آرشیو وبلاگ
دانلود طرح های رنگ آمیزی فانتزی کودکان

تحقیق پیرامون باغ های ایرانی و سایر کشورها

مطلبی درباره محیط زیست

بررسی وضعیت محیط زیست


وظیفه ای که در قبال محیط زیست داریم

این روزها بیش ازهرزمان دیگر با مساله ای خطرناک و چشم انداز شوم ناشی از آن روبه رو هستیم : تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین. شتاب روز افزون گرمایش، دانشمندان را غافلگیر کرده و با چنان سرعتی هستی بشر ساکن بر روی کره زمین را تهدید می کند که تیم های متعدد پژوهشی مشغول کار شبانه‌روزی هستند تا مگر بتوانند با ماهیت این پدیده بیشتر آشنا شوند و احتمالا راه حلی برای پیشگیری یا حداقل کم کردن عواقب آن بیابند.

دریاها بالا می‌آیند، موج بر موج می‌نشیند، طرح‌ها و الگوهای از پیش تعیین شده آب و هوا به سرعت تغییر می کند و کارشناسان را به بهت وا می‌دارد. و این همه بار مسئولیت بشر امروز را بیش‌ از پیش سنگین می‌سازد.

اولین اقدامی که لزوم انجام آن بر همه محافل پژوهشی و جوامع بشری مسجل است انجام کاری جدی در مقابله با گازهای گلخانه‌ای به منظور صیانت از شهروندان ساکن بر روی کره زمین است. به ویژه میلیون‌ها نفر انسان که بیش از همه آسیب پذیرند. اما همچنان که شروع به بررسی و شناخت وضعیت بشر و نیازهای او برای نجات از این شرایط خطیر می‌کنیم باید موجودات دیگری را که د زندگی بر روی کره ارض با بشر سهیم‌اند. در نظر داشته باشیم. به ویژه آنکه تمامی مسئولیت وضعیت پیش آمده برای زیستکره فقط و فقط بر عهده ما انسان‌هاست. هیچ یک از گونه‌های گیاهی و جانوری، پستاندار و مهره‌دار، خزنده و چرنده، آبزی و خشکی‌زی و جز آن کوچکترین تقصیری در ایجاد شرایط موجود نداشته‌اند و حال نیز اغلب می‌بینیم دانشمندانی را که در محاسبات خود برای نجات زمین صرفاً به انسان‌ها می‌اندیشند و لاغیر.

میلیون‌ها گونه جانوری نیز زمین را خانه خود می‌دانند و چه بسا هزاره‌ها پیش از انسان در این کره زیست می کرده اند. هر یک از این گونه ها منحصر به فردند و در نیچ niche (موقعیت) زیستی ویژه خود زندگی می کنند.

دانشمندان صراحتاً به ما می گویند که اگر چاره ای برای جلوگیری از این تخریب بی رحمانه زیستگاه های آنان اندیشیده نشود، حداقل نیمی – و شاید دو سوم – همه گونه تا پایان قرن حاضر گام در راه بی بازگشت انقراض خواهند گذاشت! تکان دهنده است یا نه؟

اخیرا گزارشی از هیات بین دولتی تغییرات آب و هوایی  (IPCC) انتشار یافت که در آن دانشمندان چنین نتیجه گیری کرده بودند که گرمایش زمین در قرن حاضر زیستگاه های جهان را دستخوش تغییراتی بزرگ خواهد ساخت. برای مثال بخش های بزرگی از جنگل های آمازون (این بزرگترین و ارزشمندترین زیستگاه حیات وحش کویر و ریه تنفسی کره زمین) تغییر شکل خواهد داد و به علفزارهای بزرگ تبدیل خواهد شد،

در حالی که بسیاری از ساواناهای علفزار تبدیل به بیابان خواهد گردید!
در کتب مقدس آمده: خداوند همه موجودات را آفرید، و دید آنها خوب هستند. پس آنان را فرمود که سودمند باشند و تکثیر شوند. و زمان به پیامبری نوح (ع) چون رسید، کره زمین در برابر آزمونی بزرگ قرار گرفت و پس از نوح، به عنوان اولین حفاظت کننده گونه ها قراردادی با همه حیوانات برای همه نسل های پس از آن منعقد شد. آنگونه که از همه کتب مقدس بر می آید خداوند بزرگ از برکت و سرسبزی زمین شادمان است و همه گونه ها را دوست می دارد.

طرفداران و فعالان محیط زیست با همین نظر و دغدغه به بحران انقراض گونه ها نزدیک می شوند، ترکیبی از علم و اخلاق و برای بسیاری از آنان ایمانی مذهبی. هر جاندار نقشی واحد در فرشینه بزرگ اکولوژیک بازی می کند: یک جنگل، یک دریاچه، مرتع یا اقیانوس. اگر گونه ها را نابود کنیم – درست مثل اینکه نخ های تار و پود فرشینه ای را بکشیم و از هم بگسلیم – اکولوژی جنگل یا دریاچه رو به نابودی خواهد نهاد و نخ کش خواهد شد! متاسفانه این واقعه دیربازی است که اتفاق افتاده است و اکو سیستم های زیادی، اعم از کوچک و بزرگ، در سراسر جهان با این فاجعه رو به رو شده اند.

خوشبختانه – به نظر دانشمندان – هنوز فرصتی برای تغییر رفتار و حفاظت گونه ها و خودمان باقی مانده است. ما باید (و موظفیم) با تمام توان و امکاناتی که داریم برای متوقف کردن گرمایش زمین کار کنیم، و نیز نیازمند ساختن یک کشتی نوح مدرن و مطابق نیاز امروز هستیم. کشتی نوح در اینجا استعاره ای از پروژه های عظیم زیست محیطی است که بتواند به نابودی گونه ها پایان دهد یا لااقل بازماندگان را تحت حفاظت درآورد و نجات بخشد. ذخیره گاه های طبیعی در مناطقی با تمرکز بالای گونه ها باید توسعه یابد و از طریق کریدورهای حیات وحش کویر نقاط مختلف به هم متصل باشند تا چنانچه قسمتی از زیستگاه دچار خرابی و ویرانی شد حیوانات بتوانند به منطقه ای دیگر رفته و به بقای خود ادامه دهند. چنانچه حیوانات بتوانند گدار کنند و تغییر محل دهند، خواهند توانست خود را با تغییرات دما در جهانی که گرم می شود دمساز کنند در همین حال باید به جوامع محلی که در درون یا اطراف چنین مناطقی زندگی می کنند آموزش داده شود تا بتوانند به طرزی موافق طبیعت به شکار، کشاورزی و تولید انرژی بپردازند بدون آنکه اکو سیستم ها را خراب کنند و آینده خود و فرزندانشان را با مخاطره مواجه سازند.

اجرای این طرح ها نه مشکل است و نه گران و پر هزینه. کشورهای ثروتمند به تنهایی می توانند در چنین فعالیت های جهانی قدم پیش گذارند و در این پروژه ها سرمایه گذاری کنند – در حال حاضر سالانه صدها میلیون دلار در سطح جهان صرف فعالیت های حفاظتی می شود که البته به هیچ وجه کافی نیست. کارشناسان حفاظت می گویند این رقم باید به 5 میلیارد دلار در سال برسد تا نتیجه ای مناسب حاصل آید.

 توجه داشته باشید که 5 میلیارد دلار رقمی ناچیز و حدود یک درصد هزینه ای است که سالانه صرف تعویض و مبادله ارزهای خارجی می شود.

با توجه به اینکه درهای حفاظت زیستگاه های تازه و گونه های موجود به سرعت بسته می شوند، حامیان حفاظت پیشنهاد تشکیل صندوقی تحت عنوان صندوق نجات گونه های زیستکره را داده اند که ماموریت ایجاد شبکه ای کارآمدو ایمن در نقاطی از جهان را دارند که دارای بیشترین تمرکز گونه های در معرض خطر هستند. از آنجا که بیشتر این مناطق در کشورهای در حال توسعه قرار دارند این صندوق باید برای مردم فقیر جوامع روستایی نیز سودمند باشد.

در کوتاه مدت، صندوق نجات گونه های زیستکره با سرمایه کشورهای ثروتمند، کمپانی های بزرگ و حتی افراد، پروژه های حفاظتی جهانی را به انجام خواهد رساند. یک سیستم تجارب جهانی کربن نیز برای کسب درآمد و تامین مالی این شبکه به راه خواهد افتاد. علاوه بر این متخصصان معتقدند باید یک سیستم قوی برای مواجهه با تغییر آب و هوا و اجبار صاحبان صنایعی که گازهای گلخانه ای ایجاد می کنند به انجام کارهای لازم برای جلوگیری کامل و یا کاهش تصاعد این گازها و دریافت مبالغ بیشتری برای پروژه های صندوق پایه ریزی شود.

از همه اینها گذشته نجات گونه های موجود در جهان یک موضوع ایمانی نیز هست. چه طرفدار محیط زیست باشیم یا نه، ایمان به خداوند و اعتقاد به دین ما را وا می دارد که از گونه های موجود بر روی کره زمین، این آفریده های شگفت و زیبای خداوند تا حد ممکن و تا آنجا که می توانیم نگهداری کنیم.

 

 

 

محیط زیست به چه کسی تعلق دارد؟ 

در جهان حاضر ما انسان‌ها خود را متمدن، صاحب تکنولوژی، مالک زمین و حتی فضا می‌دانیم و به همین دلیل پا را از زمین فراتر گذاشته و برای یافتن زیستگاه جدید به کرات دیگر می‌اندیشیم. اگرچه در این زمینه‌‌ها به پیشرفت‌هایی نائل آمده‌ایم اما برای بقای خود و موجودات کره زمین کمتر بها داده‌ایم. تکنولوژی و زندگی شهری با رشد سریعت خود چنان منابع طبیعی را مصرف و نابود می‌کند که یکی پس از دیگری رو به تمام شدن هستند و جامعه صنعتی چنان محیط زندگی را آلوده کرده که نه تنها فرایند طبیعی قادر به ترمیم آن نیست بلکه موازنه پویای میان چهار رکن اصلی بیوسفر (خاک، آب، هوا و جانداران) را به هم زده و در حال حاضر زندگی بسیاری از انواع جانداران، گیاهان، رودها، دریاچه‌هاف کوه‌پایه‌ها و سواحل دریاها به خاطر آلودگی آب و محیط به خطر افتاده است.

محیط زندگی جانوران به دلیل ازدیاد و هجوم شکارچیان و گسترش جمعیت و زندگی شهری روز به روز تنگ‌تر شده و همواره شاهد انقراض گونه‌هایی از جانوران هستیم.

آیا با فرسایش خاک و نابودی گیاهان و نسل‌کشی حیوانات، بقای انسان امکان‌پذیر است؟ آخرین یوزپلنگ چقدر ارزش دارد؟ آخرین پلیکان چه قیمتی خواهد داشت؟ آیا انسان خود را تنها محق استفاده از هستی و طبیعت می‌داند؟ چه کسی پاسخگوی این فاجعه می‌باشد؟

آنچه که به آن می‌پردازیم، مشکل محله، شهر و یا کشور ما نیست بلکه معضلی برای کل جهان هستی می‌باشد. زیرا این مشکل حاصل رشد روزافزون جمعیت و جامعه صنعتی جهان می‌باشد. متأسفانه هر فردی که وارد یک محیط سرسبز می‌شود، طبق فرهنگ ناخوشایند و به تعبیری شهر ما خانه ما نیست هیچ‌گونه احساس مسئولیت نسبت به محیط ندارد. هر فضای مناسبی برای تفریح در کشور ما یا ملک خصوصی شده و یا با اثر رهگذران و گردشگران و بی‌توجهی ارگان‌های ذی‌ربط پس از چندی به جایگاه زباله و پس مانده‌های آنها تبدیل می‌شود. در یک نگاه نقادانه به اطراف شهرها و تفریحگاه‌های خارج از شهر و دامنه کوه‌ها، وجود حجم زیادی از زباله‌ها فاجعه زیست محیطی ایجاد کرده که شاید برای بعضی غیرقابل تصور باشد. فقر فرهنگی و نداشتن آگاهی اجتماعی و عدم مسئولیت‌پذیری نسبت به محیط زیست و حفاظت از آن عامل اصلی آلودگی و تخریب طبیعت می‌باشد. وسعت تخریب و عمق فاجعه دستاویزی شده تا اهالی بعضی از روستاها د ر دامنه کوهها و قله‌ها از ورود کوه‌نوردان ممانعت به عمل آورده و طبق گزارشات واصله در بعضی نقاط باعث ایجاد درگیری‌هایی شده است. در دامنه‌‌ها و مسیر قله‌های علم‌کوه، آزادکوه، دماوند،

سبلان ... و همچنین حریم رودخانه‌ها و چشمه‌ها صحنه‌های دلخراشی پس‌مانده‌های زباله خاطر انسان را آزرده می‌کند،

چه کسی مسئول جمع‌آوری زباله‌ها می‌باشد؟ وقتی پای درددل و صحبت روستاییان و صاحبان فعلی مناطق کوهستانی می‌نشینیم، از آلودگی و تخریب محیط، درختان و گیاهان توسط رهگذران گله‌گذاری می‌کنند که در جواب دادن به آنها مات و مبهوت حرفی برای گفتن نداریم ورود افراد و گروه‌های گل گشتی که آگاهی زیست محیطی ندارند و بدون سرپرست وارد منطقه می‌شوند، اغلب تخریب و آلودگی‌های محیط را به دنبال دارد. و حل این معضل جلوگیری از ورود مردم و کوهنوردان به مناطق تفریحی و کوهستانی نمی‌باشد.

عدم برنامه‌ریزی و سیاست نادرست ارگان‌های ذیربط و نیز عدم اطلاع‌رسانی کافی به عموم جامعه از علل اصلی می‌باشد. به این دلیل است که هر فردی به محض ورود به یک منطقه خود را صاحب آن می‌داند و هر کاری که بخواهد می‌‌کند و به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی این جهان فقط به او تعلق دارد و ملک شخصی او می‌باشد و هیچ‌گونه حقی برای دیگران و نسل‌های آینده قائل نیست.

لذا سازمان‌های ذیربط ضمن اشاعه فرهنگ زیست محیطی و مراقبت از طبیعت و حفظ و صیانت محیط زیست، همراه با برنامه‌ریزی و سازماندهی می‌توانند با اقداماتی از قبیل احداث سرویس‌های بهداشتی و مکان‌های جمع‌آوری زباله و استفاده بهینه از طبیعت شرایطی را فراهم کنند که تعلق خاطر همه افراد جامعه فراهم شود و کسی خود را صاحب و مالک مواهب طبیعی و ملی ندانسته بلکه به عنوان دفاع از حقوق مدنی کل جامعه با مسئله برخورد منطقی نماید.

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٢ | ٦:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()