آرشیو وبلاگ
دانلود طرح های رنگ آمیزی فانتزی کودکان

تحقیق پیرامون باغ های ایرانی و سایر کشورها

آشنایی اجمالی با امام زمان(عج)

منجی موعود-امام زمان


حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین پیشوای معصوم, بنابر نظریه مشهور, سحرگاهان پانزدهم شعبان سال 255 (هـ . ق) در سامراء متولد شد.

او هم نام پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ( م ح م د ) و هم کنیه آن حضرت یعنی ابوالقاسم است.

از جمله لقب های او, حجت, قائم, خلف صالح, صاحب الزمان و بقیه الله به شمار می آید اما مشهورترین آن ها مهدی ـ علیه السلام ـ است.

پدر بزرگوارش, حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ و مادر گرامیش نرجس خاتون است که او را «سوسن», «ریحانه» و «صقیل» نیز نامیده اند.[1]

 

 

امام زمان ـ علیه السلام ـ زمانی تولد یافت که عباسیان حاکم بر سامراء و بغداد, زندگی امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ را کنترل کرده و برای یافتن آخرین حجت الهی و نابودی او سخت می کوشیدند از این رو تولد آن حضرت, بسیار مخفیانه و معجزه آسا صورت گرفت. البته برخی وکلای امام عسکری ـ علیه السلام ـ و شیعیان و خدمتگزاران مطمئنش, از این تولد آگاهی داشتند. مانند محمد بن عثمان عمری, محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ حکیمه خاتون دختر امام جواد ـ علیه السلام ـ ابو علی بن مطهر, عمرو اهوازی و ابو نصر طریف.

آری! یازدهیمن پیشوای معصوم ـ علیه السلام ـ در فرصت های مناسب, فرزند و جانشین خود را به دیگران می نمایاند و به آنان معرفیش می کرد. چنان که وقتی محمد بن عثمان عمری با چهل نفر دیگر از شیعیان به حضور امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ شرفیاب شدند, آن حضرت, مهدی ـ علیه السلام ـ را به آنان نشان داد و فرمود: این, پس از من, امام شما و جانشین من بین شما است. با وجود این, حضرت حجت ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش همچنان پنهان می زیست تا آن که امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در سال 260 (هـ . ق) یعنی 28 سالگی با دسیسه معتمد عباسی, مسموم و شهید شد و حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به امامت رسید.

ابوالأدیان می گوید: من از خدمتگزاران امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ بودم و نامه های او را به مناطق مختلف می بردم. روزی آن حضرت به من نامه هایی داد و فرمود: این ها را به «مدائن» ببر, تا پانزده روز در سامراء نخواهی بود, پس از آن وقتی برگردی خواهی یافت که ناله و شیون از خانه من بلند است و جسدم را در محل غسل گذاشته اند.

گفتم: سرورم! اگر چنین شود, چه کسی پس از شما امام است؟ فرمود: هر کس بر جنازه ام نماز بخواند. گفتم: نشانه دیگری ذکر بفرمایید! فرمود: هر کس از آن چه میان همیان است خبر دهد. ابهت امام ـ علیه السلام ـ آن چنان بود که دیگر نتوانستم از او بپرسم مقصودشان از این نشانه چیست.

نامه های آن حضرت را به «مدائن» بردم و پاسخشان را گرفتم. پس از پانزده روز وقتی به سامراء وارد شدم به خانه امام ـ علیه السلام ـ آمدم, ناگاه صدای ناله و شیون از آن جا شنیدم و دیدم برادرش جعفر (کذاب) کنارخانه نشسته است و برخی شیعیان, رحلت امام ـ علیه السلام ـ را به او تسلیت و به امامت رسیدش را تبریک می گویند. از این موضوع در شگفت شدم زیرا من با چشمانم دیده بودم جعفر, شراب می خورد, قمار بازی می کرد و اهل تار و طنبور بود به هر حال من نیز جلو رفتم و رحلت برادرش را به او تسلیت و پیشوائیش را تبریک گفتم اما او چیزی از من نپرسید. ناگاه «عقید» خادم حضرت عسکری ـ علیه السلام ـ حاضر شد و به جعفر گفت: جنازه برادرتان را کفن کردند بیایید بر آن نماز بگذارید. جعفر, همراه برخی شیعیان وارد خانه شدند جسد پاک امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ, میان تابوتی در حیات خانه بود. جعفر پیش رفت تا بر جنازه مطهر امام ـ علیه السلام ـ نماز بخواند. وقتی خواست تکبیر بگوید ناگاه کودک گندم گون و سیاه موی که دندان های پیشینش قدری از هم فاصله داشت, ظاهر شد, جعفر را کنار زد و گفت: عمو! کنا برو! من باید بر پدرم نماز بخوانم, او با چهره ای درهم کشیده کنار رفت و آن کودک بر پیکر پاک امام ـ علیه السلام ـ نماز خواند و او را در خانه اش, جوار قبر امام هادی ـ علیه السلام ـ دفن فرمود.

ابو الأدیان در ادامه می گوید: آن کودک به من رو زد و گفت: ای مرد بصری! پاسخ نامه هایی را که همراهت است بده! آن ها را به او دادم و با خود گفتم: اینها (اقامه نماز بر جسد پاک امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ و در خواست پاسخ نامه ها) دو نشانه امامت اوست و منتظر ماندم تا نشانه دیگر یعنی خبر دادن از آن چه میان همیان است را نیز بیابم.

نزد جعفر آمدم, دیدم داد می کشد و فریاد می کند. شخصی به نام «حاجظ وشاء» به جعفر گفت: آن کودک چه کسی بود؟ جعفر گفت: والله تا به حال او را ندیده ام و نمی شناسم. در این اوضاع, گروهی از قمی ها آمدند وقتی دانستند, یازدهمین امام معصوم ـ علیه السلام ـ رحلت فرموده است. پرسیدند جانشین او کیست؟ برخی گفتند: جانشین او جعفر است, آنان به او سلام کردند و تسلیت و تهنیت گفتند از او پرسیدند: ما نامه ها و پول هایی آورده ایم بفرمایید: نامه را چه کسانی نوشته اند و پول ها چقدر است؟ جعفر, از پاسخ درماند و برآشفته حال برخاست و گفت: اینان علم غیب از ما می خواهند! ناگاه خادمی از خانه بیرون آمد و به قمی ها گفت: نامه ها از فلان کس و فلان کس است و در همیان نیز هزار دینار وجود دارد که ده تای آن ها را زراندود کرده اند. آن مردم وقتی پاسخ پرسش هایشان را صحیح و دقیق یافتند, گفتند: نامه ها و همیان پول را به تو می دهیم تا به آن کسی که تو را برای گفتن آن ها فرستاده است (یعنی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ ) تحویل دهی! زیرا او امام ما است.[2]

 

 

غیبت صغری و کبری

حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش دو بار غایب شد که آن ها را غیبت صغری و غیبت کبری گویند.

غیبت صغرای ولی عصر ـ علیه السلام ـ با به شهادت رسیدن امام حسن عسکری در سال 260 (هـ . ق) آغاز شد و تا سال 329 (هـ . ق) ادامه یافت.

امام زمان ـ علیه السلام ـ در دوران غیبت صغری توسط چهار نفر از نایبان خاصش که به نواب اربعه یعنی نایبان چهارگانه معروفتند با مردم ارتباط داشت و به امور آنان رسیدگی می کرد. این چهار نفر عبارت بودند از:

1. عثمان بن سعید عمری

2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری

3. ابوالقاسم حسین بن روح

4. ابو الحسن علی بن محمد سمری

 

 

مهم ترین تحول و رخ داد دوره نیابت «ابو الحسن علی بن محمد سمری» نوشتن توقیعی از جانب حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به او بود که در آن فرموده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای علی بن محمد سمری! خداوند در فقدان تو به برادرانت پاداش بزرگی عطا فرماید, تو تا شش روز دیگر رحلت می کنی, کارهایت را سامان ده و هیچ کس را به جانشینی خود سفارش نکن اکنون زمان غیبت کبری فرا رسیده است و ظهور من فقط با اجازه خدا خواهد بود آن هم از مدتی طولانی صورت می گیرد که در آن مردم, بسیار سخت دلند و سرزمین پر از بیدادگری است کسانی, نزد شیعیان ما ادعا می کنند که مرا می بینند. هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی چنین ادعایی بکند, دروغگویی بیش نیست.[3]

 

 

جانشینان امام زمان در غیبت کبری

در غیبت کبری, فقیهان با تقوا, عادل و مدیر و مدبر نایبان عام و جانشینان امام مهدی ـ علیه السلام ـ بین مردم به شمار می آیند و مرجعیت دینی و رهبری آنان را بر عهده دارند و چنان که خود آن حضرت نیز در حدیثی بر این نکته تصریح فرمودند:[4]

وجود امام زمان ـ علیه السلام ـ در این عصر بسان خورشید پشت ابر است یعنی پنهان بودن او موجب نمی شود به عالم هستی سود نرساند بلکه آن حضرت حتی در پس پرده غیبت امام زمین و موجب برکت برای اهل آن است.

ملاقات با امام زمان در غیبت کبری: این موضوع, کار ممکنی است هر چند ادعای ملاقات با آن حضرت را از هر کس نمی توان پذیرفت اما در این عصر به اذن خداوند بزرگ و توجهات امام زمان ـ علیه السلام ـ کسانی به حضور آن حضرت شرفیاب شده اند[5] البته ارتباط با حضرت ولی عصر از راه های دیگر برای عموم مردم ممکن است این کار را می توان از طریق قرائت دعاهایی مانند دعای ندبه, عهد و ... انجام داد زیارت اماکن منسوب به امام زمان ـ علیه السلام ـ راه دیگری برای ارتباط با او است مانند مسجد سهله, مسجد اعظم کوفه و سرداب مقدس در عراق و مسجد حضرت صاحب الزمان معروف به مسجد جمکران قم در ایران.[6]

 

 

 

 

 

طولانی بودن عمر حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ

عمر مبارک آن حضرت در غیبت کبری بسیار طولانی است و این موضوع عقلاً محال نیست و به لحاظ علمی نیز ممکن به شمار می آید علاوه بر این افراد بسیاری در امتداد تاریخ زندگی بشر عمر طولانی داشته اند مانند حضرت نوح که امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره او می فرماید: نوح 2300 سال زندگی کرد, 850 سال پیش از آن که به پیامبری برانگیخته شود و 950 سال میان قومش به هدایت آنان پرداخت و 500 سال هم پس از آن که کشتی اش به خشکی نشست و آب در زمین فرو رفت آن گاه شهر ها را ساخت و فرزندانش در شهر ها ساکن شدند از دیگر کسانی که عمر طولانی داشته اند مانند: حضرت سلیمان بن داود 712 سال, شداد بن عامر 900 سال و ...[7]

 

 

هنگام ظهور حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ

وقت ظهور امام مهدی ـ علیه السلام ـ دقیقاً مشخص نیست, پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می فرماید: کسانی که وقت ظهور را معین می کنند دروغ می گویند.[8]

[1]. پیشوایی, مهدی, سیره پیشوایان, ص 665 ـ 666.

[2]. جعفریان, رسول, حیات فکری سیاسی امامان شیعه بخش زندگی امام زمان ـ علیه السلام ـ .

[3]. الغیبه, ص 234.

[4]. شیخ حر عاملی, وسائل الشیعه, قم, آل البیت, 1409 ق, ج 27, ص 140.

[5]. القزوینی, السید محمد کاظم, الامام المهدی, من المهد الی الظهور, ص 303 به بعد.

[6]. موسوی اصفهانی, سید محمد تقی,مکیال المکارم, ج 2, ص 314.

[7]. شیخ صدوق, کمال الدین و تمام النعمه, ج2, ص 523.

[8]. رازی قمی (از شاگردان شیخ صدوق), کفایه الاثر.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢۳ | ٢:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

زندگینامه امام حسن مجتبی علیه السلام

 
امام حسن علیه السلام

 

 

امام حسن (ع ) فرزند امیرمؤ منان على بن ابیطالب و مادرش مهتر زنان فاطمه زهرا دختر پیامبر خدا (ص ) است .

 

 

ولادت

 

امام حسن (ع ) در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه تولد یافت . وى نخستین پسرى بود که خداوند متعال به خانواده على و فاطمه عنایت کرد. رسول اکرم (ص ) بلافاصله پس از ولادتش ، او را گرفت و در گوش راستش ‍ اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس براى او گوسفندى قربانى کرد، سرش را تراشید و هموزن موى سرش - که یک درم و چیزى افزون بود - نقره به مستمندان داد. پیامبر (ص ) دستور داد تا سرش را عطرآگین کنند و از آن هنگام آیین عقیقه و صدقه دادن به هموزن موى سر نوزاد سنت شد. این نوزاد را حسن نام داد و این نام در جاهلیت سابقه نداشت . کنیه او را ابومحمّد نهاد و این تنها کنیه اوست .

 

 

القاب امام

 

لقب هاى او: سبط، سید، زکى ، مجتبى است که از همه معروفتر (مجتبى ) مى باشد.

 

پیامبر اکرم (ص ) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصى داشت و بارها مى فرمود که حسن و حسین فرزندان منند و به پاس همین سخن على به سایر فرزندان خود مى فرمود: شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند.

امام حسن هفت سال و خرده اى زمان جد بزرگوارش را درک نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیامبر (ص ) که با رحلت حضرت فاطمه دو ماه یا سه ماه بیشتر فاصله نداشت ، تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت .

امام حسن (ع ) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت ، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهرى را نیز اشغال کرد، و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت . در این مدت ، معاویه که دشمن سرسخت على (ع ) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهى عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت ) جنگیده بود؛ به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع ) بود لشکر کشید و جنگ آغاز کرد. ما در این باره کمى بعدتر سخن خواهیم گفت .

امام حسن (ع ) از جهت منظر و اخلاق و پیکر و بزرگوارى به رسول اکرم (ص ) بسیار مانند بود. وصف کنندگان آن حضرت او را چنین توصیف کرده اند:

(داراى رخسارى سفید آمیخته به اندکى سرخى ، چشمانى سیاه ، گونه اى هموار، محاسنى انبوه ، گیسوانى مجعد و پر، گردنى سیمگون ، اندامى متناسب ، شانه ایى عریض ، استخوانى درشت ، میانى باریک ، قدى میانه ، نه چندان بلند و نه چندان کوتاه . سیمایى نمکین و چهره اى در شمار زیباترین و جذاب ترین چهره ها).

ابن سعد گفته است که (حسن و حسین به رنگ سیاه ، خضاب مى کردند).

 

کمالات انسانى

 

امام حسن (ع ) در کمالات انسانى یادگار پدر و نمونه کامل جدّ بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص ) زنده بود، او و برادرش حسین در کنار آن حضرت جاى داشتند، گاهى آنان را بر دوش خود سوار مى کرد و مى بوسید و مى بویید.

 از پیغمبر اکرم (ص ) روایت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسین (ع ) مى فرمود: این دو فرزند من ، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند (کنایه از این که در هر حال امام و پیشوایند).

 امام حسن (ع ) بیست و پنج بار حج کرد، پیاده ، در حالى که اسبهاى نجیب را با او یدک مى کشیدند. هرگاه از مرگ یاد مى کرد مى گریست و هرگاه از قبر یاد مى کرد مى گریست ، هرگاه به یاد ایستادن به پاى حساب مى افتاد آن چنان نعره مى زد که بیهوش مى شد و چون به یاد بهشت و دوزخ مى افتاد؛ همچون مار گزیده به خود مى پیچید. از خدا طلب بهشت مى کرد و به او از آتش جهنم پناه مى برد. چون وضو مى ساخت و به نماز مى ایستاد بدنش به لرزه مى افتاد و رنگش زرد مى شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود براى خدا گذشت . گفته اند: (امام حسن (ع ) در زمان خودش عابدترین و بى اعتناترین مردم به زیور دنیا بود).

 

سرشت و طینت امام

در سرشت و طینت امام حسن (ع ) برترین نشانه هاى انسانیت وجود داشت . هر که او را مى دید به دیده اش بزرگ مى آمد و هر که با او آمیزش ‍ داشت ، بدو محبت مى ورزید و هر دوست یا دشمنى که سخن یا خطبه او را مى شنید، به آسانى درنگ مى کرد تا او سخن خود را تمام کند و خطبه اش را به پایان برد. محمّد بن اسحاق گفت :

 (پس از رسول خدا (ص ) هیچکس ‍ از حیث آبرو و بلندى قدر به حسن بن على نرسید. بر در خانه اش فرش ‍ مى گستردند و چون از خانه بیرون مى آمد و آنجا مى نشست راه بسته مى شد و به احترام او کسى از برابرش عبور نمى کرد و او چون مى فهمید؛ بر مى خاست و به خانه مى رفت و آن گاه مردم رفت و آمد مى کردند). در راه مکه از مرکبش فرود آمد و پیاده به راه رفتن ادامه داد. در کاروان همه از او پیروى کردند حتى سعد بن ابى وقاص پیاده شد و در کنار آن حضرت راه افتاد.

 ابن عباس که از امام حسن (ع ) مسن تر بود، رکاب اسبشان را مى گرفت و بدین کار افتخار مى کرد و مى گفت : اینها پسران رسول خدایند.

 با این شاءن و منزلت ، تواضعش چنان بود که : روزى بر عده اى مستمند مى گذشت ، آنها پاره هاى نان را بر زمین نهاده و خود روى زمین نشسته بودند و مى خوردند، چون حسن بن على را دیدند گفتند: (اى پسر رسول خدا بیا با ما هم غذا شو). امام حسن (ع ) فورا از مرکب فرود آمد و گفت : (خدا متکبران را دوست نمى دارد) و با آنان به غذا خوردن مشغول شد. آنگاه آنها را به میهمانى خود دعوت کرد، هم غذا به آنان داد و هم پوشاک .

 در جود و بخشش امام حسن (ع ) داستانها گفته اند. از جمله مدائنى روایت کرده که :

حسن و حسین و عبداللّه بن جعفر به راه حج مى رفتند. توشه و تنخواه آنان گم شد. گرسنه و تشنه به خیمه اى رسیدند که پیرزنى در آن زندگى مى کرد. از او آب طلبیدند. گفت این گوسفند را بدوشید و شیر آن را با آب بیامیزید و بیاشامید. چنین کردند. سپس از او غذا خواستند. گفت همین گوسفند را داریم بکشید و بخورید. یکى از آنان گوسفند را ذبح کرد و از گوشت آن مقدارى بریان کرد و همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند. هنگام رفتن به پیرزن گفتند: ما از قریشیم به حج مى رویم . چون باز گشتیم نزد ما بیا با تو به نیکى رفتار خواهیم کرد. و رفتند. شوهر زن که آمد و از جریان خبر یافت ، گفت : واى بر تو گوسفند مرا براى مردمى ناشناس مى کشى آنگاه مى گویى از قریش بودند؟ روزگارى گذشت و کار بر پیرزن سخت شد، از آن محل کوچ کرد و به مدینه عبورش افتاد. حسن بن على (ع ) او را دید و شناخت . پیش رفت و گفت : مرا مى شناسى ؟ گفت نه . گفت : من همانم که در فلان روز مهمان تو شدم . و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند. آن گاه او را نزد برادرش حسین بن على فرستاد. آن حضرت نیز همان اندازه به او بخشش فرمود. او را نزد عبداللّه بن جعفر فرستاد او نیز عطایى همانند آنان به او داد.

 حلم و گذشت امام حسن (ع ) چنان بود که به گفته مروان ، با کوهها برابرى مى کرد.

  

بیعت مردم با حسن بن على (ع )

هنگامى که حادثه دهشتناک ضربت خوردن على (ع ) در مسجد کوفه پیش ‍ آمد و مولى (ع ) بیمار شد به حسن دستور داد که در نماز بر مردم امامت کند، و در آخرین لحظات زندگى ، او را به این سخنان وصى خود قرار داد:

 (پسرم ! پس از من ، تو صاحب مقام و صاحب خون منى ). و حسین و محمّد و دیگر فرزندانش و رؤ ساى شیعه و بزرگان خاندانش را بر این وصیت گواه ساخت و کتاب و سلاح خود را به او تحویل داد و سپس ‍ فرمود:

 

(پسرم ! رسول خدا دستور داده است که تو را وصى خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو تحویل دهم . همچنانکه آن حضرت مرا وصى خود ساخته و کتاب و سلاحش را به من داده است و مرا ماءمور کرده که به تو دستور دهم در آخرین لحظات زندگیت ، آنها را به برادرت حسین بدهى ).

 امام حسن (ع ) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ایستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش ، على علیه السلام با مردم سخن بگوید. آنگاه پس از حمد و ثناى بر خداوند متعال و رسول مکرم (ص ) چنین گفت :

 

(همانا در این شب آن چنان کسى وفات یافت که گذشتگان بر او سبقت نگرفته اند و آیندگان بدو نخواهند رسید). و آن گاه درباره شجاعت و جهاد و کوشش هایى که على (ع ) در راه اسلام انجام داد و پیروزیهیى که در جنگها نصیب وى شد، سخن گفت و اشاره کرد که از مال دنیا در دم مرگ فقط هفتصد درهم داشت از سهمیه اش از بیت المال ، که مى خواست با آن خدمتکارى براى اهل و عیال خود تهیه کند.

 

در این موقع در مسجد جامع که مالامال از جمعیت بود، عبداللّه بن عباس ‍ بپا خاست و مردم را به بیعت با حسن بن على تشویق کرد. مردم با شوق و رغبت با امام حسن بیعت کردند. و این روز، همان روز وفات پدرش ، یعنى روز بیست و یکم رمضان سال چهلم از هجرت بود.

 

مردم کوفه و بصره و مدائن و عراق و حجاز و یمن همه با میل با حسن بن على بیعت کردند جز معاویه که خواست از راهى دیگر برود و با او همان رفتار پیش گیرد که با پدرش پیش گرفته بود.

 

پس از بیعت مردم ، به ایراد خطبه اى پرداخت و مردم را به اطاعت اهل بیت پیغمبر (ص ) که یکى از دو یادگار گران وزن و در ردیف قرآن کریم هستند تشویق فرمود، و آنها را از فریب شیطان و شیطان صفتان بر حذر داشت .بارى ، روش زندگى امام حسن (ع ) در دوران اقامتش در کوفه او را قبله نظر و محبوب دلها و مایه امید کسان ساخته بود. حسن بن على (ع ) شرایط رهبرى را در خود جمع داشت زیرا اولا فرزند رسول خدا (ص ) بود و دوستى او یکى از شرایط ایمان بود، دیگر آنکه لازمه بیعت با او این بود که از او فرمانبردارى کنند.

امام (ع ) کارها را نظم داد و والیانى براى شهرها تعیین فرمود و انتظام امور را بدست گرفت . امّا زمانى نگذشت که مردم چون امام حسن (ع ) را مانند پدرش در اجراى عدالت و احکام و حدود اسلامى قاطع دیدند، عده زیادى از افراد با نفوذ به توطئه هاى پنهانى دست زدند و حتى در نهان به معاویه نامه نوشتند و او را به حرکت به سوى کوفه تحریک نمودند، و ضمانت کردند که هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن على (ع ) نزدیک شود، حسن را دست بسته تسلیم او کنند یا ناگهان او را بکشند.

 خوارج نیز بخاطر وحدت نظرى که در دشمنى با حکومت هاشمى داشتند در این توطئه ها با آنها همکارى کردند.

 در برابر این عده منافق ، شیعیان على (ع ) و جمعى از مهاجر و انصار بودند که به کوفه آمده و در آنجا سکونت اختیار کرده بودند. این بزرگمردان مراتب اخلاص و صمیمیت خود را در همه مراحل - چه در آغاز بعد از بیعت و چه در زمانى که امام (ع ) دستور جهاد داد - ثابت کردند.

 امام حسن (ع ) وقتى طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایى او را به اطاعت و عدم توطئه و خونریزى فرا خواند ولى معاویه در جوانب امام (ع ) تنها به این امر استدلال مى کرد که (من در حکومت از تو با سابقه تر و در این امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ !).

 گاه معاویه در نامه هاى خود با اقرار به شایستگى امام حسن (ع ) مى نوشت : (پس از من خلافت از آن توست زیرا تو از هر کس بدان سزاوارترى ) و در آخرین جوابى که به فرستادگان امام حسن (ع ) داد این بود که (برگردید، میان ما و شما بجز شمشیر نیست ).

 و بدین ترتیب دشمنى و سرکشى از طرف معاویه شروع شد و او بود که با امام زمانش گردنکشى آغاز کرد. معاویه با توطئه هاى زهرآگین و انتخاب موقع مناسب و ایجاد روح اخلالگرى و نفاق ، توفیق یافت . او با خریدارى وجدانهاى پست و پراکندن انواع دروغ و انتشار روحیه یاءس در مردم سست ایمان ، زمینه را به نفع خود فراهم مى کرد و از سوى دیگر، همه سپاهیانش را به بسیج عمومى فرا خواند.

 امام حسن (ع ) نیز تصمیم خود را براى پاسخ به ستیزه جویى معاویه دنبال کرد و رسما اعلان جهاد داد. اگر در لشکر معاویه به کسانى بودند که به طمع زر آمده بودند و مزدور دستگاه حکومت شام مى بودند، امّا در لشکر امام حسن (ع ) چهره هاى تابناک شیعیانى دیده مى شد مانند حجر بن عدى ، ابو ایوب انصارى ، و عدى بن حاتم ... که به تعبیر امام (ع ) (یک تن از آنان افزون از یک لشکر بود). امّا در برابر این بزرگان ، افراد سست عنصرى نیز بودند که جنگ را با گریز جواب مى دادند، و در نفاق افکنى توانایى داشتند، و فریفته زر و زیور دنیا مى شدند. امام حسن (ع ) از آغاز این ناهماهنگى بیمناک بود.

 

مجموع نیروهاى نظامى عراق را 350 هزار نوشته اند.

 

امام حسن (ع ) در مسجد جامع کوفه سخن گفت و سپاهیان را به عزیمت بسوى (نخیله ) تحریض فرمود. عدى بن حاتم نخستین کسى بود که پاى در رکاب نهاد و فرمان امام را اطاعت کرد. بسیارى کسان دیگر نیز از او پیروى کردند.

 

امام حسن (ع ) عبیداللّه بن عباس را که از خویشان امام و از نخستین افرادى بود که مردم را به بیعت با امام تشویق کرد، با دوازده هزار نفر به (مسکن ) که شمالى ترین نقطه در عراق هاشمى بود اعزام فرمود. امّا وسوسه هاى معاویه او را تحت تاءثیر قرار داد و مطمئن ترین فرمانده امام را، معاویه در مقابل یک میلیون درم که نصفش را نقد پرداخت به اردوگاه خود کشاند. در نتیجه ، هشت هزار نفر از دوازده هزار نفر سپاهى نیز به دنبال او به اردوگاه معاویه شتافتند و دین خود را به دنیا فروختند.

 

پس از عبیداللّه بن عباس ، نوبت فرماندهى به قیس بن سعد رسید. لشکریان معاویه و منافقان با شایعه مقتول او، روحیه سپاهیان امام حسن (ع ) را ضعیف نمودند. عده اى از کارگزاران معاویه که به (مدائن ) آمدند و با امام حسن (ع ) ملاقات کردند، نیز زمزمه پذیرش صلح را بوسیله امام (ع ) در بین مردم شایع کردند. از طرفى یکى از خوارج تروریست نیزه اى بر ران حضرت امام حسن زد، بحدى که استخوان ران آن حضرت آسیب دید و جراحتى سخت در ران آن حضرت پدید آمد. بهر حال وضعى براى امام (ع ) پیش ‍ آمد که جز (صلح ) با معاویه ، راه حل دیگرى نماند.

 

بارى ، معاویه وقتى وضع را مساعد یافت ، به حضرت امام حسن (ع ) پیشنهاد صلح کرد. امام حسن (ع ) براى مشورت با سپاهیان خود خطبه اى ایراد فرمود و آنها را به جانبازى و یا صلح - یکى از این دو راه - تحریک و تشویق فرمود. عده زیادى خواهان صلح بودند. عده اى نیز با زخم زبان امام معصوم را آزردند. سرانجام ، پیشنهاد صلح معاویه ، مورد قبول امام حسن واقع شد ولى این فقط بدین منظور بود که او را در قید و بند شرایط و تعهداتى گرفتار سازد که معلوم بود کسى چون معاویه دیر زمانى پاى بند آن تعهدات نخواهد ماند، و در آینده نزدیکى آنها را یکى پس از دیگرى زیر پاى خواهد نهاد، و در نتیجه ، ماهیت ناپاک معاویه و عهد شکنى هاى او و عدم پاى بندى او به دین و پیمان ؛ بر همه مردم آشکار خواهد شد. و نیز امام حسن (ع ) با پذیرش صلح از برادر کشى و خونریزى که هدف اصلى معاویه بود و مى خواست ریشه شیعه و شیعیان آل على (ع ) را بهر قیمتى هست ، قطع کند، جلوگیرى فرمود. بدین صورت چهره تابناک امام حسن (ع ) - همچنان که جد بزرگوارش رسول اللّه (ص ) پیش بینى فرموده بود - بعنوان (مصلح اکبر) در افق اسلام نمودار شد. معاویه در پیشنهاد صلح هدفى جز مادیات محدود نداشت و مى خواست که بر حکومت استیلا یابد. امّا امام حسن (ع ) بدین امر راضى نشد مگر بدین جهت که مکتب خود و اصول فکرى خود را از انقراض محفوظ بدارد و شیعیان خود را از نابودى برهاند.

 

 

از شرطهایى که در قرارداد صلح آمده بود؛ اینهاست :

 

معاویه موظف است در میان مردم به کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص ) و سیرت خلفاى شایسته عمل کند و بعد از خود کسى را بعنوان خلیفه تعیین ننماید و مکرى علیه امام حسن (ع ) و اولاد على (ع ) و شیعیان آنها در هیچ جاى کشور اسلامى نیندیشد. و نیز سب و لعن بر على (ع ) را موقوف دارد و ضرر و زیانى به هیچ فرد مسلمانى نرساند. بر این پیمان ، خدا و رسول خدا (ص ) و عده زیادى را شاهد گرفتند. معاویه به کوفه آمد تا قرارداد صلح در حضور امام حسن (ع ) اجرا شود و مسلمانان در جریان امر قرار گیرند. سیل جمعیت بسوى کوفه روان شد.

ابتدا معاویه بر منبر آمد و سخنى چند گفت از جمله آنکه : (هان اى اهل کوفه ، مى پندارید که به خاطر نماز و روزه و زکات و حج با شما جنگیدم ؟ با اینکه مى دانسته ام شما این همه را بجاى مى آورید. من فقط بدین خاطر با شما به جنگ برخاستم که بر شما حکمرانى کنم و زمام امر شما را بدست گیرم ، و اینک خدا مرا بدین خواسته نائل آورد، هر چند شما خوش ندارید. اکنون بدانید هر خونى که در این فتنه بر زمین ریخته شود هدر است و هر عهدى که با کسى بسته ام زیر دو پاى من است ).

 

و بدین طریق عهدنامه اى را که خود نوشته و پیشنهاد کرده و پاى آنرا مهر نهاده بود زیر هر دو پاى خود نهاد و چه زود خود را رسوا کرد!

 

سپس حسن بن على (ع ) با شکوه و وقار امامت - چنانکه چشمها را خیره و حاضران را به احترام وادار مى کرد - بر منبر بر آمد و خطبه تاریخى مهمى ایراد کرد.

 

پس از حمد و ثناى خداوند جهان و درود فراوان بر رسول اللّه (ص ) چنین فرمود:

 

(... به خدا سوگند من امید مى دارم که خیرخواه ترین خلق براى خلق باشم و سپاس و منت خداى را که کینه هیچ مسلمانى را به دل نگرفته ام و خواستار ناپسند و ناروا براى هیچ مسلمانى نیستم ...) سپس فرمود: (معاویه چنین پنداشته که من او را شایسته خلافت دیده ام و خود را شایسته ندیده ام . او دروغ مى گوید. ما در کتاب خداى عزوجل و به قضاوت پیامبرش از همه کس به حکومت اولیتریم و از لحظه اى که رسول خدا وفات یافت همواره مورد ظلم و ستم قرار گرفته ایم ). آنگاه به جریان غدیر خم و غصب خلافت پدرش على (ع ) و انحراف خلافت از مسیر حقیقى اش ‍ اشاره کرد و فرمود: (این انحراف سبب شد که بردگان آزاد شده و فرزندانشان - یعنى معاویه و یارانش - نیز در خلافت طمع کردند).

 و چون معاویه در سخنان خود به على (ع ) ناسزا گفت ، حضرت امام حسن (ع ) پس از معرفى خود و برترى نسب و حسب خود بر معاویه نفرین فرستاد و عده زیادى از مسلمانان در حضور معاویه آمین گفتند. و ما نیز آمین مى گوییم .

 امام حسن (ع ) پس از چند روزى آماده حرکت به مدینه شد.

 معاویه به این ترتیب خلافت اسلامى را در زیر تسلط خود آورد و وارد عراق شد، و در سخنرانى عمومى رسمى ، شرایط صلح را زیر پا نهاد و از هر راه ممکن استفاده کرد، و سخت ترین فشار و شکنجه را بر اهل بیت و شیعیان ایشان روا داشت .

 

امام حسن (ع ) در تمام مدت امامت خود که ده سال طول کشید، در نهایت شدت و اختناق زندگى کرد و هیچگونه امنیتى نداشت ، حتى در خانه ، نیز در آرامش نبود. سرانجام در سال پنجاهم هجرى به تحریک معاویه بدست همسر خود (جعده ) مسموم و شهید و در بقیع مدفون شد.

 

 

همسران و فرزندان امام حسن (ع )

 

دشمنان و تاریخ نویسان خود فروخته و مغرض در مورد تعداد همسران امام حسن (ع ) داستانها پرداخته و حتى دوستان ساده دل سخنانى بهم بافته اند. امّا آنچه تاریخ ‌هاى صحیح نگاشته اند همسران امام (ع ) عبارتند از:

 

(ام الحق ) دختر طلحة بن عبیداللّه - (حفصه ) دختر عبدالرحمن بن ابى بکر - (هند) دختر سهیل بن عمر و (جعده ) دختر اشعث بن قیس .

 

بیاد نداریم که تعداد همسران حضرت در طول زندگیش از هشت یا ده به اختلاف دو روایت تجاوز کرده باشند. با این توجه که (ام ولد)هایش هم داخل در همین عددند.

 (ام ولد) کنیزى است که از صاحب خود داراى فرزند مى شود و همین امر موجب آزادى او پس از مرگ صاحبش مى باشد.

فرزندان آن حضرت از دختر و پسر 15 نفر بوده اند بنامهاى : زید، حسن ، عمرو، قاسم ، عبداللّه ، عبدالرحمن ، حسن اثرم ، طلحه ، ام الحسن ، ام الحسین ، فاطمه ، ام سلمه ، رقیه ، ام عبداللّه و فاطمه .

نسل او فقط از دو پسرش حسن و زید باقى ماند و از غیر این دو انتساب به آن حضرت درست نیست .

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢۳ | ٢:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

زندگینامه و آثار ابوعلی سینا


ابوعلی سینا 

 

زندگی ابوعلی سینا

ابو علی حسین بن عبداللّه بن علی، ملقب به شیخ الرئیس و حجة الحق، در قریه ای از دهات بخارا به نام «افشنه» به دنیا آمد. برخی نوشته اند در قریه «خرمشین» یا «خرمتین» به دنیا آمده است. سال ولادت او بنا بر قول مشهور سال 370 ه (979 م) است و در سال 428 ه (1037 م) در همدان درگذشته است.

پدرش عبداللّه از اهالی بلخ بود که از آن جا به بخارا (پایتخت سامانیان) هجرت کرد و امور مالیات قریه خرمتین را به روزگار نوح بن منصور سامانی بدو محلول کردند. او در آن جا ازدواج نمود و حسین معروف به ابن سینا و دو برادر او، علی و محمود، در این شهر به دنیا آمدند.

ابن سینا نخستین فیلسوف در ایران و جهان اسلام است که کتابهای منظم و کاملی درباره فلسفه نوشته است. دو فیلسوف بزرگ یونانی، ارسطو و فلوطین، و فارابی، فیلسوف بزرگ ایرانی، در شکل دادن به فلسفه ابن سینا تاثیر بسیار داشته اند ابن سینا، بیش از همه، از فلسفه ارسطو بهره گرفته است ؛ او اندیشه های فلسفی ارسطو و پیروان این فیلسوف یونانی را در کتاب " شفا "  گرد آورد. ارسطو معتقد بود که به یاری عقل و استدلال می توان به حقیقت دست یافت. ابن سینا نیز در فلسفه خود از همین روش پیروی کرد. با این همه، او در فلسفه دیدگاهی نو داشت که تا اندازه ای با فلسفه ارسطو متفاوت بود. ابن سینا فیلسوفی بود دارای استقلال فکر. تأثیر اندیشه های فلسفی یونان در او چنان نبود که او را بازگو کننده ساده این عقیده ها بشناسیم. ابن سینا به الهیات اسلامی توجه داشت و کوشش کرد تا اندیشه های اسلامی را در فلسفه خود وارد کند. در ان زمان، ابن سینا، درباره پیدایش جهان، با دو اندیشه فلسفی و دینی روبه رو بود: یکی آن که جهان ، آغاز زمانی ندارد، دیگر آن که جهان سرآغازی داشته است و خداوند در زمان معینی آن را از نیستی به هستی آورده است. ابن سینا در برابر این دو عقیده ، اندیشه ای نو بیان داشت. او گفت که جهان درآغاز از وجود خداوند صادر شده است. اوگفت که نمی توان تصور کرد که آفرینش جهان از لحاظ زمانی با خداوند فاصله داشته باشد. با این همه، گروهی او را به سبب بیان این عقیده" کافر" خواندند.

آثار بزرگ فلسفی ابن سینا کتاب های " شفا " ، " نجات " ، " دانشنامه علایی " ، و " اشارات "  است، ولی در میان آنها کتاب " شفا "  بیش از همه شهرت یافته است. این کتاب دارای چهار بخش ( منطق، طبیعیات، ریاضیات، والهیات ) است و تأثیری فراوان در فکر فیلسوفان ایران و جهان اسلام داشته است. ترجمه شفا به زبان لاتینی نیز در اندیشه گروهی از فیلسوفان اروپا دارای اثری عمیق بر جای گذاشته است .

ابن سینا، در پایان زندگی، به تالیف کتابهایی پرداخت که نشانه دست یافتن او به اندیشه ای نو در فلسفه بوده است. یکی از این کتابها " حکمة المشرقیه "  است. از این کتاب تنها دیباچه و بخش منطق آن در دست است و بخش اصلی، که شامل تفسیر این فلسفه بود، از میان رفته است.

زندگی ناآرام، کارهای سیاسی و توجه اساسی به فلسفه سبب شد که ابن سینا کمتر به درمان بیماران و کار عملی در پزشکی بپردازد. با این همه، در کتاب " قانون " ، هنگام بحث درباره یک بیماری یا به کار بردن دارو، از تجربه های شخصی خود نمونه های فراوان آورده است. او اکتشافها و روشهایی نو در دانش پزشکی داشته است که در این کتاب و دیگر رساله های پزشکی او باقی است. ابن سینا برای برخی از بیماریهای جسمانی علتهای روانی یافت و با روشی نو به درمان آنها پرداخت.

 

کودکی و نوجوانی

بوعلی سینا پنج ساله بود که پدرش او را به معلمی سپرد تا قرآن و نحو و ادبیات فرا گیرد. در این زمان استعداد، نبوغ ذاتی و هوش سرشار او بروز نمود. فقه را پیش از دوازده سالگی شروع نمود و در همان دوازده سالگی به سئوالات فقهی مردم جواب می داد. در سنین جوانی به تحصیل فلسفه و پزشکی پرداخت. شانزده ساله بود که فلسفه و طب را به خوبی فرا گرفت و کتاب مشهور قانون را در همین سال به نگارش درآورد. در هفده سالگی توانست نوح بن منصور سامانی را که به بیماری سختی دچار شده بود بهبود بخشد.

پس از اندک زمانی، در پزشکی چنان شهرت یافت که پزشکان مشهور به شاگردی نزد او می آمدند، وی در ده سالگی حافظ  قرآن کریم شد و نزد ابوعبدلله ناتلی منطق و هندسه و نجوم آموخت . هفده ساله بود که برای درمان بیماری نوح بن منصور دعوت شد و او را درمان کرد. به پاداش این خدمت اجازه یافت تا در کتابخانه سلطنتی به مطالعه بپردازد . بر اثر مطالعه کتابهای کم نظیری که در این کتابخانه بود به آگاهیهای تازه ای در زمینه پزشکی و فلسفه دست یافت.

ابن سینا دردوران کودکی و نوجوانی در خانه شاهد بحث ها و گفتگوهای پدر و برادر بزرگش در زمینه موضوعات اعتقادی، مذهبی و فلسفی بود. ابوعبید جوزجانی، یکی از شاگردان و نزدیکان او، در زندگینامه ابن سینا، از زبان او می نویسد: " پدرم به دعوت یکی از داعیان اسماعیلیه به آن مذهب گروید. برادرم نیز این مذهب را پذیرفته بود. من بیشتر وقتها به بحث هایی که میان آنها در می گرفت گوش می دادم. آنچه آنها می گفتند درک می کردم، ولی دل من بر آن قرار نمی گرفت، هر چند که مرا نیز به آن کیش می خواندند . شاید یکی از عواملی که ابن سینا را به پژوهش درباره عقیده ها و اندیشه های گوناگون فلسفی و علمی علاقه مند کرد همین شیوه تربیت او در دوره خردسالی بود.

ابن سینا در بیست و دو سالگی پدرش را از دست داد. در این هنگام، بر اثر ضعف دولت سامانی ، بخارا دچار آشفتگی شده بود. ابن سینا از بخارا به خوارزم رفت. خوارزم در آن زمان مرکز دانشمندان وپژوهشگران بود و امیران آن سرزمین که از خاندان مأمونیان بودند، دانشمندان را گرامی  می داشتند. ابن سینا نیز از بزرگداشت و توجه آنها برخوردار شد و مدتی به آسایش خاطر در آنجا به کار و پژوهش پرداخت. اما خوارزم، پس از چندی ، به تصرف محمود غزنوی در آمد و دانشمندان از آنجا پراکنده شدند. بعضی از آنها به دعوت محمود به غزنه، پایتخت غزنویان، رفتند. ابن سینا که با خشونت محمود در سیاست و مذهب مخالف بود، دعوت او را نپذیرفت و از بیم جان از خوارزم گریخت. پس از اقامت کوتاهی در چند شهر، به جرجان رفت. نوشتن کتاب " قانون " را دراین شهر آغاز کرد. یک سال بعد، از آنجا به ری و قزوین و سپس نزد شمس الدوله دیلمی، فرمانروای همدان، رفت. بیماری قولنج شمس الدوله را درمان کرد و وزارت او را پذیرفت. ابن سینا در همین دوره، که سرگرم کارهای سیاسی و اداری بود، به نوشتن کتاب " شفا "  پرداخت. پس از مرگ شمس الدوله، جانشین او ، ابن سینا را چهار ماه زندانی کرد. ابن سینا در زندان رساله ای عرفانی، به نام " حَی بن یَقظان " ، و کتابی در پزشکی، به نام " قولنج " ، و چند رساله دیگر نوشت. پس از رهایی از زندان، چندی گوشه گیر و نیمه پنهان در خانه دوستانش زندگی کرد. سپس، پنهانی همراه شاگردش، ابوعبید جوزجانی، و برادر خود به اصفهان رفت. دراصفهان با استقبال علاءالدوله کاکویه، فرمانروای اصفهان، رو به رو شد و چهارده سال دراین شهر در آرامش زندگی کرد. دراین سال ها کتاب های ناتمام خود را به پایان رساند و کتاب های تازه ای در زمینه فلسفه، ریاضی و موسیقی نوشت . در حمله مسعود غزنوی به اصفهان، برای برانداختن فرمانروایی علاءالدوله، خانه ابوعلی  تاراج شد و بعضی از نوشته های او از میان رفت. اما ابن سینا تا پایان عمر در دستگاه علاءالدوله باقی ماند و سرانجام در سال 428 سفری که با علاءالدوله به همدان می رفت، در راه بیمار شد و در پنجاه و هشت سالگی در گذشت و آرامگاه وی در همان جا برپا گردید  .

 

 

تجربه و طبابت

بو علی سینا در جوانی به مطالعه کتب و حل معضلات آنها پرداخت و رغبت شدیدی به دانش پزشکی پیدا نمود. نکته بسیار مهم و شایان توجه در مورد شیخ الرییس این است که بسیاری از علوم و معارف را از استاد فرا نگرفت. از آن جمله علوم پزشکی است که در آن نبوغ خاصی داشت و بزرگ ترین دایرة المعارف پزشکی، یعنی کتاب قانون، را نوشت و آن کتاب تا همین اواخر مرجع دانش پژوهان و اهل علم در قرن های متعدد بود و در شرق وغرب جهان تدریس می شد. در این کتاب اکتشافات و نظریات تازه ای را آورده است که تا هم اکنون مورد توجه علمای طب است.

 

دوران پرآشوب و تالیف و نگارش

ابن سینا در دورانی پر آشوب و سرشار از حوادث و اتفاقات ناگوار سیاسی زندگی می کرد و ناچار به مسافرت های بسیار می رفت. او چندماهی را در زندان گذراند و مدتی از عمر خود را از ترس حاکمان ستمگر در حالت فرار بود. گاهی به تدبیر امور کشوری و زمانی به تصنیف و تالیف مشغول شد تا جایی که توانست در حدود 180 کتاب و رساله تالیف کند و هیچ موضوعی از موضوعات فلسفی نبود که در زمینه آن قلم فرسایی نکرده باشد.

ابن سینا در منطق، ریاضیات، هیئت، موسیقی، کیمیا و معارف دیگر استاد بود و در این علوم تالیفات فراوانی دارد.

 

شخصیت ابن سینا

شیخ الرئیس در عین حال که فیلسوفی صاحب مکتب و دارای نظریات خاصی بود، در پزشکی نیز نابغه بی بدیلی محسوب می شود که به کشف مطالب مهمی در علم پزشکی نائل آمد. وی از جمله دانشمندان بزرگ در علم منطق به شمار می آرید که پرده از آرای منطقی ارسطو برداشت و به تهذیب آن همت گماشت. وی هم چنین ریاضیدان و اخترشناس ماهری بود و در ریاضیات و طبیعیات و هیئت تألیفات گران قدری از خود به جای گذاشته است. در عین حال وی شاعر زبردستی بود که در اشعار خود مطالب فلسفی را می گنجانید و قصیده «عینیه» او در نفس و دیگر اشعارش گواه این مطلب است. افزون بر این، او از جمله رجال سیاست است که در دوران سامانیان به مقام وزارت رسید و از این رو به لقب «رییس»، که لقبی سیاسی است، ملقب گردید.


استادان ابن سینا

ابن سینا کمتر نزد کسی درس خوانده است. با این همه نام چند تن از استادان او عبارت است از: محمود مسّاح به وی حساب، هندسه، جبر و مقابله آموخته است، اسماعیل زاهد معلم او در فقه بود و ابو عبداللّه ناتلی منطق ایساغوجی و غیره بدو یاد داده است. ابو منصور حسن بن نوح قهری و ابوسهل عیسی بن یحیی مسیحی جرجانی نیز استادان او در علم پزشکی بوده اند.

 

شاگردان ابن سینا

گروهی از رجال علم و فلسفه که در بلندترین و عالی ترین مقام های علمی و فلسفی بودند از محضر ابن سینا استفاده کرده اند. از این شمارند: ابو الحسن بهمنیار بن مرزبان فیلسوف مشهور، حکیم ابوعبیداللّه عبدالواحد بن محمد جوزجانی، ابوعبداللّه معصومی که ابن سینا در حق او گفته است «مقام ابوعبداللّه نسبت به من چون ارسطو به افلاطون است» و ابن سینا رسالة العشق خود را به نام او نوشته است، ابو الحسن بن طاهر بن زیلة، ابوالقاسم نیشابوری و شرف الدین ایلاتی.

 

مذهب ابن سینا

هر چند درباره عقیده مذهبی ابن سینا اختلاف شده است، اما در این باره چند نکته شایان ذکر است:

1. نام ابن سینا و خانواده او بر تشیع این خاندان مشعر است؛

2. ابن سینا در زمانی به دنیا آمد و نشو و نما کرد که تعالیم شیعه شیوع داشت؛

3. ابن سینا در دربار حکمرانان شیعه مذهب زندگی می کرده است و این رفت و آمد عادتا پیوند و ارتباط مذهبی را می رساند؛

4. علت فرار ابن سینا این بود که سعایت بدخواهان و تهمت هایی که درباره مذهب او زده بودند سلطان آن عصر را وادار کرد که او را دستگیر کند؛

5. در تالیفات و تصنیفات او تعبیرات و اسلوب ها و افکاری است که با تعبیرات و افکار شیعه منطبق و هماهنگ است.

 

برخی از آرا و نظریات ابن سینا

ابن سینا در ژرفای هیچ مکتبی از مکاتب فلسفی متوقف نشد و هر مطلبی را که مطابق با حقیقت می دید اخذ می کرد. ابن سینا در حقیقت ترجمان روح عصر خود بود. او از روش فارابی تبعیت نکرد و علم یونان را با حکمت شرق ممزوج ساخت و مانند فارابی و سایر فلاسفه، فلسفه افلاطون و ارسطو را دنبال نکرد و می گفت «آنچه بر کتابهای قدما شرح نوشته اند ما را بس است و اینک دقت آن است که ما خود فلسفه خاصی برای خویش به وجود آوریم».

آرای ابن سینا در قرن های بسیار، در افکار فلاسفه و علمای شرق و غرب تاثیر داشته و نقش مهمی را ایفا کرده است. الکساندرهالی انگلیسی و توماس الیورکی، روجر بیکن و البرت بزرگ و جمعی از فلاسفه غربی بودند که خط مشی فلسفی ابن سینا را پذیرفتند و در این مسیر گام برداشتند. در فلسفه ابن سینا به عکس فلسفه فارابی مطالب با تعبیراتی نسبتا واضح و روشن بیان شده است. فلسفه ابن سینا نوعی فلسفه همگانی است و به روح و فهم غالب مردم نزدیک تر تا فلسفه فارابی که به فهم خواص نزدیک است.


بقراط اسلام

سیطره علمی و فلسفی ابن سینا بر افکار علمای پیشین و کنونی چنان بود که به او لقب ارسطو و بقراط اسلام داده اند. ابن سینا مطالبی را بر مسائل و مباحث طب افزود که پیش از او شناخته نشده بود و این عبارت در حق او به جاست که: «طب ناقص بود و ابن سینا آن را کامل کرد».

او نخستین کسی است که بین فلجِ صورت ناشی از عامل داخلی در مغز، و فلج ناشی از سبب خارجی فرق گذاشت. ابن سینا سکته مغزی را که در نتیجه زیادی خون عارض می شود به خوبی توصیف کرده است. نظریه او در این زمینه بر خلاف عقیده یونانیان بود. وی نخستین کسی بود که معتقد شد برخی بیماری ها از راه آب و خاک منتقل می شوند.


تعداد تالیفات ابن سینا

ابن سینا تالیفات بسیاری اعم از کتاب و رساله دارد که تالیف آنها از حد توان یک فرد متجاوز است و نشان از تبحّر او در علوم مزبور دارد. سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه تالیفات او را بالغ بر 180 مورد شمرده است. شاگرد ابن سینا، جوزجانی، می گوید: «از شیخ خواستم که کتاب شفا را تمام کند. بس کاغذ و دوات خواست و نخست رئوس کلیه مسائل را یادداشت کرد بدون آن که کتابی در دسترس داشته باشد یا به مدرکی مراجعه کند؛ بلکه هم چنان از حفظ می نوشت. پس از آن که عناوین و رئوس مسائل را نوشت به شرح هر یک از مسائل پرداخت و هر روز پنجاه برگ می نوشت و به همین ترتیب تمام طبیعیات و الهیات را تمام کرد».

ابن سینا برخی از مولفات خود را در زندان نوشت و بسیاری از کتاب های خود را در سنین جوانی و پیش از بیست سالگی نگاشت.


قانون

قانون مشهورترین کتاب پزشکی ابن سیناست.

ابوعلی سینا کتاب های بسیاری در طب نوشته است. از جمله این کتاب ها قانون است که آن را قبل از بیست سالگی نوشت و کتاب مشهوری است که دانشگاه های شرق و غرب با آن آشنایی دارند و چهارده مجلد است. شهرت این کتاب از آن روست که بسیار منظم و با سبکی نیکو نوشته شده و در عین حال هر آنچه مورد احتیاج طبیب است در آن آمده است و به همین علت مهم ترین مرجع طبی در قرون وسطا بوده و در مدارس غرب و شرق تدریس می شده است.

کتاب " قانون "  جوهر همه دانش پزشکی تا زمان ابن سیناست . در این کتاب درباره تشریح اعضای بدن انسان، جراحتها پس از عمل جراحی، و نیز درباره طبقه بندی داروها و شیوه استفاده از آنها به تفصیل سخن به میان آمده است. قانون یکی از پر ارزشترین کتاب های پزشکی جهان بوده است. ترجمه این کتاب به زبان های اروپایی مدت شش قرن کتاب درسی رشته پزشکی دانشگاههای اروپا بود. " قانون "  از نخستین کتابهایی است که پس از اختراع چاپ در اروپا انتشار یافت  ابن سینا دراروپا به آویکنا و آویسنا شهرت داشته است.

 

 

برخی از تألیفات و رسالات ابن سینا

عناوین برخی از آثار ابن سینا چنین است: کتاب شفا در 28 مجلد؛ کتاب نجات که متمم کتاب شفاست و ابن سینا خود آن را مختصر کرده است؛ اشارات که مشتمل بر منطق و طبیعیات و الهیات است و آخرین و بهترین تالیف او در فلسفه به شمار می رود و در بردارنده آرای تهذیب یافته و قعطی اوست.؛ رسائل فی الحکمة و الطبیعیات که نه رساله است؛ الحاصل و المحصول در فلسفه که آن را برای فقیه معروف ابوبکر برقی در اوایل عمر خود نوشته است. الحکمة العرشیه، الحکمة المشرقیه، معراجنامه، رسالة الطیر از جمله کتاب های او درباره فلسفه است.

الادویة القلبیة، ارجوزة فی تدبیر الصحة فی الفصول الاربعة، القولنج، نقالة فی النبض (به فارسی) از جمله کتاب های او در علم پزشکی است.

کتاب الاجرام المساویه، مختصر اقلیدس در هندسه ،ابطال النجوم، رسالة فی الکیمیا، رسالة فی العشق، رسالة القوی الطبیعی، رسالة فی الزاویه و نیز از جمله تألیفات ابن سیناست.

 

ابن سینا درعلوم طبیعی، فیزیک، شیمی، ستاره شناسی، ریاضیات و موسیقی نیز استاد بود. او علوم طبیعی و ریاضی را جزئی از فلسفه ی دانست. براساس اندیشه های فلسفی خود، حرکت، نیرو، خلاء، نور و حرارت را توضیح داد. در گفتگوی مشهورش با ابوریحان بیرونی ، وجود خلاء، و تبدیل فلزها به یکدیگر را غیر ممکن دانست.

رساله های مهم او درباره علوم طبیعی و ریاضی ، همراه با رساله های او در منطق و الهیات، درکتاب " شفا " آمده است. ابن سینا پاره ای از ابزارها و شیوه های رصد کردن را اصلاح کرد و خود به رصد کردن ستارگان پرداخت. او در بخش ریاضیات کتاب " شفا "  و آثار دیگر خود، به طور دقیق و مفصل، درباره موسیقی بحث کرده است . همچنین ابن سینا نظریه های علمی فارابی را درباره موسیقی کامل کرد.

ابن سینا نخستین دانشمندی است که در ایران پس از اسلام به آموزش و پرورش کودکان توجه داشت. او در کتاب قانون و شفا و رساله تدابیرالمنازل در این باره سخن گفته و یاد آور شده است که در تربیت کودکان توجه به ایمان، اخلاق، تندرستی، سواد ، هنر و پیشه ، بسیار ضروری است.

یکی از استعدادهای شگرف دیگر ابن سینا ، استادی او در فن نویسندگی بود. نوشته های او را بیش از 130 کتاب و رساله دانسته اند که نام بیشتر آنها را شاگردش، ابوعبید جوزجانی ، در زندگینامه او آورده است. بیشتر آثار مهم ابوعلی سینا، به زبان فارسی نوشته شده است که مهمتر از همه  ، " دانشنامه علایی "  است.


" دانشنامه علایی " نخستین کتاب فلسفی به زبان فارسی و دارای پنج بخش است: منطق، طبیعیات، هیئت، موسیقی، و الهیات. او ، در این کتاب، برای بعضی از اصطلاح های علمی و فلسفی، که در آن زمان به زبان عربی بود، برابرهای فارسی آورده است، مانند چیزی به جای کمیت، چه چیزی به جای ماهیت، گویا به جای ناطق، پهلو به جای ضلع، و سه سو به جای مثلث، ابن سینا به نوشتن همه کتاب توفیق نیافت. پس از مرگ او، ابوعبید جوزجانی بخش هیئت و موسیقی را از روی نوشته های عربی او به فارسی برگرداند و کتاب را بر اساس طرح ابوعلی سینا به پایان رساند . از نوشته های دیگر او به زبان فارسی ، رساله نَبضِیّه یا رساله رگ شناسی است.

ابن سینا شعر نیز می سرود. او به جز قصیده هایش ، که دارای مایه های فلسفی و عرفانی هستند، دو منظومه درباره منطق و پزشکی سروده است. منظومه پزشکی او بسیار شهرت یافت و از قرن سیزدهم تا هفدهم میلادی چند بار به زبان لاتینی ترجمه شد.

ابن سینا نه تنها در زمان خود، بلکه دردوره های بعد نیز در میان مردم شهرت بسیار داشته است. به همین سبب داستان ها و افسانه های بسیاری درباره کودکی، کار و هوشمندی او به وجود آمده است. در برخی ازاین افسانه ها او حکیمی است که زندگی می بخشد، خردمندی است که همه چیز می داند، و هوشمندی است که از رازهای پنهان باخبراست.

 

نمونه ای از نوشته های فارسی ابوعلی سینا

"... باید مَر خادمان مجلس وی را کتابی تصنیف کنم به پارسی دری که اندر وی اصل ها و نکته های پنج علم از علمای حکمت پیشینگان گردآورم، به غایت مختصری: یکی علم منطق که وی علم ترازوست، و دوم علم طبیعیات که علم آن چیزهاست که به حس بشاید دید و اندر جنبش و گردشند، و سوم علم هیئت و نهادعالم و حال و صورت و جنبش آسمانها و ستارگان ، چنانکه باز نموده اند...، چهارم علم موسیقی و باز نمودن سبب ساز و ناسازی آوازها ونهادن لحنها، و پنجم علم آنچه بیرون از طبیعت است..."

 

آثاری درباره ابن سینا

گفتنی است کتاب ها و مقالات بسیاری درباره ابن سینا نوشته شده است که برخی از آنها عبارتند از: اصول معالجات ساده با آب و نباتات؛ تاریخ ریاضیات نوشته غلامحسین مصاحب؛ تاریخ پزشکی ایران نوشته الگور، ترجمه محسن جاویدان؛ تاریخ فلسفه اسلام نوشته هانری کوربن؛ ابوعلی سینا و تصوف نوشته بدیع الزمان فروزانفر؛ ابن سینا و گیاه شناسی ایران نوشته پرویز نیلوفری؛ تألیفات فارسی ابن سینا و تاثیر آنها در ادبیات نوشته دکتر محمدمعین.

 

 

 

منابع

1 . زندگی نامه علمی دانشوران، جلد یکم، جزوه دوّم، چاپ اوّل، سال 1367، ص 391.

2 . رحیم زاده صفوی، ابن سین

3 . تراث العرب العلمی، ص 286 و 285.

4 . اخبار الحکماء، ص 218

5 . عیون الانباء، چاپ بیروت، ج 2، ص 3 تا 29.

6 . تاریخ الفلسفه فی الاسلام

7 . اعیان الشیعه، ج 26، ص 287، 337.

8 . الکنی و الالقاب، ج 1، ص 309 تا 312

9 . روضات الجنات، ص 241، 246.

10 .  الذریعة

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢۳ | ٢:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

مقاله کاربرد هوش مصنوعی در بازی

 

مقالات هوش مصنوعی در بازی کامپیوتری

 

قیمت: 4000 تومان

 

 

فرمت : word | حجم : 230KB | صفحات :39



حتما در دوران کودکی بازی O – X را انجام دادید . به طور مثال شما با حرف O و دوستتون با حرف X خونه های یه جدول ۹ خونه ای را پر میکردید. و هرکس که میتونست با حرف مربوط به خودش سه خونه پشت هم رو پر کنه برنده میشد!

حالا حالات ممکن صفحه را در حین اجرای بازی در نظر بگیرید. . این حالات محدود و قابل پیش‌بینی هستند و تعداد آن‌ها ۱۹۶۸۳ حالت است (برای محاسبه، برای هر یک از ۹ تا خانه جدول می‌توان سه حالت خالی، X و O را در نظر گرفت پس تعداد کل حالات ۹^۳ خواهد بود).

میشه برنامه‌ای نوشت که تمام این حالات را در نظر می‌گیرد و در ازای هر حالت خاص، رفتاری هوشمندانه را انجام می‌دهد. شاید عدد ۹ ^۳ به نظرتون بزرگ بیابید. اما حقیقت این است که با در نظر گرفتن قوانین بازی می‌توان این حالات را خلاصه‌تر کرد. نکته‌ی مهم در این برنامه، محدود بودن حالات ممکن است. ببرای همین میشه برنامه‌ ی این بازی را به گونه‌ای نوشت که هیچگاه بازنده نباشد.

(در نظر بگیرید که نوشتن چنین برنامه‌ای برای بازی شطرنج تقریباً غیرممکن است(

درست است که این الگوریتم در بازی در برابر حریف شکست نمی‌خورد و همواره هوشمندانه‌ترین رفتار را از خود نشان می‌دهد اما این هوشمندی برنامه‌نویس است که در قالب دستورات الگوریتمیک به کامپیوتر القا شده است و برنامه به خودی خود هیچ‌گونه خلاقیت و هوشمندی در اجرای بازی نداشته و فقط از یک مجموعه باید و نباید و دستور که برنامه‌نویس به آن داده، تبعیت کرده است.

پس ما از یک برنامه‌ی هوشمند و یا به‌عبارت دیگر هوش مصنوعی، قابلیت‌های مختلفی مثل استنتاج، حدس، خلاقیت و یادگیری را انتظار داریم. اما آیا بواقعا میشه چنین انتظارهایی را از برنامه‌های کامپیوتری داشت؟

عده‌ای از ریاضی‌دانان و دانشمندان علوم کامپیوتر معتقد بودند چنین کاری غیرممکن است به این علت که کامپیوتر صرفاً می‌تواند دستورهای برنامه‌نویس را – که در قالب یک الگوریتم به آن داده می‌شود -انجام دهد. پس نمی‌توانیم از یک برنامه، انتظار انجام کاری را داشته باشیم که در قالب الگوریتم به او دستور داده نشده است. در حقیقت برنامه‌های کامپیوتری نمی‌توانند کارهایی غیرقابل پیش‌بینی انجام دهند، پس نمی‌توانند خلاقیت داشته باشند.

پاسخ این ادعای درست، ادعای درست دیگری است که تمام فعالیت‌های انجام شده در زمینه‌ی هوش مصنوعی را توجیه می‌کند. اگر بتوانیم استنتاج، خلاقیت و یادگیری را در قالب الگوریتم و دستورها به کامپیوتر بدهیم و انتظار داشته باشیم تا با تبعیت از این دستورها، رفتاری هوشمندانه داشته باشد، چیزی خلاف گفته‌ی بالا انجام نگرفته است.

در حقیقت دستورهایی که کامپیوتر در قالب الگوریتم‌های هوش انجام می‌دهد، چنین معنایی خواهند داشت:

- هوشمندانه رفتار کن.

- استنتاج کن.

- یاد بگیر.

- خلاقیت داشته باش.

- یک اشتباه را دوبار تکرار نکن.

- از تجربه‌هایت درس بگیر.

 

 

 

خرید مقاله کاربرد هوش مصنوعی در بازی



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/۱٠ | ۸:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

دانلود بزرگترین پکیج کارت ویزیت آماده

قیمت: 18000 تومان

 

 

این مجموعه حاوی3114 تصویر بسیار زیبا و جذاب جهت طراحی کارت ویزیت می باشد
تمامی کارت ویزیت های موجود در این سایت،در این مجموعه بصورت یکجا با قیمتی مناسب آماده فروش شده است.
    چند نمونه از کارت ویزیت موجود در این مجموعه

نمونه کارت ویزیت آماده طراحی
نمونه کارت ویزیت آماده طراحی
نمونه کارت ویزیت آماده طراحی
نمونه کارت ویزیت آماده طراحی
نمونه کارت ویزیت آماده طراحی
نمونه کارت ویزیت آماده طراحی
نمونه کارت ویزیت آماده طراحی
نمونه کارت ویزیت آماده طراحی
نمونه کارت ویزیت آماده طراحی
نمونه کارت ویزیت آماده طراحی


اگر بدنبال یک کسب و کار خوب میگردید و به فتوشاپ یا دیگر نرم افزارهای طراحی تسلط دارید خرید این مجموعه را به شما پیشنهاد میکنم


هدیه خرید:
بهمراه این مجموعه یک فایل ویدیویی آموزش طراحی کارت ویزیت به مدت42دقیقه با کیفیت عالی عرضه شده است

تصاویر موجود در این مجموعه مناسب طراحی کارت ویزیت در این زمینه ها می باشد:

ابزار آلات و ماشینهای صنعتی
لوازم آرایشی و بهداشتی
اماکن تاریخی
فروش و کرایه اتومبیل
کامپیوتر و لوازم خانگی
دریا
دکوراسیون داخلی
دوربین عکاسی و موبایل
طرحهای فانتزی
فرش و مبلمان
قنادی
شبکه حمل و نقل
جهانگردی و توریستی
کیف و کفش
لباس بچه گانه،مردانه،زنانه
لوستر و پرده
طبیعت
مواد غذایی
لوازم تحریر و نقاشی
پارچه فروشی
ساعت و جواهرات
اغذیه فروشی
فعالیتهای مذهبی
فروش و کرایه ظروف
.
.
.

تذکر بسیار مهم:

پس از پرداخت آنلاین،یک فایل نوت پد حاوی آدرس لینک های دانلود این مجموعه را دریافت می کنید.شماره موبایل فروشنده جهت پشتیبانی همراه این مجموعه قرار داده شده است.

خرید



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/۸ | ۸:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

بیماری وسواس ( از ابتلا تا درمان )

 

علایم وسواس

 

وسواس چیست ؟

وسواس عبارت است از تکرار بدون اراده افکار ناخوشایند . اگر چه فرد می فهمد که این افکار نامناسب وغیر عادی است لیکن قادر به دور کردن آنهانیست . وسواس تا اندازه ای در همه افراد بشروجود دارد ومظاهر آن در شک و تردید،عدم قدرت در تمرکز فکری ، فراموشی و گاهی کم خوابی دیده می شود .

وسواس هنگامی غیر عادی محسوب می شود که شخص مبتلا به آن می فهمد که فکری که او را به خود مشغول کرده بسیار قوی است و سعی می کند که آنرا از خود دور سازد ولی چون قادر نیست احساس می نماید که فکر مذکور بر او مسلط شده است .

وسواس یک ایده، فکر، تصور، احساس یا حرکت مکرر یا مضر که با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصیت‏خود بوده از غیر عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نوروزهاى شدید مى‏دانند که تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب و او را در سازگارى با محیط دچار اشکال مى‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشکار است.

روانکاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏کنند و آن را حالتى مى‏دانند که در آن، فکر، میل، یا عقیده‏اى خاص، که اغلب وهم‏آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گیرد، آنچنان که حتى اختیار و اراده را از او سلب کرده و بیمار را وامى‏دارد که حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى کار یا افکار خودآگاه است اما نمى‏تواند از قید آن رهایى یابد.

وسواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏کند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏شود :
اجتناب؛ تکرار و مداومت؛تردید؛شک در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.

 

علائم دیگر:

در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى، بهانه‏گیرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهایى،… متجلى مى‏شود آنچنانکه به اطرافیانش این احساس دست مى‏دهد که نکند دیوانه شده باشد.

اشخاصی که مبتلا به وسواس هستند اعتماد به نفس ندارند و خود را موجودی بی ارزش و ناچیز می شمارند. ولی چون نمی توانند افکار وسواس را دور اندازند. بیشتر احساس مقاومت می کنند.

اینگونه افراد معمولا بسیار تکامل جو می باشند.  لیستی از علائم و مقیاس های درجه بندی در اینجا آورده شده است که برای تشخیص اختلالات روانی وسواس فکری عملی کمک خواهد کرد. ولی هیچ لیستی کلی نمی تواند چنین کاری انجام دهد، شما باید با پزشک خود یا یک  روانشناس مشورت کنید تا اطمینان یابید.

اختلالات دیگر از جمله افسردگی و اضطراب می توانند تا حدودی مشکلات مشابهی را با عث شود.پس اگر شما بعضی ازاین علائم را دارا هستید،حتما بدان معنی نیست که بیماری شما اختلال روانی وسواس فکری –عملی است . 

بنابراین مهمترین سوالی که شما باید بپرسید این است که آیا افکار، عادتها سد راه زندگی شغلی، زندگی اجتماعی یا زندگی خصوصی شما هستند؟

 

مقیاس وسواس فکری-عملی

مواردی که ذیلا می آیند مقیاس اندازه گیری شدت وسواس فکری عملی است که معمولا در کلینیک ها اندازه گیری میشود. بهبود آن معمولا با درمان انجام می شود گر چه علائم بیماری شخص به مرور زمان ممکن است تغییر یابد.

 

جزئی

شخص مدت کوتاهی را برای مقاومت در برابر علائم صرف می کند و تقریبا هیچ گونه تداخلی در فعالیت های روزمره وجود ندارد.

 

رفتار وسواس فکری عملی غیر قابل تشخیص درمعاینات بالینی

علائم ملایم بوده و قابل توجه برای خود شخص و برای بیننده  می باشد و باعث تداخل ملایمی در زندگی شخص می شود که شاید مدت زمان کوتاهی در مقابل آنان ایستادگی شود. علائم به آسانی برای دیگران قابل تحمل هستند.

 

رفتار وسواس فکری-عملی کلینیکی

علائم تداخل مشخصی با زندگی معمولی دارند، شخص انرژی زیادی را برای مقاومت و کمک گرفتن از دیگران صرف می کند تا امور زندگی روزمره ی خود را بگذراند

 

رفتار وسواس فکری- عملی شدید

علائم بیماری در این مرحله عاجز کننده و مداخله گرند. فعالیت روزمره یک کشمکش فعال است شخص شاید تمام وقت خود را برای ایستادگی در برابر علائم صرف کند وکمک زیادی را از اطرافیان برای ایفای وظیفه ی خود جلب نماید.


رفتار وسواسی فکری عملی بسیار شدید

علائم کاملا فلج کننده هستند شخص نظارت مستقیمی را در اموری مانند خوردن، خوابیدن وغیره نیاز دارد. حتی جزئی ترین تصمیم گیری ها یا جزئی ترین فعالیت ها حمایت پرسنل را طلب   می کند این شدید ترین حالت است

اگر شما خود را در شماره ی ۷ یا بالاتر از آن قیاس کرده اید بهتر است مشورتی با یک روانپزشک یا روانشناس داشته باشید ولی اگر با موفقیت علائم خود را می توانید کنار بگذارید. یک مشاور شاید به شما کمک کند نحوه ی زندگی خود را بهتر نمایید. 

 

 

نشانه های وسواس

 

 

انواع وسواس:

وسواسهایى که تمام فکر و اندیشه افراد را تحت تاثیر قرار داده و احاطه‏شان مى‏کند معمولا بصورتهاى زیر است:

 

1. وسواس فکرى:

این وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مى‏دهد که برخى از نمونه‏هاى آن بشرح زیر است:

 

اندیشه درباره بدن:

بدین گونه که بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فکرى بیمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشک مراجعه مى‏کند و در صدد به‏دست آوردن دارویى جدید براى سلامت‏بدن است.

 

رفتار حال یا گذشته:

مثلا در این رابطه مى‏اندیشد که چرا در گذشته چنین و چنان کرده؟ آیا حق داشته است فلان کار را انجام دهد یا نه؟ و یا آیا امروز که مرتکب فلان عملى مى‏شود آیا درست مى‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست‏یا ناروا ؟

در رابطه با اعتقادات: زمانى فکر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏سازد. مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مى‏دارد

 

 

اندیشه افراطى:

زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول یا رد آن است‏با اینکه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است که گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است که او را ناگزیر به دفاع از یک اندیشه غلط مى‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏کند بدون اینکه آن مساله کوچکترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏کند بگونه‏اى که طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏اى دست نیابد.

 

 

2. وسواس عملى:


وسواس عملى به شکلهاى گوناگون خود را بروز مى‏دهد که ما به نمونه‏ها و مواردى از آن اشاره مى‏کنیم :
شستشوى مکرر: مردم بر حسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏دانند و این بیمارى در نزد زنان رایجتر است.

 

رفتار منحرفانه:

جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏شود که هیچ‏گونه نیاز مادى ندارند.

 

دقت وسواسى:

نمونه‏اش را در منظم کردن دگمه لباس و… مى‏بینیم و وضعیت فرد بگونه‏اى است که گویى از این امر احساس آرامش مى‏کند.

شمردن:

شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏تواند از همین قبیل بحساب آید مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این که اشتباهى در این امر صورت نگیرد.

 

راه رفتن:

گاهى وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از این سو به آن سو راه مى‏رود و اصرار دارد که تعداد قدمها معین و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نکند و هم از آن کمتر نباشد.

 

۳. وسواس ترس:


صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى – ترس از مرگ – ترس از دفع – ترس از محیط محدود – ترس از امرى خلاف اخلاق – ترس از تحقق آرزو.


۴. وسواس الزام:

در این نوع وسواس نمى‏تواند خود را از انجام عمل و یا فکرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فکر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.

 

 

 

وسواس در چه کسانی بروز می کند؟

 

 

الف) در رابطه با سن

تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد که وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجا رشد مى‏کند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى که خود بیمار به ستوه مى‏آید.


ب) در رابطه باهوش:

بررسیهاى علمى نشان داده‏اند که وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هایى که داراى هوش اندک و یا با درجه ضعیف باشند بسیار کمند بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر کم‏هوشى شان شود.

 

ج) در رابطه با اعتقاد:

 

د) در رابطه با شخصیت و محیط:

تجارب نشان داده‏اند آنهایى که در زندگى شخصى حساس‏ترند امکان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانى که والدینشان معمولا محکومشان مى‏کنند این بیمارى بیشتر دیده مى‏شود.

پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند که شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیکى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند بهمین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یکسان بیشتر دیده مى‏شود تا در دیگران، اگر چه ریشه‏هاى اساسى و کلى این امر کاملا مشهود نیست.

مساله شخصیت را اگر با دامنه‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بیمارى هیسترى است که اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم بمیزانى قابل توجه دیده مى‏شود.

 

 

 

ریشه‏ هاى خانوادگى وسواس

در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذکر شده که اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و… که ما ذیلا به مواردى از آن اشاره مى‏کنیم.

 

الف) وراثت

تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است که حدود چهل درصد وسواسیها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.

 

 

 

 

ب) تربیت

در این مورد مباحثى قابل ذکرند که اهم آنها عبارتند از:

 

۱- دوران کودکى:اعتقاد گروهى از محققان این است که پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران کودکى پایه‏گذارى شده و تاریخچه زندگى آنها حاکى از دوران کودکى ویژه‏اى است که در آن کشمکش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و کودک در برابر خواسته‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.


۲- شیوه تربیت:در پیدایش گسترش وسواس براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسیها نشان مى‏دهد مادران حساس و کمال جو بصورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏کنند و مخصوصا والدینى که رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقیق مى‏خواهند و انعطاف پذیرى کمترى دارند در این رابطه مقصرند. تربیت‏خشک و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن کودک بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و کنترل کودک در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.

 

۳- تحقیر کودک:عده‏اى از بیماران وسواسى کسانى هستند که دائما این عبارت به گوششان خورده است که: آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، بدرد زندگى نمى‏خورى… و از بابت عدم لیاقت‏خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد رکوفت‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعدا زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم کرده است.


۴- ناامنى‏ها:پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها که دوران حیات کودکى آشفته‏اى داشته و با ترس و نا امنى همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله کودکى وحشت از آن داشته‏اند که نکند کار و رفتارشان مورد تایید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران کودکى براى راضى کردن مربیان خود مى‏کوشیدند و سعى داشته‏اند که دقتى افراطى درباره کارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریک‏بینى و موشکافى وارد شوند.


۵- منع‏ها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاى شدید دوران کودکى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیریهاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممکن است کار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد معلوم نیست عاقبت‏خوش و میمونى داشته باشد.


۶- خانواده افراد وسواسى: بررسیها نشان داده‏اند:

- اغلب وسواسى‏ها والدین لجوج داشته‏اند که در وظیفه خواهى از فرزندان سماجت‏بسیار نشان مى‏داده‏اند
- ایرادگیر و عیبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏کشیدند
- خسیس و ممسک بوده‏اند به طورى که کودک براى دستیابى به هدفى ناگزیر به شیوه‏اى اصرارآمیز بوده است و بالاخره افرادى کم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و کودک سعى مى‏کرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور کند تا سرزنش نشود.


درمان

براى درمان مى‏توان از راه و رسم‏ها و وسایل و ابزارى استفاده کرد که یکى از آنها تغییر محیطى است که بیمار در آن زندگى مى‏کند.

۱- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده و اقامت او در یک آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یک منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است که اولیاى بیمار مى‏توانند به آن اقدام کنند.


۲- تغییر شرایط زندگى:از شیوه‏هاى درمان این است که زندگى بیمار را در محیطى دیگر بکشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى کشاند که در آن مساله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسیهاى تجربى نشان مى‏دهند که در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل کار و زندگى بهبود کامل حاصل مى‏شود.


۳- ایجاد اشتغال و سرگرمى:تطهیرهاى مکرر و دوباره‏کارى‏ها بدان خاطر است که بیمار وقت و فرصتى کافى براى انجام آن در خود احساس مى‏کند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امکان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یکى پس از دیگرى او را وادار خواهد کرد که نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.


۴- زندگى در جمع:فرد وسواسى را باید از گوشه‏گیرى و تنهایى بیرون کشاند. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این الت‏باشد. ترتیب دادن مسافرتهاى دستجمعى که در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصا در افرا کمرو مؤثر است.

 

۵- شیوه‏هاى اخلاقى:رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین که هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏شود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شیرینى، بویژه از سوى کسانى که محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد که انتقاد به ملامت منجر نشود روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با کنایه به او تفهیم کرد که عرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا کرد که مى‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد که درباره افکار خود اگر چه بى معنى است صحبت کند و از انتقاد ناراحت نباشد.


۶- تنگ کردن وقت:بیش از این هم گفته‏ایم که گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است که بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ببیند و براى درمان ضرورى است که در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ کنند. در چنین مواردى لازم است‏با استفاده از متون و شیوه‏هایى او را به کارى مشغول دارید به امر و وظیفه‏اى او را وادار نمایید تا حدى که وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم کردن عمل و وظیفه کار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏سریعا انجام دهد. تکرار و مداومت در چنین برنامه‏اى در مواردى مى‏تواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.

 

۷- زیرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز اینکه به او القا کنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى که آن را او نجس مى‏داند و یا با دست و بدنى که او تطهیر نکرده مى‏شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را وا داریم تا همان کارى را که از آن مى‏ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورت است که در مى‏یابد هیچ واقعه‏اى اتفاق نمى‏افتد.

 

 

شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:


الف) روانپزشکى:

اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است که در این زمینه اقدام کند. کسى که تعلیمات تخصصى و تحصیلى‏اش در روان پزشکى او به او اجازه مى‏دهد که براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینکه در زمینه ریشه‏یابى‏ها کار و تلاش کرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود ۳۰۰-۲۰۰ ساعتى هم در رابطه با شناخت‏خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند که در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز کنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را براى درمان لازم مى‏بینند بکار گیرند.

بیماران را گاهى لازم است که در مؤسسات روان‏پزشکى و گاهى هم در بیمارستان‏ها به طرق روانکاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است ; بویژه که شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.


ب) روان درمانى:

این هم نوعى درمان است که توسط روانکاو یا روانشناس صورت مى‏گیرد و آن یک همکارى آزاد بین بیمار و درمان کننده مبتنى بر اعمال متقابل است که بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏رود. درمان اختلال به‏صورت مکالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى که قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممکن است دارو مورد استفاده قرار گیرد. البته اصل بر این است که بر اساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یک تحول درونى فراهم شود.
اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام که به این جنبه‏ها توجه نشود امکان اصلاح و درمان نخواهد بود:

 

1 اصلاح محیط:

غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاکم بر جنبه‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرتها، فعالیتهاى تفریحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشارکتها در امور،… است.

 

2 ارتباط خوب و مناسب:

در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، کمک کردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود کردن حق بجانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و… .

 

3 روانکاوى و روان درمانى:

که در آن تلاشى براى ریشه‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و…

 


مشاوره و درمان روانی:

در درمان غیردارویی، از الگوهای مختلف برای کاهش این اختلال بهره می‏گیرند که به برخی از آنها به طور اجمال اشاره می‏کنیم زیرا از این تکنیک‏ها متناسب با نوع و شدت و ضعف بیماری استفاده می‏شود:

 

۱) شناخت درمانی در این روش طی جلسات مکرر و متعدد، بینش بیمار درباره تعارضهای درونی خود به کمک روان‏درمان‏گر تغییر می‏یابد.


۲) رفتار درمانی روشهای متعدد و متنوعی است از کارشناس مربوطه بیمار را به کارها و فعالیت‏هایی جهت کاهش سطح اضطراب و در نتیجه فکر یا عمل وسواس او وا می‏دارد.


۳) گاهی نیز روانشناس با ایجاد ارتباط با خانواده بیمار به کاهش ناهماهنگی‏های احتمالی در خانواده و تصحیح ارتباطات خانوادگی آنها می‏پردازد.

 

 

 

روشهای کلی درمان

برای علاج و درمان این بیماری ابتدا باید نوع آن را شناخت و روش درمانی مناسب با آن را انتخاب نمود . ما در این قسمت به برخی از روشهای کلی مبارزه با این حالت اشاره می نماییم.


۱. عدم پاسخ دهی:

مهمترین و کلی ترین راه درمان وسواس، بی توجهی به پیام های آن و عدم پاسخ دهی عملی به آن است . این بیماری در صورتی ادامه می یابد و تشدید می شود که به نداهای درونی آن که مبتنی بر تکرار عمل ، یا دقت بی مورد و یا قضاوت غیر منطقی و افراطی نسبت به امور است، پاسخ دهی عملی شود. برای مقابله با این حالت بهترین راه بی اعتنایی به این پیامها و ترتیب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتی این روش عملی شود ، به طور قطع از شدت ابتلا به آن کاسته خواهد شد.

 

۲. تقابل به ضد:

برای کسانی که از آلودگی و نجاست هراس دارند و این هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است ، آلوده سازی عمدی شخص توسط خود او یا دیگران ، از راههای درمان و رفع حساسیت به این امر است . اگر این روش با تکرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.

 

۳. فرمان ایست:

در منابع علمی جدید ، برای متوقف کردن افکار وسواسی ، علاوه بر درمانهای دارویی و قبل از آن درمانها ، از روشهای خاصی استفاده می شود که مهمترین آنها روش توقیف فکر نام دارد، بدین ترتیب است که از بیمار خواسته می شود که به طور عمد افکار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار کننده ، فریاد می زند : ایست !؟! به نظر می رسد این عمل جریان فکر وسواسی را متوقف می کند

 

درمان دارویی:

بیماری وسواس چون دارای ریشه های هورمونی است و با فعالیت های هورمونی بدن نیز در ارتباط است ، پزشکان با تجویز داروهایی سعی می نمایند فعالیت های هورمونی بدن را متعادل سازند و از این طریق کمک می کنند تا فرد بتواند راحت تر با این مشکل طرف شود و آن را از خویش براند.

 

توصیه های عملی

۱ . اگر مبتلا به وسواس در شست و شو هستید، خود را در معرض چیزهای آلوده و نجس قرار دهید و یا به تجسّم چنین موقعیت‏هایی بپردازید و از انجام دادن آن کار خودداری نکنید. ، از فردی بخواهید خودش را در معرض این موقعیت‏ها یا موضوع‏های ذکر شده قرار دهد بدون این که «واکنش بی اختیاری» از خودش نشان دهد.

سپس شما نیز همان کار را انجام دهید. این کار باعث می‏شود موضوع‏ها یا موقعیت‏های اضطراب آور، کم کم اثر خود را از دست بدهد و اضطراب شما کاهش پیدا کند. در واقع ریشه و علت اصلی وسواس (اضطراب) از بین برود.

۲ . به خودتان تلقین کنید که «وسواس» یک نوع کار شیطانی است و باید هر چه زودتر دست از آن بردارم.
۳ . به خدا توکل کنید و از او استعانت بجویید تا هر چه زودتر بر این مشکل فایق آیید.

 

 

 

 

خوددرمانی بیماری وسواس

راه‌کارهای خوددرمانی ارائه‌شده در زیر، اگر به‌صورت صحیح انجام شود، می‌تواند هورمون‌ها را تغییر داده و میزان سروتونین و آندورفین خون که هورمون‌های شادی‌آور، انرژی‌زا، رضایت‌آور، ترمیم‌کننده‌ی زخم‌ها و بیماری‌ها، تسکین‌دهنده‌ی دردها، آرامش‌بخش، بالابرنده‌ی اعتمادبه‌نفس و کاهنده‌ی اضطراب هستند را افزایش دهد:

- انجام مدیتیشن‌های روزانه و کار کردن با انرژی الهی و کار کردن بر روی درمان چاکراها

- انجام تنفس‌های عمیق شکمی یا یوگایی یا نوزادی دست‌کم 10بار در روز (با هر دم، شکم را باد می‌کنیم، در همین وضعیت تا می‌توانیم، نفس را نگه می‌داریم و با بازدم، شکم را تو می‌دهیم. از آن‌جا که همه‌جا پر از انرژی الهی است، ما با این‌کار، انرژی الهی را به درون می‌کشیم و انرژی‌های منفی خود را بیرون می‌ریزیم.)

- پیاده‌روی: دست‌کم روزی نیم‌ساعت پیاده‌روی تند

- در هوای باز و در طبیعت بودن: به‌طور حتم سعی ‌شود مدتی از روز را در معرض هوای آزاد و در طبیعت قرارگیریم.

- ورزش: انجام هرگونه ورزش به‌خصوص ورزش‌های مدیتیشن و یا یوگا دست‌کم 15 تا20دقیقه در روز

- رفتاردرمانی (تکنیک مواجهه یا غرقه‌سازی): سعی شود در طول روز، آن فکر وسواسی که بیش از همه آزارمان می‌دهد را آن‌قدر در ذهن‌مان مرور کنیم و شدت دهیم تا سطح اضطراب‌مان کاملاً بالا رود و یا اگر وسواس شست‌وشو داریم، لباسی را به‌عمد نجس ‌کنیم و بپوشیم تا حال‌مان بد شود، آن‌گاه به خود بگوییم: «دیدی طوری نشد؟» و فوراً یک مدیتیشن انجام ‌دهیم تا دوباره آرام بگیریم. پس از آن، به خود یک امتیاز بدهیم که «من توانستم.» وقتی تعداد این امتیازات در طول روز یا هفته زیاد شد، برای خود یک هدیه بخریم و جایی در معرض دید قراردهیم تا همیشه یادمان باشد که ما توانستیم و به همین شکل، ادامه دهیم.

- بالا بردن سطح اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس

- رفتاردرمانی (تکنیک حساسیت‌زدایی): هر بار که برای نمونه نیاز به شستن، آب‌کشیدن و یا حتی شمردن داشتیم، چند ثانیه صبر می‌کنیم و بعد آن کار را انجام می‌دهیم و به خود می‌گوییم: «3ثانیه توانستم آن را به تعویق بیندازم.» و در روزهای بعدی، سعی‌می‌کنیم این زمان را طولانی‌تر کنیم. بدین شکل پس از مدتی، کنترل امور را به‌دست خواهیم گرفت.

- استفاده از شیوه‌ی تداعی: در این شیوه، سعی می‌شود آن‌چه را که در ذهن داریم، عرضه کرده و احساسات و افکار خود را از دوران کودکی تاکنون نسبت به خانواده، محیط، والدین و... به‌خاطر آورده و بیان کنیم. بدین شکل، خاطرات تلخ بیماری که سبب پیدایش وسواس و... شده‌اند، بیرون ریخته و آشکار می‌گردند و سرانجام، از شر آن‌ها خلاص می‌شویم.

- انجام مراسم دینی و مذهبی: انجام عبادت‌ها و گفتن ذکر، در از بین بردن غیرارگانیک‌های منفی، بسیار مؤثر است.

- درمان با خواب: چون وسواس بر اثر احساس ناامنی و اضطراب پدیدمی‌آید، خوابیدن می‌تواند عامل آرامش‌بخشی باشد و بسیاری از ناراحتی‌ها را تخفیف دهد.

- رفع تعارضات روانی که زاییده‌ی محرومیت‌ها، فقرها، بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌هاست.

- از خود فراروندگی: خود را به‌ کاری مفید، مثمرثمر و خیر، مشغول کردن

 

- رفع احساس حقارت: شاید به‌دلایل فردی یا خانوادگی، احساس حقارت می‌کنیم. با به‌یادآوری موفقیت‌ها، نعمت‌ها و خوشبختی‌های خود، باید بدانیم که هیچ‌کس، حقیر نیست زیرا روح خداوند در همه‌ی ما وجود دارد. شاید پول، ثروت، مقام و شأن، زیبایی و... نداشته‌ایم اما مطمئناً چیزی داشته‌ایم که هیچ‌کس دیگر نداشته است؛ پس به‌دنبال یافتن آن باشیم تا احساس حقارت در ما بشکند. ضمن این‌که اگر هم نیافتیم، مهم نیست زیرا ما از نظر معنوی، می‌توانیم از همه بهتر باشیم.

- تقویت بدن با استفاده از مصرف املاح و ویتامین‌ها

- ایجاد وحدت در ابعاد وجودی: با انجام مدیتیشن، می‌توانیم تمام ابعاد وجودی خود (جسم، ذهن، فکر، احساس، روح و روان) را دوباره به وحدت برسانیم تا همه، یکپارچه و هماهنگ با هم در خدمت ما کار کنند.

- تغییر محیط زندگی: باید محیطی دور از اغتشاش، بگومگو و فشار برای فرد بیمار فراهم گردد؛ محیطی که در آن به او عشق، محبت و تأیید و احترام داده شود.

- تغییر آب‌وهوا و حتی تغییر فشار جو و شرایط اقلیمی نیز در ایجاد سلامتی، دخیل است.

- تغییر محیط کار و یا نوع کار و کاستن از فشار یا بار کار اضافی چه در منزل و چه در محیط کار

- ایجاد اشتغال و سرگرمی بدون ایجاد فشار و یا خستگی

- دوری از تنهایی و بودن با جمع مانند حضور در مسافرت‌های جمعی، مهمانی‌ها، کلاس‌ها، گردهمایی‌ها و...

- تنگ کردن وقت: انجام کار زیاد در زمان کم با برنامه‌ریزی ولی بدون فشار، برای مثال اگر قبلاً 45دقیقه حمام می‌کردیم، حال سعی‌‌کنیم در 40دقیقه حمام کنیم و کم‌کم این زمان را نیز کاهش دهیم. هر چه‌قدر کارهای‌مان را با سرعت بیش‌تری انجام دهیم، انرژی بیش‌تری دریافت خواهیم کرد.

 

- دیدن دیگران چگونه زندگی می‌کنند. (همه‌ی آنان اشتباه نمی‌کنند، پس من اشتباه می‌کنم)

- ضبط کردن، نوشتن افکار، دوباره شنیدن و یا خواندن آن‌ها، بی‌معنی بودن آن‌ها را بهتر آشکار می‌سازد.

- به‌یادآوری موفقیت‌ها، تردیدها را خارج می‌کند و وسواس را کاهش می‌دهد.

 - تکنیک رفع عصبانیت

 

توصیه‌هایی برای پیش‌گیری از وسواس:

توجه به نکات زیر، در عدم به‌وجود آمدن وسواس، نقش مؤثری دارد:

 

- داشتن یک وضعیت آرام و شیوه‌ی تربیتی متعادل در تربیت فرزندان

- خودداری از اعمال فشار، خرده‌گیری، تحقیر و درخواست‌های نامتعارف به‌خصوص در امر نظم و ترتیب

- دوری کردن از افکار رؤیایی، کمال‌طلبی، اول‌شدن‌ها و بهترین‌شدن‌ها

- خودداری از تخیلات غیرواقعی و واهی، رفتارها و افکار اضطراب‌آور و تشویش‌برانگیز

- دوری‌ کردن از بیکاری

- دوری کردن از تنهایی و معاشرت با افراد متعادل و سعی در تطابق خود با اندیشه‌ی‌ جمع

- پذیرش خود و دیگران (فرزندان، همسر، اعضای خانواده و...) و احترام‌گذاشتن به خود و دیگران به ‌یک اندازه

- حمایت‌کردن از خود و دیگران

- ایجاد تنوع در زندگی

- کسب اطلاعات و آمادگی در همه‌ی زمینه‌ها به‌خصوص در زمینه‌ی وسواس‌های خود

- جلوگیری از پیدایش ترس در خود، فرزندان و اعضای خانواده

- برطرف کردن احساس تقصیر و گناه‌، عناد به خود و خودتنبیهی

- جلوگیری از بروز خشم‌های افراطی

- خودداری از سرگرمی‌های بی‌مورد مانند شمردن اعداد و یا مرتب کردن یقه و... که بعدها عادت می‌شوند.

- کوچک و ناچیز شمردن نقص‌های خود و دیگران

- آموزش صحیح نظافت تا قبل از دوسالگی به کودک (بدون فشار)

- مراقبت از بهداشت جسمی، روحی‌ و روانی، ذهنی و فکری و احساسی خود و مراقبه‌ی دائم (در هر لحظه مراقب باشیم که افکارمان کجاست، چه احساسی در دل‌مان وجود دارد و رفتار و گفتارمان چه می‌گویند)

- حفظ استقلال و آزادی خود و رعایت حریم دیگران

- از بین‌بردن حساسیت‌ها و احساس رنجش‌ها در خود و بالا بردن قدرت تحمل از طریق مدیتیشن

- بخشیدن خود و دیگران

- دور نگه‌داشتن محیط خانه از ناسازگاری‌ها، درگیری‌ها و کشمکش‌ها

 

- از بین بردن غیرارگانیک‌های منفی مانند کم‌رویی، حسادت، کینه‌توزی و...

- شخصیت‌دادن به ‌خود، فرزندان، همسر و... طوری‌که خود را انسانی مهم و لایق بینگاریم.

- کنترل وضعیت هورمون‌ها، کم‌خونی و کمبود ویتامین‌ها و املاح که خود می‌تواند در ایجاد اضطراب، افسردگی و یا وسواس دخیل باشد.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢ | ٧:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

تاثیر دعا بر سلامت روان

تأثیر دعا بر سلامت روان

 

مذهب و بهداشت روان

 

در سالهای اخیر روانشناسان توجه بیشتری به دین برای سلامت روان و درمان بیماریهای روانی معطوف داشته اند. آنها معتقدند در ایمان به خدا نیروی خارق العاده وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان می‌بخشد و در تحمل سختی های زندگی روزمره او را کمک می‌کند. از نگرانی و اضطرابی که بسیاری از مردم زمان ما در معرض ابتلا به آن هستند دور می‌سازد. دوره ای که توجه فراوان به زندگی مادی و رقابت شدیدی برای بدست آوردن مادیات بین مردم به وجود آمده است، همین گرایش باعث فشار روحی بر انسان معاصر و گیجی و سردرگمی‌او شده است.

 

 

ایمان بدون شک مؤثرترین درمان اضطراب است

(ایمان نیرویی است که باید برای کمک به انسان در زندگی وجود داشته باشد، فقدان ایمان خطری است که شکست انسان را برابر سختیهای زندگی هشدار می‌دهد.)

همانطور که امواج خروشان و غلتان اقیانوس نمی‌تواند آرامش ژرفای آن را برهم بزند و امنیت آن را پریشان کند دگرگونیهای سطحی و موقتی زندگی نیز آرامش درونی انسان را که عمیقاً به خداوند ایمان دارد برهم نمی‌زند.

 

 

 

یونگ می‌گوید: من صدها تن را که به من مراجعه کرده‌اند معالجه و درمان کرده‌ام اما از میان بیمارانی که در نیمه دوم عمر خود به سر می‌برند یعنی از 35 سالگی به بعد حتی یک بیمار را ندیدیم که اساساً مشکلش نیاز به یک گرایش دینی از زندگی نباشد. آنها به این دلیل گرفتار بیماری روانی شده بودند که جوهر دین و باورهای دینی را در نیافته بودند لذا با بازگشت به این دیدگاههای دینی به طور کامل درمان شدند.

مورخ معروف آرنولدتوئین می‌گوید: بحرانی که اروپائیان در قرون حاضر دچار آن شده اند اساساً به فقر معنوی آنها باز می‌گردد. او معتقد است که تنها راه درمان این فقر و پاشیدگی اخلاقی بازگشت به دین است.

 

 

در مورد منابع به این مطلب بر می‌خوردیم که در تمام زمینه ها مذهب یک عامل حفاظتی در مقابل آشفتگی های روانی است. این اثر حفاظتی محدود به مذهب خاصی نیست که می‌توان آن را به معنویت و روحانیت نسبت داد. تعریف معنویت (یک رابطه متعالی بین تجارب عادی زندگی و یک اصل یا محور سامان بخش احاطه کننده)


تأثیر دعا بر سلامت روانی

علیرغم تمام پیشرفتها و تسهیلات، مشکلات بهداشت روانی به عنوان مشکلی برای خانواده ها، سازمانها و جوامع رو به افزایش است. هر روز به تعداد افرادی که معتقدند معنویت درمان رنجوری و درماندگی روحی آنها است و بر متخصصین که برای درمان بیماریهای روانی و حفظ سلامت روانی بر باورها و رفتارهای مذهبی متمرکز می‌شوند، اضافه می‌شود. انسان امروز با آگاهی و بینش به این عقیده رسیده است که بدون معنویت تنها می‌ماند و در گرداب تکنولوژی به فنا می‌رسد. انسان امروز فهمیده که با دور شدن از باور و اعتقاد، پوچی و درماندگی در انتظارش خواهد بود.

ویلیام جیمز معتقد است باور به وجود ارزشهای بالاتر و یک قدرت برتر برای بهداشت روانی انسان ضروری است.

نتایج پژوهشهای جدید در رابطه با استفاده از دعا در زندگی روزمره و تأثیر آن بر سلامت روان حاکی از آن است که بین فراوانی استفاده از دعا با سلامت روانی رابطه معنی دار وجود دارد. یعنی افرادی که بیشتر به دعا می‌پردازند سلامت روانی بیشتری دارند. افسردگی و اضطراب شایعترین اختلالات روانپزشکی است که با توجه به شیوع بالا و هزینه های بهداشتی توجه بسیاری از متخصصین بهداشت روانی را بخود جلب کرده است. با توجه به یافته های بررسی حاضر مبنی بر وجود رابطه معنی دار میان اضطراب و افسردگی و فراوانی استفاده از دعا و همچنین بررسی های قبلی به نظر می‌رسد در سیاست گذاریهای بهداشت روانی بویژه در پیشگیری از اضطراب و افسردگی توجه به این ارتباط دوسویه مخلوق- خالق حیاتی باشد.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢ | ٦:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

مطلبی درباره محیط زیست

بررسی وضعیت محیط زیست


وظیفه ای که در قبال محیط زیست داریم

این روزها بیش ازهرزمان دیگر با مساله ای خطرناک و چشم انداز شوم ناشی از آن روبه رو هستیم : تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین. شتاب روز افزون گرمایش، دانشمندان را غافلگیر کرده و با چنان سرعتی هستی بشر ساکن بر روی کره زمین را تهدید می کند که تیم های متعدد پژوهشی مشغول کار شبانه‌روزی هستند تا مگر بتوانند با ماهیت این پدیده بیشتر آشنا شوند و احتمالا راه حلی برای پیشگیری یا حداقل کم کردن عواقب آن بیابند.

دریاها بالا می‌آیند، موج بر موج می‌نشیند، طرح‌ها و الگوهای از پیش تعیین شده آب و هوا به سرعت تغییر می کند و کارشناسان را به بهت وا می‌دارد. و این همه بار مسئولیت بشر امروز را بیش‌ از پیش سنگین می‌سازد.

اولین اقدامی که لزوم انجام آن بر همه محافل پژوهشی و جوامع بشری مسجل است انجام کاری جدی در مقابله با گازهای گلخانه‌ای به منظور صیانت از شهروندان ساکن بر روی کره زمین است. به ویژه میلیون‌ها نفر انسان که بیش از همه آسیب پذیرند. اما همچنان که شروع به بررسی و شناخت وضعیت بشر و نیازهای او برای نجات از این شرایط خطیر می‌کنیم باید موجودات دیگری را که د زندگی بر روی کره ارض با بشر سهیم‌اند. در نظر داشته باشیم. به ویژه آنکه تمامی مسئولیت وضعیت پیش آمده برای زیستکره فقط و فقط بر عهده ما انسان‌هاست. هیچ یک از گونه‌های گیاهی و جانوری، پستاندار و مهره‌دار، خزنده و چرنده، آبزی و خشکی‌زی و جز آن کوچکترین تقصیری در ایجاد شرایط موجود نداشته‌اند و حال نیز اغلب می‌بینیم دانشمندانی را که در محاسبات خود برای نجات زمین صرفاً به انسان‌ها می‌اندیشند و لاغیر.

میلیون‌ها گونه جانوری نیز زمین را خانه خود می‌دانند و چه بسا هزاره‌ها پیش از انسان در این کره زیست می کرده اند. هر یک از این گونه ها منحصر به فردند و در نیچ niche (موقعیت) زیستی ویژه خود زندگی می کنند.

دانشمندان صراحتاً به ما می گویند که اگر چاره ای برای جلوگیری از این تخریب بی رحمانه زیستگاه های آنان اندیشیده نشود، حداقل نیمی – و شاید دو سوم – همه گونه تا پایان قرن حاضر گام در راه بی بازگشت انقراض خواهند گذاشت! تکان دهنده است یا نه؟

اخیرا گزارشی از هیات بین دولتی تغییرات آب و هوایی  (IPCC) انتشار یافت که در آن دانشمندان چنین نتیجه گیری کرده بودند که گرمایش زمین در قرن حاضر زیستگاه های جهان را دستخوش تغییراتی بزرگ خواهد ساخت. برای مثال بخش های بزرگی از جنگل های آمازون (این بزرگترین و ارزشمندترین زیستگاه حیات وحش کویر و ریه تنفسی کره زمین) تغییر شکل خواهد داد و به علفزارهای بزرگ تبدیل خواهد شد،

در حالی که بسیاری از ساواناهای علفزار تبدیل به بیابان خواهد گردید!
در کتب مقدس آمده: خداوند همه موجودات را آفرید، و دید آنها خوب هستند. پس آنان را فرمود که سودمند باشند و تکثیر شوند. و زمان به پیامبری نوح (ع) چون رسید، کره زمین در برابر آزمونی بزرگ قرار گرفت و پس از نوح، به عنوان اولین حفاظت کننده گونه ها قراردادی با همه حیوانات برای همه نسل های پس از آن منعقد شد. آنگونه که از همه کتب مقدس بر می آید خداوند بزرگ از برکت و سرسبزی زمین شادمان است و همه گونه ها را دوست می دارد.

طرفداران و فعالان محیط زیست با همین نظر و دغدغه به بحران انقراض گونه ها نزدیک می شوند، ترکیبی از علم و اخلاق و برای بسیاری از آنان ایمانی مذهبی. هر جاندار نقشی واحد در فرشینه بزرگ اکولوژیک بازی می کند: یک جنگل، یک دریاچه، مرتع یا اقیانوس. اگر گونه ها را نابود کنیم – درست مثل اینکه نخ های تار و پود فرشینه ای را بکشیم و از هم بگسلیم – اکولوژی جنگل یا دریاچه رو به نابودی خواهد نهاد و نخ کش خواهد شد! متاسفانه این واقعه دیربازی است که اتفاق افتاده است و اکو سیستم های زیادی، اعم از کوچک و بزرگ، در سراسر جهان با این فاجعه رو به رو شده اند.

خوشبختانه – به نظر دانشمندان – هنوز فرصتی برای تغییر رفتار و حفاظت گونه ها و خودمان باقی مانده است. ما باید (و موظفیم) با تمام توان و امکاناتی که داریم برای متوقف کردن گرمایش زمین کار کنیم، و نیز نیازمند ساختن یک کشتی نوح مدرن و مطابق نیاز امروز هستیم. کشتی نوح در اینجا استعاره ای از پروژه های عظیم زیست محیطی است که بتواند به نابودی گونه ها پایان دهد یا لااقل بازماندگان را تحت حفاظت درآورد و نجات بخشد. ذخیره گاه های طبیعی در مناطقی با تمرکز بالای گونه ها باید توسعه یابد و از طریق کریدورهای حیات وحش کویر نقاط مختلف به هم متصل باشند تا چنانچه قسمتی از زیستگاه دچار خرابی و ویرانی شد حیوانات بتوانند به منطقه ای دیگر رفته و به بقای خود ادامه دهند. چنانچه حیوانات بتوانند گدار کنند و تغییر محل دهند، خواهند توانست خود را با تغییرات دما در جهانی که گرم می شود دمساز کنند در همین حال باید به جوامع محلی که در درون یا اطراف چنین مناطقی زندگی می کنند آموزش داده شود تا بتوانند به طرزی موافق طبیعت به شکار، کشاورزی و تولید انرژی بپردازند بدون آنکه اکو سیستم ها را خراب کنند و آینده خود و فرزندانشان را با مخاطره مواجه سازند.

اجرای این طرح ها نه مشکل است و نه گران و پر هزینه. کشورهای ثروتمند به تنهایی می توانند در چنین فعالیت های جهانی قدم پیش گذارند و در این پروژه ها سرمایه گذاری کنند – در حال حاضر سالانه صدها میلیون دلار در سطح جهان صرف فعالیت های حفاظتی می شود که البته به هیچ وجه کافی نیست. کارشناسان حفاظت می گویند این رقم باید به 5 میلیارد دلار در سال برسد تا نتیجه ای مناسب حاصل آید.

 توجه داشته باشید که 5 میلیارد دلار رقمی ناچیز و حدود یک درصد هزینه ای است که سالانه صرف تعویض و مبادله ارزهای خارجی می شود.

با توجه به اینکه درهای حفاظت زیستگاه های تازه و گونه های موجود به سرعت بسته می شوند، حامیان حفاظت پیشنهاد تشکیل صندوقی تحت عنوان صندوق نجات گونه های زیستکره را داده اند که ماموریت ایجاد شبکه ای کارآمدو ایمن در نقاطی از جهان را دارند که دارای بیشترین تمرکز گونه های در معرض خطر هستند. از آنجا که بیشتر این مناطق در کشورهای در حال توسعه قرار دارند این صندوق باید برای مردم فقیر جوامع روستایی نیز سودمند باشد.

در کوتاه مدت، صندوق نجات گونه های زیستکره با سرمایه کشورهای ثروتمند، کمپانی های بزرگ و حتی افراد، پروژه های حفاظتی جهانی را به انجام خواهد رساند. یک سیستم تجارب جهانی کربن نیز برای کسب درآمد و تامین مالی این شبکه به راه خواهد افتاد. علاوه بر این متخصصان معتقدند باید یک سیستم قوی برای مواجهه با تغییر آب و هوا و اجبار صاحبان صنایعی که گازهای گلخانه ای ایجاد می کنند به انجام کارهای لازم برای جلوگیری کامل و یا کاهش تصاعد این گازها و دریافت مبالغ بیشتری برای پروژه های صندوق پایه ریزی شود.

از همه اینها گذشته نجات گونه های موجود در جهان یک موضوع ایمانی نیز هست. چه طرفدار محیط زیست باشیم یا نه، ایمان به خداوند و اعتقاد به دین ما را وا می دارد که از گونه های موجود بر روی کره زمین، این آفریده های شگفت و زیبای خداوند تا حد ممکن و تا آنجا که می توانیم نگهداری کنیم.

 

 

 

محیط زیست به چه کسی تعلق دارد؟ 

در جهان حاضر ما انسان‌ها خود را متمدن، صاحب تکنولوژی، مالک زمین و حتی فضا می‌دانیم و به همین دلیل پا را از زمین فراتر گذاشته و برای یافتن زیستگاه جدید به کرات دیگر می‌اندیشیم. اگرچه در این زمینه‌‌ها به پیشرفت‌هایی نائل آمده‌ایم اما برای بقای خود و موجودات کره زمین کمتر بها داده‌ایم. تکنولوژی و زندگی شهری با رشد سریعت خود چنان منابع طبیعی را مصرف و نابود می‌کند که یکی پس از دیگری رو به تمام شدن هستند و جامعه صنعتی چنان محیط زندگی را آلوده کرده که نه تنها فرایند طبیعی قادر به ترمیم آن نیست بلکه موازنه پویای میان چهار رکن اصلی بیوسفر (خاک، آب، هوا و جانداران) را به هم زده و در حال حاضر زندگی بسیاری از انواع جانداران، گیاهان، رودها، دریاچه‌هاف کوه‌پایه‌ها و سواحل دریاها به خاطر آلودگی آب و محیط به خطر افتاده است.

محیط زندگی جانوران به دلیل ازدیاد و هجوم شکارچیان و گسترش جمعیت و زندگی شهری روز به روز تنگ‌تر شده و همواره شاهد انقراض گونه‌هایی از جانوران هستیم.

آیا با فرسایش خاک و نابودی گیاهان و نسل‌کشی حیوانات، بقای انسان امکان‌پذیر است؟ آخرین یوزپلنگ چقدر ارزش دارد؟ آخرین پلیکان چه قیمتی خواهد داشت؟ آیا انسان خود را تنها محق استفاده از هستی و طبیعت می‌داند؟ چه کسی پاسخگوی این فاجعه می‌باشد؟

آنچه که به آن می‌پردازیم، مشکل محله، شهر و یا کشور ما نیست بلکه معضلی برای کل جهان هستی می‌باشد. زیرا این مشکل حاصل رشد روزافزون جمعیت و جامعه صنعتی جهان می‌باشد. متأسفانه هر فردی که وارد یک محیط سرسبز می‌شود، طبق فرهنگ ناخوشایند و به تعبیری شهر ما خانه ما نیست هیچ‌گونه احساس مسئولیت نسبت به محیط ندارد. هر فضای مناسبی برای تفریح در کشور ما یا ملک خصوصی شده و یا با اثر رهگذران و گردشگران و بی‌توجهی ارگان‌های ذی‌ربط پس از چندی به جایگاه زباله و پس مانده‌های آنها تبدیل می‌شود. در یک نگاه نقادانه به اطراف شهرها و تفریحگاه‌های خارج از شهر و دامنه کوه‌ها، وجود حجم زیادی از زباله‌ها فاجعه زیست محیطی ایجاد کرده که شاید برای بعضی غیرقابل تصور باشد. فقر فرهنگی و نداشتن آگاهی اجتماعی و عدم مسئولیت‌پذیری نسبت به محیط زیست و حفاظت از آن عامل اصلی آلودگی و تخریب طبیعت می‌باشد. وسعت تخریب و عمق فاجعه دستاویزی شده تا اهالی بعضی از روستاها د ر دامنه کوهها و قله‌ها از ورود کوه‌نوردان ممانعت به عمل آورده و طبق گزارشات واصله در بعضی نقاط باعث ایجاد درگیری‌هایی شده است. در دامنه‌‌ها و مسیر قله‌های علم‌کوه، آزادکوه، دماوند،

سبلان ... و همچنین حریم رودخانه‌ها و چشمه‌ها صحنه‌های دلخراشی پس‌مانده‌های زباله خاطر انسان را آزرده می‌کند،

چه کسی مسئول جمع‌آوری زباله‌ها می‌باشد؟ وقتی پای درددل و صحبت روستاییان و صاحبان فعلی مناطق کوهستانی می‌نشینیم، از آلودگی و تخریب محیط، درختان و گیاهان توسط رهگذران گله‌گذاری می‌کنند که در جواب دادن به آنها مات و مبهوت حرفی برای گفتن نداریم ورود افراد و گروه‌های گل گشتی که آگاهی زیست محیطی ندارند و بدون سرپرست وارد منطقه می‌شوند، اغلب تخریب و آلودگی‌های محیط را به دنبال دارد. و حل این معضل جلوگیری از ورود مردم و کوهنوردان به مناطق تفریحی و کوهستانی نمی‌باشد.

عدم برنامه‌ریزی و سیاست نادرست ارگان‌های ذیربط و نیز عدم اطلاع‌رسانی کافی به عموم جامعه از علل اصلی می‌باشد. به این دلیل است که هر فردی به محض ورود به یک منطقه خود را صاحب آن می‌داند و هر کاری که بخواهد می‌‌کند و به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی این جهان فقط به او تعلق دارد و ملک شخصی او می‌باشد و هیچ‌گونه حقی برای دیگران و نسل‌های آینده قائل نیست.

لذا سازمان‌های ذیربط ضمن اشاعه فرهنگ زیست محیطی و مراقبت از طبیعت و حفظ و صیانت محیط زیست، همراه با برنامه‌ریزی و سازماندهی می‌توانند با اقداماتی از قبیل احداث سرویس‌های بهداشتی و مکان‌های جمع‌آوری زباله و استفاده بهینه از طبیعت شرایطی را فراهم کنند که تعلق خاطر همه افراد جامعه فراهم شود و کسی خود را صاحب و مالک مواهب طبیعی و ملی ندانسته بلکه به عنوان دفاع از حقوق مدنی کل جامعه با مسئله برخورد منطقی نماید.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢ | ٦:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()

آموزش کمکهای اولیه

تعریف کمکهای اولیه

 به مجموعه اقدامات ، عملیات و مراقبتهایی گفته می شود که بلافاصله بعد از حادثه و تصادف به آسیب دیدگان یا مجروحان حادثه صورت می گیرد، تا از عواملی که زندگی و سلامت آنها را تهدید می کند ، جلوگیری کرده و از وخامت حادثه بکاهد و تا رسیدن پزشک به محل حادثه و یا رساندن آنها به مراکز درمانی ادامه یابد.

 

تعریف کمکهای اولیه


منظور از این کمکها نه تنها نجات مریض یا مصدوم از خطر مرگ است ، بلکه تقلیل و کم کردن ناراحتی و درد مریض ، چه از لحاظ روحی و چه از نظر جسمی ، توسط اقدامات و مراقبتهای کمک کننده که آن نیز جزو کمکهای اولیه محسوب می شوند. آشنایی با روشهای صحیح کمکهای اولیه به مصدومان ،سبب می گردد که فرد بهبود ی خود را سریهتر به دست آوردو بتواند به ادامه فعالیت مفید و موثر خود بپردازد، اما اگر از روش صحیح کمکهای اولیه و انتقال مصدومین به بیمارستان و مراکز درمانی اطلاع و آگاهی کافی نداشته باشیم ، در صورت بروز هر گونه حادثه و صدمه ای ، ممکن است به دلیل عدم جابجایی صحیح و رساندن بیموقع امدادهای ضروری به وی ، موجب بروز صدمات و خطرات جانی جدی و خطرناکی برای او بشویم.

 

نکاتی که کمک کننده باید آنها را رعایت کند   :

۱ - در زمان کمک رسانی هر چقدر حادثه بزرگ باشد، باید کمک کننده خونسردی خود را حفظ کند.

۲-  باید مصدوم را از نظر روحی چون ضعیف شده کمک کرد وکاری نکنیم که او تحت فشار روحی بیشتری قرار گیرد.

۳ -به محض رسیدن به محل حادثه باید میزان جراحات و صدمات را مشخص نماییم.

۴- کمکهای اولیه را به ترتیب و با توجه به اهمیت پشت سر هم انجام دهیم.

۵- اگر مریض یا مصدوم در اثر آسیب هایی مانند غرق شدن یا صدمات دیگر دچار مشکلات تنفسی و قلبی شده باشد، باید ابتدابه او ماساژ قلبی و تنفس مصنوعی بدهیم .

توجه به نکات دیگر از جمله دور کردن مجروح از محیط خطر – کنترل راههای تنفسی و بازرسی علائم حیاتی بدن ( نبض – تنفس – فشار خون ) اقدامات لازم جهت جلوگیری از خونریزی – کنترل شکستگیها – دررفتگیها باید مد نظر باشد.

 

ارزیابی اولیه

با انجام معاینات فیزیکی و تهیه سابقه قبلی (S.A.M.P.L.E) از مصدوم تداوم می یابد. برای انجام این مرحله امدادگر باید تفاوت بین علائم و نشانه های بیماری را بداند.


علائم :

وضعیت هایی بالینی از مصدوم که با دیدن، لمس کردن، شنیدن یا بوییدن بدست می آید. نشانه های بیماری: شامل احساسات قابل تفسیر مصدوم از حادثه پیش آمده است و شاید وجود حداقل چند علامت از نشانه های فوق در کنار یکدیگر، برای تایید بیماری لازم باشد.


معاینه فیزیکی :

در این مرحله سر، گردن، قفسه سینه، شکم، لگن و اندامهای انتهایی مصدوم بررسی می شوند. در همین رابطه، برای بخاطر سپردن معاینات فیزیکی اندامها از علائم اختصاریD.O.T.S. استفاده می شود که هر یک نشان دهنده یک نوع عارضه مشخص است.

 D (Deformity): معمولا به حالتی گفته می شود که شکستگی یا دررفتگی، سبب تغییر شکل اندام شده است.

(Open)  O: به حالتی گفته می شود که زخم در سطح پوست باز است و باید در معاینه آن دقت شود.

(Tenderness)  T: همان حساسیت به لمس پوستی در ناحیه آسیب است.

(Swelling) S : پاسخ بدن در ناحیه آسیب دیده که بزرگتر از معمول و متورم می شود.

 

بررسی گردش خون (C: Circulation)

بعد ار بررسی و اصلاح انسداد احتمالی در راه های هوایی، و رفع مشکل برقراری تنفس، گردش خون مصدوم بررسی می شود.

 

علائم برقراری گردش خون :

معمولا شامل وجود تنفس، سرفه کردن، حرکت دادن اعضاء، وضعیت پوستی سالم و طبیعی و وجود نبض است.

 

خونریزی شدید :

با مشاهده و ارزیابی اولیه از مصدوم، وجود خونریزی خارجی تایید می شود (خون آلود بودن لباسها، یا جمع شدن خون در پشت و یا در محلی که خوابیده است). کنترل خونریزی نیاز به فشار مستقیم بر روی محل خونریزی یا پانسمان فشاری آن ناحیه دارد. در صورت امکان برای اجتناب از تماس مستقیم با خون مصدوم، دستکش بپوشید و یا با استفاده از پارچه های ضد آب یا پوشاک مصدوم، محل صدمه دیده را تحت فشار مستقیم قرار دهید.


وضعیت پوست :

یک ارزیابی سریع از پوست مصدوم، به کسب اطلاعات لازم درباره وضعیت گردش خون وی کمک می کند. کنترل درجه حرارت پوست، رنگ و وضعیت آن از نظر رطوبت یا خشکی، اهمیت دارد. رنگ پوست بخصوص در افراد با پوست روشن، اشاره به گردش خون در ناحیه زیر پوست و نشان از اکسیژن رسانی مطلوب است. ممکن است در افراد با پوست تقریبا تیره این شکل ارزیابی دقیق نباشد. در این صورت ارزیابی باید از طریق بستر زیر ناخنها، داخل دهان و ملتحمه چشم ها، انجام گیرد. زمانی که عروق خونی پوست منقبض و تنگ، یا اینکه نبض کند می شود، پوست سرد شده و حالت رنگ پریده یا سیانوز (آبی خاکستری) به خود می گیرد و از طرفی مواقعی که عروق خونی پوست متسع یا گردش خون زیاد شود، پوست گرم و خشک می گردد. درجه حرارت پوست مصدوم با تماس قسمت پشت یا روی مچ دستمان و از روی پیشانی وی، به راحتی کنترل می شود. درجه حرارت پوست شکم معمولا بصورت داغ، سرد، یخ زده و یا سرد و مرطوب احساس می گردد.

 

 

بررسی تنفس (B: Breathing)

تعداد تنفس در یک فرد سالم، بین 12 تا 20 مرتبه در دقیقه است. در مصدومی که دچار اشکال در انتقال هوا شده و تعداد تنفس های او کمتر از 8 مرتبه در دقیقه و یا بیشتر از 24 مرتبه در دقیقه است، انجام کمکهای اولیه تنفسی نیاز فوری مصدوم است. توجه کنید که هر مشکل تنفسی و یا هر تنفس غیر معمولی، صدادار خواهد بود، که به نوع انسداد بستگی دارد. از آن جمله، خس خس کردن، قل قل کردن، زوزه کشیدن و یا خر خر کردن، که همراه با کوشش تنفسی است. هدف اولیه در این مرحله رفع مشکل موجود و برقراری تنفس مصدوم است. همزمان با مشکلات دیگری که برای مصدوم وجود دارد، برطرف کردن انسداد تنفسی پیش از تعیین تعداد تنفس، اهمیت دارد.

پس از باز شدن راه هوایی مصدوم غیر هوشیار، تنفس های مصدوم هم باید برقرار شود. "دیدن، شنیدنو لمس کردن" سه عامل حسی اند که برای بررسی امکان تنفس توسط مصدوم، حداکثر در مدت 10 ثانیه بکار گرفته می شوند. اگر مصدوم تنفس ندارد، اقدام به باز کردن راه هوایی شده و 2 مرحله تنفس آرام و طولانی به وی می دهیم. در این حال از وسایل جانبی برای تنفس دادن به مصدوم، از جمله استفاده از وسایل تنفس دهانی مانند ماسک های تنفسی، کمک می گیریم.

 

 

بررسی راههای تنفس فرد مصدوم

 

بررسی راه های هوایی (A: Airway)

راه هوایی باید برای انجام تنفس باز باشد. اگر مصدوم صحبت می کند یا فریاد می زند، راه هوایی او باز است. اگر مصدوم حساس و هوشیار است ولی صحبت نمی کند، داد نمی زند یا سرفه های پر قدرت و واضح ندارد، احتمالا راه هوایی مسدود شده و باید بررسی شود. در این وضعیت انجام فشار روی شکم (مانور هایملیچ) می تواند راه هوایی بسته شده را بخصوص در مصدومین بزرگسال و هوشیار باز کند. در مصدومین غیر حساس و بی هوش، که صورت آنها رو به بالا و به پشت خوابیده است، بیشترین انسدادها در راه هوایی، مربوط به عقب افتادن زبان در کف حلق است. خر خر کردن یکی از همین موارد است. اگر آسیبی در ستون مهره ها وجود ندارد، می توان با استفاده از مانور سه گانه و عقب بردن سر، به باز کردن راه هوایی کمک کرد. اگر وجود آسیب در ستون فقرات و مهره های گردنی تایید شد، فقط با استفاده از جلو کشیدن فک تحتانی، برای پیش گیری از وارد کردن آسیب بیشتر به مهره های گردنی، به بالا آوردن زبان و باز کردن راه هوایی کمک کنید. در انتها در صورت عدم موفقیت در رفع انسداد راه هوایی مصدوم، باید ارزیابی اولیه ادامه یابد.

 

 

ارزیابی اولیه مصدوم

 هدف از ارزیابی اولیه، اعریف شرایطی برای مشکلات تهدید کننده حیا مصدوم است، که باید مراقبت های اولیه به سرعت انجام گیرد. این ارزیابی (ABC) شامل بررسی راه های هوایی (Airway)، تنفس (Breathing) و گردش خون (Circulation) است و به دنبال آن، مراحل ارزیابی اولیه یکی پس از دیگری انجام می شود. انجام این ارزیابی باید در کمتر از یک دقیقه صورت گرفته و حتی کمکهای اولیه نیز در هر مرحله به فراخور نیاز مصدوم انجام شود. در پایان مرحله ارزیابی اولیه، مشکلات مصدوم باید به طور کامل مشخص شود.

کنترل هوشیاری مصدوم با صحبت کردن انجام می گیرد. اگر توانایی صحبت کردن داشته باشد، تنفس و ضربان قلب برقرار است. کنترل آگاهی به زمان و مکان با پرسیدن نام مصدوم آغاز می شود و در صورتی که به آن چه پرسیده می شود درست و با آگاهی جواب دهد، تا حدودی نشان دهنده هوشیاری اوست. سپس از حواشی آسیب و چگونگی صدمه دیدن وی پرسیده می شود. در صورتی که با پرسیدن "حال شما چطور است؟" اگر پاسخی شنیده نشد، مشخص می شود که مصدوم هوشیاری ندارد.

 

 

مهمترین کار در کمکهای اولیه

 

 

ارزیابی مصدوم و تریاژ

از مهمترین اقدامات در انجام صحیح مهارتهای اولیه ، ارزیابی مصدوم است. این مرحله از اقدامات نیاز به فهم هر چه بیشتر مهارتهای لازم برای انجام کمکهای اولیه دارد.

 

بررسی اجمالی مصدوم

توجه به شرایط محیطی در اطراف مصدوم و همچنین علت ایجاد آسیب، و نیز توجه به تعداد مصدومین در محل حادثه، از نکات اساسی این مرحله است. بدون بررسی اولیه از مصدوم، احتمال بروز آسیب های بیشتر برای وی و برای امدادگر افزایش می یابد. درادامه، امدادگر در صدد رفع خطرات احتمالی که سبب افزایش عوامل تهدید کننده حیات مصدوم می شود برآمده و از طرفی در صورت نیاز، به انجام کمکهای اولیه برای احیا مصدوم می پردازد. اگر مصدوم در لحظات اولیه بطور دقیق رسیدگی نشود، وضعیت های بحرانی موجود سبب مرگ وی می شود. تشخیص و تقسیم بندی آسیب های ایجاد شده و گرفتن شرح حال، در این مرحله صورت می گیرد. مراحل انجام کار بصورت، کسب اطلاعات از مصدوم یا تماشاچیان مطلع برای تشخیص بهتر آسیب یا بیماری و تعیین شدت آن و نوع کمکهای اولیه مورد نیاز، می باشد.برای مثال، درد در ناحیه آرنج و یا خونریزی بینی، به عنوان آسیب ساده و یک مرحله ای هستند و از طرفی درد قفسه سینه و یا بثورات جلدی، بعنوان عوارض چندتایی و مشکل، مطرح است. اگر دو یا چند نفر آسیب دیده باشند، ابتدا باید به مصدومی که آسیب بیشتری دیده است یا حیات او تهدید می شود، توجه کرد. مصدومی که فریاد میزند، یا جیغ می کشد، هوشیار است و امکان تنفس دارد و در این مرحله باید کمک به مصدومین آرام و ساکت را در اولویت قرار داد.

 

پیش از انتقال مصدوم به مراکز درمانی، موارد زیر را تحت کنترل داشته باشید

 

 

توجه بالینی به مصدوم

زمان لازم برای اطلاع رسانی به اورژانس از نکات مهم است و در این هنگام است که شما باید قادر به حداقل تعریف، در تفاوت آسیب وارده و یا بیماری مصدوم باشید و از طرفی موارد تهدید کننده برای زندگی مصدوم را مشخص نمایید. برای مثال در زمان وجود درد فوقانی شکم، توانایی درک تفاوت بین سوء هاضمه و یا حمله شدید قلبی را داشته باشید و یا اینکه مشخص کنید خس خس سینه مصدوم مربوط به بیماری آسم است و با مصرف داروهای استنشاقی لازم برطرف می شود.

بر اساس توصیه افراد با تجربه در امداد رسانی و همچنین توصیه مجامع علمی، ممکن است پاسخ سوالی که از مصدوم پرسیده می شود صحیح باشد و در صورتی که به پاسخ داده شده اطمینان ندارید، در اولین فرصت به مرکز اورژانس 115 اطلاع دهید.

 


این سوالات شامل موارد زیر است:

آیا شرایط تهدید کننده، حیات بیمار را تهدید میکند؟

آیا شرایط مصدوم وخیم است و با انتقال به بیمارستان شرایط تهدید کننده ای ظاهر خواهد شد؟

آیا برای رساندن مصدوم به بیمارستان وضعیت ترافیک بد است و یا اینکه فاصله مکانی زیاد است؟

همچنین طبق توصیه پزشکان اورژانس بدنبال کمرنگ شدن علائم حیات، که نیاز به انتقال سریع مصدوم به مراکز درمانی مجهز است، مصدوم را توسط آمبولانس یا وسیله نقلیه دیگر می بایستی سریعا به مرکز درمانی مجهز منتقل کرد.

 

مطالعه ای اجمالی از صحنه حادثه برای مصدوم

در صورت روبرو شدن با یک موقعیت اورژانس در کوتاهترین زمان ممکن، می بایستی موارد زیر را بطور اجمالی بررسی نمود:

اول: خطراتی که شما و مصدوم را تهدید می کند.

دوم: علل و مکانیزم هایی که آسیب را برای مصدوم ایجاد کرده است.

سوم: تعداد مصدومین احتمالی که در صحنه حادثه وجود دارند.

دقت کنید که انجام یک نگاه کلی در اطراف و بخصوص خود مصدوم، نباید بیشتر از چند ثانیه طول بکشد. در اولین اقدام توجه کنید از خطراتی که شما و مصدوم را تهدید می کند سریعا دوری نمایید، چرا که یک امدادگر مصدوم را نمی توان به عنوان یک کمک کننده موثر در نظر گرفت. همیشه از خود بپرسید که آیا برای ورود امن است؟

دومین اقدام یک امدادگر پس از دقت در نوع آسیب مصدوم، جویا شدن علت آسیب یا بیماری مصدوم است. در مورد آنچه که درک کرده اید به پرسنل واحد اورژانس اطلاع دهید. سرانجام توجه کنید چه تعداد از مردم گرفتار حادثه شده اند.

 

اطلاع به سرویس اورژانس 115

 برای کمک به یک وضعیت اورژانس، تماشاچی می تواند با درک مغایرت های موجود، برای تسریع در انجام کمکهای اولیه، موثر واقع شود. این فرایند در صورتی موثر و کیفیت لازم را داراست که امدادگر حاضر در صحنه، نحوه کمک تماشاچی را معین کند.

 

تصمیم گیری در کمک گرفتن از افراد حاضر در صحنه

در وضعیت اورژانس هر یک از تماشاچیان برای کمک رسانی به دیگران بطور مستقل وارد عمل می شوند. تصمیم گیری صحیح و سریع برای کمک رسانی به مصدوم، در مدت زمان کوتاه پس از تشخیص موقعیت اورژانس، از اهم اقدامات است و در صورت کمکهای اولیه موثر واقع می شوند. مردم اغلب بهترین اقدام را تماس با واحد اورژانس می دانند، در صورتی که در بعضی مواقع بهترین عمل علاوه بر تماس با مراکز اورژانس 115، انجام یکی از موارد زیر است:

چنین روند فعالیتی می تواند سبب بروز آسیبهای خطرناک برای مصدوم شود و این در صورتی است که در بیشترین موارد می توان با انجام کمکهای اولیه در محل حادثه، از بروز بسیاری از خطرات جانی مربوط به انتقال مصدوم به مراکز درمانی مجهز جلوگیری کرد.

 

 

 

کمک‌های اولیه خون‌ریزی از گوش

این‌ حالت‌ به طور معمول در اثر پاره‌ یا سوراخ‌ شدن‌ پرده‌ گوش‌ روی‌ می‌دهد؛ عواملی‌ مثل‌ فرو کردن‌ یک‌ جسم‌ خارجی‌ داخل‌ گوش‌ یا وارد آمدن‌ یک‌ ضربه‌ به‌ یک‌ سمت‌ سر یا وقوع‌ انفجار، به‌ سوراخ‌ شدن‌ پرده‌ گوش‌ منجر می‌شوند.

 

 

کمک‌های‌اولیه در غرق شدگی

غرق‌شدگی از علل مرگ ‌ومیر به‌خصوص در میان بچه‌ها و نوجوانان است. عوامل زمینه‌ساز عبارت‌اند از: بیماری‌ صرع، عقب‌ماندگی ذهنی، نداشتن آشنایی کافی با قواعد شناگری و افزایش استفاده از قایق‌های روباز و تندرو .

 

 

کمکهای صحیح در زلزله

نتایج بررسیها حاکی از آن است که شکستگی لگن، قفسه سینه و نخاع جدی ترین آسیبهایی است که در هنگام بروز زلزله در شب در مصدومان ایجاد می‌شود.در زلزله به علت له شدن افراد در زیر آوار، مرگ و میر بسیار زیاد است .

 

 

 

کمک‌های‌اولیه در خون‌ریزی

هنگامی‌ که‌ می‌خواهید به‌ درمان‌ خون‌ریزی‌ بپردازید، ابتدا کنترل‌ کنید که‌ آیا شی‌ در داخل‌ زخم‌ وجود دارد یا خیر؛ دقت‌ کنید که‌ روی‌ شی فشار وارد نکنید. در صورتی که شی‌ در داخل‌ زخم‌ وجود ندارد، اقدامات زیر را انجام دهید

 

 

از ضربه به سر تا سوختگی شیمیایی

هنگام وقوع حادثه دانستن کمک های اولیه و توانایی انجام آن بدون دستپاچگی می تواند جان افراد را نجات دهد ولی حتی اگر کمک های اولیه نمی دانید با به کار بستن چند نکته اصلی می توانید در ثانیه های اول مفید واقع شوید.

 

 

کمک های اولیه در برق گرفتگی

در برخورد با فرد برق گرفته ابتدا باید اطمینان حاصل کنید که برق قطع شده و مصدوم به منبع جریان متصل نیست . تعداد تنفس و ضربان قلب فرد مصدوم را کنترل کنید و در صورت لزوم ، احیای قلبی تنفسی را انجام دهید .

 

 

کمکهای اولیه (شوک)

کاهش علایم حیاتی بدن به دلایل مختلف بلافاصله بعد از آسیب و یا با تأخیر که بر اثر ناتوانی دستگاه گردش خون در رساندن کافی به اعضای بدن، ایجاد می‌شود را شوک گویند که از یک ضعف تا یک وضعیت کشنده بر اثر آسیب شدید، متغیر است.

 

 

 

 

کمکهای اولیه - ایست قلبی

در بالغین و اطفال دو انگشت بالاتر از انتهای استخوان جناغ سینه و در شیرخواران زیر یک سال یک سانتی‌متر پایین‌تر از خطی که دو نوک سینه را به هم وصل می‌کند .

 

 

 

ایمنی و سلامت

محیط نیز همچون عادات شخصی قادر است بر سلامت تأثیر بگذارد؛ اما می توان تا حدی آن را تعدیل کرد. حوادث از علل عمده مرگ و آسیب دیدگی‌های وخیم می‌باشند، به ویژه در افراد مسن و خردسالان.

 

 

آشنایی با برخی ضایعات پوستی

از آنجائیکه مبحث بیماریهای پوستی، از مباحث گسترده و تخصصی می‌باشد، در اینجا تنها به اختصار به برخی از شایعترین مشکلات اولیه پوستی که به درمان با داروهای بدون نسخه پاسخ می‌دهند، اشاره می‌شود.

 

نقش کمک های اولیه درکاهش تلفات...

آموزش کمکهای اولیه ضرورتی برای کاهش مرگ و میر در تصادفات بنا به گزارش سازمان بهداشت جهانی اولین افرادی که به محل وقوع حادثه می رسند نقش بسیار مهمی در پیشگیری از تبعات جدی تصادفات ترافیکی دارند.

 

 

اقدامات‌ در وضعیت‌های‌ اورژانس

در هر موقعیت‌ اورژانس‌، باید از یک‌ مجموعه‌ اقدامات‌ مشخص‌ پیروی‌ کنید. از این‌ طریق‌، شما قادر خواهید بود موارد ضروری‌ را اولویت‌بندی‌ کنید و شخصاً تصمیم‌گیری‌ کنید.

 

 

آوار برداری

تیمهای آوار برداری پس از ورود به منطقه ؛ میبایست دارای یک برنامه ریزی از قبل تعیین شده و مدون باشد تا بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن ؛ آغاز به عملیات کنند .

 

 

آموزش مقابله با بلایای طبیعی

آیا برای یک سیل ناگهانی آماده اید؟ همانطور که می دانیم، سیل از بلایای طبیعی است که همه ساله در گوشه و کنار دنیا اتفاق می افتد و باعث خسارتهای مالی و جانی زیادی می شود.

 

 

کمک های اولیه عمومی

پیشگیری از بسیاری از سوختگی ها آسان است مثلاً اجازه ندهیم بچه های کوچک با آتش بازی کنند و یا کبریت یا چراغ را از دسترس بچه ها دور نگه داریم و یا حتی دسته ماهیتابه را به گونه ای روی گاز قرار دهیم که با برخورد اشخاص واژگون نشود.

 

 

 

 

چگونه‌ ارایه‌کننده‌ کمک‌های‌ اولیه‌...

یادگیری‌ کمک‌های‌ اولیه‌ از یک‌ کتاب‌ راهنما یا یک‌ دوره‌ آموزشی‌، با آنچه‌ در واقعیت‌ اتفاق‌ می‌افتد کاملاً مشابه‌ نیست‌. اکثر ما در برخورد با «موارد حقیقی‌» دچار نگرانی‌ می‌شویم‌.

 

 

دستورالعمل آمادگی برای وقوع زلزله

تا به حال مطالب بسیار زیادی را درباره اینکه چگونه خود را برای زلزله آماده کنیم دیده و خوانده اید. متاسفانه بسیاری از این مطالب ترجمه ای صرف از بخشی از متون آموزشی است که در کشورهای پیشرفته همچون امریکا و ژاپن در اختیار مردم است.

 

 

 

پانسمان

پوشانیدن سطوح مجروح و بانداژ بخش قابل اهمیتی از کمک های اولیه به حساب می آید. عموماً سطح اکثر زخم ها نیازمند پوشاندن می باشند و تثبیت موقعیت و حمایتی که در اثر بانداژ فراهم می آید .

 

 

کمک های اولیه در گزیدگی ها

تخمین زده می شود که سالانه ۵ میلیون مارگزیدگی در سراسر جهان اتفاق می افتد که مسؤل ۰۰۰/۱۲۵ مرگ در طول سال می باشد، مارگزیدگی خصوصاً در مناطق گرمسیری و نواحی که قطب کشاورزی است بوفور دیده می شود.

 

 

دندان درد

1. اگر دندان درد به علت تماس دندان با ترشی ها، میوه ها یا بستنی ایجاد شده، می توان با قرار دادن خمیر دندان بر روی آن، موجب تسکین آن شویم.

2 . بر روی قسمتی از صورت که درد می کند، می توان

 

 

کمکهای اولیه برای فردی که دچار

سکته قلبی به علت مسدود شدن یکی از شاخه های شریان کرونری ایجاد می شود. قسمتی از عضله قلب که توسط شاخه ی بسته شده خون رسانی می شد، از بین خواهد رفت. اگر این قسمت بزرگ باشد، احتمال مرگ بسیار است .

تنفس مصنوعی

1. نبض را کنترل کنید.

2. اگر نبض نزند، شروع به ماساژ قلبی کنید.

3. اگر نبض می زند، بلافاصله دهان بیمار را از اجسام خارجی پاک کنید.

4. چانه بیمار را با یک دست کشیده و سر را به عقب ببرید.

 

مسومیت غذایی

بیشتر مسمومیت های غذایی یا به علت عدم رعایت بهداشت در هنگام درست کردن غذا ایجاد می شود یا به علت عدم پخت کافی آن صورت می گیرد. آشپزهایی که پس از رفتن به توالت، دست خود را نمی شویند سبب انتقال میکروبهای روده ای و حتی هپاتیت می شود.

 

 

روش احیای فرد غرق شده

1. وقتی فرد غرق شده را از آب بیرون می آورید، شروع به تنفس مصنوعی کنید و در همین حال فرد غرق شده را به سمت ساحل یا خشکی ببرید.

2.. مصدوم را از آب بیرون آورده و روی زمین بخوابانید.

3. تنفس را کنترل کنید.

4. نبض را کنترل کنید.

 

 

خونریزی از بینی

بینی دارای عروق خونی بسیاری است که با کوچکترین ضربه، شروع به خونریزی می کند. در برخورد با کسی که دچار این عارضه شده، اقدامات زیر را انجام دهید: 1. بینی را با دست محکم بگیرید. 2. مصدوم باید بنشیند و سرش را به جلو خم کند.

 

 

آتش گرفتن لباس

اگر فردی لباسش آتش گرفته باشد، باید اقدامات زیر را انجام دهید: 1. فوری مصدوم را روی زمین بخوابانید. 2. اگر کپسول آتش نشانی در دسترس باشد، استفاده کنید وگرنه طرفی که آتش گرفته را روی زمین بغلتانید. این کار موجب عدم رسیدن به بدن می شود .

 

 

احیای قلبی

1. بیمار را به پشت خوابانده و در کنارش زانو بزنید. 2. زاویه دنده ها را در پایین سینه، لمس کنید. دستتان را به اندازه دو انگشت بالاتر از زاویه دنده بگذارید. 3. دست دیگر را روی آن دست بگذارید، انگشتان دست باید بالا باشد.

 

 

 

ایست قلبی و تنفسی

منظور از ایست قلبی ، حالتی است که ضربان قلب کاملاً از بین می رود و منظور از ایست تنفسی ، از کار افتادن تنفس خودبخودی در فرد می باشد . این حالات می تواند به دنبال سکته قلبی ، شوک ، خونریزی های بسیار شدید گیر کردن اجسام خارجی و...

 

 

کمک های اولیه کودکان

حوادث در مدرسه اغلب در کلاس درس اتفاق می افتد . میز و صندلی های فرسوده و شکسته ، عدم رعایت نظافت و تمیزی کلاس درس و ... گاهی اوقات رفتار بچه ها موجب حوادث می شود .

 

 

 


کمک های اولیه انواع ســوختگى

هرساله تعداد زیادى از مردم دچار سوختگى مى شوند که نیمى از این موارد در کودکان و خردسالان پیش مى آید. هر چند پیشرفت هاى عمده اى در درمان سوختگى حاصل شده است اما بسیارى از عوارض جسمى سوختگى تا مدتها گریبانگیر نجات یافتگان است .

 

 

کمک های اولیه در خونریزی و زخم...
به صورت واکنشی و برای جبران خون از دست رفته، خون کمتری به قسمتهای کم اهمیت تر مثل پوست، می رسد و به همین دلیل رنگ پریدگی پوست و مخاطها جزو علایم شایع خونریزی است.

اصول ایمنی و کمکهای اولیه در ورزش و حوادث ورزشی

بروز صدمات و حوادث در ورزش امری اجتناب ناپذیر است و همواره ورزشکاردرمعرض یکسری خطرات بالقوه ای قرار دارد که در صورت اطلاع از مکانیسم آسیب و نحوه درمان این صدمات ، از ناتوانیهای بعدی ورزشکار کاسته می شود.اگر مربی و مددکار ورزشی در مورد اقدامات اولیه ورزشی تعلیم درستی ببینند این ناتوانیها به حداقل خواهد رسید، کما اینکه امروزه در جامعه ورزشی مملکت ما مربیان ناآزموده بر صدمه حاصل از ورزش نیز دامن می زنند. در حال حاضر ، پیشگیری ، تشخیص و مراقبت صحیح از صدمات ورزشی دارای اهمیت ویژه ای است.

 

بطور کلی باید به چند اصل اساسی توجه نمود:

۱- گذاشتن کیسه یخ یا خود یخ به تنهایی کمک بزرگی برای جلوگیری از ورم در اثر خونریزی می نماید. بهتر است یخ را داخل کیسه نایلون یا با استفاده از یک پوشش در روی عضو قرار دهیم ، زیراممکن است در اثر یخ گذاشتن به صورت مستقیم روی پوست تحریک و آسیب پوست شود.

۲- چون در اثر ضربه و خونریزی ورم ایجاد می گردد، بهتر است عضو مجروح و مصدوم رابالاتر از حد معمول نگاه داشت ، تا بدین وسیله از شدت ورم کاسته و در نتیجه درد نیز کمتر می شود.

۳- انجام اقدامات اولیه که مربوط به علائم حیاتی ورزشکار می شود (سیستمهای راههای هوایی، دستگاه تنفس –دستگاه گردش خون)

۴- اگر ورزشکار تنفس نداشت و یا مشکلی در دستگاه قلبی و ریوی داشت بلافاصله او را به مرکزفوریتهایی پزشکی بفرستیم

۶- در همان زمان که مشغول ارزیابی هستیم ، مراحل ( HIT ) را که شامل تاریخچه و مشاهده ولمس است انجام دهیم.

۷-وقتی که ما سعی می کنیم که نوع صدمه را معین کنیم در صورت لزوم به انجام کمکهای اولیه نیز بپر دازیم

۸- ورزشکارانی که به صورت جدی آسیب دیده اند نباید هیچ گاه حرکت داده شوند.

۹- تنهادر زمانی می توانیم ورزشکاری را که دارای آسیب جدی است حرکت دهیم که وی در موقعیتی باشدکه مانع از ارزیابی  ABC شده باشد و نتوان کمکهای اولیه ویژه برای نجات جان وی را ارائه کرد.

۱۰ – اگر ورزشکاری بی هوش یا مشکوک به آسیبهای سر و گردن ویا پشت سر ،قرار است حرکت داده شود، ابتدا باید سر و ستون فقرات ثابت شده ، بدن وی نیز به صورت واحد حرکت داده شود.

۱۱- ورزشکارانی که دچار شکستگی ،دررفتگی،نیمه دررفتگی یاکشیدگی وپیچ خوردگی و یاپارگی لیگامنتها ی عضلانی شده اند ، تا هنگامی که آسیب های وارده ثابت نشده و بسته نشده اندنباید حرکت داده شوند.

کیف کمک های اولیه

اگر شما به صورت حرفه ای، آماتور یا تفریحی تمرین یا مسابقات ورزشی انجام می دهید، باید توجه داشته باشید که کمکهای اولیه و رسیدگی فوری پس از آسیب دیدگی بدن امری بسیار مهم است.اگر ورزش را هر از گاهی انجام می دهید و برای آن دکتر مشاوری ندارید باید حتما توجه کنید که در هنگام ورزش کردن همراه داشتن حداقل وسایل پزشکی اولیه لازم است.

برای اینکار البته لازم نیست که همیشه هنگام تمرینات کیف یا جعبه ای بزرگ را دنبال خود بکشید، بلکه سعی کنید نسبت به ورزشی که انجام می دهید، وسایل کمکهای پزشکی مورد نیاز آنرا همراه داشته باشید. برای مثال اگر فوتبال بازی می کنید، سعی کنید اسپری ضریه خوردگی و گرفتگی عضله، یا کیسه یخ همراه داشته باشید. چون اکثرا صدمات این ورزش ضربه خوردگی یا گرفتگی عضله است.

همچنین در چنین ورزشی معمولا باند و دو تکه چوب شبیه آتل به عنوان وسایل کمک اولیه لازم می شود، چون شکستگی نیز جزو صدمات فوتبال حساب می شود.

 

اما وسایلی که برای فراهم سازی یک جعبه کمکهای اولیه در ورزش پیشنهاد می شوند، شامل موارد زیر هستند:

باند و گاز چسب که برای بستن زخمها سطحی و گرم نگه داشتن عضله کاربرد دارند.

اسپری ضربه خوردگی / گرفتگی عضله کیسه یخ که برای ساکت کردن درد و مداوای ضربه خوردگی و گرفتگی عضلانی کاربرد دارند

پماد، ویسک و چسب گرم کن جهت بستن و گرم نگه داشتن عضله در قسمت گرفته شده

داروها

قرصهای تنظیم فشار خون، سرگیجه، حال بهم خوردگی و قند

 

مواقعی که ورزشکار نباید به مسابقه ادامه دهد:

۱- مواردی که حرکت کم شده باشد (نتواندبدود-حرکت یاورزش کند – راه برود- بپرد)

۲- زمانی که ورزشکار تب دارد

۳- زمانی که ورزشکار احساس سردرد، سرگیجه دارد و یا حافظه اش کم شده و هوشیاری اوکم می باشد.

۴- موقعی که ورزشکار از درد پاشکایت دارد.

در صورت وجود هر یک از موارد فوق ورزشکار باید توسط پزشک مورد معاینه قرار گرفته و سپس مرخص شود. 

فایده استفاده از یخ در برخورد با آسیب ها چیست؟ آیا گرما هم موثر واقع می شود؟

یخ سبب کاهش خونریزی، تورم، التهاب، نیازهای متابولیک ناحیه مجروح، درد و نیز اسپاسم عضلانی می شود. اما گرما به نوبه خود دارای فایده نیست و جز در مورد کاهش اسپاسم عضلانی، سبب افزایش موارد نام برده هم خواهد شد. گاهی توصیه می شود که دوره های متناوب استفاده از گرما و یخ اعمال شود، یعنی عضو را ۱ تا ۲ دقیقه گرم کنند و بعد از یخ استفاده کنند.بر اساس شدت تورم عضو این نسبت قابل تغییر است. هر چه آسیب حادتر باشد،از مدت گرم کردن کاسته خواهد شد.


روش صحیح ماساژ دادن با یخ چگونه است؟باید چه مدت زمانی طول بکشد؟آیا روش های دیگری هم برای استفاده از یخ وجود دارد؟

از نحوه تهیه یخ شروع می کنیم: در یک لیوان یک بار مصرف آب ریخته و می گذاریم یخ ببندد. سپس لیوان را از وسط بریده و باقیمانده قالب یخ را برای مدت ۶۰ تا ۹۰ ثانیه بر روی منطقه ای ثابت از عضو آسیب دیده نگه می داریم تا در ناحیه مربوطه و تا ۵/۱ سانتی متر در اطراف محل احساس کرختی به شخص دست دهد. حال با توجه به وسعت محدوده ای که بی حس شده، به آرامی یخ را به صورت دایره وار روی پوست ماساژ می دهیم. این ماساژ در آسیب های با وسعت متوسط ،۷ دقیقه و در نواحی بزرگ تا ۱۰ دقیقه طول خواهد کشید.

غوطه ور کردن عضو در آب یخ هم موثر است، اما تحمل آن برای مصدوم سخت است. به علاوه نمی توان عضو را بالاتر از سطح قلب نگه داشت. به عنوان قانونی کلی، در طی یک ساعت می توان ۲۰ تا۳۰ دقیقه(حداکثر)از یخ استفاده کرد و حداقل ۳۰ دقیقه نیز عضو را به حال خود گذاشت. مسلم است که اگر تحمل مصدوم به سرما کم باشد، باید زمان استفاده از یخ را کاهش داد.


خصوصیت باندهای فشاری چیست؟

این باندها را از دیستال عضو به پروگزیمال می پیچند، به طوری که در هر دور نصف پهنای دور قبلی را بپوشاند. فشار الاستیکی که اعمال میشود سبب کاهش تورم خواهد شد. البته بانداژ نباید آنقدر محکم انجام گیرد که در بازگشت خون وریدی به طرف قلب اختلالی ایجاد کند. در مورد باندهای الاستیک تا توان بالقوه، کشش باند کافی خواهد بود. باندهای الاستیک برای آسیب های حاد اندام تحتانی مناسب نیستند، چون قابلیت حفاظت اندکی ایجاد می کنند.

 

 

اصول برخورد با ورزشکاری که شدیداً آسیب دیده و حال وخیمی دارد چیست؟

در ابتدا توجه معطوف به مجاری هوایی مصدوم خواهد بود.هرگونه انسداد یا مانعی را باید بر طرف کرد. در هنگام این بررسی ها باید مراقب آسیب ستون فقرات گردنی نیز بود.

در مرحله بعد به نحوه تنفس مصدوم دقت می شود. در صورت نیاز می توان از تنفس مصنوعی و اکسیژن کمکی استفاده کرد تا تنفس خود بخودی و منظم برقرار شود. اینک نوبت بررسی گردش خون فرد است.

نبض شریان کاروتید از لحاظ کیفیت، تعداد و ریتم لمس خواهد شد. در صورت فقدان این نبض یا نبض رادیال، باید عملیات احیاء قلبی عروقی آغاز گردد. یا همان مرحله ارزیابی مختصر عصبی که سطح هوشیاری، اندازه و واکنش مردمک ها به نور،حرکات چشم و پاسخ های حرکتی مصدوم را شامل می شود. به معنی مشاهده اندام ها و سایر قسمت های بدن است تا از وجود هرگونه خونریزی،شکستگی یا خون مردگی آگاه شویم.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢ | ٥:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()