آرشیو وبلاگ
دانلود طرح های رنگ آمیزی فانتزی کودکان

تحقیق پیرامون باغ های ایرانی و سایر کشورها

اماکن توریستی استان مازندران

توریست و گردشگری در مازندران

 

کشور ایران با توجه به وجود تنوع فراوان زیست محیطی و اماکن تاریخی- باستانی در مقایسه با دیگر کشورهای جهان، برای رسیدن به شرایط استفاده ی بهینه از مواهب موجود و جــذب گردشگری و بهره برداری اقتصادی، فاصله ی زیادی دارد.

استان مازندران به خاطر شرایط ویژه ی منطقه ای و برخورداری از مواهب طبیعی و تاریخی دارای پتانسیل بالقوه ای ست که باید به فعالیت مطلوبتری برسد.

 حضور دریاچه ای عظیم و نادر در جهان که به خاطر وسعتش دریا نامیده می شود و کوههای سربه فلک کشیده ای که از عظمت کوه دماوند بهره جسته و چون بال سیمرغی سبزفام، دشت مازندران را در آغوش کشیده است و آثار تاریخی فراوانی که هر یک می تواند هزاران گردشگر را به خود بخواند، از پتانسیل های بـرجسته ای ست که قدم به قدم در این سرزمین یافت می شود. استانی که در بسیاری از فصـول، اختلاف دمای مناطق آن نزدیک به پنجاه درجه سانیگراد می رسد و می توان چهار فصل سال را در گردشی یک روزه حس کرد. جنگل های انبوه و آبشارانی بی بدیل در یکسو و دریایی آوازه خوان، سمفونی حیاتی را اجرا می کنند که هر مسافر را در عطر بهارنارنج خود سرمست می کند و طراوت زندگی را در بارش نرم خود منتشر می نماید.

 مناطق جلب گردشگر در استان مازندران کم نیست و تنها نام بردن از آن فرصتی جانانه می خواهد تا اسامی رودها، غارها، تپه های باستانی و جنگل ها، حیوانات خاص منطقه و گونه های مختلف گیاهان دارویی منطقه را بازگو کنیم.

 این همه تنها نشانه هایی از موجودیت و هویت سرزمین ماست که می تواند هر گردشگری را به خود دعوت نماید و در کنار مواهب طبیعی، دست افزارهای بشری خود را یادگار خانه های مردمانی در هر گوشه ی جهان نماید.

 

مازندران

 

   فارغ از اماکن دور از دسترس و ویژه ای که مسافران و گردشگران حرفه ای را به شوق دیدار از جاذبه های مختلف و خاص در منطقه، به سوی خود می خواند، استان مازندران مسیر عبور گاه اجباری مسافران و گردشگرانی ست که به شوق زیارت امام هشتم و گاه جهت استفاده از دریا، میهمان سرزمین ما می شوند و در سایه سار درختی و کنار چشمه ساری، با طبیعت پیوندی یگانه برقرار می نمایند.

   نقش تبلیغات و معرفی جاذبه های موجود و ایجاد شرایط اقامتی در جلب و جذب گردشگر، بر هیچ کس پوشیده نیست و باید علاوه بر تلاشهای قابل تقدیر انجام شده، در جهت ایجاد تسهیلات ضروری اقدامی جدی نمود.

   در همین راستا مواردی از موانع موجود در گردشگری استان مازندران را با کلیاتی قابل تجزیه و فارغ از بررسی موشکافانه برمی شماریم:

 - راه به عنوان اولین و بدیهی ترین مسیر رسیدن به مقصد، متاسفانه از استانداردهای لازم برخوردار نبوده و عرض کم جاده، رانش زمین در بخش کوهستانی، نبود علائم راهنمایی در برخی از مسیرها عاملی جهت ایجاد تصادف و وحشت خواهد بود و گردشگر هرگز نخواهد توانست با تکیه بر احتمالات به مناطق ناآشنا سفر نماید. رشد گردشگری در جهان همراه با توسعه ی شبکه حمل و نقل بوده و بدون آن رشد نخواهد کرد.

 - نبود مراکز مستمر اطلاع رسانی و آگاهی بخشی از امکانات موجود در اماکن تاریخی- طبیعی، گردشگر را از حضور در این اماکن منصرف خواهد نمود.

 - فاصله ی زیاد شهرها و دریا با توجه به کمبود شدید ساحل و مسدود بودن برخی از سواحل دریا. براساس گزارش سازمان حفاظت محیط زیست از ‌١٧ نقطه‌ی دریا نمونه برداری کرده است که متاسفانه هیچ یک از این نقاط قابل شنا کردن نبوده است. تخلیه ی پساب های صنعتی به رودخانه ها و آلودگی محیط زیست علاوه بر مرگ و میر ماهیان موجب گریز گردشگر از منطقه نیز خواهد شد.

 - گردشگران در مناطق معروف و مطرح منطقه به علت نبود اطلاع رسانی از پیشینه و تاریخ مکان حضور خـود بی بـهره بوده و تنها بازدید کننده ای عادی محسوب می شوند. بدیهی ست که معرفی امـاکن خاص می تواند، پیشینه و عظمت آن را در جلب و جذب گردشگر دوچندان نماید و با توضیح تخصصی و مدون می توان از گزارشات غیرکارشناسانه و گاه متناقض جلوگیری کرد.

 - نبود مدیریت های مداوم در برخی از مناطق تاریخی- طبیعی و عدم نظارت مستقیم موجب آسیب رسانی جدی به آثار تاریخی و امکانات موجود خواهد شد.

- عدم برنامه ریزی و کمبود امکانات اولیه، برخوردهای سلیقه ای، کمبود متخصصین واجد شرایط و یکسویه نگری در مدیریت اماکن تاریخی- طبیعی منطقه نه تنها موجب جلب گردشگر نخواهد شد بلکه علاوه بر نبود امکانات در قیاس با اماکن همجوار جدید التاسیس، موجب گریز گردشگر و تقویت تجمع در نقطه ی دیگر می گردد و سرمایه های معنوی و مادی را از دست خواهد داد.

 - فراوانی کشفیات باستان شناسی و اسناد تاریخی و هنرهای دستی و سنتی مهمترین بهانه برای داشتن نمایشگاهی دائمی و موزه ای منطقه ای محسوب می شود. مازندران توان آن را دارد تا تنها با تکیه بر آثار کهن خود، بی نیاز از دیگر مناطق، موزه ای سرشار از دست افزارهای بشری سرزمین خود را داشته باشد. نبود موزه، خلایی فرهنگی و تاریخی در شناخت سرزمین ماست.

 - با سرانجام یافتن کیفی مسائل مبتلابه گردشگری می توان به دغدغه ی بزرگ جامعه ی ما ، مشکل بیکاری، رسیدگی کرد. مطابق استانداردهای جهانی، ورود هر 6 گردشگر خارجی، یک شغل ایجاد می کند و در کنار هر شغل مستقیم، 1/2 درصد شغل غیرمستقیم نیز ایجاد می شود. پیش بینی می شود که تا سال 2010 میلادی، گردشگری موجب اشتغال 43 درصد از جمعیت جهان شود و امیدواریم ما هم سهمی در این فرایند پردغدغه داشته باشیم.

 - استان مازندران می تواند با معرفی متخصصانه ی اماکن تاریخی-طبیعی و ایجاد بستر مناسب برای حضور گردشگر، با استانهای اصفهان و فارس به رقابت برخیزد و یک گردشگر حرفه ای باید بداند بخشی از هویت علویان وصفویان در مازندران خانه دارد.

 - حضور بخشی از آثار طبیعی، تاریخی و دینی در شهرها، ضرورت برنامه ریزی شهری را ایجاب می کند. گردشگر مشتاق می خواهد در این دیدار با محیطی پاک، غیرآلوده و جذاب مواجه شود. با آنکه در بروشورهای چاپ شده جهت جلب گردشگر با اسامی اماکن فروانی روبرو هستیم، متاسفانه شهرداری ها شرایط حضـور را آسان ننموده و متاسفانه گردشگر حتی داخلی با زباله ها، حیوانات جونده، خیابان های پر چاله، پیاده روهای خاک آلوده و نامتجانس و بازارهایی غیربهداشتی و غیرجذاب، نمی تواند خود را به اقامتی در حداقل زمان راضی نماید.

 - حمایت از بخش خصوصی و ایجاد تسهیلات و نگرش استعداد بومی در ایجاد بافت های سنتی و عرضه ی صنایع بومی در ساخت و ساز بخش دیگری از نیاز منطقه محسوب می شود و استفاده از پتانسیل موجود و حمایت از تشکل های مختلف غیردولتی می تواند بخش عظیمی از نیروی جوان و کارآمد را به میدان اشتغال وارد نماید.

امید داریم تا با سرانجام یافتن نیاز منطقه و تحقق آن از مرحله ی تئوری به عمل، شهری سالم و شایسته، منطقه ای پرطراوت و استانی مهمان پذیر داشته باشیم تا ایران کهنسال ما بتواند جهان را بر سفره ی اندیشه، فرهنگ، تاریخ و تمدن خود بنشاند و آن را از سرچشمه های زلال خود بنوشاند.

 

مازندران

 

   کشورهای اروپایی ابعاد گسترده این صنعت را از نظر تولید اشتغال و ایجاد درآمد درک کرده اند و از چند دهه پیش به شدت به توسعه این صنعت پرداخته اند . تبلیغات تلویزیونی گردشگری موضوعی است که تمام کشورهای توسعه یافته این صنعت از آن بهره برده و می برند ، تبلیغاتی گسترده که علاوه بر پخش آگهی و تیزر ، دامنه آن به فیلم های سینمایی ، فیلم های مستند ،سریالهای تلویزیونی و فراتر از آن کانالهای مخصوص تلویزیونی کشیده شده است . تهیه کنندگان و کارگردانان این برنامه ها ضمن شناسایی مکانهای گوناگون اعم از طبیعی ، تفریحی ، فرهنگی ، اقتصادی و ... اطلاعات کامل و جامع ای از قیمت ها ، کالاها و محصولات هنری و .. به مخاطبان خود ارائه داده و تشویق به بازدید از این محل ها و حضور در جشوارهای خرید می نمایند ، چرا که یکی از انگیزه های قوی توریست ارضاء انگیزه خرید است .

   کشورهای فرانسه با بیش از 80 میلیون نفر توریست خارجی ، اسپانیا 60 میلیون نفر، آمریکا 55 میلیون نفر ، چین 52 میلیون نفر، ایتالیا46 میلیون نفر و باگذشت تجربه چند با نگاه ی تازه ، بدنبال بازارهای جدید توریست و توریسم نوین هستند، آنها به خوبی می دانند که هر توریست به منزله ورود حداقل 1000 دلار به چرخه اقتصاد و اشتغال است برای مثال کشور ترکیه با حفظ میراث فرهنگی و محیط زیست و با اتکا بر روزنه های تاریخی و مکان های توریستی صنعت و اقتصاد خود را به پیش میبرد . یکی از این جلوه ها آیین بزرگداشت 10 روزه مولانا و شب عروس در شهر قونیه است که شاهد حضور 5 هزار نفر در هر برنامه سماع می باشد . واقعیت این است که بسیاری از کشورها مثل ترک ها برای توریست های ایرانی سرمایه گذاری کرده اند و به جای سرگرمی با آمار خیالی و اخبار غیر واقعی برای اذهان عمومی به واقع کار کرده اند در ترکیه با یک مقبره بیش از 200 هزار نفر میتوانند بشکل مستقیم ارتزاق کنند در حالی که آمار کل گردشگران خارجی و یا آمار شاغلین مستقیم این صنعت در کشور به این رقم نمی رسد و ما هنوز بدنبال توسعه هتل داری و گسترش شبکه ها و موسسات توریستی هستیم. البته تبلیغات سوء برعلیه ایران و شناسایی ایران به عنوان کشوری نا امن یکی از دلایل کاهش فاحش آمار توریست خارجی به ایران است.

   بهترین و موثرترین شیوه برای جلب توریست که به منزله تبلیغات حضوری و فروش محصولات و صنایع داخلی است برگزاری نمایشگاههای بزرگ در کشورهای توریست پذیر آنهم در مقاطع زمانی تراکم توریستی با بکارگیری جلوهای تاثیرگذار هنرهای نور و تصاویر معماری و طراحی برگرفته از آثار هنری ، تاریخی و جلوه های زیبای با مجریان آشنا به زبان بین الملل و بومی در قالب مردمان هر منطقه باپوشش لباسهای محلی و... است.

 

مازندران

 

شهرستان آمل:

 شهرستان آمل در مرکز استان مازندران قرار گرفته است. این شهرستان دارای چهار شهر آمل، گزنگ، دابو دشت و رینه است. واژه آمل که گونه پهلوی آن آمویی است بی گمان از قبیله باستان مردها یا ماردها گرفته شده است مورخان باستانی باختری نام این قبیله را مردی یا آمردی آورده اند. آمل در زمان اشکانیان نیز معمور و آبادان بوده که آن را همو می نامیدند این شهر از دوره ساسانی تا دوره مغول پایتخت مازندران بود و سکه هایی نیز با ضرب آمل در زمان ساسانیان کشف شده است.

صنایع دستی: مرواربافی، معرق چوب و سفال، نمدمالی، سوزن دوزی

معرفی جاذبه های گردشگری آمل


جاذبه های گردشگری:

 قله دماوند: به فاصله 75 کیلومتر از مرکز شهر (آب،‌ سرویس بهداشتی) ، خاکی

 دره و دریاچه سدلار: به فاصله 100 کیلومتر از مرکز شهر (آب)، آسفالت

 آبگرم لاریجان: به فاصله 72 کیلومتر از مرکز شهر (آب، برق، تلفن،‌محل اقامت)، آسفالت

 آبگرم شاهاندشت: به فاصله 65 کیلومتر از مرکز شهر (آب و برق)، آسفالت

 آب اسک: به فاصله 85 کیلومتر از مرکزشهر (آب، برق و تلفن)، آسفالت

بلیران: به فاصله 15 کیلومتر از مرکز شهر، (سرویس بهداشتی)، آسفالت

پارک میرزا کوچک خان: به فاصله 20 کیلومتر از مرکز شهر (سرویس بهداشتی)، آسفالت

 پارک دهکده طلائی: مرکز شهر (سرویس بهداشتی)، آسفالت

 بقعه میربزرگ: آمل، سبزه میدان، جنب مصلی (ثبت: 59)

 بقعه ناصرالخق: آمل، محله پایین بازار، چاکسر (ثبت: 60)

 بقعه میرحیدر: آمل، محله پایین بازار، چاکسر

 پل معلق: آمل، داخل شهر، جنب پل دروازه پله (ثبت: 1524)

 پل 12 چشمه: آمل، داخل شهر، جنب پلی فلزی (ثبت: 1247)

 امام زاده ابراهیم: آمل، خیابان طالب آملی، دریای 10

 بقعه شمس الدین رسول: آمل، محله پایین بازار، چاکسر (ثبت: 1057)

 قلعه ملک بهمن: لاریجان، روستای شاهاندشت، دوره ساسانی (ثبت: 2778)

 امام زاده عبدالله: جاده هراز، محور آمل به امامزاده عبدالله

 پارک های جنگلی (مناطق نمونه گردشگری):

 هلوم سر: شهرداری به فاصله 5 کیلومتر از مرکز شهر(سرویس بهداشتی، نمازخانه)

 میرزا کوچک خان: منابع طبیعی، به فاصله 20 کیلومتر از مرکز شهر، (سرویس بهداشتی و نمازخانه)

 موزه ها:

 موزه شهدا: مرکز شهر (2150446)(کدتلفن شهرستان 0121)

 موزه تاریخ آمل: مرکز شهر (3271913)

 

 

 معرفی مراکز اقامتی در آمل

واحدهای اقامتی:

 هتل لوتوس: (2 ستاره)، عبدالرضا نجفی، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

 متل تهرانی: (یک ستاره)، عباس نهضت، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

 هتل آپارتمان پاسارگاد: (2 ستاره)، بهروز شکیبایی، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

 هتل آپارتمان نگین: (یک ستاره)، محمد خسروی، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

 هتل آپارتمان دماوند: (2ستاره)، ابوالقاسم خسروی، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

 مهمانپذیر فرهنگ: (یک ستاره)، حشمت عمرانی، آمل، خیابان 17 شهریور، جنب اداره بنیاد شهید

 مهمانپذیر سرچشمه: (یک ستاره)، محمد محمدی، آمل، جاده هراز، روستای آبگرم

معرفی مراکز بین راهی و رستوران ها در آمل


واحدهای پذیرایی بین راهی:

قهوه خانه نماشون: (درجه 2)، عباس کریمی، آمل‌، جاده هراز، پلیس راه

 چلوکبابی گلستان: (درجه یک)، حسن حسینی کرمی، آمل، کمربندی، جاده هراز

 قهوه خانه چمن: (درجه 2)، موسی بابایی، آمل، کمربندی، پلیس راه

 ساندویچی بهار: (درجه )، حسین خرمانی، آمل، اول کمربندی

 چلوکبابی دهکده: (درجه 2)، قدیر ابراهیمی، آمل،‌ هراز، قبل از پلیس راه

 قهوه خانه دلپذیر: (درجه 2)، عزت الله غلامی، آمل، ابتدای جاده هراز، پلیس راه

 قهوه خانه مستعان: (درجه 3)، عین الله اسکو، آمل، بعد از پلیس راه سابق، جنب ناسیونال

 قهوه خانه ممتاز: (درجه 2)، نورالله حبیبی، آمل، جاده هراز، دو راهی مرزکلا

 چلوکبابی مروارید ساحل: (یک ممتاز)، حافظ ارجمندی، آمل، کیلومتر 2جاده هراز، بالاتر از پلیس راه

 قهوه خانه منظره: (درجه 2)، علی حسین زاده، آمل، روبروی سد انحرافی هلوم سر

 چلوکبابی نهالستان: (دو ممتاز)، حسین رضایی، آمل، جاده هراز، دو راهی امام زاده عبدالله

شهرستان بابلسر:

 شهرستان بابلسر در قسمت مرکزی استان مازندران و در ساحل جنوبی دریای مازندران قرار گرفته است. این شهرستان سه شهر بابلسر، بهنمیر و کله بست دارد. بابلسر در گذشته مشهدسر خوانده می شد و محمدحسن خان اعتماد السلطنه معتقد است این مکان را از آن جهت مشهدسر می نامند که سرامامزاده ابراهیم بن موسی الکاظم (ع) ملقب به ابوجواب در این مکان مدفون است. این شهر در سال 1311 ه.ش به بابلسر تغییر نام یافت.

صنایع دستی: مروار بافی، کاشی هفت رنگ و . . .

 

 

 

معرفی جاذبه های گردشگری بابلسر


جاذبه های گردشگری:

 امام زاده ابراهیم (ع): میدان بیت المقدس، خیابان پاسداران، (ثبت: 343)

 سقانفار تکیه علی آباد: ابتدای جاده بابلسر به بابل، روستای علی آباد (ثبت: 17801)

 ساختمان سابق شهربانی: میدان بیت المقدس (ثبت: 1530)

 پارک شورای شهر: بلوار ساحلی

 پارک جنگلی میرود: خیابان نیروی هوایی، منطقه میرود

 حاشیه رودخانه بابلسر: مرکز شهر

حاشیه رودخانه میرود بابلسر: مرکز شهر

سواحل ماسه ای: مرکز شهر

 پل معلق رودخانه بابل رود: شهر بابلسر (ثبت: 20674)

 پارک و اسکله قایقرانی: شهر بابلسر

هتل قدیم بابلسر: شهر بابلسر

 موزه ها:

موزه علوم طبیعی بابلسر: بابلسر، خیابان پاسداران

معرفی مراکز اقامتی در بابلسر

 


  واحدهای اقامتی:

 هتل شوکا: (یک ستاره T)، میرعلی منافی، بابلسر، خیابان پاسداران، میدان معلم

هتل میچکا: (یک ستاره T)، خسرو گلشن ایران پور، بابلسر، بلوار ساحلی، ابتدای بلوار

 هتل کاسپین: (یک ستاره C)، حسین جان بختیاری: بابلسر، روبروی شهرک دریاکنار

 مجتمع خزرشهر شمالی: (2 ستاره A)، حسین قاسمی، بابلسر، خزرشهر شمالی

معرفی مراکز بین راهی و رستوران ها در بابلسر


 واحدهای پذیرایی بین راهی:

 باغ رز: (یک ممتاز)، سیدمحمد یوسفی پور، بابلسر، کیلومتر 7 بابل، میربازار

 محمدپور: علی اصغر محمدپور، بابلسر، جاده بابل بابلسر

 کشتی: (درجه 2)، سیاوش کشوردوست، بابلسر، بستر رودخانه بابلسر

 بوف: (درجه یک)، محمدرضا دانائی، بابلسر، نرسیده به دریاکنار

 پالم: علی اصغر ابوالفضلی، بابلسر، روبروی پلیس راه

 موج فکن: (درجه 2)، سید احمد حسینی، بابلسر، شهر دریاکنار

 سیب سرخ: عیسی تقی نسب، بابلسر، خزرشهر شمالی

 شیلات: جمشیدی، بابلسر، پارکینگ A

 

 

 

مازندران در یک نگاه:

استان مازندران بین 35 درجه و 47 دقیقه تا 36 درجه و 35 دقیقه عرض شمالی  و 50 درجه و 34 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است . این استان در قسمت شمال مرکزی کشور واقع و از شمال به دریای مازندران ، از جنوب به استانهای تهران و سمنان ، از غرب و جنوب باختری به گیلان و قزوین و از شرق به استان گلستان محدود است . استان مازندران با مساحت 23756  کیلومتر مربع وسعت ، 46/1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است .بر اساس آخرین آمار جمعیت آن به  914/938/2 نفر (براساس سرشماری سال 1385)،  می رسد .  

  استان مازندران با توجه به تنوع زیست محیطی ومطالعات محققان باستان شناسی از یکصد هزار سال پیش مورد توجه انسان های اولیه قرار گرفت. زندگی در غارها و استقرار اولیه در روستاها از دوران جدیدتر زندگی نیاکان، در این پهنه جغرافیایی است. این استان در هزاره سوم قبل از میلاد (5 هزار سال پیش) وارد دوران شهرنشینی شد. حیات اجتماعی همچنان در این دیار با تمام ظرفیت های غنی فرهنگی ادامه دارد. جاذبه های فرهنگی چون غارهای باستانی، قلعه ها، کاخ ها، عمارت ها، مساجد، تکایا به همراه جاذبه های طبیعی همچون غارها، تالاب ها، چشمه های آب معدنی، آبشارهای زیبا، جنگل، کوه و دریا با این دیار دیرپا، پیوندی جاودانه دارد سلسله کوه های البرز از یکسو و دریای خزر از سوی دیگر، زیباترین مناظر طبیعی را به وجود آورده است. آب و هوای مازندران معتدل بوده، قسمت جنوبی آن کوهستانی و قسمت شمالی آن جلگه ای ساحلی است. رودخانه های مهم آن، نکا، تجن،‌ تلار، بابلرود، هراز، دو هزار، سه هزار و صفارود است. دریای خزر چون گنجینه ای با ارزش، زیستگاه آبزیان فراوانی از جمله ماهی های خاویاری است که خاویار آن مشهور به مروارید سیاه، شهرت جهانی دارد و از صادرات مهم این استان به شمار می آید. از دیگر مواهب طبیعی این استان پایانه های گل و گیاه، کشتزارهای وسیع برنج، غلات و باغ های مرکبات است. استان مازندران با 19 شهرستان و 52 شهر تنها استانی است که از طریق چهار محور هراز، کندوان، فیروزکوه و کیاسر با سایر نقاط کشور مرتبط بوده و سه فرودگاه ساری، نوشهر و رامسر، ارتباط هوایی آن را برقرار ساخته است. راه آهن سراسری نیز از آن عبور می کند. حدود 43 درصد از شهرهای استان مازندران از رامسر تا بابلسر به طول 220 کیلومتر در نوار ساحلی دریای خزر واقع شده اند. همچنین این راه آبی ارتباط استان با کشورهای آسیای مرکزی را نیز میسر ساخته است.

 

 

  وجه تسمیه:

 عده ای از مورخان و نویسندگان ریشه واژه مازندران را از کلمه ماز به معنی دژ می دانند. در تاریخ آمده که مردم به فرمان مازیاربن قارن، سردار معروف تبرستان برای جلوگیری از نفوذ اعراب در نقاط حساس این منطقه به احداث دژ پرداختند و مازندران را به صورت (ماز + اندر آن) به معنی دژ در آن می شناختند. به گزارش ابن اسفندیار،‌ مازندران در اصل موزاندرون یعنی ولایت درون کوه موز بوده است. حجازی کناری می نویسد: بعید نیست که مازندران محل سکونت آریایی های مهاجر، نام خود را از خدای خود ایندر گرفته باشد، در این صورت مازندران از دو جزء ماز و ایندر تشکیل می شود. ماز به صورت های مز، مها، مهی، مزی به معنی بزرگ و ایندر نیز به صورت (اندر = indra) نام خدای آنان بود. مجموع دو جزء خدای بزرگ و در تلفظ مازاندران یا مازندران سرزمین خدایان یا سرزمین خدا را افاده می کند. 

 نگاهی گذرا به فرهنگ عامه مازندران:

 زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی

  از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل بر افروزی

 (حافظ)

 زبان مردم مازندران :

 مازندرانی نام یکی از زبان‌های ایرانی است و همچنین به فردی که گویشور آن زبان باشد مازندرانی می‌گویند. زبان مازندرانی یکی از زبانهای شمال‌غربی ایرانی است. البته تا سده‌ی 5 ه.ق والیان طبرستان به‌ خط پهلوی (پارسی میانه) می‌نوشتند و سکه می‌زدند. زبان پارسی میانه از شاخه زبان‌های ایرانی جنوب غربی است و با مازندرانی تفاوت دارد. دو کتیبه که به خط پهلوی در رسٍکت واقع در دودانگه ساری  و گنبد لاجیم سوادکوه به‌دست آمده مؤید این نظر است که گویش طبری یا مازندرانی دارای ادبیات قابل توجهی بوده است. میدانیم که کتاب "مرزبان نامه" به گویش طبری نوشته شده بود و از آن زبان به پارسی دری برگردان شده است. ابن اسفندیار دیوان شعری را به زبان طبری با نام "نیکی نامه" بازگو می‌کند و آن را به اسپهبد مرزبان بن رستم بن شروین نویسنده "مرزبان نامه" نسبت میدهد. در "قابوس نامه"  نیز دو بیت به گویش طبری از نویسنده ثبت است. ابن اسفندیار از برخی شاعران این سرزمین که به گویش طبری شعر میگفته‌اند یاد کرده و نمونه‌ای از سروده‌های ایشان را آورده است. در "تاریخ رویان" اولیاءالله آملی نیز ابیاتی از شاعران مازندرانی به گویش طبری ضبط شده است. به تازگی چند نسخه خطی از برگردان ادبیات تازیان به گویش طبری و نسخه‌هایی از برگردان و برداشت تازی نامه به این گویش یافت شده که از روی آنها می‌توان دریافت که گویش طبری در قرنهای نخستین پس از اسلام تازیان دارای ادبیات گسترده‌ای بوده است. مجموعه‌ای از دو بیتی‌های طبری که به "امیری" سرشناس و به شاعری موسوم به "امیر پازواری" منسوب است، در مازندران وجود داشته که "برنهارد درن" شرق شناس روسی نسخه آنها را به دست آورده و زیر عنوان "کنزالاسرار" در سن پطرز بورگ با برگردان ترجمه پارسی چاپ کرده است. مقدسی می نویسد که زبان طبرستان به زبان ولایت قومس و جرجان نزدیک است، جز آنکه در آن شتابزدگی هست.

 جشن نوروز:

 نوروز بزرگ ترین و کهن ترین جشن ما ایرانیان است و چه شایسته گفته است انجوی شیرازی که تاریخ نبود که نوروز بود. علاوه بر این شواهدی در دسترس است که در زمان ساسانیان مردم این جشن را با شکوه و جلال تمام برگزار می کردند. این امر خود دلیل و گواه دیرینگی نوروز است. مردم مازندران همانند همه ایرانیانی که در سراسر میهن و خارج از این مرز و بوم زندگی می کنند، از اوایل اسفند به استقبال بهار می روند. در آستانه تحول طبیعت به تکاپو می افتند، غبار از خانه و کاشانه می زدایند و با مراسم خاص خود به استقبال عید نوروز می روند. اولین کار آنها با شستن فرش، پرده، ملحفه و پتو شروع می شود. در روزگاران گذشته، زنان شستنی ها را به کنار رودخانه می بردند و در آنجا همه چیز را پاک و پاکیزه کرده و به خانه بر می گرداندند. بعد رختخواب ها را در برابر نور آفتاب و در هوای آزاد می گذاشتند تا بوی نم زمستان از بین برود. در شب سال نو مشعل های روشن را بر سردر خانه ها نصب می کردند. در روز عید مادر خانه غذای عید (سبزی پلو با مرغ یا گوشت یا ماهی) می پزد.

نوروز خوانی :

  نوروزخوانان معمولاً پانزده روز قبل ازفرا رسیدن عید نوروز به داخل روستاها میآیند و با خواندن اشعار در مدحامامان، ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو رابه آنان مژده می دهند. نوروزخوانان 3 نفر هستند که یک نفر اشعار را میخواند، یک نفر ساز می زند، نفردیگر که به آن کوله کش(بارکش) می‌گویند بهدر خانه‌های مردم می‌رود و میخواند؛

 

 

 

 باد بهارون بیمو

  نوروز سلطون بیمو

   مژده هدین به دوستان

  گل به گلستون بیمو

 بهار بیمو بهار بیمو خوش بیمو

علی با ذولفقار بیمو، خوش بیمو

 نوروزتان نوروز دیگر

  شِما رِ سال نو توشِه مِبارک

  صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.

 شلیک گلوله هنگام تحویل سال:

 درست در لحظه تحویل سال از گوشه و کنار برخی از شهرها و روستاهای مازندران صدای شلیک گلوله بر می خیزد. مردم با شنیدن این صدا می دانند که وارد سال جدید شده اند. پیشینیان معتقد بودند سال نو در چنگال سال کهنه گرفتار شده و سال کهنه با مقاومت خود نمی گذارد سال نو تحویل شود. بنابر همین اعتقاد با تفنگ هایشان به کمک سال نو رفته و آن را از بند سال کهنه نجات می دهند.

   مارمه (مادرمه):

  اولین روز هر ماه تبری مارمه محسوب می شود. صاحب خانه در این روز از یک نفر خوش قدم می خواهد اولین کسی باشد که وارد خانه او می شود تا آمدن او دوست ندارد کسی وارد خانه شده و مارمه او را بشکند. در قدیم مادر بزرگ ها آنقدر به این سنت پایبند بودند که برای آگاهی مهمانان از مارمه، چوبی را به طور اریب برچهار چوب در خانه می گذاشتند. بعد از شکستن مارمه توسط مارمه لینگ یا خش په خیالشان آسوده می شد و هر کسی از دوستان یا اقوام می توانست بین افراد خانه، همسایه یا اقوام انتخاب می کند.

 

  مرغنه جنگی (جنگ تخم مرغ):

 یکی از تفریحات و سرگرمی های عیدنوروز تخم مرغ جنگی است که کودکان، نوجوانان و حتی بعضی از پیرمردهای خوش ذوق را به خود مشغول می کند. بازی به این ترتیب است که یک نفر مرغ پخته و رنگ شده را در مشت خود می گیرد، به طوری که فقط سر آن مشخص باشد. بعد نفر دوم با سر تخم خود ضرب های محکم به آن می زند. تخم مرغ هر کس که شکست بازنده محسوب می شود و باید تخم مرغ خود را به برنده بدهد. بعضی ها در این کار بسیار ماهرند و عصر روز گردش دسته جمعی، با سبدی پر از تخم مرغ رنگ شده به خانه خود می روند.

   سیزده بدر و انتخاب همسر آینده:

 در روز سیزدهم فروردین اهالی هر شهر و روستا اعم از پیر و جوان و کودک با برداشتن ناهار، شیرینی، آجیل و سبزه هفت سین، پیاده یا با هر وسیله ای که در دسترس باشد، راهی بیرون شهر می شوند. در میان جنگل ها و دامنه کوه ها روح و جان خود را به دست طبیعت می سپارند تا آخرین روز از جشن نوروز را همنشین بنفشه و بچابچا و گل های زرد وحشی باشند. از جمله تفریحات این روز بستن تاب است. در قدیم تاب را با ممینه (شاخه تاک جنگلی) یا باربند (نوعی طناب بافته شده از پشم) می بستند. معمولا دسته جمعی به سیزده بدر می روند، قدیم ترها وقتی جوانی تاب می خورد، یک نفر ترکه ای به دستش می گرفت و به پای او می زد و به او می گفت: نوم نومزه، یعنی نام نامزدت را بگو. منظور سوال کننده این بود که جوان نام دختری را ترجیحا  از بین افراد فامیل بگوید. آنقدر با ترکه به پای جوان می زدند که مقاومت ممکن نبود و طرف مجبور به اعلام نام همسر آینده خود می شد. بسیاری از نامزدی ها و ازدواج ها از همان تاب خوردن روز سیزده بدر سرچشمه می گرفت. امروزه این رسم از رونق افتاده و آرزومندان فقط به گره زدن سبزه ها برای رسیدن به آرزوهایشان بسنده می کنند.

  وا وارون (آفتاب خواهی):

هرگاه باران به شدت ببارد، در نواحی کوهستانی مازندران سیل به راه می افتد و این سیل خسارت سنگینی به مزارع، راه ها و حتی خانه های مردم وارد می کند. در طول تاریخ ایرانیان برای مصون ماندن از بلایای آسمانی دعاهای مخصوصی می خواندند و مراسم خاصی برگزار می کردند. یکی از این مراسم وا وارون است. در نقاطی که فرهنگ مردم دستخوش تطور و دگرگونی نشده، هنوز هم وا وارون اجرا می شود. وا وارون به این ترتیب انجام می شود که نوجوانان و بچه ها در زیربارش سیل آسای باران صف کشیده، پشت پیراهن همدیگر را با دست نگه می دارند. نفر جلویی جارویی را وارونه به دست می گیرد به طوری که دسته جارو در دستش و سر آن تا حدود گردن او باشد، شعر زیر را می خوانند و وارد حیاط خانه ها می شوند:

وارون وا، وارون وا

  هر کی اماره دونه ندا                 هر کس به ما برنج نداد

  وشون خنه ره واله بدا                خانه اش را باد خراب کرد

  صاحب خانه یک کاسه برنج در کیسه آنها می ریزد، و در آخر چند نفر از بزرگترها برنج ها را جمع می کنند. با رویش اولین اشعه آفتاب به سرکوه می روند و از چوپانان شیر می گیرند و در تکیه محل شیربرنج پخته، بین اهالی تقسیم می کنند. البته مضمون شعر در جاهای مختلف متفاوت است. این مراسم در لفور با اندکی اختلاف اجرا می شود به این ترتیب که دختر کوچکی جارو به دست گرفته، در زیر باران گل حیاط را به طور سمبلیک جارو می کشد و اشعاری خاص می خواند. در بعضی نقاط مازندران این مراسم به شیلان کشی معروف است.

 آش آخرین چهارشنبه سال:

 در کنار مراسم چهارشنبه آخر سال، زنان مازندرانی تدارک آش ترشی را می بینند که در نوع خود بی نظیر است و جنبه تبرک و شفابخشی دارد. در این آش از چهل گیاه استفاده می شود،‌ از شکوفه های آلوچه تا بچابچا (گل پامچال وحشی)، گل بنفشه و سبزی های گوناگون. یک پای ثابت این آش حتما گزنه است. احتمالا ترش بودن آش اظهار دلسردی از سال کهنه است. از قدیم این آش را در روز سوم مرده ها طبخ می کردند و به همه مهمان ها علاوه بر طعام، آش ترش هم می دادند که نشانه تنفر از غم و ناراحتی بود. در هر صورت مردم این منطقه آش ترش آخرین چهارشنبه سال را به نیت مردگان خود خیرات می کنند. اگر کسی به خاطر مشغله زیاد موفق به پختن این آش نشود حتما سهمی از آش همسایه یا اقوام خود می برد.

 

 

 

مراسم ورف چال (چاه برف):

 یکی از مراسم قابل توجه در ارتباط با آب در روستای اسک واقع در جاده هراز مراسم ورف چال است. این مراسم در یکی از روزهای جمعه، در فاصله اول تا پانزده اردیبهشت ماه که آخرین برف های زمستانی در حال ذوب شدن است انجام می شود. تاریخ اجرای این مراسم قبلا از طرف بزرگان محل به اطلاع عموم می رسد. در این روز کلیه مردان محل برای انجام مراسم ورف چال واقع در دامنه کوه دماوند پس از صرف صبحانه با همراه داشتن غذای ظهر و بساط میوه و چای از روستا خارج می شوند. در این روز هیچ مردی حق ماندن در روستا را ندارد و امور روستا در دست زنان محل است که با اجتماع در مساجد و نقاط دیگر به اجرای برنامه های آئینی سرگرم هستند. در صورتی که مردی به تذکرات و اخطار آنها توجه نکند و داخل روستا شود به شدت با چوب به وسیله زنان محل تنبیه می شود. مردان روستا پس از رسیدن به محل ورف چال که از دوران گذشته چاهی در آنجا برای جمع آوری برف به وسیله شخصی به نام سیدحسن ولی حفر شده و مقبره او نیز در روستای نیاک محل زیارت اهالی منطقه است، اقدام به جدا کردن قطعات برف از کوه می کنند و هر کس به توانایی خود مقداری از قطعات آخرین برف زمستانی را به داخل چاه می ریزد. پس از پرشدن چاه از برف با پوشانیدن در چاه، مردان به صرف ناهار و چای و میوه در اطراف چاه می پردازند و نماز بجا می آورند. سپس همگی به روستا باز می گردند. این مراسم ریشه در مبارزه با کم آبی برای مسافران و دام ها در فصل تابستان دارد.

  تیرماه سیزده:

 تیرماه، ماه چهارم از ماه های تابستانی تبری است. شب سیزدهم این ماه به لال شو معروف است،‌ تبرک و تقدس خاصی نزد مردم مازندران دارد. این شب دارای قدمت و پیشینه محکمی است. در مورد تاریخچه این مراسم باید گفت: این شب یادگاری است از دلاوری های پیک تقدیر جغرافیای عظمت این سرزمین، آرش که روح پاکش را در چله کمانی به وسعت نام ایران رها کرد. شیش نمادی از تیرکمان آرش است که پس از او مردی پاک نهاد با نام لال به تبرک به خانه های مردم می برد. در قدیم مرد میانسال و خوش نامی که متصف به صفات پسندیده و وارث رسالت پدرانش در این امر بود، عصر روز دوازدهم تیرماه به حمام رفته، غسل سکوت می کرد. این سکوت به نشانه خویشتنداری و مقاومت در برابر هواها و امیال شیطانی بود. بهترین لباس خود را می پوشید، موهایش را مرتب و صورتش را اصلاح می کرد، همانند شب عید نوروز کلاه نمدی بر سر می گذاشت و از همان موقع روزه سکوت می گرفت و تا پایان سکوتش که صبح روز بعد بود با کسی سخن نمی گفت. بعد از نماز و صرف شام در همان ساعات اولیه شب به اتفاق حداقل دو تن از هم طرازان خود به عنوان شیش دار (ترکه دار) و کیسه دار در آبادی به راه می افتاد. جلوی هر خانه که می رسیدند همراهان او با صدایی بلند اشعاری خاص می خواندند و در واقع خبر از رسیدن لال می دادند. صاحب خانه بیرون می آمد و با خوش رویی لال را به داخل دعوت می کرد. شیش دارو کیسه دار اغلب بیرون از خانه می ماندند. لال یک ترکه بر می داشت و داخل خانه شده، بزرگ و کوچک را با ترکه متبرک خود می نواخت. مردم آنقدر به این ترکه اعتقاد داشتند که از لال خواهش می کردند با این ترکه به درختان بی حاصل و کم حاصل ضربه ای بزند تا سال دیگر پربار شوند. بعد ترکه را به عنوان تبرک همان جا می انداخت.

هنگامی که لال به همراه گروه خود درکوچه‌ها شروع بهحرکت می‌کند این اشعار را می خواند؛

لال بیمو، لال بیمو

  پارسال و پیرار بیمو

 چل بزن دیگه بزن

لال انه لالک انه

 پیسه گنده خوانه

 سالو ماه ارزون نوه

  لال مار رسوا نو

 لال انه لالک انه

  پاربورده امسال اِنه

 فارسی :لال آمده، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخنخ ریسیرا حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال کوچک می‌آید، کسی کهشیرینی پیسکنده می خواهد می‌آید، سال و ماه ارزان نمی‌شود، لال بزرگ رسوانمی‌شود،لال می‌آید، لال کوچک می‌آید، پارسال رفته امسال می‌آید.

 

 

 

 نوروزماه بیس شش (عیدماه):

نورزماه (نوروز ماه) آخرین ماه از سال باستانی تبری است. نورز ماه به معنی ماه نوروز نیست بلکه ماهی است که نوروز باستانی و سرسال نو در پی آن خواهد آمد. نورز ماه را مردم دیلمان اسفندار مذماه می نامند. آنان ماه فروردین (فردینه ماه) را نوروز ماه می نامند. روز بیست و ششم نوروز را مردم مازندران، عیدماه بیس شش (28 تیرماه شمسی) می نامند. بسیاری از مردم مازندران این روز را روز پیروزی فریدون بر ضحاک می دانند یا روزی که فریدون شانزده ساله برای شسکت ضحاک، به طرف مقر حکومت او(واقع در کوهی روبروی امامزاده هاشم کنونی که در جاده هراز است) حرکت کرد. مردم مازندران از دیرباز و به یاد جوانان و کشته شدگان دوران حکومت ضحاک بر سردر خانه ها و در گوشه و کنار حیاط خانه و برستون های ایوانشان مشعل (سوچو) 5 روشن می کردند و با رفتن بر سر مزار عزیزانشان و با روشن کردن شمع یاد و خاطره آنان را زنده می کردند.

 باران خواهی:

از آنجا که اساس معشیت و کشاورزی برپایه آب است بنابراین کم یا زیاد بودن باران و آب مشکلاتی را ایجاد می کند. اگر باران کم ببارد و دچار کمبود آب شوند، مراسم خاصی را بجا می آورند تا خداوند دعای آنها را مستجاب کرده و باران بفرستد. مراسمی که برای تمنای باران دارند به این شرح است: اهالی روستا همگی به امام زاده، مسجد یا میدان بزرگ روستا و یا خارج از روستا می روند، دعا می کنند و ملا یا سید گوشه ای از جلد قرآن را خیس می کند یا منبر را به این نیت که باران بیاید، با گلاب می شوید. علاوه بر این مرسوم است که همه مردم شیر و برنج جمع می کنند و با آن شیربرنج درست کرده، می خورند و مقداری ازآن را با این باور که باران ببارد، روی پشت بام می ریزند.

 

 چله شو یلدا:

 شب اول زمستان را گت چله می نامند. در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می شوند و با خوردن هندوانه، انار و سایر میوه ها، ماست و آجیل، سرمای فصل زمستان را از خود دور می کنند. اعتقاد براین است که با خوردن ماست یا هنداونه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود، از هفت خانه چیزی می گیرند، اگر کسی آنها را ندید و نشناخت، حتما به آنچه نیت کرده اند، خواهند رسید.

 آداب ماه رمضان :

 ماه رمضان به ماه مبارک رمضان  نام برده می‌شود، چون ماه تهذیب نفس و اخلاقاست و همه سعی دارند که با ادای فرایض دینی و برپایی نماز جماعت از ثواباین ماه بیشتر بهره مند شوند. در این ماه صله رحم را به جای آورده و بهفقرا و محرومان و آشنایان افطاری می دهند.در شب‌های قدر و احیا که شب نزولقرآن است، در روضه خوانی شهادت حضرت علی(ع) شرکت کرده، به سوگواری میپردازند. زنان و مردان شب‌های قدر

 ماه محرم:

 کلیه تکایا، مساجد و خانه‌ها از چند روز پیش ازماه محرم سیاه پوشمی‌شوند و از روز اول ماه محرم مراسم عزاداری آغازمی‌شود مردم در دسته وهیئت‌های زنجیرزنی و سینه زنی به مساجد و تکایا میروند و کسانی که نذردارند، نذورات خود را اعم از آش، خرما، شربت، و غذابین مردم پخش می‌کنند.

  در روستای نوا از شهرستان آمل، مراسم نخلگردانی، معمول است. از روزاول تا هفتم مردم به عزاداری می پردازند و سعیدارند تا در این روز کلیه نذورات خود را ادا کنند.

  در روز هفتم هم همردم به کنار نخلی می روند و به آن سلام می‌کنند. اعتقاد بر این است که نخل تابوت حضرت  امام حسین (ع) است. در روز هشتم نخل رابیرون می آورند و در محله‌هامی گردانند. مردم نیز همراه نخل می روند به این مراسم اصطلاحاً نخل گردانی می‌گویند. کسانی که نذر شیر دارند در روزهشتم، نهم، دهم، همراه نخلگردانی شیر بین مردم پخش می‌کنند نخل‌ها را به در هر خانه که می برند صاحبخانه نذر خود را با شربت، خرما، شیر و دودکردن اسپند به جا می آورد، اگرنذر قربانی داشته باشند، قربانی می‌کنند.در روز نهم و دهم محرم همین مراسم صورت می‌گیرد در شب دهم عاشورا، که شام غربیان است نخل را دور محل می گردانند و همه مردم پا برهنه و شمع به دست همراه نخل به امامزاده میروند و تا صبح به سینه زنی و عزاداری میپردازند. تا چند سال پیش مراسم تعزیه خوانی نیز در محرم برگزار می شد. امروزه در روستاها کم و بیش تعزیه خوانده می‌شود.

   مشاهیر مازندران

  محمدبن جریربن رستم السروی(ساروی) از شاگردان علی بن موسی الرضا ، محمدبنجریربن یزید طبری الاملی ،شیخ ابوالعباس قصاب آملی عارف ، قاضی هجیم آملیعالم و شاعر ، اسپهبدمرزبان بن رستم بن شهریار بن شروین پریم صاحب کتابمرزبان نامه به گویشطبری ، استاد علی پیروزه شاعر بارگاه عضدالدوله دیلمی، دیواره وز ) مسته مرد ( شاعر طبری ، بهاءالدین  محمدبن حسن بن اسفندیار  کاتب صاحب کتاب  تاریخطبرستان، سید ظهیرالدین بن سید نصرالدین مرعشی مولف کتاب تاریخ طبرستان ورویان و مازندران ، محمدبن علی بن شهرآشوب ساروی از علمای شیعه ،ابوالحسنعلی بن سهل بن زبان طبری طبیب معتصم و متوکل خلفای عباسی کهمحمدبن زکریایرازی نزد او طب آموخت. محمدبن حسن آملی مشهور به اولیا اللهصاحب کتابتاریخ رویان ، امیرپازواری با مجموعه اشعار طبری و کتابکنزالاسرار ، طالبآملی ملک الشعرای دربار جهانگیرامپراتور هندوستان ،میرزا محمد تقی نواییشاعر ، میرزا علی قلی  چلاوی آملیمتخلص به اقبال شاعر ، حکیمملاعلی نوری مازندرانی فیلسوف وشاعر ، سیدنعمت الله لاریجانی متخلص بهفکرت شاعر ، میرزا مهدی ساروی متخلص به داوریشاعر ، میرزا جعفر ارطه ایمتخلص به غیبی ، مولانا اسمعیل مازندرانیخواجوی صاحب شرح دعا الصباح ، شیخمحمدسعید العلماء فقیه عالم ، حاج میرزاحسین بن محمد تقی نوری مولف کتابالبدر المشعشع ، سلامت المرصاد ، طوفانمازندرانی)شاعر،عارف و فقیه)ازفرزندان وی شیخ عبدالله حایری و از نوادگان وی دکتر زین العابدین رهنما،سید محمد علی معروف به داعی السلام اهل لاریجان ادیب و شاعر که وندیدادرا از اوستا به فارسی ترجمه کرد ، ابراهیم خواجه نوری اهل نور صاحب کتابهایتجدید عظمت ایران ، دکتر پرویز ناتل خان لری اهل نور ادیب و شاعر ومترجم ،شیخ زین العابدین ولویی چهاردانگه ای ساروی از علما و فقها ، ابراهیمسعیدالعلماء لاریجانی اهل آمل عالم و فقیه ، عباس شایان صاحب کتابهای تاریخو جغرافیای مازندران و رجال مازندران ، محمدتقی صاحب اهل قائمشهر ادیب وشاعر ، جواد فاضل اهل آمل عالم و فاضل دارای بیش از هفتاد جلد ترجمه وتالیف از جمله خطبه های پیغمبر ( ص) ، زین العابدین فروزش ادیب، مرحوم شیخفضل الله نوری مجتهد و مشروطه مشروعه خواه ، شیخ عبدالله مازندرانی مجتهدمشروطه خواه ، دکترمنوچهر ستوده محقق نویسنده و مترجم ، دکترمحمدصادق کیاادیب و دانشمند ، ابوالفضل لسانی نویسنده ، حشمت شاعر ، محمدیوسف متخلص بهحکیم پسر محمدحسین نوری شاعر ، خرم کجوری شاعر ، مهدی داوری ساروی شاعر ،محمدرضا رضایی شاعر ، سیدمحمد طاهری شهاب دانشمند و شاعر ، اسماعیلمهجوریصاحب کتاب تاریخ مازندران، فتح الله صفاری نویسنده کتاب شکوفه هاییاز ادبمازندران ، فخرالدین سورتی چی شاعر و محقق ، غلامرضا کبیری شاعر،علی باباعسکری نویسنده کتاب اشرف البلاد;نیما یوشیج،

 سوغات استان مازندران:

 سوغات مازندران گلیم بافى، جاجیم بافى، ظروف سفالى، ظروف و مجسمه هاى چوبى ونمدبافى از مهمترین صنایع دستى استان مازندران محسوب هستند که عمدتا درنواحى کوهستانى استان تولید و در سراسر منطقه عرضه میشوند. در این میان محصولات چوبى و نمدبافى از شهرت بیشترى برخوردارند.

برنج، مرکبات، مرباها و ترشیجات،زیتون و زیتون پرورده  از مهمترین مواد غذایى هستند که بعنوان سوغاتى مازندران محسوب میشوند.

 ضرب المثل های محلى مازندرانی:

اَگِه داروَک بَخوندِه گِنِه وارِش اِنِه: اگر قورباغه سبز روی درخت بخواند می‌گویند باران می‌آید.

 پنج شنبه نون و خِرما دَر کامبی تا اَمِه مِردِه جِه بَرِسِه: پنجشنبه نان و خرما بیرون می‌‌دهیم تا ثوابش به مرده ما برسد.

 چایی دِلِه دار دَرِه مِهمون قد بِلِند اِنِه: روی چایی ساقه اش قرار گرفته مهمان قد بلند می‌آید.

خوی بد بدی صدقه دَر هاکِن تا بدی اون خو بر طرف بَوشِه: خواب بد دیدی صدقه بده تا بدی آن خواب بر طرف شود.

 سگ سر او نَشِند تِه دَست گِند موک زَندِه: روی سگ آب نریز دستت زگیل می‌‌زند.

 شو بی وقت نونه جارو بَزوئن فرشته ملائکه رِه شِه سِرِه جا بیرون کاندی: شب بی موقع نباید جارو بزنی چون فرشته و ملائکه را از خانه خود بیرون می‌‌کنی.

 گرم تندیر سَره دَپوشی تِه وِسِه حادثه پیش اِنِه: سر تنور گرم را بپوشانی برای تو حادثه پیش می‌آید.

نِمِک رِه نِشِند بِنِه بِه خاطر این که حضرت زهرا چشم  اُو هَستِه: نمک را زمین نریز به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا است.

 وِشنا رِه خورِش نَوِنِه خوره بالش نَوِنِه: آدم گرسنه اهمیتی به خورشت غذا نمی‌دهد ادم خواب الود اهمیتی به بالشت نمیدهد.

 عاروس رقص بلد نیه گِنِه بِنِه تپه چاله دارنِه: عروس رقص بلد نیست میگوید زمین تپه چاله دارد یا ( هموارنیست)

 دست که نِمِک نِدارنِه بِل ساتور بِن: دست که نمک ندارد باید آنرا زیر ساتور گذاشت.

 اُو که سَرِ جا بُگذِرِه چِه یِک وَجه چِه صد وَجه: آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.

 شاه که سیره خوانِه چِکِنِه زیر دَستون وِشنائی بَمیرن:شاه که سیر باشه میخواهد چکند که زیردستها گرسنه اند.

 شاه شاخ دار بِخاستِه لیسِک هم راه دَکِتِه: شاه خواستار حیوان شاخ دار شد حلزون هم به عنوان شاخ دار به راه افتاد.

  آدِم دِل خِش بُوئِه خِنِه کِلی پِشت بُوئِه: دل آدم خوش باشد خانه آدم پشت لانه مرغ دانی باشد(اگر آدم دل خوشی داشته باشد زندگی در جاهای کوچک و فقیرانه نیز قابل تحمل است)

 آدِم بی مارو خاخِر تونِّه دَوِّه بی همسایه نَتوندِه: انسان بدون خواهر و مادر می تواند زندگی کند اما بدون داشتن همسایه خوب زندگی مشکل است.

 آسِمون وِنِه لا هَسِّه زمین وِنِه زیر اَنداز: آسمون برایش لحاف است و زمین برایش زیر انداز.

  آدِم عَجول یا چاه کَفِنِه یا چِلّو: انسانی که در کارهایش رفتار عجولانه داشته باشد به مقصد نمی رسد.

 اسب هَدیئِه خَر بَئیتِه خِشالی پَر بَئیتِه: اسب خودش را داد و به جایش خری گرفت و از خوشحالی هم به هوا می پرید(کسیکه چیز با ارزشی را بدهد و در ازایش چیز بی ارزشی را بگیرد و خوشحال همباشد!).

 اَنِّه مَر بَخِردِه تا اَفی بَیِِّه: آنقدر مار خورد تا افعی شد(شخصی که به واسطه انجام کار خلاف زیاد به صورت یک خلاف کار حرفه ای در آمده باشد)

آخر ماسّه بَشِنّیه: آخر ماست را ریخت(سر آخر نتوانست کارش را تمام کند)

اَتّا دَرزِن شِه خِدّ بَزِن اَتّا گالوج اتّی رِه: یک سوزن به خود بزن یک جوال دوز به دیگران.

 اسب پیغوم پِ جو نَخِرنِه: با پیام فرستادن برای اسب اسب جو نمی خورد.

 اَتّا پیلکا ماس چَنِّه راغون دارنِه: یک کاسه ماست چقدر روغن دارد.

 آش که جا دَکردِ بوئِه همه وَر اَنگوس زَنِّنِه: آش آماده اگر در ظرفی ریخته شود ازهمه طرف به آن انگشت می زنند(اگر دختری خود را بزک کند همه چشمها را به دنبال خود دارد)

اِمسالِه میچکا خوانِه پارسالِه میچکا رِه جیک جیک باد هَدِه: بچه گنجشک امساله می خواهد به گنجشک بزرگتر از خودش آواز خواندن یاد بدهد.

 او به امام ندنه تش به یزید: آب به امام نمدهد ونیز آتش به یزید هم نمیدهد.

 اَتّا شِفتِه اَتّا محلِّ وَسِّه: یک دیوانه برای( بهم ریختن) یک محل کافی است.

 آش لوه سر مِزِّه دارنِه زن نومِزِّه سَر: خوردن آش سر دیگ مزه دارد و زن هم در دوران نامزدی جذابیت بیشتری دارد.

  بَپتِه خَربِزه شال نَصیب بونِه: خربزه رسیده نصیب شغال می شود(چیزخوبی نصیب کسی شده که لیاقتش را نداشته است)

 بینج پِ وَرمِز او خِرنِه: کنار برنج، علف هم آب میخورد(کسی که با چسبانیدن خود به بزرگی برای خودش شهرتی به هم بزندوبه این طریق امرار معاش کند)

بِنِه بَخِردِه آدِم دارِّ وِجِنِه: آدم زمین خورده درخت را از ریشه میکند.

 بامشی رِه گِتِنِه تِه زور دِوائِه وِنِه سَر خاک دَشِنِّیه: به گربه گفتند که ادرار تو دارو است گربه روی ادرار خود را با خاکپوشانید(اگر از آدم بد ذات چیز را بخواهی هرچند در توان او باشد از تو دریغمی کند)

 باجا باجا رِه بَد دارنِه زن پِر هر دِتا رِه: با جناق از با جناق بدش می آید و پدر زن از هردو.

بِرمِه کِنِّه نون نَدِنِه: گریه میکند ولی نان نمیدهد(کسی که برای افرا د فقیر دلسوزی میکند ولی حاضر به کمک به آنها نیست)

 بِرار کِه فَقیره هَفت پِشت غیر: برادرش اگر فقیر باشد می گوید نسبتی با من ندارد.

 بوردِه اَبروی بِنِّه رَج هَکِنِه بَزوئِه چِشِّه کور هَکِردِه: رفت زیر ابرو را درست کند زد چشمش را هم کور کرد(کسی که میخواهد نقصی را بر طرف کند اما بیشتر خرابی به بار آورد).

 پیش دَکِتی پِشتِ سَر رِه هَم هارِش: جلو که افتادی به پشت سرت نیز نگاهی بنداز(اگر به مال و مقامی رسیدی به افراد زیر دست خود نیز گوشه چشمی داشته باش)

  پلا احمدِشه فاتح ممدِ: پلوی احمد را می خوری وبرای محمد فاتحه می خوانی!(از کسی که به تو نیکی کرد تشکر نمیکنی ولی از دیگری تشکر می کنی)

 پر کنگِ شلوار خشتک نِدارنِه وچه باد کنّه: شلوار پدرش کهنه و پاره است بچه اش تکبر می کند!(فرزندی که پدرش فقیر باشد ولی با این حال افاده داشته باشد)

 پسته بی مغز دِهون واز هَکِنِه رسوا بونِه: هنگامی که پسته دهان بسته بدون مغز را باز کنی رسوا می شود(کسی که نسنجیده سخنی بگوید و خود را رسوا نماید)

 پشیل کد خدا بَئیِه: پشیل (نوعی خزنده کوچک که مثل کرم زمین را سوراخ میکند ) کدخدا شد(فرد بی تجربه و بی لیاقتی به پست مهمی رسید).

 پز عالی جیف خالی: افاده زیاد با جیب خالی(کسی که آه در بساط نداشته باشد ولی اهل تکبر و افاده باشد)

پتک پِتک زنّه راه شونه: با ناز و کرشمه راه می رود.

  تِه تَش مِرِه گَرم نَکِردِ تِه دی مِرِه کور هَکِردِه: آتش تو ما گرم نکرد که هیچ ! دودش چشم ما را کور کرد(کسی که بخواهد کمکی بکند اما ضرر زیادی برساند)

 تِه بَوّی گل دسته همه گِنِنِه هَسِّه: تو که بگویی گل دسته همه می گویند درست است(خانم هایی که از شوهرانشان میخواهند احترام آنها را داشته باشند تا دیگران هم از شوهرانشان تبعیت کنند).

تیم جار خِس همه شو پادشاه رِه خو ویندِنِه: کسی که کنار خزانه برنج میخوابد خواب پادشاه شدن خود را می بیند(فردی که با داشتن مال اندکی آرزوهای بزرگی را در سر بپروراند).

 تا تِه دار دارنِه ولک تِه سِلام دارنِه عَلِک: تا هنگامی که درخت تو میوه دارد به سلام تو جواب می دهند(تا موقعی که صاحب ثروت هستی به تو احترام می گزارند)

 تو که راغون نِداشتی وینگوم چِه کاشتی: تو که روغن نداشتی چرا بادمجان (که روغن زیادی برای سرخ شدن میخواهد) کاشتی؟

 تَش سَرِ تَش بِشتِه: روی آتیش آتیش گذاشت(هنگامی که دو خبر بد را پشت سر هم به یک نفر بدهند)

 تِرشِ اِنار شیره نَئؤنِه: انار ترش شیرین نمی شود(کسی که به زور و حیله بخواهد خودش را در دل مردم جای دهد)

 بازیهای بومی و محلی مازندران :

 آغوزکا یا گردو بازی

 بازیکنان گردو ها را دو به دو روی یکدیگر چیده و هر یک به نوبت با گردوییبه نام کل یا تیره ( گردوی بزرگ تر ) به گردوها می زنند. اگر نفر اول بهگردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب می شود و بقیه بازیکنانباید به تیره او بزنند هر کسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود در غیر اینصورت نفر اول همه گردوها را جمع می کند.

چلیک مارکا

بازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تکه چوب یا چلیک و و چوب بزرگ یا مارکا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب کوچک را روی گودالی قرارمیدهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب کوچک کی زنند و آن را به طرف بالا پرت میکنند . چوب هر یک از بازیکنان که مسافت بیشتری را طی کند، آن گروهبرندهمی شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.

 

 

 

رزین کا:

 رزین وسیله چوبی به شکل Y است که تکه نوار لاستیکی به دو سر انتهای چوببسته می شود. بازیکن با گذاشتن سنگ لای لاستیک و کشیدن آن به طرف عقب سنگرا پرتاب می کند و گنجشک شکار می کند. 

 رُسِن بازی

 از بازی های نمایشی سنتی مازندران به ویژه در غرب استان، ریسمان بازی است. این بازی غالباً در مراسم عروسی برگزار می شد. ریسمان بازان دو نفر هستند یک نفر به عنوان بند باز بالای طناب راه می رود و دیگری به نام شیطانک درپایین می ایستد. بند باز بالای طناب با گذاشتن مجمع روی سر یا سوار شدنرویدوچرخه روی طناب راه می رود و شیطانک نیز در پایین با درآوردن شکلک وحرکات خنده آور تماشاچیان را سرگرم می کند بعد از پایان نمایش شیطانک دربین تماشاچیان می چرخد و پول و شیرینی جمع می کند از صاحب خانه نیز پول وشیرینی می گیرند. 

 لوچو:

 کشتی لوچو از کشتی های محلی استان مازندران است و درگذشته در مراسم عروسی اجرامی شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان ،انجام می شود. در ایام دیگرمانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزارمی شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می شود.
برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می شونددراین کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست ،سرچنگک وضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می شود. کشتی گیری که دراین دوهفته تمامس حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه مبدهد.

برای اینکه در گذشته رسم بر این بود که جایزه فرد پیروز را بر نوک چوبی قرار می‌دادند این مسابقه به لوچوی عنینوک چوب معروف گشت.

 

 

 گاوجنگی

 از دیگر سرگرمی های دیرپا، مراسم گاو جنگی در روستای شیر کلا شهرستان نوراست که به زبان محلی تشک جنگی نامیده می شود. این مسابقه هر سال و یک هفته بعد از اتمام کشتی لوچو در اوایل مرداد ماه به مدت 10 روز برگزار می شود. قبل از انجام مسابقه از اهالی محل مبلغی پول بابت هزینه های ضروری جمع آوری می شود. چند روز پیش از مسابقه از طریق نامه تاریخ برگزاری مسابقه به اطلاع اهالی روستاها وشهرها و حتی استان های همجوار رسانده می شود. هزینه نگه داری مهمانان در روستا و کرایه از پول جمع آوری شده پرداخت می شود.

  انواع تورهای گردشگری به مازندران  :  

 الف – تور  با هدف  ورزشی :

 بعضی از انسانها به گردشگری از زاویه ورزشی می نگرند ، و هدف آنها از مسافرت به دیگر نقاط سرگرمی و تفرج و ورزش است .   تورهای ورزشی ، عبارت از :

 1- صعود به قله دماوند در شهرستان آمل

2- صعود به قله علم کوه و تخت سلیمان در شهرستان چالوس

 3- صعود به قله سیالان در تنکابن

 4-رفتن به کوهستان سماموس و لپاسر در رامسر

  ب- تور  با هدف  فرهنگی :

 همواره در بین گردشگران افرادی هستند که هدف آنان از سیر و سفر شناخت فرهنگها و آداب و رسوم می باشد . تورهای فرهنگی ، عبارت است :

 1- شرکت در مراسم ورف چال در شهرستان آمل

 2- شرکت در مراسم تیرماه سیزده شو در سوادکوه

3- شر کت در مراسم جشن خرمن

  ج- تور  با هدف  زیارت اماکن مقدس و مذهبی :

   هر ساله میلیونها نفر از گردشگران جهت زیارت اماکن مقدسه راهی ممالک دیگر می شوند . این قبیل گردشگران علاقمند به دیدار از مکانهای مذهبی می باشند .تورهای زیارتی ، عبارت از :

 1- زیارت امام زاده عبدالله آمل

2-امامزاده سید صالح قائم شهر

3-امامزاده سلطان طاهر بابل

 4-امامزاده عبدالحق سوادکوه

 5-امامزاده عباس و پهنه کلای ساری

  د- تور  با هدف  شناخت اماکن تاریخی :

 اماکن تاریخی و آثار باستانی ، موزه ها و .... از اماکنی هستند که هر ساله تعداد کثیری از گردشگران را به سوی خود جلب می کند .تورهای اماکن تاریخی ،عبارت است :

 1-بازدید از شهر تاریخی آمل ، بقعه میر حیدر آملی ، پل دوازده چشمه ، بازار قدیم آمل ، بقعه میر بزرگ ، آرامگاه ناصر الحق و بقعه شمس الرسول

 2-بازدید از شهر تاریخی بهشهر : کاخ چشمه عمارت ، مجموعه تاریخی عباس آباد ، سایت تاریخی گوهر تپه ، غارهای باستانی هوتو و کمربند

 3- بازدید از اماکن تاریخی ساری ، خانه کلبادی ، خانه رمدانی ، آب انبار نو ، مسجد فرح آباد

 4-شهرستان بابل : پل محمد حسن خان ، کاخ سلطنتی ، برج کاخ سلطنتی ، محله قدیمی پنج شنبه بازار ، موزه مردم شناسی ( گنجینه بابل ) ، حمام قدیمی میرزا یوسف

 5- شهرستان چالوس : کاخ چایخوران ، گاخ اجابیت ، دژ باستانی قلعه گردن

  6- قلعه مارکوه تنکابن

 7-برج لاجیم سواد کوه ، قلعه کنگ لو ، پل شاهپور ، پل ورسک ، شهرستان سوادکوه

 

  ه- تورهای تفریحی مازندران :

  استان مازندران هر ساله بیشترین گردشگر را به خاطر طبیعت زیبا و اکوتوریسم به خود اختصاص می دهد .تورهای تفریحی ،عبارت است :

  1- آبشار شاهان دشت آمل

 آبشار آب پری رویان

 3-پارک جنگلی نور

 4-پارک جنگلی سی سنگان نوشهر

 5-پارک جنگلی کشپل نور

  6-تالاب میانکاله نکا

 7-سد سلیمان تنگه ساری

  ح- تورهای درمانی مازندران  :

  افراد زیادی به قصد تفریح و درمان هر ساله میهمان آبهای گرم معدنی برای درمان انواع بیماری های پوستی ، دردهای استخوانی ، مفاصل و روماتیسم می باشند . تورهای درمانی شامل :

 1-آب گرم لاریجان

  2-آب گرم رامسر

 3-آبگرم معدنی فلک ده رامسر

 4-آبگرم لاویج نور

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۳ | ٤:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()