌حیتدار اداره و سیاستگذاری شود. به همین دلیل نسبت به تدوین شرایط شفافیت بودجه­ای اقدام کرده­اند. استاندارد زیر توسط صندوق بین­المللی پول ارائه شده است:" بخش دولت باید در قالب نظام حسابهای ملی8 یا درقالب ضوابط صندوق بین‌المللی پول در مورد آمارهای مالی دولت9 مشخص شود و تحت همین سیستمها به گزارشگری مالی بپردازد." سیستم حسابهای ملیسیستم حسابهای ملی از یک مجموعه منسجم، سازگار و یکپارچه حسابها، ترازنامه­ها و جدولهای مبتنی بر تعریفها و مفهومها، طبقه­بندیها و قواعد حسابداری پذیرفته­شده در سطح بین­المللی تشکیل شده است. در این سیستم، چارچوب حسابداری جامعی طراحی شده که در آن داده­های اقتصادی در قالبی تنظیم می­شود که برای برنامهریزیها، سیاستگذاریها، تجزیه و تحلیلها و تصمیمگیریهای اقتصادی مورد استفاده قرار می­گیرد. حسابهای پیشبینی شده در سیستم به‌نوبه خود مجموعه وسیعی از اطلا‌عات تفصیلی و سازمان یافته را درباره عملکرد اقتصادی کشور ارائه می­دهد. این حسابها اطلا‌عات جامع و مفصلی از فعالیتهای مختلف اقتصادی انجام شده در کل اقتصاد کشور و مبادلا‌ت صورت گرفته بین بنگاههای اقتصادی در بازار یا محل دیگر را فراهم می‌کند.حسابهای ملی برای یک دوره زمانی معین تنظیم می­شود و بنابراین عملکرد اقتصاد یک کشور از طریق دادههای حاصل از آن به تصویر کشیده شده و مورد تجزیه و تحلیل و ارزیابی قرار می­گیرد. در فرایند تهیه و تنظیم حسابهای ملی افزون بر ارائه تصویر روشن از عملکرد فعالیتهای اقتصادی، اطلا‌عاتی در زمینه ثروت و داراییهای متعلق به اقتصاد کشور در دوره زمانی مربوط فراهم می­شود. همچنین اطلا‌عات حاصل از آن ارتباط بین اقتصاد کشور با دنیای خارج را نشان می‌دهد.سیسم حسابهای ملی برمحور یک سلسله حسابهای متوالی و مرتبط با یکدیگر تنظیم می‌شود، به طوری که داده­های ثبت شده در آنها را داده­های مربوط به جریانها و موجودیها تشکیل می­دهند. متغیرهای جریانی اطلا‌عات مربوط به انواع مختلف فعالیتهای اقتصادی انجام شده در طول دوره معینی از زمان را بیان می­کنند و متغیرهای موجودی ارزش موجودی داراییها و بدهیها را در مقطعی از زمان یعنی آغاز و پایان دوره در قالب ترازنامه­ها نشان می­دهند.هریک از حسابها به نوع خاصی از فعالیتهای اقتصادی نظیر تولید، ایجاد درامد، توزیع درامد، توزیع مجدد درامد و مصرف درامد مربوط می­شود. دادههای اقتصادی مربوط به هر یک از حسابها به صورت منابع و مصارف در آنها ثبت می­شود و هرحساب به­وسیله یک عنصر ترازکننده حاصل از مابه‌التفاوت منابع و مصارف، تراز می­گردد. این عنصر از یک حساب به حساب دیگر منتقل می­شود و از نظر اقتصادی دارای اهمیت زیادی است نظیر ارزش افزوده، درامد قابل تصرف، پس‌انداز و... از طرف دیگر بین حسابها و ترازنامه‌ نیز ارتباط قوی وجود دارد. تهیه حسابهای ملی از سال 1373 در برنامه کار مرکز آمار ایران قرار گرفته و فعالا‌نه پیگیری می‌شود. سیستم آمارهای مالی دولتمهمترین تغییر و تحول حسابداری دولتی ایران در سالهای اخیر که میتواند زمینه­ای برای تحقیقات باشد، بحث اعمال سیستم آمارهای مالی دولت  است. نظام  یادشده می­تواند هدفهایی را که در حسابداری دولتی کشور دنبال میشود براورده سازد و مراجع بین­المللی را نیز در مورد صحت و کارایی فعالیتهای اقتصادی و بودجهای دولت متقاعد کند. افزون بر این باعث پشتیبانی تحلیلهای مالی و بالابردن ارزش تجزیه و تحلیل­پذیری گزارشهای مالی دولتی می­شود. همچنین می­تواند شرایط لا‌زم برای حداقل استاندارد شفافیت بودجه­ای صندوق بین­المللی پول را ایجاد کند.در زمینه ارزیابی عملکردها، سیستم آمارهای ملی دولت، آمارهایی ارائه می­کند که سیاستگذاران و تحلیلگران را قادر می­سازد تا پیشرفتهای ایجاد شده در فعالیتها، موقعیت مالی و وضعیت نقدینگی بخش دولت را در قالب روشی پایدار و نظام‌مند مطالعه کنند. چارچوب تحلیلی آمارهای مالی دولت، میتواند برای تجزیه و تحلیل فعالیتهای سطح مشخصی از دولت و دادوستدهای بین سطوح دولتی و همچنین کل بخش عمومی مورد استفاده قرار گیرد. "مفاهیم، طبقه­بندیها و تعاریف پایه­ای مورد استفاده در سیستم آمارهای مالی دولت، صرفنظر از شرایط کاربرد آن به اصول اقتصادی و استدلا‌لهایی بستگی دارد که از نظر جهانی معتبر است. بنابراین این سیستم برای اقتصاد کلیه کشورها کاربرد پیدا می‌کند. کاربرد عمومی این سیستم توسط کشورهای مختلف باعث ایجاد قابلیت مقایسه بین اقتصاد کشورها شده و استفاده از تجربیات اقتصادی کشورهای دارای شرایط مشابه را تسهیل می­کند. در این سیستم اقلا‌م آماری به‌گونه­ای انتخاب شده است که از یک طرف بررسی و تحلیل مالی و اقتصادی جهت تصمیمگیریها فراهم شود و از طرف دیگر این اقلا‌م حالت ترازکننده داشته باشد و دریک نظام حسابداری دو طرفه گنجانده شود." استقرار سیستم آمارهای مالی دولت در ایران، با صدور حکم قانونی در تبصره 48 قانون بودجه سال 1380 مبنی بر اصلا‌ح ساختار نظام بودجه­ریزی کشور توسط سازمان مدیریت و برنامه­ریزی شروع شد. سازمان مدیریت و برنامه­ریزی نحوه طبقه­بندی اقلا‌م بودجه­ای کشور را در لا‌یحه بودجه سال 1381 -البته به صورت ناقص- برمبنای نظام یادشده تغییر داد. بهرغم اهمیت این تغییر تاکنون متون تخصصی اندکی در این زمینه موجود است و زمینه­های  پژوهشی زیادی در مورد چگونگی این نظام، منافع مترتب بر استقرار آن، امکان‌سنجی اجرای آن در سیستم مالی دولتی کشور و موانعی که در استقرار آن می­تواند باعث به تعویق افتادن یا عدم اجرای صحیح آن شود، وجود دارد.  صورتهای مالی اساسی در سیستم آمارهای مالی دولتگزارشهای مالی مورد نیاز جهت هدفهای سیستم یادشده باید به‌گونه­ای باشد که تجزیه و تحلیل مالی و اقتصادی را امکانپذیر کند. به عبارت دیگر شاخصهای مالی مختلف برای  بررسی و مقایسه عملکرد دستگاهها و دولتها فراهم آورد. بدیهی است گزارشهای سنتی حسابداری دولتی براساس گروه حسابهای مستقل نمی­تواند چنین زمینه­ای را ایجاد کند. به همین دلیل سیستم آمارهای مالی دولت تمایل به استفاده از گزارشهایی شبیه به صورتهای مالی حسابداری انتفاعی دارد تا بتواند شاخصهای مورد نظر خود را که از آنها به عنوان معیارهای تحلیلی یاد می‌کند، به دست آورد.صورتهای مالی اساسی در سیستم آمارهای مالی دولت عبارتند از:

 

نوشته شده توسط یونس عباسی

  • صورت وضعیت عملیات دولت،
  • صورت وضعیت سایر جریانهای اقتصادی،
  • ترازنامه،
  • صورت وضعیت منابع و مصارف وجوه نقد.

سه صورت وضعیت اول در تلفیق با یکدیگر نشاندهنده کلیه تغییرات در انباشتها (دارایی و بدهیها) ناشی از جریانها (رویدادهای مالی) هستند. صورت وضعیت چهارم ورودی و خروجیهای نقدی را با استفاده از طبقه­بندی مشابه صورت وضعیت عملیات دولت ثبت می‌کند. تغییر نظام بودجه‌ریزی در ایراندر جهت استقرار سیستم آمارهای مالی دولت طبقه­بندیهای بودجه­ای از بودجه سال 81 به بعد تغییرات اساسی پیدا کرد. به‌گونه­ای که مفاهیم اساسی بودجه­ریزی مانند درامد و هزینه متفاوت از مفهوم آن در بودجه سالهای گذشته شد. درامد در بودجه 81 برخلا‌ف سالهای گذشته که شامل وجوه حاصل از فروش و واگذاری داراییها و سرمایه­ها از قبیل نفت و گاز و معادن می­شد دراین سال صرفاً شامل "آن دسته از دادوستدهای بخش دولتی بود که ارزش خالص را افزایش می‌داد" و وجوه حاصل از فروش داراییها و سرمایه تحت عنوان واگذاری داراییهای سرمایه­ای طبقه­بندی شده بود.مفهوم هزینه هم که در گذشته به انواع پرداختهایی اطلاق می­گردید که به­طور قطعی در وجه ذینفع در ازای تعهد یا تحت عنوان کمک، انجام می­شد، درحال حاضر "آن دسته از دادوستدهای بخش دولتی است که ارزش خالص را کاهش می­دهد" در نتیجه پرداختهای بابت خرید و ساخت دارایی ثابت و موجودی انبار به جای هزینه تحت عنوان تملک دارایی سرمایه­ای منظور می­شود. 

 

نتیجه گیری

رسیدن به عملیات کارا و اثربخش، مسئولیت اصلی مدیریت است و در کلیه ساختار سیستم مدیریت سازمان، عملیات و کنترل مدیریت باید در راستای رسیدن به این هدف طراحی گردد.
حسابرسی عملکرد مدیریت، مصداق بارزی از خدمات مشاوره مدیریت است که ممکن است برخی از ویژگیهای حسابرسی صورتهای مالی را داشته باشد. این نوع حسابرسی دربر گیرنده بررسی روشمند فعالیتهای یک سازمان یا بخش مشخص از آن در دستیابی به اهداف مشخص است.
اهداف کلی حسابرسی عملکرد الف ) ارزیابی عملکرد در مقایسه با اهداف تعیین شده به وسیله مدیریت یا سایر معیارهای سنجش مناسب. ب ) شناسایی فرصتهای بهبود عملیات از نظر صرفه اقتصادی و کارایی و اثربخشی و ج) ارائه پیشنهاد برای بهبود عملیات یا انجام اقدامات و رسیدگـی های بیشتر، است.
بررسی و آزمون کنترل های مدیریت نیز به عنوان یکی از مراحل اجرای حسابرسی عملکرد است که هدف اصلی آن تعیین هدف قطعی حسابرسی و نیز قابلیت اتکاء مدارک و شواهد داخلی واحد است.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۱ | ٤:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

مقاله جالب اقتصادی

مصاحبه با دانیل کاهنمن برنده جایزه نوبل اقتصاد


خرید چوب بیسبال و توپ آن روی هم 10/1 دلار هزینه داشته است. اگر قیمت چوب بیسبال یک دلار بیشتر از توپ آن باشد، قیمت توپ چقدر خواهد بود؟ بسیاری ناخودآگاه می‌گویند 10 سنت چرا که به سادگی 10/1 را به یک دلار و 10 سنت تفکیک می‌کنند. وقتی همین سوال از جمع دانشجویان دانشگاه پرینستون مطرح شد بیش از نیمی ‌همین جواب غلط را دادند.

دکتر «کاهنمن» استاد دانشگاه پرینستون و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2002 می‌گوید: «انسان‌ها به سخت فکر کردن عادت ندارند و به اولین جواب شهودی که به ذهنشان می‌رسد راضی می‌شوند». مثال چوب و توپ بیسبال را رها کنید، اما بدانید که موضوع ناسازگاری و خطاهای تصمیم‌گیری توسط افراد متخصص و خبره از جمله موضوعات محوری است که دکتر کاهنمن به آن پرداخته است. تحقیقات کاهنمن به همراه یار مرحومش دکتر «تورسکی» موجب شد تحولی اساسی در حوزه اقتصاد و فاینانس ایجاد شود چرا که همواره در عمل دیده می‌شود رفتار عاملان اقتصادی با آنچه که فرضیه رفتار عقلایی پیش‌بینی می‌کرد منطبق نیست. آنها از طریق آزمایش‌های تجربی نشان دادند که چه اشتباه‌ها، تناقض‌ها وجهت‌گیری‌هایی همواره در تصمیم‌گیریهای انسانی وجود دارد. شاید غیرممکن باشد که فردی راستگو و صادق مقالات او را بخواند و شوکه نشود. وی با سادگی هرچه تمام‌تر نشان می‌دهد که چقدر تصمیم‌گیریهای انسان‌ها در معرض خطا است و چقدر باید مراقب جهت‌گیری‌ها بود. امروزه کاربرد تحقیقات کاهنمن تحولی شگرف در حوزه فاینانس موجب شده و کمک به فهم این موضوع کرده که چطور عاملان اقتصادی در مورد زمان، پول و منابع خود تصمیم‌گیری می‌کنند. با هم گفت وگویی با کاهنمن درخصوص وجود ناسازگاری در تصمیم‌گیری‌ها را می‌خوانیم.
در تحقیقات کلاسیک شما پیرامون وجود ناسازگاری در تصمیم‌گیری انسان‌ها، چنین به نظر می‌رسد که تمرکز شما، بر موضوع انتخاب غیرعقلایی انسان‌ها است حتی وقتی که اطلاعات خوبی نسبت به مسائل گوناگون دارند؟
وقتی شما اندیشه‌ها و یافته‌های گذشته را تفسیر می‌کنید باید توجه داشته باشید که این مباحث در چه زمینه ای مطرح می‌شد. درآن دوران یعنی دهه هفتاد، غیرعقلانی بودن، معادل احساساتی بودن تعریف می‌شد. در عین حال روشن بود که انسان‌ها آشکارا استدلال می‌کنند: برای ما مشخص بود که انسان‌ها بالاخره برای گشودن راه خود از میان مسائل حساب کتاب انجام می‌دهند. اما آنچه که برای ما خیلی جالب و مهم بود این بود که چه چیزهایی در یک لحظه به ذهن انسان وارد می‌شود. این دغدغه ما را به سمت تئوری دو سیستم رهنمون شد.
می‌شود تئوری دو سیستم را تشریح کنید؟

 

بسیاری از ما که روی این مساله کار می‌کردیم به این نتیجه رسیدیم که عملا دو سیستم فکر کردن در انسان وجود دارد که ویژگی‌های جداگانه‌ای دارند. می‌توان به این دو سیستم اسامی‌شهود و قدرت استدلال اطلاق کرد. البته برخی آن را سیستم یک و سیستم 2 نامگذاری کردند. بعضی فکرها به خودی خود به ذهن وارد می‌شوند، در اغلب اوقات بسیاری فکرها از این نوع هستند. اینها سیستم یک هستند. این به معنی آن نیست که انگار همه چیز به صورت خودکار و اتوماتیک انجام می‌شود بلکه به معنی آنست که ما به جهان به طور ناخودآگاه واکنش نشان می‌دهیم و در مورد آن کنترل نداریم. عملیات سیستم یک خیلی سریع، بدون زحمت و همراه با کارهای دیگر و غالبا همراه با احساسات است. این امور از طریق عادت انجام می‌شوند لذا اصلاح یا کنترل آنها بسیار دشوار است. سیستم دیگر سیستم شماره 2 است که همان قدرت استدلال کردن است. این سیستم عامدانه و هشیارانه عمل می‌کند. فرآیند آن کندتر است و باید به‌ترتیب انجام شود، نیازمند تلاش است و عامدانه کنترل می‌گردد اما از برخی قواعد پیروی می‌کند. تفاوت در میزان تلاشی که برای یک فرآیند ذهنی صرف می‌شود شاخصی خوبی است که نشان می‌دهد آیا به آن فرآیند باید سیستم یک را اطلاق کرد یا سیستم 2 را.
چطور شد که شما تحقیق در مورد این دو سیستم را آغاز کردید؟
در اولین مقاله‌ای که به اتفاق تورسکی نوشتم، به این مساله پرداختیم که استادان آمار وقتی غیررسمی‌فکر می‌کنند، به لحاظ آماری چگونه عمل می‌کنند. آنچه یافتیم را قانون اعداد کوچک نام‌گذاری کردیم. این تعبیر برای اشاره به این مساله وضع شد که چگونه انسان‌ها میزان مشابهت توزیع احتمالی در یک گروه کوچک به توزیع احتمالی در کل جامعه را بزرگ‌نمایی می‌کنند. همچنین دریافتیم که انسان‌ها حتی استادان آمار برای حدس زدن نتایج احتمالی از قواعدی که فرا گرفته‌اند استفاده نمی‌کنند.
یعنی حتی آماردان‌های خوب، می‌توانند آماردان‌های ضعیفی باشند؟
دقیقا وقتی آنها کاملا در سیستم 2 عمل نمی‌کنند، برای پاسخگویی به سوالات ساده‌ای که به آنها می‌دادیم به قوه شهود خود اتکا می‌کردند. ما انتظار داشتیم که وقتی مسائل اهمیت زیادی بیابند، آنها استدلال و محاسبه را جایگزین شهود خود کنند. نتیجه تکان‌دهنده ای که به آن رسیدیم این بود که حتی کسانی که با (اصول و مبانی آمار و منطق) آشناتر بودند همان اشتباه‌هایی را مرتکب می‌شدند که افراد عادی انجام می‌دادند.
آیا در طی دورانی که شما روی مساله ریسک کار کرده‌اید، درکتان از مقوله ریسک و معنی آن ارتقا یافته است؟
سابقا درک ریسک و واکنش به آن امری احساسی تلقی می‌شد.
نه تنها امری احساسی تلقی می‌شد بلکه به دلیل چنین تصوری نادیده گرفته می‌شد.
بله دقیقا همینطور است. نوآوری ما این بود که نشان دادیم دسته‌ای از ریسک‌ها وجود دارند که ناشی از خطاها و توهم‌های شناختی هستند. این حرف امر بدیعی بود و بسیاری را به وجد آورد. اما این تنها بخشی از داستان بود. البته نگاه دیگری هم به مساله وجود دارد که اتفاقا این رویکرد فراگیر است. مقاله‌ای هست که من خیلی آن را دوست دارم. عنوان مقاله همه حرف را می‌زند. عنوان این است :«ریسک به مثابه احساس». ایده آن این است که اولین چیزی که به شما دست می‌دهد‌ترس است و به واسطه این‌ترسیدن احساس ریسک می‌کنید. لذا به مقوله ریسک به عنوان امری که کمتر شناختی (و بیشتر احساسی بود) نگاه می‌شد.
بنابراین این مقوله کلی احساسات نیست که در تصمیم‌گیری دخالت می‌کند بلکه صرفا یک احساس و آن هم‌ترس است که در ادراک ریسک وارد می‌شود و فرآیند تصمیم‌گیری را دچار خطا می‌کند؟
آنچه عملا در اثر‌ترس رخ می‌دهد آنست که احتمالات بی اهمیت می‌شود. مثلا اگر من وجود خطری برای فرزند شما را بیان کنم هر چقدر هم که احتمال وقوع آن کم باشد، برای شما فکر دیگری کردن دشوار می‌شود (و دچار تشویش می‌شوید).
این مساله مشابه داستان لورنز در قضیه بنزین است. پدیده‌ترس اثر خود را بر روی تصمیم‌گیری می‌گذارد.
احساسات غالب می‌شود. غلبه احساسات به واسطه امکان‌پذیر شدن (یک خطر) ممکن می‌شود نه بواسطه احتمال آن. هر چه یک پدیده احساس برانگیزتر باشد، انسان‌ها کمتر عقلایی فکر می‌کنند. لذا یک شکاف بزرگ وجود دارد.
یعنی شما می‌گویید بدترین حالت بر نحوه ارزیابی احتمالی افراد سایه می‌افکند؟
ما می‌گوییم که انسان‌ها احتمالات کم را زیاده تخمین می‌زنند. اثر بدترین حالت به لحاظ احساسی در پشت کل ماجرا باقی هست.
به همین دلیل حتی خبرگان هم دچار اشتباه می‌شوند. اما خبرگان و کارشناسان یک سازمان در خلا و جدا از دیگران تصمیم نمی‌گیرند. آنها تصمیماتشان را در جلسات، گردهمایی‌ها و کمیته‌ها اتخاذ می‌کنند. آیا مشابه همان سیستم یک و 2 که در سطح فردی مطرح بود در سطح گروهی هم دیده می‌شود؟
در مورد اینکه گروه‌ها در چه شرایطی بهتر کار می‌کنند دانش زیادی در اختیار داریم. اگر قرار باشد که جواب درست از میان خیل جوابها شناسایی شود، عملکرد گروهی بهتر از عملکرد فردی است. اما وقتی که همه افراد گروه دچار یک نوع سوگیری خاص هستند، عملکرد فردی بهتر از عملکرد گروهی است چرا که گروه‌ها در مقایسه با افراد افراطی‌تر عمل می‌کنند.
به عبارتی یک بازخورد تشدیدکننده است. در گروه‌ها حالت‌های افراطی تشدید می‌شود.
در گروه‌ها امکان قطبی شدن وجود دارد. در بسیاری از مواقع پدیده‌های ریسک‌پذیری وجود دارد که موجب حرکت به سمت ریسک می‌شود. یعنی گروه‌ها بیش از تک تک افراد پذیرای ریسک می‌شود.
چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟
یکی از سوگیری‌های جدی در تصمیم‌گیریهای ریسکی خوش‌بینی است. خوش‌بینی از دلایلی است که موجب قبول ریسک زیاد می‌شود. گروه‌ها معمولا زیادی خوش‌بین هستند. علاوه بر آن‌تردیدها توسط گروه‌ها سرکوب می‌شود. تصور کنید که کاخ سفید می‌خواهد در مورد عراق تصمیم بگیرد. به راحتی می‌توان تصور کرد که یکی از مسئولین اجرایی کاخ سفید با خود چنین بیاندیشد: «واقعا وحشتناک خواهد بود». به سادگی می‌توان تصور کرد که فرد دیگری بخواهد دیدگاه او را سرکوب کند. همیشه تمایل و گرایش به سمت حمایت از گروه وجود دارد. اینها عواملی هستند که موجب شکل گیری وضعیتی می‌شوند که اصطلاحا تفکر گروهی خوانده می‌شود.
در مورد تصمیمات مربوط به سرمایه‌گذاری مالی و تخصیص دارایی‌ها چطور؟ این حرف‌ها به من چنین القا می‌کند که در امور مالی تصمیم‌گیری فردی می‌تواند بهتر از تصمیم‌گیریهای جمعی نظیر آنچه توسط هیات‌های مدیره سرمایه‌گذاری انجام می‌شود باشد.
نه، نه، آنها دینامیک‌های یکسانی ندارند. وقتی به بازار و کمیته‌های سرمایه‌گذاری نظر می‌کنید، در واقع پویایی افرادی که رقیب هم هستند را مشاهده می‌کنید. ما واقعا باید این موارد را از هم تفکیک کنیم.
اما من به کمیته‌های مدیریت، هیات‌های ژوری و کمیته‌های سرمایه‌گذاری نگاه می‌کنم. در همه آنها شواهد وزن دهی شده و ریسک‌ها ارزیابی می‌شوند. به نظر مشابهت آنها بیش از تفاوتشان باشد.
من روانشناس هستم. ما از سطح فردی شروع می‌کنیم و سوگیری‌ها را در سطح فردی شناسایی می‌کنیم. سپس رو به گروه می‌کنیم و می‌بینیم که در سطح گروهی چه اتفاقی می‌افتد. ساختار گروه چطور است؟ انگیزه‌ها چیست؟ افراد در قبال یکدیگر چه رفتاری اتخاذ می‌کنند که ریسک را تقلیل داده یا تشدید می‌کند؟ سپس امور بازاری مطرح است که افراد در قبال هم واکنش نشان می‌دهند.
آنچه را که شما تشریح می‌کنید در واقع صحنه ماجرایی است که در آن افراد گروه در مورد ریسک یا پاداش آن به اجماع یا دست کم به نوعی توافق می‌رسند.
درست است. اما به یاد داشته باش که انگیزه‌های داخلی که موجب می‌شود درک افراد گروه از ریسک و بازده آن متفاوت از ریسک و بازده واقعی شود در بیرون از گروه وجود ندارد. این انگیزه‌ها می‌تواند ادراک ریسک را کاملا مخدوش کند.
آیا به نظر شما پیامدهای منفی ناشی از تصمیم‌گیری جمعی بدتر از کارکردهای منفی سیستم شناختی در سطح فردی است؟
کاملا بستگی به نوع تصمیم، افراد و گروه دارد. اما قویا به این امر اعتقاد دارم که هم فرد و هم گروه نیازمند مکانیزمی ‌هستند تا بر اساس آن به بررسی این مساله بپردازند که تصمیم آنها چگونه اتخاذ می‌شود. این مساله خصوصا برای سازمان‌هایی که باید در زمانهای کم تصمیمات زیادی بگیرند اهمیت ویژه ای پیدا می‌کند.
در مورد این مباحث شما چقدر با فعالان عرصه بازار و تجارت سروکار داشته‌اید؟ آیا تاکنون به یک مدیر ارشد عرصه تجارت برخورده‌اید که به شما بگویید فلانی ما دائما با مقوله ارزیابی ریسک سروکار داریم. آیا تو می‌توانی ما را راهنمایی کنی تا چگونه هم در سطح فردی و هم در سطح گروهی ارزیابی درست‌تری از ریسک داشته باشیم؟ آیا امکان درست کردن چک لیست برای شناسایی سوگیری‌ها و مسائلی از این دست وجود دارد؟
من از هر دو پدیده کنجکاوی و در عین حال مقاومت که با آن دائما روبرو می‌شوم تحت تاثیر قرار می‌گیرم. برای من این واقعیت تکان‌دهنده است که وقتی در صحبت با بسیاری از فعالان اقتصادی در می‌یابم که سازمان آنها تصمیمات زیادی می‌گیرد اما هیچ سوابقی را از آن نگه نمی‌دارد. آنها تلاش نمی‌کنند که از اشتباه‌های خود درس بگیرند. معمولا حاضر نیستند که برای شناخت اشتباه‌های گذشته اندکی سرمایه‌گذاری کنند. البته این امر خیلی اتفاقی نیست. نمی‌خواهند که یاد بگیرند.
در عین حال کنجکاوی زیادی در این زمینه وجود دارد. از من برای سخنرانی زیاد دعوت می‌شود. اما وقتی این ایده را برای آنها مطرح می‌کنم که کسانی را به این کار بگمارند که آمار تصمیم‌ها را نگه دارند تا پس از چند سال بتوان سوگیری‌ها را شناسایی کرد، خطاها و پیش‌بینی‌های غلط را تشخیص داد و عوامل گمراه‌کننده را پیدا کرد تا فرآیند تصمیم‌گیری بهتر شود، زیر بار نمی‌روند.
آیا آنها از توجه به فرآیند ذهنی خود بیزارند یا اصلا ریسک گریزند؟ شما روانشناس هستید و می‌گویید که واحد تحلیل شما افراد هستند. پس چرا این افراد مایل به دانستن این مسائل نیستند؟ در حالیکه انسان‌ها به آینه نگاه می‌کنند (تا خود را ورانداز کنند)؟
اما همین آدم‌ها وقتی تصمیم می‌گیرند سوابق تصمیمات یا پیش‌بینی‌های خود را نگه نمی‌دارند. برای من خیلی عجیب است که انسان‌ها به ندرت ذهنیت خود را عوض می‌کنند. اولا در برخی مواقع که ما ذهنیت خود را تغییر می‌دهیم از این تغییر آگاه نیستیم. اغلب افراد وقتی ذهنیت خود را تغییر می‌دهند، ایده قبلی خود را به نوعی بازسازی می‌کنند تا به این تصور برسند که از اول هم همانگونه فکر می‌کردند. انسان‌ها معمولا میزان تغییر تفکرات خود را کمتر از مقدار واقعی ارزیابی می‌کنند. مضاف برآن وقتی که انسان‌ها به امری‌ترغیب شوند، فکر می‌کنند که همیشه به همان صورت فکر می‌کرده‌اند. در این زمینه تحقیقات خوبی انجام شده است.
ما تا همین اواخر در یکی از بزرگترین حباب‌های تاریخ {بورس}زندگی می‌کردیم. کسانی را می‌شناسیم که می‌گویند «ما درشرکت‌های کامپیوتری و مخابراتی زمانی سرمایه‌گذاری کردیم که در بالاترین قیمت قرار داشتند. من هنگام تصمیم‌گیری برای این سرمایه‌گذاری چگونه فکر می‌کردم؟»
اوه بله بسیاری از افراد می‌پذیرند که اشتباه کرده‌اند. اما این به معنی آن نیست که آنها ذهنیت خود را عوض کرده باشند. این به معنی آن نیست که آنها بتوانند از اشتباه‌ها پرهیز کنند.
به عبارت دیگر شما بر اساس تحقیقاتی که در مورد افراد و گروه‌ها انجام داده‌اید معتقدید که این رکود ایجاد شده در بازار سهام موجب نمی‌شود تا افراد در نحوه نگرش خود به ریسک تجدیدنظر کنند؟
در بلند مدت اثر آن مثل اثر سوختگی توسط شعله است. در سطح احساسات فردی آثاری خواهد گذارد که تنها مدتی دوام خواهد داشت.
اما ذهنیت آنها عوض نشده به همین دلیل می‌گویید که در سطح احساسات است؟ این همان سیستم یک است؟
به نظر من کل این حرف‌ها و اظهارنظرها مبتنی بر احساسات است.
آیا می‌خواهیم به این دیدگاه فرویدی یعنی تخریب خود استناد کنیم تا بتوانیم این پدیده را توضیح دهیم که چرا افراد به جای استفاده از مهارت آماری خود از شهود پرخطای خود استفاده می‌کنند؟
نه خدا این نگاه را ممنوع کرده است.
در مورد روانشناسی تکامل‌گرا چطور؟ شاید علت خطاهای آدمی‌این باشد که انسان‌ها به این شکل تکامل یافته باشند که خطاهای شناختی مرتکب شوند مثلا از اعداد کوچک استنتاج کنند؟
برای هر چیز می‌توان توجیه تکاملی عرضه کرد. اما سوال این است که آیا این سوگیری‌ها دارای کارکرد است؟ این نگاه متفاوت از نگاه تکاملی است. در برخی شرایط این سوگیری‌ها کارکرد منفی دارد اما عموما غیرقابل اجتناب هستند. در عین حال مقوله ادراک نیز مطرح است که با شهود مربوط است. تکامل ادراک متفاوت از تکامل شهود و یا سیستم شناختی است.
به نظر می‌رسد که ما داریم تصمیم‌گیری را به سه سیستم تقسیم می‌کنیم. یک بعد احساسی هست. همچنین سیستم محاسبات عقلایی وجود دارد. علاوه بر آن سیستم ادراکی نیز مطرح است.
بله من به سه سیستم فکر می‌کنم. در چشم‌انداز اخیرم نسبت به موضوع، سوالی که مطرح می‌کنم این است که چه چیز باعث می‌شود برخی فکرها به ذهن وارد شوند؟ و چرا برخی فکرها راحت‌تر از بقیه وارد ذهن می‌شود؟ اندیشیدن به برخی مسائل واقعا نیازمند تلاشی جدی است اما برخی دیگر بدون اینکه بخواهی به ذهن وارد می‌شوند.
وقتی که شما تحقیقات خود را در مورد روانشناسی تصمیم‌گیری شروع کردید، در حوزه مدیریت این مساله دنبال می‌شد که فرآیند تصمیم‌گیری تا جای ممکن عقلایی شود.
در مدل عقلایی فرض بر این است که خواسته‌ها و اعتقادات تعیین شده هستند. در سی سال گذشته ما جدا به مدل عقلایی اعتقاد داشتیم اما امروزه باید پذیرفت که چندان موفق نبود.
آیا تحقیقات شما به انقراض مدل عقلایی کمک نکرد؟ مفهوم اصلی کارهای شما تمرکز بر تنش میان سیستم فکری1 و سیستم فکری 2 است. این تنش مانع از آن می‌شود که سیستم فکری دو یعنی عقلایی فکر کردن غالب شود.
این حرف کاملا درست نیست. تحقیقات ما ادعا نمی‌کند که انسان‌ها نمی‌توانند عقلایی باشند یا عقلایی نخواهند بود. تحقیقات ما می‌گوید حتی کسانیکه آموزش می‌بینند تا تفکر سیستم 2 را به کار گیرند در عمل اینکار را انجام نمی‌دهند با اینکه می‌دانند باید چنین بکنند.
«هوارد رعیفا» پدر مکتب تحلیل تصمیم رسمی، در پنجاهمین شماره نشریه تحقیق عملیات حرف‌های اصلی خود را پس گرفته است. او به این بحث پرداخته که تحلیل تصمیم آنقدرها که تصور می‌کرد آثاری جدی بر تفکر مدیریتی نداشته است.
به نظر من کاملا روشن است که چه اتفاقی افتاده است در حالیکه در آن زمان این مساله روشن نبود.
آیا این به معنی کنار گذاشتن همه مباحث مربوط به تحلیل تصمیم از جمله درخت تصمیم و مسائلی از این دست که دانشجویان رشته مدیریت می‌خوانند است؟
این به معنی آن نیست که شما نباید تحلیل تصمیم انجام دهید. این به معنی آنست که تحلیل تصمیم نمی‌تواند دنیا را کنترل کند زیرا تصمیم‌گیران نمی‌خواهند عملیات فکری را به دیگران واگذار کنند. به هر حال اصولا در تحلیل تصمیم کسی هست که احتمالات را تولید می‌کند و تصمیم‌گیران به روابط بده بستان نظر می‌کنند و در مورد نسبت دادن مقدار مطلوبیت‌ها تصمیم می‌گیرند. علاوه بر آن تصمیم‌گیران کارکردهای مدیریتی هم دارند چرا که می‌خواهند بدانند همه چیز درست انجام شده است. اما دقیقا خلاف این مساله رخ می‌دهد. تصمیم‌گیران تحلیل تصمیم را دوست ندارند چرا که این تکنیک فرض می‌کند که تصمیم‌گیری یعنی انتخاب بین دو قمار است.
تعبیر انتخاب بین دو قمار تعبیر جالبی است. کدام مهمتر است، تحت تاثیر قراردادن انتخاب میان دو قمار یا انجام انتخاب میان دو قمار؟
به نظر من در عرصه تجارت و همه جای دیگر تصمیم‌گیران همه استعارات را کنار می‌گذارند. مدیران به خود به چشم کاپیتان کشتی‌هایی نگاه می‌کنند که در طوفان افتاده است. ریسک همان خطر است و آنها با آن به شکلی کنترل شده مبارزه می‌کنند. این ایده که شما قمار می‌کنید به معنی آنست که پذیرفته‌اید مقداری از کنترل خود بر اوضاع را از دست داده‌اید. پذیرش این واقعیت برای تصمیم‌گیران چندش آور است و آن را رد می‌کنند. به همین دلیل نیز تحلیل تصمیم را به کنار می‌زنند.
به جای آن باید چه کار کرد؟
به همین دلیل باید به چند سیستم فکر کرد. به اشکال مختلف می‌توان در مورد یک مساله اندیشید که برخی بهتر از دیگری است. اما قبول می‌کنم که نسبت به گذشته کمتر خوش‌بین هستم.
چرا؟
چون فکر می‌کنم سیستم یک چندان آموزش پذیر نباشد. و سیستم 2 کند و طاقت فرسا است و کمتر از آنچه فکر می‌کردم قابل کنترل است.
شما انتظار دارید که مدیران و تصمیم‌گیرانی که بر زندگی و مال دیگران تاثیرگذارند چه چیزهایی از کار شما بدانند؟
اگر یک آرزو داشته باشم، آن این است که سازمان‌ها بخشی از تلاش خود را مصروف آن کنند که فرآیندهای تصمیم‌گیری خود را مطالعه نمایند و خطاهای خود را بشناسند و سوابق را چنان حفظ کنند که بتوانند از اشتباه‌های درس بگیرند. به نظرم چنین چیزی در در حال حاضر انجام نمی‌شود. عوامل زیادی را می‌بینم که مانع تحقق این امر می‌شود. لذا اگر یک آرزو داشته باشم، آن همین است.

 

اقتصاد زیر زمینی

 

در پست قبلی به اقتصاد زیرزمینی یونان اشاره کرده بودم که دوستی ایمیل زده و در مورد نحوه اندازه گیری اندازه اقتصاد زیرزمینی سوال کرده. تعاریف مختلفی در مورد اقتصاد زیرزمینی وجود داره. کلا اقتصاد زیرزمینی به فعالیتهایی گفته میشه که توسط دولت قابل نظارت نیست. برای مثال معلم خصوصی که موسیقی تدریس میکند تا قاچاقچی مواد مخدر میتونند شامل فعالیتهای اقتصاد زیرزمینی باشند. شناختن این فعالیتها میتونه به شناختن اقتصاد یک کشور و حتی مشکلات سیاسی و اجتماعی یک کشور کمک بکنه. البته میشه این فعالیتهای اقتصادی را به دو دسته تقسیم کرد آنهایی که غیر قانونی هستند و آنها که قانونی هستند. برای مثال معلم خصوصی که سه تارتدریس میکنه در مورد درآمدش به دولت گزارشی ارایه نمیکنه و برای همین از پرداخت مالیات هم فرار میکنه ولی اگر یه روز پول حق التدریسش رو بهش ندن و صاحبخونه سه تارش رو بشکنه بکوبه تو سرش میتونه بره دادگاهی یا پلیسی شکایت کنه ولی اگر یک قاچاقچی  عمده مواد مخدر به یک قاچاقچی خرده پا مواد بده و طرف مقابلش مواد رو تحویل بگیره و پولی نده قاچاقچی عمده نمیتونه بره دادگاه شکایت کنه و بگه چنین مشکلی داره. خب میره شرخری پیدا میکنه و اینطوری از بیزنس خودش حفاظت میکنه. توی اخبار حوادث روزنامه ها داستان های آدم ربایی زیادی میشه پیدا کرد که رفتن بچه یه بیچاره ای رو دزدیدن و پول خواستن. یه جا از قول یک مقام پلیس میخوندم که بیشتر این آدم ربایی ها که بعضی وقتها پای پلیس هم به پرونده باز میشه مربوط به اختلافات معامله گران مواد مخدره.  یا مثلا بخواین وقایع سیستان و بلوچستان را تحلیل کنید باید ببینید که اندازه اقتصاد زیرزمینی این استان که شامل قاچاق مواد مخدر و سوخت و امثالهم هست چقدره. گرفتاری هم اینه بیزنس ها بدلیل اینکه نمیتونن برای حفاظت از خودشون از پلیس و سیستم قضایی دولتی استفاده کنند میرن برای خودشون تفنگچی و شرخر استخدام میکنن. کم کم که اینها قدرتشون بیشتر میشه کنترل دولت هم بر این متاطق کمتر میشه. یعنی یه جورایی همین بیزنس ها برای خودشون یه دولت زیرزمینی درست میکنند. همین ریگی تروریست نمونش که زاییده این اقتصاد زیرزمینی بود و کلی شرارت کرد.البته توجه داشته باشین که هدف فعالان زیرزمینی و عواملشون امنیت بیزنسشونه و نمیخوان با دولت بیخودی درگیر بشن. ولی چون نظارتی روی عواملشون نیست براحتی میتونن با تحریک خارجی و دریافت پولی شرارت کنند. این داستان مختص ایران نیست و همه جای دنیا مشاهده شده. برای مثال سال گذشته بین باندهای مواد مخدری که بین آمریکا و مکزیک فعالیت میکنند اختلافی پیش اومد و بین این دو باند که نمیتونستن برن دادگاه دولتی مشکلشون رو حل کنند جنگ شد و توی شهر مرزی مکزیک درگیری و تیراندازی شد و پلیس نمیدونست طرف کی رو باید بگیره! بعد یه سری گفتن بیاین مثل هلند مواد مخدر را آزاد کنید. با این بگیر وببندها که کسی نبوده که اهل مواد باشه و مواد گیرش نیاد. لااقل تجارتش را آزاد کنید که این باندها درست نشه و امنیت مردم در خطر نیوفته.

 

 خلاصه شناخت فعالیتهای زیرزمینی و اندازه آن مهمه.  فردریش اشنایدر که استاد اقتصاد در دانشگاهی در اتریش است مقالاتی در این زمینه دارد که میتونید لیست مقالات را اینجا ببینید. یک مقاله هم داره که فعالیتهای قانونی زیرزمینی را اندازه گرفته. جالب هم اینه که سایز فعالیتهای قانونی ولی زیرزمینی در ایران را حدود بیست درصد حساب کرده که هم اندازه نروژ و اسپانیاست. ولی توجه کنید که این شامل فعالیتهای غیرقانونی مثل قاچاق مواد مخدر و مشروبات الکلی و … نمیشه

 

 

دولت گرایی یا سرمایه گرایی

 

در قرون وسطی بواسطه تسلط کلیساها بر جوامع، مال اندوزی و کسب سرمایه صفت نکوهیده ای بود و افراد برای کسب رستگاری، اگر مال و ثروتی هم داشتند باید در راه خدا و برای آسایش مردم جامعه صرف می کردند. با ظهور پروتستانیسم و به اصطلاح اعمال اصلاحات مذهبی، جوامع دریافتند که در کنار اعتقاد به وجود خدا و نظارت او بر اعمال انسان، باید به تلاش و کسب وکار بپردازند و اینکه در برابر زحمتی که می کشند، سود مادی کسب کنند نه تنها ناپسند نیست بلکه مجاز و مشروع نیز هست. بدین ترتیب سرمایه داری پا به عرصه نهاد و نتیجه طبیعی آن ایجاد طبقات اجتماعی، فقر و بیکاری و .. بود. با آغاز دوران رنسانس و انقلاب صنعتی، ماشینهای بخار جای انسانها را در کارخانه ها گرفتند و موج بیکاری بیش از پیش جوامع را فرا گرفت. نارضایتی ها و شورشهایی که بواسطه وضعیت نابسامان اقتصادی در آن زمان بوقوع پیوست موجب شد تا دولتها برای حفظ منافع و رفاه مردم وارد میدان شده و خود را ملزم به ایجاد نظم اقتصادی و حذف فقر نمایند. اما با گذشت زمان ناکارآمدی دولتها در تامین رفاه مردم و جهت گیری آنها برای ثبات سیاسی و حفظ وضع موجود در کشور بجای تلاش در ارتقاء وضع معیشتی افراد باعث شد تا کلاسیکها که معتقد به مکانیسم بازار و استعداد فراوان بازار برای کنترل و تخصیص بهینه منابع و رفاه عمومی بودند، وجود انگیزه سودجویی در انسان و نابرابری افراد را کاملا طبیعی قلمداد نموده و حضور دولت را که محدودیتی بر قدرتهای فردی بود برنتابند. بدین ترتیب تفکر اصالت فردی مجدداً جوامع را به سوی سرمایه داری سوق داد و باز هم طبقات اجتماعی، فقر و بیکاری و ... . کینزینها که اوضاع متشنج اجتماعی آن روز را حاصل عدم تامین ضمانتهای اجرایی وجود حقوق مالکیت میدانستند، وجود دولت را در جهت تامین بسترهای لازم برای رقابت بازارها و حفظ آزادیهای فردی ضروری دانسته، بهره وری و ثبات بازار را در گرو دخالت دولت میدیدند. بدین ترتیب برای بار چندم در طول تاریخ دولتها زمام امور را بدست گرفتند و باز ضعف عملکرد، عدم توانایی و ناکارآمدی دولتها ... . و اکنون کمتر کشوری را می شناسیم که پا به عرصه سرمایه داری و ثروت سازی ننهاده باشد و آزاد سازی اقتصاد و خصوصی سازی را در قالب اصلاحات ساختاری جامعه اش تجربه ننموده باشد.

سوال: به نظر شما چند سال دیگر شاهد وخامت اوضاع اجتماعی کشورمان بواسطه ظهور طبقات اجتماعی، فقر و بیکاری و ... خواهیم بود؟

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

 

اقتصاد:

 

زندگی اجتماعی با هدف تامین هر جه بهتر نیازها ی انسانها شکل گرفته است. بطور کلی می توان احتیاجات بشر را به دو دسته « مادی » و « معنوی » تقسیم نمود. نیازهای مادی نیز به خود داری دو شاخه فرعی هستند:

 

1- نیازهای که مستقیماً توسط افراد دیگر بشری تامین و ارضاء می گردند؛ مانند : نیاز جنسی و...

2- نیازهای مادیی که بر آوردن آنها مستلزم استفاده از طبیعت است؛ همچون نیاز به خوراک, پوشاک, مسکن و...

این بخش از نیازها ی مادی انسان, در جامعه توسط «نهاد اقتصاد» تکفل و تامین می‌گردد. نهاد اقتصاد همچون نهادهای دیگر, یک مفهوم جامعه شناختی انتزاعی است و عینیت و تبلور آن در قالب موسسات تولیدی, تجاری ,بانکها و.. می‌باشد.

 

در قلمرو مسائل اقتصاد دو شیوه بحث وجود دارد:

 

1- پرداختن به روابط تکوینی موجود در رفتارهای اقتصادی, که نتائج چنین تحقیقاتی « علم اقتصاد » خواند مس شود.

2- ارزیابی و ارزش گذاری وضعیت اقتصادی موجود در رابطه با تامین عدالت اجتماعی یا هر گونه هدفی که سیاستگزاران اقتصادی در نظر می گیرند که به شکل گیری « نظام اقتصادی » می انجامد.

برای علم اقتصاد تعاریف مختلفی شده است چنانکه « آدام اسمیت » آنرا « بررسی در ماهیت و علل ثروت ملل » دانسته و« پل ساموئلسن » در تعریف آن می‌گوید: « بررسی روشهای که بشر با وسیله یا تدون وسیله پول برای بکار بردن منابع کمیاب بمنظور تولید کالاها و خدمات در طی زمان و همچنین برای توزیع کالاها و خدمات بین افراد و گروهای در جامعه بمنظور مصرف در زمان حال و آینده انتخاب می‌کنند. 2 در کتاب « در آمدی بر اقتصاد اسلامی » نیز تعریف جامعتری برای شده که: « مقصود از 000 علم اقتصاد دانشی است که رفتارهای بشری را در زمینه تولید, توزیع و مصرف, تجزیه و تحلیل می‌کند تا قدرت پیش بینی پدیده های اقتصادی را بدست آورد. » 3

 

اما نظام اقتصادی « عبارتست از طرح کلی و هما هنگی که خطوط اصلی ارزشهای مورد نظر یک مکتب را در زمینه عدالت اجتماعی از بعد اقتصاد نشان می‌دهد. » 4 بنا بر هر نظام اقتصادی بر اساس دیدگاه انسان شناسانه خود و تفسیری که از عدالت اجتماعی دارد اهداف و ایده آلهای خویش را تعیین می نماید.

 

نظام اقتصادی اسلام, تنها در صدد رفع نیازهای ضروری بشر نیست وبا تامین آنها کار خود را تمام شده نمی داند بلکه در صدد ایجاد عدالت اجتماعی, تامین رفاه برای همه, فراهم ساختن عزت, بی نیازی و قدرت اقتصادی برای جامعه اسلامی است. و این هدف از خلال آیات و روایات بسیاری بخوبی رخ می نماید که مشتاقان پژوهش در این زمینه را به منابع اصیل اسلامی و نیز کتابهائی که در این زمینه تالیف گشته ارجاع می دهیم. 5

 

روانشناسی

 

مکاتب مختلف روانشناسی بر اساس دیدگاههای که برای تحقیق پیرامون مسائل روانی بر گزیده اند, تعاریف متفاوتی برای این علم ارائه نموده اند. این تعاریف طیف و سیعی از دیدگاهها را شامل می‌شود که در یک قطب آن محدود ساختن مطالعات روانشناختی در « مطالعه ذهن » قرار دارد و در قطب مخالف, توجه انحصاری به « رفتارهای محسوس و ملموس ». ولی در مجموع می توان گفت: « روانشناسی علمی است که از افعال, انفعالات, استعدادها و سایر پدیده های روانی و ارتباط آنها با یکدیگر و علل پیدایش آنها بحث می‌کند ». 6

 

هدف روانشناسی نیز غالبا « ایجاد سازگاری بین فرد با شرایط متغیر محیط » ذکر می‌شود لکن شاید صحیحتر آن باشد که بگوئیم: هدف روانشناسی به فعلیت رساندن تمامی استعدادهای بشر برای رسیدن به کمال و سعادت است.

 

اینک پس از بیان تعریف و هدف روانشناسی و اقتصاد, روابط متقابل این دو بخصوص نقش روانشناسی و کاربرد آن در زمینه های اقتصادی با وضوح بیشتری قابل بررسی است.

 

رابطه روانشناسی و اقتصاد

 

از آنجا که هدف اقتصاد غرب, فراهم کردن نیازهای مادی انسان است و مکاتب گوناگون اقتصادی غرب, شالوده تحقیقات و نظریات خویش را بر این بنا نموده اند که « انسان عقلا ئی در پی حد اکثر کردن سود مادی خود می‌باشد »؛ بنا بر این از هر وسیله ممکن از نفوذ سیاسی و اجتماعی و تلاش در وضع قوانین و استفاده از آن در جهت منافع خویش گرفته تا بهره گیری از علوم و تکنولوژی برای رسیدن به این هدف بهره برداری می نمایند و استفاده اقتصاده غرب از یافته های روانشناسی نیز دقیقا در همین راستا قرار می گیرد. با توجه به این طرز بر خورد, دور از انتظار نیست که با مراجعه به تاریخچه روانشناسی مشاهده کنیم که پایه گذاران گروههای تحقیق و موسسین دانشکده های مشهوری که در زمینه تحقیقات روانشناسی صنعتی, روانشناسی حرفه ای, راهنمایی شغلی و 000 به تحقیق می پردازند, عمدتا صاحبان کارخانجات بزرگ و تجاوز و بازرگانان عمده هستند 7 که برای حل مشکلات و پیچیدگایهای مسائل کارگری و فروش خود و بعضا در جهت سوء استفاده از روانشناسی برای بهره برداری بیشتر از نیروی کار ارزانتر و بالا بردن ضریب اطمینان عدم اعتصابات و 000 دست بر امان روانشناسان شده اند. همین امر بخوبی نشان دهنده این واقعیت است که بررسی و درک روابطی که در این محدوده وجود دارد در حد خود دارای کارآئی بوده و می تواند به بالای بردن کارآئی کارگردان وسود موسسات اقتصادی کمک قابل توجهی بنماید. همانگونه که امروزه در کشور های صنعتی, در کارخانجات, ادارات, ارتش و تمامی ارگانهای کشوری و لشکر از روانشناسان و تحقیقات آنها سود می برند.

 

کاربرد روانشناسی در عرصه اقتصاد, طیفی وسیع از مسائل را در بر می گیرد که در اینجا اجمالا به آنها اشاره می کنیم و تفصیل آن در خود خواهد آمد. روانشناسی امروز مدعی است که در زمینه های شخصیت, انگیز, هوش, حافظه, کسب مهارت, یادگیری, پیشرفت تحصیلی, تستهای کارآئی, علائق شغلی و تحصیلی, درمان ناهنجاریها, بهداشت روانی ,‌ تعامل اجتماعی, تنظیم روابط بین فردی, و عناوین بسیاری از این قبیل داده های تجربه شده در اختیار دارد که در قلمرو اقتصاد ,کاربردی وسیع داشته باشد. و بهمین دلیل, رشته های اختصاصی این علم, کاربرد اصول روا شناختی در بخشهای مختلف اقتصادی را مورد مطالعه قرار داده اند. رشته هائی از قبیل روانشناسی صنعتی, روانشناسی اجتماعی, روانشناسی مدیرت, روانشناسی تربیتی, بهداشت روانی در کارخانجات, مددکاری اجتماعی, مشاوره و راهنمائی, شغلی و حرفه ای و برخی رشته های فرعی دیگر, تاثیر شگرفی که در بهبود وضع اقتصادی داشته اند, مورد توجه و استقبال دست اندر کاران تولید, توزیع و مصرف قرار گرفته اند. طبق آمار ارائه شده, امروز حدود 13 در صد از دارندگان دکتری در روانشناسی, در کشورهای غربی, در سازمانهای تجاری, دولتی, پژوهشی و صنعتی مشغولی بکار هستند. 8روانشناسی صنعتی با طرح موضوعاتی از قبیل: رفتار نیروی کار, فعالیتهای عقلی و حرکتی که در صنایع گوناگون بکار می رود, توزیع کار و ساعتهای آن, خستگی, استراحت, کارآئی, روابط انسانی در صنعت, سنجش شایستگی, رضایت حرفه ای, ارزیابی مشاغل, آموزش ضمن خدمت, آزمونهای روانی و000 سعی در بکار گیری اصول روانشناختی در محیطهای کار دارد.

 

روانشناسی مدیریت, با تکیه بر جنبه های روانی که یک مدیر موفق باید دارا باشد و نیز اصولی که باید در حسن اداره امور بکار گیر همچون توجه به نیازها ی کارگران, شخصیت دادن به افراد, ایجاد جو رقابت سالم و 000 نقش مهمی در تصحیح تفکر و روند کار و بالا بردن تولید و ایجاد رضایت حرفه داشته است. چنانچه قانون « ضد انحار » یا « امحاء قدرت متمرکز و زیاد اقتصادی » که در سال 1947 در ژاپن به اجرا در آمد با آنکه بطور کامل عملی نشد, اما با تجزیه تنها 18 شرکت بزرگ از 325 شرکت عمده به شرکتهای کوچکتر, زمینه رقابت شدیدی آنان فراهم آورد این رقابت شدید بعنوان خصیصه بارز اقتصاد بعد از جنگ ژاپن در آمد. فشار رقابت موجب توسعه کارخانجات و ماشین آلات و پیشرفت تکنولوژی شد و این بنوبه خود رشد اقتصادی ژاپن را بوجود آورد. اقتصادی بوجود آمد که ویژگی آن رقابت شدید در همه صنایع و بویژه صنایع شیمیائی و سنگین بود.

 

در صنایع نساجی که شرکتهای زیادی وجود داشت رقابت شدیدتر بود. این شرایط موجبات ایجاد یک مکانیسم خوب را در بازار فراهم ساخت که بصورت یک عامل قوی در رشد اقتصادی در آمد. 9

 

روانشناسی اجتماعی که مسائلی از قبیل رفتار جمعی _ فرد در گروه _ عوامل اجتماعی انگیزش, هیجان و ادراک - تفاوتهای فردی و طبقاطی و نژادی – رفتار در گروههای کوچک – مناسبات بین اشخاص – همرنگی با جماعت – ارتباط جمعی تبلیغات و متقاعد سازی و 000 را مورد بحث قرار می‌دهد در زمینه

 

های مختلف تولید, توزیع و مصرف نقش بسزائی ایفا می‌کند. مبالغ هنگفتی که تولید کنندگان فرآورده های تقریبا یکسان صرف تبلیغات و متقاعد ساختن افراد برای خرید و مصرف فرآورده های خود می سازند صدها ملیون دلاری که شرکتهای بزرگ, سالیانه صرف تبلیغ فرآورده های خود می سازند و ترفتند هائی که در تبلیغات برای نمایاندن امتیازات غیر واقعی کالا می رود 10, مقدار نفوذ یکی از مباحث روانشناسی اجتماعی در جنبه های اقتصادی زندگی بشر را بخوبی نمایان می سازد.

 

روانشناسی تربیتی با آنکه در اساس, بمنظور تحقق اهداف نظامهای آموزش و پرورش پایه‌گذاری شده است, لکن امروز کشورهای استکباری و جهانخوران از آن بعنوان ابزاری کار آمد برای شکل دادن به افکار و جهت بخشیدن به تخصصهای نیروی انسانی در کشورهای تحت سلطه در جهت منافع هر چه بیشتر کشورهای سلطه جو, سوء استفاده می نمایند. ادوارد بر من در تحقیقی که بر روی فعالیتهای موسسات بظاهر غیرانتفاعی امریکائی بنام بنیادهای کارنگی, فورد و راکفلر انجام داده نشان می‌دهد که نقش بنیادهای مذکور در ایجاد و توسعه مراکز دانشگاهی در آسیا و آفریقا, و قبولاندن نظامهای خاص آموزشی به کشورهای آفریقائی بنام نظامهای « منابسب », و تاثیر آنها در تثبیت نظریه های معینی در زمینه توسعه اقتصادی بعنوان »علمی« و »عینی«, نقش پیشقراولان فرهنگی امپریالیسم آمریکا است, و مهمترین وظیفه آنها مشروعیت بخشیدن به یک نظام جهانی است که ایالات متحده آمریکا, بیشترین نفع را از آن می برد. 11

 

روانشناسی مهندسی نیز تلاش می‌کند تا رابطه میان انسان و ماشین را بصورتی هر چه رضایتبخش تر در آورد و ماشینها بگونه ای ساخته شوند که اشتباهات آدمیان به حداقل برد. روانشناسان مهندسی در ساختن سفینه های فضایی, طرح زیستگاههای زیر آبی برای پژوهشهای اقیانوس نگاری و طرح دست و پا و سایر اندامهای مصنوعی برای معلولین مشارکت دارند.

 

اینها نمونه هایی از کاربرد روانشناسی در اقتصاد است که در خدمت هدف »سود هر چه بیشتر« قرار گرفته و این هدف را نیز در حد خود تامین نموده است. ولی به اعتراف برخی اندیشمندان غربی »راهی که جوامع توسعه یافته در پیش می گیرند, انجام گروههای اجتماعی, آزادی و حتی خوشبختی افراد را تهدید می‌کند. « افرادی که ناگزیر به تمکین در برابر مقررات معیشتی بسیار دشواری می باشند و این همه تحت لوای آرمانهای کاملا ماده گرا, و ارزشهای اجتماعی و اقتصادی ملهم از دغده سود دهی و عقلانیت قرار دارد 12. و برای رهایی از این مخمصه به این نتیجه رسیده اند. که »بشریت برای آنکه واقعا نجات پیدا کند, باید اهمیتی را که در حال حاضر برای ماشینها مغزهای الکترونیکی قائل است, برای شخصیت آدمی, بعنوان عالیترین تجلی زندگی, قائل شود«. 13

 

با توجه به هدف اسلام از نظام اقتصادی که تامین عدالت اجتماعی و رفاه برای همه و عزت و قدرت برای جامعه اسلامی در راه رسیدن انسان به کمال نهایی است. بهره گیری از اصول روانشناختی در اقتصاد اسلامی دو تفاوت عمده با کاربرد آن در اقتصاد غرب پیدا می‌کند:

 

1. هدف: هدف از بکار گیری این اصول پیدا نمودن نزدیکترین راه برای پیاده کردن عدالت اجتماعی خواهد بود و نه سود بیشتر.

2. محتوی: عناصری از روانشناسی که در پرتو انسان شناسی اسلامی کشف شده اند می‌توانند آثار کار بردی خویش را در اقتصاد نیز نشان دهند. نمونه این عناصر, عنصر اراده و اختیار انسان است که اساس تکامل معنوی و راه رسیدن به هدف نهایی خلقت بشر می‌باشد.

از آنجا که امروز روانشناسی مسلما این اصل را باور ندارد, در تحقیقات و نتیجه گیریها و دستور العملهای تربیتی و کاربردی خویش آنرا به حساب نمی آورد بلکه رفتار انسان را محصول دو عامل جبری »توارث و محیط« می‌داند و در نتیجه برای حجت بخشیدن یا تغییر رفتار, تنها سعی در فراهم آوردن محیطی دارد که فرد را جبراً در مسیر دلخواه براند, ولی از دیدگاه اسلامی انسان آزاد آفریده شده است تا با اراده و انتخاب آگاهانه راه خویش و سر نوشت خود را تعیین نماید. بر اساس اصول انسان شناسی اسلام, هر چند فراهم کردن محیط و زمینه مناسب, راه را برای انتخاب هموار می سازد ولی علاوه بر چنین زمینه چینیها می بایست اولا بینش صحیحی به افراد داده شود, و ثانیا راههای تقویت اراده را به آنان آموخت و بر عمل به آنها پافشاری نمود. تا انسانها به جای آنکه هم چون چرخ دنده های یک ماشین بزرگ بنام اقتصاد, به دور خود بچرخند, راه رسیدن به کمال و تحقق آرمانهای اسلامی در جامعه را با آگاهی و بصیرت و عینیت کامل بپیمایند.

 

هم چنین از نظر اسلام, کاربرد تکنیکهای روانشناختی رد زمینه های مختلف و از جمله اقتصاد, بدون حد و مرز نیست و آنچه این مرز را مشخص می سازد, ایجاد و حفظ عدالت اجتماعی است. درست است که اگر روانشناختی شناخت صحیحی از انگیزه ها, خواسته ها و نیازهای انسان بدست دهد, می توان با بکار گیری دقیق و زیرکانه اصول آن, کارگران را به کار بیشتر با مزد کمتر ترغیب نمود, یا جذابیت بیشتر برای کالایی با مرغوبیت کمتر ایجاد نمود, یا اعتصابات کارگری را حتی اگر برای رفع ظلم بر پا شده, به حداقل رسانید ولی از نظر اسلام کاربرد روانشناسی یا هر یافته علمی دیگر, در مواردی که منجر به بی عدالتی گردد, یا در خدمت افراد یا گروه خاصی برای تسلط بر افراد یا گروههای دیگر جامعه در آید, ممنوع و غیر قابل پذیرش است.

 

بدلیل این گونه تفاوتهای عمده می بایست در این زمینه یک کار تحقیقی و تطبیقی جدی و گسترده صورت گیرد تا اصول و تکنیکهای روانشناختی و حد و مرز بکارگیری آنها بر اساس دیدگاههای اسلامی به روشنی تبیین گردد تا در مسیر رشد و باز سازی اقتصادی نیز مورد استفاده قرار گیرد. این کار و صدها مشابه آن, همکاری و همدلی تمامی نیروهای فرهنگی کشور از دانشگاهی و حوزوی را می طلبد. امید آنکه با اتحاد همه قشرهای جامعه و بخصوص دست اندر کاران مسائل فرهنگی و تحقیقی, هر روز شاهد پیشرفت و ترقی جمهوری اسلامی و دست یابی به اهداف و آرمانهای والای الهی آن باشیم

 

 

 

رونشناسی اقتصاد

 

تاثیر عجیب شمردن پول بر افراد

 

 

بنا بر نتایج یک مطالعه جدید، شمردن پول باعث می‌شود افراد حس بهتری نسبت به خودشان پیدا کنند، حتی اگر این پول متعلق به آن‌ها نباشد.

محققان بر این عقیده‌اند که حتی فکر کردن درباره پول هم می‌‌تواند درد افراد را کاهش دهد و یا اثرات اجتماعی جانبی مرتبط با نداشتن دوست را کاهش دهد.

آن‌ها در تحقیقات خود بدین نتیجه رسیدند که پول می‌تواند احساس قدرت درونی فرد، نترس بودن و اعتماد به نفس وی را افزایش دهد.

این در حالی است که زمانی که مخارج اخیر افراد به آن‌ها یادآوری می‌شود، سطوح بالاتری از پریشانی جسمی و ذهنی در آن‌ها نمایان می‌گردد.

نتایج یک سلسله از مطالعات که قدرت نمادین پول را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده بود، نشان داد علیرغم آن‌که پول نمی‌تواند عشق را برای ما خریداری کند، اما اثری بسیار مهم بر روی احساسات ما دارد.

محققان در یکی از این آزمایش‌ها، 84 دانشجو را در یکی از دانشگاه‌های چین مورد بررسی قرار دادند و آن‌ها را به دو گروه تقسیم کردند: گروه اول اسکناس‌های 100 دلاری می‌شمرد، در حالی که گروه دوم تنها با تکه‌هایی از کاغذ ساده در ارتباط بود.

سپس این دانشجویان به انجام یک بازی آنلاین مشغول شدند. نتایج تحقیقات حاکی از آن بود که دانشجویانی که قبل از انجام بازی اسکناس شمرده بودند – در مقایسه با کسانی که تنها با کاغذ ساده در ارتباط بودند – سطح کمتری از پریشانی و اضطراب را از خود نشان دادند.

علاوه بر آن، دانشجویان گروه اول سطح بالاتری از قدرت درونی و خودکفا بودن را از خود بروز دادند.

در جریان یک آزمایش دیگر، آزمایش‌شوندگان انگشتان خود را درون آب داغ 50 درجه سانتی‌گراد فرو می‌بردند. نتایج آزمایش حاکی از آن بود که افرادی که پول شمرده بودند درد کمتری احساس کردند.

دکتر «روی بامیستر» از دانشگاه ایالتی فلوریدا و یکی از محققان این مطالعات در رابطه با اثرات یافته‌های گروه تحقیق در کاهش استرس افراد می‌گوید: «شمردن پول قبل از انجام یک مصاحبه شغلی، شاید بتواند موثر باشد».

یکی دیگر از محققان بر این عقیده است که یک راه مناسب برای کاهش پریشانی در طول روز آن است که تصویری را به عنوان «محافظ صفحه» استفاده کنید که حاوی تصاویری از پول باشد.

محققان همچنین می‌گویند شمردن پول می‌تواند به مردان این قدرت را بدهد که راحت‌تر به جنس مخالف خود نزدیک شوند و با آن‌ها ارتباط برقرار کنند

 

 

اقتصاد رفتاری

 

 

اقتصاد رفتاری( Behavioral Economics) یکی از شاخه های جدی و نسبتا جدید در دانش اقتصادی است که هدفش بیشتر ارتقا دانش اقتصادی و نزدیک تر کردن مدل های اقتصادی با واقعیات بیرونی عنوان می شود. این شاخه از علم اقتصاد که امروزه در دنیا طرفداران نسبتا زیادی هم پیدا کرده است، در ایران به نحو تغییر شکل یافته و نادرستی معرفی شده است. بطوری که استنباط ها و ادراکات اشتباه و عجیب و غریبی از این شاخه از علم اقتصاد در میان جامعه اقتصاددانان رایج است. از این روی اقدام به برگردان فارسی این مقاله مهم و اساسی از یکی از سرآمدان این مکتب فکری نمودیم. این مقاله اولین مقاله مهم و جدی است که از سرآمدان این شاخه از علم اقتصاد به فارسی ترجمه می شود.

نویسنده مقاله پرفسور کالین کمرر(Colin Camerer) مدرک دکتری خود را در سن بیست و دو سالگی از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد و در همان سال هم مشغول به تدریس در آن دانشگاه شد بطوری که از وی به عنوان یکی از جوان ترین مدرسان دانشگاه شیکاگو نام برده می شود. ایشان سپس به دانشگاه وارتون نقل مکان کرده و هم اکنون در سن 49 سالگی در موسسه تکنولوژی کالیفرنیا(Caltech) مشغول تدریس است. از وی به عنوان یکی از مهمترین اقتصاددانان رفتاری در قید حیات نام برده می شود.

 

اقتصاد رفتاری، فروض سفت و سخت عقلانیت که در مدل سازی اقتصادی استفاده می شود را با‌ فروضی که سازگار با درک روانشناختی هستند، و در حالی که ادعا و تاکید بر ساختار ریاضی و توضیح رخدادهای طبیعی دارند، جایگزین می کند. البته برای چندین دهه، دانشمندان علوم اجتماعی مدل‌های اقتصادی را بدلیل فرض عقلانیت و خردپذیر ی زیاد مورد انتقاد قرار داده‌اند و اقتصاددانان نیز از این مدل‌ها به عنوان یک تقریب مفید و خوب هماره دفاع کرده اند.

 

در اقتصاد رفتاری‌ ما به بکارگیری فرض‌های واقع‌بینانه‌ای که باعث تقریب بهتر می‌شود، اعتقاد داریم.

 

تنها سوال جالب این است که چگونه روانشناسی را با اقتصاد ترکیب کنیم. هربرت سیمون که در دهه 1950 بحث “عقلانیت کرا‌ن‌دار(bounded rationality)را مطرح کرد، نشان داد نظریه افراد در اقتصاد باید به نظریه‌های روانشناختی اداراکی، که الگوریتم‌ها یا مکانیسم‌های جزء به جزء شده‌ای را بوسیله نوع تصمیم اتخاذ شده، تعیین می‌کنند، تشبیه شود. اقتصاددانان هرگز چنین پیشنهادی را الگوی خود قرار ندادند. شاید به این دلیل که نظریه سیمون درست در هنگامی ارایه شد که اقتصاددانان در حال پیدا کردن راه هایی برای توصیف کردن تصمیمات اقتصادی و تعادل ها در قالب ریاضیاتی زیبا و ساده شده بودند. این قالب های زیبا و ساده شده ریاضی، عملا جایی برای نظریه آشفته و سختی تری همانند نظریه روانشاختی ادراکی باقی نگذاشت.

 

به درستی ادبیات رایج اقتصادی قبل از دهه 1930، همانند آدام اسمیت، کینز، مارشال، فیشر و دیگران سرشار از مفاهیم روانشناختی است، که با تبدیل آنها به مفاهیم ریاضی ساده شده توسط اقتصاددانان بعدی که سعی می کردند به گونه ای زیبا این مفاهیم را در کنار یکدیگر مرتب سازند، اساس و محتوای بحث ها می‌رود که به دست فراموشی سپرده شود. به عنوان مثال اسمیت که در اقتصاد، تنها با کتاب «ثروت ملل» شهره است. هرچند که در کتاب خود بیان می‌کند: «مردم نان شب خود را نه از سر خیرخواهی قصاب، آبجوساز و یا نانوا ، بلکه به دلیل منفعت طلب بودن آنها بدست می آورند. ». اما، وی در یکی از آخرین کتاب‌های خود با عنوان «نظریه احساسات اخلاقی» در مورد جنبه‌هایی از اخلاق شخصی که طی آن مردم نگران دیگران نیز هستند نوشته بود، ولی چرا این کتاب او واقعا ناشناخته است، اما اولین کتاب وی یعنی ثروت ملل تا به این اندازه شهرت دارد.

 

شاید بدلیل تلاش برای اثبات اینکه معیار بهینه پارتو در تعادل رقابتی، با این فرض که مطلوبیت افراد تنها به نصیب و بهره خودشان بستگی دارد، بسیار ساده شده است. با اثبات این ادعا شاید وقت آن رسیده باشد که بپرسم چگونه تحلیل‌های اقتصادی، با ترکیب بینش‌ها روی احساسات اخلاقی در کتاب اسمیت متحول شده است.

 

در دهه 1970، متخصصان روانشناسی، شروع به مطالعه در مورد تصمیم‌گیری اقتصادی افراد و قضاوت در مورد آن کردند. این مطالعات، روش متفاوتی از روش سیمون را پیشنهاد کردند. آنها از روش «بیشینه‌سازی مطلوبیت انتظاری» و «قواعد احتمال بیزین» به عنوان معیارهای داوری استفاده کردند و در نهایت انطباق با این معیارها و یا انحراف از آنها را به عنوان یک راه برای استدلال و فرضیه‌سازی در مورد مکانیسم‌های شناخت به کار بردند.

 

کارهای مهم روانشناسی این دسته‌بندی بوسیله وارد ادوارد(Ward Edwards)در دهه 1950 و بعد از آن و توسط دانیل کاهنمن(Daniel Kahneman)، آموس تورسکی(Amos Tversky)، فیش هاف(Fisch Hoff)، پاول اسلویک(Paul slovic)، و دیگران انجام شد. از آنجایی که نتایج این تحقیقات، بیشتر بر پایه اصول و ساختارهای روانشناسی بود توانست در قالب عبارات مرسوم ساده‌ای بیان شود. این طبقه‌‌بندی‌های روانشناسی، راهی را برای مدل‌سازی عقلانیت کران‌دار ارائه کرد که نسبت به انحرافات افراطی که سیمون در ذهن داشت، بیشتر بر استانداردهای اقتصادی منطبق بود. بیشتر مفاهیم اقتصاد رفتاری‌، از ترکیب کارهای این دسته از افراد که نسبت به امثال سیمون دیدگاه متعادل تری دارند، بدست آمده است.

 

یک مثال خوب برای اینکه چگونه (روانشناسی ادراکی) بینش‌های اقتصادی را بهبود می‌بخشد “نظریه چشم‌انداز” است که که کاهنمن و تورسکی به عنوان یک نظریه جایگزین برای نظریه مطلبوبیت انتظاری پیشنهاد کردند

 

قاعده کل در نظریه چشم‌انداز این است که مردم خود را با احساس لذت و خوشی منطبق می‌کنند و بنابراین مطلوبیت‌ها بوسیله فواید و مضرات برخی نقاط مبنا و در رده بالاتر، توسط کل ثروت شخص تعیین می‌شود. مطالعات بسیاری اشاره کرده اند که واکنش در قبال سود و ضرر از دو جهت نوع متفاوت است: ضررها، دو برابر بیشتر از فواید هم مقیاس خود، مورد تنفر هستند (بیزاری از زیان) مردم اغلب در حوزه مضرات، یعنی در جایی که می توانند سر بسر شوند(دسترسی به نقطه مبنا)به دنبال ریسک می‌گردند، ، در حالیکه از ریسک کردن در حوزه فواید (اثر انعکاسی) اجتناب می کنند.

 

علاوه بر این در نظریه مطلوبیت انتظاری، گرایشات به سمت ریسک تنها بوسیله انحنای تابع مطلوبیت بیان می‌شود. در نظریه چشم‌انداز (و نظریه‌های مختلف دیگر) گرایشات به سمت ریسک، همچنین بوسیله توزین غیرخطی احتمالات، تحت تاثیر قرار می‌گیرند. به عنوان مثال، یک فرد، حتی اگر تابع مطلوبیت او برای بازدهی پول مقعر باشد، چنانچه وزن بیش از حدی به شانس کوچک برد خود بدهد، می تواند(عقلایی و توجیه پذیر است) یک بلیط بخت‌آزمایی بخرد. بدرستی این فرض که به احتمالات کوچک وزن بسیار زیاد داده می‌شود (که تجربیات زیادی آنرا حمایت می‌کنند) می‌تواند توضیح دهد که چرا مردم با مطلوبیت مقعر برای منافع، دوستدار بلیط‌های بخت‌آزمایی بسیار نامتقارن، با شانس بسیار کم برای برد هستند و همچنین توضیح می‌ دهد که چرا مردمی که روی زیان‌ها شرط‌بندی می‌کنند، به دنبال خرید بیمه‌ برای مقابله با شانس کوچک زیان‌های سنگین هستند.

 

توجه به این نکته بسیار مهم است که نظریه چشم‌انداز، یک حالت خاص(ad hoc) از نظریه‌ای استاندارد که برای سنجش یک سری داده‌های تجربی محدود طراحی شده باشد، نیست. “توزین غیرخطی احتمالات”، ” حساسیت افتراقی منافع و مضرات” و “بازتاب تفکر”، تماماً می‌توانند توسط اصول و قواعد کلی روانشناسی که سطح وسیعی از رفتار‌های جامعه بشری را دربرمی‌گیرد، هم‌تراز شوند. به عنوان مثال، وزن‌های غیرخطی، در جایی که مردم قادر به تمایز بین احتمالات نباشند، به طور کامل نتیجه‌بخش است. (در یک قرعه‌کشی، حرکت از احتمال برنده شدن صفر به 0001/0، نسبت حرکت از 0001/0 به 0002/0، جهش بزرگتری به نظر می‌آید) همانطور که می دانیم، مطلوبیت انتظاری (با توجه به کارایی) فرض می‌کند که مردم، در سرتاسر فاصله میان غیرممکن تا اطمینان صددرصد، به صورت مساوی میان احتمالات تمایز قائل می‌شوند. امری که کاملا دست نیافتنی است.

 

به علاوه تئوری چشم‌انداز دارای یک پیشینه بدیهی است و با بسیاری از تئوری‌های دیگر در این زمینه مقایسه شده است (همچنین با نظریه مطلوبیت انتظاری) و با استفاده از روش‌های پیچیده اقتصاد سنجی بر روی هزاران مشاهده تجربی ازمایش شده است(Cammerer 1995 ).تئوری چشم‌انداز توسط کاهنمن و تورسکی در معادله‌ای که در سال 1979 ارائه کرده بودند، به طور مفید و یا حداقل امیدوار کننده ای اثبات شده است. جالب اینجاست که این مقاله به عنوان یکی از مقالات دارای بیشترین ارجاع در میان کلیه مطالب منتشر شده در نشریه معتبر اکونومتریا مطرح است.

 

یک نگرانی رایج در میان اقتصاددانانی که نسبت به اقتصاد رفتاری‌ شکاک هستند، این است که این نظریه، برای آنکه به عنوان پایه یک تئوری اقتصادی به کار برده شود تا اندازه‌ای غیررسمی و غیرمتشکل است. ما این نگرانی‌ها را بصورت جدی مدنظر قرار می‌دهیم، به این دلیل که هدف بحث اقتصاد رفتاری‌ در حقیقت، یافتن قواعد خلاصه شده‌ای است که بتواند داده‌های میدانی را تشریح کند. اما تصورمان بر این است که تحقیقات بیشتر در این زمینه اشتباه بودن این پیش بینی شکاکانه را به اثبات برساند. در حقیقت، پژوهش های اخیر در این زمینه، نظریاتی را ارائه کرده است که علاوه بر ادعای برخوردار بودن از یک ساختار قراردادی و ایجاز منطقی، داوطلب جایگزینی تئوری‌های مرسوم و متعارف در هفت زمینه مهم و اساسی هستند. این هفت زمینه عبارتند از:

 

1-حداکثرسازی مطلوبیت می‌تواند بوسیله نظریه “رحجان وابسته به مرجع” Refrence – dependent) preference) (که بیان می کند که علیرغم وجود رجحان، مردم نسبت به مصرف جاری و یا نقاط مبنای دیگر، حساس هستند) و همچنین نظریه “ساختار رجحان” جایگزین شود.

 

2-نظریه مطلوبیت انتظاری می‌تواند جای خود را به نظریه چشم‌انداز بدهد.

3-نظریه مطلوبیت انتظاری ذهنی (احتمالات شخصی بوسیله قضاوت‌های ذهنی شکل می گیرند، نه اینکه از شواهد عینی مشتق شده باشد) می تواند بوسیله تئوریهای احتمالات ناهم جمع جایگزین شود.

4-مطلوبیت نزولی بوسیله هذلولی‌های نزولی جایگزین می‌شود، که در آن نرخ‌های تنزیل بسیار کوتاه‌مدت ، بسیار بیشتر از نرخ‌های تنزیل آینده هستند. که این امر منعکس کننده‌ی بی صبری های موقتی و یا اقدامات آنی و پر نوسان است.

5-نظریه بیزین می‌تواند با “تئوری پشتیبانی” و یا نحوه شکل گیری و انطباق ادراکات ذهنی همانند “در دسترس بودن”(که بیان می کند بر قابل دسترس بودن و سریع بودن حصول اطلاعات تاکید بیش از حدی شده است) و همچنین “معرف بودن” (نظریاتی که بوسیله شواهد تجربی حمایت می شوند، صحیح هستند) جایگزین شود.

6-نظریه نفع شخصی می‌تواند بوسیله نظریه رجحان اجتماعی جایگزین شود (Robin 1993).

7-نظریه‌های مبتنی بر کنش های تعادلی می‌تواند بوسیله نظریه‌های یادگیری انطباقی، جایگزین و یا تعدیل شود (Commere and Ho; 1999).

این هفت مورد تقریباً مهمترین ابزارهایی هستند که اقتصاددانان برای مدل‌سازی رفتارهای فردی مورد استفاده قرار می‌دهند. در هر مورد، تئوری جایگزین، اساساً همراه با پشتیبانی دامنه وسیعی از داده‌های تجربی ارائه شده است. تعدادی از این نظریات، رسمی‌تر و شناخته‌تر از بقیه هستند. هذلولی‌های نزولی و نظریه چشم‌انداز بهترین نمونه ها از مشهورترین این نظریات هستند و در عین حال، به نظر می رسد که جایگزین‌های نظریه بیزین و نظریه رجحان ساختار، کارآیی بهتری خواهند داشت.

با این حال به نظر می‌رسد مشکل اصلی مسئله زمان است. این امر قبل از اثبات مفید بودن این ابزارها در زمینه توضیح و پیش بینی پدیده‌های میدانی و پیدا کردن سرنخ این نظریات در کتاب‌ها و متون اقتصادی است. به عنوان مثال ثابت شده است که نظریه چشم‌انداز، صلاحیت توضیح ده‌ها پدیده مختلف که تحت پوشش داده‌های میدانی هستند، از استثنائات قیمت‌گذاری بازار سهام گرفته تا عرصه نیروی کار نزولی و کشش قیمت نامتقارن ‌را دارا است. یک پیش بینی بلندمدت خوش‌بینانه این است که ما در آینده‌ای نزدیک از این رویکرد جاری که در اقتصاد وجود دارد، پیشمان خواهیم شد و نسبت به فرض هایی چون، نزولی بودن نمایی، نفع شخصی ، و یا تعادل،صرفا به عنوان یک مثال مشخص از نظریات عمومی‌تر، که برای انجام ساده سازی در برخی مدل‌سازی‌ها مناسب است، با دیده احترام خواهیم نگریست. با این حال هنوز هم تنها تعداد اندکی از اقتصاددانان جرأت این را دارند که خود را اقتصاددان رفتاری بنامند. نسل اول آنها توسط ریچارد تالر( Richard Thaler) رهبری می‌شدند که به همراه کاهنمن در پروژه‌های زیادی همکاری داشته ‌است. و همچنین در سطح قابل‌توجهی از مسائل اصلی اقتصادی شامل: عکس‌العمل معرف کننده نسبت به تغییرات قیمت، رفتار پس انداز ـ مصرف، و بازار سهام، کارهای بسیاری انجام داده است. (کاهنمن همراه با شفر و درازن پرلی، مهمترین روانشناسانی هستند که در زمینه اقتصاد رفتاری‌ با او همکاری داشته‌اند).

 

نسل بعد از تالر که به وضوح تحت تاثیر عقاید او بودند، شامل خود من،لیندا بوبکوک(Linda Bobcock)، کاترین اکل(Catherine Eckle)، بروج لونستین(Beroge Loewnstein)، و ماتیو رابین(Mathew Robin) هستند.

 

من کسانی را به عنوان اقتصاددان رفتاری‌ معرفی کرده‌ام که از الهامات مستقیم روانشناسی برای فرضیه‌سازی استفاده می‌کنند. دیگران که درباره عقلانیت تحقیق کرده‌اند و روش‌های جدیدی را ارائه کرده‌اند، معمولاً بهره مستقیم کمتری از روانشناسی برده‌اند. کسانی همچون جورج آکرلف(George Akerlof)، باب ارانیک(Bob Irank) و باب شیلر(Bob Shiller) . اقتصاددانان بسیار دیگری همچنین کارهای تحقیقاتی را انجام داده‌اند که در دامنه تعاریف بالا قرار می‌گیرند. این کارها در هنگام انتخاب فروض نسبت به واقعیات روانشناسی حساس بوده‌اند و آنها را مدنظر قرار داده‌اند. از برجسته‌ترین آنها، بسیاری از اقتصاددانان زن همچون شری بال، راشل کروسن، الیزابت هافمن، راشل کرانتن، آنامریا لوزاردی، و لیزا وسترلند را می توان نام برد.

 

براستی که تحقیقات جالب جدید بسیاری می‌توانند تحت این عنوان یعنی اقتصاد رفتاری‌ قرار بگیرند. این یک هدف دقیق و مشخص است. هدف، خلق یک روش یا رشته جداگانه نیست بلکه وارد کردن اصول روانشناسی بیشتر در فرضیه‌سازی اقتصادی(فرضیه سازی که تکیه بیشتری بر فروضی همانند محاسبات مطلق و بی اندازه، تصمیمات جدی، و نفع شخصی برای یک دوره بلندمدت دارند.) است.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۱ | ٤:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

مقاله راجع به بازاریابی

فهرست

مشاوره خدمات بازاریابی......................................................................................................................................................................................2

مهمترین حوزه های ارائه خدمات به شرح زیر است ……….………………………………………………………….3

• مدیریت تحقیقات بازار.....................................................................................................................................................................................3

• توسعه ی کمی وکیفی کانال های فروش..................................................................................................................................................3

فروش وبازاریابی.....................................................................................................................................................................................................4

• تهیه ی ابزارهای فروش..................................................................................................................................................................................4

• مدیریت وسامان دهی به امور توسعه ی بازار شرکت ها.......................................................................................................................4

• تقویت نام شرکت درجامعه....................................................................................................5

  • مدیریت وسامان دهی به امور توسعه ی امور مالی واداری شرکت ها...........................................................................................5

 • پیشبرد امور روابط عمومی..........................................................................................................................................................................6

مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)...................................................................................................................................................................6

مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)...................................................................................................................................................................7

 تعریف مدیریت ارتباط با مشتری( CRM.....................................................................................................................................................8

مزایای مدیریت ارتباط با مشتری برای مشتریان .........................................................................................................................................9

مزایای مدیریت ارتباط با مشتری برای سازمانها............................................................................................................................................9

منبع: ...................................................................................................................................................................................................................10

 

 

مشاوره خدمات بازاریابی

در سال های اخیر شاهد بوده ایم که کشورهای بزرگ صنعتی و توسعه یافته به سرعت در جهت تولید محصولات و افزایش کیفیت آنها قدمهای بلندی برداشته اند و هر روز بر تعداد تولیدکنندگان افزوده می گردد و انبارهای کارخانه ها مملو از کالاهای تولیدی می گردد . همچنین افزایش رو به رشد مؤسسات خدماتی و رقابت آنها در جلب مشتری و ایجاد تمایل خریداران باعث گردیده که علم بازاریابی بیش از پیش رخ بنماید . تجربه بسیاری از شرکتها حاکی از این است که ناموفق بودن شرکتها از ناتوانی آنها در بهره گیری از فنون بازاریابی نشات گرفته است . این شرکتها تحولات بازار و تغییرات الگوی مصرف مشتریان را نادیده گرفته و به جای روی آوردن به بازاریابی پیشرفته به فروش پرداخته اند و کسب سود بیشتر را بر رضایت مشتریان ترجیح داده اند .

آینده از آن شرکت هایی می باشد که با دانش روز و پیشرفته بازاریابی حرکت نمایند و با داشتن استراتژی و اعمال مدیریت در این مهم گوی سبقت را از دیگر رقبا بربایند .

  با در نظر گرفتن عوامل یاد شده ، یکی از اساسی ترین فعالیت های شرکت گسترش ایده ، ارایه ی مشاوره واجرای راهکارهای بازاریابی وتبلیغات و فروش شرکت هاست . یکی ازمهم ترین ویژگی های خلق شده این است که تنها به عنوان یک مشاور، راهکار نظری به شرکت ها ارایه نمی شود ، بلکه خود اجرا و به بارنشستن راهکار رابر عهده می گیریم و تضمین می کنیم .

  اجرای تمامی راهکارهای یاد شده ، توسط کارشناسان مورد تایید و با سابقه کار اجرایی موفق انجام می شود و درحقیقت فضایی خلق می شود که با برون سپاری کردن کارها سرعت انجام اموربا درنظر گرفتن استانداردهای ویژه بالا رود . درچنین فضایی مدیران شرکت با تعهد دریافت شده ازمشاور خود با فراغت خاطر، به دیگر مسایل شرکت خود خواهند پرداخت .

 

مهمترین حوزه های ارائه خدمات به شرح زیر است :

 • تعیین استراتژی های بازاریابی ،تبلیغات وفروش شرکت ها

 • بازنگری وتهیه ی استراتژی تبلیغات ، بازاریابی وفروش شرکت

 • نظارت بر اجرای صحیح استراتژی های تبلیغات ، بازاریابی وفروش شرکت

 • آموزش وترویج سیاست های تبلیغات ، بازاریابی وفروش در سطح طول وبدنه ی شرکت

مدیریت تحقیقات بازار

 • بررسی وتهیه ی گزارش های شناخت پتانسیل های بازارونیاز مشتریان

 • بررسی ومراقبت ازرقبای شرکت

 • جمع آوری وتحلیل اطلاعات فروش شرکت

 • اثر سنجی تبلیغات واقدامات بازاریابی شرکت

 • جمع آوری ، نگهداری وتحلیل اطلاعات بازار ومشتریان

توسعه ی کمی وکیفی کانال های فروش

 • ارزیابی وپیشنهاد سازمان کار مناسب فروش وبازاریابی

 • تعیین ملاک های ارزیابی وجذب نیروهای فروش وبازاریابی شرکت

 • برنامه ریزی واجرای برنامه های اطلاع رسانی وبه اشتراک گذاری دیدگاهها در سطح بدنه ی

فروش وبازاریابی

 • برنامه ریزی برای جلب نیروی انسانی در حوزه های فروش وبازاریابی

 • پیشنهاد،برنامه ریزی واجرای برنامه های آموزش کارکنان فروش وبازاریابی

 • بررسی وشناخت کانال های فروش شرکت

تهیه ی ابزارهای فروش

 • تهیه ی محتوا ، تولید وروزآمد سازی ابزارهای معرفی شرکت (وب سایت ،بروشورها،سی دی

ها،فایل های نمایشی ،بروشورهای الکترونیک و...... (

 • تهیه ی محتوا ، تولید وروزآمد سازی ابزارهای معرفی محصولات وخدمات ( وب سایت

،بروشورها،سی دی ها،فایل های نمایشی ،بروشورهای الکترونیک و(......

 • بازبینی وتهیه ی مستندات فروش وبازاریابی

 • طراحی وتهیه ی