دانلود طرح های رنگ آمیزی فانتزی کودکان

تحقیق پیرامون باغ های ایرانی و سایر کشورها

نقش مازندران در شکل گیری انقلاب اسلامی

فهرست مطالب

مقدمه.......................................................................1                

دوران جمهوری اسلامی.....................................................   5  

 

حوادث سیاسی از پیروزی انقلاب تا کنون...................................10

دفاع مقدس..................................................................15                       

مشارکت سیاسی..............................................................17

منابع..........................................................................18

 

نقش مازندران در شکل گیری انقلاب اسلامی

مقدمه

انقلاب به معنای زیر و رو شدن یا پشت و رو شدن است و در آغاز از اصطلاحات علم اخترشناسی بود و در معنای چرخش دورانی افلاک و بازگشت ستارگان به جای اول به کار می‌رفت. فلاسفه انقلاب را این گونه بیان می‌نمایند که ذات و ماهیت یک شیی لزوماعوض شده باشد و در نگاه جامعه شناسان هر گونه جنبش اجتماعی توده‌ای که به فرایندهای عمده اصلاح یا دگرگونی اجتماعی بینجامد، انقلاب نامیده می‌شود. انقلاب‌های بزرگ به آن دسته از انقلاب‌ها گفته می‌شود که با تغییرات اساسی در حکومت و ساختار اجتماعی یک کشور یا جامعه همراه بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد. مازندران و مازندرانی ها در بیان نقش آفرینی های خود در جریان برپایی و شکل گیری انقلاب اسلامی ایران همواره دچار پدیده ناپسند "کم گویی" بوده و به همین خاطر هم بسیاری از محققان و دانشجویانی که دارای پایان نامه هایی با این موضوعات اند، مجبورند.......... از سایر شهرستانها و استانها مطالبی را نگاشته و همچنان مازندران را در پشت پرده های ناگفته ها در اختفاء و مهجوریت نگه داشته و نسل آینده را نسبت عملکرد نسل مازندرانی انقلاب بی اطلاع و پر ابهام رها سازند.

خوشبختانه اخیراً شاهد چاپ و رونمایی اولین کتاب دو جلدی مازندران در انقلاب اسلامی بروایت اسناد ساواک با محوریت شهرستان ساری توسط مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات بوده ایم که البته در همان جا هم وعده کار مشابه برای سایر شهرهای مازندران نیز داده شد که شایسته قدرشناسی و جای امیدواری است. با مطالعه همین اسناد معتبر که البته به تعبیر مؤلف آن شاید فقط بیان 10 الی 15 درصد واقعیتها باشد، می توان حجم نقش آفرینی مازندران در انقلاب اسلامی را از 15 خرداد 42 تا 22 بهمن 57 تخمین زد و برای جای خالی و یا حداقل کمرنگ مازندران در پازل شکیل انقلاب اسلامی قلباً حسرت خورد.

حقیر که خود از ابتدا تا انتها در غالب تظاهرات زمان انقلاب در شهر ساری حضور داشته ام یکی از شاهدان عینی و فعالان سیاسی مازندرانی ام که به مظلومیت مازندران در این رابطه شهادت می دهم و از این نظر از همه قلم بدستان و صاحبان تریبون و رسانه، انتظار دارم که در این رابطه آستین همت بالا زده و مازندران را آنطور که شایسته اش می باشد به نسل امروز معرفی کنند. نقش روحانیت مبارز و انقلابی و بطور مشخص در ساری، بابل، آمل، بهشهر، نور، نوشهر، چالوس، تنکابن و رامسر در جلوه چهره هایی چون آیات عظام مرحومان صدوقی، پیشنمازی، شفیعی، امامی، دارابی، شهید قاسمی، طبرسی، نظری، تائبی، شجاعی، شفاهی، عبدالاحد و ... در ساری و آیات عظام مرحومان روحانی و حسینی و نیز فاضل و ... در بابل، محمدی لائینی و... در نکا و جباری و ... در بهشهر و آیات عظام جوادی آملی و حسن زاده آملی و ... در آمل و قم و ناطق نوری و ... در نور و تهران و دهها چهره نامدار در دیگر در شهرهای غرب استان، واقعیاتی انکارناپذیرند.

چگونه می توان نقش گریبان ها و تراب نژادها و شکوهی ها و سعیدی ها و صفری ها و علیپورها و مرحومان دامادی ها و منافی ها و ... را در شکل دهی و اداره تظاهرات در ساری که کمک روحانیت بوده اند را انکار کرد؟!

شهدایی چون علامه، رهنما، ثمربخش، گلوگاهی، گلمایی، چمنی، توفیقی، عابدین پور و ... در ساری که در روزهای 29 آبان و 18 دی و دیگر روزها به شهادت رسیده اند، نشان می دهد که مازندران در این انقلاب چقدر دارای نقش پررنگ بوده است و چه حماسه هایی را بنام خود ثبت کرده است؟‍!

اگر چه تعداد  و زمان شهادت این شهدا خود بیانگر حجم حضور و نقش آفرینی مازندرانی ها در متن انقلاب اسلامی است، اما لازم می دانم اضافه کنم که مازندران گسترده ترین حضور بانوان، روستائیان، کارگران، فرهنگیان، دانشجویان، دانش آموزان، بازاریان و دیگر اقشار را در جریان انقلاب تجربه کرده است، تا جائیکه ما حتی یک روز بی تظاهرات را در شهرهای مازندران و مشخصاً در خیابانهای ساری نداشتیم و در این رابطه باید نقش بی بدیل مساجد و حسینیه ها را کاملاً استثناء نگریست که انصافاً ساماندهی و اطلاع رسانی و سرویس دهی فرهنگی این نهضت را در کنار دانشگاهها و مدارس کاملاً بعهده داشته اند.

مسجد جامع و مصطفی خان ساری، مسجد جامع و مسجد امام حسین(ع) بهشهر، مسجد کاظم بیک و گلشن بابل، مسجد صبوری قائمشهر، مسجد جامع چالوس و دیگر مساجد شهرهای مازندران زحمات زیادی را متقبل شده و نقش آفرینی های بسیاری داشته اند و کالبدشکافی فعالیتهای اماکن تاثیرگذار نشان خواهد داد که انقلاب اسلامی، نتیجه زایش معنوی اماکن مقدس بوده اند و تردیدی وجود ندارد که انقلاب اسلامی به اعتبار همین قداست خاستگاهی، از ابتدا نیز هیچ نسبتی با احزاب چپ و راست و التقاطی نداشته است.

در ساری بیشترین تجمعات و تحرکهای خیابانی در خیابان های جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، هجده دی، خیام، قارن، ملامجدالدین، مدرس، فرهنگ، شیخ طبرسی، رازی و فردوسی و اماکن پرترددی مثل بازار نرگیسیه، کوی بهرام اتر، نعلبندان، چهار راه برق، کوی قلیچ، آب انبار نو، چال مسجد، امامزاده یحیی(ع)، چهارسوق، کوچه های اطراف مسجد جامع شکل می گرفت که غالباً به زد و خورد با مأموران و تعقیب و گریز می انجامید.

مخلص کلام اینکه مازندران نیز به مناسبت چهلم آقا مصطفی مجلس بزرگداشت گرفته و علیه رژیم عقده گشایی کرده و علت عدم اشتهار این مجلس بزرگداشت که با حضور قابل توجهی از مومنان همراه بوده، عدم سرکوب خونین آن توسط ماموران بوده است و از آن تاریخ به بعد نیز تمام فرامین امام راحل را مو به مو اجرا کرده و پرونده پرافتخاری را از خود بجا گذاشته است و امید می رود که با انتشار کتابها و رویکرد جدید رسانه ای اعم از رسانه استانی و رسانه های مجازی و مکتوب این مهجوریت نیز به پایان رسیده و برجستگی مازندران در انقلاب اسلامی تجلی سراسری یابد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-

استان ولایت مدار مازندران که در دوران قبل از انقلاب در ردیف استانهای محروم کشور بوده اکنون به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی قطار سازندگی را سوار شده و خود را به شاخصهای مثبت اقتصادی با سایر نقاط کشور نزدیک می کند.

به گزارش خبرنگار مهر در آمل، استان مازندران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از استانهای محروم  کشور بوده به طوری که شهرها و روستاهای آن کمترین امکانات رفاهی و شهری را داشتند اما پیروزی انقلاب اسلامی و خدمات موثر نظام اسلامی موجب رشد و شکوفایی این استان در بخشهای مختلف شده است.

این استان اکنون در بخش کشاورزی و تولید انواع محصولات کشاورزی حائز رتبه نخست در کشور است و با دارا بودن 2.3 دهم درصد اراضی زیر کشت کشور 8.7 درصد تولیدات کشاورزی کشور را به خود اختصاص داده که این شاخص سه برابر میانگین کشوری است.

ارزش اقتصادی حدود 7.5 میلیون تنی محصولات کشاورزی تولید شده در استان بیش از 15 هزار میلیارد ریال بوده که پس از استان فارس مقام دوم کشور را به خود اختصاص داده است.

هم اکنون بیش از 45 نوع محصول کشاورزی در مازندران کشت می شود که برنج، گندم، جو، سویا، کلزا و ذرت از مهمترین این محصولات است.

میزان تولید برنج این استان یک میلیون و 350 هزار تن بوده که 42 درصد برنج کشور را به خود اختصاص می دهد و از این نظر رتبه اول را در کشور دارد.

این استان با تولید 200 هزار تن گندم، 800 هزار تن سبزی، صیفی و حبوبات کمک شایانی به اقتصاد کشور می کند.

مازندران در بخش باغبانی نیز با تولید یک میلیون و 800 هزار تن مرکبات (رتبه اول در کشور)، 95 هزار تن کیوی (رتبه اول کشور)، سه میلیون اصله نهال زیتون (رتبه اول در کشور) و 200 هزار تن انواع میوه های هسته دار جایگاه ویژه ای در اقتصاد کشور دارد.

مازندران همچنین با تولید 215 تن انواع گیاهان دارویی و 173 میلیون اصله گل و گیاهان زینتی مقام نخست را در کشور دارد و در بخش دام با تولید هفت درصد گوشت قرمز ، 11 درصد گوشت سفید، هشت درصد شیر، دو درصد تخم مرغ، 4.6  درصد عسل و 30 درصد جوجه یکروزه سهم عمده ای در کشور دارد.

در بخش آبزیان با صید 22 هزار و 308 تن انواع ماهیان استخوانی و 9 هزار و 200 تن پرورش ماهیان سردآبی، تولید و تکثیر لارو ماهیان خاویاری و تولید 36 هزار و 645 تن ماهیان گرمابی خدمات گسترده ای به تامین پروتئین کشور می کند.

در بخش صنعت اکنون سه هزار و 18 واحد صنعتی دارای پروانه بهره برداری در استان مشغول فعالیت هستند که این میزان تا سال 57 فقط 108 واحد بود. میزان سرمایه گذاری در این واحدها 19 هزار میلیارد ریال با ایجاد اشتغال برای 68 هزار و 831 نفر است.

در بخش شهرکهای صنعتی نیز در حالیکه تا سال 1357هیچ شهرک یا ناحیه صنعتی در استان مستقر نبود اما اکنون 38 شهرک و ناحیه صنعتی با هشت هزار و 500 میلیارد ریال سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال برای 24 هزار نفر در استان فعال است. تعداد معادن فعال استان نیز 166 معدن با اشتغالزایی دو هزار و 437 نفر است.

در بخش آب طول شبکه های توزیع آب شهری شش هزار و 73 کیلومتر و تعداد روستاهای برخوردار از آب آشامیدنی سالم هزار و 673 روستاست. در بخش نیروی برق نیز تعداد ایستگاه های موجود 120 ایستگاه، ظرفیت ایستگاههای انتقال10 هزار و 611 مگاولت آمپر، طول خطوط انتقال پنج هزار و 547 کیلومتر و تعداد مشترکان یک میلیون و 248 هزار و 564 نفر است. راه های اصلی ساخته شده بعد از پیروزی انقلاب دو هزار و 301 کیلومتر و راه روستایی هفت هزار و 503 کیلومتر است که به خصوص درساخت راه روستایی خدمات ارزنده ای به روستائیان این استان ارائه شده است. در بخش آموزش و پرورش نیز شاهد رشد چشمگیر کمی و کیفی در استان هستیم به طوریکه اکنون پنجهزار و 712 آموزشگاه در مقاطع مختلف با 25 هزار و 644 کلاس و 550 آموزشگاه غیر دولتی فعالیت های آموزشی استان را به عهده دارند که 514 هزار و 546 دانش آموز و 40 هزار معلم دراین بخش فعال است. در سال تحصیلی 88-87 تعداد دانشجویان استان 179 هزار و 310 نفر بود که 33 درصد آنها دردانشگاه آزاد اسلامی تحصیل می کنند. در بخش گاز 96 درصد از جمعیت شهری و 62 درصد از جمعیت روستایی از نعمت گاز شهری بهره مند هستند و 724 هزار نفر مشترک شرکت گاز استان هستند. در بخش مخابرات، اکنون یک میلیون و 883 هزار و 410 نفر دارای شماره تلفن ثابت ،313 روستا دارای ارتباط و مشترکان تلفن همراه یک میلیون و 500 هزار نفر است. در بخش بازارهای مالی علاوه بر راه اندازی بورس منطقه ای مازندران 731 شعبه بانک دولتی و خصوصی و 423 نمایندگی و باجه بانکی مشغول ارائه خدمات مالی به شهروندان است. در بخش بهداشت و درمان نیز اکنون 31 بیمارستان دولتی، خصوصی و تامین اجتماعی، سه هزار و 877 تخت بیمارستانی، 503 تخت مراقبتهای ویژه در بخشهای مختلف، 10 دستگاه سی تی اسکن، سه دستگاه ام آر آی، دو دستگاه آنژیوگرافی، دو دستگاه سنگ شکن ، 110 دستگاه دیالیز و هزار و 45 خانه بهداشت با زیرپوشش قرار دادن دو میلیون و 500 هزار نفر، خدمات گسترده به مردم استان ارائه می دهند. در بخش حمل و نقل دریایی، مازندران با دارابودن چهار بندر فعال نوشهر، امیرآباد و فریدونکنار و نکاء و برخورداری از 338 کیلومتر نوار ساحلی، نزدیکی به کشورهای آسیای میانه و تولید انواع محصولات کشاورزی و صنعتی ظرفیتهای ویژه ای برای توسعه این بخش از حمل و نقل، توسعه صادرات، ارزآوری و ایجاد اشتغال دارد. در بخش گردشگری استان مازندران با دارابودن سه هزار جاذبه گردشگری طبیعی و تاریخی سالانه پذیرای 15 میلیون گردشگر است که در صورت ساماندهی و برنامه ریزی مدون و دقیق این صنعت می تواند رشد همه جانبه استان را درپی داشته باشد. مازندران همچنین دارای 82 باب کتابخانه عمومی وابسته به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان با حدود یک میلیون جلد کتاب و 12 سینمای فعال است. در این استان چهار هزار و 44 مسجد، دو هزار و 690 تکیه و حسینیه، دو باب اماکن مذهبی اقلیت ها و276بنای تاریخی ثبت شده وجود دارد. استان مازندران از شمال به دریاچه خزر، از جنوب به استانهای تهران و سمنان ، از غرب به استان گیلان و از شرق به استان گلستان محدود است. آب و هوای مازندران معتدل و مرطوب و نزدیکی به رشته کوههای البرز و دریای خزر علت اصلی این تعادل آب و هوایی است. مازندران با 23 هزار و 756 کیلومترمربع وسعت و دو میلیون و 922 هزار و 432 نفر جمعیت 1/46 درصد از مساحت و 4/13 درصد از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده است. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری این استان دارای 17 شهرستان، 45 بخش ، 52 شهر و 115 دهستان است و 53 درصد از جمعیت استان در شهرها و 47 درصد در روستاها ساکن هستند.

دوران جمهوری اسلامی

استان مازندران به لحاظ همجوارى با مرز آبى با شوروى سابق و حوادث تاریخى و ترکیب جمعیتى آن، در دوران رژیم پهلوى به شدت مورد مراقبت دستگاه و سازمان امنیت قرار گرفته بود و مردم آن از نظر افکار و عقیده شدیدا زیر فشار بودند. مبارزات ملت مسلمان ایران با داشتن ریشه‏هاى تاریخى، سرانجام در خرداد ماه 1342 با قیام همه جانبه مردم به رهبرى آیت الله العظمى امام خمینى به ماهیت اصلى خود دست یافت.

سال 1356 ه .ش سال شکوفایى انقلاب و استمرار حرکت مردم گردیده و چهره اجتماعى شهرهاى ایران را دگرگون ساخت. بالطبع شهرهاى استان مازندران نیز از این قاعده مستثنى نماند. در این سال اعلامیه‏هاى حضرت امام(ره) در سرتاسر ایران توزیع مى‏شد. پخش شب نامه‏ها رایج شده بود. به دنبال واقعه 19 دى ماه در شهر قم و به خاک و خون کشیده شدن جمعى از طلاب و دانشجویان در تاریخ 5/11/56 تعداد زیادى پلى کپى در سطح شهر سارى توزیع شد که در آن نسبت به شهداى 15 خرداد ماه 1342 و 19 دى ماه 1356 تجلیل به عمل آمده بود. در این زمان از سوى فرهنگیان و روحانیت مبارز بهشهر مجالس گرامیداشت آیت الله شهید مصطفى خمینى در سطح شهر بهشهر برگزار مى‏گردید. به تدریج حرکتهاى فرهنگى زیبایى در جهت تقویت فرهنگ دینى انقلاب در مردم گسترش یافت و عروسى جوانان انقلابى به سطح مساجد بهمراه سخنرانى‏هاى انقلابى کشیده شد. ماه رمضان سال 1357 که از نیمه مردادماه شروع شده بود مناسبترین فرصت براى روحانیون آگاه مازندران محسوب مى‏گردید که در اکثر شهرهاى استان، مساجد بزرگ را به کانونهاى روشنگرى جوانان پر شور و مذهبى تبدیل کرده بودند. نوارهاى سخنرانى امام خمینى در نجف و همچنین اعلامیه‏هاى معظم له به طور وسیع پخش گردیده و کتابهاى نویسندگان انقلابى دست به دست مى‏گشت. با فرا رسیدن ماه محرم سال انقلاب (از اواسط آذرماه) همه مساجد و حسینیه‏هاى شهرها و روستاهاى مازندران، محل تمرکز عزاداران ضد رژیم گردیده و ضمن سوگوارى براى حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‏السلام، واقعه عاشورا را سر مشق انقلاب اسلامى قرار داده و محرم را ماه غلبه خون بر شمشیر ساختند. در مراسم عزادارى محرم که در تاریخ 29/9/1356 برگزار شده بود، اعلامیه‏هایى بر ضد رژیم پهلوى در بابل پخش گردید و عده‏اى توسط مأموران دستگیر شدند. روز بعد در شهر سارى اعلامیه‏هایى در ترغیب مردم به درس گرفتن از واقعه عاشورا بر جهت مبارزه با رژیم منتشر مى‏شود. همچنین در این روز در شهر بابل و آمل شیشه سینماها که در آن روز مظهر فساد بودند، شکسته مى‏شوند. در این میان روحانیان و وعاظ زیادى در استان در جهت تقویت روند انقلاب و معرفى امام خمینى رحمه‏الله زحمت کشیده‏اند. از آن جمله حاج سید نظام‏الدین یغمایى موسى بود که در طول سالهاى 56ـ57 در شهرهاى استان به سخنرانى‏هاى انقلابى مى‏پرداخته و منزلش محل رفت و آمد طلاب و انقلابیون بوده است. مرحوم حاج شیخ مصطفى صدوقى نیز از جمله علمایى بود که در شکل‏گیرى انقلاب اسلامى در مازندران سهم زیادى داشت. او از طرف حضرت امام خمینى(ره) سرپرستى جامعه علماى مازندران را عهده‏دار شد. از دیگر علماى مبارز این استان در دوره شکل‏گیرى انقلاب اسلامى مى‏توان از حاج سید رضا سعادت و آیت الله شیخ محمد کوهستانى و حاج شیخ محمد شاهرودى نام برد. در دى ماه 1357 انقلاب رنگ و بوى تازه‏اى به خود گرفته بود و روز به روز موج تظاهرات و اعتصاب مردم بیشتر مى‏شد و از سویى دستگیرى آنها از سوى رژیم و آتش گشودن به روى مردم نیز افزایش مى‏یافت. در این زمان، رژیم تلاشهاى زیادى براى دستگیرى انقلابیون و رهبران حرکت انجام مى‏دهد؛ و شهربانى بابل طى نامه‏اى به تاریخ 10/10/1356 به مقامات عالى مى‏نویسد که در یک شب توانسته‏اند 8 نفر از اخلال‏گران را دستگیر کنند و راهى زندان نمایند. در روز سیزده دى ماه تظاهرات شهر سارى، جوان 21 ساله‏اى به نام محمد تقى چمنى بر اثر ضربات باتون مأموران امنیتى به شهادت رسید. مردم طى مراسم باشکوهى پیکر پاک وى را تشییع و دفن نموده و پس از آن، تظاهرات وسیع دیگرى برگزار شد. دو روز بعد تظاهرات عظیمى بر شرکت هزاران نفر به راه افتاد که بر اثر تیراندازى مأموران عده‏اى مجروح شدند. در اعتراض به خون‏ریزى‏هاى بى‏رحمانه، هجدهم دى ماه عزاى عمومى اعلام و تظاهرات وسیعى در سارى انجام گرفت. این راهپیمایى با دخالت مأموران به خشونت کشیده شد. در منطقه دروازه گرگان، بر اثر تیراندازى مأموران رژیم، بیش از دوازده نفر شهید و عده‏اى مجروح شدند. عسگرى، توفیقى، نجار و عابدین‏پور از شهیدان آن واقعه غمناک بودند. به دنبال این تصمیمات بازاریان و افراد مذهبى دست به حمایت مالى از مبارزان مى‏زنند تا مبادا خللى در روند انقلاب به وجود آید. قیام 19 دى مردم قم، انقلاب را در سرتاسر کشور شعله‏ور کرد و تمامى مردم ایران رسما وارد مبارزه با رژیم شد. در مازندران نیز تمامى اقشار اعم از دانشجو، بازارى، کارگر بر تظاهرات و مخالفتهاى خود علیه رژیم افزودند. 21/10/1356 جمعى از دانشجویان دانشسراى فنى بابل دست به تظاهرات و ترک کلاسها مى‏زنند و چهار روز بعد، دانش‏آموزان از سبزه‏میدان بابل تظاهرات کردند و شعار مرگ بر خائنین و مرگ بر دشمن خمینى سر دادند. در دنباله همین حرکت ساعت 30/16 دقیقه همان روز دبیرستان‏هاى دیگر و گروهى از طلاب دست به تظاهرات مى‏زنند. رئیس سازمان اطلاعات و امنیت مازندران طى نامه‏اى از کنترل حرکتها اظهار عجز مى‏کند و تقاضاى تقویت نیروهاى امنیتى را مى‏کند. بر در و دیوار شهرها شعارهاى انقلابى نگاشته مى‏شود و مأموران رژیم با تلاش فراوان سعى در پاک کردن شعارها دارند. در روز چهارم بهمن در شهر سارى اعلامیه‏هاى زیادى پخش شد. در 5/11/56 تعداد زیادى پلى کپى در سطح شهر سارى توزیع شد که در آن نسبت به شهداى 15 خرداد 1342 و 19 دى ماه 56 تجلیل به عمل آمده بود. 6/11/1356 مردم بهشهر شعارهاى پارچه‏اى مربوط به بزرگداشت سالروز انقلاب شاه و ملت را آتش مى‏زنند. مردم شهر گلوگاه اقدام به نوشتن شعارهاى انقلابى بر دیوارهاى شهر مى‏کنند. در 21 این ماه دانشجویان دانشسراى عالى فنى بابل از رفتن به کلاس خوددارى کرده و خواهان آزادى زندانیان شدند و متعاقب آن عده‏اى از دانش جویان که از سوى ساواک شناسایى شده بودند از دانشسراى عالى اخراج شدند. در 25 بهمن ماه دانش‏آموزان بابل به خیابانها ریخته و با شعارهاى خود حمایت خود را از خمینى اعلام کردند. جمعى از مردم انقلابى آمل به همراه دانش‏آموزان دبیرستانهاى پهلوى و طبرى (نامهاى زمان گذشته است) علیه رژیم دست به تظاهرات زدند. در این روز مأمورین رژیم 4 نفر را در رابطه با تظاهرات دستگیر کردند. مردم در گرامى‏داشت شهداى انقلاب در مجالس شرکت مى‏کردند و رژیم از این مجالس به شدت هراس داشت. حرکت توفنده و انقلابى مردم مازندران علیه رژیم همچنان ادامه داشت و هر روز گسترده‏تر مى‏شد. با فرا رسیدن سال 1357 شور انقلابى مردم بیشتر مى‏شود. امام خمینى(ره) عید نوروز این سال را تحریم کرده بود. در استان مازندران نیز مردم عید نوروز را تحریم کرده و جشن نداشتند. در مساجد استان اعلامیه‏هایى مبنى بر تحریم عید نوروز نصب شده بود. روز پنجم فروردین 1357 عده‏اى در بابل دست به تظاهرات زده و پس از تخریب مغازه‏هاى مشروب فروشى شیشه‏هاى بانکهاى صادرات، بازرگانى و تهران را شکستند و سرانجام با دخالت مأمورین دولت متوارى شدند. روز نهم فروردین ماه 57 در شهر بابل فروشگاه کفش بلا به آتش کشیده شد که بنا به گفته شاهدان این اقدام از سوى پلیس بوده که انقلابیون را بدنام کند. در دهم فروردین 1357، مردم بابل حزب رستاخیز، سینماها و اماکن فساد را مورد حمله قرار مى‏دهند. همچنین در این روز در سارى و مسجد جامع بابل مراسمى بیاد شهداى شهر تبریز برپا شد و عده زیادى در این مراسم شرکت داشتند. در روز 13 فروردین 1357 چهار نفر از دانش‏آموزان آمل که در حال توزیع اعلامیه بودند توسط مأمورین شهربانى تعقیب و دو تن از آنها زخمى و روانه بیمارستان شده و یک نفر بازداشت و نفر چهارم متوارى شد. روز 26 فروردین 57 دانشجویان مدرسه عالى کشاورزى سارى در محوطه دانشکده تجمع نمودند و شعار یا حسین و الله اکبر سر دادند. در مرداد 1357 تعداد 24 نفر از دانشجویان سارى به جرم اخلال در نظم در مازندران، دستگیر و محاکمه شدند و پس از چند روز حبس، آزاد شدند. در 19 مرداد 1357 دانش‏آموزان و بازاریان آمل به رهبرى روحانیون دست به تظاهرات زدند. در 20 مرداد 57 کارگران کارخانه چیت سازى بهشهر دست به اعتصاب زدند. در نیمه خرداد این سال به مناسبت گرامیداشت شهداى 15 خرداد 1342 تظاهرات چشمگیرى در سراسر استان به ویژه دانشگاهها برقرار شد. چهارم شهریور 57 شهر سارى شاهد تظاهرات خشم‏آمیز مردم بود. ماه مهر سال 57 نیز استان مازندران سراسر قیام بود. در 11 مهر 57 در شهر آمل تظاهرات گسترده‏اى صورت گرفت. در دوازدهم این ماه کارمندان اداره پست و کارمندان اداره دادگسترى آمل دست به اعتصاب زدند. تا روز 15/7/57 تمامى ادارات و سازمانها تعطیل شدند و کارکنان آنها به اعتصابیون پیوستند. در 25/7/57 کارکنان سازمان تعاون روستاى، ادارات پست دادگسترى، کارکنان برق منطقه‏اى مازندران، کارکنان دخانیات مازندران، کارکنان راه آهن ناحیه شمال، امور آبیارى مازندران، دارایى، رانندگان، کلیه واحدهاى سازمان منطقه‏اى بهدارى و بهزیستى و... دست به اعتصاب زدند. همچنین در این روز در رامسر، آمل و بابل تظاهرات گسترده‏اى از سوى مردم در پاسخ به دعوت روحانیون براى اعتصاب صورت گرفت که در آمل و بابل به درگیرى با نیروهاى دولتى انجامید و 2 نفر شهید و 40 نفر مجروح شدند. در این روز دانش‏آموزان بابل به خیابانها ریحته و در مقابل اداره آموزش و پرورش تجمع نمودند که منجر به درگیرى با پلیس شد. در این روز شیشه‏هاى 24 شعبه بانک را شکستند و اسناد و املاک بانکها را در خیابان‏ها به آتش کشیدند. در آمل نیز تظاهر کنندگان بانکهاى ملى، صادرات، پارس، تعاونى توزیع، تهران، عمران و فرهنگیان را ویران و اسناد و مدارک بانک صادرات و عمران را در وسط خیابان آتش زدند. تظاهر کنندگان با مأمورین دولت درگیر شدند. در 16 مهر ماه در سارى، بهشهر و آمل تظاهرات گسترده‏اى صورت گرفت. در این روز در آمل یک هتل و چند بانک به آتش کشیده شد و 2 تن در این روز شهید و حدود 30 تن مجروح شدند. روز 17 مهرماه نیز در اکثر شهرهاى استان راهپیمایى بود، در این روز سینما آرش آمل در آتش سوخت و بانکهاى زیادى حمله شد. روز 18 مهر نیز به مناسبت چهلمین روز شهداى میدان ژاله تهران، در بابل و آمل تظاهرات گسترده‏اى صورت گرفت. تظاهرات در روز 24 مهر ماه نیز در سراسر ایران صورت گرفت. در سارى و آمل نیز این تظاهرات به شکل گسترده‏اى انجام شد و به درگیرى با مامورین انتظامى انجامید. در هجدهم آبان 57 تظاهرات بابل خونین مى‏شود و چند کشته و زخمى بر زمین مى‏افتند. سوم آذر همین سال فرهنگیان بابل در اداره آموزش و پرورش متحصن مى‏شوند. سه روز بعد تظاهرات فریدون‏کنار به خاک و خون کشیده مى‏شود و عده‏اى از مردم مجروح و کشته مى‏شوند و در همین روز تظاهرات مردم بابل نیز چند کشته برجاى مى‏گذارد. در روزهاى اولیه بهمن، مردم خود را براى استقبال از امام خمینى رحمه‏الله آماده مى‏کردند و گروههاى زیادى از مازندران به سمت تهران براى استقبال حرکت کردند. در هشتم بهمن مردم شاهى نام شهر خود را طى تظاهراتى قائمشهر گذاشتند. دوازدهم بهمن روز بازگشت امام خمینى رحمه‏الله به وطن، استان مازندران یکپارچه در جشن و سرور فرو رفت و مردم طى تظاهرات‏هاى متعدد، بیعت خود را اعلام کردند. شانزدهم بهمن در تمام شهرستان‏ها، راهپیمایى و تظاهرات به طرفدارى آیت الله خمینى رحمه‏الله و علیه رژیم و دولت بختیار انجام گرفت. مردم در این راهپیمایى‏ها، دولت مهندس بازرگان را تأیید کردند. از این تاریخ به بعد تا 22 بهمن یعنى روز پیروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى رحمه‏الله، مردم شب و روز در خیابانها بودند و با شور و هیجان تمام بختیار را محکوم مى‏کردند. شهربانى‏ها، کلانترى‏ها و سایر ادارات دولتى یکى بعد از دیگرى به تصرف مردم در مى‏آمد و مردم مازندران زمام امور را خود به دست مى‏گرفتند. در 22 بهمن 1357، انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى رحمه‏الله به پیروزى رسید و سرزمین شاداب و سرسبز مازندران به وجد آمد و گلهاى شادى کوى و برزن این استان را غرق در زیبایى کردند.

حوادث سیاسى از پیروزى انقلاب تاکنون

1ـ نقش مردم و نهادهاى انقلابى در مبارزه با ضد انقلاب

انقلاب اسلامى چراغ پرفروغى بود که راه ملت ایران را روشن کرد و این ملت بزرگ را به سمت منبع نورانى و پرفیض حکومت الهى اسلامى رهنمون ساخت. هدایت‏گر این حرکت مقدس و عظیم امام خمینى رحمه‏الله بود که به حق عالى‏ترین نوع رهبرى و هدایت را تجسّم بخشیدند. مردم قهرمان خطه مازندران در طول دوران انقلاب آنچنان که گذشت، تلاشى فداکارانه انجام دادند و تا پاى جان از رهبر عزیز خود حمایت کردند. بعد از پیروزى انقلاب اسلامى عالى‏ترین جلوه‏هاى حضور در صحنه را این مردم به نمایش گذاشتند و در تمام همه‏پرسى‏هاى مربوط به نظام اسلامى حضورى یکپارچه داشتند. با فرار بنى صدر و اعلام جنگ مسلحانه توسط منافقین، مرحله ترور جهت ارعاب امت حزب الله استان توسط سازمان منافقین اعلام مى‏گردد و نیروهاى حمایت و طرفداران این سازمان، به صورت وسیع اقدام به ترور در سطح شهرهاى استان مى‏نمایند، سطح ارعاب و ترور به حدى بالا مى‏رود که در طول هفته سه ترور موفق و مابقى را ترورهاى کور تشکیل مى‏داد ولیکن ضریب موفقیت آن بالا و باعث رعب گردیده بود، ترور شهید مرتضى یل، ترور شهید جان نثار، ترور شهید قدیر و... که تمامى این فعالیت‏ها که مى‏رفت تا پایه‏هاى انقلاب را در منطقه به خطر اندازد با هوشیارى به موقع امت حزب الله و کشف خانه‏هاى تیمى و دستگیرى منافقین پایان یافت.

2ـ نقش احزاب و گروهکهاى سیاسى (ناسیونالیزم، چپگرا و اسلامى)

با پیروزى انقلاب اسلامى و واژگونى نظام پیشین که با تحولى در ساختار سیاسى کشور همراه بود، با توجه به زمینه‏هاى تاریخى دراز مدت گروههاى چپ در استان مازندران و همجوارى با شوروى برخى از احزاب و تشکیلات سیاسى قبلى احیا شدند و تعدادى از احزاب و گروهکهاى سیاسى جدید پا به میدان گذاردند و منطقه شمال کشور را عرصه تاخت و تاز خود ساختند. سازمانها و گروهکهاى مسلحى که در جنگل‏هاى منطقه به فعالیت مى‏پرداختند عبارت بود از:

الف) گروهک رنجبران

این گروه با دیدگاه ایدئولوژى مائوئیستى و معتقد به جنگ مسلحانه با نظام مقدس جمهورى اسلامى بود با تعداد اندکى طرفدار و مقدارى تجهیزات نظامى در جنگل‏هاى منطقه شرق استان حضورى فعال داشت.

ب) سازمان اتحادیه کمونیست‏هاى ایران

اعضاى این گروه که داراى ایدئولوژى مائوئیستى و تحصیل کرده آمریکا بودند معتقد به مشى مسلحانه هم در استراتژى و هم در تاکتیک با جمهورى اسلامى بوده و با تعدادى از طرفداران مسلح خود در جنگل‏هاى غرب استان در محدوده جاده هراز و منگل دره حضور داشت.

ج) گروه اشرف دهقان

این گروه داراى ایدئولوژى مارکسیستى و از نظر جناح بندى سیاسى معتقد به سازمان چریکهاى فدایى خلق و جناح چپ (بیژن جزنى) و چه گوارا بوده و معتقد به مشى مسلحانه هم در استراتژى و هم در تاکتیک با جمهورى اسلامى بود. این گروه با طرفداران خود با رهبرى فردى به نام دکتر حرمتى پور (شوهر اشرف دهقانى) که از بازماندگان سیاهکل بود با عنوان ارتش رهایى بخش خلقهاى ایران، به صورت بسیار متحرک و خشن همیشه در منطقه و محدوده خود در حال تحرک و تردد بودند و استراتژى تحرک مطلق را در منطقه عمل مى‏کردند.

د) سازمان منافقین

این گروه با ایدئولوژى التقاطى خود و پشتیبانى مالى و تبلیغى از خارج از کشور، به صورت مسلحانه در محدوده جنگل‏هاى سواد کوه، قائمهشر و سارى حضور داشت. شرایط سیاسى و نظامى و امنیتى ستادهاى انقلاب در سالهاى اول انقلاب در منطقه مناسب نبود و به علت نبودن نیروى نظامى ویژه و مناسب در برخورد با این بحران و شروع جنگ تحمیلى و حضور جوانان پرشور منطقه در جبهه‏ها باعث گستردگى عملیات این گروهها در منطقه گردید. این گروهها علاوه بر اثر روانى در سطح کشور از لحاظ امنیت راه‏هاى شمال به تهدید منطقه‏اى و سلب امنیت ساکنان شهرها و روستاهاى حاشیه جنگل پرداخته و قضیه جنگل‏هاى مازندران سوژه تبلیغاتى گروهک‏هاى ضد انقلاب در خارج از کشور براى گرفتن امتیاز از استکبار جهانى شده بود. با گسترش توطئه‏ها با تأکید حضرت امام طى حکمى توسط فرماندهى کل سپاه گروه مشترک جنگهاى نامنظم در صحنه، با استعداد یک لشگر با نام مقدس حضرت ابوالفضل علیه‏السلام در ستاد منطقه 3 سابق سپاه مستقر در چالوس تشکیل گردید. طى چند عملیات توسط قرارگاه حضرت ابوالفضل علیه‏السلام از تاریخ 22/8/60 تا 1/11/60 علیه گروهکهاى مسلح و قطع راه‏هاى تدارکاتى و محاصره آنان باعث شد دشمن در محاصره نسبت به جنایتى جدید اقدام کرده و به شهر آمل حمله نماید. در این قسمت به شرح واقعه آمل که سمبل مبارزه مردم این استان بر علیه ضد انقلاب مى‏باشد، مى‏پردازیم: در نیمه شب ششم بهمن سال 1360 اعضاى گروهک مزدور موسوم به «سربداران» با الهام از عقاید الحادى کمونیستى و با برداشت و تحلیل سطحى و خیالى از اعتقادات مردم مسلمان آمل، این شهرستان را مکانى امن و مناسب براى شروع قیام به اصطلاح خلقى و مردمى خود برگزیدند. این گروهک وابسته به اتحادیه کمونیستهاى ایران با استفاده از تاریکى شب و در حالى که مردم در خواب و استراحت بسر مى‏بردند با کلیه وسایل و تجهیزات جنگ شهرى، شهر مقاوم آمل را مورد حمله قرار دادند و راه‏هاى ورودى را مسدود ساختند و ناجوانمردانه به مقر نیروهاى نظامى و بسیج حمله‏ور شدند. مهاجمین مزدور در سکوت شب از غیبت فرزندان دلیر مردم که براى دفاع و حراست از میهن اسلامى در جبهه‏هاى جنگ سرگرم نبرد با مزدوران رژیم بعثى عراق بودند استفاده کرده و از همان اوایل آغاز حمله، مراکز حساس و بیمارستانها را با کمک عناصر ستون پنجم به اشغال خود درآوردند و به تاخت و تاز در سطح شهر پرداختند. مردم مسلمان آمل با شنیدن صداى تیراندازى و مطلع شدن از حمله مهاجمین به شهر، خود را مهیا نمودند و با سنگربندى در خیابانها و منازل و با سلاحهاى گرم و سرد و حتى با چوب دستى و آنچه در توان داشتند به مقابله با مهاجمین پرداختند و با حضور گسترده‏شان، شهرستان آمل را صحنه درگیرى با ایادى استکبار نمودند و با حمایت از رزمندگان و محافظان شهر به مقابله با مهاجمین پرداختند. مهاجمین با مشاهده حضور گسترده مردم در سطح شهر اقدام به عقب‏نشینى و فرار از صحنه درگیرى نمودند. در این درگیرى دشمن پس از دادن تلفات زیاد متوارى شد و در کنار جاده هراز در داخل باغ موضع گرفت ولى نیروهاى مردمى، امان از مهاجمین سلب نموده و مقاومت گروهک ضدانقلاب در همان ساعت اولین روز هفتم بهمن شکسته شد. درگیرى آمل کمتر از 24 ساعت ادامه داشت و طى آن بیش از نیمى از اعضاى گروهک مارکسیستى به هلاکت رسیده و 11 تن توسط نیروهاى مردمى شهر دستگیر و به سزاى اعمالشان رسیدند. در این زد و خورد 40 تن از شهروندان نیز به شهادت رسیدند و بدین ترتیب واقعه خونین ششم بهمن سال 1360 آمل و مقاومت دلیرانه مردم در مقابل حمله ایادى استکبار، آمل را به شهر «هزار سنگر» مشهور ساخت و به عنوان یک روز پرحادثه تاریخى در میهن اسلامى‏مان مى‏درخشد و مردم آمل با رشادت خود برگ زرین دیگرى بر صفحات تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامیمان افزودند. مردم حزب‏الله آمل به یاد حماسه‏هاى دلیرانه سال 60، همه ساله روز ششم بهمن را گرامى داشته و با برپایى جشن و سرور، این روز تاریخ را پاس مى‏دارند.

نماز جمعه

با پیروزى انقلاب اسلامى و استقرار نهادهاى انقلابى در مازندران، مردم استان مازندران خصوصا شهرستان بابل بمنظور اقامه نماز جمعه در این شهرستان طومارى تهیه و از امام امت درخواست امام جمعه نمودند. طى حکمى از سوى امام خمینى، آیت‏الله روحانى به سمت امام جمعه بابل منصوب گردید. آیت‏الله روحانى که از آبان 1358 به عنوان نماینده امام خمینى در مازندران و امام جمعه بابل منصوب گردیده بود پس از ارتحال بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، از سوى رهبر معظم انقلاب‏اسلامى حضرت آیت الله خامنه‏اى نیز در همین سمت ابقاءگردید. آیت الله حاج شیخ نورالله طبرسى که از علماى مشهور خطه سارى بود از اوایل انقلاب از سوى دفتر امام خمینى به امامت جمعه منصوب شد. وى قبل از انقلاب به همراه دیگر علماى انقلابى شهر، در سر و سامان دادن مبارزات اسلامى مردم و راهپیماییها نقش بسزایى داشت. با ارتحال ایشان در 22/7/1378 به حکم مقام معظم رهبرى، امام جمعه سارى حجة الاسلام و المسلمین شیخ نورالله طبرسى به سمت نماینده ولى فقیه در استان تعیین گردید و پسر آیت الله روحانى(ره) به نام حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسن روحانى به عنوان امام جمعه بابل تعیین گردید و از برکت انقلاب اسلامى در حال حاضر تمامى شهرهاى استان، حتى شهرهاى کوچک نیز داراى امام جمعه بوده و سنگرهاى نماز جمعه در هر جمعه شاهد حضور باشکوه مردم همیشه در صحنه استان مى‏باشد.

آمل: حجت الاسلام سید یوسف ابراهیمیان،

بابل: حجت الاسلام مجتبى روحانى،

بابلسر: حجت الاسلام على اکبر طلابیان،

بهشهر: حجت الاسلام سید صابر جبارى،

پل سفید: حجت الاسلام خضرالله زاهدیان،

تنکابن: حجت الاسلام حبیب الله غفورى بارجینى،

جویبار: حجت الاسلام قربانعلى مهدوى،

چالوس: حجت الاسلام عباس فرازى،

رامسر: حجت الاسلام رحمان باقر زاده،

زیرآب مازندران: حجت الاسلام اسدالله احمدیان،

سارى: حجت الاسلام نورالله طبرسى،

سلمان شهر: حجت الاسلام سید احمد نقیب پور بافقى،

عباس آباد: حجت الاسلام حسین بنى اسدى،

فریدونکنار: حجت الاسلام زین العابدین باکویى،

قائمهشر: حجت الاسلام على معلمى،

کلاردشت: حجت الاسلام سید یحیى میرتبار،

کیاکلا: حجت الاسلام محمد باقر یوسفى،

محمودآباد: حجت الاسلام على اکبر ناصرى،

نکا: حجت الاسلام محمد باقر محمدى لائینى،

نور: حجت الاسلام مفید فیاضى،

نوشهر: حجت الاسلام محمود مشایخ.

 

دفاع مقدس

با آغاز جنگ تحمیلى در سال 1359 مردم مازندران از پیشتازان در جهاد و مبارزه علیه دشمن بعثى بوده‏اند. مازندران علاوه بر نیروهاى بسیارى که در ارتش و سایر نیروها و همچنین تیپ و لشکرهاى سایر استانها داشت، یک لشکر ویژه بنام لشکر 25 کربلا بوجود آورد که تمام دوران جنگ از حماسه‏سازان جبهه‏هاى نبرد بود. علاوه بر آن تیپ مهندسى‏رزمى مستقل‏جوادالائمه(ع) نقش بسیار مهمى را در دفاع مقدس ایفا نمود. در جریان جنگ تحمیلى مردم رشید این منطقه کاروانهاى زیادى را تدارک دیدند و روانه میدانهاى نبرد نمودند. دلاوران و کفر ستیزان این منطقه علاوه بر حضور در لشگر 25 کربلا و تیپ جواد الائمه در تیپ 30 گرگان، تیپ 75 ظفر، تیپ مالک اشتر و قرارگاه رمضان قدرت و شجاعت خود را به منصه ظهور رسانیدند. مردم رشید این استان که فرصت رفتن به جبهه جنگ را نیافتند در امور پشتیبانى و تدارکات مادى خود را در قالب کاروانهاى پشتیبانى از رزمندگان ادامه دادند و پس از خاتمه جنگ که دوره بازسازى شروع گردید، منطقه سوسنگرد در برنامه بازسازى این استان قرار گرفت و حضور فیزیکى (نیروى انسانى) و مادى این استان در مناطق جنگى و بازسازى آن بسیار مشهود بود. از ابتدا تا پایان جنگ استان مازندران متجاوز از 10699 نفر شهید، 1333 نفر مفقودالاثر، 45532 نفر جانباز و 3526 نفر اسیر (که این اسرا در پایان جنگ آزاد گردیدند) از بهترین و فداکارترین جوانان رزمنده پاسدار و بسیجى و قواى مسلح نظامى و انتظامى خود، دین خود را به انقلاب اسلامى اداء نموده است. تعداد 286 تن از شهدا استان روحانى مى‏باشند. از بهترین شهداى این استان سردارانى همچون سردار قاسمى طوسى، سردار ابوعمار مى‏باشد.

اسامى تعدادى از شهداى استان

ردیفنام شهیدتاریخ تولدمحل شهادتتاریخ شهادتمحل اعزام

1احمد على زاده1346بانه20/12/66بابل

2محسن کیائیه1343بوکان29/2/62بابل

3یوسف پور تقى1346مریوان30/7/62بابل

4سید احمد کریمیان1342قلاویزان10/4/65بابلسر

5شعبانعلى احمد نیا1341شوش2/1/61بابلسر

6ولى الله دیلمى1351پاسگاه زید21/4/67بابلسر

7عبدالرضا آهنى1344فاو5/1/65بهشهر

8محمداسماعیل اجاقى1348مجنون17/2/66بهشهر

9خلیل بیات1338مجنون29/7/65بهشهر

10ایرج سیدى1342پاسگاه زید23/11/64تنکابن

11مصطفى ملا1362مریوان2/7/41تنکابن

12فتح الله ملاوى1344قلاویزان26/7/65سارى

13عبدالرضا ماهور1345ـ21/6/66سارى

14غلامرضا عنایتى1344شیاکو23/9/60سارى

15ولى الله صدرایى1336سوسنگرد28/7/59سارى

16مهدى طالبى1348پاسگاه زید2/11/65سارى

17فردوس اصغرى1341فاو15/12/64سوادکوه

18عبدالحمید هدایتى1338پاسگاه زید7/11/65سوادکوه

19على جان قاسمى1325فاو22/11/64قائمشهر

20سیدمحمود ساداتى1340سرپل ذهاب8/9/59قائمشهر

21على اکبر حسن پور1340دزفول7/1/61قائمشهر

22سید مهدى کاظمى1339هورالعظیم25/3/64محمودآباد

23سید محمد حسینى1348ـ19/4/68محمودآباد

24حسین منفرد1348قلاویزان14/4/65محمودآباد

25عباس آشکاران1333پاسگاه زید19/1/66نکا

26شکر الله فردوسى1343سردشت ـ مهاباد5/9/63نکا

27کریم بدوى1345مریوان2/8/62نکا

28احمد کیومرثى1343بستان8/9/60نور

29قربان على طرفان1315پاسگاه زید20/1/66نور

30ابوالقاسم رستگار1343ام الرصاص10/2/61نور

ماخذ: بنیاد شهید انقلاب اسلامى.

مشارکت سیاسى

مردم استان مازندران همچون سایر مردم ایران اسلامى همواره در صحنه‏هاى انقلاب حضور داشته‏اند و به نحو بارزى نقش خود را در این انقلاب و اداره آن ایفا نموده‏اند. مردم این استان با حضور در راهپیمایى‏هاى مختلف و شرکت در انتخابات گوناگون و 8 سال حضور در صحنه‏هاى نبرد علیه متجاوزین حمایت خود را از انقلاب و امام و رهبرى به نمایش گذاشته‏اند. یکى از بهترین جلوه‏هاى مشارکت سیاسى مردم، شرکت در انتخابات مى‏باشد. انتخابات مجلس شوراى اسلامى که عصاره ملت مى‏باشد مى‏تواند نمونه خوبى از مشارکت سیاسى مردم هر استان باشد. در اولین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى 4/69 درصد واجدین شرایط در پاى صندوق‏هاى راى حاضر شدند. در دوره دوم میزان مشارکت مردم کاهش یافت و به 7/57 درصد رسید. در این دوره میزان آراء نسبت به دوره قبل حدود 5/2 درصد افزایش یافت. در سومین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى میزان مشارکت مردم به نحو چشمگیرى افزایش پیدا کرد و به 7/79 درصد رسید. در این دوره میزان آراء نسبت به دوره قبل حدود 8/68 درصد افزایش یافت. در چهارمین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى 8/79 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت نمودند. میزان آراء در این دوره نسبت به دوره قبل 1/21 درصد افزایش یافت. در پنجمین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى 1/78 درصد واجدین شرایط راى خود را به صندوق ریختند و نسبت به دوره قبل 7/1 درصد از میزان مشارکت مردمى کاسته شد. میزان آراء در این دوره نسبت به دوره قبل حدود 9/19 درصد افزایش یافت. در ششمین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى میزان مشارکت مردمى به شکل محسوسى کاهش یافت و در این دوره تنها 4/63 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت نمودند. در این دوره مردم استان کمترین میزان حضور را در طول دوره‏هاى شش گانه مجلس شوراى اسلامى داشته‏اند. میزان آراء نیز در این دوره نسبت به دوره قبل در حدود 3/5 درصد کاهش یافت.

منابع

برگرفته از «


اطلس فرهنگی ایران > تاریخی و سیاسی > دوران جمهوری اسلامی

منابع

جستجو در ویکی‌گفتاورد   مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به انقلاب در ویکی‌گفتاورد موجود است.

    سامانه بین‌المللی انقلاب ایران

    تبیان

    دانشنامه رشد

    روزنامه ایران

برای دانلود فایل ورد این مطلب اینجا کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٢٠ | ٥:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فرج اله فیروزی تبار | نظرات ()