آرشیو وبلاگ
دانلود طرح های رنگ آمیزی فانتزی کودکان

تحقیق پیرامون باغ های ایرانی و سایر کشورها

مقاله درباره آداب و رسوم و فرهنگ کرد

مردم کُرد، قوم ایرانی  هستند که در بخش‌هایی از خاورمیانه و آسیای مرکزی و در ایران به ویژه در شمال شرق و غرب ایران زندگی می‌کنند کردها در سراسر ایران در استان‌های ایلام، آذربایجان غربی، بلوچستان، کردستان، کرمانشاه، همدان ، خراسان شمالی، خراسان رضوی، گیلان، مازندران و استان‌های قم، قزوین، کرمان، و استان فارس زندگی می‌کنند. بخش کردنشین جداشده از ایران (در جنگ چالدران)، کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه هم اکنون جزئی از خاک سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه می‏باشند، این سه کشور پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی عثمانی با توافق انگلستان، درسال ۱۹۲۳ تاسیس شدند. در جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان، جمهوری ازبکستان و جمهوری تاجیکستان، نیز کردها زندگی می‌کنند جمعیت کردها در سال ۲۰۰۹، ۲۸٬۵ تا ۲۹٬۸۶۳٬۰۰۰ میلیون تن برآورد شده است که ۶٫۵ تا ۷ میلیون تن از آنها در ایران زندگی می‌کنند .

زبان کردی اخص بسیار متنوع(بادینی، کرمانجی، سورانی ، زازا،کلهری و...) بوده و لهجه های متعدد دارد مانند: حرکی، مکری، سلیمانیه‌ای، اردلانی، کرمانشاهی، بایزیدی، عبدویی، زندی زبان کردی با دسته شمالی لهجه‌های ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبانهای مهم دسته غربی بشمار میرود وصاحب شعرها و تصنیف ها، قصه ها و سنت های ادبی است بیشتر کردها مسلمان هستند و سایر آنان نیز یزیدی، یارسان (اهل حق)، مسیحی و یهودی هستند. کردها جشن نوروز و جشنهای مولودی را گرامی می‌دارند. نامدارترین افراد کرد، ابوحنیفه دینوری، شیخعلی خان زنگنه، شهرام ناظری و صلاح الدین ایوبی هستند.

 از شاعران نامدار کرد ابوالقاسم لاهوتی، معینی کرمانشاهی، مستوره اردلان و مولوی کرد را می‌توان نام برد. امیرنظام گروسی دانشمند و سیاست‌مدار دوره ناصرالدین شاه قاجار نیز کرد بوده‌است.وهمچنین سردار عزیزخان مکری وزیر جنگ ناصرالدین شاه قاجار بوده است. درودگری، قالی و جاجیم و گلیم بافی (به ویژه قالی بیجار) از صنایع دستی عمده کردها است.

 

یشینهٔ واژه کرد

 

ریشه واژه کرد به درستی مشخص نیست رینولدز بر این باور است نام کرد از واژه کوردو که برای نخستین بار در یک سنگ‌نبشته سومری مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد با عنوان "زمین کار-دا" آمده است در ارتباط است.کوردواز نظر ریشه شناسی مربوط به اصطلاح آشوری اورارتو که همان آرارت میاشد است  به باور آستریان ، منطقی‌ترین توضیح این است که این واژه با کیرتی‌ها (یک قبیله باستانی) در ارتباط باشد واژه کرد به صورت (کورت) در متون پارسی میانه دیده میشود و از پارسی میانه به زبان عربی به صورت "کرد" انتقال یافته است

پس از حمله اعراب به ایران، ایرانیان دست به شورش‌های متعدد و مقاومت زدند. مثلا محمد بن جریر طبری مینویسد: در همین روز خبر رسید که «موصل» بشوریده و کردان در آن‌جا پراکنده‌اند. مُسَیب‌بن زُهیر، حاکم کوفه، که دوست یحیی‌بن خالد برمکی بود، به منصور خلیفه عباسی پیشنهاد کرد که کار خواباندن شورش کردان را به خالد برمکی واگذارد که «او برای خواباندن آن شورش تواناست». منصور این پیشنهاد را پذیرفت و خالد را به حکومت موصل برگماشت… غالب مورخان و جغرافیانویسان قدیم مانند اصطخری و ابن بلخی و مسعودی مورخ نامدار پس از اسلام، واژهٔ کرد را در دوران تاریخی پس از حمله اعراب به ایران به معنای کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار به کار برده اند

شرف‌الدین بدلیسی حدود کردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرف نامه خود ذکر می‌کند و در شرفنامه سرزمین کردستان و حکام کرد را برمی‌شمارد احمد کسروی، در شیخ صفی و تبارش، تاریخ تبار و زبان مردم آذربایجان می‌نویسد: پیش از صفوی هیچ شاعر ترک گویی در آذربایجان پیدا نشد و همگی مردم هر که ماد و آریایی تبار بودند به زبان پهلوی آذری گفتگو می‌کردند که همانند فارسی و لری و کردی بود در دوران اسلامی واژه کرد به معنای رمه گردانان و کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار بکار رفته است و طوایف دیگر ایرانی را نیز "کرد" نامیده اند از دوران سلجوقیان، مناطق وسیع کوهستانی غرب فلات ایران کردستان نام میگیرد.

اما معنای اجتماعی واژه کرد هنوز ادامه دارد و شرف خان بدلیسی کردها را بر اساس شیوه زندگی و اجتماعی نزدیک، به چهار نوع بر اساس زبان تعریف میکند: کلهر، گوران و کرمانج اما او مردمان رعیت که چنین شیوه زندگی را نداشتند یا جزو قبیله ای نبودند را کرد حساب نمیکند. مینورسکی نیز در رابطه با این عبارت شرفخان بدلیسی بر این نظر است که تنها کرمانجی و شاید کلهری را امروز بتوان جزو زبانهای کردی دانست، اما لری و گورانی از زبان کردی جدا هستندآنچه که روشن است، تحول واژه کرد از یک معنی اجتماعی و شیوه زندگی گروه های مختلف ایرانی تبار به معنی قومی امروز آن بسیار طول کشید.

 

 

 
   

 

تاریخ کردها

 

به طور کلی از بدو تاریخ کوه‌های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده‌است که با امپراتوری‌های جلگه‌ها یعنی امپراتوری‌های بابل و آشور در جنگ بوده‌اند و گاه آنها را شکست می‌داده‌اند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی‌ها و لولوبیان و گوتیان و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان خود را در منطقه رواج کامل دادند.

زبانهای کردی(سورانی/کرمانجی) با سایر زبانهای ایرانی مانند فارسی و بختیاری و تالشی و گیلکی و بلوچی از یک ریشه واحد هستند گرنوت وینفوهر بیشتر کردی را نزدیک به زبان پهلوی اشکانی میداند در دوره‌های تاریخ، منطقه کردستان بخشی از امپراتوری‌های ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت. در زمان ساسانیان منطقه امروزی عراق را ناحیه آسورستان یا دل ایرانشهر می‌نامیدند. بیشتر بخش شرقی منطقه امروزی کردستان عراق در زمان ساسانیان در استان شادپیروز قرار داشت. پروفسور ان لمبتون در تاریخ ایلات ایران از قول ابن بلخی می‌نویسد: کردان زبدگان لشکر ساسانی بودند تمام سرزمین کردستان یکی از ایالات ایران بوده‌است. در جنگ چالدران (۱۵۱۴ میلادی) بر اثر شکست ایران در برابر امپراتوری عثمانی بخش بزرگی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب امپراتوری عثمانی گردید.

امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جداشده سرزمین کردستان از ایران، فرمان‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجاً تقسیم و یا مستقل گردیدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد استفاده از نام‌های مادی که مستقیما به پادشاهان و سرداران ماد یا اعلام فرهنگی آنها مرتبط است در نام‌های کردی به وفور کاربرد دارد. از نام‌های کردی مورد استفاده در بین مردم که با تاریخ ماد مرتبط است می‌توان به: آباکو آترین آتوی آرباکو آرتیکا و... همه این نام‌های از مدخل ۱ تا ۴۰ یکی از کتب مربوط به نامهای کردی و بخش حرف آ برداشت شده که خود ناشی از وسعت این نام‌ها است.

 

جمعیت و سرزمین کردستان

به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی هستند. بنا بر برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقریبی در سال ۲۰۰۹، ۲۸٬۵ تا ۳۰ میلیون  تن در منطقه‌ای به وسعت ۱۹۰۰۰۰ کیلو متر مربع است. ناحیه زیست کردزبانها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس منتهی می‌شود.

از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌یابد. در طرف جنوب هم کرمانشاه، و بخش‌هایی از ایلام و از طرف دیگر به کرکوک و موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین، ویران‌شهر و اورفه امتداد یافته، آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه می‌رسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان‌داغ و هارال‌داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد می‌یابد.

البته در تمام مناطق ذکر شده بسیاری اقوام غیر کردزبان نیز زندگی می‌کنند کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌شود. چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای رمه‌ها و دام‌های ایل‌های کرد ایران از اهمیت به سزایی برخوردارند.

مناطق کردستان اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصلخیزی نیز است تمام سرزمین کردستان از زمان امپراتوری ماد تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از سرزمین کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی گردید. امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، فرمان‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجاً تقسیم و یا مستقل گردیدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد.

زبان

محدوده مناطقی که در آن‌ها زبان کردی به عنوان زبان مادری سخن گفته می شود.

کردی

هنگامی که از زبان کردی سخن به میان می‌آید، مقصود زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند. زبان شناسان و شرق شناسان غربی گفته‌اند که: این زبان از زبانهای هندواروپایی و خانواده‌های هند و ایرانی و در زمرهٔ زبانهای ایرانی است و با زبان فارسی قرابت نزدیکی دارد.

کردی از ریشه زبان‌های ایران قبل از حمله اعراب به ایران است. این گویش از عربی و ترکی تأثیر چندان نپذیرفته و کمابیش اصیل مانده‌است. زبان کردی دارای ادبی بسیار پهناور است. قدیم‌ترین نوشته به زبان پهلوی اشکانی قباله‌ای است که از اورامان در کردستان به دست آمده.

کردی که اکثر کردها در (ایران، ترکیه، عراق و سوریه) با آن صحبت می‌کنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار می‌رود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس (۱۹۱۸ م.) تاکنون در مدارس تدریس می‌شود.

زبان کردی شامل گویشهای متعددی است یکی کورمانجی شرقی یا مکری در بوکان ،سلیمانیه و سنه؛ و یکی کورمانجی غربی در دیار بکر و رضائیه و ایروان و ارزروم و شمال سوریه و شمال خراسان. گروه اصلی دیگر یا گروه کردی جنوبی در منطقه کرمانشاه زندگی می کنند.

کرمانجی گویش کردهای شمال خراسان، ناحیه مرزی ایران و ترکیه، روستاهای تکاب وشاهیندژ، شرق ترکیه و شمال عراق است. سورانی در بخش میانی مناطق کردنشین ایران و همچنین در نیمه جنوبی کردستان عراق صحبت می‌شود. شهرهای اصلی سورانی‌زبان عبارتند از: بوکان، مهاباد، سنندج، سلیمانیه، اربیل و کرکوک که بدان تکلم دارند. کردی جنوبی دارای لهجه‌های کردی کرمانشاهی، کلیایی، سنجابی، کلهری و فیلی است که در استان کرمانشاه و بخش هایی از استان ایلام و مناطق هم مرز با این دو استان در کشور عراق یعنی استان دیاله و بخشهایی از کرکوک و موسل بدان تکلم دارند.

به نظر دانشمندان زبان شناس و شرق شناس قبایل ماد و پارس همزبان بوده و هر دو به یک گویش سخن می‌گفته‌اند. تئودور نولدکه خاورشناس آلمانی، معتقد است که زبان مادی بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان داشته، اکنون با کاوش در مناطق غرب ایران از مادها آثاری در تپه هگمتانه در دست است. پروفسور ن. مکنزی نوشته است که در نظر اول می‎توان انتظار داشت که منظور از زبان مادی زبان کردی است. معتبرترین زبانشناس زبان کُردی ولادیمیر مینورسکی نیز همین نظر را تایید می‌کند:

«اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳)

مادها در سال ۶۱۲ پیش از میلاد مسیح امپراتوری بزرگ ماد را بنیان نهادند و بدین ترتیب زبان مادی به زبان رسمی بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در کردستان، سیزده قرن سپری شده‌است. در این مدت طولانی سرزمین ماد بزرگ و کوچک و سرزمین‌های دیگری که به سرزمین ماد ملحق شده اند؛ از حیث نظامی و سیاسی بسیار دست به دست شده‌اند. و قدرت سیاسی به دست افراد مختلفی - که زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده‌است - افتاده‌است. هر حکومتی هم که برسر کار آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمی تحمیل کرده‌است. در اوضاع واحوال آن روزگاران، که تمامی بنیادهای اجتماعی کم رنگ شده و رو به افول نهاده بوده‌است، این جابه جایی درقدرت نمی‌تواند از تأثیر نهادن بر این بنیادها برکنار بوده باشد. تاریخ، برخی رویدادها را ثبت کرده‌است که طی آن، سلطهٔ سیاسی بر یک سرزمین، تغییرات نژادی بنیادی و ایستایی زبان را در آن سرزمین باعث شده‌است. امروز ردپای تأثیر جابه جایی در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوری ماد به وضوح می‌توآن دید. به عکس در بخشی از غرب سرزمین ماد، بنیادها همچنان دست نخورده مانده‌است. بلکه تسلط مادها وضعیت نژادی و زبانی برخی از سرزمین‌هایی را که بعداً به قلمرو مادها ملحق شد، تغییر داده و به مسیر توسعهٔ مادی کشانده‌است و به موازات بخش غربی قلمرو خود، آنها را توسعه داده‌است. بیشتر تاریخ شناسان پر آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند.

زبان پارتی (پهلوانیک)، که به نظر زبان شناسان همراه با زبان مادی در زمرهٔ زبانهای شمال غربی، خانوادهٔ زبانهای ایرانی جای می‌گیرند؛ بیش از دیگر زبانها بر زبان کردی تأثیر نهاده‌است و امروزه رد پای این تأثیرات در گویش آیینی زبان کردی، دیده می‌شود.

هم‌زمان با سقوط و فروپاشی امپراتوری ساسانی و حمله اعراب به ایران در ایران، وقفهٔ تازه‌ای برای زبان کردی آغاز شد. زبان مادی در آن زمان به نسبت زبان رایج دوران اقتدار امپراتوری ماد، دستخوش تغییرات ۱۳۰۰ ساله شده بود. به همان نسبت که زبان پارسی باستان پیشرفت کرده و به زبان دری / پارسیک تبدیل شده و آمادگی و ظرفیت آنرا یافته‌است که زبان پارسی کنونی از آن جدا شود؛ زبان مادی هم پیشرفت کرده و دستخوش چنان تحولات و دگرگونی‌هایی شده؛ که استخراج زبان کردی از آن ممکن شده باشد.

دین و مذهب

در استان کردستان و بخش‌هایی از استان آذربایجان غربی اهل‌سنت هستند. در استان‌ کرمانشاهبخشی شیعه و بخشی اهل‌سنت هستنددر ایلام صددرصد مردم شیعه هستند . بعد از تهاجم تازیان(اعراب) به ایران کردها هم مانند دیگر اقوام ایرانی در برابر متجاوزان ایستادگی کردند و در برابر آیین جدید ایستادگی کردند و اسلام رو با اختیار و آزادی نپذیرفتند. در بین کردها نزدیک به ۵۰ هزار خانوار و شاید بیشتر یزیدی هستند. علاوه بر این، جمعیت قابل ملاحظه‌ای از کردها که به یارسان و اهل حق معروفند در میان کردها هستند که مرکز سکونت آنها منطقه دالاهو و کرمانشاه و بصورت پراکنده در کردستان است. سایر کردها نیز مسیحی یا یهودی هستند.

آداب و رسوم

بوکه باران، از آداب و رسوم باران خواهی در کردستان است که در ایام خشکسالی یا سال هایی که میزان بارندگی آن کم است برگزار می شود. بوک به معنی عروسک است. دختران نوجوان روستا با استفاده از دو تکه چوب عروسکی ساخته و لباسی از پارچه های رنگی بر تن آن عروسک می پوشانند و برای آن سربندی درست می کنند. سپس آن عروسک را در دست می گیرند و در حالی که شعر می خوانند در کوچه ها می گردند. هنگام عبور « بوکه باران » از کوچه ها اهالی بر آن عروسک آب می پاشند به نیت این که باران و گندم در آن سال فراوان باشد. اهالی هدایایی مانند تخم مرغ، پول و یا گردو به دختران می دهند. دختران پس از گذراندن بوک ( عروسک ) از همه کوچه ها آن را به قبرستان و یا زیارتگاه موجود در روستا می برند، سپس آن را می سوزانند و یا به آب می اندازند و هدایای جمع آوری شده را بین خود تقسیم می کنند. اهالی روستای هشمیز از دهستان ژاورود شرقی، بخش مرکزی شهر سنندج در منطقه ای سرد و خشک در 36 کیلومتری جنوب غرب سنندج به این عروسک « بووکه چووینه »( bokâ cuwina) گویند و آن عروسک چوبی را در گهواره ای گذاشته و می چرخانند. این دختران هنگام چرخاندن عروسک در کوچه ها اشعاری را آواز وار و آهنگین و به صورت دسته جمعی می خوانند.

 

بخش‌های کردنشین ایران

سنندج، مرکز استان کردستان ایران، نواحی کُردنشین ایران شامل: قسمت غربی استان آذربایجان غربی از ناحیه ماکو شروع می‌شود و با در بر گرفتن نیمهٔ غربی استان و شهرهای جنوب دریاچه ارومیه، شامل دیگر استان‌های غرب ایران یعنی استان کردستان، کرمانشاه و ایلام می‌شود. در استان آذربایجان غربی قسمت غربی شهرستانهای، ارومیه، ماکو، خوی، سلماس و در قسمت جنوبی استان آذربایجان غربی، شهرستانهای اشنویه، نقده، مهاباد، بوکان، پیرانشهر، سردشت، تکاب و شاهین دژ کردنشین هستند. بخش‌هایی از خراسان: در قسمت‌های از استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که مردم در آن مناطق به کرمانجی صحبت می‌کنند که از این میان می‌توان به مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره نمود. مردم کرد این مناطق بنا به روایت تاریخ از ایل افشار هستند که در زمان شاه اسماعیل از منطقه ارومیه به این نواحی برای محافظت از قلمرو شاه اسماعیل کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه اسماعیل آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند.

 

فرهنگ کردستان

  

کردستان به مرکزیت شهر سنندج ،استانی سرسبز و خرم در غرب ایران و در مجاورت بخش شرقی کشور عراق (مناطق کردنشین) قرار دارد. این استان که در دامنه ها و دشت های پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته، از شمال به استان های آذربایجان غربی و زنجان ، از شرق به همدان و زنجان ، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است.  شهرستان های این استان شامل بانه ، بیجار ، دیواندره،  سقز ، سنندج ، قروه ، کامیاران ، مریوان و سروآباد است. استان کردستان اکنون با مجموعه شهرها و روستاهایی که در اقصی نقاط آن پراکنده شده و استقرار یافته اند به یکی از نواحی در حال توسعه غرب کشور تبدیل شده و از پتانسیل های توریستی و تفرجگاهی بسیاری برخوردار می باشد.  کردستان منطقه ای کاملا کوهستانی و از مریوان تا دره قزل اوزن و کوه های زنجان جنوبی گسترده شده است.  ناهمواری های این استان مشتمل بر دو بخش غربی و شرقی است، این دو قسمت از نظر شکل پستی و بلندی و جنس زمین متفاوت هستند . قسمت وسیعی از سنندج ، مریوان و سرزمین های اطراف آنها تا جنوب کردستان ، بخش کوهستانی غربی را تشکیل می دهد.  در این ناحیه ، یکنواختی و سستی جنس زمین ، اشکال مشابهی را به وجود آورده که از ویژگی های آن کوه های گنبدی شکل با شیب یکنواخت و ملایم همراه با دره های باز است.  این یکنواختی را طبقات آهکی سخت و سنگ های درونی که بین لایه های سست ظاهر می شوند ، در هم ریخته و آن را به صورت صخره های عریان در آورده است.  نوع مشخص این ناهمواری ها، ناحیه کوهستانی چهل چشمه در بین مریوان و سقز است که دنباله پستی بلندی های این ناحیه را در جنوب و شرق ، تشکیل داده اند و دامنه غربی آن تا داخل کشور عراق کشیده شده است در این ناحیه شعبه های رود قزل اوزن در شرق و شمال شرقی و رود سیروان در جنوب ، چهره زمین را به طور کامل تغییر داده  است . بخش کوهستانی مشرق ، قسمت های شرقی سنندج را در بر می گیرد و در حد فاصل ناحیه غربی و شرقی ، یک رشته از ارتفاعات آتشفشانی شمالی جنوبی را به وجود می آورد.  در شرق این رشته کوه ، شهرستان های قروه و بیجار قرار گرفته  اند که شکل زمین در آنها با پستی و بلندی های ناحیه غربی به کلی متفاوت است. از ویژگیهای این ناحیه ، وجود یک حصار کوهستانی متشکل از سنگ های دگرگونی و رسوبی است که دشت های مرتفع هموار و تپه ماهوری را احاطه کرده است در این ناحیه به استثنای کوه های بیجار ، دشت های نسبتا وسیعی نیز وجود دارد . این دشت ها به وسیله شعبه های رود قزل اوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور در آمده اند مرتفع ترین دشت این ناحیه " اوباتو " خوانده می شود و در شمال سنندج واقع شده ، بلندترین کوه های این ناحیه ، " شاهنشین " در شمال بیجار ، " شیدا " در مرکز و " پنجه علی " بین قروه و سقز است.

 حیات وحش و شکارگاه ها

 

 

تنوع اقلیمی و آب و هوایی ، شرایط خاص توپوگرافی ، وجود منابع آبی متعدد و پوشش گیاهی مناسب ، به ویژه پوشش جنگلی در قلمرو استان کردستان زمینه مساعدی را برای زیست انواع پستانداران پرندگان بومی و مهاجر و همچنین انواع آبزیان فراهم کرده است.کردستان دارای پنج شکارگاه درجه یک ، شکارگاه درجه دو ، شکارگاه درجه سه و سه شکارگاه درجه چهار و شکارگاه منطقه حفاظت شده بیجار است.  منطقه حفاظت شده بیجار ، تنها ذخیره گاه طبیعی استان کردستان است . این منطقه در شمال شرقی استان قرار دارد و از شمال به روستای حسن چاروق و حسن آباد یاسوگند و رودخانه قم چقا و از غرب به جاده آسفالته در دامنه های غربی کوه سلیم و از طرف جنوب به جاده کمر زرد و امتداد رودخانه قزل اوزن و از طرف مشرق به جاده قدیمی زنجان محدود می شود.  منطقه حفاظت شده بیجار به دلیل قرار گرفتن در میان سلسله ارتفاعات و تحت تاثیر جریان های رطوبتی ،از ریزش های جوی نسبتا کافی برخوردار بوده و به همین دلیل تعداد زیادی چشمه دایمی و فصلی در این منطقه دیده می شود و از لحاظ حیات وحش غنی و گونه های مختلفی از پستانداران پرندگان و خزندگان در آن وجود دارد.

گونه های اصلی پستانداران بزرگ در این منطقه قوچ و میش ارمنی است که زیستگاه آنها تپه ماهورها و نقاط کم ارتفاع است . تعداد کمی آهو نیز در این منطقه زندگی می کنند . علاوه بر این جانورانی مانند خرس قهوه ای ، گراز ، گرگ، گربه پالاس ، خرگوش در این منطقه وجود دارد.  در اطراف و داخل منطقه گونه های بسیاری از پرندگان بومی و مهاجر مشاهده می شود که از جمله این پرندگاه می توان از دلیجه ، کبک ، انواع چکاوک و حواصیل خاکستری نام برد.  رودخانه های قمچقا و قزل اوزن که در این منطقه قرار دارند زیستگاه برخی از ماهیان نظیر سس ماهی ، سیاه ماهی ، عروس ماهی و هم چنین محل زندگی سمور آبی یا شنگ است.  شکار پرندگان بیشتر در شهرهای سنندج، بیجار و مریوان و صید انواع ماهی ها در شهرهای مریوان و قروه حائز اهمیت است . در شهرستان مریوان ، دریاچه زریوار به عنوان یک اکوسیستم ، زیستگاه مناسبی را برای انواع پرندگان مانند کشیم کوچک ، کاکایی ، سرسیاه، حواصیل خاکستری ، اگرت و آنقوت و به ویژه مرگوس پدید آورده است.  دریاچه مریوان به عنوان یکی از اصلی ترین زیستگاه شنگ (سمور آبی) در ایران است . سمور آبی دارای بدنی دراز و نسبتا باریک و دم بلندی است.

میراث تاریخی و فرهنگی

 

امروزه از دیدگاه های توسعه ،  میراث فرهنگی و تاریخی فقط به عنوان میراث ملی قلمداد نمی شوند ، بلکه دارای ارزش های اقتصادی قابل توجهی بوده که موجب افزایش درآمد ملی و منطقه ای می شوند.

استان کردستان از حیث برخورداری از قابلیت های تاریخی ، فرهنگی جایگاه ممتازی دارد ، غار کرفتو ، قلعه زیویه ، محوطه های باستانی تاریخی جنوب استان ، موسیقی و رقص و آداب و رسوم رایج در استان و آثار تاریخی و مذهبی و آئین های دراویش قادریه و نقشبندیه در پهنه استان از جمله قابلیت های با ارزش تاریخی و فرهنگی منطقه محسوب می شوند.

  آداب و رسوم و جاذبه های فرهنگی

 

کردستان ، از نظر فرهنگ و تمدن دارای سابقه ای بسیار درخشان است که نظیر آن در سایر نقاط کشور به ندرت دیده می شود . نشانه های فرهنگی زبان ، هنر (شعر و موسیقی) و آداب و رسوم به جای مانده ، دلالت بر دیرینگی و قدمت فرهنگی منطقه دارند.

 زبان کردی

زبان کردی شاخه ای از زبان های قدیم ایران باستان است و ساکنان کردستان نظر به سختی مکان و بر کنار بودن از سیل تهاجمات خارجی ، زبان قدیم خود را حفظ کرده اند.  امروزه زبان کردی به لهجه های مختلفی تقسیم می شود . گویش های کرمانجی شمالی و کرمانجی جنوبی (سورانی) کردی و اورامی در منطقه کردستان در بین ساکنان استان رواج دارد.  اهالی مریوان با گویش کردی کرمانجی جنوبی (سورانی) و مناطق جنوبی مریوان با لهجه اورامامی (گورانی) صحبت می کنند ، لهجه اورامی تا چند دهه پیش ، زبان نوشتاری و ادبی کردی بوده است. امروزه دین مردمان منطقه اسلام است و اکثرا اهل تسنن و پیرو مذهب شافعی هستند ، دو طریقت نقشبندیه و قادریه در این منطقه پیروان زیادی دارند و مراکز اصلی آنها سروآباد و خاورمیرآباد " بایره " ، بوده است. قبل از اسلام چنانکه آثار و شواهد نشان می دهد ، ساکنان منطقه آئین های مختلفی داشته اند که مهرپرستی ، میتراییسم و زرتشتی مهم ترین این آئینها بوده  است و اکنون رگه ها و ریشه های این آئین ها را در آئین ها و موسیقی منطقه می توان دید.

 

لباس و پوشش مردمان کرد

 

کردها طی قرون متمادی با لباس محلی خود پیوند عاطفی ، عقیدتی و سنتی شدیدی برقرار کرده اند و علاقه زیادی به حفظ و نگهداری لباس سنتی خود که نشانگر هویت فرهنگی آنهاست دارند حتی در ابتدای حکومت پهلوی ، هنگام زمامداری رضاخان که مقرر شد تمام مردم ایران لباس واحدی بپوشند ، کردان در مقابل این دستور مقاومت نشان داده ، لباس خود را تغییر ندادند البته در شهرهای بزرگ استان مانند سنندج ، برخی از جوانان ، لباس محلی را فقط در مراسم و جشن های خاص می پوشند و علاقه ای به استفاده از آن بطور معمول ندارند به همین دلیل در سنندج کمتر کسی دیده می شود که با لباس محلی در خیابان طاهر شود ، اما در سایر شهرها مانند سقز بانه و مریوان غالبا تمامی زنان و مردان با لباس محلی در شهر دیده می شوند لباس و پوشاک کردان از تنوع و غنای فوق العاده ای برخوردار است که در زینت ها و رنگ های لباس به چشم می خورد ، لباس کردی هرگز یک رنگ و تیره گون نیست بلکه همیشه با ترکیب رنگ های مختلف ، چشم ها را به طرز مطبوعی خیره می کند و انسان به این باور می رسد که طبیعت و محیط پیرامون ، مرغزارهای سرسبز ، گل های رنگارنگ ، سپیدی برف ها ، آسمان صاف و آبی ، سیلاب های خروشان در این تنوع رنگ تاثیر مهمی داشته اند.  لباس زن ها نیز از پیراهن بلندی تا روی پنجه پا که گاهی با پولک های الوان تزئین شده و روی آن یک نیمه تنه به اسم " سوخمه " از پارچه زری یا مخمل پوشیده و بالای سوخمه گاهی لباسی به اسم " کوا " که از پشت تا پایین پنجه پا کشیده شده و روی آن را گاهی نیمه تنه به نام "سلته" می پوشند ، تشکیل می شود.  پوشیدن هر یک از این لباس ها بستگی به سلیقه زنان دارد ، شلوار آنها گشاد و از جنس حریر است ، پارچه ای توری به عنوان روسری و پارچه دیگر به اسم " شتونیه " یا "شال"  به طول سه متر که روی ناحیه کمر بسته می شود ، جزو لباس زنان کرد است.  زنان و دختران منطقه اورامانات گیسوان خود را به شکل رشته های باریک می بافند و بر گیسوان بافته خود کلاه سکه دوزی شده می گذارند.

لباس مردان کرد ساکن فلات ایران تنگ و چسب بدن ، با چین های باز ، شلوار چسبان و پوتین ساقه بلند است . در کوه های کردستان جنوبی ، مردان لباس گشاد تری می پوشند که با نیاز بالا رفتن (صعود) سازگارتر است.  شلوار آن گشاد و کت کوتاه و از جنس نمد سفید است. یک دستار سفید و آبی با تصویر " چشم پرنده " نیز به دور سر می پیچند و از کمربند رنگارنگ نیز استفاده می کنند . همچنین لباس مردانه کردی تابع مقتضیات محیط و شیوه زندگی است و در عین حال گاهی در آن تنوع های بسیار جالبی هم دیده می شود.  لباس مردان عموما تیره رنگ است که از کت بدون یقه ، شلوار ، دهانه تنگ دستاری بر سر و شالی بر کمر تشکیل شده است.  پیراهن های بدون یقه و سفید می پوشند که در انتهای آستین ، زباله مثلثی شکلی قرار دارد که در حالت عادی به دور مچ یا بازو پیچیده می شود و آن را " لفکه سوزنی" می نامند. در صورتی که پیراهن بدون لفکه باشد ، اغلب هنگام کار ، مچ ها را با پارچه نوار مانندی می بندند ، اغلب مردان از دستار و شال تیره رنگ مخصوصی به نام "رشتی" استفاده می کنند ، زینت مردان بیشتر ساعت جیبی با زنجیر آویزان در جلو سینه و گاهی ساعت مچی است. با توجه به زمستان های سرد منطقه ، اغلب از پالتو استفاده می شود، اما قشرهای غیرمرفه نمد ضخیمی به نام " پستک " می پوشند و چوپانان برای جلوگیری از سرما و حفاظت از سرما و باران ، قبای نمدی دراز و بدون آستین دارند که دو زبانه کوچک به عنوان آستین های کاذب در امتداد شانه های آن قرار دارد .

 مسجد دارالاحسان

این مسجد در ضلع شمالی خیابان امام خمینی سنندج قرار دارد و بر اساس کتیبه های موجود ، مسجد توسط امان الله خان اردلان والی کردستان ساخته شد.  این بنا شامل دو ایوان شرقی و جنوبی ، است.

سنندج (مسجد جامع) 

این مسجد را می توان مسجد مدرسه دانست ، زیرا بخشی از آن به حجره های طلاب علوم دینی اختصاص دارد و بخش جنوبی آن صحن اصلی مسجد است این بنا دارای تزئینات کاشی کاری هفت رنگ مینایی فوق العاده پرکار ، ظریف ، از اره های مرمرین ، آجرکاری لعاب دار و معقلی ، حوض سنگی و فواره های زیبا و همچنین ستون هایی با تزئینات طنابی است از عمده تزئینات بنا ، نگارش آیات قرآنی در قسمت های گوناگون مسجد است و ثلث قرآن مجید در این بنا نگارش شده است.  این مسجد در گذشته یکی از مهم ترین دارالعلم های دینی بوده و بسیاری از علما در این دارالعلم به کسب علوم مختلف پرداخته اند . مسجد دارالاحسان ، یکی از ارزشمندترین مساجد استان کردستان از نظر معماری و تزیینات معماری است.

 

 عمارت آصف (موزه خانه کرد)

 

احداث بنای اصلی عمارت آصف که شامل تالار تشریفات است به دوران صفویه باز می گردد و در دوره های بعدی به ویژه در دوران قاجاریه و پهلوی به تدریج بخش هایی به آن افزوده شده است .سردر ورودی بنا با نمای آجری که به شکل نیم هشتی است براساس سبک باروک ایرانی ساخته شده است . تالار تشریفات آن ایوان ستوندار با اروسی پرکار آن ، از بخش های بسیار زیبای بنا محسوب می شود . عمارت دارای یک رشته قنات است که اکنون آب آبنمای مقابل تالار از آن تامین می شود .بنا شامل تزئینات معماری همانند گچبری ، آینه کاری و کار چوب است . در ضلع جنوب غربی عمارت حمام مخصوص با سبک و اسلوب معماری حمام های ایرانی ساخته شده که دارای نقش های آهکبری می باشد .

در قسمت جنوبی و در ابتدای ورود به عمارت و مسیر دالان منتهی به حیاط مرکزی ، دری به سمت راست باز می شود که در گذشته حیاط مستخدمین بوده و با توجه به اینکه بخش های مختلف این قسمت به کلی تخریب شده و هیچ آثار و شواهدی از گذشته به جای نمانده ، با مسقف نمودن بخش عمده ای از این فضا به وسیله گنبدهای آجری و احیا» نمودن حوض اصلی و ساخت رواق در اطراف آن ، بخشی از این قسمت به نگارخانه و بخش دیگر آن تبدیل به چایخانه سنتی می شود. با توجه به اتمام عملیات مرمتی در این بنا و با توجه به ارزش تاریخی ، بنا به موزه مردم شناسی غرب کشور (خانه کرد) تبدیل شده که در آن مجموعه ای از شیوه های کار و زندگی مناطق کردنشین به معرض نمایش گذاشته شده است.

 

 عمارت خسروآباد سنندج

این عمارت توسط امان الله خان اردلان حکمران مقتدر کردستان برای پسرش خسروخان بنا شد و علاوه بر دو بخش ساختمان اصلی (قصر سلطنتی با ورودی ستوندار در بخش غربی و ساختمان شرقی با غلام گردش ها و ایوان ستوندار مشرف بر صحن عمارت و فضای بیرونی بنا) دارای فضاهای دیگری همچون حمام ، اطاق قاپچیان و خدمتکاران و ... می باشد. تزئینات معماری شامل گچبری ، آجرکاری اروسی های زیبا (پنجره های رنگی) و حوض صلیبی شکل داخل حیاط ساخته شده از سنگ است ، عمارت خسروآباد مقر حکومت امان الله خان اردلان بوده است.

 

جشن نوروز در کردستان(ترکیه،ایران،سوریه،عراق)

 

تیره های کردنژاد که در کشورهای ترکیه، عراق، ایران و سوریه زندگی می کنند، جشن نوروز را با شکوه تمام برگزار می کنند. کردها از نظر زبان و مذهب به گروههای مختلفی تقسیم می شوند ولی همه آنها نوروز را جشن می گیرند و به آن "نَوْرُز " می گویند .آنان از دیدگاه نژادی، ایرانی هستند و ایران که واژه ای اوستایی است در معنی خواستگاه آریایی ها می باشد .

آتش افکنی و نوروز دو رکن اساسی جشنهای ملی کردها محسوب می شود  . نوروز بزرگترین جشن کردهاست و آنها نوروز را جشن کهن کُرد می دانند  نوروز و بهار برای ایرانیان و به خصوص تیره های کرد مفهوم آزادی و رهایی از بند اسارت و بندگی ظلم و جور ستمکاران ، زایشی نو و ازسرگیری کار و تلاش دوباره برای زندگی دارد در باور ایرانیان بهار یادآور قیام " کاوه " ، آهنگر جوانی است که از ظلم و ستم ضحاک، به عنوان نماد تباهی و پلیدی ، به تنگ آمده و ملتی را با به بندکشیدن اسوه ظلم، به روشنایی رهنمون شد  مردم کردستان با روشن کردن آتش که نمادی از سوزاندن بندهای اسارت و کهنگی است ، جشن نوروز را به پیشواز می روند آتش نوروزی بر اساس باورهای کهن باید در بلندترین نقطه محل زندگی یعنی بام خانه روشن شود که  امروزه کمتر اما هنوز هم در برخی از مناطق کردنشین این چنین است کردهای ایرانی در پیوند با باورهای دیرین و باور سایر اقوام ایرانی دو بار، در چهارشنبه آخر سال و آخرین شب سال آتش روشن می‌کنند، تاضمن پایبندی به آیینهای باستانی، پیوندی بافرهنگ سایر اقوام ایرانی هم داشته باشند افروختن آتش در چهارشنبه آخر سال در فرهنگ و ادبیات ایران از گذشته های بسیار دور وجود داشته است.

ولی به این شیوه که چهارشنبه سوری نامیده می شود در متون پیش از اسلام موجود نمی باشد (زیرا در گذشته روزها را به شکل شنبه، یکشنبه و ... نمی گفتند بلکه هر روز نامی داشت مانند فروردین، دی ، هرمزد و ...). کردها نیز در این مراسم با روشن کردن آتش مقدس به رقص و پایکوبی محلی می پردازند و شب خود را به یاد ماندنی می کنند . در روستاهای کردنشین نیز مردم در شب نوروز آتش روشن می کنند و به جشن و پایکوبی می پردازند کردهای مروین مثل همه کردهای دیگر، نوروز را با شکوه تمام جشن می گیرند. مراسم آنها در خانه، روی کوهها، یا روی بام خانه ها و یا در برزن ها انجام می گیرد. آنها گاهی نیز از روی آتش می پرند. برای کردها روز نوروز نه تنها روز ثروت و برکت، بلکه نماد صلح و آشتی و اتحاد است.

 

نوروز در کردستان ترکیه

یکی از کردهای شهر مروین ترکیه در باره این مراسم در شهر زادگاهش می گوید:

مردم مروین صبح نوروز پوشاک نو و یا مرتبی می پوشند و به دیدار همدیگر می روند. بعد همه در میدان بزرگی جمع می شوند و رقص و شادمانی می کنند. در این رقص ها – مانند آنچه در کارناوال های اروپایی معمول است - بعضی هم از نقاب استفاده می کنند ( به ندرت). مردم کرد زبان دیگری در ترکیه زندگی می کنند که کردهای زازا خوانده می شوند. این مردم بیشتر در آناتولی شرقی ساکنند و زبانشان کردی زازاکی است. تقویم کردهای زازا تقویم قدیمی خاصی است که به تقویم امروز میلادی شبیه است. کرد های زازا می گویند که احتمال دارد نام تیره ی  آنها (زازا) از  ساسان یا ساسانیان ریشه گرفته باشد.

نوروز و ایزدی ها


مردم کرد زبان دیگری که نوروز را چون زازا ها به شکلی خاص برگزار می کنند، کردهای ایزدی هستند. آمار دقیقی از جمعیت ایزدی ها که بیشتر آنها با لهجه کرمانچی صحبت می کنند در دست نیست. گفته می شود حدود 500 هزار ایزدی در عراق زندگی می کنند. همچنین عده ای از آنها در کشورهای سوریه، ترکیه، ارمنستان و گرجستان و حتی ایران پراکنده اند.

ایزدی ها به فرشته ای به نام ملک طاووس باور دارند که به زندگی و حیات آنها در روی زمین نظارت می کند و گاهی نیز از آسمان به زمین می آید. در باره منشا ایزدی ها نظرات مختلف وجود دارد.  بعضی می گویند که اصل آنها از یزد بوده و نامشان با ایزد زرتشتی ارتباط دارد و بدین ترتیب ریشه زرتشتی دارند. بعضی دیگر ایزدی را یکی از قدیمی ترین ادیان بابل و سومر می خوانند. گاهی نیز به نادرست شیطان پرست خوانده شده اند که به هیچ وجه درست و قابل قبول نیست. برخی نیز آنها را برجای ماندگان مهرپرستی، آیین کهن کردها، می دانند که با توجه به مراسم و عقایدشان، این مورد درستتر و قابل اعتمادتر است.

استقبال از نوروز با رقص محلی ( هَل پَرکه) در کردستان ایران

دکتر خلیل جندی رشو، استاد دانشگاه گوتینگن آلمان که خود نیز از شیخ های ایزدی است،‌ درباره جشن سال نو ایزدی ها می گوید: "جشن چهارشنبه سور در واقع جشن اول سال ایزدی هاست که در بین ملتهای دیگر مثل ایرانیان نوروز خوانده می شود ولی ایزیدی ها این جشن را سر ساله چهارشنبه سور یا چهارشنبه سرخ می نامند. این جشن در شب اولین چهارشنبه ماه آوریل که ایزدی ها به آن ” نیسان“ می گویند، برپا می شود. ایزدی ها باور دارند که در این روز فرشته ای که او را ملک طاووس می نامند، از آسمان به زمین می آید و با خود خیر و برکت می آورد. به همین جهت این را گاهی جشن ملک طاووس می نامند."

جشن چهارشنبه سور که چند هفته بعد از نوروز انجام می شود با آئین ها و سنت های مختلفی همراه است که بعضی از آنها از سنن نوروزی دیگر کشورها متفاوت است

یکی از تفاوت ها این است که در این ماه ازدواج برای ایزیدی ها ممنوع است چون که می گویند ماه نیسان که آن را "بوک هیوانه" می نامند عروس همه ماهها یا عروس سال است و مقدس است. در این ماه کسی اجازه ندارد زمین را بکند به این دلیل که در این ماه همه نباتات، درختها و گلها از زمین آشکار می شوند...

سنت دیگر این جشن این است که تخم مرغ رنگ می کنند. چرا که شکل تخم مرغ شبیه زمین است و رنگ کردن آن به این معنی است که می خواهند دنیا به این رنگها باشد و باعث سبزی دشت و صحرا بشود....( شاید بپرسید که چگونه در آیین کهنی چون ایزدی، گردبودن زمین مورد درک بوده؟ در پاسخ باید گفت که بر ما آشکارا نیست اما قدیمی ترین نوشته که به گردبودن زمین اشاره دارد، در اوستا کتاب مقدس زردشتیان است که به گرد بودن زمین به صراحت اشاره شده است. تحقیق آن را بر عهده ی خودتان می گذارم!)

رسم جالب دیگر ایزدی ها این است که صبح زود سال نو به دشتها می روند و دست و روی خود را با قطرات شبنم مسح می دهند و باور دارند که اگر کسی مریض باشد با این کار بیماری اش شفا می یابد آرد نیز در جشن سر سال ایزدی ها نقش مهمی دارد. آنها در شب جشن به دشت می روند و با آردی که با خود برده اند خمیر درست می کنند. بعد دسته گلی در وسط این خمیر فرو کرده و آن را بالای در خانه هاشان آویزان می کنند. انگار بهار به خانه شان آمده است. غیر از این زنان نانی به نام سَوُک می پزند که مانند خیرات به گورستان می برند. ایزدی ها نیز مانند کردهای زازا آئینی دارند که به آن طواف و گاهی نیز جمی می گویند اولین طواف در یک ده ایزدی به نام "باشِک وبَخرانه" در روز جمعه پس از چارشنبه سور شروع می شود و پس از آن تقریبا در همه دهات ایزدی آغاز می شود. هر طواف یک فرشته دارد که تنها خاص ایزدی هاست. این طواف ها تا آخر ماه ششم میلادی که ایزدی ها به آن "هزیران" می گویند ادامه پیدا می کند و این نشان نوروز در بین ایزدی هاست.

ایزدی ها در هر فصل سال جشنی دارند اما ویژگی جشن سر ساله که در اولین چهارشنبه ماه نیسان یعنی آوریل برگزار می شود، این است که مردم پس از سیزده روز دوباره جشن می گیرند که با سیزده بدر ایران قابل مقایسه است اهمیت نوروز برای کردها صرف نظر از این که به چه زبانی صحبت می کنند و به چه مذهبی اعتقاد دارند، مانند باقی ایرانیان  بسیار زیاد است زیرا نه تنها تفاوت نژآدی – زبانی و فرهنگی میان کردها و باقی ایرانیان وجود ندارد بلکه کردها از ریشه های درخت تنومند تمدن و فرهنگ ایران زمین هستند و به عبارتی یکی از پایه های اساسی در شکل گیری این کشور سترگ محسوب می شود . به همین جهت خود را موظف در پاسداری از این کهن ترین جشن گیتی میدانند . به طوریکه کردها ایرانی ساکن ترکیه برای اجرای این جشن ملی با دولت ترکیه که آنها را تا چند سال پیش از برگزاری نوروز منع می کرد دست به مبارزه نیز زدند و در نهایت حکومت نژاد پرست ترکیه را از پای درآوردند و آنها را مجبور کردند که نوروز ایرانی را به عنوان جشنی ملی و روزی تعطیل ثبت و شادمانی کنند .

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱٥ | ٤:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()