آرشیو وبلاگ
دانلود طرح های رنگ آمیزی فانتزی کودکان

تحقیق پیرامون باغ های ایرانی و سایر کشورها

مقاله درباره نقش رهبری دینی

رهبری و مدیریت

1- رهبری و مدیریت در عرف امروز با همه توسعه و شمولی که پیدا کرده‏ است اگر بخواهیم مرادفی برای آنها در مصطلحات اسلامی پیدا کنیم باید بگوئیم : ارشاد و رشد ، یا هدایت و رشد . قدرت رهبری همان قدرت بر هدایت و ارشاد ( 1 ) است در اصطلاحات اسلامی ، و قدرت مدیریت همان‏است که در اصطلاح فقه اسلامی رشد نامیده شده است . رشید در اصطلاحات عرف و معمولی ما یک کیفیت جسمی است و وصف اندام‏ است . قامتها و اندامها در اصطلاح و در عرف امروز فارسی متصف به صفت‏ رشد می‏شود . ولی در اصطلاح فقه اسلامی یک کیفیت روحی است ، یعنی نوعی‏بلوغ است در مقابل بلوغ جسمی . می‏گویند کودک پس از بلوغ جسمی باید بلوغ روحی نیز پیدا کند تا ثروت را در اختیارش بگذاریم و می‏گویند تنها
بلوغ جسمی برای ازدواج کافی نیست ، رشد یعنی بلوغ روحی نیز لازم است . مقصود از رشد و بلوغ روحی شایستگی و قدرت تشخیص ، درک سود و زیان و لیاقت اداره و بهره برداری است . به عبارت دیگر رشد عبارت است از شایستگی و لیاقت برای نگهداری و استفاده و بهره‏برداری صحیح از وسائل و سرمایه‏های حیات . تعبیر صحیح درباره اندام زیبا رشاقت است نه رشادت .

 2- مطلب دوم اینست که هدایت و رهبری انسان دو جنبه و دو وجهه دارد : جنبه و وجهه ثابت و جنبه و وجهه متغیر . در بحث اسلام و مقتضیات زمان‏ گفته‏ایم حیات بشر جنبه‏های ثابتی وچهارچوب ثابتی دارد که نام آن اخلاق و یا قوانین کل شریعت است که از آنها نمی‏تو ان تجاوز کرد ، به عبارت دیگر مداری دارد که ثابت است و مراحلی دارد متغیر . هدایت و راهنمایی و رهبری انبیاء در حدود مدارهای‏ کلی و ثابت است و هدایت و راهنمائی و رهبری بشری در حدود مسائل جزئی و متغیر . مثلا قرآن راجع به جهاد دستور می‏دهد که با چه قومی در چه شرایطی‏ به جنگ و در چه شرایطی با آنها در حال صلح باشید . این هدایت و رهنمائی‏ انبیاء است . اما اینکه در فلان زمان بالخصوص که جنگی در آن شرایط صورت‏ می‏گیرد شخص معنی رهبری کند لشکر را ، چه تجهیزاتی داشته باشند و از کجا و چه وقت حرکت کنند و امثال اینها مربوط است به حرکت در داخل مدار .

3- گفتیم کلمه رهبر مرادف است با کلمه ‏هادی . اکنون می‏گوئیم ممکن‏ است اشکال شود که هدایت رهنمایی است نه رهبری . رهنمایی تنها جنبه‏ آموزشی و تبلیغی دارد اما رهبری جنبه تحریک و سوق دادن و بردن و در راه‏ انداختن دارد . پس علاوه بر راهنمایی ، سامان دادن و سازمان دادن به قوای‏ افراد و تحریک نیروها و اندیشه ها و تولید شوق و رغبت در آنها نیز داخل‏ در مفهوم رهبری است . جواب اینست که درست است ولی کلمه هدایت همانطور که به معنی‏ رهنمایی به کار رفته است به معنی رهبری و بلکه بالاتر به معنی ایصال الی‏ المطلوب نیز به کار رفته است . شاید کلمه سیاقت و قیادت و امامت درمورد رهبری بیشتر صدق کند تا کلمه هدایت .

  4- مسئله دیگر مسئله نیاز به رهبر و رهبری است که این بیت القصیده و زیر بنای تعلیمات انبیاست . در مذهب شیعه مسئله امامت مبتنی بر اصل نیاز به رهبری یک مقام معصوم و فوق خطاست .

5- مسئله دیگر شرائط و وسائل رهبری است ( مسئله دیگر اصول رهبری است‏ ) .

6- مسئله دیگر هدف رهبری است .

7- مسئله دیگر انواع رهبری است .

8-  در کتاب دیباچه‏ای بر رهبری صفحه 25 می‏نویسد : " امروزه اطلاع بر مقدمات مهندسی انسانی بر هر کس که با انسانی در همکاری با آنها و یا در رهبری آنها چه در خانه چه در مدرسه چه در کارخانه و چه در یک اداره حتی‏ در سطحهای بسیار کوچک سر و کار دارد اجتناب ناپذیر است ( البته آن رهبریها ضمنا مرادف است با استثمار استاد شهید ) .

9- حدیث معروف که در ورقه‏های سفر نقل کرده‏ایم از رسول خدا که فرمود اگر دو نفر ( یا سه نفر ) در سفری بودید یکی را به عنوان رئیس خود و مدیر خود انتخاب کنید نشان می‏دهد اسلام نیاز انسان را به رهبری و نظم تا چه اندازه اهمیت می‏دهد .

10- رابطه رهبری با قبول نظم و سازمان و تشکیلات و ایجاد روح انضباط .

11-  علم رهبری و فن رهبری آموختنی است مانند هر علم و فن دیگر . در کتاب دیباچه‏ای بر رهبری ص 25 می‏گوید : " انسانها و رفتار و حیات‏ روحی آنها دارای قوانین یا مکانیسمها و فعل و انفعالهای اختصاصی‏اند . اگر بخواهیم با آنها کار کنیم باید مکانیسم و قوانین حاکم بر رفتار آنها را بشناسیم . انسانها به مثابه صندوق رمزند ،گشودن کتاب روح و جلب همکاری آنها بیش از هر چیز آگاهی و ظرافت‏ می‏خواهد نه زور . قوانین رفتار انسانی را باید مانند قوانین فیزیک و شیمی و فیزیولوژی کشف کرد نه وضع . وضع پاره‏ای از مقررات برای رهبری‏ رفتار انسانی اگر منطبق با قوانین اصلی فطرت و رفتار انسانی باشد در خور استقبال و هضم است .

12- در ص 29 از یک مدیر وزارتخانه نقل می‏کند : " تمام دستگاهها و وسائل ما نو و مدرن شده‏اند ولی متأسفانه انسانهای ما همه فرسوده شده‏اند".

13- عطف به نمره 4 و 11 : نیاز به رهبری : ص 35 " امروز نیاز به‏ رهبری را تحت عنوان " مدیریت " به طور عام و مدیریت صنعتی ، بازرگانی ، هنری ، اداری و غیر آن غالبا زیر لوای " علوم اداری " تعبیر
و دسته‏بندی می‏کنند . عصر ما را عصر مدیریت می‏نامند.

 

14- افلاطون در شرائط رهبر مدعی است که شهر یاران باید فیلسوف باشند ، باید عظمت شهریاری با شکوه فلسفی با هم در آمیزد .

 15- شرائط و وسائل رهبری . در دیباچه‏ای بر رهبری صفحه 45 تحت عنوان‏ شناخت رهبری می‏گوید : " رهبری ، داشتن قدرت و نقش خلاق در :

الف - سازمان بخشی به نیروهای متفرق انسانی .

ب - حداکثر استفاده از آنها در نیل به هدفهای دلخواه فردی یا مشترک‏ اجتماعی است .

 16- آیه کریمه : « فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله غ، نقش رهبری خلاق و فعال رسول اکرم را روشن می‏کند.

17-داستان ابولبابه و توبه او ، داستان سه نفری که تخلف کردند از تبوک و بعد به امر رسول خدا مورد بی اعتنایی قرار گرفتند و یکباره تک و تنها ماندند و به کوه پناه بردند . « و علی الثلاثة الذین خلفوا حتی اذا
ضاقت علیهم الارض بما رحبت و ضاقت علیهم انفسهم و ظنوا ان لا ملجأ من‏ الله الا الیه ».

18- یکی از شرائط رهبری همگامی و فعالیت عملی بلکه پیشقدمی و پیشگامی‏ است . اینجاست که نیم کردار بیش از دو صد گفته اثر می‏گذارد .

19- دیباچه‏ای بر رهبری " صفحه 48 راجع به اهمیت درک زمان و موقعیت در رهبری می‏گوید : زمان در رهبری نقش اساسی را بازی می‏کند .زمان آگاهی یعنی توجه به اینکه آیا هنگام و موقع رهبری فرا رسیده است یا نه لازمه هر رهبری موفقیت آمیز است .

20- یکی از شرائط رهبر ایمان و اعتماد به نفس و به عبارت دیگر ایمان‏ به موفقیت است آنچنانکه رسول اکرم در روزهای اول رسالت خود سخن از اطاعت روز و ایران بمیان می‏آورد و مورد تمسخر قریش و بنی هاشم قرار می‏گرفت . « امن الرسول بما انزل الیه من ربه »از جمله ما انزل است : « هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله "امام حسین علیه‏السلام نیز به خود و قیام خود و نتیجه قیام خود ایمان و اطمینان داشت که در این راه به ابوهره از وی یا دیگری فرمود اینان مرا خواهند کشت اما بعد « اذل من قوم امة یا فرام المرئة » خواهند شد و در روز عاشورا گفت به قدر اینکه یک سوار اسبی را سوار شود [ و ] پائین آید مهلت دارید همچنانکه به اهل بیتش فرمود : . . . « و اعلموا ان الله‏ حافظکم و منجیکم .

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢٧ | ٤:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()